ابن سینا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بوعلی سینا)
پرش به: ناوبری، جستجو
حسین بن عبدالله
Avicenna Portrait on Silver Vase - Museum at BuAli Sina (Avicenna) Mausoleum - Hamadan - Western Iran (7423560860).jpg
چهره مدرن از ابن سینا بر روی ظرف نقره، موزه بوعلی سینا در همدان
زادروز ۱ شهریور ۳۵۹[۱]
بخارا (پایتخت سامانیان)، در ازبکستان کنونی
درگذشت ۳۱ خرداد ۴۱۶[۱](در سن ۵۷ سالگی)
همدان
آرامگاه آرامگاه بوعلی‌سینا
۳۴°۴۷′۲۹.۵۵″ شمالی ۴۸°۳۰′۴۷.۶۲″ شرقی / ۳۴.۷۹۱۵۴۱۷°شمالی ۴۸.۵۱۳۲۲۷۸°شرقی / 34.7915417; 48.5132278 همدان
محل زندگی فرارود، خراسان، گرگان، ری، اصفهان و همدان
ملیت ایرانی[۲][۳][۴][۵]
نام‌های دیگر ابوعلی سینا، پور سینا
پیشه فیلسوف، دانشمند و حکیم
سال‌های فعالیت اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم قمری
نقش‌های برجسته بزرگ‌ترین فیلسوف مشایی و پزشک نامدار ایران در جهان اسلام.[۶]
لقب شیخ‌الرئیس؛ شرف الملک، حجت الحق شاهزاده اطباء
دوره اواخر سامانیان و دوران آل بویه
مذهب مسلمان[۷][۸]شیعه[۹][۱۰]
منصب وزارت
مکتب فلسفه مشایی
آثار کتاب شفا، قانون، دانشنامهٔ علایی و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی
همسر یاسمین
والدین عبدالله / ستاره

ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا، مشهور به ابوعلیِ سینا، ابن سینا و پور سینا (زادهٔ ۳۵۹ ه‍.ش در بخارا – درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] همه‌چیزدان،[۱۵] پزشک، ریاضی‌دان، منجم، فیزیک‌دان، شیمی‌دان، روان‌شناس، جغرافی دان، زمین‌شناس، شاعر، منطق دان و فیلسوف[۱۶] ایرانی[۲][۳][۴][۵][۱۷] و از مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران‌زمین است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.[۱۸][۱۹]

وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند.[۲۰] همچنین وی او را مشهورترین دانشمند دیار ایران می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است.[۲۱] هم چنین وی در زمره فیلسوفان بزرگ جهان قرار دارد.[۲۲] دانشنامهٔ فلسفهٔ دانشگاه تنسی ابن سینا را تاثیرگذارترین فیلسوف جهان پیش از دوران مدرن معرفی می‌کند.[۲۳]

کتاب قانون ابن سینا در پزشکی به سال ۱۹۷۳ در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا تجدید چاپ گردیده است.[۲۴]

آرامگاه بوعلی‌سینا در میدان بوعلی سینا در مرکز شهر همدان واقع شده‌است.

زندگی[ویرایش]

مجسمه ابن سینا، مشهورترین دانشمند ایرانی در جهان اسلام، در مقابل بیمارستان عرفان در سعادت آباد، منطقه ۲ تهران
اولین سنگ قبر ابن سینا قبل از نبش قبر و جابجایی

ابن سینا در روستای افشانه نزدیک بخارا (در ازبکستان کنونی و ایران بزرگ در سده پنجم هجری قمری) متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش که از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود وی را به مدرسه بخارا فرستاد تا در آنجا به خوبی تحصیل کند. پدر و برادر ابن سینا مجذوب تبلیغات اسماعیلیه شده بودند، اما ابن سینا از آن دو پیروی نکرد. وی حافظه و هوشی خارق‌العاده داشت. به طوری که در ۱۴ سالگی از آموزگار خود پیشی گرفت.[۲۵]

او علم منطق را از استادش ابو عبدالله ناتلی آموخت. او کسی را نداشت که از وی علوم طبیعی یا داروسازی را فرا بگیرد و پزشکان مشهور از دستورکارهای او پیروی می‌کردند. البته وی در فراگیری علم ماوراءالطبیعه ارسطو دچار مشکل شد که تنها به کمک اغراض مابعدالطبیعه فارابی توانست آن را بفهمد. او امیر خراسان را از یک بیماری سخت نجات داد. امیر خراسان در ازای این کار اجازه داد که ابن سینا از کتابخانه باشکوه مخصوص شاهزادگان سامانی استفاده کند. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر بسیاری از علومی که بعدها شناخته شدند، تسلط یافت. پیشرفتهای بعدی وی، مرهون استدلالهای شخصی وی بود.[۲۵]

بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به گفته از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:[نیازمند منبع]

