ابن تیمیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ابن تیمیه
ابن تیمیة
احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه
تخطيط كلمة ابن تيمية.png
خوشنویسی اسلامی نام ابن‌تیمیه.
عنوان(ها)شیخ الاسلام
اطلاعات شخصی
زاده۱۰ ربیع الاول سال ۶۶۱ هجری قمری
یا
۲۲ ژانویه، سال ۱۲۶۳ میلادی
درگذشته۲۰ ذی القعده سال ۷۲۸ قمری
یا
۲۶ سپتامبر، سال ۱۳۲۸ (۶۴−۶۵ ساله)
دیناسلام
ملیتشامی
دوراناواخر قرون وسطای میانه یا در بحران‌های اواخر قرون وسطی
فرقهسنی، سَلَفی
مذهبحنبلی[۷][۸]
عقیدهالأثریة‎؛ کنار گذاشتن علم کلام و توجه بیشتر به متن‌گرایی دقیق در تفسیر قرآن و حدیث.[۱][۲][۳][۴][۵][۶]
آلما ماترمدرسه دارالحدیث السکریة
رهبر مسلمان
تأثیرپذیرندگان

احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تَیمیَه (۱۰ ربیع‌الاول ۶۶۱–۲۰ ذیقعدهٔ ۷۲۸) عالم الهیات، حدیث و فقه، فیلسوف و اخترشناس بود. او را با القابی چون شیخ السلام[۱۲] مفسّر، رجالی، مفتی و ادیب یاد کرده‌اند.[۱۳]

فتوای جهاد او برعلیه حمله سوم غازان خان مغول به دمشق منجر به پایان حملات مغول به منطقه شام گردید.[۱۴] این اولین موردی بود که مسلمان بر علیه مسلمان دیگر اعلام جهاد کرد و مورد استناد القاعده و داعش قرار گرفته است‌.[۱۵][۱۶]

مخالفت او با زیارت قبور مقدسین و طلب شفاعت از آنها یکی از دلایل جنجالی شدن عقاید او بود.[۱۷]

نظرات وی بر روی محمد بن عبدالوهاب و جنبش وهابی اثر گذاشت.[۱۸]

وی شیعیان را دشمنان داخلی می‌دانست که قتل آنها از صلیبیون و مغولان واجب تر است.[۱۹]

ابو مصعب الزرقاوی، از رهبران القاعده به نظرات ابن تیمیه در مورد کفر شیعیان استناد می‌کرد.[۲۰]

علماء شیعه با او مخالفت داشتند و او را یک منحرف دانسته و از او درخواست برگشت از عقایدش را داشتند و از آنجایی که او مقاومت کرده و این را نپذیرفت شش مرتبه به زندان افتاد.[۲۱][۲۲]

بابر یوهانسن، دلیل زندانی شدن او را عرفا، فقها و متکلمانی که با قدرت سیاسی مرتبط بودند می‌داند.[۲۳]

وی زندگی خود را وقف تحقیقات دینی و سیاسی کرد. با اینکه به او مقام پیشنهاد شد، هیچگاه نپذیرفت[۲۴] و هیچگاه ازدواج نکرد.[۲۵]

وی گفت قرآن و حدیث را بر معانی متداول باید فهمید و کسانی را که بر معانی مجازی و کنایه ای حمل می‌کنند، مؤوله (تاویل گرا) نامید. [۱۳]

نسب[ویرایش]

تقی‌الدین ابوالعباس احمد بن شهاب‌الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی‌القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی.

اقوال‌ علما[ویرایش]

ذهبی: او شیخ ما شیخ السلام هست در عصر منحصر به فرد خودش با دانش شجاعت و سخاوتش ملتش را امر به معروف و نهی از منکر کرد و آنچه برای اون اتفاق افتاد برای کسی پیش نیامد.[۲۶]

ابن قیم الجوزی : او شیخ زاهد، عابد و حافظ بود.[۲۷]

ابن سید ناس دربارهٔ ابن تیمیه می‌گوید: سید استاد ما امام دانشمند شیخ السلام علما سرمشق پیشوایان وبزرگان هست و یاور کننده سنت، کوبنده بدعت و حجت خدا بر روی زمین هست.[۲۸]

