مسعود کیمیایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
«کیمیایی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر کاربردها، کیمیایی (ابهام‌زدایی) را ببینید.
مسعود کیمیایی
Masoud Kimiai.jpg
زاده ۷ مرداد ۱۳۲۰ (۷۵ سال)
تهران
زمینه فعالیت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه کننده، تدوین‌گر، طراح صحنه، طراح لباس، نویسنده
سال‌های فعالیت ۱۳۴۳ - تاکنون
همسر گیتی پاشایی (۱۳۴۸–۱۳۷۴)
گوگوش (۱۳۷۶–۱۳۸۲)
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره
جشنواره ونیز
نامزد جایزه شیر طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز برای فیلم گروهبان ۱۹۹۲
جشنواره برلین
برنده جایزه تقدیر ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
نامزد خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
جشنواره مونترال
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
جایزه سیمرغ بلورین
نامزد جایزه بهترین آنونس جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۸
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم در جشنواره فیلم فجر برای فیلم جرم ۱۳۸۹
جایزه‌های دیگر
برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره برای فیلم سفر سنگ ۱۹۷۹
مدال نقره جشنواره بین‌المللی فیلم مانهایم-هایدلبرگ برای فیلم غزل ۱۹۷۶
جایزه بهترین فیلمنامه انجمن بین‌المللی فیلم تاشکند برای فیلم داش آکل ۱۹۷۱
جایزه پلاک طلایی سازمان بین‌المللی سینمای کاتولیک برای فیلم سفر سنگ ۱۹۷۹

مسعود کیمیایی (متولد ۷ مرداد ماه ۱۳۲۰ در تهران) کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی است.

کیمیایی از چهره‌های بحث‌انگیز و جنجالی سینمایی ایران است. او با ساخت فیلم قیصر در سال ۱۳۴۸، برای نخستین بار دو قطب هنری و تجاری سینما را به هم پیوند داد و از آغازگران موج نو در سینمای ایران بود. اغلب آثار کیمیایی در ژانر اجتماعی-سیاسی است. او علاوه بر فعالیت‌های سینمایی، نوشتن رمان و شعر را نیز تجربه کرده‌است. کیمیایی در سال ۱۹۹۱ برای فیلم دندان مار نامزد جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین شد و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم برلین نیز به او اهدا شد. همچنین در سال ۱۳۸۹ برای فیلم جرم، سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت نمود. از فیلم‌های مهم کیمیایی می‌توان به قیصر، بلوچ، داش آکل، خاک، گوزن‌ها، خط قرمز، دندان مار، تجارت و جرم اشاره کرد. در رأی‌گیری از ۵۵ منقّد سینمایی ایرانی به سال ۱۳۸۱، فیلمِ گوزن‌ها با ۱۷ رأی - همراهِ باشو، غریبه کوچک کارِ بهرام بیضایی - بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شد.[۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

مسعود کیمیایی در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در کوچه سید ابراهیم خیابان ری تهران زاده شد. پس از آن به ترتیب در کوچه دردار، آصف‌الدوله، سقاباشی، عین‌الدوله و سرانجام در خیابان بهار ساکن شد. او دو خواهر و یک برادر دارد. دیپلم متوسطه را از دبیرستان بدر گرفت. بعد از پایان دبیرستان کم‌کم وارد عوالم روشنفکری شد و همراه چند تن از دوستان علاقه‌مند، گروه انتشارات طرفه را بنیاد نهاد. از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند شد و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیر حرفه‌ای می‌نوازد. اما بیشترین کشش و علاقه او به سینما بود. او تاکنون دوبار نخست با گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده۱۳۷۰–۱۳۴۸)، که حاصل آن پولاد کیمیایی بود و پس از آن با گوگوش، خواننده سرشناس (۱۳۸۲–۱۳۷۰) ازدواج کرد. کیمیایی تحصیلات آکادمیک کارگردانی ندارد. تمام آموخته‌های تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم قهرمانان به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران محدود می‌شود. بهروز وثوقی، نعمت حقیقی، اسفندیار منفردزاده و محمد تراب نیا چهره‌های اثرگذار بر روی آثار و فعالیت مسعود کیمیایی بودند.