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد.[نیازمند منبع] بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. زمانی که ناتلی به خانهٔ ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد، فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوهٔ دانشمندانِ آن زمان بود، تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تأکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشهٔ خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسیِ آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استادِ خود برتری یافتم. چون ناتلی از بخارا رفت من به پژوهش و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد میلی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان پیشی نوشته بودند همه را به دقت خواندم، چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت، در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار زما صرف کردم. در این زمان کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

پس از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب مابعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرضِ نویسنده را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقتِ آن پی نبرده‌بودم. چهرهٔ مقصود در حجابِ ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروشِ دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من درخواست کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابونصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از برداشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاسِ خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این هنگام سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم. زمانی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که بیشتر مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم. چندی پس از این روزها پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا نزدیکی پیدا کردم و به تألیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن دربخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم.

در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به جرجان (شهری در محل گنبد کاووس کنونی) رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به جرجان (شهری در محل گنبد کاووس کنونی) بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابوعبید جوزجانی در جرجان (شهری در محل گنبد کاووس کنونی) به نزدم آمد.

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان زندگی با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین زمانها استادم کتاب قانون را نوشت و تألیف کتاب بزرگ شفا را به خواهشِ من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید؛ استاد وزارتِ او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد. ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تنِ دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان درآمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سَفَروحَضَر و به هنگام جنگ و صلح، استاد را همراه و همنشینِ خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاءرا تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد. او با روش‌های اندیشمندانه بیماران را درمان می‌کرد.

مهاجرت از گرگانج به شهر جرجان (شهری در جای کنونی گنبد کاووس امروز) (۴۰۳–۴۰۲ هجری/ ۱۰۱۳–۱۰۱۲ میلادی)[ویرایش]

ابن سینا در ۴۰۲ هجری گرگانج را به مقصد جرجان(گنبد کاووس) ترک نمود تا دوستش کاووس بن وشمگیر دیلمی از آل زیار را دیدار کند. در این راه، ابن سینا به سوی خراسان رفت و از شهرهای نسا، ابیورد، طوس، سمنگان، جاجرم گذشت و به جرجان(گنبد کاووس) رسید؛ ولی در این میان (در زمستان ۴۰۳ هجری/ژانویه و مارس ۱۰۱۳ میلادی) قابوس درگذشت. گرچه در شرح حال ابن سینا به زبان خودش، دلیلی بر این موضوع نیامده، ولی می‌توان علت مرگ قابوس را مسائل سیاسی دانست. ابن سینا در طی این سفر به نظر نمی‌رسد که در شهری مانده باشد. ابن سینا مدت کوتاهی در جرجان(گنبد کاووس) در خانه یکی از دوستان صمیمی اش اقامت نمود و در آنجا جوزجانی را دیدار نموده و در خدمت منوچهر بن کاووس بود.[۲۶]

در ری (۴۰۵–۴۰۴ هجری/ ۱۰۱۵–۱۰۱۴ میلادی)[ویرایش]

ابن سینا از جرجان (شهری در محل گنبد کاووس کنونی) به ری مهاجرت کرد و در دستگاه حکومتی حاکم آل بویه مجدالدوله رستم وارد شد. مادر مجدالدوله سیده، دستی پشت پرده در تصمیم گیریهای حکومتی بود. ابن سینا با مهارتی که در پزشکی داشت، از نخبگانسیاسی که به مجدالدوله مشاوره می‌دادند پیشی گرفت و به وی نزدیک‌تر شد. ابن سینا مجدالدوله را که مبتلا به مالیخولیا شده بود، مداوا نمود.[۲۶]

در همدان (۴۱۵–۴۰۵ هجری/ ۱۰۲۴–۱۰۱۵ میلادی)[ویرایش]

ابن سینا در ری بود تا شمس‌الدوله حاکم آل بویه (برادر مجدالدوله) در ذیقعدهٔ ۴۰۵ ه‍.ق /آوریل ۱۰۱۵ م. به آنجا حمله کرد. ابن سینا به دلایل نامعلوم به قزوین مهاجرت کرده و سپس وارد همدان گردید. وی سپس برای درمان شمس‌الدوله احضار گردید و به اجبار وزیر وی شد و تا مرگ شمس‌الدوله در ۴۱۲ ه‍.ق /۱۰۲۱ م. در این سمت باقی ماند. یک بار در این دوران ابن سینا با لشکریان امیر درگیر شد. پس از مرگ شمس‌الدوله، سماءالدوله روی کار آمد و از ابن سینا خواست تا در جایگاهش باقی بماند؛ ولی ابن سینا تمایلی به این موضوع نداشت و در انتظار فرصتی برای ترک آن دیار بود. او پنهانی با علاءالدوله حاکم آل کاکویه نامه نگاری کرد که دیوان آل بویه در همدان و مخصوصاً تاج‌الملک ابونصر ابراهیم بن بهرام کوهی وزیر کرد آل بویه به وی ظنین گردیده، به اتهام خیانت در قلعه‌ای در فرجان ابن سینا را زندانی کردند. ابن سینا ۴ ماه زندانی بود تا اینکه علاءالدوله به همدان تاخت و سلطنت سماءالدوله را پایان داد و ابن سینا از زندان آزاد شد. علاءالدوله به ابن سینا پیشنهاد منصبی در همدان را داد که نپذیرفت. چندی بعد ابن سینا تصمیم به مهاجرت به اصفهان گرفت و در لباس صوفیان به همراه برادرش، ابوعبید جوزجانی و دو برده به آنجا رفت.[۲۶]