جلال الدین سیوطی : ایشان شیخ الاسلام، حافظ نکته سنج فقیه مجتهد مفسر و یگانه زمان و از مشاهیر اقیانوس علم دانش هست و از زمره نوابغ پارسا بود.[۲۹]

شوکانی : پس از ابن حزم کسی مانند وی را ندیدم و گمان ندارم فاصله زمانی این دو مرد همانند ایشان یا مدعی این را به خود دیده باشد.[۳۰]

ابن دقیق العید : او کسی همچون خود را ندیده‌است.[۳۱]

ابن حجر عسقلانی :شهرت امامت شیخ تقی الدین اظهر من الشمس هست ملقب ساختن وی به شیخ السلام از حیات تا اکنون بر زبان دانایان جاریست و در آینده هم ادامه خواهد داشت و کسی جز افراد نااگاه منکر لقب او نیست.[۳۲]

المزی : چون او کسی را ندیده‌ام و او چون خود را ندیده‌است.[۳۳]

بهاءالدین السبکی : هوش او با عظمت و ذهن اون همانند دریایی هست که علوم شرعی و عقلی را در خود جای داده هست و ذکاوت اون غیرقابل توصیف هست.[۳۴]

مزعی الکرمی : شیخ السلام تقی الدین دریای دانش ،مفتی و مجتهد هست.[۳۵]

ابوحیان توحیدی : چشمان من همانند او را ندیده‌است.[۳۶]

محمد ابوزهره : وی مجتهدی وابسته به مذهب حنبلی بود.[۳۷]

سال‌های نخست زندگی[ویرایش]

ویرانه‌های شهر و دانشگاه حران زادگاه احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه

پدرش از علمای دارای منبر حنبلی در حران بود و بعدها در مسجد اموی دمشق همان مقام را به دست آورد. حران شهری از قلمرو سلجوقیان روم بود، اکنون حران یک شهر کوچک در مرز سوریه و ترکیه است، در حال حاضر در استان شانلی‌اورفه ترکیه قرار دارد. در آغاز دوره اسلامی، حران در سرزمین قبیله مضر (دِیَارُ مُضَرَ) قرار داشت. حران قبل از نابودی توسط مغولان، از همان روزهای آغازین اسلام نیز به دلیل مکتب و سنت حنبلی،[۳۸][۳۹] که خانواده ابن تیمیه به آن تعلق داشتند، مشهور بود. پدربزرگش، ابوالبرکت مجد الدین بن تیمیه حنبلی (متوفی ۱۲۵۵) و عمویش، فخرالدین (متوفی ۱۲۲۵) از علمای معتبر مکتب حقوق حنبلی بودند.[۴۰] به همین ترتیب، دستاوردهای علمی پدرش، شهاب الدین عبدالحلیم بن تیمیه (متوفی ۱۲۸۴) نیز به خوبی شناخته شده بود.

مهاجرت به دمشق[ویرایش]

در سال ۱۲۶۹ میلادی، ابن تیمیه هفت ساله، حران را به همراه پدر و سه برادرش ترک کرد. این شهر در پی حمله مغول به‌طور کامل ویران گشت.[۴۱] خانواده ابن تیمیه نقل مکان کردند و در شهر دمشق سوریه مستقر شدند که در آن زمان تحت سلطنت مملوک بود.

آموزش[ویرایش]

در دمشق، پدرش مدیر مدرسه سوکاریه بود، جایی که ابن تیمیه نیز تحصیلات نخستین خود را در آنجا گذراند.[۴۲] ابن تیمیه خود را با آموزه‌های دینی و سکولار زمان خود آشنا کرد. مطالعات دینی وی در سال‌های نخست نوجوانی آغاز شد، زمانی که او کل قرآن را به خاطر سپرد و بعدها به فراگیری رشته‌های اسلامی قرآن پرداخت.[۴۱] از پدرش علم دینی فقه (اصول فقه) را فرا گرفت.[۴۱] ابن تیمیه آثار احمد بن حنبل، أبو بکر الخلال و ابن قدامه و همچنین آثار پدربزرگش، ابوالبرکات مجد الدین را آموخت. تحصیل فقه وی منحصر به سنت حنبلی نبود بلکه سایر مکاتب فقهی را نیز آموخت.

