محمدرضا شفیعی کدکنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
محمّدرضا شفیعی کدکنی
M.R Shafiei Kadkani.jpg
شفیعی کدکنی در سال ۱۳۹۴
زادهٔ۱۹ مهر ۱۳۱۸ ‏(۸۱ سال)
کدکن، تربت حیدریه
محل زندگیتهران
ملیتایرانی
شهروندی ایران
تحصیلاتدکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران
محل تحصیلدانشگاه فردوسی
دانشگاه تهران
پیشهشاعر، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده
شناخته‌شده برایپژوهش‌ها دربارهٔ حاکم نیشابوری، نظریه‌های ادبی نو
آثار
  • زمزمه‌ها و شب‌خوانی (۱۳۴۴)
  • از زبان برگ (۱۳۴۷)
  • صور خیال در شعر فارسی (۱۳۵۰)
  • در کوچه‌باغ‌های نیشابور (۱۳۵۰)
  • مثل درخت در شب باران از بودن و سرودن (۱۳۵۶)
  • بوی جوی مولیان (۱۳۵۷)
  • هزارهٔ دوم آهوی کوهی (۱۳۶۷)
  • موسیقی شعر (۱۳۶۸)
  • شاعری در هجوم منتقدان (۱۳۷۵)
  • آیینه‌ای برای صداها: هفت دفتر شعر (۱۳۷۶)
  • آواز باد و باران: برگزیدهٔ شعرها (۱۳۷۷)
  • ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما (۱۳۷۸)
  • قلندریه در تاریخ (۱۳۸۶)
  • با چراغ و آینه (۱۳۹۰)
  • زبان شعر در نثر صوفیه (۱۳۹۲)
  • نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابو الحسن خرقانی (۱۳۹۴)
سبکسبک شعر سنتی و سبک نیمایی
دیناسلام، شیعه
والدینمیرزا محمد و فاطمه
خویشاوندانادیب دوم
امضاء
امضای محمدرضا شفیعی کدکنی

محمدرضا شفیعی کَدْکَنی (زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در کدکن) ادیب، نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه و شاعر با تخلص م. سرشک اهل ایران است.

زندگی[ویرایش]

از راست: خسرو فرشیدورد، محمد طباطبایی، سعید حمیدیان، نصرالله پورجوادی و محمدرضا شفیعی کدکنی، سمینار نگارش فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۱

محمدرضا شفیعی کدکنی در نوزدهم مهرماه ۱۳۱۸ در شهر کدکن از خراسان[۱] در خانواده‏ ای اهل علم دیده به جهان گشود. از افراد مهم این خانواده از میرزا محمد شفیع کدکنی معروف به میرزای عالمیان وزیر شاه عباس اول صفوی می‏توان نام برد[۲]. شفیعی کدکنی هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود آ میرزا محمد(که روحانی بود) و محمدتقی ادیب نیشابوری (ادیب نیشابوری دوم) از نزدیکانش به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت (در هفت‌سالگی تمام الفیهٔ ابن مالک را از حفظ بود)[نیازمند منبع] و فقه، کلام و اصول را نزد شیخ هاشم قزوینی (معروف به «فقیه آزادگان») فراگرفت. اما پس از مرگ شیخ هاشم، تا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد سید محمدهادی میلانی خواند و در این دوره با سید علی خامنه‌ای رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران، هم‌درس بود.[نیازمند منبع] او به پیشنهاد علی‌اکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نام‌نویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکدهٔ ادبیات رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی، و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.

شفیعی کدکنی از سال ۱۳۴۸ تاکنون استاد دانشگاه تهران است. بدیع‌الزمان فروزانفر زیر برگهٔ پیشنهاد استخدام وی نوشته بود «احترامی است به فضیلت او». شفیعی از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث، شاعر خراسانی، به‌شمار می‌رود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمی‌کند.

محمدرضا شفیعی کدکنی روز پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این سفر بازتاب وسیعی در مطبوعات ایران داشت. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به مؤسسهٔ مطالعات پیشرفتهٔ پرینستون رفت تا در باب تاریخ و تطور فرقهٔ کَرامیه تحقیق کند، و پس از ۹ ماه دوری از میهن، به ایران بازگشت و پس از بازگشت به ایران بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد.