در اصفهان (۴۲۸–۴۱۵ هجری/۱۰۳۷-‍‍۱۰۲۴ میلادی)[ویرایش]

علاءالدوله، ابن سینا را با عزت و احترام پذیرفت و ابن سینا در اصفهان سکنی گزید و سالهای پایانی عمرش را در خدمت وی گذراند و در بیشتر سفرها با وی همراه بود. در یکی از این سفرها به همدان در سال ۴۲۸ هجری، ابن سینا مبتلا به قولنج شد که دائماً به آن مبتلا می‌گشت و در اثر آن درگذشت و در همدان به خاک سپرده شد و آرامگاه بوعلی‌سینا هم اکنون در این شهر قرار دارد.[۲۶]

ابن سینا و ازدواج[ویرایش]

در منابع تاریخی هیچ گزارش جدی دربارهٔ ازدواج ابن سینا مطرح نشده است، جز این‌که برخی گفته‌اند با دختری به نام یاسمین که کنیز فراری خلیفه بغداد بود، ازدواج کرد، که آن هم دیری نپایید.[۲۷]

علت مرگ ابن سینا[ویرایش]

سنگ مزار ابن سینا

مستندترین گزارش از مرگ ابن سینا از ابوعبید جوزجانی شاگرد اوست که تا پایان عمر همراه او بود:

ﻫﻤﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﮐﻤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﻭﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺷﻬﻮﺍﻧﯽ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﯾﺎﺭﺍﻥ، ﺯﯾﺎﻥ ﺯﻥ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺍﻓﺮﺍﻁ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻭﯼ ﮔﻮﺷﺰﺩ ﺷﺪ. ﺷﯿﺦ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺟﺴﻤﯽ ﻭ ﺭﻭﺣﯽ ﻣﺮﺍ ﺑﻬﺮﻩٔ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪٔ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎ ﻧﯿﮏ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ. ﺯﯾﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺟﺴﻢ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﮐﺮﺩ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻋﻼﺀﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﺵ ﻓﺮﺍﺵ ﻣﯽﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﭘﻮﺭﺳﯿﻨﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻗﻮﻟﻨﺞ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ. ﺷﯿﺦ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺁﻥﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺎﺭﺯﺍﺭ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﻣﯿﺮ ﺯﻣﯿﻦﮔﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻣﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻫﺸﺖ ﺑﺎﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻨﻘﯿﻪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﺭﻭﺩﻩﻫﺎﯾﺶ ﺯﺧﻢ ﺷﺪ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﻠﯿﻞ ﮔﺸﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺳﺖﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﯿﻤﺎﯼ ﻗﻮﻟﻨﺞ ﻭﯼ ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻭﺭﺁﻭﺭ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﮐﺎﺏ ﻋﻼﺀﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ ﮔﺮﺩﯾﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺍﯾﯿﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺭﺳﯿﺪ، ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﺪﺑﺮ ﺗﻦ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﻓﺮﻭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ.» ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﺑﺴﺖ. ﺟﺴﻤﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ هشت ساله بود.[۲۸]

اخلاق و صفات[ویرایش]

با توجه به آثار به جا مانده از ابن سینا معلوم می‌شود که او فردی بسیار باهوش و پرکار بوده است.

ابن سینا فیلسوف[ویرایش]

ابن سینا بسیار پیرو فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفسارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما ابن سینا هرچه به پایان عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که پایان عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. متأسفانه امروزه از این کتاب تنها پیش گفتارش در دست است؛ ولی حتی در همین پیش گفتار نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.[۲۹]

آثار ابن سینا[ویرایش]

نسخه‌ای از کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین، چاپ ۱۴۸۴ میلادی در مخزن کتب نفیس کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو

به دلیل آنکه در آن دوره، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایران‌زمین که در آن روزگار می‌زیستند کتاب‌های خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها برخیی از این آثار به زبان‌های دیگر از جمله فارسی ترجمه شد. از جمله اثر قانون در طب که توسط عبدالرحمن شرفکندی به زبان فارسی ترجمه شده‌است.