مرگ[ویرایش]

ابن تیمیه در اوایل سپتامبر ۱۳۲۸ (در سال ۷۲۸ ه‍.ق) بیمار شد[۴۳] و در سن ۶۵ سالگی در ۲۶ سپتامبر همان سال در حالی که در زندان ارگ دمشق بود درگذشت. (که از نظر علماء شیعه منحرف بود[۴۴])[۴۰]هنگامی که خبر به گوش مردم رسید، حمایت شدیدی از طرف مردم از وی به نمایش درآمد.[۴۵]وی در دمشق، در مقبه صوفیه (قبرستان صوفیان) به خاک سپرده شد که برادرش شرف الدین پیش از او در آن قبرستان دفن شده بود.[۴۶][۴۷][۴۸]گزارش شده‌است که دویست هزار مرد و پانزده تا شانزده هزار زن در نماز مرده او شرکت کردند.[۴۹][۵۰][۵۰]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

ابن تیمیه در کتاب بیان التلبیس الجهمیه می‌آورد: «ابن‌عباس از رسول‌الله نقل می‌کند که:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد و فرده جعد قطط، فی روضه خضرا… خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو و مجعد است».[۵۱]

و در همان کتاب می‌گوید: «تمامی این روایات دلالت بر این دارند که این دیدار در خواب و در مدینه انجام گرفته‌است مگر حدیث عکرمه بن عباس.»[۵۲]

همچنین در رد بر مجسمه می‌گوید: «در این‌گونه اموری که الله و رسولش آن‌ها را نفی کرده‌است داخل شدند تا این‌که گفتند: او (الله) در دنیا با چشمان دیده می‌شوند.»[۵۳]

همچنین در کتابی دیگر گفته‌است: «و هر یک از عبادت‌گزاران پیشین و پسین که بگوید پروردگارش را با چشم سر دیده‌است به اجماع اهل علم و ایمان اشتباه کرده‌است.»[۵۴]

نفی زیارت[ویرایش]

ابن تیمیه برای اولیا و برگزیدگان نیروی مافوق بشری ( کرامت الاولیا) قائل بود [۵۵]ولی زیارت قبور ائمه و پیامبران را بدعت و شرک میدانست[۵۶][۵۷]

نفی توسل[ویرایش]

ابن تیمیه توسل به شفاعت مقدسین را شرک میدانست :[۵۸]

اگر بگوید از او می‌خواهم تا نزد خدا برای من شفاعت کند، زیرا او از من به خدا نزدیکتر است. این از اعمال مشرکان و مسیحیان است، زیرا آنها ادعا می کنند که کشیشان و خاخام ها آنها را شفاعت می کنند ... خداوند ما را از مشرکان آگاه می کند که گفتند: ما آنها را پرستش نمیکنیم لیکن آنها ما را به خدا نزدیکتر میکنند.

لزوم حکومت[ویرایش]

ابن تیمیه بر این باور است که ولایت مردم از بزرگترین وظایف دین است[۵۹]

روش انتخاب حاکم[ویرایش]

«بعضی از علما می گویند: امام با بیعت چهار نفر برگزار می شود، بعضی گفتند: با بیعت دو برگزار می شود و بعضی گفتند: با بیعت یکی. امام نمی شود تا اهل شوکت با او موافق نباشند که مقصود امامت را محقق کند»

مبنای مشروعیت سیاسی[ویرایش]

قوت و امین بودن و بیعت را مبنا قرار میدهد. و میگوید استطاعت را در نظر میگیریم (فالله يقول: فَاتَّقُوا اللهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) و شرایط را در نظر میگیریم مثلا در زمان جنگ فردی که قویتر است و امین بودن او کمتر است از فرد امین ضعیف برای حکومت بهتر است و خالد ابن ولید را مثال میاورد که پیامبر اسلام او را منصوب کردند و گفتند درست است که اشتباهاتی دارد ولی فعلا بهترین فرمانده برای جنگ است.[۶۰] [۶۱]

زبان فارسی[ویرایش]