کارنامه و فعالیت[ویرایش]

مسعود کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران آغاز می‌کند. اولین فیلمش بیگانه بیا را در سال ۱۳۴۷ و با تم جوان هوس‌باز و دختر فریب خورده در خانواده‌ای مرفه می‌سازد، که از ساختار مستحکمی برخوردار نیست و اقبال چندانی نیز در گیشه پیدا نمی‌کند. یک سال بعد قیصر وضع را تغییر می‌دهد. قیصر گرچه در نمایش اول خود در میان عامه مردم مورد پسند واقع نمی‌شود، اما در اکران دوم رکورد فروش را می‌شکند. قیصر به یک سمبل تبدیل می‌شود و داستانش هم به یک ژانر انتقام شخصی. اتفاقی که تا آن زمان در سینمای ایران کمتر رخ داده بود، اما کیمیایی با استفاده از همان فرمول‌های آشنای فیلمفارسی فیلمی غیرعادی می‌سازد که هم مخاطب را جذب می‌کند وهم به منتقدان نوید یک سینمای نوین را می‌دهد. بدینسان، قهرمان فیلم با بازی بهروز وثوقی به مردم معرفی می‌شود که ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و مُبَلّغ نوعی انتقام فردی است که به مذاق ایرانیان ناموس پرست آن سال‌ها خوشایند می‌نماید.

سال ۱۳۴۸ به دلیل نمایش دو فیلم گاو (داریوش مهرجویی) و قیصر از نگاه مورّخین، نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود. هر دو فیلم به سهم خود شالودهٔ موج نوی سینمای ایران را -البته در رویکردهایی متفاوت- تشکیل می‌دهند. کیمیایی در فیلم‌های بعدیش مانند رضا موتوری و داش‌آکل با تکرارِ مایه‌های عصیان فردی در برابر ارزش‌های اجتماعی رویهٔ گذشته را ادامه می‌دهد. رویکردی که علی‌رغم تبلیغ خصلت‌های انسانی و جوانمردی از دیدگاه بسیاری به مسیر دیگری افتاده و مُبَلّغ قانون‌ستیزی و ضد ارزش‌ها می‌شود. در فیلم بعدی‌اش بلوچ به استفاده از سکس و پرده‌دری، محکوم می‌شود و سال بعد با بهره‌برداری از جایگاه ادبی کتاب آوسنه بابا سبحان از محمود دولت‌آبادی، دست به ساختن خاک می‌زند.

گوزن‌ها که به زعم بسیاری بهترین فیلم کیمیایی است در سال ۱۳۵۴ ساخته می‌شود و دو تیپ مختلف از قهرمان را در کنار هم قرار می‌دهد که در نهایت مکمل شخصیت هم می‌شوند. به باور بسیاری، این فیلم به‌همراه قیصر مهمترین آثار کیمیایی پیش از انقلاب را شامل می‌شوند. غزل فیلم بعدی او که اقتباسی از کتابی از نویسندهٔ معتبر خورخه لوئیس بورخس است، شاید متفاوت‌ترین و عجیب‌ترین فیلم کارنامه او باشد. پس از آن سفر سنگ را در سال ۱۳۵۶ می‌سازد که به‌نوعی جنبه‌ای پیشگویانه دربارهٔ انقلاب ایران به خود می‌گیرد. او برای این فیلم جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره دریافت کرد و در ادامه نیز پلاک طلایی سازمان بین‌المللی سینمای کاتولیک به کیمیایی اهدا شد. او در سال ۱۳۶۱ فیلم خط قرمز را با بازی سعید راد کارگردانی کرد، این فیلم توقیف شد و به جز یک بار نمایش در جشنواره فیلم فجر دیگر هرگز نمایش داده نشد.