برابریابی برای واژه‌های عربی و واژه‌سازی از سویِ ابنِ سینا[ویرایش]

افزون بر این، ابن سینا در ادبیات فارسی نیز دستی توانمند داشته‌است. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آن‌ها، بی گمان «دانشنامه علائی» و «رگشناسی» (رساله نبض) از نوشته‌های او است. آثار فارسی ابن سینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصارکامل نوشته شده‌است.[۳۰] ابن سینا برای بیان مفاهیم نو به فارسی در آثار خود دست به واژه‌سازی زده است.

برپایهٔ پژوهشهای دکتر محمد معین و سیدمحمد مشکات، شمار واژگان آفریدهٔ ابن سینا در دانشنامهٔ علایی و رگ‌شناسی ۱۰۳۹ واژه است. برخی واژه‌های آفریدهٔ ابن سینا در این دو اثر سترگ چنین هستند:

بُرینش به‌جای قطع (که در ریاضی و انداهه به‌کار می‌رفت)، پذیرا به‌جای قابل (در فلسفه)، روان به‌جای نفس، سربه‌سر به‌جای مساوی، کرده به‌جای مفعول، کُنا به‌جای فاعل، گداخته به‌جای مایع، مایگی به‌جای مادیّت، نهاد به‌جای وضع، یکی‌ایی به‌جای وحدت، افکندنِ گمان به‌جای تولیدِ شک، ایستادگی به‌خودی‌خود به‌جای قائمِ‌بالذات‌بودن، بالش (نمو، از بن واژهٔ بالیدن)، بَستَناکی به‌جای انجماد، بهره پذیر به‌جای قابل قسمت، بی‌گسستگی به‌جای لاینقطع، پیداگر، پیوندپذیر، جانِ سخن‌گویا به‌جای نفسِ ناطقه، جُنبایی به‌جای حرکت، جنبش‌دار، جنبشِ راست به‌جای حرکتِ مستقیم، جنبش گِرد به‌جای حرکتِ مستدیر، چه‌چیزی به‌جای ماهیت، دیرجنب، رایش به‌جای علمِ ریاضی، روشن‌سرشتی، زایش‌دِه به‌جای مولّد، زِفر زبرین به‌جای فکِ اعلی، زِفر زیرین به‌جای فکِ اسفل، شایدبود به‌جای امکان، گوهر روینده به‌جای جوهر نامی، نادیداری به‌جای باطنی، هرآینگی‌بودن به‌جای وجوب، حدِّ کِهین، حدِّ مِهین، حدِّ میانگین، علمِ ترازو به‌جای علمِ منطق، علمِ سپس‌طبیعت به‌جای علم مابعدالطبیعه، نبض درنگی، نبض دمادم، نبض ستبر، نبض لرزنده.[۳۱]

نوشته‌ها[ویرایش]

آثار فراوانی از ابن سینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آن‌ها در فهرست نسخه‌های مصنفات ابن سینا[۳۲] آورده شده‌است. این فهرست شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است.[۳۰]

از مصنفات اوست:

از دیگر تالیفات وی می‌باشد.[۳۳]

و رساله‌های او عبارتند از:

فلسفه[ویرایش]

ریاضیات[ویرایش]

طبیعی[ویرایش]

پزشکی[ویرایش]

قانون یک دائرةالمعارف پزشکی است که در آن تمام مبانیِّ طب سنتی مانند: کالبد شناسی، نشانه‌شناسی، داروشناسی، داروسازی، نسخه‌نویسی مورد بحث قرار گرفته‌است. کتاب قانون در ۱۳۶۰ توسط شرفکندی از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد و توسط انتشارات سروش منتشر گردید و تا کنون چندین بار تجدید چاپ شده‌است. این کتاب در دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی تا دو سده پیش مورد استفاده پزشکان بوده و به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه شده‌است، قانون بعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته‌است. افلاطون مغز و دل و کبد را اندام‌های زیستی یا اعضای رئیسه یا اندام‌های اصلی بدن انسان می‌دانست و به همین دلیل این اعضا را مثلث افلاطون یا تریگونوم پلاطو، به یونانی trigonome plato یا Plato's tripod و به انگلیسی plato' triangle می‌نامیدند. ابن سینا اعلام نمود که بقای نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است و بنابر این جمع چهار اندام نام برده را مربع ابن سینا، به زبان یونانی کوادرانگولا اویسینا quadrangula Avicenn و به انگلیسی Avecena's quadrangle نامیدند.[۳۴] وی همچنین علاقه‌مند به تأثیرات اندیشه بر جسم بود و آثاری نیز در باب روانشناسی دارد.