وی از از پیامبر اسلام نقل می‌کند: اگر کسی بتواند به زبان عربی سخن بگوید و به زبان فارسی سخن بگوید منافق است .[۶۲] می‌گوید: باری سعد بن ابی وقاص شنید که مردمی به زبان فارسی سخن می‌گویند، خطاب به آن‌ها گفت: «پس از آمدن اسلام بازهم دلبسته مجوسیت و آتش‌پرستی هستید؟» نیز از زبان مالک بن انس، یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت و جماعت می‌نویسد که مالک بن انس روزی خطاب به حاضران در مسجد نبوی در مدینه با لحن خشن و عبوس و تهدیدآمیزی گفت: هرگاه ببینم کسی به زبان فارسی حرف می‌زند، از مسجد بیرونش خواهم انداخت. ابن تیمیه در کتاب یادشده از ابن جنی، از علمای نامور نحو عربی، نقل می‌کند که باری گفت: «دلیل این‌که یک عده از آدم‌ها در جامعه اسلامی دچار انحراف شده‌اند و با شریعت اسلام از در مخالفت درآمده‌اند و در دام زندقه و الحاد افتاده‌اند، آشنایی درست نداشتن آن‌ها از زبان عربی بوده‌است».[۶۳]

ایرانی ستیزی[ویرایش]

ابن تیمیه، به نقل از عمر بن خطاب، آورده‌است که از جشن نوروز و مهرگان بپرهیزید، و کسانی که این روزها را جشن می‌گیرند، در قیامت خود را جز بی‌دین‌ها و کافرها خواهد یافت. همچنین در حدیث دیگری، مسلمانان را از عبادات ایرانی‌ها (به عربی: رطانت العجم) منع کرده‌است. به نوشته شاکد، این اصطلاح، اشاره به نمازهای زرتشتیان دارد.[۶۴]

مغول‌ها[ویرایش]

دیدار او با خان مغول در زمان حمله به دمشق

او در زمان سومین حمله غازان خان، در ۱۳۰۳ میلادی به دمشق اعلان جهاد کرد و فتوا داد که دفاع از سلطنت مملوک در برابر مغول‌ها برای مسلمانان واجب است.[۶۵] او اعتقاد داشت هر چند مغول‌ها اسلام آورده‌اند اما در عمل مسلمان نیستند و به جای شریعت اسلامی از قانون یاسا پیروی میکنند.[۶۶] این اولین بار بود که مسلمانی علیه گروهی دیگر از مسلمانان اعلان جهاد کرد.[۶۷]

شیعیان[ویرایش]

او شیعیان (که به آن‌ها رافضی می‌گفت) را از نظر دینی فاسد و مسبب مشکلات امت اسلام می‌دانست. ابن تیمیه منهاج السنة النبویة را در پاسخ به علامه حلی و در نقد شیعه دوازده‌امامی نوشت؛ او برای انتقاد از شیعیان به شباهت‌های آنان به مسیحیان و یهودیان اشاره[۶۸] و آن‌ها را متهم می‌کرد که به غیرمسلمانان در جنگ با مسلمانان یاری می‌رسانند.[۶۹] او عزاداری شیعیان برای حسین و روز عاشورا را نکوهش می‌کرد اما با آن‌هایی که در مخالفت با شیعه عاشورا را جشن می‌گرفتند هم مخالف بود.[۷۰]

میگوید : «اهل علم اجماع دارند که بزرگترین شمشیرهایی که بر اهل قبله کشیده شد و بزرگترین فسادی که بر آنان وارد شد از طرف کسانی بودد که به اهل قبله وابسته اند "[۷۱]و گفت قتل آنها از قتل خوارج واجبتر است.