بیش‌تر اهالی سینما منسجم‌ترین ساختهٔ بعد از انقلاب کیمیایی را دندان مار ۱۳۶۸ می‌دانند که برای دریافت جایزه خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین نامزد می‌شود و نهایتاً جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را دریافت می‌دارد. پس از آن استفادهٔ کیمیایی از چهره‌های جوان، او را به‌عنوان تصویرگر زندگی جوانان دههٔ هفتاد معرفی می‌کند. با فیلم سلطان پسرش پولاد کیمیایی را به عنوان بازیگر به سینما معرفی می‌کند. کیمیایی فیلمنامهٔ تمامی آثارش را خودش نوشته و همچنین تدوین و طراحی صحنه و لباس تعدادی از فیلمهایش، مانند گروهبان، ردپای گرگ، مرسدس و فریاد، را نیز خود به عهده داشته‌است. تیغ و ابریشم در سال ۱۳۶۴ و سرب در سال ۱۳۶۷ نیز با با سبک سیاسی و عقیده‌ای توسط کیمیایی ساخته شد که اثر قابل توجه است. اعتراض در سال ۱۳۷۸ با دست مایه‌های سیاسی ساخته شد که دارای دیالوگ‌های ماندگار بود. کیمیایی همچنین برای نخستین بار در سال ۱۳۸۲ در فیلم مستند هشتصد قدم در لاله‌زار[۲] ساخته امید شریف موسوی، مقابل دوربین قرار گرفت و راوی اصلی این فیلم دربارهٔ خیابان مشهور طهران قدیم یعنی '"لاله زار"' شد که همواره در اغلب فیلمهای ساخته خودش و حتی رمانش نیز دلبستگی بسیار خود را به آن ابراز کرده است. کیمیایی بعد از انقلاب کارگاه آزاد فیلم را بنیان نهاد. کیمیایی در سال ۱۳۸۷ با همکاری اصغر فرهادی، محاکمه در خیابان را می‌سازد. فیلم جرم در سال ۱۳۸۹ برای کیمیایی اولین جایزه سینمایی از جشنواره فیلم فجر را به ارمغان آورد. او در مراسم افتتاحیه واختتامیه با سخنانی کنایه‌آمیز از اینکه پس از ۳۰ سال به یاد او افتاده‌اند گلایه کرد و در مراسم اختتامیه درحالی که با پسرش برای دریافت جایزهٔ بهترین فیلم به روی صحنه رفته بود تأکید کرد که فیلم سازی مستقل است وبه جایی وابسته نیست. متروپل کیمیایی در سال ۱۳۹۲ نیز با نظرات دو طیف وسیع جامعه همراه بود.

ویژگی‌های سینمای کیمیایی[ویرایش]

تِم اغلب فیلم‌های کیمیایی را باورها و ارزش‌هایی می‌سازد که یا از بین رفته و یا کمرنگ شده‌اند. کیمیایی از جوانمردی، غیرت و رفاقت تا سر حد مرگ قصه می‌گوید و قهرمانانش را با این صفات در بستر جامعهٔ امروزی با مشکلات سیاسی-اجتماعی درگیر می‌کند تا از ارزش‌های خود دفاع کنند. ارزش‌هایی که مردم عامه‌پسند ممکن است دوستشان داشته باشند ولی با زندگی مدرن در تناقض می‌باشند. نقد اینگونه داد ستاندن که حتی گاهی به قیمت گذشت از هنجارها می‌باشد، موضوع مهمترین چالش منتقدان کیمیایی را تشکیل می‌دهد. آنها بر این باوراند که این روایت‌گری چیزی جز پافشاری لجوجانهٔ کیمیایی بر پنداری غلط نمی‌باشد.

قهرمان‌سازی و بیان ناسازی‌ها[ویرایش]

بخش مهمی از جذابیت فیلم‌های کیمیایی در آفرینش شخصیت افسانه‌وارِ قهرمان است. قهرمانی که در دل اجتماع مبارزه می‌کند و از بین می‌رود، تا جهانِ خواستهٔ خود را بسازد و در این رهگذار است که افسانه می‌شود.