علوم غریبه[ویرایش]

ابن سینا از جمله فلاسفه‌ای ست که به علوم غریبه پرداخته‌اند. او رساله‌ای دربارهٔ حروف مقطعه در قرآن دارد و برای هر یک از حروف معنایی قابل است.[۳۵] همچنین او رساله‌ای به فارسی به نام کنوزالمعزمین نگاشته است که شامل شرح نیرنجات، طلسمات، رُقیه و تسخیر کواکب می‌باشد.[۳۶]

موسیقی[ویرایش]

ابن سینا نظریه‌پردازی دارای دیدگاه‌های موسیقایی است. او مردِ دانش و نه کنش در موسیقی بود؛ ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن می‌راند که گویی در کنش نیز چیره‌دست است. گمان می‌شود ابن سینا و فارابی از بنیادگذارانِ نخستین پایه‌های هارمونی در موسیقی بوده‌اند. آثار موسیقاییِ ابن سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخش‌هایی از آنها به موسیقی پرداخته شده:[۳۷]

اشعار[ویرایش]

کتاب قانون ابن سینا در سال ۱۵۹۳[نیازمند منبع]

ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت[نیازمند منبع].

از شیوه نگارش کتاب‌های علمی و فلسفی ابن سینا و اشعار عربی او که مشهورترین آن‌ها قصیدهٔ عینیه روحیه است به خوبی می‌توان توانایی و چیرگی او در شاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسی‌ای که به ابن سینا نسبت داده‌اند، روی هم رفته ۲۲ قطعه و رباعی در ۶۵ بیت می‌شود، ولی در درستی انتساب آن‌ها به وی تردید کرده‌اند.[۳۰]

ابوعلی سینا و ادبیات[ویرایش]

نمای بیرونی مقبره ابن سینا در همدان

ابوعلی سینا به عربی و فارسی شعر می‌سروده است. حدود هفتاد و دو بیت شعر فارسی در کتابهای مختلف و تذکره‌ها بدو منسوب شده است در میان ابیات بوعلی سینا طنزهای تکان دهنده‌ای به چشم می‌خورد که نشان از بی‌ارزشیِ جهان هستی و ضعف و ناتوانیِ آدمیان از دیدگاهِ اوست.

روزکی چند در جهان بودم بر سرِ خاک باد پیمودم
ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر جانِ پاکیزه را بیالودم
باخرد را به طبع، کردم هَجو بی‌خرد را به طمع بستودم
آتشی برافروختم از دل و آبِ دیده ازو بیالودم
با هواهای حرص شیطانی ساعتی شادمان بنغودم
آخرالعمر چون سرآمد کار رفتم تخم کِشته بدرودم
گوهرم باز شد به گوهر خویش من از این خستگی بیالودم
کس نداند که من کجا رفتم خود ندانم که من کجا بودم
دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت یک‌موی ندانست ولی موی‌شکافت
اندر دلِ من هزارخورشید بتافت آخر به کمالِ ذرّه‌ای راه‌نیافت

بوعلی در قطعه‌ای با این‌که به نحوی ترکِ ادبِ شرع می‌نماید، جهل و حماقت را زشت می‌شمارد؛ اما این قطعه دارای طنز دلپذیری است که بر ترکِ ادب شرع غلبه دارد. جهل و حماقتی که باعثِ حکم شرع بر تحریم می‌شود و عقلا و علما را به زحمت و رنج انداخت:

غذای روح بود بادهٔ رحیق الحق که رنگ و بوش کند رنگ و بوی گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جانِ اندهگین همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بَق
به طعم تلخ چو پندِ پدر ولیک مفید به پیش میطل باطل به نزدِ دانا حق
مِی از جهالتِ جهّال شد به شرع حرام چو مَه که از سببِ منکرانِ دین شد شَق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا حرام گشته به احکامِ شرع بر احمق
شراب را چه گنَه گر که ابلهی نوشد زبان به هرزه گشاید دهد ز دست ورق.[۳۹]

شاگردان ابن سینا[ویرایش]

ابن سینا علاوه بر آثار خود شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود،[۴۰] که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میان شاگردان او این چند تن سرشناس‌ترند:

تأثیر و جایگاه امروزی[ویرایش]

تأثیر بر اروپا[ویرایش]

چهارتاقی دانشمندان ایرانی
مجسمهٔ ابن سینا در دفتر سازمان ملل متحد در وین

انتقال علوم یونانی توسط مسلمانان و ترجمه آثار عربی به لاتین، نخستین رنسانس یعنی تجدید حیات علمی را در جنوب اروپا سبب شد. این رنسانس در قرن دهم در سیسیل آغاز شد و در قرن دوازدهم در طُلَیطُلَه (تولدو) درخشید، سپس از آن بزودی به فرانسه رسید. دو اثر اصلی ابن سینا (شفا و قانون) وی را در اروپا بصورت استاد بی بدیل طب و علوم طبیعی و فلسفه درآورد.[۲۵]

