مظاهر مصفا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مظاهر مصفا
Mazaher Mosaffa.jpg
زادهٔ۱ شهریور ۱۳۱۱[۱]
تفرش
درگذشت۸ آبان ۱۳۹۸ (۸۷ سال)
مدفنبُنِسا، تفرش، استان مرکزی
محل زندگیتهران
ملیتایران
پیشهاستاد دانشگاه، شاعر، ادیب، و تصحیح متون کهن
آثارپاسداران سخن،
تصحیح دیوان‌های سنایی، سعدالدین نزاری قهستانی (حکیم نزاری)، و سعدی
سبکقصیده
همسر(ها)امیربانو کریمی
فرزندانعلی
کیمیا
گلزار
امیراسماعیل
والدیناسماعیل مصفا

مُظاهر مُصفّا (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۱۱ – درگذشتهٔ ۸ آبان ۱۳۹۸) استاد دانشگاه، مصحح متون، و شاعر برجستهٔ معاصر ایران بود. او سال‌های زیادی به‌عنوان استاد تمام رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران به‌خدمت مشغول بود. وی در سال ۱۳۸۴ به دستور ریاست دانشگاه کنار گذاشته شد و پس از آن مدتی استاد تمام وقت دوره‌های دکترای دانشگاه آزاد اسلامی بود.[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

مُظاهر مصفا، فرزند اسماعیل مصفا، در ۱ شهریور ۱۳۱۱ در اراک در خانواده‌ای بافرهنگ از اهالی تفرش چشم به جهان گشود. هنگامیکه تنها ۴۰ روز از تولدش می‌گذشت خانواده‌اش به قم نقل‌مکان کردند. پدر وی در ادارهٔ «سجل-احوال» (سازمان ثبت احوال) کار می‌کرد.

خانواده[ویرایش]

وی فرزند اسماعیل مصفا و برادرزاده حسینعلی خان نکیسا (نکیسای تفرشی) خواننده سرشناس دوره قاجاریان و رضاشاه) و نوه حاج ملا رجبعلی تفرشی (تعزیه‌خوان پرآوازه در دربار ناصری و تکیه دولت و همچنین مؤذن ویژه محمدعلی‌شاه قاجار) است. برادر بزرگ‌تر وی ابوالفضل مصفا (مصفی) فرهنگی دارای مدرک (دکترای زبان و ادبیات فارسی) بودند ، و خواهر وی خانم مصفا (مادر فؤاد حجازی، آهنگ‌ساز) از استادان زبان و ادبیات فارسی هستند. او در جوانی با امیربانو کریمی (استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران)، دختر امیری فیروزکوهی (شاعر سرشناس معاصر)، ازدواج کرد. این زوج، صاحب فرزندانی شدند: علی مصفا (بازیگر سینما و تلویزیون و همسر لیلا حاتمی)، کیمیا مصفا، گلزار مصفا دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی، امیراسماعیل مصفا دارای مدرک دکترای فیزیک و استادیار فیزیک دانشگاه صنعتی شریف (متخصص در زمینهٔ نظریه ریسمان).[۲]

از دیگر سوابق علمی و اجرایی وی می‌توان به ریاست فرهنگ قم، قبل از انقلاب، ریاست پردیس فارابی دانشگاه تهران (پردیس قم) و تدریس در دبیرستان‌های تهران، ریاست انتشارات و مدیریت مجلهٔ آموزش و پرورش، دانشیاری دانشگاه شیراز[۲] و ریاست دبیرخانهٔ مرکزی دانشگاه شیراز اشاره کرد.[۳]

تحصیل[ویرایش]

مصفا دوران تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ حکیم نظامی قم سپری کرد و سپس دوران متوسطه را در دارالفنون گذراند و به دانشسرای عالی رفت و به تحصیل در رشتهٔ ادبیات مشغول شد. او تحصیلات خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی تا درجهٔ دکترا از دانشگاه تهران ادامه داد و پایان‌نامهٔ خود با عنوان «تحول قصیده در ایران» را زیر نظر بدیع‌الزمان فروزانفر نوشت.[۲] هم‌زمان با ادامهٔ تحصیل، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و مدتی هم رئیس ادارهٔ فرهنگ قم بود و چندی هم ریاست مدرسهٔ عالی قضایی قم را به‌عهده داشت.

