ابن تیمیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ابن تیمیه
ابن تيمية
احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه
تخطيط كلمة ابن تيمية.png
خوشنویسی اسلامی نام ابن‌تیمیه.
عنوان(ها)شیخ الاسلام
اطلاعات شخصی
زاده۱۰ ربیع الاول سال ۶۶۱ هجری قمری
یا
۲۲ ژانویه، سال ۱۲۶۳ میلادی
درگذشته۲۰ ذی القعده سال ۷۲۸ قمری
یا
۲۶ سپتامبر، سال ۱۳۲۸ (۶۴−۶۵ ساله)
دیناسلام
ملیتشامی
دوراناواخر قرون وسطای میانه یا در بحران‌های اواخر قرون وسطی
فرقهسنی، سَلَفی
مذهبحنبلی[۷][۸]
عقیدهالأثرية‎؛ کنار گذاشتن علم کلام و توجه بیشتر به متن‌گرایی دقیق در تفسیر قرآن و حدیث.[۱][۲][۳][۴][۵][۶]
آلما ماترمدرسه دارالحدیث السکریة
رهبر مسلمان
تأثیرگذاران

احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تَیمیَه (۱۰ ربیع‌الاول ۶۶۱–۲۰ ذیقعدهٔ ۷۲۸) عالم الهیات، حدیث و فقه، منطق‌دان و اخترشناس بود. او باور به این داشت که علوم طبیعی برتر از علوم ریاضی هستند و این را ردی بر فلسفه مشاء می‌دانست و همچنین کسانی که به پیروی از ارسطو قائل به آن هستند که بهترین فلسفه‌ها نخست فلسفه الهی و سپس فلسفه ریاضی و سپس فلسفه طبیعی است. چنان‌که در کتاب‌های متعددی از او شامل: ردی بر منطقیین، تعارض خرد و گفتار، رساله عرشی او نقض فلسفه الهی و بیان نیکی‌های فلسفه طبیعی (مانند فیزیک) و فلسفه ریاضی به خوبی مشخص است.[۱۲][۱۳]

همه علماء شیعه با او مخالفت داشتند و او را یک منحرف دانسته و از او درخواست برگشت از عقایدش را داشتند و از آنجایی که او مقاومت کرده و این را نپذیرفت به زندان افتاد.[۱۴] دربارهٔ القاب و عنوان درست او اختلاف بسیار است. چه او را با القابی چون شیخ السلام[۱۵] مفسّر، رجالی، مفتی و ادیب یاد کرده‌اند.[۱۶] محمد بن خضر (م. ۶۲۲ق) پدر او روحانی حنبلی مذهب بود که در عقاید و فقه از مذهب «احمد بن حنبل» (م/۲۴۱) پیروی می‌کرد، از این جهت فرزند خود را به مدارس حنابله فرستاد تا فقه حنبلی را فرا گیرد.

برخی تفکرات او را زمینه‌ساز ظهور سلفی‌گری می‌دانند؛ او معتقد بود مسلمانان باید اسلام را چون پیشینیان (اسلاف، مسلمانان صدر اسلام) تفسیر کنند.[۱۷] همچنین، آیین وهابیت در قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آراء او پی ریزی گردید. به گونه‌ای که شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. البته محمد بن عبدالوهاب مؤسس وهابیت بخشی از عقاید او را گرفت، و قسمت‌های دیگر آن را رها کرد و به آن اهمیت نداد.[۱۶] وی همچنین اصرار می‌ورزد که آنچه در قرآن و احادیث وارد شده، بر همان معانی لغوی و متداول عرفی باید حمل شود و از کسانی که این نوع از صفات را به کمک قرائن موجود در آیات و روایات بر معانی مجازی و کنائی و معقول حمل می‌کنند، مؤوله (تاویل گرا) نامیده انتقاد می‌کند و می‌گوید: «همه صحابه و تابعان نیز بر این عقیده بوده‌اند»[۱۶]

نسب

تقی‌الدین ابوالعباس احمد بن شهاب‌الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی‌القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی.