لشکرکشی مملوک به کسروان برای جنگ با شیعیان بر اساس فتوای ابن تیمیه بود که جنگ با شیعیان را مهمتر از جنگ با صلیبی ها و مغولان میدانست زیرا «دشمن داخلی هستند و شر بقایشان زیانبارتر از قتلشان است».[۷۲]

فلسفه[ویرایش]

او باور به این داشت که علوم طبیعی برتر از علوم ریاضی هستند و این را ردی بر فلسفه مشاء می‌دانست و همچنین کسانی که به پیروی از ارسطو قائل به آن هستند که بهترین فلسفه‌ها نخست فلسفه الهی و سپس فلسفه ریاضی و سپس فلسفه طبیعی است. چنان‌که در کتاب‌های متعددی از او شامل: ردی بر منطقیین، تعارض خرد و گفتار، رساله عرشی او نقض فلسفه الهی و بیان نیکی‌های فلسفه طبیعی (مانند فیزیک) و فلسفه ریاضی به خوبی مشخص است.[۷۳][۷۴]

استادان[ویرایش]

  • شیخ المجد ابن تیمیة (پدر)
  • شیخ زین‌الدین ابن المنجا
  • مجدالدین ابن عساکر

شاگردان[ویرایش]

آثار[ویرایش]

مقاله[ویرایش]

  • در تفسیر
  • رسالة در تفسیر وکیف یکون
  • تفسیر سورة الاخلاص
  • جواب أهل العلم والایمان
  • تفسیر المعوذتین
  • در عقاید
  • الایمان
  • الاستقامة
  • اقتضاء الصراط المستقیم
  • الفرقان بین أولیاء الرحمن وأولیاء الشیطان
  • التوسل والوسیلة
  • الرسالة الحمویة
  • الرسالة التدمریة
  • العقیدة الواسطیة
  • رسالة مراتب الادارة
  • الاحتجاج بالقدر
  • بیان الهدی من الضلال
  • الجواب الصحیح
  • معتقدات اهل الضلال
  • معارج الوصول
  • السؤال عن العرش
  • بیان الفرقة الناجیة
  • درء تعارض العقل والنقل
  • منهاج السنة النبویة
  • ابطال قول الفلاسفة باثبات الجواهر العقلیة
  • شرح حدیث النزول
  • نقض المنطق
  • الرد علی المنطقیین
  • رفع الملام عن الأئمة الأعلام
  • الواسطة بین الحق والخلق
  • در فقه
  • رسالة القیاس
  • القواعد
  • رسالة الحسبة
  • الأمر بالمعروف
  • العقود
  • المظالم المشترکة
  • حقیقة الصیام
  • قصائد
  • القصیدة التائیة

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • منهاج السنة النبویة
  • توحید الالوهیة
  • قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیلة
  • الاربعین آلتی رواها شیخ الاسلام بالسند
  • الاکلیل فی المتشابه و التأویل
  • التبیان فی نزول القرآن
  • الرساله الاکملیه
  • الرساله العرشیة
  • القاعدة المراکشیة
  • رسالة الی اهل البحرین فی رؤیة الکفار ربهم
  • رسالة ایضاح الدلالة فی عموم الرسالة
  • رسالة فی امراض القلوب و شفاؤها

پانویس[ویرایش]