در مهر ۱۳۹۸ در هفتمین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی هنر برای صلح، «نشان عالی هنر برای صلح» به سببِ بیش از نیم قرن تلاش در اعتلای فرهنگ و ادب پارسی به محمدرضا شفیعی کدکنی اهداء شد.[۳]

کتاب‌ها و اشعار[ویرایش]

شفیعی کدکنی سرودن شعر را از جوانی به شیوهٔ قدمایی آغاز کرد و پس از چندی به سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد. با انتشار دفتر شعر در کوچه باغ‌های نشابور نام‌آور شد. آثار شفیعی را می‌توان به سه گروه انتقادی و نظری و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی می‌شود، که بخشی از آن‌ها در زیر آورده شده‌اند. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعارش در کوچه باغ‌های نشابور آوازه بیشتری دارد. زمزمه‌ها، شبخوانی، از زبان برگ، بوی جوی مولیان، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، هزاره دوم آهوی کوهی، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، با چراغ و آینه (در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران)، تصحیح اسرارالتوحید نوشته محمدبن منور، تصحیح تاریخ نیشابور نوشته حاکم نیشابوری، تصحیح آثار عطار نیشابوری، تصحیح مختارنامه، تصحیح مصیبت‌نامه، تصحیح منطق‌الطیر، تصحیح اسرارنامه، تصحیح دیوان عطار، تصحیح تذکرةالاولیا و ترجمه آفرینش و تاریخ نیز از جمله آثار محمدرضا شفیعی کدکنی است.

در نگاه دیگران[ویرایش]

غلامحسین یوسفی «بی‌گمان مایه فراوانی که م. سرشک از زبان و ادب فارسی اندوخته دارد و از این حیث در میان شاعران نسل خویش، خاصه نوگرایان، کم‌نظیر است و نیز انس وی به زبان دری، زبان دیرین مردم خراسان، چنین توانایی را به او ارزانی داشته‌است. شعرهای او غالباً رنگ اجتماعی دارد. اوضاع جامعه ایران در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ در شعر او به‌صورت تصویره، رمزها، کنایه‌ها و ایماها منعکس است. این موضع را در غزلی در مایه شور و شکفتن چنین بازگو می‌کند:

نفسم گرفت از این شهر درِ این حصار بشکندرِ این حصارِ جادوییِ روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایتِ خونبه جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمانِ صبحی به تَرنّم و ترانهلبِ زخمِ دیده بگشا، صفِ انتظار بشکن...

م. سرشک، افزون بر بهره‌مندی از قریحه و فطرت شاعری، در شعر خویش از دیدگاهی انسانی و اجتماعی سخن می‌گوید و چون از فرهنگ ایران و زبان فارسی بهره‌ور است، می‌تواند اندیشه‌ها و دریافت‌ها و پدیده‌های زیبای جهان شاعرانه خود را به‌صورت دلکش و پرتاثیر به ما عرضه کند.»

قدمعلی سرامی: «شفیعی از معدود ادیبانی است که در این روزگار از خودبیگانگی انسان‌ها در تنگناهای اقتصادی، زندگی خود را وقف معرفت ادبی کرده‌است. کتاب‌هایی چون «صور خیال در شعر فارسی»، «شاعر آینه‌ها»، «گزیده غزلیات شمس» و صدها مقاله محققانه و نیز متون مصحح و منقح اسرارالتوحید و مختارنامه و…، در کنار انبوهی از مجموعه‌های شعر، گواه عشق این مرد به فرهنگ آبگون و آتشسار این خاک و آب است. ما با بررسی مجموعه‌های او، متوجه می‌شویم با شاعری رویاروییم که در عین شناخت دیرینه ادب منظوم دری، نوگراست»[۴]

بررسی آثار[ویرایش]

شفیعی کدکنی را می‌توان در زمره شاعران اجتماعی دانست[نیازمند منبع]. او در اشعار خود تصویری از جامعه ایرانی در دههٔ ۴۰ و ۵۰ خورشیدی را بازتاب می‌دهد و با رمز و کنایه آن دوران را به خواننده نمایانده، دلبستگی و گرایش فراوان به آیین و فرهنگ ایرانی و به خصوص خراسان را نشان می‌دهد.