اقوال‌علما

ذهبی

ذهبی می‌گوید: او شیخ ما شیخ السلام هست در عصر منحصر به فرد خودش با دانش شجاعت و سخاوتش ملتش را امر به معروف و نهی از منکر کرد و آنچه برای اون اتفاق افتاد برای کسی پیش نیامد[۱۸]

ابن قیم الجوزی

او شیخ زاهد، عابد وحافظ بود[۱۹]

ابن سید ناس

ابن سید ناس دربارهٔ ابن تیمیه می‌گوید: سید استاد ما امام دانشمند شیخ السلام علما سرمشق پیشوایان وبزرگان هست و یاور کننده سنت ، کوبنده بدعت و حجت خدا بر روی زمین هست[۲۰]

جلال الدین سیوطی

ایشان شیخ الاسلام، حافظ نکته سنج فقیه مجتهد مفسر و یگانه زمان و از مشاهیر اقیانوس علم دانش هست و از زمره نوابغ پارسا بود[۲۱]

شوکانی

پس از ابن حزم کسی مانند وی را ندیدم و گمان ندارم فاصله زمانی این دو مرد همانند ایشان یا مدعی این را به خود دیده باشد[۲۲]

ابن دقیق العید

از ابن دقیق پرسیدند دربارهٔ ابن تیمیه چه می‌گویی، گفت: او کسی همچون خود را ندیده‌است[۲۳]

ابن حجر عسقلانی

شهرت امامت شیخ تقی الدین اظهر من الشمس هست ملقب ساختن وی به شیخ السلام از حیات تا اکنون بر زبان دانایان جاریست و در آینده هم ادامه خواهد داشت و کسی جز افراد نااگاه منکر لقب او نیست[۲۴]

المزی

چون او کسی را ندیده‌ام و او چون خود را ندیده‌است[۲۵]

بهاءالدین السبکی

هوش اون با عظمت و ذهن اون همانند دریایی هست که علوم شرعی و عقلی را در خود جای داده هست و ذکاوت اون غیرقابل توصیف هست[۲۶]

مزعی الکرمی

شیخ السلام تقی الدین دریای دانش ،مفتی ومجتهد هست[۲۷]

ابوحیان توحیدی

چشمان من همانند او را ندیده‌است[۲۸]

محمد ابوزهره

وی مجتهدی وابسته به مذهب حنبلی بود[۲۹]

سال‌های نخست زندگی

ویرانه‌های شهر و دانشگاه حران زادگاه احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه

پدرش از علمای دارای منبر حنبلی در حران بود و بعدها در مسجد اموی دمشق همان مقام را به دست آورد. حران شهری از قلمرو سلجوقیان روم بود، اکنون حران یک شهر کوچک در مرز سوریه و ترکیه است، در حال حاضر در استان شانلی‌اورفه ترکیه قرار دارد. در آغاز دوره اسلامی، حران در سرزمین قبیله مضر (دِيَارُ مُضَرَ) قرار داشت. حران قبل از نابودی توسط مغولان، از همان روزهای آغازین اسلام نیز به دلیل مکتب و سنت حنبلی،[۳۰][۳۱] که خانواده ابن تیمیه به آن تعلق داشتند، مشهور بود. پدربزرگش، ابوالبرکت مجد الدین بن تیمیه حنبلی (متوفی ۱۲۵۵) و عمویش، فخرالدین (متوفی ۱۲۲۵) از علمای معتبر مکتب حقوق حنبلی بودند.[۳۲] به همین ترتیب، دستاوردهای علمی پدرش، شهاب الدین عبدالحلیم بن تیمیه (متوفی ۱۲۸۴) نیز به خوبی شناخته شده بود.

مهاجرت به دمشق

در سال ۱۲۶۹ میلادی، ابن تیمیه هفت ساله، حران را به همراه پدر و سه برادرش ترک کرد. این شهر در پی حمله مغول به طور کامل ویران گشت.[۳۳] خانواده ابن تیمیه نقل مکان کردند و در شهر دمشق سوریه مستقر شدند که در آن زمان تحت سلطنت مملوک بود.

آموزش

در دمشق، پدرش مدیر مدرسه سوکاریه بود، جایی که ابن تیمیه نیز تحصیلات نخستین خود را در آنجا گذراند.[۳۴] ابن تیمیه خود را با آموزه‌های دینی و سکولار زمان خود آشنا کرد. مطالعات دینی وی در سال‌های نخست نوجوانی آغاز شد، زمانی که او کل قرآن را به خاطر سپرد و بعدها به فراگیری رشته‌های اسلامی قرآن پرداخت.[۳۳] از پدرش علم دینی فقه (اصول فقه) را فرا گرفت.[۳۳] ابن تیمیه آثار احمد بن حنبل، أبو بكر الخلال‎ و ابن قدامه و همچنین آثار پدربزرگش، ابوالبرکات مجد الدین را آموخت. تحصیل فقه وی منحصر به سنت حنبلی نبود بلکه سایر مکاتب فقهی را نیز آموخت.