مظاهر مصفا در هنگام پژوهش در جایگاه دانشجوی دکترای بر سر موضوع پایان‌نامه، با استاد خود بدیع‌الزمان فروزانفر جدل لفظی پیدا کرد، زیرا شعر گفتن مصفا در ستایش محمد مصدق باعث شد بدیع‌الزمان فروزانفر با او قهر کند و دریافت مدرک دکترای مظاهر مصفا ۹ سال عقب بیفتد.[۲]

جایگاه شعری[ویرایش]

مظاهر مصفا یکی از قصیده‌سرایان شاخص ایرانی بعد از ملک‌الشعرا بهار است. وی در کشورهای افغانستان و هند و دیگر کشورهای فارسی‌زبان نیز شناخته شده‌است. قصیدهٔ «هیچِ» او یکی از شعرهای اوست که غلامحسین یوسفی در کتاب چشمهٔ روشن به بررسی آن پرداخته و صلاح الصاوی (شاعر و سخن‌سنج مصری) در کتاب العدمیّة فی شعر آن را ترجمه، نقد و بررسی کرده‌است. تاکنون چند مجموعه شعر از او به‌چاپ رسیده که از آن جمله: ده فریاد، سی سخن، نسخه اقدم ، توفان خشم، سپیدنامه، مهر دلبند هستند. همچنین تصحیحات وی بر دیوان ابوتراب فرقتی کاشانی، مجمع‌الفصحاء رضاقلی‌خان هدایت، نزاری قُهستانی، سنایی، سعدی، نظیری نیشابوری و جوامع‌الحکایات محمد عوفی منتشر شده‌اند.[۳]

انقلاب ۱۳۵۷[ویرایش]

شعار «یا مرگ یا مصدق» که در انقلاب ۱۳۵۷ ایران سر داده می‌شد برگرفته از بیتی از یکی شعرهای مظاهر مصفا بود که در آن سروده بود: «آزادگان به راهت، از جان خود گذشتند/ با خون خود نوشتند، یا مرگ یا مصدق».[۲]

آثار (مجموعه شعر، تصحیح)[ویرایش]

مجموعه آثار چاپ شده مظاهر مصفا

شعر:

  1. توفان خشم ۱۳۳۶ چاپ کتاب‌خانه زوار
  2. شب‌های شیراز ۱۳۳۷ چاپ خانه حکمت
  3. ۱۳۴۰ سیپاره
  4. سپید نامه ۱۳۴۰
  5. جمعه سرخ ۱۳۵۷
  6. گزینه اشعار مظاهر مصفا ۱۳۸۷ انتشارات مروارید
  7. نسخه اقدم؛ منظومه‌های مظاهر مصفا ۱۳۹۶ نشرنو

نوشته‌ها:

  1. پاسداران سخن ؛ چکامه سرایان ۱۳۳۵
  2. دیوان حکیم سنایی ۱۳۳۶ انتشارات امیر کبیر
  3. کلیات سعدی انتشارات زوار ۱۳۴۰
  4. مجمع الفصحا (مجموعه شش جلدی) ۱۳۴۰ انتشارات امیرکبیر
  5. دیوان نظیری نیشابوری ۱۳۴۰انتشارات امیرکبیر
  6. برگی از اشعار صفای سپاهانی
  7. با اوست حدیث من (متن ده گفتار در عرفان و تصوف اسلامی) ۱۳۴۷ چاپ میهن
  8. قند پارسی (نمونه‌های شعر دری) ۱۳۴۸ بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه
  9. دیوان لامع ۱۳۶۵
  10. دیوان حکیم نزاری قهستانی ۱۳۷۱انتشارات علمی
  11. متن کامل دیوان سعدی ۱۳۸۳ انتشارات روزنه
  12. جوامع الحکایات ۱۳۸۶ پژوهشگاه مطالعات فرهنگی

اشعار[ویرایش]

شعر «هیچ» سروده مظاهر مصفا:

مردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچجان از نتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ
از شهر بی کرانه ی هرگز رسیده امتا رخت خویش باز کنم در دیار هیچ
از کوره راه هرگز و هیچم مسافریدر دست خون هرگز و در پای خار هیچ
در دل امید سرد و به سر آرزوی خامدر دیده اشک شاید و بر دوش بار هیچ
در کام حرف بوک و به لب قصّه ی مگربر جبهه نقش کاش و به چهره نگار هیچ
دنبال آب زندگی از چشمه سار مرگجویای نخل مردمی از جویبار هیچ
دست از کنار شسته نشسته میان موجپا بر سر جهان زده سر در کنار هیچ
اصلی گسسته مانده تهی از امید وصلفرعی شکسته گشته پر از برگ و بار هیچ
خون ریخته ز دیده شب و روز و ماه و سالدر پای شغل هرگز و در راه کار هیچ
دیوانه ی خردور و فرزانه ی جهولعقل آفرین دشت جنون هوشیار هیچ
با عزّ اقتدار و به پا بند ذلّ و ضعفبا حکم اختیار و به دست اختیار هیچ
هم خود کتاب عبرت و هم اعتبارجویاز دفتر زمانه ی بی اعتبار هیچ
چندی عبث نهاده قدم در ره خیالیکچند خیره کوفته سر بر جدار هیچ
عمری فشانده اشک هنر زیر پای خلقیعنی که کرده گوهر خود را نثار هیچ
قاف آرزوی باطلم از دشت پرغرابسیمرغ جوی غافلم از کوهسار هیچ
ناآمده نتاجی ام از پشت هول و وهمنابافته نسیجی ام از پود و تار هیچ
گم کرده راه پیکی ام از شهر بی نشانپیغام پر زپوچ رسانم به یار هیچ
خاموش قصه گویم و گویای اخرسمبی پای بادپویم در رهگذار هیچ
گویایی سکوتم و بیتابی درنگتمکین بیقراری ام و بیقرار هیچ
صرّاف سرنوشتم و سنجم بهای خاکنقّاد بادسنجم و گیرم عیار هیچ
بیع و شرای خونم و بیّاع داغ و دردبازارگان مرگم و گوهرشمار هیچ
جنس همه زیانم و سودای هیچ سودسوداگر خیالم و سرمایه دار هیچ
سیم سپید سوخته ام در شرار پوچزرّ امید باخته ام در قمار هیچ
گنجینه ی دریغم و ویرانه ی فسوساندوهگین بیهده افسوس خوار هیچ
آیای بی جوابم امّای بی دلیلگفتار پوچ گونه و پنداروار هیچ
ناپایدار کوهم و برجای مانده سیلگردون نورد گردم و گردون سپار هیچ
گردنده روزگارم و چرخنده آسمانلیل و نهار سازم و لیل ونهار هیچ
پرگار سرنگونم و عمری به پای سربر گرد خویش دور زده در مدار هیچ
عزلت نشین خانه ی بی آسمانه اممحنت گزین بی در و پیکر حصار هیچ
سرمست هوشیاری و هشیار مستی امبر لب شراب هرگز و در سر خمار هیچ
اندیشه ی محالم و سودای باطلممعنی تراز صورت و صورت نگار هیچ
در وادی فریبم و لب تشنه ی سرابدر خانه ی دروغم و چشم انتظار هیچ
آزاده ی اسیرم و گریان خنده رویگریان ز چشم خنده بر این روزگار هیچ
بدنامی حیاتم و بر صفحه ی زمانبا خون خود نگاشته ام یادگار هیچ
صلح آزمای جنگم و پیکارجوی صلحبی هم نبرد هرگز و چابک سوار هیچ
تیر هلاک یافته ام از شغاد کیدخطّ امان گرفته از اسفندیار هیچ
بر دوش خویش کشته ی خود را کشیده امتا ظلم گاه معدلت از کارزار هیچ
محکوم بی گناهم و معصوم بی پناهمظلوم بی تظلّم و مصلوب دار هیچ
دردم ازین که تافته ام از امید سردداغم ازین که سوخته ام در شرار هیچ
کس خواستار هرگز، هرگز شنیده اید؟یا هیچ دیده اید کسی دوستار هیچ
آن هیچ کس که هرگز نشنیده ای منمهم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ

پانویس[ویرایش]

  1. «سایت بهشت زهرا». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ «مظاهر مصفا، شاعر قصیده «یا مرگ یا مصدق»، درگذشت». رادیو فردا. ۹ آبان ۱۳۹۸.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «انجمن شاعران ایران | هنرمند | مظاهر مصفا». دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۲-۲۸.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]