وجود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

وجود مفهوم به‌شدت گسترده‌ای است که ویژگی‌های عینی و ذهنی واقعیت و هستی را دربرمی‌گیرد. هرچه از «بودن» بهره‌ای داشته باشد، «وجود» خوانده می‌شود، گرچه اغلب این استفاده محدود به چیزهایی است که برای انسان مفهوم ذهنی داشته باشند.

ن.فخر در کتاب برهان علیت وجود را این طور تعریف می کند: اگر بخواهیم "وجود" را تعریف کنیم باید ابتدا به آنچه در بین مصادیقِ وجود، مشترک است توجه کنیم؛ همان‌طور که اگر بخواهیم انسان را تعریف کنیم ابتدا باید چند مصداق از انسان‌هایی مانند تو و من را در نظر گرفته و سپس ببینیم این انسان‌ها چه صفات مشترکی دارند، صفات مشترکی که همۀ انسان‌ها را در خود بگنجاند  و همۀ غیر‌انسان‌ها را خارج نگه دارد تا به‌عبارتی به یک تعریفِ "جامع و مانع" برسیم.

به‌همین‌ترتیب اگر بخواهیم تعریفی برای هستی و وجود ارائه دهیم، باید مصادیقِ هستی را در نظر آوریم. می‌بینیم که دست بر روی هر چیزی که بگذاریم، شامل هستی می‌شود و یکی از مصادیقِ هستیست. اگر بخواهیم هستی را تعریف کنیم، باید بگوییم:

"هستی چیزی است که … "

در اینجا متوجه می‌شویم، پس‌از "که" هر صفتی و هر توضیحی که بیاوریم، ممکن است بعضی از مصادیقِ هستی را از این تعریف خارج کند. مثلاً اگر بگوییم "هستی  چیزی است که حجم داشته باشد"، این نکته توجه‌مان را جلب می‌کند  که شاید چیزی باشد و حجم هم نداشته باشد؛ یعنی شاید هستیِ بدون حجم هم داشته باشیم. به هر‌حال آن‌چیز هم، چیزیست که وجود دارد و هست. پس نباید صفتِ "حجم داشته باشد" را به‌کار ببریم، مبادا که اشتباهاً برخی از چیزهایی که وجود دارند، بیرون از تعریفِ ما جا بمانند و تعریفِ ما تعریف جامعی نباشد.

ازآنجایی‌که مطمئن نیستیم همۀ انواع هستی را شناخته باشیم و صفات و خصوصیات همۀ آن‌ها را بدانیم، به این نتیجه می‌رسیم که نباید هیچ صفت و توضیحی برای هستی ارائه کنیم. فقط به این‌وسیله مطمئن خواهیم بود که تمام مصادیقِ هستی را واردِ تعریفِ هستی کرده‌ایم.

پس در تعریفِ هستی فقط باید بگوییم: "چیزی که" و دیگر ادامه ندهیم؛ و یا به عبارت بهتر ، در تعریف هستی فقط باید بگوییم "چیز".

هر "چیز"، یک هستی است و فرقی نمی‌کند چه باشد و چه خصوصیاتی داشته باشد. هر شیء یا هر چیز، مصداقی از هستی و وجود است. چیز بودن یا شیء بودن برای وجود داشتن کافیست. مادی یا غیرمادی، جان‌دار یا بی‌جان، واقعیت یاخیال...[۱]

«وجود» ازنظر واژگانی به معنی هستی، بودن، فرتاش و یافتن است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ن.فخر. برهان علیت. ۱۳۹۵. ۵۱-۵۳.