از قرن دوازدهم تا شانزدهم پایه‌های علمی و عملی پزشکی، تعلیمات ابن سینا بود. با آثار ابوبکر محمد بن زکریای رازی نیز آشنا بودند و او را طبیب معالجی بهتر از ابن سینا می‌شمردند، ولی قانون مجموعه تعلیمی بی نظیری به شمار می‌رفت و کتاب «کلیات فی الطب» ابن رشد تنها با قسمت اول کتاب قانون مطابقت داشت. قانون توسط ژرارد کرمونائی میان سالهای ۱۱۵۰ و ۱۱۸۷ به تمامی ترجمه شد و روی هم رفته هشتاد و هفت ترجمه از آن به عمل آمد که البته بعضی، از آنها فقط شامل قسمتی از این کتاب بود. بیشتر ترجمه‌ها به لاتینی بود، ولی چندین ترجمه به عبری در اسپانیا و ایتالیا و جنوب فرانسه نیز انجام شد. ترجمه کتاب‌های طبی به خوبی ترجمه کتاب‌های فلسفی او نیست و بعضی کلمات یونانی که تحریف شده و به صورت عربی درآمده، در ترجمه‌ها به صورت نامفهوم و ناشناخته آمده است، و نیز بعضی اصطلاحات فنی عربی کمابیش به حروف لاتینی نقل شده و کاملاً نامفهوم است. قانون اساس تعلیم طب در همه دانشگاه‌ها بود. در قدیمی‌ترین برنامه تعلیمی که تا کنون بدست آمده و مربوط به مدرسه طب منوپلیه است و در منشوری از پاپ کلمنت پنجم مورخ ۱۳۰۹مسیحی و نیز در تمام منشورهای پس از آن تا سال ۱۵۵۷ نام قانون آمده است. ده سال بعد جالینوس را بر ابن سینا برگزیدند، ولی کتاب قانون تا قرن هفدهم هنوز تدریس می‌شد. چاپ متن عربی آن در رم نشانه آن است که چه اندازه ارزش برای این کتاب قائل بوده‌اند. چاسر در مقدمه کتاب «داستان‌های کنتربری» نوشته است که هیچ طبیبی نباید از قانون غفلت کند. تقریباً هرکس قسمت‌هایی از قانون و مخصوصاً فصول مربوط بهتب‌ها یا بیماری‌های چشم را، یا نوشته‌های کوتاهتری چون«مقالة فی النبض» یا «رساله در بیماری‌های قلبی» را در اختیار داشت. همه مؤلفان عرب از قرن هفتم تا قرن دهم ه‍.ق /سیزدهم تا شانزدهم م. از خوان نعمت ابن سینا برخوردار بوده‌اند - حتی اگر مانند پدر ابن زهر نسبت به او تردید نشان داده یا مانند ابن نفیس به تکمیل قانون پرداخته باشند.[۲۵]

روز پزشک[ویرایش]

نام گذاری‌ها به نام ابن سینا[ویرایش]

در سمت پنهان ماه دهانه ای به افتخار ابن سینا به نام وی دهانه ابن سینا نام گذاری شده است. در تهران، شیراز، مشهد، استانبول، هراره و بوبینی فرانسه بیمارستان‌هایی به افتخار وی نام گذاری شده‌اند. یک مرکز جراحی در نیویورک به افتخار وی نام گذاری شده است. در ساسکس شرقی انگلستان یک کالج طب چینی به نام وی نام گذاری شده است. در پاکستان یک کالج پزشکی به نام ابن سینا وجود دارد. در مجارستان یک کالج بین‌المللی با نام ابن سینا وجود دارد. ژورنال بین‌المللی بیوتکنولوژی به نام ابن سینا در تهران فعالیت می‌کند. پژوهشگاه ابن سینا در تهران به افتخار وی نام گذاری شده است. چندین مدرسه و مرکز آموزشی در ایران نیز به نام وی نام گذاری شده‌اند.

جایزه ابن سینا یونسکو[ویرایش]

سازمان یونسکو هر دو سال یک بار جایزه‌ای به نام ابن سینا را از میان افرادی که در فلسفه اخلاق و علم پیشرو هستند اهدا می‌کند.

جایزه ابن سینا آلمان[ویرایش]

در سال ۲۰۰۵ میلادی دکتر «یاشار بیلگین»ترک تبار (عضو حزب راست گرای اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان) با همکاری چند فرد دیگر، کانونی عام‌المنفعه به نام "آویسنا پرایز" (Avicenna-Preis e.V) در شهر فرانکفورت آلمان بنیان نهاد تا سالانه به انتخاب هیئت داوران «جایزه ابن سینا»را به افراد یا سازمانهایی که در راه تفاهم فرهنگی ملت‌ها کوشا بوده‌اند اعطاء کند. مبلغ سقفی این جایزه تا یکصد هزار یورو تعیین شده که از طرف شخصیت‌های حقوقی و حقیقی مختلف مهیا می‌گردد.