  1. Halverson, Jeffry R. (2010). Theology and Creed wahabi Islam. Palgrave Macmillan. p. 48. ISBN 978-0-230-10279-8.
  2. Spevack, Aaron (2014). The Archetypal Scholar: Law, Theology, and Mysticism in the Synthesis of Al-Bajuri. State University of New York Press. p. 45. ISBN 978-1-4384-5370-5.
  3. Makdisi, ', American Journal of Arabic Studies 1, part 1 (1973), pp. 118–28
  4. Spevack, Aaron (2014). The Archetypal Sunni: Law, Theology, and Mysticism in the Synthesis of Al-Bajuri. State University of New York Press. p. 91. ISBN 978-1-4384-5371-2.
  5. Rapoport, Yossef; Ahmed, Shahab (2010-01-01). Ibn Taymiyya and His Times. Oxford University Press. p. 334. ISBN 978-0-19-547834-1.
  6. Halverson, Jeffry R. (2010). Theology and Creed in Wahabi Islam: The Muslim Brotherhood, Ash'arism, and Political Wahabism. Palgrave Macmillan. pp. 48–49. ISBN 978-0-230-10279-8.
  7. Ibn Taymiyyah, Ahmad ibn ʻAbd al-Ḥalīm (1999). Kitab Al-Iman. Kuala Lumpur: Islamic Book Trust. ISBN 978-967-5062-28-5. Retrieved 16 January 2015.
  8. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام britannica1 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  9. Zysow, Aron (15 October 2011). "KARRĀMIYA". Iranica (به انگلیسی). Vol. 15. Encyclopædia Iranica Foundation. pp. 590–601. Retrieved 1 October 2020. Among later Muslim thinkers Ebn Taymiya (d. 728/1328) stands out as a sympathetic, if critical, student of Karrāmi theology, and he took it upon himself to write an extensive commentary on Faḵr-al-Din Rāzi’s anti-Karrāmi work Asās al-taqdis, in which he defended the traditionist and Karrāmi positions on the key points of dispute
  10. A group of researchers under the supervision of 'Alawi ibn Abd al-Qadir as-Saqqaf. "کتاب موسوعة الفرق المنتسبة للإسلام - الدرر السنیة". dorar.net. وقام أیضا أبو عبدالله محمد بن کرام بسجستان ونواحیها ینصر مذهب أهل السنة والجماعة، والمثبتة للصفات والقدر وحب الصحابة وغیر ذلک، ویرد علی الجهمیة والمعتزلة والرافضة وغیرهم، ویوافقهم علی أصول مقالاتهم آلتی بها قالوا ما قالوا، ویخالفهم فی لوازمها، کما خالفهم ابن کلاب والأشعری، لکن هؤلاء منتسبون إلی السنة والحدیث، وابن کرام منتسب إلی مذهب أهل الرأی
  11. Dr. Mona Zaytoun. "The Forefather of Salafism". www.almothaqaf.com (به عربی). Almothaqaf Newspaper.
  12. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة، مرعی بن یوسف المقدسی38 – 39
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ "جدید (وهابیت)> تاریخچه". hawzah.net.
  14. Kadri, Sadakat (2012). Heaven on Earth: A Journey Through Shari'a Law from the Deserts of Ancient Arabia ... macmillan. p. 187. ISBN 978-0-09-952327-7. Archived from the original on 2020-07-01. Retrieved 2015-09-17.
  15. Springer, Devin (2009-01-06). Islamic Radicalism and Global Jihad. Georgetown University Press. p. 29. ISBN 978-1589015784. Archived from the original on 1 July 2020. Retrieved 3 December 2016.
  16. Bassouni, Cherif (2013-10-21). The Shari'a and Islamic Criminal Justice in Time of War and Peace. Cambridge University Press. p. 200. ISBN 9781107471153. Archived from the original on 1 July 2020. Retrieved 4 December 2016.
  17. Laoust, H., "Ibn Taymiyya", in: Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs. Consulted online on 13 December 2016 <https://dx.doi.org/10.1163/1573-3912_islam_SIM_3388 Archived 2020-07-01 at the Wayback Machine>. پیوند خارجی در |title= وجود دارد (کمک)
  18. "Ibn Taymiyyah". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 13 February 2015. Retrieved 16 January 2015.