مرگ

ابن تیمیه در اوایل سپتامبر ۱۳۲۸ (در سال ۷۲۸ ه‍.ق) بیمار شد[۳۵] و در سن ۶۵ سالگی در ۲۶ سپتامبر همان سال در حالی که در زندان ارگ دمشق بود درگذشت.(که از نظر علماء شیعه منحرف بود[۳۶])[۳۲]هنگامی که خبر به گوش مردم رسید، حمایت شدیدی از طرف مردم از وی به نمایش درآمد.[۳۷]وی در دمشق، در مقبه صوفیه (قبرستان صوفیان) به خاک سپرده شد. که برادرش شرف الدین پیش از او در آن قبرستان دفن شده بود.[۳۸][۳۹][۴۰]گزارش شده است که دویست هزار مرد و پانزده تا شانزده هزار زن در نماز مرده او شرکت کردند.[۴۱][۴۲][۴۲]

دیدگاه‌ها

ابن تیمیه در کتاب بیان التلبیس الجهمیه می‌آورد: «ابن‌عباس از رسول‌الله نقل می‌کند که:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد و فرده جعد قطط، فی روضه خضرا… خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو و مجعد است».[۴۳]

و در همان کتاب می‌گوید: «تمامی این روایات دلالت بر این دارند که این دیدار در خواب و در مدینه انجام گرفته‌است مگر حدیث عکرمه بن عباس»[۴۴]

همچنین در رد بر مجسمه می‌گوید: «در این‌گونه اموری که الله و رسولش آنها را نفی کرده‌است داخل شدند تا این‌که گفتند: او (الله) در دنیا با چشمان دیده می‌شوند.»[۴۵]

همچنین در کتابی دیگر گفته‌است: «و هر یک از عبادت‌گزاران پیشین و پسین که بگوید پروردگارش را با چشم سر دیده‌است به اجماع اهل علم و ایمان اشتباه کرده‌است.»[۴۶]

زبان فارسی

وی از از پیامبر اسلام نقل می‌کند:[۴۷] اگر کسی بتواند به زبان عربی سخن بگوید و به زبان فارسی سخن بگوید منافق است و با نقل قولی از عمر خلیفه دوم مسلمانان، مدعی می‌شود که سخن گفتن به زبان فارسی، آدم را بی مروت و نامرد و پست می‌سازد. می‌گوید: باری سعدبن ابی وقاص شنید که مردمی به زبان فارسی سخن می‌گویند، خطاب به آن‌ها گفت: «پس از آمدن اسلام بازهم دلبسته مجوسیت و آتش‌پرستی هستید؟» نیز از زبان مالک بن انس، یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت و جماعت می‌نویسد که مالک بن انس روزی خطاب به حاضران در مسجد نبوی در مدینه با لحن خشن و عبوس و تهدیدآمیزی گفت:» هرگاه ببینم کسی به زبان فارسی حرف می‌زند، از مسجد بیرونش خواهم انداخت. ابن تیمیه در کتاب یادشده از ابن جنی، از علمای نامور نحو عربی، نقل می‌کند که باری گفت: «دلیل این‌که یک عده از آدم‌ها در جامعه اسلامی دچار انحراف شده‌اند و با شریعت اسلام از در مخالفت درآمده‌اند و در دام زندقه و الحاد افتاده‌اند، آشنایی درست نداشتن آن‌ها از زبان عربی بوده‌است».[۴۸]

ایرانی ستیزی

ابن تیمیه، به نقل از عمر بن خطاب، آورده‌است که از جشن نوروز و مهرگان بپرهیزید، و کسانی که این روزها را جشن می‌گیرند، در قیامت خود را جز بی‌دین‌ها و کافرها خواهد یافت. همچنین در حدیث دیگری، مسلمانان را از عبادات ایرانی‌ها (به عربی: رطانت العجم) منع کرده‌است. به نوشته شاکد، این اصطلاح، اشاره به نمازهای زرتشتیان دارد.[۴۹]