هدیهٔ ایران به سازمان ملل[ویرایش]

دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ به عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلح‌آمیز ساختمان-مجسمه‌ای به شکل چهارتاقی که ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی در آن دیده می‌شود را به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطهٔ آن در سمت راست ورودی اصلی قرار داده شده‌است. در این چهارتاقی مجسمه‌هایی از چهار فیلسوف ایرانی خیام، ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا قرار دارد.[۴۳]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Encyclopedia of Islam: Vol 1, p. 562, Edition I, 1964, Lahore, Pakistan
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Paul Strathern (2005). A brief history of medicine: from Hippocrates to gene therapy. Running Press. p. 58. ISBN 978–0–7867–1525–1 (help). 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Brian Duignan (2010). Medieval Philosophy. The Rosen Publishing Group. p. 89. ISBN 978–1–61530–244–4 (help). 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Michael Kort (2004). Central Asian republics. Infobase Publishing. p. 24. ISBN 978–0–8160–5074–1 (help). 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ * Ibn Sina ("Avicenna") Encyclopedia of Islam. 2nd edition. Edited by P. Berman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Henrichs. Brill 2009. Accessed through Brill online: www.encislam.brill.nl (2009) Quote: "He was born in 370/980 in Afshana, his mother's home, near Bukhara. His native language was Persian."
    • A.J. Arberry, "Avicenna on Theology", KAZI PUBN INC, 1995. excerpt: "Avicenna was the greatest of all Persian thinkers; as physician and metaphysician"&fp=dcce4d829681fc6c&biw=1824&bih=966
    • Henry Corbin, "The Voyage and the messenger: Iran and Philosophy", North Atlantic Books, 1998. pg 74:"Whereas the name of Avicenna (Ibn sinda, died 1037) is generally listed as chronologically first among noteworthy Iranian philosophers, recent evidence has revealed previous existence of Ismaili philosophical systems with a structure no less complete than of Avicenna".[۱]
  6. دانشنامه ایران، جلد اول، ذیل "ابن سینا"
  7. یان ریپکا، «تاریخ ادبیات فارسی دری تا آغاز سدهٔ بیستم» در تاریخ ادبیات ایران، از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه عیسی شهابی، تهران ۱۳۸۵، انتشارات علمی و فرهنگی، ص ۲۶۰
  8. سه حکیم مسلمان، نوشته سید حسین نصر، ترجمه احمد آرام، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۸۵، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۳-۱۱۱-۴، صفحات ۴۷ و ۴۸
  9. Guntern, Gottlieb. The Spirit of Creativity: Basic Mechanisms of Creative Achievements (in English). University Press of America. ISBN 978-0-7618-5053-3. the world is divided into men who have wit and no religion and men who have religion and no wit. 
  10. Tucker, Jonathan. The Silk Road - Central Asia: A Travel Companion (in English). I.B.Tauris. p. 94. ISBN 978-1-78076-925-7. 
  11. دانشنامهٔ بریتانیکا، سرواژهٔ Avicenna، بازدید: نوامبر ۲۰۰۸.
  12. پایگاه اینترنتی دانشگاه ایالتی سنت خوزه آمریکا http://www.sjsu.edu/depts/Museum/avicen.html
  13. Avicenna: Define, Explore, Discuss
  14. Avicenna , 980-1037, Islamic philosopher and physician, of Persian origin http://www.encyclopedia.com/topic/Avicenna.aspx
  15. Kusky, Timothy M.; Cullen, Katherine E. (2010). Encyclopedia of Earth and Space Science (in English). Infobase Publishing. p. 817. ISBN 978-1-4381-2859-7. ibn sina (Avicenna in Latinized form), a Persian polymath ... 
  16. نوری کوتنایی, نظام الدین. جلوه علی علیه اسلام در ادبیات فارسی. ساری: نشر زهره, 1379. ISBN ‎964–5704–21–9. 
  17. Daly, Jonathan (2013). The Rise of Western Power: A Comparative History of Western Civilization (in English). A&C Black. p. 18. ISBN 978-1-4411-1851-6. The Persian polymath Ibn Sina (981–1037) consolidated all of this learning, along with Ancient Greek and Indian knowledge, into his The Canon of Medicine (1025), a work still taught in European medical schools in the seventeenth century. 
  18. A) "Avicenna", in دانشنامه بریتانیکا، Concise Online Version, 2006 ([۲]);
    B) D. Gutas, "Avicenna", in دانشنامه ایرانیکا، Online Version 2006, (LINK); excerpt: "That he should have written poems in Persian, his native and everyday language, is probable"
    C) Ibn Sina ("Avicenna") Encyclopedia of Islam. 2nd edition. Edited by P. Berman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Henrichs. Brill 2009. Accessed through Brill online: www.encislam.brill.nl (2009) Quote: "He was born in 370/980 in Afshana, his mother's home, near Bukhara. His native language was Persian."
    D) Charles Lindholm,"The Islamic Middle East: Tradition and Change", Wiley-Blackwell, 2002. (2nd edition) " excerpt from pg 277: "Iranian Platonic philosopher".
    E) Fayz, M. Getz. "Avicenna" in Sandra Clayton-Emmerson (2005), Key Figures in Medieval Europe: An Encyclopedia (Routledge Encyclopedias of the Middle Ages). Routledge. pg 54: "The Persian philosopher, poet, and physician Ibn Sina (Abu Ali al-Husayn ibn Abdullah ibn Sina) is known in the west as Avicenna. He was born in Bukhara and died in Hamada, Persia".
    F) Joyce Moss, " Middle Eastern literatures and their times", Volume 6 of World Literature and Its Times: Profiles of Notable Literary Works and the Historical Events that Influenced Them. Thomas Gale, 2004. Excerp
    Avicenna3.jpg

    ابن سینا یا ابن سینا حسین پسر عبدالله زادهٔ ۳۵۹ ه‍.ش در بخارا -درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را ابن سینا، ابوعلی سینا، و ابن سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجةالحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق، و قانون در طب در پزشکی.

