ابن تیمیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابن تیمیه
احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی
زادروز ۱۰ ربیع‌الاول ۶۶۱
۲۲ ژانویه ۱۲۶۳
۲ بهمن ۶۴۱
حران، سلجوقیان روم
درگذشت ۲۸ سپتامبر ۱۳۲۸
۵ مهر ۷۰۷
دمشق، شام
آرامگاه قبرستان صوفیان دمشق
از دانشگاه دارالحدیث السکریة
پیشه عالم الاهیات، حدیث و فقه، منطق دان و اخترشناس
شناخته‌شده برای مبتکر و بنیان‌گذار نظری سلفی‌گری
تأثیرگذاران احمد بن حنبل، ابن قدامة
تأثیرپذیرفتگان ابن قیم الجوزیه، ذهبی، حافظ مزی، ابن کثیر، محمد بن عبدالوهاب
لقب شیخ الاسلام
دین اسلام سنی
مذهب حنبلی
مکتب سلفی‌گری


احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تیمیه (زاده ۱۰ ربیع‌الاول ۶۶۱ قمری برابر با ۲۲ ژانویه ۱۲۶۳ میلادی، و مطابق با ۲ بهمن ۶۴۱ خورشیدی در حران، سلجوقیان روم - درگذشتهٔ ۵ مهر ۷۰۷ برابر با ۲۸ سپتامبر ۱۳۲۸) عالم الهیات، حدیث و فقه، منطق دان و اخترشناس بود. او باور به این داشت که علوم طبیعی برتر از علوم ریاضی هستند و این را ردی بر فلسفه مشاء می‌دانست و همچنین کسانی که به پیروی از ارسطو قائل به آن هستند که بهترین فلسفه‌ها نخست فلسفه الهی و سپس فلسفه ریاضی و سپس فلسفه طبیعی است. چنانکه در کتاب‌های متعددی از او شامل: ردی بر منطقین، تعارض خرد و گفتار، رساله عرشی او نقض فلسفه الهی و بیان نیکی‌های فلسفه طبیعی (مانند فیزیک) و فلسفه ریاضی به خوبی مشخص است.[۱][۲]

وی فقیه حنبلی و سلفی و مبتکر و بنیان‌گذار نظری، فرقهٔ وهابیت است. اما درباره القاب و عنوان درست او اختلاف بسیار است. چه او را با القابی چون مفسّر، رجالی، مفتی و ادیب یاد کرده‌اند.[۳] محمد بن خضر (م.۶۲۲ق) پدر او روحانی حنبلی مذهب بود که در عقاید و فقه از مذهب «احمد بن حنبل» (م/۲۴۱) پیروی می‌کرد، از این جهت فرزند خود را به مدارس حنابله فرستاد تا فقه حنبلی را فرا گیرد. جدّ اعلای وی از دانشمندان حنبلی مذهب و نخستین فرد ملقب به ابن تیمیه بوده است.

نسب کامل او را چنین گفته‌اند: تقی الدین ابوالعباس احمد بن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجد الدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی.[۴]

آیین وهابیت در قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آراء او پی ریزی گردید. به گونه‌ای که شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. البته محمد بن عبدالوهاب مؤسس وهابیت بخشی از عقائد او را گرفت، و قسمت‌های دیگر آنرا رها کرد و به آن اهمیت نداد.[۵] وی همچنین اصرار می‌ورزد که آنچه در قرآن و احادیث وارد شده، بر همان معانی لغوی و متداول عرفی باید حمل شود و کسانی را که این نوع از صفات را به کمک قرائن موجود در آیات و روایات بر معانی مجازی و کنائی و معقول حمل می‌کنند، مؤوله (تاویل گرا) نامیده و به باد انتقاد می‌گیرد، و به این نیز اکتفاء نمی‌کند و می‌گوید:"همه صحابه و تابعان نیز بر این عقیده بوده‌اند"[۶]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

دیدگاه های عجیب[ویرایش]