دیالوگ نویسی[ویرایش]

بارزترین توانایی کیمیایی در فیلمنامه‌هایش دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های خاص اوست. کیمیایی زبان عامیانه (کوچه و بازار) را به خوبی می‌شناسد و در ایجاد ضرباهنگ مناسب برای ادای آنها مهارت زیادی دارد. به‌همراه علی حاتمی، کیمیایی را نیز باید خالق بخش عمده‌ای از مشهورترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای ایران دانست. از آن جمله‌اند گفتارهای ناصر ملک مطیعی در فیلم قیصر و قریبیان و وثوقی در فیلم گوزن‌ها. می‌توان گفت پیام قهرمانان فیلمهای کیمیایی در چند دیالوگ مهم و منحصر به فرد در لابلای فیلم آشکار می‌شود. پیامی که آرمانهای ناب ایرانی را به تصویر می‌کشد.

دربارهٔ مسعود کیمیایی[ویرایش]

کتاب‌ها[ویرایش]

مستندها[ویرایش]

  • «آقای کیمیایی» ساخته امیر قادری
  • حکم رئیس
  • قیصر: چهل سال بعد
  • وقت رو به انتهاست

همکاری با کیمیایی[ویرایش]

تعداد زیادی از بازیگران برجستهٔ سینمای ایران را کیمیایی مطرح کرده‌است: فرامرز قریبیان، فریبرز عرب نیا، بهمن مفید، سعید کنگرانی، فریماه فرجامی، محمدرضا فروتن، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، میترا حجار و... . کارگردانان مطرحی همانند امیر نادری، تهمینه میلانی، سامان مقدم و... نیز کار خود را ابتدا با سینمای کیمیایی شروع کرده‌اند. سعید رضا خوش‌شانس نویسنده، نمایشنامه‌نویس و مترجم، در حوزه آموزش و تربیت هنرجویان سینما با مسعود کیمیایی همکاری داشته است. فرزاد موتمن، سعید عقیقی، جواد طوسی، مصطفی خرقه پوش و... کسانی هستند که به عنوان مدرس در کنار مسعود کیمیایی به آموزش و تربیت سینماگر پرداخته‌اند.

اخبار جنبی و نظرها[ویرایش]

کیمیایی پیش از انقلاب به عنوان یک فیلمساز مردمی و گاهی سیاسی شناخته شد. او پس از انقلاب هم سعی در نشان دادن مشکلات سیاسی-اجتماعی ایران داشت که هیچگاه به توفیق پیش از انقلاب خود دست نیافت و اکثر فیلم‌هایش هیچوقت موفقیت فیلم‌های گذشته اش همچون:گوزن‌ها. خاک و... را تجربه نکردند؛ ولی در تمام این سالها، از جنجال موج نو در سینما با فیلم قیصر، سر وصدای فیلم گوزن‌ها و آتش گرفتن سینما رکس آبادان گرفته تا توقیف فیلم خط قرمز، جنجال ازدواج با گوگوش و... همواره موضوع بحث بوده‌است، به ویژه پس از انقلاب که انتقاد از فیلم‌هایش فزونی یافته‌است. البته کیمیایی معتقد است منتقدان به جای فیلم‌هایش خود او را نقد می‌کنند و مشکل اصلی آنها با زندگی شخصی اوست. روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۴ گفتگویی با مسعود کیمیایی منتشر می‌کند. کیمیایی دراین مصاحبه که در سایت پارس توریسم پس از سال‌ها منتشر شده می‌گوید:

«شغل من فیلمسازی نیست. بلکه من گاهی مشغول فیلم ساختن می‌شوم. زیرا سینما کوچک‌تر و بی حیاتر از آن‌ست که همهٔ زندگی من باشد.

اصولاً هنر کوچکتر از آنست که همهٔ زندگی آدم باشد. این حرف را به حساب روشفنکربازی نگذارید، چون من روشنفکر نیستم. فقط یک انسانم.

این را به قشنگ‌ترین چیزهای زندگیم و به خون بچه‌ام قسم می‌خورم که من روشنفکر نیستم!»