تصحیحات او نمونهٔ قابل توجه[نیازمند منبع] تصحیح انتقادی متن است، اسرارالتوحید، مصیبت‌نامه، الهی‌نامه، منطق‌الطیر، اسرارنامه، مقامات و حالات ابوسعید، نوشته بر دریا (مقامات ابوالحسن خرقانی)، مرموزات اسدی در مرموزات داوودی، بهترین نمونه‌های تصحیح انتقادی متن در ادبیات فارسی هستند.

او از اندک محققین[نیازمند منبع] تاریخ و ادب فارسی است که به تاریخ کرامیه پرداخته و کتابی نیز در این باب فراهم کرده‌است.

کتاب‌های دیگر او مثل موسیقی شعر، صور خیال، ادوار شعر فارسی، زمینه‌های اجتماعی شعر فارسی، از جامی تا روزگار ما امروزه از کتاب‌های کلاسیک نقد ادبی محسوب می‌شوند.

او علاقه‌مند به شعر فارسی است و علاقهٔ او به عرفان و نقد ادبی هم از همین‌جا نشأت می‌گیرد.

وی در کتاب زبان شعر در نثر صوفیه آورده‌است که آنچه در زبان فارسی به «آن» معروف است و می‌توان آن را جوهره جمال دانست، در زبان‌های دیگر وجود ندارد.
او همچنین شعر فارسی را به خاطر مسئله ردیف که در هیچ زبان دیگری امکان کاربرد آن را نمی‌توان یافت، ممتاز دانسته‌است. شفیعی کدکنی همچنین در این کتاب، شطح را نوعی شکستن تابوها معرفی نموده و شطحیات حلاج را به‌طور ضمنی با کتاب زایش تراژدی نیچه مقایسه کرده‌است که در هر دو به تجربه بیان «بیان ناپذیرها» پرداخته شده‌است. نکته تازه‌ای که او در این زمینه بیان می‌کند به ساختار شطح و اینکه اخباری باشد (مانند سبحانی ما اعظم شانی) یا انشایی (انالحق) و تأثیر متفاوت این دو بیان بازمی‌گردد.
یکی از بحث‌های جذاب این کتاب پاسخ به این سؤال است که چرا شاعران عرب به اندازه شاعران فارسی‌زبان از آیات قرآن در اشعار خود استفاده ننموده‌اند. شفیعی کدکنی محور این کتاب خود را بر این عقیده که برای بسط و درک تجربه دست نیافتنی صوفی به ناچار باید از سخنان و زبانی که به کار برده‌است کمک گرفت، استوار نموده‌است و بیان می‌کند که گاه حرکت از صوت به صورت و معنی بسیار بارز است. یکی از مثال‌هایی که او به آن اشاره نموده شعری است از شاعری با نام علی ابن حسین مغربی که قصیده‌ای در حالت تب و هذیان سروده بدین شکل که:

دَرَن دَرَن دَرَن دَرَن دَرَن دَبی / انا علی بی الحسین المغربی

شفیعی کدکنی در این اثر خود برای شرح مفهوم سبک‌شناسی عرفانی می‌گوید: «هر نگاه هنری به الاهیات و دین» می‌تواند ویژگی‌های اسلوبی و سبکی خاص خود را داشته باشد، که همان سبک‌شناسی عرفانی‌است. وی همچنین معتقد است که در سرتاسر تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، با دو گونه تصوف روبرو هستیم که یکی تصوف قبل از ابن عربی یا تصوف خراسانیست و دیگری تصوف بعد از ابن عربی، و این دو مکتب را بر روی مثلثی نشان می‌دهد که نقطه صعود یک ضلع آن مثنوی معنوی است و راس ضلع دیگر، ابن عربی است که به مرور با نزدیک شدن به عرفان قاجاری و قرن سیزدهم، با نزول همراه می‌شود.[۵]

اندیشه‌ها[ویرایش]

گرایش‌های فرمالیستی[ویرایش]