مغول‌ها

ابن تیمیه در زمان حمله غازان خان، ایلخان مغول ایران، به شام علیه مغول‌ها اعلان جهاد کرد و فتوا داد که دفاع از سلطنت مملوک در برابر مغول‌ها برای مسلمانان واجب است.[۵۰] او اعتقاد داشت هر چند مغول‌ها اسلام آورده‌اند اما نمی‌توانند به واقع مسلمان شوند زیرا به جای شریعت اسلامی از قانون یاسا پیروی می‌کردند.[۵۱] این فتوای بی‌سابقه‌ای بود زیرا تا قبل از آن، کسی علیه گروهی دیگر از مسلمانان اعلان جهاد نکرده بود.[۵۲]

شیعیان

او شیعیان (که به آن‌ها رافضی می‌گفت) را از نظر دینی فاسد و مسبب مشکلات امت اسلام می‌دانست. ابن تیمیه منهاج السنة النبویة را در پاسخ به علامه حلی و در نقد شیعه دوازده‌امامی نوشت؛ او برای انتقاد از شیعیان به شباهت‌های آنان به مسیحیان و یهودیان اشاره[۵۳] و آن‌ها را متهم می‌کرد که به غیرمسلمانان در جنگ با مسلمانان یاری می‌رسانند.[۵۴] او عزاداری شیعیان برای حسین و روز عاشورا را نکوهش می‌کرد اما با آن‌هایی که در مخالفت با شیعه عاشورا را جشن می‌گرفتند هم مخالف بود.[۵۵]

استادان

  • شیخ المجد ابن تیمیة (پدر)
  • شیخ زین‌الدین ابن المنجا
  • مجدالدین ابن عساکر

شاگردان

آثار

مقاله

  • در تفسیر
  • * رسالة در تفسیر وکیف یکون
  • * تفسیر سورة الاخلاص
  • * جواب أهل العلم والایمان
  • * تفسیر المعوذتین
  • در عقاید
  • * الایمان
  • * الاستقامة
  • * اقتضاء الصراط المستقیم
  • * الفرقان بین أولیاء الرحمن وأولیاء الشیطان
  • * التوسل والوسیلة
  • * الرسالة الحمویة
  • * الرسالة التدمریة
  • * العقیدة الواسطیة
  • * رسالة مراتب الادارة
  • * الاحتجاج بالقدر
  • * بیان الهدی من الضلال
  • * الجواب الصحیح
  • * معتقدات اهل الضلال
  • * معارج الوصول
  • * السؤال عن العرش
  • * بیان الفرقة الناجیة
  • * درء تعارض العقل والنقل
  • * منهاج السنة النبویة
  • * ابطال قول الفلاسفة باثبات الجواهر العقلیة
  • * شرح حدیث النزول
  • * نقض المنطق
  • * الرد علی المنطقیین
  • * رفع الملام عن الأئمة الأعلام
  • * الواسطة بین الحق والخلق
  • در فقه
  • * رسالة القیاس
  • * القواعد
  • * رسالة الحسبة
  • * الأمر بالمعروف
  • * العقود
  • * المظالم المشترکة
  • * حقیقة الصیام
  • قصائد
  • * القصیدة التائیة

کتاب‌شناسی

  • منهاج السنة النبویة
  • توحید الالوهیة
  • قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیلة
  • الاربعین آلتی رواها شیخ الاسلام بالسند
  • الاکلیل فی المتشابه و التأویل
  • التبیان فی نزول القرآن
  • الرساله الاکملیه
  • الرساله العرشیة
  • القاعدة المراکشیة
  • رسالة الی اهل البحرین فی رؤیة الکفار ربهم
  • رسالة ایضاح الدلالة فی عموم الرسالة
  • رسالة فی امراض القلوب و شفاؤها