ابن تیمیه گاهی دیدگاه هایی دارد که با اصل اسلام دارای مشکل است یا احادیثی را ذکر میکند که عجیب یا غیرقابل قبول است او و در کتاب بیان التلبیس الجهمیه آورده است:ابن عباس از رسول الله نقل می کند که:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد وفرده جعد قطط، فی روضه خضرا...خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو، پیچ پیچ (فرفری) است [۷]

فارسی ستیزی[ویرایش]

وی حدیثی را از پیامبر اسلام نقل می‌کند (در کتاب "اقتضا صراط المستقیم لمخالفه اصحال الجحیم")به این مضمون که اگر کسی بتواند به زبان عربی سخن بزند و به زبان فارسی حرف بزند منافق است. بازهم با نقل قولی از عمربن خطاب، خلیفه دوم مسلمانان، مدعی می‌شود که سخن زدن به زبان فارسی، آدم را بی مروت و نامرد و پست و فرومایه می‌سازد. می‌گوید، باری سعدبن ابی وقاص شنید که مردمی به زبان فارسی سخن می‌زنند. خطاب به آن‌ها گفت:" پس از آمدن اسلام بازهم دلبسته مجوسیت و آتش پرستی هستید؟» نیز از زبان مالک بن انس، یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت و جماعت می‌نویسد که مالک بن انس روزی خطاب به حاضران در مسجد نبوی در مدینه با لحن خشن و عبوس و تهدیدآمیزی گفت:" هرگاه ببینم کسی به زبان فارسی حرف می زند، از مسجد بیرونش خواهم انداخت. ابن تیمیه در کتاب یادشده از ابن جنی، از علمای نامور نحو عربی، نقل می‌کند که باری گفت:"دلیل این‌که یک عده از آدم‌ها در جامعه اسلامی دچار انحراف شده اند و با شریعت اسلام از در مخالفت درآمده اند و در دام زندقه و الحاد افتاده اند، آشنایی درست نداشتن آن‌ها از زبان عربی بوده است".[۸]

ابن تیمیه از نظر علمای اهل سنت[ویرایش]

۱. محمد بن محمد بخاری (دانشمند حنفی مذهب، متوفای ۸۴۱) اعلام می‌کند:"هر کس به ابن تیمیه شیخ الاسلام بگوید، کافر است." (إنّ من أطلق القول علی ابن تیمیّة أنّه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر) البدر الطالع: ۲/۲۶۰.

۲. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲، از ارکان علمی اهل سنت) در کتاب درر الکامله، ج۱، ص۱۵۵ نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تیمیه بیان می‌کند و می‌گوید: "در جامعه اسلامی (اهل سنت و نه شیعه)، بعضی‌ها می‌گویند که ابن تیمیه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می‌داند) است، بعضی‌ها می‌گویند ملحد و زندیق است، بعضی‌ها می‌گویند منافق است." (فمنهم من نسبه إلی التجسیم، ومنهم من ینسبه إلی الزندقة، ومنهم من ینسبه إلی النفاق)

ابن حجر عسقلانی در همان می‌نویسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تیمیه اعلام کردند:"هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، خون و مالش حلال است."(من اعتقد عقیدة ابن تیمیّة حلّ دمه و ماله) الدرر الکامنة: ۱/۱۴۷، البدر الطالع: ۱/۶۷، مرآة الجنان للیافعی، ج ۲، ص ۲۴۲. نیز در همان ج۱، ص۱۵۴ می‌گوید:"مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تیمیه، بعضی می‌گویند او زندیق و ملحد و بی‌دین و برخی می‌گویند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت امیرالمؤمنین علی ابن ابوطالب (علیه السلام) جسارت و حرف‌های بی‌ربط زده است."