شفیعی کدکنی گرایشی بارز به صورتگرایی با مبانی فرمالیسم روسی دارد. کتاب‌های «صور خیال در شعر فارسی» و «موسیقی شعر» و «بیدل شاعر آینه‌ها» و نیز بسیاری از مقالات وی مانند «جادوی مجاورت»[۶] و «ساختار ساختارها»[۷] صبغه و بن‌مایهٔ فرمالیستی دارد. تعریف وی از شعر به «رستاخیز زبان» ترجمهٔ دیدگاه فرمالیست‌های روس است. همچنین اصطلاحات فرمالیستی «پیرنگ»، «آشنایی‌زدایی»، «عنصر مسلط» از نمونهٔ مواضع رویکرد وی به فرمالیسم است. گذشته از مقالات و کتب مذکور، شفیعی کدکنی کتابی با نام «رستاخیز کلمات» در سلسله انتشارات سخن به چاپ رسانیده که به‌طور اخص تمام جوانب جمال‌شناسی نظریات صورتگرایان روس را مورد ارزیابی قرار داده و آن‌ها را با نمونه‌هایی قابل فهم از ادبیات فارسی انطباق داده‌است.

تاریخ‌گرایی در ادبیات[ویرایش]

شفیعی کدکنی از سال‌های ۱۳۶۰ به بعد به پژوهش در تاریخ با رویکرد تصحیح متون ادبیات عرفانی روی آورد. او معتقد است حرکت به سوی مدرنیته بدون شناخت سنت دشوار است. تاریخ‌گرایی وی هر چند پشتوانهٔ تئوریک مشخصی ندارد، اما سخت پای‌بند مستندسازی با متون تاریخی است.

ریشه‌های شعر معاصر[ویرایش]

شفیعی معتقد است که تحولات شعر معاصر فارسی تابعی از متغیر ترجمه‌است. این نظرگاه بنیاد کتاب وی «با چراغ و آینه، در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران» را شکل داده‌است. برخی دیدگاه‌های وی در این کتاب مورد انتقاد برخی قرار گرفته‌است.[۸]

نظر شفیعی کدکنی دربارهٔ احمد شاملو[ویرایش]

محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه؛ در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران نظر خود را دربارهٔ احمد شاملو چنین بیان می‌کند:

«حق این است که شاملو را برای نسل جوان امروز باید «تجزیه» و «تحلیل» کرد. ممکن است در این تجزیه خیلی از محسنات او تبدیل به نقاط ضعف شود، ولی به هر حال از این کار گزیری نیست. این کار را آیندگان با بی‌رحمی خواهند کرد. اگر جوانان امروز بدانند که شخصیت ادبی آقای شاملو چگونه تشکیل شده‌است، هرگز این‌گونه عمر خود را صرف شعر، آن هم شعر این‌طوری ـ که در روزنامه‌ها می‌بینیم ـ نخواهند کرد. تو بهتر از هر کسی می‌دانی که آنچه ا. بامداد یا احمد شاملو را می‌سازد اگر به صد جزء تقسیم شود، پنجاه تا شصت درصدش ربطی به شعر ندارد».[۹]

«سفر به خیر» بر دیواری در لیدن

کتاب‌شناسی[ویرایش]

مجموعه اشعار

  • ۱۳۴۴ - زمزمه‌ها
  • ۱۳۴۴ - شبخوانی
  • ۱۳۴۷ - از زبان برگ
  • ۱۳۵۰ - در کوچه‌باغ‌های نشابور

پانویس[ویرایش]

  1. کدکن، میراث‌دار ایران کهن روزنامهٔ اعتماد ملی
  2. زندگانی خواجه میرزا محمد شفیع کدکنی (میرزای عالمیان) و سواد سنادی درباه او. دفتر دهم جلد. به کوشش رضا نقدی. مجموعه رسائل فارسی دفتر دهم.
  3. «هفتمین جشنواره بین‌المللی «هنر برای صلح» به کار خود پایان داد». خبرگزاری ایرنا. ۱۲ مهر ۱۳۹۸.
  4. «ویژه‌نامه شفیعی کدکنی در روزنامهٔ همشهری». روزنامهٔ همشهری.
  5. شفیعی کدکنی، محمدرضا، زبان شعر در نثر صوفیه، درآمدی به سبک‌شناسی نگاه عرفانی، سخن، تهران، ۱۳۹۲
  6. http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/14547/20/text[پیوند مرده]
  7. http://www.ensani.ir/fa/content/261270/default.aspx
  8. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/06/120615_l06_books_fs_kadkani_new_book_poem_iran.shtml
  9. با چراغ و آینه؛ در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران، نوشته محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، نشر سخن، ۱۳۹۰، ص ۵۲۶

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]