پانویس

  1. Halverson, Jeffry R. (2010). Theology and Creed wahabi Islam. Palgrave Macmillan. p. 48. ISBN 978-0-230-10279-8.
  2. Spevack, Aaron (2014). The Archetypal Scholar: Law, Theology, and Mysticism in the Synthesis of Al-Bajuri. State University of New York Press. p. 45. ISBN 978-1-4384-5370-5.
  3. Makdisi, ', American Journal of Arabic Studies 1, part 1 (1973), pp. 118–28
  4. Spevack, Aaron (2014). The Archetypal Sunni: Law, Theology, and Mysticism in the Synthesis of Al-Bajuri. State University of New York Press. p. 91. ISBN 978-1438453712.
  5. Rapoport, Yossef; Ahmed, Shahab (2010-01-01). Ibn Taymiyya and His Times. Oxford University Press. p. 334. ISBN 9780195478341.
  6. Halverson, Jeffry R. (2010). Theology and Creed in Wahabi Islam: The Muslim Brotherhood, Ash'arism, and Political Wahabism. Palgrave Macmillan. pp. 48–49. ISBN 978-0230102798.
  7. Ibn Taymiyyah, Ahmad ibn ʻAbd al-Ḥalīm (1999). Kitab Al-Iman. Kuala Lumpur: Islamic Book Trust. ISBN 978-967-5062-28-5. Retrieved 16 January 2015.
  8. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام britannica1 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  9. Zysow, Aron (15 October 2011). "KARRĀMIYA". Iranica. 15. Encyclopædia Iranica Foundation. pp. 590–601. Retrieved 1 October 2020. Among later Muslim thinkers Ebn Taymiya (d. 728/1328) stands out as a sympathetic, if critical, student of Karrāmi theology, and he took it upon himself to write an extensive commentary on Faḵr-al-Din Rāzi’s anti-Karrāmi work Asās al-taqdis, in which he defended the traditionist and Karrāmi positions on the key points of dispute
  10. A group of researchers under the supervision of 'Alawi ibn Abd al-Qadir as-Saqqaf. "كتاب موسوعة الفرق المنتسبة للإسلام - الدرر السنية". dorar.net. وقام أيضا أبو عبدالله محمد بن كرام بسجستان ونواحيها ينصر مذهب أهل السنة والجماعة، والمثبتة للصفات والقدر وحب الصحابة وغير ذلك، ويرد على الجهمية والمعتزلة والرافضة وغيرهم، ويوافقهم على أصول مقالاتهم التي بها قالوا ما قالوا، ويخالفهم في لوازمها، كما خالفهم ابن كلاب والأشعري، لكن هؤلاء منتسبون إلى السنة والحديث، وابن كرام منتسب إلى مذهب أهل الرأي
  11. Dr. Mona Zaytoun. "The Forefather of Salafism". www.almothaqaf.com (به عربی). Almothaqaf Newspaper.
  12. الرد علی المنطقیین
  13. موقف شیخ الاسلام ابن تیمیة من آراء الفلاسفة و منهجه فی عرضها
  14. السیف الصیقل ص۱۵۵، دفع شبهه من شبه و تمرد، ص۴۵.
  15. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة، مرعی بن یوسف المقدسی38 – 39
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ "جدید (وهابیت)> تاریخچه". hawzah.net.
  17. Yossef Rapoport and Shahab Ahmed, Introduction in Ibn Taymiyya and His Times, eds. Yossef Rapoport and Shahab Ahmed (Karachi: Oxford University Press, 2010), 6
  18. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة، مرعی بن یوسف المقدسی (38 – 39)
  19. الرسالة الذکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة – مرعی بن یوسف المقدسی (33-35)
  20. شذرات الذهب فی أخبار من ذهب (٨١/٦)
  21. طبقات الحفاظ ص 516، 517
  22. البدر الطالع، الإمام الشوکانی، (1/63)
  23. ذیل طبقات الحنابلة ج 2 ص 392، الشهادة الزکیة فی ثناء العلماء علی ابن تیمیة ص29
  24. الدُّرر الکامنة، الإمام ابن حجر، (1/ 144 – 145)
  25. الرد الوافر ص 129 – کشف الظنون ج1 ص 162
  26. الطبقات لابن رجب 2/392
  27. الکواکب الدریة الإمام مرْعی الکرمی، ص51
  28. الصفحات المُضیَّة من ترجمة الإمام ابن تیمیة، بحث لمحمود داود دسوقی خطابی
  29. ابن تیمیة، الشیخ محمد أبو زهرة، المقدمة، (ص: 4)