کیمیایی و تهران[ویرایش]

کیمیایی به شدت به زادگاه خود تهران علاقه‌مند و وابسته است. این وابستگی از آثار سینمایی وی، مقالاتش در جراید به ویژه در روزنامه همشهری،[۳] و مصاحبه‌هایش آشکار است. وی در پنجمین جشنواره فیلم شهر شب گفت: «خوشحالم که از شهرم، از تهران جایزه می‌گیرم».[۴][۵][۶]

فروغ فرخزاد[ویرایش]

مسعود کیمیایی در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق مدعی شد که جنازه فروغ فرخزاد را پس از جاری شدن صیغه برای محرم شدن به او شسته است. همچنین ادعا کرده است که با صادق هدایت رابطه داشته است. پوران فرخزاد، خواهر فروغ فرخزاد در پاسخ گفته است که آقای کیمیایی اصلاً در آن مراسم حضور نداشته است و جهانگیر هدایت نیز اشاره کرده است که در زمان خودکشی صادق هدایت آقای کیمیایی تنها ده سال سن داشته است. فرج سرکوهی نیز ادعای مسعود کیمیایی مبنی بر اینکه با امیرپرویز پویان بحث و گفتگو داشته است را توهمی بیش ندانسته است.[۷][۸] همین‌طور وی یکی از آثار تئاتر خود به نام شب روشن را هم مدعی است که از الهامات صادق هدایت ساخته است محمدعلی سپانلو در این باره گفته است این حرف آقای کیمیایی کذب محض است، آقای کیمیایی در آن زمان هیچ شهرتی نداشت که بخواهد با این جمع همراه باشد. او اولین فیلمش را در سال ۱۳۴۷ ساخت، در حالی‌که فروغ در سال ۱۳۴۵ از دنیا رفت. حالا می‌گوید شخص دیگری هم بوده که شریک جرم پیدا کند؟ او در زمان مرگ فروغ جوانکی بیش نبود و گذشته از این، مگر می‌شود با مرده محرم شد؟ مگر مادر فروغ می‌گذاشت چنین اتفاقی رخ بدهد؟ این حرف‌ها دروغ است و من نمی‌دانم هدف کیمیایی از زدن این حرف‌ها چیست.[۹]

سعید امامی[ویرایش]

شایعات زیادی دربارهٔ همکاری او با سعید امامی وجود داشت که او آنها را تکذیب کرد و تلویحاً سینا مطلبی را عامل انتشار آن دانست.[۱۰][۱۱]

ترانه سرایی[ویرایش]

گفته می‌شود کیمیایی با نام مستعار نصرت فرزانه برای اولین آلبوم گوگوش بعد از خروج از ایران، یعنی آلبوم «زرتشت»، ترانه‌سرایی کرد. خروج گوگوش از کشور و به دنبال آن تور کنسرت‌های گوگوش، جنجال‌های زیادی را به دنبال داشت؛ ولی آنچه که همگان بر آن اتفاق نظر دارند نقش کیمیایی در خارج شدن گوگوش از کشور و شکستن سکوت ۲۰ سالهٔ اوست.

فیلم‌شناسی[ویرایش]

نوشته‌ها[ویرایش]

  • - جسدهای شیشه‌ای، رمان، ۱۳۸۰، انتشارات آتیه
  • - زخم عقل، دفتر شعر، دی ماه ۱۳۸۲، نشر ورجاوند
  • - حسد (بر زندگی عین القضات) ۱۳۸۴
  • - سرودهای مخالف ارکستر بزرگ ندارد، رمان، ۱۳۹۴ اختران

جایزه‌ها[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فراستی، مسعود. «بهترینهای عمر ما: بهترین فیلمها و فیلمسازان تاریخ سینما از نگاه ۵۵ منتقد سینمایی». نقد سینما، ش. ۳۳ (۱۳۸۱): ۷۲-۸۷. 
  • زاون قوکاسیان، مجموعه مقالات در نقد و معرفی مسعود کیمیایی، انتشارات آگاه، ۱۳۶۹
  • مسعود کیمیایی ۶۹ ساله شد
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Masoud Kimiai»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۴).

پیوند به بیرون[ویرایش]