    «بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت برشمرد. اهمیت وی در تاریخِ فلسفه بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای ایران نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همهٔ علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند: "One of the key figures whose views came under attack was the Persian philosopher and scientist Ibn Sina(also known as Avicenna; 980-1037)""
    G) David Edward Cooper, Jitendranath Mohanty, Ernest Sosa, "Epistemology: the classic readings", Wiley-Blackwell, 1999. pg 98:"by the Persian philosopher Ibn Sina (Avicenna) in the eleventh century."

  19. «ابن سینا»(انگلیسی)‎. دانشنامه بریتانیکا (به قلم سید حسین نصر)، ۲۰۰۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 26 January 2013. بازبینی‌شده در ۲۹ آوریل ۲۰۰۸. 
  20. George Sarton, Introduction to the History of Science.
    (cf. Dr. A. Zahoor and Dr. Z. Haq (1997).Quotations From Famous Historians of Science, Cyberistan.)
  21. "Avicenna". 1911 Encyclopædia Britannica. 1911. Archived from the original on 26 January 2013. Retrieved 2011–11–09. 
  22. FAMOUS PHILOSOPHERS
  23. "Avicenna (Ibn Sina)". Internet Encyclopedia of Philosophy. 
  24. https://ia700505.us.archive.org/8/items/AvicennasCanonOfMedicine/9670940-Canon-of-Medicine.pdf, Avicenna's Canon Of Medicine,by Cibeles Jolivette Gonzalez
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ ۲۵٫۳ GOICHON, “IBN SĪNĀ”, 3:‎ 941.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ Riet and Weisser, “AVICENNA”, 3:‎ 67–70.
  27. فتاحی، حسین. زندانی قلعه هفت حصار. سوره مهر، 1383. 
  28. ابن سینا، رساله اضحویه، به تصحیح حسین خدیو جم، انتشارات اطلاعات، ص 24
  29. محمدرضا فشاهی، ارسطوی بغداد، از عقل یونانی به وحی قرآنی، انتشارات کاروان، ۱۳۸۰، ص ۳۳
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ انوشه، ۴۸–۴۵
  31. دیباور، مهیار. «پیشینهٔ واژه پردازی در پارسی پس از اسلام». ۱ تیر ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۲ اسفند ۱۳۹۳. 
  32. یحیی مهدوی
  33. حمیرا زمردی-فاطمه مهری. فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)-شماره پیاپی۶۲-سال‌هفتم-شماره‌چهارم. زمستان ۱۳۹۳. صفحه۳۵۴–۳۳۹. 
  34. /human anatomy as a science, Dr. Angela Babuci Human Anatomy Department, - usmf .pdf
  35. اذکائی، پرویز. «حُروف، اَسْرار، یکی از علوم خفیه». بازبینی‌شده در ۰۹ اکتبر ۲۰۱۴. 
  36. بلوکباشی، علی. «جادو». دانشنامه بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۰۹ اکتبر ۲۰۱۴. 
  37. ستایشگر، ۳۷–۳۱
  38. گمان برخی بر این است که این اثر به جز کتاب نجات اوست.
  39. بهزادی اندوهگردی, حسین (2004). طنز پردازان ایران از آغاز تا پایان قاجار. انتشارات دستان. ISBN 964764227X. 
  40. (خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)
  41. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان ترکیسم، ایران و آذربایجان» انتشارات سمرقند، ص ۲۱۸
  42. ابو علی سینا، چهره ماندگار Avicenna، بازدید: نوامبر ۲۰۰۸.
  43. http://www.unis.unvienna.org/unis/pressrels/2009/unisvic167.html

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • انوشه، حسن (به سرپرستی). دانشنامه ادب فارسی: ادب فارسی در آسیای میانه. چاپ اول (ویراست دوم). تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰. ISBN ISBN 964-422-417-5 (جلد اول). 
  • بیهقی، پورفندق، (به عربی: تتمه صوان الحکمه)، بخش زندگی‌نامه خودنوشت و اضافات ابوعبید جوزجانی
  • ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوّم. چاپ اوّل. تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶. ISBN 964-423-377-8(جلد ۳). 
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران
  • آموزش و دانش در ایران
  • ابن سینا، بیژن آرقند

پیوند به بیرون[ویرایش]