  19. القلقشندي، أبو العبَّاس أحمد (1340هـ - 1922م)، صُبح الأعشى في صناعة الإنشا، الجُزء الثالث عشر (ط. الثانية)، القاهرة - مصر: دار الكُتب المصريَّة، ص. 248. الگو:استشهاد بكتاب: تحقق من التاريخ في: |سنة= (مساعدة).
  20. محمد عبد الجيد ويوسف العظمة، السلفية الجهادية في الأردن وسوريا، المكتب العربي للمعارف، ص. 56: 58، مؤرشف من الأصل في 16 ديسمبر 2019.
  21. السیف الصیقل ص۱۵۵، دفع شبهه من شبه و تمرد، ص۴۵.
  22. Yossef Rapoport and Shahab Ahmed, Introduction in Ibn Taymiyya and His Times, eds. Yossef Rapoport and Shahab Ahmed (Karachi: Oxford University Press, 2010), 6
  23. Bearman, Peri (2007). The Law Applied: Contextualizing the Islamic Shari'a. I.B.Tauris. pp. 263–264. ISBN 978-1-84511-736-8.
  24. Al-Matroudi, Abdul-Hakim (2015-02-14). "Ibn Taymīyah, Taqī al-Dīn Aḥmad". Oxford University Press. Archived from the original on August 13, 2018. Retrieved February 14, 2015.
  25. Esposito, John L. (2003). Unholy War: Terror in the Name of Islam. Oxford University Press. p. 45. ISBN 978-0-19-516886-0.
  26. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة، مرعی بن یوسف المقدسی (38 – 39)
  27. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة – مرعی بن یوسف المقدسی (33-35)
  28. شذرات الذهب فی أخبار من ذهب (٨١/٦)
  29. طبقات الحفاظ ص 516، 517
  30. البدر الطالع، الإمام الشوکانی، (1/63)
  31. ذیل طبقات الحنابلة ج 2 ص 392، الشهادة الزکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة ص29
  32. الدُّرر الکامنة، الإمام ابن حجر، (1/ 144 – 145)
  33. الرد الوافر ص 129 – کشف الظنون ج1 ص 162
  34. الطبقات لابن رجب 2/392
  35. الکواکب الدریة الإمام مرْعی الکرمی، ص51
  36. الصفحات المُضیَّة من ترجمة الإمام ابن تیمیة، بحث لمحمود داود دسوقی خطابی
  37. ابن تیمیة، الشیخ محمد أبو زهرة، المقدمة، (ص: 4)
  38. Al-Dhahabi, Muhammad ibn Ahmad. Tadhkirat al-huffaz. Haidarabad. p. 48.
  39. Hastings, James (1908). Encyclopædia of Religion and Ethics. Vol. Volume, 7. Morrison and Gibb Limited. p. 72. {{cite book}}: |volume= has extra text (help)
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Laoust, Henri (2012). ""Ibn Taymiyya." Encyclopaedia of Islam, Second Edition". BrillOnline. Archived from the original on 2015-01-16. Retrieved 2015-01-28.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ Haque 1982, p. 6.
  42. Michel, Thomas (1985). "Ibn Taymiyya: Islamic Reformer". Studia missionalia. Vol. Volume 34. Rome, Italy: Pontificia Università Gregorian. {{cite book}}: |volume= has extra text (help)
  43. المنهل الصافی و المستوفی بعد الوافی، ص٣۴۰.
  44. السیف الصیقل، ص۱۵۵، دفع الشبهه من شبه و تمرد، ص۴۵.
  45. Haque 1982, p. 14.
  46. George Makdisi, A Sufi of the Qadiriya Order, p 123.
  47. Juan Eduardo Campo, Encyclopedia of Islam, p 340. شابک ‎۱−۴۳۸۱−۲۶۹۶−۴
  48. Haque 1982, p. 15.
  49. `Anhuri, Salim. Majallat al-Majma' al-'Ilmi al-'Arabi bi-Dimashq. Vol. 27. pp. 11, 193.
  50. ۵۰٫۰ ۵۰٫۱ Leaman, Oliver (2006). The Qur'an: An Encyclopedia. Taylor & Francis. pp. 280–282. ISBN 978-0-415-32639-1.
  51. بیان التلبیس الجهمیه ج۷ص ۲۹۰
  52. بیان تلبیس الجهمیه ج ۷ ص ۲۲۹
  53. منهاج السنه ج ۲ ص ۳۱۳
  54. وصیه الکبری ص ۷۷
  55. Josef W. Meri, The Cult of Saints among Muslims and Jews in Medieval Syria (Oxford: Oxford University Press, 2002), p. 68.
  56. Haque, Serajul (1982). Imam Ibn Taimiya and his projects of reform. Islamic Foundation Bangladesh ص۸۳.
  57. Nettler, Ronald L. (2015-02-13). "Ibn Taymīyah, Taqī al-Dīn Aḥmad". Oxford Islamic Studies Online. Oxford University Press. Archived from the original on March 7, 2016. Retrieved February 14, 2015.