  30. Al-Dhahabi, Muhammad ibn Ahmad. Tadhkirat al-huffaz. Haidarabad. p. 48.
  31. Hastings, James (1908). Encyclopædia of Religion and Ethics. Volume;7. Morrison and Gibb Limited. p. 72.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ Laoust, Henri (2012). ""Ibn Taymiyya." Encyclopaedia of Islam, Second Edition". BrillOnline. Archived from the original on 2015-01-16. Retrieved 2015-01-28.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ Haque 1982, p. 6.
  34. Michel, Thomas (1985). "Ibn Taymiyya: Islamic Reformer". Studia missionalia. Volume 34. Rome, Italy: Pontificia Università Gregorian.
  35. المنهل الصافی و المستوفی بعد الوافی، ص٣۴۰.
  36. السیف الصیقل، ص۱۵۵، دفع الشبهه من شبه و تمرد، ص۴۵.
  37. Haque 1982, p. 14.
  38. George Makdisi, A Sufi of the Qadiriya Order, p 123.
  39. Juan Eduardo Campo, Encyclopedia of Islam, p 340. شابک ‎۱−۴۳۸۱−۲۶۹۶−۴
  40. Haque 1982, p. 15.
  41. `Anhuri, Salim. Majallat al-Majma' al-'Ilmi al-'Arabi bi-Dimashq. 27. pp. 11, 193.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ Leaman, Oliver (2006). The Qur'an: An Encyclopedia. Taylor & Francis. pp. 280–282. ISBN 978-0-415-32639-1.
  43. بیان التلبیس الجهمیه ج۷ص ۲۹۰
  44. بیان تلبیس الجهمیه ج ۷ ص ۲۲۹
  45. منهاج السنه ج ۲ ص ۳۱۳
  46. وصیه الکبری ص ۷۷
  47. اقتضا صراط المستقیم لمخالفه اصحال الجحیم
  48. «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ مه ۲۰۱۵.
  49. Shaked, Shaul (2003). "HADITH v. AS INFLUENCED BY IRANIAN IDEAS AND PRACTICES". Encyclopædia Iranica. XI. New York: Bibliotheca Persica Press. p. ۴۵۳–۴۵۷. Retrieved 16 November 2013.
  50. Nettler, Ronald L.; Kéchichian, Joseph A. (2015-02-14). ""Ibn Taymīyah, Taqī al-Dīn Aḥmad." The Oxford Encyclopedia of Islam and Politics". Oxford Islamic Studies Online. Oxford University Press. Retrieved February 14, 2015.
  51. Kepel, Gilles, The Prophet and the Pharaoh, (2003), p.194
  52. Kadri, Sadakat (2012). Heaven on Earth: A Journey Through Shari'a Law from the Deserts of Ancient Arabia ... macmillan. p. 187. ISBN 978-0-09-952327-7. Archived from the original on 2020-07-01. Retrieved 2015-09-17.
  53. al-Jamil, Tariq (2010). "Ibn Taymiyya and Ibn al-Mutahhar al-Hilli: Shi`a Polemics and the Struggle for Religious Authority in Medieval Islam". Ibn Taymiyyah and His Times. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-547834-1.
  54. Ibn Taymiyya, Shaykh al-Islam. The Syllabus of the Sunnah (Minhaj al-sunnah). 3 (1sted ed.). pp. 377–78.. (1406 A.H.); cited in Kazimi, N (2006). "Zarqawi's anti-Shi'a legacy: Original or borrowed?". Hudson Institute. Retrieved 10 January 2021.; quoted in Kadivar, Jamileh (May 18, 2020). "Exploring Takfir, Its Origins and Contemporary Use: The Case of Takfiri Approach in Daesh's Media". Contemporary Review of the Middle East. 7 (3): 259–285. doi:10.1177/2347798920921706. S2CID 219460446. Retrieved 20 December 2020.
  55. Marion Holmes Katz (2007). The Birth of The Prophet Muhammad: Devotional Piety in Sunni Islam. Routledge. p. 116. ISBN 978-1-135-98394-9.

منابع

  • الفتاوی الحدیثه، ص ۸۶
  • دفع الشبه عن الرسول، تحقیق جماعة من العلماء، ص. ۱۲۵ و ص. ۱۳۱.
  • طبقات الشافعیة، ج ۹، ص ۲۵۳؛ السیف الصقیل، ص ۱۷۷ و الدرّة المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیّه، ص ۵
  • الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، ج ۱، ص ۱۵۵
  • الإعلان بالتوبیخ، ص ۷۷ و تکملة السیف الصقیل، ص ۲۱۸

پیوند به بیرون