۳. ابن حجر مکی، در کتابی که حتی علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابن تیمیه می‌رسد می‌گوید: "خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است، و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، و مالکی‌ها، و حنفی‌ها، بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند." (الفتاوی الحدیثة: ۸۶. بن تیمیّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلک صرّح الأئمّة الذین بیّنوا فساد أحواله وکذب أقواله... وأهل عصرهم وغیرهم من الشافعیّة والمالکیّة والحنفیّة)

۴. ابن بطوطه، جهان‌گرد نامی مراکشی در سفرنامه اش می‌نویسد: "در دمشق یکی از بزرگان فقهای حنبلی به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می‌گوید، ولی عقل او سالم نبود." (رحله ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷)

۵. محمّد بخاری (حنفی متوفّای سال ۸۴۱) در بدعت‌گذاری و تکفیر ابن تیمیّه بی پرده سخن گفته است، تا آن‌جا که در مجلس خود تصریح نموده است که اگر کسی ابن تیمیّه را «شیخ الاسلام» بداند، کافر است.(بدر الطالع، ج ۲، ص ۲۶۰)

۶. ابن حجر عسقلانی متوفّای ۸۵۲ و شوکانی متوفّای ۱۲۵۵، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت می‌نویسند: قاضی شافعی دمشق دستور داد که در دمشق اعلام کنند که: "هر کس معتقد به عقاید ابن تیمیّه باشد، خون و مالش حلال است." (الدرر الکامنة، ج ۱، ص ۱۴۷؛ البدر الطالع، ج ۱، ص ۶۷ و مرآة الجنان، ج ۲، ص ۲۴۲)

۷. حصنی دمشقی (از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را زندیق می‌داند. حصنی دمشقی می‌نویسد: "ابن تیمیّه‌ای را که دریای علم توصیف می‌کنند، برخی از پیشوایان، او را زندیق (ملحد) مطلق می‌شمارند. علّت گفتار بعضی از پیشوایان هم این است که تمام آثار علمی ابن تیمیّه را بررسی کرده و به اعتقاد صحیحی برنخورده‌اند؛ مگر این که وی در موارد متعدّد برخی از مسلمانان را تکفیر می‌کند و برخی دیگر را گمراه می‌داند. با این که کتاب‌های وی آمیخته به تشبیه حقّ به مخلوقات و تجسیم ذات باری تعالی و هم چنین جسارت به ساحت مقدّس رسول اکرم [صلی الله علیه و آله] و شیخین و تکفیر عبداللّه بن عباس است."

حصنی دمشقی در جای دیگر می‌نویسد:"ابن تیمیّه گفته است: هر کس به مرده و یا فرد دور از نظر استغاثه کند ... ظالم، گمراه و مشرک است. از این سخن ابن تیمیّه، بدن انسان می‌لرزد، این سخن، پیش از زندیق حرّان، ابن تیمیّه از دهان کسی در هیچ زمان و هیچ مکانی بیرون نیامده است. این زندیق نادان و خشک، داستان عمر را وسیله‌ای برای رسیدن به نیّت ناپاکش در بی اعتنایی به ساحت حضرت رسول اکرم، سیّد اوّلین و آخرین، قرار داده و با این سخنان بی اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده است و مدّعی شده است که حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. این عقیده به یقین کفر و در واقع زندقه و نفاق است." (دفع الشبه عن الرسول، ص ۱۳۱)

۸. سُبْکی،(از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را بدعت گذار می‌داند. وی متوفّای سال ۷۵۶ هجری، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تیمیّه می‌نویسد: «او در پوشش پیروی از کتاب و سنّت، در عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را درهم شکست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنی گفت که لازمه آن جسمانی بودن خدا و مرکّب بودن ذات اوست، تا آن جا که ازلی بودن عالَم را ملتزم شد و با این سخنان حتّی از ۷۳ فرقه نیز بیرون رفت» (طبقات الشافعیّه، ج ۹، ص ۲۵۳؛ السیف الصقیل، ص ۱۷۷ و الدرّة المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیّه، ص ۵)

۹. ذهبی (متوفّای ۷۷۴) دانشمند بلندآوازه اهل سنّت که خود همانند ابن تیمیّه، حنبلی مذهب و در علم حدیث و رجال سرآمد عصر خویش بود، پیروان ابن تیمیه را بیگانه، فرومایه و مکّار می‌داند. ذهبی در نامه‌ای خطاب به وی می‌نویسد: "ای بیچاره! آنان که از تو متابعت می‌کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی قرار دارند ... نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغ‌گو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکّار، خشک، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول نداری آنان را امتحان کن و با مقیاس عدالت بسنج".("یا خیبة! من اتّبعک فإنّه معرض للزندقة والإنحلال ... فهل معظم أتباعک إلاّ قعید مربوط، خفیف العقل، أو عامیّ، کذّاب، بلید الذهن، أو غریب واجم قویّ المکر، أو ناشف صالح عدیم الفهم، فإن لم تصدّقنی ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ...")

