مزدیسنا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آتش مقدس همیشه روشن در آتشکده معبد زرتشتیان یزد.
آتش، نماد دین زرتشتی
فْـرَوَهْـر، یکی از نشانه‌ها و ذره‌ای از وجود اهورامزدا
آتشکده‌ای در هندوستان.

مَزدَیَسنا یا دین زرتشتی نامِ دینِ پیامبرِ ایرانی، اشوزرتشت اسپنتمان است. مزدَیَسنا صفت است و به‌معنای پرستندهٔ اهورامزدا است. مزدا هم همان خدای یگانه‌است. مزدَیَسنا ضدِ دیویَسنا است. دیویَسنا هم بمعنی پرستندهٔ دیو یا دَئِوَ می‌باشد و ضدِ آن واژهٔ وی-دَئِوَ یا ضدِ دیو است. مزدَیَسنا پیرامونِ ۱۲۰۰ (پیش از میلاد) تا ۱۰۰۰ (پیش از میلاد) از سوی پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان، پایه‌گذاری شد.[۱]

زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش آئین کهن آریاییان پرداخت و بتدریج برای خود پیروانی یافت که پس از وی به مزدیسنان یا زرتشتیان شُهره شدند. در ادبیاتِ مزدیسنا نیز مزدیسن با گویشِ پهلوی، معادلِ دین آورده به زرتشت، راستی پرست و با صفتِ زرتشتی آمده‌است..[۲] همچنین به زرتشتیان بهدین نیز می‌گویند.

عناصرِ مزدَیَسنا یکتاپرستانه‌اند و از یکتاپرستی سرچشمه می‌گیرند. البته در برخی منابع از ایشان به نامِ دوگانه‌پرست هم یاد شده که بیشتر در اثر اشتباهی است که در شناختِ درستِ مزدیسنا و بر اساسِ برداشت‌هایی از دو کتابِ دینکرد و بندهشن انجام شده[۳] و مزدیسنان با زروانیان به اشتباه یکی پنداشته شده‌اند زیرا اعتقاد به دوگانگیِ آفرینشی در میان زروانیان نیرومند است[۴] نه مزدیسنان. کتاب مقدس زرتشتیان اوستا است. از بخش‌های گوناگون اوستا بخشی به نام گاهان (سرودها) سخنانِ شخص زرتشت بوده‌است.

خدای نیک‌سرشت در کیش زرتشتی، اهورامزدا نام دارد که به معنی سرور دانا است و پرستیده می‌شود. برای اهورا مزدا در هرمزد یشت، در حدود شصت صفتِ نیک آورده شده و تقریباً همهٔ چیزهای خوب به وی منتسب شده‌است. بر اساسِ گاتها، اهورامزدا هم آفریننده روشنایی و هم تاریکی است.[۵] بر اساسِ کتابِ بندهشن که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالفِ اهورامزدا و زایندهٔ بدی‌ها را اهریمن (انگره مینیو) معرفی می‌کند[۶] که نص صریح گاتها است.[۷] در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توانِ ذاتی برای مقابله با قدرتِ اهورا مزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست بلکه اهریمن همان اندیشهٔ بد است اما در باورِ زروانیان، اهریمن برادر و رقیبِ اهورا مزدا و پسر زروان[۸] و دارای هویتی جداگانه از اهورا مزدا است. زرتشتیان امروزی نیز خود را یکتاپرست می‌دانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدی‌ها می‌نامند نه یک خدا. این شائبه احتمالاً بدلیل تغییر مفهوم و ماهیت انگره مینو در دین مربوط می‌شود که این قطب مخالف سپنته مینو با اهریمن یکی گشته است.

ریشه نام مَزدَیَسنا[ویرایش]

واژهٔ مزدیسنا واژه‌ای اوستایی است که از دو جزء (مَزدَ + یَسنا) پدید آمده است. مزده معنی خدای دانا یا سرور را می‌دهد و یسنا نیز به معنی ستایش و پرستش است و در مجموع معنی مزداپرستی یا خداپرستی می‌گیرد. این واژه بگونه مزدیسنی هم گفته شده‌است. پیروان این کیش را مزدیسنان یا خداپرستان می‌نامند. در برابر پرستش مزدا، پرستش دیوان درگذشته مرسوم بوده که متون زرتشتی اینان را دیویسنان و مذهبشان را دیویسنی ثبت کرده‌اند.[۹] نام‌های دیگری برای این دین وجود دارد که مصطلح‌ترین آن در ایران دین زرتشتی است.[نیازمند منبع] در گذشته به پیروانِ این دین بهدینی، مجوسی، گبری نیز گفته شده‌است. در بیشتر زبان‌ها نام این دین را به نام پیامبر آن، زرتشت منسوب می‌نمایند.

تاریخچه مزدیسنا[ویرایش]

نشان فروهر تخت جمشید.

از وحدت و اجتماع معنوی مزداپرستی شرق و غرب ایران آگاهی دقیقی در دست نیست.[۱۰] مغان مردان دینی و مبدان هخامنشیان بودند. در مورد اینکه از چه زمانی آگاهی دین زرتشتی در ری، پایگاه مرکزی مغان آغاز به تلاش کرد، نشانه و شواهد روشنی موجود نیست. گمان می‌رود که دیرترین هنگام برای این رویداد هنگام بنیادگذاری پادشاهی هخامنشیان بوده‌باشد.[۱۱]

زرتشت و آموزش مغان بر روی اندیشه‌های یونانی کارسازی پرداخت که راست و واقعی بود اما نه یونانیان و سریانیها و نه نویسندگان ارمنی، هیچ یک از زرتشت اوستائی و از کیش او که در گات‌های اوستا بازگو شده‌است، آگاهی نداشتند. به احتمال زیاد مزدیسنا در آغاز یک نهضت محلی در ایران خاوری بوده‌است که هنوز مرزهای آن مشخص نشده‌است. این کیش نو با مقاومت و مقابلهٔ شدید کیش‌های رایج مواجه شده و برای مدتی دراز نتوانست به برتری و چیرگی کامل برسد و چون گسترش یافت، دگرگون شد. کیش زرتشتی با آیین‌هایی که در پی برانداختن آنها برخاسته بود، در آمیخت و مزدیسنا به گونه‌ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید.[۱۲]

مَزدَیَسنا در دورانِ هخامنشی[ویرایش]

وضعیتِ زرتشتیان تا پیش از زمان اشکانیان به درستی معلوم نیست و منابع از میان رفته‌اند. در مورد زرتشتی بودن هخامنشیان در بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد.

گروهی بر این نظر هستند که مزدیسنا از زمانِ هخامنشیان و از زمانِ داریوش بزرگ وجود داشته‌است و خدای خاندان هخامنشی دستِ کم از زمان داریوش، اهورامزدا بوده‌است. همچنین در زمان پادشاهی اردشیر یکم در حدود سال ۴۴۱ پیش از میلاد، تقویم امپراتوری اصلاح شد و نامِ ماه‌های سال به نامهای ایزدان مَزدَیَسنا نامگذاری شدند.[۱۳] می‌توان گفت مزدیسنا در زمان هخامنشیان در حالِ پیشرفت در میان باورهای عامه مردم بوده‌است.

برخی از پژوهشگران، مانند آلبرت اومستد، ویل دورانت، هرتل و جورج کامرون این دیدِ سنتی را که زمان زندگی زرتشت مابین سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده را، قبول دارند و پدر داریوش بزرگ، ویشتاسپ را همان کوی ویشتاسپ پشتیبان زرتشت می‌پندارند.[۱۴] به اعتقاد این پژوهشگران، داریوش یک زرتشتی نو دین بوده‌است و این دین را به عنوان دین دولتی در کشور نوپای خود رواج داده‌است. بنابراین نظریه زرتشت همزمان با کوروش بزرگ بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌زیسته‌است و همچنین زرتشت شورش‌ها و رویدادهای واژگون‌گر سال ۵۲۲ پیش از میلاد را به چشم دیده‌بوده و چندی پس از آن درگذشته‌است.[۱۵]
کسانی مانند مری بویس که به تفکیک دقیق تعالیم گات‌ها یعنی آموزه‌های خود زرتشت با اوستای نو و حتی آیین کهن آریایی اعتقادی ندارند، هخامنشیان را به طور کلی پیرو زرتشت می‌دانند. اما برخی دیگر از محققان مانند دیاکونوف تأکید دارند که پادشاهان هخامنشی پیرو اوستای نو بودند.[۱۶]

دیدگاه دیگر بر این باور است که با توجه به روایات مورخان یونانی و سنگ‌نبشته‌های باقی‌مانده از زمان هخامنشیان هم از نظر باورها و عقاید و هم از نظر مراسم و آیین‌ها جهان‌بینی هخامنشیان با آئین کهن ایرانی مطابقت دارد، آیینی که در ضمن پرستش اهورامزدا، ایزدان متعدد و نیروهای طبیعت نیز پرستش می‌شدند. این دین به باورهای ودایی بیشتر از دین زرتشتی نزدیک است.[۱۷] آمدن صفت مزدیسنه (مزداپرست) که در پاپیروس‌های آرامی زمان هخامنشی آمده دلیلی بر زرتشتی بودن هخامنشیان نمی‌تواند باشد چنانکه ذکر نام اهورامزدا در سنگ نبشته‌ها نیز دلیلی برای این امر محسوب نمی‌شود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی نه تنها به زرتشت بلکه به هیچ مطلب دیگری که بتواند این سنگ نبشته‌ها را رنگ زرتشتی دهد، اشاره نشده‌است.[۱۸] از دورهٔ پادشاهی کوروش سرزمین‌های شرق ایران، به پیوستگی شاهنشاهی هخامنشی درآمد. در این دوره پذیرش مزدیسنا به نیایش دینی خود عمل می‌کردند لیکن شاهنشاهان هخامنشی بر دین زرتشتی نبودند و هنگامی که مغان به نشر کیش زرتشتی برخاستند، آن را با آیین کهن ایرانی درآمیختند.[۱۹] [منبع نامشخص.]

این دین پس از هجوم اسکندر و کشته شدن موبدان برای مدت کوتاهی به خاموشی گرایید؛ چراکه در آن روزگار بیشترِ آثار دینی بشکلِ شفاهی و سینه به سینه انتقال می‌یافتند و روحانیان که با تکرار مستمرِ آنها منابع را در یاد داشتند بگونه‌ای در حکمِ کتاب‌های زنده این دین بودند و با قتل‌عام آنها بسیاری از کتاب‌های باستانی مزدیسنا از بین رفتند یا ناقص شدند. از همین رو سنتِ زرتشتی، اسکندر را همواره با صفت گُجَسته یاد می‌کند. در متن پهلوی ارداویرافنامه گفته می‌شود که وی دستوران، داوران، هیربدان و موبدان بسیاری را کشت.[۲۰]

مزدیسنا در دورانِ اشکانیان[ویرایش]

در زمان اشکانیان تلاش‌هایی در جهتِ بازآوری مزدیسنا انجام گرفت و سکه‌هایی بنامِ ایزدان ضرب کردند و آتشکده‌هایی بوجود آوردند. از میانِ آنها آتشِ آذر برزین مهر در کوه ریوند سبزوار از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است. در متون پهلوی آمده است که در دوره بلاش اشکانی اوستاهای تکه‌تکه شده پس از حملهٔ اسکندر گردآوری و بازنویسی شد.[۲۱] از آنجایی که سیاست مذهبی اشکانیان منطبق بر اصل تسامح دینی بوده و در نگاشته هایشان چندان گرایش به مذهب خاصی را بیان نکرده‌اند اطلاعات امروزی از کیفیت دین در دوره مزبور چندان دقیق نیست. بدنبال همین شیوه زمینه برای فعالیت آزادانه عقاید گوناگون مذهبی در ایران پدید آمد و مسیحیان و گنوسیان و مهرپرستان آزادانه به تبلیغ دین خود می‌پرداختند.[۲۲]

مزدیسنا در دورانِ ساسانیان[ویرایش]

اردشیر یکم از سوی اهورامزدا مهر نشان شاهی دریافت می‌کند.

مزدیسنا در زمان ساسانیان، بدنبال پیروزی‌های اردشیر بابکان دین رسمی ایران شد[۲۳] و فراوانیِ جمعیت مزدیسنان در زمان ساسانیان به بالاترین مقدار خود رسید. فعالیت‌های کرتیر موبدان موبد دوران ساسانی در این گسترش بی تاثیر نبوده است. او مبارزات خود علیه نصارا و برهمنان را در کتیبهٔ خود در نقش رجب بیان کرده‌است.[۲۴] در دورهٔ ساسانی آتشکده آذرگشسب در شیز آذربایجان از اهمیت وافری بهره‌مند شد و شاهان ساسانی همواره نذوراتی را پس از پیروزیهای خود به آنجا تقدیم می‌نمودند.[۲۵] در همان دوران مانی پیامبر دین جدید مانوی دین مانی که تلفیقی از مزدیسنا و مسیحیت بود را عرضه کرد که اگرچه بسرعتی فزاینده رو به گسترش داشت بشدت توسط شاهان و موبدان ساسانی مورد تاخت و تاز قرار گرفت و دستورهای حکومتی بر ضد آن صادر شد.[۲۶] بعقیده مری بویس از اواسط دوران ساسانی دین رسمی تحت تاثیر راست کیشی زروانی قرار گرفت و عملاً زروانی دین رسمی کشور گردید.[۲۷] در این دوره که روحانیون درباری به قدرت بسیاری رسیده بودند جنبش مزدکی پدید آمد که بطرز شدیدی سرکوب شد و قباد پادشاه ساسانی که از این جنبش برابری خواهانه استقبال کرده بود از مقام شاهی خلع گردید. بدنبال آن در زمان انوشیروان گزارش پهلوی اوستای مکتوب نوشته شد.[۲۸] پس از شکستِ این سلسله، میزان زرتشتیان رو به کاهش نهاد و آنها به دین‌های دیگر و به ویژه اسلام گرویدند. گروهی از زرتشتیان نیز طی چندین سال به سوی کشور هندوستان مهاجرت کردند و جامعه پارسیان هند را تشکیل دادند.[۲۹]

مزدیسنا در دورانِ صفویان[ویرایش]

در زمان صفویان شمار زیادی از آنان یا به پذیرشِ دین اسلام وادار شدند یا به نقاطِ مهجور و بیابانی همچون یزد و کرمان کوچانده شدند و یا کشته شدند. آنان در این دوره مجبور به پرداختِ جزیه بودند و قوانین سختگیرانه‌ای علیه‌شان وضع شد که تا حدود چند سدهٔ پس از آنان نیز پا بر جا بود. در دوره شاه عباس حدود سه هزار خانواده از ایشان برای مشاغل مختلف به اصفهان آورده شدند و در پایان دوره صفوی شاه سلطان حسین صفوی فرمان به تغییر دین ایشان داد. شماری کشته شدند و شماری تغییر مذهب دادند و عده‌ای از آنان نیز به بیابانهای یزد و کرمان گریختند.[۳۰]

در میان کوی‌های چهارگانه در اصفهان می‌توان از کوی گبرآباد که جایگاه زندگی گروهی از دین‌داران کهن ایرانی است، یاد کرد. زرتشتیان از دیرباز در پیشرفت و شهری‌گریِ (:تمدن) این مرزوبوم پُرکار بوده‌اند.[۳۱] در آغاز سدهٔ ۱۸ میلادی، شمار زرتشتیان ایران، نزدیک به یک میلیون تن بوده است. آن‌ها در کنار یهودیان و مسیحیان در همهٔ روزگار صفوی –مگر در بخشی از روزگار شاه عباس اول که سیاست دینی ویژه‌ای را دنبال می‌کرد- در آزار و رنج بوده‌اند. در زمان شاه عباس، شمار بسیاری از زرتشتیان از همه سوی ایران به دهی به نام گبرآباد کوچ داده شدند.[۳۲]

اگرچه جایگاه زندگانی آن‌ها در زمان شاه عباس دوم به توپ بسته شد. برپایهٔ گزارش‌های برخی از نمایندگان بازرگانی انگلیس و هلند و پاره‌ای از گروه‌های دینی، اقلیت در زمان شاه عباس دوم روزهای ناخوشایندی داشتند. خلیفه سلطان و محمدبیک دو وزیر شاه عباس دوم بر دگراندیشان سخت می‌گرفتند. خلیفه سلطان در سال ۱۰۵۵ مهی (:قمری) در فرمانی همگانی، کارکردهای اقلیت را کم کرد. برای نمونه، ارمنیان را از خرید و فروش پوست خز در میدان نقش‌جهان بازداشت. سپس به یهودیان فشار آورد تا مسلمان شوند و نیز دربارهٔ زرتشتیان وهندی‌های نیز برهمین گونه رفتار کرد. اگرچه این فرمان، پس از چندی به فراموشی سپرده شد و روند زندگی اقلیت‌ها به روال گذشته برگشت.[۳۳]

در زمان شاه سلطان حسین، روش‌های فشار و آزار اقلیت‌ها بیشتر شد و زرتشتیان را مانند دیگر اقلیت‌هایی که دست از کیش خود برنمی‌داشتند، به پرداخت مال و بسته شدن خراجی بر شغل‌هایشان واداشتند، همچنین در کارهای بازرگانی می‌بایست ۱۰ درصد بهای آمد و رفت کالا را می‌پرداختند که برای دیگران، تراز آن ۵ درصد بود. آزار زرتشتیان در زمان شاه سلطان حسین تا اندازه‌ای پیش رفت که شاه، فرمان به مسلمان شدن آن‌ها داد و نیز دستور داد که به جای آتشکده در کوی گبرآباد، مسجدی بسازند. بدین روی زرتشتیان، آتش سپندینهٔ خود را به کرمان بردند تا آن هنگام که در روند دست‌اندازی محمود افغان بر کرمان در سال ۱۷۱۹ میلادی از فشار آزار آن‌ها کاسته شد.[۳۴]

از این زمان، پیروان زرتشتی با شتاب فراوانی به سوی کشور هندوستان رهسپار شدند. پس از روزگار صفوی، شمار آن‌ها روبه کاهش رفت به گونه‌ای که در زمان فتحعلی شاه قاجار ۵۰ هزار تن و در زمان محمد شاه ۳۰ هزار تن و در سال ۱۲۸۵ خورشیدی شمارشان به ۶۹۰۰ تن رسید.[۳۱]

بسیاری از گردشگران و نویسندگان فرنگی و ایرانی گزیده‌ای از زندگی زرتشتیان اصفهان را در نوشتارهای خود آورده‌اند. برای نمونه، دن گارسیا، جهانگرد اسپانیایی که از سوی فیلیپ سوم به دربار شاه عباس آمد دربارهٔ گبرها می‌نویسد: «… آن‌ها از مردمان نخستین و کهن ایران‌اند که همچون دیگر گبرهای بخش‌های آسیا چندین سده زیر فرمان فرمانروایان خودکامهٔ عرب، عثمانی و تاتار بوده‌اند. هنگامیکه آوازه و شکوه آنان به دورترین بخش‌های جهان رسیده بود، داشته‌های نیک و ارجمند آن‌ها چون هنرهای رزمی، ادبی و هنری را تیره‌های گت‌ها، ولاندها، فرانک‌ها و لمباردها از آن خود کردند و بدین گونه دگرگونی‌هایی در آیین، ادب و شیوهٔ زندگانی مردم ایتالیا، فرانسه و اسپانیا پدید آمد. این گزند بر سر همهٔ مردم ایران آمد! همهٔ کسانی که به ایران می‌روند از خود می‌پرسند؛ آیا امروز ایرانیان هرگز از شکوه و آداب‌انی که گذشتگان ما از آن‌ها به یاد دارند، برخوردارند؟»[۳۵]

جملی کارری ایتالیایی که در روزگار شاه سلیمان صفوی به ایران آمد نیز در این‌باره می‌نویسد: «… گبرها بیش‌تر کشاورزند و یکتاپرست، آتش را ارجمند می‌دارند ولی درخور پرستش نمی‌دانند. برخی می‌گویند نسبشان نیز به شاهان ایران باستان می‌رسد… لباس آن‌ها با دیگر مردم اصفهان تا اندازه‌ای همانند است. لباس زن‌ها پیراهن و شلوار دراز و دامنی همانند دامن زن‌های ایتالیایی است. کفش‌های آن‌ها نیز همانندی با کفش‌های دیگر مردم دارد. با پارچه‌ای کتانی یا ابریشمین، سر گیس‌های خود را می‌بندند و پارچهٔ بزرگ‌تری روی سر خود می‌اندازند…»[۳۶]

آبراهام جکسن ۱۸۶۲ میلادی می‌نویسد: «… با راهنمایی سرپرست انگلیسی بانک شاهی اصفهان، نشانی بازرگان گبران را که نام کهن وهومن جمشید داشت به‌دست آوردم و به دیدار او رفتم. مردی بود درشت اندام، که بیش از یک متر و هشتاد سانتی‌متر درازا داشت و جامه‌ای نزدیک به زرد که ویژهٔ گبران است به تن داشت. چهرهٔ آن گرد و پُر بود و آن‌را خوب تراشیده بود مگر سبیل سیاه رنگش. چهرهٔ او مرا به یاد پیکره‌های روزگار هخامنشی و ساسانی در بیستون و تاق‌بستان می‌انداخت، رفتار و کردار او ستایش‌آمیز و آمیخته با بزرگ‌منشی بود.»[۳۷]

تاورنیه می‌نویسد: «شمار زرتشتیان کرمان ۱۰ هزار تن و همین شمار در اصفهان زندگی می‌کنند و کار آن‌ها بیشتر بازرگانی، به ویژه بازرگانی پشم است و بیشتر با هندوستان در پیوند هستند. هندوها و زرتشتیان از آن‌رو که به بالندگی اقتصاد کشور کمک می‌کردند و نیز در پی گسترانیدن اندیشه‌های دینی خود نبودند، از سوی دولت صفوی بازخواست نمی‌شدند.»[۳۸]

مزدیسنا در دورانِ زندیه و قاجاریه[ویرایش]

آتشکده "آتش بهرام در یزد"

در دورانِ زندیه زندگی نسبتاً آرامی را به دلیل سیاست‌های میانه روانهٔ کریم خان زند سپری کردند اما با شوریدن آقا محمد خان قاجار بر زندیه، زندگی آنانی که در بیرون حصار شهر کرمان زندگی می‌کردند دوباره بخطر افتاد و آقا محمد خان بسیاری از آنان را بهمراه دیگر شهروندان کرمان به بهانه پناه دادن به لطفعلی خان زند از دم تیغ گذراند. در زمان قاجاریان نیز قوانینِ سختگیرانه‌ای که از دوران صفویان برای مجبور کردن آنان به پذیرشِ اسلام پابرجا مانده بود همچنان بر آنان اعمال می‌شد. از جمله این قوانینِ سختگیرانه می‌توان به دادنِ شغلهای پست به آنان، عدم اجازهٔ تجارت، عدم اجازهٔ مسافرت، عدم اجازه خروج از منزل در روزهای بارانی و... اشاره کرد. در دوره قاجار در یزد و کرمان که تجمع زرتشتیان آن دوران بیشتر در همین نواحی بود، متعصبان و اوباشان به یکسان، بر سر زرتشتیان می‌ریختند و با آنان بدرفتاری می‌کردند و حتی برخی از ایشان را می‌کشتند و اموال آنها را می‌دزدیدند و به‌ویژه کتاب‌های آنها را می‌گرفتند و می‌سوزاندند. در این زمان هنوز مسافرت برای آنان ممنوع بود.[۳۹]

انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران[ویرایش]

در قرنِ نوزدهم، مانکجی لیمجی هاتریا از پارسیان هند به‌عنوان نماینده انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران مامور شد درباره درستی خبرهایی که درباره زرتشتیان درون ایران به هند می‌رسید و وضعیت کلی آنان گزارشی را به انجمن ارائه نماید. وی در گزارشی که به سال ۱۸۵۴ به انجمن داد، شمار دقیق آنان را چنین گزارش کرد:

۶۶۵۸ نفر در یزد و روستاهای اطراف آن، فقط ۴۵۰ نفر در کرمان و حومه، ۵۰ نفر در پایتخت، یعنی تهران، و تعداد کمی هم در شیراز. این در حالیست که در همان دهه تعداد پارسیانِ بمبئی ۱۱۰، ۵۴۴ نفر (یعنی بیست درصد جمعیت شهر) برآورد شده بود، و نیز ۲۰۰۰۰ نفر در سورات و احتمالاً، ۱۵۰۰۰ نفر در بقیه گجرات و دیگر مناطق پراکنده در هند. او درین دوره نسبت بوضعیت نابهنجار زندگی زرتشتیان و به‌عنوان نماینده پارسیان هند به ناصرالدین شاه قاجار شکایت برد. پارسیان هند برای بفرجام رسیدن درخواست هایشان جهت بهبود زندگی زرتشتیان، حکومت هند را تحت فشار گذاردند تا نسبت بشاه اعمال نفوذ کند. مانکجی همچنین بهمراه اکابر یا بزرگان پارسی دست به‌کار بازسازی آتشکده‌ها و دخمه‌های ویران شده و هر آنچه توانستند برای تهیدستان انجام دادند و به تأسیس مدارس آموزش به سبک غربی برای زرتشتیان پرداختند و دیری نگذشت که به‌کمک صندوق‌های خیریه پارسی، در یزد و کرمان و بسیاری از روستاهای زرتشتی، مدارس ابتدائی تأسیس شد و به سال ۱۸۶۵ یک مدرسه کوچک شبانه‌روی هم در تهران گشایش یافت.[۴۰]

سرانجام با فشارهای پارسیان و پادرمیانی دولتِ هند و انگلیس، ناصرالدین شاه برخی قوانین را اصلاح کرد و زرتشتیان توانستند به امنیت و احترام بیشتری نسبت به عهد قدیم دست یابند. بطور کلی می‌توان گفت نیم سده پس از برافتادن جزیه، از جنبه‌های گوناگون، عصر زرین زرتشتیان ایران بود. آنان پس از اینکه تعصب‌ها کاهش یافت به شهرهای بزرگ تر مهاجرت کردند و با ایجاد مراکز دینی، آموزشی و اجتماعی هم اکنون در کنار دیگر هم میهنان به همزیستی مسالمت آمیز که در مزدیسنا سفارش شده ادامه می‌دهند.[۴۱]

جهان‌بینی زرتشتی[ویرایش]

آداب و مراسم زرتشتی

براساس داده‌های متون دینی مزدیسنا جهان میدان نبرد میان نیروهای خیر و شر است که مردمان و راست اندیشان می‌بایست با گرایش به دین و اندیشهٔ نیک، گفتار نیک، کردار نیک خیر را در پیروزی برابر شر یاری رسانی کنند.[۴۲] این شیوهٔ تفکر در عقاید هندی نیز بچشم می‌خورد اما تفاوت اندیشه زرتشتی با آن در این عنوان شده که در دین زرتشت زندگی و حیات و کار و تلاش نکوهش نشده[۴۳] و بر اساس گفتار زرتشت در گاهان والاترین مردم کسی می‌تواند باشد که در پیشرفت مردم و آبادی جهان کوشش بیشتری نماید.[۴۴] براساس این عقاید مرگ و ویرانی منشا شر داشته و تخریب کار روح مخرب یعنی انگره مینوست و از این رو تخریب و غم و سوگواری بیش از حد و کشتار پذیرفتنی نیست.[۴۵] منشا شناخت خیر از شر را اندیشه[۴۶] و وجدان که دئنا آمده دانسته‌اند. جهان مادی و تن و شادمانی آفریده‌های خدا هستند و وظیفهٔ دینی انسان است که از آن‌ها نگاهداری کند و آن‌ها را گسترش دهد و از آن‌ها بهره گیرد. زرتشتیان اعتقاد دارند که در پیروی از این طریق جبری در کار نیست. اختیار برای هر فرد بخشی اساسی از دین زرتشتی است. گرچه انسان متحد خداست اما همهٔ آدمیان باید میان راستی و دروغ یکی را برگزینند. اعتقاد به سرنوشتی از پیش مقدر شده از دید اخلاقی زرتشتیان نکوهیده است زیرا این کار از عدل و نیکی خدا می‌کاهد.[۴۷]

نظریه مرگ و بازسازی جهان[ویرایش]

حسب گزارش‌های دینی دیرین در نهایت کار جهان با پیروزی نیکی بر پلیدی به پایان می‌رسد و در آن زمان فرشگرد یا بازسازی جهان به سبکی که پیش از هجوم اهریمن بوده برقرار می‌شود. روان مردمان و اعمالشان به بوتهٔ داوری گذاشته شده و هرکس مطابق با عملی که مرتکب شده پاداش یا تنبیه دریافت می‌کند. دین زرتشت در جهانبینی خود به داوری پایان جهان و زندگی پس از مرگ ایمان دارد چرا که در صورت نفی زندگی پس از مرگ می‌بایست پیروزی را از آن اهریمن بدانیم.[۴۸] آیین‌های بیشماری در متون دینی متاخر که پس از گاهان زرتشت نوشته شده، آمده‌است که متشکل از آیین‌ها و مراسم و نیایش‌ها و فرشتگانیست که به عقیدهٔ بسیاری از پژوهشگران به دوران پیش از پیدایش زرتشت تعلق دارد.[۴۹] در نظر زرتشتیان خدا خیر مطلق است و چون اساساً مخالف بدی است، نمی‌تواند هیچ گونه ارتباطی با آن داشته باشد و در سراسر تاریخ در ستیز زندگی و مرگ با بدی درگیر است. خدا سرچشمهٔ همهٔ خوبی‌هاست. شر واقعیت دارد اما نیرویی است که در پی نابودی و فساد و آلودگی است و مرگ و بیماری و فقر و گناه همگی کار شیطان است که در صدد نابودی جهان ایزدی است. خدا وجودی خردگراست و برای هر چه می‌کند دلیلی دارد. خدا جهان را آفریده است که یاور او در نبرد با شر باشد. جهان می‌تواند آوردگاه میان خوب و بد باشد اما ذاتاً نیک است و اگر شر آن را تباه نکرده باشد، مشخصات آفرینندهٔ خود را که نظم و هماهنگی است، می‌نمایاند. انکار بنیان نیک خدایی جهان مادی یکی از بزرگ‌ترین گناهانی است که یک زرتشتی می‌تواند مرتکب شود.[۵۰]

آموزه‌های زندگی[ویرایش]

بر اساس آموزه‌های دینی زرتشتی اگر جهان به خدا تعلق دارد، پس رهبانیت یا زهد و کناره‌گیری از آن گناه است. اگر مشخصهٔ خدا آفرینندگی و افزایش بخشی است، پس وظیفهٔ دینی آدمیان کار برای افزایش آفرینش خوب از طریق کشاورزی و پیشه‌وری و ازدواج است. تجرد گناه است زیرا مانع آفرینش خوب است. سقط جنین و هم‌جنس‌گرایی نیز گناه به شمار می‌روند، زیرا این اعمال به گونه‌ای مؤثر مانع تحقق هدف واقعی که همان افزایش آفرینش خوب است، می‌شوند. انسان از پنج عنصر اما به صورت واحدی تشکیل شده است: روان، جان، فروشی (خود آسمانی او)، وجدان و تن. بنابراین سلامت روانی و جسمی همراه هم هستند. این طرز تفکر که با فشار آوردن به بدن می‌توان به پیشرفت معنوی رسید، در دین زرتشتیان مردود شمرده می‌شود. از آنجا که دنیای مادی به خدا تعلق دارد موفقیت مادی که شرافتمندانه و بدون آزار رسانیدن به دیگران به دست آید و با بخشندگی همراه باشد، کمکی است به پیشرفت معنوی و نه مانعی برای آن. بر خلاف بسیاری از مکاتب اندیشه‌گرای آیین هندو، دین زرتشتی دارای اخلاق عملی است. تن پروری از آن اهریمن است و کار لازمه زندگانی است. دین زرتشتی بدون کار زندگی را بیهوده و بی‌فایده می‌داند. متون دینی اهریمن را عامل گسترش فقر و محنت درجهان می دانند. در روزی از ماه که به خدا اختصاص دارد یعنی روز هرمز، روز اول ماه به مؤمنان اندرز می‌دهند که «می خور و خوش باش» البته به همان نسبت عیاشی و مستی و هرزگی نیز مذموم است زیرا همه باید تحت فرمان اعتدال آرمانی باشند. انسان که مخلوق بزرگ و متعلق به خداست، هدف خاص حمله‌های شر است و وظیفهٔ مؤمنان این است که بر این حمله‌ها غلبه یابند.

بر تردید و آرزوی نادرست با خرد چیره شوند، بر آز با خرسندی، بر خشم با آرامش، بر رشک با نیکخواهی، بر نیاز با هشیاری، بر ستیز با آشتی، بر دروغزنی با راستی.[۵۱]

اصول دین زردشت[ویرایش]

اصول دین زرتشتی شرط‌های اصلی خداباوری زرتشتی و دیناور بودن است. هر فرد زرتشتی می‌بایست در زمان سدره‌پوشی با خرد و اندیشه خود به اطمینان به این اصول ایمان آورده باشد و آن‌را در طول زندگی مذهبی خود درنظر داشته باشد. اصول دین زرتشتی بر نه اصل استوار است که به ترتیب شامل:[۵۲]

  1. ایمان به وحدت خدا
  2. ایمان به پیامبری زرتشت
  3. باور به جهان مینوی و عالم معنا
  4. ایمان به نظم و راستی کارجهان(اشا)
  5. باور به جوهر آدمیت
  6. اعتقاد به فروزه‌های هفت‌گانه خداوند
  7. اعتقاد به نیکوکاری
  8. اعتقاد به تقدس عناصر چهارگانه: آب، باد، خاک و آتش
  9. اعتقاد به فرشگرد یا آخرالزمان.

آداب و احکام دینی[ویرایش]

مراسم سدره پوشی یک کودک زرتشتی اهل هندوستان

آداب و احکام دین زرتشتی شباهت‌های زیادی با ادیان دیگر بویژه دین اسلام و دین یهود دارد. ضمن اینکه بدلیل ریشه و پیشینه مشترک ویژگی‌های کمابیش نزدیکی بین این دین و دین هندو نیز بچشم می‌خورد. مسئله عبادت و نماز در دین زرتشتی شباهت زیادی با دین اسلام دارد. در دین مزدیسنا پنج نماز روزانه از واجبات شمرده می‌شود و هر فرد زرتشتی که به سن پانزده سالگی رسیده باشد موظف است پنج نماز روزانه را پس از تطهیر سر و دست و پاها بجای آورد.[۵۳] همچنین ازدواج در میان زرتشتیان امری سفارش شده و پسندیده است[۵۴] و بهمان اندازه تجرد, تعدد زوجات و طلاق بجز در موارد نادر مانند نازایی یا بیماری قبیح و مذموم شمرده می‌شود.[۵۵] این اصول امروزه نیز میان زرتشتیان ایران حتی در محاکم و مراجع قضایی پیش‌بینی شده و رعایت می‌شود. زرتشتیان برای طهارت آداب ویژهٔ خود را دارند که البته با آداب و سنن اسلامی کشور ایران کاملاً همخوانی دارد. آب روان و خاک و نور خورشید از تطهیرکنندگان سنتی این دین هستند و بر پاکیزگی در این تاکید بسیار شده است. آداب تطهیر برای مردگان نیز می‌باید که صورت پذیرد. اعتقاد شدید به عناصر پاک طبیعت و تلاش برای پرهیز از آلودن آن سبب شده بود در گذشته آنان مردگان خود را در بلندی یا در برج خاموشان قرار دهند که جسم آنان به طبیعت بازگردد. این سنت که پیش از زرتشتیان در ایران نیز انجام می‌گرفت ممکن بوده سنتی عیلامی بوده‌باشد. در دوران پیش از اسلام مردگان زرتشتی در استودان یا دخمه جای می‌گرفتند و استفاده از برج خاموشان در دوران باستان مرسوم نبوده است. اما از قرن پیش این رسم متروک گردیده و آنان مردگان خود را در مقبره‌های سیمانی که با زمین پاک ارتباط ندارد می‌گذارند.[۵۶] همچنین در آداب سوگواری در دین زرتشتی شیون و زاری بیش از حد برای مردگان جایز نیست و آن‌را موجب آزرده‌شدن روان درگذشته و ضعف و کم‌طاقتی بازماندگان می‌دانند.[۵۷]

در کیش زرتشت، که دین رسمی دودمان هخامنشی بود، «خاک» عنصری مقدس شمرده می‌شد و از این روی مردگان را در خاک دفن نمی‌کردند.[۵۸]

تاریخچه پژوهش در زمینه مزدیسنا[ویرایش]

بخشی از یسنای.۲۸مطالعه و کشف ویژگی‌های زبان اوستایی توسط اوستاشناسان به شناخت بهتر اصول قدیمی دین زرتشتی کمک شایانی نمود.

شناخت امروزی از اوستا و محتوی آن تا حد زیادی مرهون تلاش‌های مسشترقین غربی در بازشناسی زبان اوستایی است. هرچند در گذشته در ابتدای دوران اسلامی نیز پژوهشهای عمده‌ای در این زمینه از سوی برخی دانشمندان مانند ابوریحان بیرونی و شهرستانی و ابن ندیم صورت گرفته بود اما پژوهشهای روشنگر از حدود قرن هجدهم آغاز شد. جایی که آنکتیل دوپرون درسال۱۷۵۵ تصمیم گرفت از فرانسه[۵۹] سفری به شرق را آغاز کند تا ببیند آیا هنوز کسی بر این دین باقی‌مانده است یا خیر. آشنایی او البته از پژوهش‌هایی بود که پیشتر در این زمینه انجام شده‌بود مانند پژوهش‌های توماس هاید و بریسون و بر اثر انتشار کتب آنها او سفر شرق خود را آغاز نمود.[۶۰] او در شهر سورات هندوستان که عمدتاً پارسی نشین بود میهمان دستور داراب از علمای زرتشتی بود و همانجا دست‌نویس اوستای خود را نوشت و با خود به آکسفورد لندن برد. پس از آن موجی از اوستاشناسی در دانشگاه‌های اروپا راه افتاد و بدنبال آن اشخاصی مانند دارمستتر و بارتولومه تحقیقات اصلی را انجام دادند. هرچند آثار آنها نیز بی‌اشکال نبود اما تا حد زیادی موجب روشن شدن ماهیت زبان اوستایی شد. در ایران نیز پژوهش در این زمینه با ابراهیم پورداوود آغاز شد.[۶۱]

جمعیت زرتشتیان[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: فهرست کشورها بر پایه جمعیت زرتشتی
مراسم عروسی زرتشتیان در هندوستان

بزرگ‌ترین جمعیت‌های زرتشتی در ایران و هند می‌باشد. زرتشتیان هند که بعد از حمله اعراب، از ایران به هند کوج کردند در هند به اسم پارسی شناخته می‌شوند و از شهروندان خوشنام و ارزشمند هندوستان بشمار می‌آیند. زرتشتیان ایران هم بیشتر در حوالی شهرهای تهران، یزد و کرمان و تعدادِ کمی نیز در اصفهان، شیراز و اهواز ساکن هستند. زرتشتیان هند پیشتر جمعیت زیادی از مردم گجرات و بمبئی را تشکیل می‌دادند اما هم اکنون متجاوز از یکصدهزار تن نیستند. در ایران نیز حدود شصت هزار نفر زرتشتی بسر می‌برند. کلاً جمعیت زرتشتیان جهان را بیش از دویست و ده هزار نفر ندانسته‌اند.[۶۲] زرتشتیان ایران مانند برخی دیگر از گروه‌های اقلیت مذهبی در ایران به رسمیت شناخته شده و در مجلس شورای اسلامی ایران دارای نماینده هستند. امروزه روند مهاجرت زرتشتیان ایران به خارج کشور بسیار سرعت گرفته[۶۳] و شمار زرتشتیان باقی‌مانده در ایران را نزدیک به بیست هزار نفر هم دانسته‌اند. در ایران مدارس و نشریاتی ویژه زرتشتیان وجود دارد و تحصیلات آنها در برخی دبیرستان‌ها مانند مارکار تهران‌پارس یا دبیرستان فیروز بهرام انجام می‌شود. نشریه‌ای بنام امرداد متعلق به سازمان‌های زرتشتی در ایران بصورت هفتگی چاپ می‌شود.[۶۴]

فهرست کشورهای دارای جمعیت زرتشتی به این شرح است:

کشور جمعیت
پرچم هند هند ۶۹٬۰۰۰[۶۵]
پرچم ایران ایران ۲۰٬۰۰۰[۶۶]
پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکا[۶۷] ۱۱٬۰۰۰
پرچم افغانستان افغانستان[۶۸] ۱۰٬۰۰۰
پرچم بریتانیا انگلستان[۶۹] ۶٬۰۰۰
پرچم کانادا کانادا[۷۰] ۵٬۰۰۰
پرچم پاکستان پاکستان[۷۱] ۵٬۰۰۰
پرچم سنگاپور سنگاپور[۷۲] ۴٬۵۰۰
پرچم جمهوری آذربایجان جمهوری آذربایجان[۷۳] ۲٬۰۰۰
پرچم استرالیا استرالیا[۷۴] ۲٬۷۰۰
خلیج فارس[۷۵] ۲٬۲۰۰
مجموع ۱۳۷٬۴۰۰

آیین‌ها و جشن‌های دینی زرتشتیان[ویرایش]

جشن سده سال ۱۳۸۹ در مارکار تهرانپارس.
در مزدیسنا سوزاندن چوبهای معطر در مراسم مذهبی، جشنها و خانه‌ها، برای خوشنودی ایزدآذر و دور کردن عناصر فساد مرسوم بوده است.[۷۶]
  • آیین سدره‌پوشی:مراسمی مذهبی است که در طی آن شخص نوجوان با بستن کشتی رسماً به دین زرتشتی می‌گرود.
  • گاهنبارها: جشن‌های آیینی که مجموعاً هفت جشن در سال برای خدا و فروزه‌های هفت‌گانه ی اوست نیز جزو آداب دینی آنان شمرده می‌شود که مهمترین آنها جشن نوروز می‌باشد.[۷۷]
  • جشن تیرگان: در دهمین روز از ماه تیر هرساله جشن تیرگان برگزار می‌شود. این جشن به امید دورکردن خشکسالی انجام می‌گیرد.
  • جشن خردادگان:در چهارمین روز ماه خرداد این جشن به میمنت آب و آبادانی برگزار می‌شود.
  • جشن امردادگان:این جشن در روز هفتم ماه مرداد برگزار می‌شود.
  • جشن بهمنگان: این جشن هرساله ۲۶ دیماه برگزار می‌شود.
  • جشن اسفندگان:یا سپندارمذگان در دهه پایانی ماه بهمن انجام می‌شود که جشن بزرگداشت سپندارمذ و نیز ارج مقام زن و گرامی‌داشت زمین است.
  • جشن فروردینگان:جشن و مراسمی است که به بزرگداشت روان درگذشتگان زرتشتی انجام می‌شود.
  • نوروز:همزمان با اعتدال بهاری است و دوره جشن‌های نوروزی که تا شش روز همزمان با زادروز زرتشت دنبال می‌شود.
  • جشن مهرگان:جشن مهرگان از جشن‌های قدیمی ایرانی است که از هر ساله در روز شانزدهم مهرماه بنام ایزد مهر بگار می‌شود. جشن مهرگان اگرچه امروزه محدود به جوامع زرتشتی شده اما درگذشته بخوبی میان مسلمانان ساکن ایران بویژه سلاطین و طبقه مرفه رایج بوده‌است.
  • جشن سده: از جشن‌های قدیمی است که هر سال دهم بهمن ماه برگزار می‌شود. این جشن با برپایی آتش بزرگ همراه است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. شناخت اساطیر ایران، ص ۱۴
  2. یشتها، فروردین یشت، بندِ ۸۹ را ببینید
  3. دیدی نو از دینی کهن (فلسفه زرتشت) فرهنگ مهر. -[ویرایش ۲]. - تهران: جامی، ۱۳۷۴. برگِ هفتاد و نهم را ببینید
  4. دیدی نو از دینی کهن (فلسفه زرتشت) فرهنگ مهر. -[ویرایش ۲]. - تهران: جامی، ۱۳۷۴. برگِ هشتاد و سوم، پاراگرافِ اول را ببینید
  5. گاتها، یسنا چهل و چهار، بندِ پنجم را ببینید
  6. بندهشن فصل اول را ببینید
  7. گاتها، یسنا چهل و چهار، بندِ پنجم را ببینید
  8. روایتِ اِزنیکِ ارمنی را درباره اسطوره آفرینش ببینید در شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، لندن ۱۹۷۵
  9. لغت‌نامه دهخدا سرواژه مزدیسنا بادید در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱
  10. مزداپرستی در ایران باستانی، ص ۶۶
  11. دین‌های ایران باستان، ص ۳۷۴
  12. بنونیست، دین ایرانی، ص ۱۱۲
  13. The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, R.C. Zaehner, Introduction, Page۲
  14. گری، لوییس. «هخامنشیان و دین زرتشت». مجلهٔ رشد آموزش تاریخ. ترجمهٔ حسین حیدری (تهران)، ش. ۱۲ (بهار و تابستان ۱۳۸۲)
  15. نیبرگ، دین‌های ایران باستان، ۳۵۸.
  16. گری، «هخامنشیان و دین زرتشت»، رشد آموزش تاریخ، ۲۲.
  17. بنونیست، دین ایرانی، ص ۲۱ تا ۲۳
  18. بنونیست، دین ایرانی، ص ۳۱ تا ۳۶
  19. کیانیان، ص ۵۵
  20. نگاه کنید به ارداویرافنامه فصل۱، بند۹
  21. اوستا و زند
  22. بویس، مری. زردشتیان باورها و آداب دینی آنان. بهرامی عسگر. نشر ققنوس. تهران. صفحه ۱۲۸
  23. اوستا و زند
  24. محوطه تاریخی نقش رستم
  25. پایگاه پژوهشی آریابوم - آذرگشسپ
  26. Manichaeism, a Universalist Faith
  27. زردشتیان آداب و باورهای دینی آنان. ص۱۴۹
  28. زردشتیان باورها و آداب دینی آنان. صفحه ۱۷۵
  29. www.encyclopedia.com/topic/Parsis.aspx
  30. زردشتیان باوها و آداب دینی آنان. صفحه۲۱۶
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ دلشادپور، فرناز. «زرتشتیان در روزگار صفویه». هفته‌نامهٔ امرداد، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شمارهٔ ۲۹۰، ص ۶.
  32. اوشیدری، جهانگیر. تاریخ پهلوی و زرتشتیان، سازمان ملی اسناد ایران، ۱۳۸۰، ص ۲۲۸.
  33. نظری‌هاشمی، محمد. شرایط زندگی اقلیت‌های مذهبی اصفهان در زمان شاه عباس دوم، مجموعه مقالات همایش اصفهان و صفویه، ۶ و ۷ اسفند ۱۳۸۰، ص ۳۸۵-۳۹۵.
  34. میراحمدی، مریم. دین و مذهب در عصر صفوی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۳. ص ۱۰۰تا۱۰۱. خانه کتاب
  35. دن‌گارسی، ادسیلوفیگوئروآ، سفرنامه، برگردان: غلامرضا سمیعی، تهران: ۱۳۶۳، ص ۲۰۴ و ٢٠٧.
  36. اشراقی، فیروز. اصفهان از دید سیاحان خارجی، اصفهان: انتشارات آتروپات، ۱۳۷۸، ص ۲۷۹-۲۸۱. ISBN X-9-92283-964. خانه کتاب
  37. جکسون، آبراهام والنتاین ویلیامز (Abraham Valentine Williams Jackson)، برگردان: امیری، منوچهر و بدره‌ای، فریدون. سفرنامه جکسن، ایران درگذشته وحال (Persia, Past and present)، چاپ دوم. تهران: نشر خوارزمی، ۱۳۵۷، ص ۲۹۷. خانه کتاب
  38. تاورنیه، ژان باتیست. برگردان: نوری، ابوتراب. سفرنامه تاورنیه (Voyages in Perse)، کتابفروشی تایید اصفهان، ۱۳۶۶، ص ۴۵۴.
  39. زردشتیان باورها و آداب دینی آنان۲۲۴۶
  40. www.iranian.com/main/singlepage/۲۰۰۸/​zoroastrian-revival-۱
  41. یتااهو – تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران» فرزانه مانکجی لیمجی هاتریا
  42. دوستخواه، جلیل. اوستا. چاپ دوازدهم. تهران. نشر مروارید.۱۳۸۷. صفحه سی وهشت
  43. موله. م. آموزگار. ژاله. ایران باستان. تهران نشر توس. زمستان ۱۳۸۶ صفحه۵۷
  44. دوستخواه، جلیل. اوستا. گاهان.۲۱
  45. هیلنز، جان. آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد. شناخت اساطیر ایران. تهران. نشر چشمه.۱۳۸۸. صفحه ۱۷۶
  46. جهان بینی در آیین مزدیسنا
  47. شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ص ۱۹۲ تا ۱۹۴
  48. هیلنز، جان. شناخت اساطیر ایران. صفحه۹۵
  49. بویس. مری. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان. بهرامی، عسکر. تهران. نشرققنوس. صفحه۴۲
  50. شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ص ۱۹۱
  51. اندرز پوریوتکیشان بند ۳۷ به بعد
  52. یتااهو – تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران» اصول دین زرتشت کدام است؟
  53. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان۵۸
  54. آداب و رسوم ازدواج در میان زرتشتیان tebyan zanjan,tebyan,zanjan, تبیان زنجان::
  55. نظر ادیان مختلف درباره طلاق
  56. شناخت اساطیر ایران. ص.۱۷۵
  57. شناخت اساطیر ایرانص۱۷۶
  58. پرسپولیس: میراث تمدن، صفحه ۳۲
  59. Recherches historiques et geographiques sur l'Inde
  60. دوستخواه، جلیل. اوستا. صفحه چهل وهشت
  61. ابراهیم پورداود
  62. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  63. میدل ایست ژورنال به نقل از سایت دادنا جمعیت زرتشتیان ایران در حال کاهش است (فارسی) بازدید در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱
  64. تارنمای امرداد
  65. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  66. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  67. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  68. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  69. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  70. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  71. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  72. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  73. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  74. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  75. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  76. رضی، وندیداد، ذیل «آتر ـ آتش»، ج ۱، ص ۳، ۸، ذیل «هذانئپت»، ج ۳، ص ۱۴۴۱
  77. اذکایی، پرویز. نوروز تاریخچه و مرجع شناسی. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۳ صفحه چهار

منابع[ویرایش]

  • هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی. چاپ سوم. تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۵. ISBN 964-6194-06-0. 
  • کریستن سن، آرتور. مترجم صفا، ذبیح‌الله. مزداپرستی در ایران قدیم، تهران:انتشارات شرکت مولفان و مترجمان ایران، ۱۳۵۷
  • مجموعهٔ سخنرانی‌های دومین کنگرهٔ تحقیقات ایرانی، جلد دوم. مشهد:دانشگاه ادبیات و علوم انسانی مشهد، ۱۳۵۲
  • بنونیست، امیل. دین ایرانی. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴
  • کریستن سن، آرتور. کیانیان. ترجمهٔ ذبیح‌الله صفا. چاپ پنجم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸
  • نیبرگ، هنریک ساموئل. ترجمهٔ نجم‌آبادی، سیف الدین. دین‌های ایران باستان. تهران:مرکز ایرانی مطالعهٔ فرهنگ‌ها، ۱۳۵۹
  • هینلز جان. ترجمهٔ آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. شناخت اساطیر ایران، تهران: نشر چشمه ۱۳۷۵
  • بویس، مری. ترجمه عسگر بهرامی. زردشتیان باورها و آداب دینی آنان. نشر ققنوس. تهران.۱۳۸۹

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ مزدیسنا موجود است.