  58. Linhoff, Josef (2020). "III: Love, saints and shirk: Ibn Taymiyya (d. 1328)". 'Associating with God in Islamic Thought': A Comparative Study of Muslim interpretations of shirk. Edinburgh, United Kingdom: University of Edinburgh. p. 84. hdl:1842/36935.
  59. سیاست الشرعیه ۲۱۷.
  60. سیاست الشرعیه ۱۲-۱۸.
  61. ابن تيمية (1995)، منهاج السنة النبوية، الفصل الأول من منهاج الكرامة عرض عام لرأي الإمامية وأهل السنة في الإمامة، استمرار مناقشة مزاعم ابن المطهر، فصل بطلان مزاعم ابن المطهر عن بيعة أبي بكر، الجزء الأول، السعودية: مجمع الملك فهد، ص. 526: 532، مؤرشف من الأصل في 5 أبريل 2016.
  62. نام کتاب:اقتضا صراط المستقیم لمخالفه اصحال الجحیم نویسنده:ابن تیمیه.جلد یک. صفحه ۵۲۲
  63. «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ مه ۲۰۱۵.
  64. Shaked, Shaul (2003). "HADITH v. AS INFLUENCED BY IRANIAN IDEAS AND PRACTICES". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Vol. XI. New York: Bibliotheca Persica Press. p. ۴۵۳–۴۵۷. Retrieved 16 November 2013.
  65. Nettler, Ronald L.; Kéchichian, Joseph A. (2015-02-14). ""Ibn Taymīyah, Taqī al-Dīn Aḥmad." The Oxford Encyclopedia of Islam and Politics". Oxford Islamic Studies Online. Oxford University Press. Retrieved February 14, 2015.
  66. Kepel, Gilles, The Prophet and the Pharaoh, (2003), p.194
  67. Kadri, Sadakat (2012). Heaven on Earth: A Journey Through Shari'a Law from the Deserts of Ancient Arabia ... macmillan. p. 187. ISBN 978-0-09-952327-7. Archived from the original on 2020-07-01. Retrieved 2015-09-17.
  68. al-Jamil, Tariq (2010). "Ibn Taymiyya and Ibn al-Mutahhar al-Hilli: Shi`a Polemics and the Struggle for Religious Authority in Medieval Islam". Ibn Taymiyyah and His Times. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-547834-1.
  69. Ibn Taymiyya, Shaykh al-Islam. The Syllabus of the Sunnah (Minhaj al-sunnah). Vol. 3 (1sted ed.). pp. 377–78.. (1406 A.H.); cited in Kazimi, N (2006). "Zarqawi's anti-Shi'a legacy: Original or borrowed?". Hudson Institute. Retrieved 10 January 2021.; quoted in Kadivar, Jamileh (May 18, 2020). "Exploring Takfir, Its Origins and Contemporary Use: The Case of Takfiri Approach in Daesh's Media". Contemporary Review of the Middle East. 7 (3): 259–285. doi:10.1177/2347798920921706. S2CID 219460446. Retrieved 20 December 2020.
  70. Marion Holmes Katz (2007). The Birth of The Prophet Muhammad: Devotional Piety in Sunni Islam. Routledge. p. 116. ISBN 978-1-135-98394-9.
  71. ابن تيمية (1995)، مجموع فتاوى ابن تيمية، مسألة الرافض الإمامية هل يجب قتالهم ويكفرون باعتقادهم، تكفير الواحد المعين من الروافض والحكم بتخليده في النار، الجزء الثامن والعشرون، السعودية: مجمع الملك فهد، ص. 468: 489، مؤرشف من الأصل في 5 أغسطس 2017.
  72. القلقشندي، أبو العبَّاس أحمد (1340هـ - 1922م)، صُبح الأعشى في صناعة الإنشا، الجُزء الثالث عشر (ط. الثانية)، القاهرة - مصر: دار الكُتب المصريَّة، ص. 248. الگو:استشهاد بكتاب: تحقق من التاريخ في: |سنة= (مساعدة).
  73. الرد علی المنطقیین
  74. موقف شیخ الاسلام ابن تیمیة من آراء الفلاسفة و منهجه فی عرضها

منابع[ویرایش]

  • الفتاوی الحدیثه، ص ۸۶
  • دفع الشبه عن الرسول، تحقیق جماعة من العلماء، ص. ۱۲۵ و ص. ۱۳۱.
  • طبقات الشافعیة، ج ۹، ص ۲۵۳؛ السیف الصقیل، ص ۱۷۷ و الدرّة المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیّه، ص ۵
  • الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، ج ۱، ص ۱۵۵
  • الإعلان بالتوبیخ، ص ۷۷ و تکملة السیف الصقیل، ص ۲۱۸

پیوند به بیرون[ویرایش]