تا آن جا که می‌نویسد: "گمان نمی‌کنم تو سخن مرا قبول کنی! و به نصیحت‌های من گوش فرا دهی! تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می‌کنی پس با دشمنانت چه خواهی کرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‌گو، نادان و بی عار زیاد به چشم می‌خورند."(الإعلان بالتوبیخ، ص ۷۷ و تکملة السیف الصقیل، ص ۲۱۸.)

برخی از اساتید ابن تیمیه[ویرایش]

  • پدرش شیخ المجد ابن تیمیة
  • شیخ زین‌الدین ابن المنجا
  • مجد الدین ابن عساکر

برخی از شاگردان ابن تیمیه[ویرایش]

  • شمس‌الدین ابن قیم الجوزیه
  • ابو عبدالله محمد الذهبی صاحب میزان الاعتدال
  • اسماعیل بن عمر بن کثیر
  • محمد بن عبدالهادی المقدسی
  • ابوالعباس احمد بن الحسن الفارسی مشهور به قاضی الجبل
  • زین‌الدین عمر مشهور به ابن الوردی

آثار ابن تیمیه[ویرایش]

مقاله[ویرایش]

  • در تفسیر
    • رسالة در تفسیر وکیف یکون
    • تفسیر سورة الاخلاص
    • جواب أهل العلم والایمان
    • تفسیر المعوذتین
  • در عقاید
    • الایمان
    • الاستقامة
    • اقتضاء الصراط المستقیم
    • الفرقان بین أولیاء الرحمن وأولیاء الشیطان
    • التوسل والوسیلة
    • الرسالة الحمویة
    • الرسالة التدمریة
    • العقیدة الواسطیة
    • رسالة مراتب الادارة
    • الاحتجاج بالقدر
    • بیان الهدی من الضلال
    • الجواب الصحیح
    • معتقدات اهل الضلال
    • معارج الوصول
    • السؤال عن العرش
    • بیان الفرقة الناجیة
    • درء تعارض العقل والنقل
    • منهاج السنة النبویة
    • ابطال قول الفلاسفة باثبات الجواهر العقلیة
    • شرح حدیث النزول
    • نقض المنطق
    • الرد علی المنطقیین
    • رفع الملام عن الأئمة الأعلام
    • الواسطة بین الحق والخلق
  • در فقه
    • رسالة القیاس
    • القواعد
    • رسالة الحسبة
    • الأمر بالمعروف
    • العقود
    • المظالم المشترکة
    • حقیقة الصیام
  • قصائد
    • القصیدة التائیة

کتاب[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • رحله ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷
  • بدر الطالع، ج ۲، ص ۲۶۰
  • الفتاوی الحدیثه، ص ۸۶
  • الدرر الکامنة، ج ۱، ص ۱۴۷؛ البدر الطالع، ج ۱، ص ۶۷ و مرآة الجنان، ج ۲، ص ۲۴۲
  • دفع الشبه عن الرسول، تحقیق جماعة من العلماء، ص ۱۲۵
  • دفع الشبه عن الرسول، ص ۱۳۱
  • طبقات الشافعیّه، ج ۹، ص ۲۵۳؛ السیف الصقیل، ص ۱۷۷ و الدرّة المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیّه، ص ۵
  • الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، ج ۱، ص ۱۵۵
  • الإعلان بالتوبیخ، ص ۷۷ و تکملة السیف الصقیل، ص ۲۱۸
  • ابن تیمیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد ابن تیمیه اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌کتاب
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار