پرش به محتوا

ناصر تقوایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ناصر تقوایی
زادهٔ۲۲ تیر ۱۳۲۰[۱]
درگذشت۲۲ مهر ۱۴۰۴ (۸۴ سال)
مدفنامامزاده طاهر، کرج
تحصیلاتدبیرستان رازی آبادان
پیشه‌ها
  • نویسنده
  • عکاس
  • کارگردان
  • فیلم‌نامه‌نویس
سال‌های فعالیت۱۳۴۰–۱۴۰۴
آثار
همسر(ها)شهرنوش پارسی‌پور (ا. ۱۳۴۶–۱۳۵۲)
شهین‌دخت بهزادی
مرضیه وفامهر (ا. ۱۳۷۴)
فرزندانعلی تقوایی
خویشاوندانشکوفه کاوانی (عروس)
وبگاه

ناصر تقوایی (یا تقوائی؛ ۲۲ تیر ۱۳۲۰ – ۲۲ مهر ۱۴۰۴)[۱] فیلم‌ساز، عکاس و نویسندهٔ ایرانی بود. تقوایی یکی از پیشگامان جنبشی در سینمای ایران به‌شمار می‌رود که برخی مورّخان بعدتر آن را موج نوی سینمای ایران نامیدند. او فیلم‌سازی مؤلف توصیف شده است.[۳] در سال ۱۳۸۳، شورای ارزشیابی هنرمندان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدرک گواهی‌نامه هنری درجه یک را به تقوایی اعطا کرد. او در سیزدهمین جشن سینمای ایران، تندیس شایستگی به‌خاطر یک عمر دستاورد هنری را دریافت کرد و در چهاردهمین دوره انجمن فیلم کوتاه ایران از او تقدیر شد.[۲]

تقوایی پیش از آغاز کار در سینما، جذب تلویزیون شد و با ساخت سریال تلویزیونی مورد توجه قرار گرفت. او سریال تلویزیونی معروف دائی جان ناپلئون (۱۳۵۵) را ساخت که مورد استقبال چشمگیر مخاطبان قرار گرفت و او را به عنوان فیلمسازی موفق در فضای روشنفکری و همچنین در میان عامه مردم تثبیت کرد.[۴] تقوایی در سال ۱۹۸۸ جایزه پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو را برای فیلم ناخدا خورشید (۱۳۶۵) به دست آورد. تقوایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ کم‌کارتر شد و گفت: «تا وقتی که سانسور این‌گونه عمل می‌کند، کار نمی‌کنم، فیلمی نمی‌سازم و کتابی چاپ نمی‌کنم».[۳]

فشارهای سانسور و محدودیت‌های اعمال‌شده پیش و پس از انقلابِ ۱۳۵۷ تأثیر چشمگیری بر مسیر حرفه‌ای تقوایی گذاشت. بخشی از کارنامه هنری او را طرح‌ها و پروژه‌هایی تشکیل می‌دهند که در موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی طراحی شده بودند، اما به‌دلیل موانع اجرایی و سیاسی، هرگز به مرحله تولید نرسیدند. با وجود این موانع، تقوایی از دههٔ ۱۳۴۰ تا اواخرِ عمر در زمینه‌های متنوعی چون نویسندگی، عکاسی، مستندسازی، سینمای کودک، فیلم بلند داستانی و سریال‌سازی تلویزیونی، آثاری را خلق کرد.[۵]

زندگی شخصی

[ویرایش]

ناصر تقوایی در ۲۲ تیر[۱] ۱۳۲۰ در یک روستای عرب‌نشین[۲] در حوالی آبادان به دنیا آمد.[۶] همسرش مرضیه وفامهر تأکید می‌کند که زادروز تقوایی ۲۱ تیر است.[۳] پدرش، علی، کارمند اداره گمرک بود و از همین رو او ناگزیر بود تا همراه پدر به بندر لنگه سفر کند. تقوایی از همان سال‌های نوجوانی به سینما و ادبیات علاقه‌مند شد.[۷] کلاس دوم ابتدایی بود که به‌واسطهٔ پروژکتور هشت‌میلی‌متری همکلاسی‌اش با فیلم‌ها آشنا شد. او در دبستان، به‌دلیل این که نقاشی‌اش خوب بود، از معلمش یک دوربین عکاسی هدیه گرفت؛ او در آن زمان به‌عنوان عکاس فعالیت می‌کرد.[۵] وی دانش‌آموخته دبیرستان رازی آبادان است.[۸] او در مدرسه به ادبیات علاقه داشت، اما در رشتهٔ ریاضی تحصیل کرد و در جوانی داستان‌های کوتاه می‌نوشت.[۲]

تقوایی در ۱۳۴۶ با شهرنوش پارسی‌پور ازدواج کرد و در ۱۳۵۲ از او جدا شد. او و پارسی‌پور صاحب یک فرزند به‌نام علی شدند که نویسندهٔ کتاب شعر آیه‌های زمینی است و شکوفه کاوانی[۹] همسرش است.[۱۰] او بعدها با شهین‌دخت بهزادی[۱۱] و مرضیه وفامهر[۱۲] ازدواج کرد.

تقوایی در سال‌های پایانی زندگی به خاطرِ مشکلات جسمانی خانه‌نشین شد و ارتباط محدودی با محافل سینمایی داشت. در مهر ۱۴۰۱ همسرش، وفامهر، از ایران خارج شد و پرسش‌هایی در مورد شرایط نگهداری و مراقبت از تقوایی مطرح شد. طبق گزارش‌ها، یک پرستار مسئولیت مراقبت از وی را بر عهده داشت.[۱۳] در صبح ۲۲ مهر ۱۴۰۴، وفامهر با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از مرگ تقوایی خبر داد و او را هنرمندی گفت «که دشواری آزاده زیستن را برگزید».[۱۴][۱۵] جسدِ تقوایی ۲۴ مهر در امامزاده طاهر (کرج) با مشایعتِ سفیدپوشان (به وصیتِ خودش) به خاک سپرده شد.[۱۶]

حرفه

[ویرایش]

تقوایی در میانه دهه ۱۳۴۰ از طریق جلال آل احمد با ابراهیم گلستان که استودیو فیلمسازی داشت، آشنا شد. او دراین‌باره گفت: «من از فریادهای گلستان هم چیز می‌آموختم».[۵] تقوایی در سال ۱۳۴۴، دو سال قبل از آنکه خودش پشت دوربین یک فیلم کوتاه مستند بایستد، جزو کارکنان فنی فیلم خشت و آیینه ساختهٔ گلستان بود و فیلم‌سازی را همان‌جا آموخت.

وقتی خشت و آینه تمام شد، تقوایی سردبیری مجله هنر و ادبیات جنوب را برعهده گرفت.[۵] او کتاب تابستان همانسال را ۱۳۴۸ منتشر کرد؛ این کتاب مجموعه‌ای از هشت داستان دربارهٔ زندگی هشت کارگر اسکله است؛ او این مجموعه را به صفدر تقی‌زاده تقدیم کرد که در علاقه‌مند شدنش به ادبیات تأثیرگذار بود.[۵] اما تابستان همانسال توقیف شد و گفت: «زمانی که متوجه شدم از راه ادبیات آینده‌ای ندارم و اگر قرار است با سلیقه خودم بنویسم همیشه با مشکل مواجه خواهم بود، به سینما آمدم.»[۵]

تقوایی از طریق فرخ غفاری وارد سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد و مستندسازی را آغاز کرد. او اولین مستندش را سال ۱۳۴۶ با عنوان تاکسی‌متر ساخت که به درگیری‌ها میان مسافران و رانندگان و نصب دستگاه تاکسی‌متر در تاکسی‌های تهران می‌پردازد.[۵] مستندهای آرایشگاه آفتاب، نان‌خورهای بی‌سوادی، تلفن، فروغ فرخزاد ۱۳ دی ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، رقص شمشیر، پنجشنبه بازار میناب، نخل، باد جن، اربعین، موسیقی جنوب و مشهد قالی، دیگر مستندهایی بودند که تقوایی در سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ برای تلویزیون ساخت. او در مستند باد جن که از احمد شاملو به‌عنوان گوینده استفاده کرد، به مراسم سنتی «زار» در جنوب ایران پرداخته که در اصل یک مراسم آفریقایی بوده است.[۵]

آرامش در حضور دیگران (۱۳۴۷) براساس داستانی از غلامحسین ساعدی از مجموعهٔ واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، داستان یک سرهنگ بازنشسته و روابط او با دخترانش را روایت می‌کند. تقوایی در این فیلم تصویری انتقادی از زندگی مدرن آن زمان ارائه دهد اما سانسور ۴۰ دقیقه از فیلم، باعث آن شد که فیلم از نگاه بعضی منتقدان ناقص و فاقد انسجام باشد. در این فیلم شاعرانی چون محمدعلی سپانلو و منوچهر آتشی در نقش خودشان بازی کردند: «کسانی را می‌خواستم که تماشاچی زود آنها را به جا بیاورد. حرکاتشان را با دقت دنبال کند، پس این‌ها را انتخاب کردم.»[۵] این فیلم چهار سال توقیف شد و در نخستین نمایش به‌خاطر اعتراض پرستاران، اکران آن برای همیشه متوقف شد.[۱۷] این فیلم برندهٔ جایزهٔ شیر نقره‌ای از جشنواره فیلم ونیز شد.[نیازمند منبع] تقوایی گفته که این فیلمش «تنها فیلم سیاسی واقعی سینمای ایران» بود و مهرداد پهلبد، وزیر وقت فرهنگ، با نمایش این فیلم مخالف بود.[۵]

سال بعد، تقوایی فیلم رهایی را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. در این فیلم، نوجوانی از حبس شدن خود در خانه به زندانی شدن یک ماهی که از دریا صید کرده بود پی می‌برد و سرانجام ماهی را به دریا بازمی‌گرداند. تقوایی در مورد ساخت این فیلم گفت: «نزدیکی به آنچه کودکان در ذهن دارند و ایجاد هر وسیله‌ای برای گسترش و آگاهی این ذهن، نخستین گام به سوی ایجاد جامعه‌ای آگاه است.»[۵]

صادق کرده (۱۳۵۱) نوشته خود تقوایی بود که سعید راد، محمدعلی کشاورز و عزت‌الله انتظامی در آن بازی می‌کردند. این تنها فیلمی است که تقوایی در آن از فلاش‌بک استفاده کرده که اتفاقاً فرم مورد علاقه‌اش هم نیست. مضمون مشابه غریزه انتقام در فیلم باعث شد که با قیصر مقایسه شود.[۵] نفرین (۱۳۵۲) نوشته تقوایی براساس داستان باتلاق نوشتهٔ میکا والتاری ساخته شد. بهروز وثوقی، جمشید مشایخی و فخری خوروش در فیلم بازی کردند و فیلم گرچه با اقبال عمومی مواجه نشد اما فیلم موردعلاقهٔ تقوایی و منتقدان است.[نیازمند منبع]

صفحهٔ ۷ روزنامهٔ اطلاعاتِ ۱۸ تیرِ ۱۳۵۲، حاویِ «متن استعفانامه هنرمندان از سندیکای هنرمندان فیلم ایرانی»

در تیر ۱۳۵۲ تقوایی همراهِ عزت‌الله انتظامی، داریوش مهرجویی، علی نصیریان، هژیر داریوش، منوچهر انور، اسفندیار منفردزاده، علی حاتمی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، هوشنگ بهارلو، بهروز وثوقی، زکریا هاشمی، پرویز صیاد و نعمت حقیقی از سندیکای هنرمندانِ فیلمِ ایرانی استعفا داد؛ و این گروه کانونِ سینماگرانِ پیشرو را تشکیل دادند.

پس از ساخت سه فیلم بلند داستانی، ناصر تقوایی در میانه دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به سریال‌سازی روی آورد. نخستین تجربه او در این زمینه، مجموعه تلویزیونی دائی جان ناپلئون بود که با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شد و به نقطه‌عطفی در کارنامه هنری‌اش بدل گشت. دائی جان ناپلئون نخستین تجربه تقوایی در ژانر طنز محسوب می‌شود. تقوایی پیش از آغاز تولید این مجموعه، موفقیت آن را پیش‌بینی کرده بود و در این‌باره گفته است: «اگر دایی‌جان ناپلئون را برای یک کار تلویزیونی انتخاب کردم، به این جهت بود که این قصه ظرفیت زیادی برای ارتباط برقرار کردن با توده وسیعی از مردم را داشت.»[۵]

در واپسین سال‌های حکومت پهلوی، او قصد داشت مجموعه‌ای تلویزیونی بر اساس رمان شوهر آهو خانم اثر محمدعلی افغانی تولید کند که این پروژه به مرحله اجرا نرسید. طرح دیگر او، مجموعه‌ای دوازده‌قسمتی با عنوان داستان‌سرایان بود که قرار بود در هر قسمت، اقتباسی از آثار نویسندگانی چون صادق هدایت و محمود دولت‌آبادی ارائه شود. تقوایی در این‌باره اظهار داشته است: «برخی از این نویسندگان مسئله سیاسی داشتند و این موضوع کار را سخت‌تر کرد. من حاضر نبودم از تاریخ ادبیات ایران بدون بزرگ علوی یا جلال آل‌احمد که پایه این سریال بودند یاد کنم. با این دو مخالفت شد.»[۵]

در روزنامهٔ اطّلاعات

در اوایل دهه ۱۳۶۰، به‌دلیل موفقیت پیشین تقوایی در سریال‌سازی، کارگردانی مجموعه تلویزیونی کوچک جنگلی به او واگذار شد. وی فیلمنامه این سریال را با الهام از داستان «مردی از جنگل» نوشته احمد احرار نگاشت. با این حال، در میانه روند تولید، تقوایی از ادامه کارگردانی کنار گذاشته شد و بهروز افخمی جایگزین او گردید. سال‌ها بعد، تقوایی فیلمنامه سه‌جلدی کوچک جنگلی را از طریق انتشارات نشر مس منتشر کرد.[۵] تقوایی سه سال عمرش را صرف نگارش و پیش‌تولید مجموعهٔ تلویزیونی کوچک جنگلی کرد. در سال ۱۳۶۴، پس از چند ماه فیلم‌برداری، ادامهٔ ضبط سریال به درخواست مدیر وقت گروه فیلم و سریال شبکهٔ اول سیما (بهروز افخمی)، با عنوان عدم راندمان مناسب و تخطی از چارچوب زمانیِ تولید، متوقف شد. افخمی خودش عهده‌دار کارگردانی مجموعه با حضور بازیگران و عوامل جدید شد. در سال ۱۴۰۱، مجموعهٔ سه‌جلدی کوچک جنگلی، که تقوایی بیش از چهار دهه پیشتر نوشتنِ آن را به پایان رسانده بود، از سوی نشر مس با مقدمهٔ حمید دبّاشی منتشر شد، اما با همزمانی با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ پخش گستردهٔ آن به تأخیر افتاد.[۳]

ناخدا خورشید (۱۳۶۵)، که اقتباسی از داشتن و نداشتن ارنست همینگوی است، به گمان بسیاری برترین اقتباس سینمایی سینمای ایران محسوب می‌شود و بی‌تردید تسلط شگرف تقوایی بر ادبیات و البته اقتباس، کارگردانی در کنار بازی‌های درخشان از امتیازات فیلم به حساب می‌آید. این فیلم جایزه یوزپلنگ برنز جشنواره مهم لوکارنو را هم گرفت.[نیازمند منبع] داستان این فیلم در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی می‌گذرد و مضمونی سیاسی دارد؛ محور روایت، تلاش ناخدایی جنوبی برای خارج کردن گروهی از فراریان سیاسی از کشور است.[۵]

ای ایران (۱۳۶۸)، نوشتهٔ تقوایی، با درونمایهٔ هویت ملی و با بازی اکبر عبدی، حسین سرشار و غلامحسین نقشینه، موسیقی ناصر چشم‌آذر و فیلمبرداری محمود کلاری در لوکیشن ماسوله ساخته شد. فیلم به دلایلی از بخش مسابقهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر کنار گذاشته شد. تقوایی گفته که «دیگر از فرم‌های کلاسیک خسته شده بودم و می‌خواستم کار نویی بکنم». او در ابتدا قصد داشت ای ایران را به‌صورت فیلمی طنز بسازد تا «بعد از ده سال مردم لبخند بزنند»، اما به‌دلیل اعمال‌نظرهای بیرونی، فیلمنامه به سمت مضمون سیاسی سوق پیدا کرد.[۵]

سپس فیلم چند اپیزودی قصه‌های کیش که به کارگردانی مشترک تقوایی، ابوالفضل جلیلی و محسن مخملباف ساخته شد، در سال ۱۹۹۹ در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و نامزد دریافت نخل طلا شد. همچنین برخی از آثار پیشین او در جشنواره‌هایی چون جشنواره فیلم لوکارنو مورد تقدیر قرار گرفته بودند.[۵]

پس از ساخت این فیلم، تقوایی دوازده سال از فعالیت در عرصه فیلم‌سازی کناره گرفت. او در این‌باره گفته است: «من زمانی فیلم می‌سازم که بتوانم فیلم خودم را بسازم. هیچ انگیزه دیگری برای فیلم ساختن ندارم. وقتی نمی‌شود و کسی می‌خواهد انگولکش کند، فیلم نمی‌سازم».[۵] کاغذ بی‌خط (۱۳۸۰)، نوشتهٔ تقوایی و مینو فرشچی، آخرین فیلم تقوایی است. فیلمنامه این فیلم به مدت هجده سال در توقیف بود. به باور برخی منتقدان، این اثر مهارت تقوایی در روایت داستان در فضایی محدود را به‌خوبی به نمایش می‌گذارد. کاغذ بی‌خط پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر، موفق به دریافت سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیئت داوران شد، اما تقوایی از پذیرش این جایزه خودداری کرد.[۵]

پس از کاغذ بی‌خط، تقوایی تولید رومی و زنگی در سال ۱۳۸۱، و نیز چای تلخ در سال ۱۳۸۲ را در خوزستان آغاز کرد. این فیلم بر اساس فیلمنامه‌ای از خود او و با محوریت جنگ ایران و عراق نوشته شده بود. با این حال، به‌دلیل محدودیت‌های نانوشته در حوزه فیلم‌سازی جنگ، پروژه ناتمام ماند. تقوایی در این‌باره گفته است: «انگار جنگ تریبون یک عده خاص است و فقط آن‌ها می‌توانند در این حوزه فیلم بسازند. این در حالی است که جنگ در سرزمین من بوده، من این‌جا به دنیا آمده‌ام.»[۵] او سپس مستند تمرین آخر (۱۳۸۳) را با موضوع تعزیه ساخت.

در سال‌های پایانی، تقوایی بار دیگر به ادبیات و عکاسی، روی آورد. در سال ۱۳۹۲، نمایشگاه انفرادی عکس‌های او در گالری نگاه تهران برگزار شد. تقوایی در این دوره بیش از پیش به انتقاد از سانسور در حوزه‌های مختلف فرهنگی، به‌ویژه سینما و ادبیات، پرداخت.[۵] در دورهٔ ریاست حجت‌الله ایوبی (۱۳۹۵–۱۳۹۲) بر سازمان سینمایی کشور، تقوایی مدرس مدرسه عالی سینما بود و در آموزشگاه‌های خصوصی هم تدریس می‌کرد. او از نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۹۰ به دلیل اوضاع جسمانی خانه‌نشین شد.[۱۳]

سبک

[ویرایش]

من فقط یک سینماگر در حد جهانی در ایران می‌شناسم و او هم ناصر تقوایی است.

منوچهر آتشی[۱۸]

زاویه‌ای که انتخاب می‌کنه، حرکتی که انتخاب می‌کنه، قاب‌بندی‌ای که انتخاب می‌کنه و همه چی شاید برای فکری که او داره بهتر از اون نشه.

بهرام بیضایی، دههٔ ۱۳۸۰[۱۹]

تقوایی از معدود سینماگران ایرانی است که ادبیات را خوب می‌شناسد و به گفته خودش عاشق ادبیات است. او یک مجموعه داستان به نام تابستان همانسال[۲۰] منتشر کرده که مشتمل بر هشت داستان به هم پیوسته است. این مجموعه داستان که از جمله آثار شاخص ادبیات معاصر است توقیف شد.

به گفت تقوایی، جلال آل احمد «معتقد بود که من اولین داستان‌های کارگری-صنعتی را در ادبیات ایران نوشته‌ام.»[۵]

فعالیت‌های نخست تقوایی شامل مستند هم می‌شوند. منتقدان، گرایش تقوایی به مستندسازی را به «تعهد اجتماعی» او نسبت داده‌اند، زیرا او تلاش کرد در این مستندها به معضلات و مشکلات جامعه زمان خود بپردازد. تقوایی خودش گفته بود: «به خاطر تجربه‌هایی که داشتم، مستندسازی بهتر می‌توانست در تصویر کردن این تجربه‌ها مؤثر افتد. حیف می‌دیدم که دیده‌هایم از گوشه و کنار این دیار، به شکلی ضبط نشود.»[۵]

تقوایی با فیلم‌سازان دیگری مانند بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی، سهراب شهید ثالث، پرویز کیمیاوی و امیر نادری از پیشگامان جنبشی در سینمای ایران به‌شمار می‌رود که برخی مورّخان بعدتر آن را موج نوی سینمای ایران نامیدند.[۸] او فیلم‌سازی مؤلف توصیف شده است.[۳]

کارنامه

[ویرایش]

فیلم و سریال

[ویرایش]

در کارنامهٔ فیلم‌سازیِ تقوایی هفت فیلم بلند و یک اپیزود به نام «کشتی یونانی» از فیلم بلند قصه‌های کیش (۱۳۷۷) دیده می‌شود که سه تای آن را پیش از انقلاب و سه تا را پس از انقلاب ساخته است. تقوایی سازنده سریال محبوب دائی جان ناپلئون برگرفته از نوشته‌ای به همین نام از ایرج پزشکزاد است. او پیش از ساخت فیلم داستانی، مستندساز بوده است. تقوایی فیلم کوتاه تحسین‌شده رهایی (۱۳۵۰) را هم در کارنامه دارد.

نوشته‌ها

[ویرایش]

کارهای نافرجام

[ویرایش]

کسانی مثل بیضایی و تقوایی فیلم‌های سنگین می‌سازند و سخت می‌سازند. بنا بر این تهیه‌کننده هم به سختی به سمت آنها می‌رود. . . .

ابراهیم حاتمی‌کیا، پاییزِ ۱۳۹۵[۲۱]

او در کارنامه خود چندین کار سینمایی و تلویزیونی ناتمام دارد. مجموعه تلویزیونی داستان‌سرایان (۱۳۵۷) که به زندگی و آثار نویسندگان نام‌آور ادبیات معاصر می‌پرداخت از آن جمله است. او پیش از انقلاب قرار بود شوهر آهو خانم نوشته علی‌محمّد افغانی را هم بسازد که نشد. او پس از انقلاب پروژه عظیم کوچک جنگلی نوشته خودش را در سال ۱۳۶۲ نیمه‌کاره گذاشت و دو پروژه مشهور زنگی و رومی (۱۳۸۱) و چای تلخ (۱۳۸۲) نیز ناتمام رها شدند. زنگی و رومی قرار بود به تقابل دو دیدگاه موافق و مخالف تداوم جنگ بپردازد. با این حال، به‌دلیل ملاحظات سیاسی، پروژه متوقف شد. تقوایی در این‌باره گفته است: «در جلسه‌ای با حضور فخرالدین انوار و سید محمد بهشتی سه داستان را تعریف کردم از جمله همین زنگی و رومی را که رد شد. هر چه توضیح دادم هم مشکل حل نشد. ظاهراً ضدجنگ تشخیص داده شد.»[۵]

تقوایی در دی ۱۳۸۲ فیلم جنگی چای تلخ را کلید زد. اما به دلایل مالی، سانسور و عدم حمایت مراکز دولتی نیمه‌کاره ماند.[۲۲]

جایزه‌ها

[ویرایش]
تقوایی در جشن بزرگداشت خودش در خانه هنرمندان ایران، همراهِ مرضیه وفامهر و مسعود کیمیایی

فضاسازی و شخصیت‌پردازی در آثار تقوایی

[ویرایش]

آرامش در حضور دیگران

[ویرایش]

تقوایی در آرامش در حضور دیگران با پشتوانه‌ای از نویسندگی و ادبیات داستانی توانسته است فضای قصهٔ ساعدی را به خوبی پیاده کند. جدای از انتخاب درست و حساب شده بازیگران، تقوایی توانسته است به بهترین شکل فضای فاجعه را در خانواده‌ای ناهمگون که در راس آن یک سرهنگ به آخر خط رسیده و وا خورده قرار دارد به تصویر بکشد. صحنه به‌یادماندنی سان دیدن سرهنگ از درختان و نرده‌های حاشیه دانشکده افسری، نشانگر شناخت درست تقوایی از زبان تصویر است. شاید در واقع مهم‌ترین و اصلی‌ترین هنر سینما همین باشد، تصور خوب یک کارگردان از داستان و خوب به تصویر کشیدن آن. یکی از عواملی که باعث انتخاب این داستان از ساعدی شد علاقه تقوایی به شخصیت‌های درون‌گرا و پرداختن به کمپلکس‌های روانی افراد بود.

صادق کرده

[ویرایش]

ظرافت و هنری که او در فضا سازی و شخصیت پردازی فیلم صادق کرده به خرج داده است نمایش هر دو طرز تلقی بدون سمت‌گیری یک سویه از دو شخصیت است که هر دو از یک حادثه واحد رنج می‌برند اما یکی با روحیهٔ عصیان گر جنایت را تنها نقطه آرامش خود می‌داند و دیگری با شخصیت جالب و جا افتاده خود و به لحاظ موقعیت شغلی اش نمی‌تواند همان روحیهٔ عصیانگر را داشته باشد و نتیجتاً با این واقعه به شکلی منطقی تر و البته محتاطانه تر برخورد می‌کند.

نفرین

[ویرایش]

در نفرین نیز بحران روحی آدم‌ها هم عامل ایجاد جاذبه و دافعه میان آنهاست؛ وهم سبب‌ساز فاجعه. زن که با شوهر بیمار و مالیخولیایی اش زندگی یکنواخت و کسالت باری دارد با آمدن کارگری جوان سعی می‌کند تا خلاء عاطفی اش را به وسیلهٔ او پر کند و شوهر زن با اقدامی جنون آمیز این آرامش موقت را از او می‌گیرد. تلاش موفق تقوایی و فیلمبردار خوبش، نعمت حقیقی، در انطباق فضای فیلم با خصوصیات فردی سه شخصیت اصلی فیلم تلاطمات روحی و عصیان‌های درونی شان، مهم‌ترین نکته مثبت فیلم به‌شمار می‌آید.

دائی جان ناپلئون

[ویرایش]

یکی از اصلی‌ترین و ارزشمندترین نکات سریال دائی جان ناپلئون وجود شخصیت‌های جا افتاده و در ذهن ماندنی است. بخشی از این موفقیت به نوشتهٔ ایرج پزشکزاد مربوط است، ولی بخش دیگر آن به تبحر تقوایی در انتخاب درست و به جای بازیگران و تسلطش در تکامل بخشیدن به شخصیت‌های داستان در قالبی تصویری بازمی‌گردد.

ناخدا خورشید

[ویرایش]

در ناخدا خورشید نیز، که برداشتی آزاد از رمان داشتن و نداشتن ارنست همینگوی است، به واسطهٔ علاقهٔ تقوایی به همینگوی و شخصیت‌های داستان‌های وی باعث شده که تقوایی با شناخت کامل از دو شخصیت اصلیِ داستان به آن‌ها هویت اقلیمی بدهد، بدون آنکه بر استحکام شخصیت‌های آن‌ها خدشه‌ای وارد شود.

البته تقوایی به لحاظ تعلق به محیط جنوب و آدم‌هایش، در اندازه‌هایی فراتر از هری مورگان به 'ناخدا خورشید' نزدیک شده و به او ابعادی اسطوره‌ای بخشیده و حتی برای تحقق این هدف، تعمداً از بخش پایانی داستان همینگوی صرف نظر کرده است. او در کنار تأکید بر خشونت بدوی و مجذوب‌کننده ناخدا، به ویژگی‌های بکر و اصیل این آخرین بازماندهٔ سازش‌ناپذیر بندری پرت افتاده پرداخته است؛ و در قبال بها دادن افراطی به ناخدا با شخصیت پردازی سطحی همسرش رو برو هستیم. در صورتی که در کتاب همسر هری مورگان به نحو چشمگیر تری حضور دارد و گاهی همینگ وی بسیار به او نزدیک شده است.

علاوه بر این تقوایی تلاش بسیار داشته تا فضای محیط سنتی جنوب را به بیننده منتقل کند. به صحنه ورود مستر فرحان و نحوه رساندن او از داخل قایق به ساحل و همچنین صحنه عبور آخر مستر فرحان از طول مسیر اقامتش تا مکان استقرار لنج ناخدا، که ابتدا مکثی در کنار برکه آب می‌کند و پس از انعکاس تصویرش بر روی آب، به مسیر خودش ادامه می‌دهد و از کنار زنانی که لباس‌های شسته شده را با خشونت بر زمین می‌کوبد می‌گذرد. با این حس و حال فضا و ظرافت و ایجاز استادانه‌ای که در آن به کار رفته، به خوبی می‌توان سرنوشت بد فرجام مستر فرحان را حدس زد.

ای ایران

[ویرایش]

در فیلم ای ایران فضاسازی و شخصیت‌پردازی از انسجام کافی برخوردار نیست، زیرا که دو شخصیت نسبت به بقیه بیشتر نمود دارند: گروهبان مکوندی و معلم سرود که شخصیت و خصوصیات فردی و اخلاقی و طرز تلقی شان کاملاً با یکدیگر تفاوت دارد. گروهبان مکوند، یک نظامی خشن و کم ظرفیت، جاه طلب و دیکتاتور منش است که تعصبی کور کورانه به سیستم حکومت سلطنتی دارد و به لحاظ همین ذهنیت منجمد و بسته اش با هر گونه حرکت و تحول مخالف است، ولی معلم سرود برخلاف وی فردی احساساتی و کما بیش آزاداندیش است.

با این دو شخصیت تا جایی که حضوری فردی و واقعی دارند می‌توان کنار آمد، اما وقتی که قرار می‌شود 'تقوایی' این دو شخصیت را به عنوان دو دیدگاه و نماینده دو قشر در کلیت خود معرفی کند و این دو جریان را در مقابل هم قرار بدهد و سپس جانی یکی را بگیرد قشر هنرمند و معلم سرود ضعف کار او نمایان می‌شود. در چنین وضعی است که با آرمانگرایی رو بنایی و سطحی پایان فیلم رو به رو می‌شویم. معلم سرود می‌شود پیشگام و پیشتاز، و دانش آموزان پشت سر این قافله‌سالار و پاسدار آزادی حرکت می‌کنند و سرود ای ایران را با کلام و پرداخت تازه‌ای می‌خوانند و با تکیه بر آهن بودنشان، می‌روند تا طرحی نو دراندازند. در این میان، تقوایی نگاه آرمان خواهانه اش را بیش از همه در مورد پسر نوجوان گروهبان مکوندی اعمال می‌کند و به دین وسیله بین او و پدرش دیواری بلند می‌کشد. در اینجا باید به یک مورد مشترک که در تعدادی از فیلم‌های تقوایی شاهد بوده‌ایم اشاره کرد: افرادی که با ماسک کاغذی (پاکت کاغذی) چهره خود را می‌پوشانند. این تمهید ظریف در فیلم‌های 'رهایی'، 'ناخدا خورشید' و 'ای ایران' به کار گرفته شده، و با توجه به استمرارش می‌توان از آن به مثابه نوعی بیان تمثیلی غیرقابل توصیف یاد کرد که احتمالاً زمینه‌های آن از حضور تقوایی در جنوب و مشاهده عینی وضعیت رو به ویرانی آن ایجاد شده است

مستندها

[ویرایش]

در فیلم‌های مستند تقوایی و حتی فیلم داستانی کوتاهش 'رهایی' نیز اهمیت فضا و محیط حس می‌شود. عمدتاً فیلم‌های مستند وی از اعتبار جامعه شناختی برخوردارند. با این حال، در فیلم‌های مستند اولیه او بیشتر وجه گزارشی کار و تأکید بر نمایش واقعیت مد نظر بوده، در صورتی که در فیلم‌های باد جن، اربعین، و مشهد قالی، حضور تقوایی و دخالت ظریف و اندیشمندانه‌اش در ماهیت واقعیتی که به تصویر درآورده کاملاً نمایان است.[۲۳]

فعالیت‌های دیگر و نظرها

[ویرایش]

آقای ناصر تقوایی سیاسی‌ترین آدم سینمایی . . . در تاریخ سینمای ایران است. . . . او یک آدم سیاسی ازلی و ابدی است. . . . سیاسی بودن آقای تقوایی از چپ می‌آید.

خسرو دهقان، شهریورِ ۱۳۹۵[۲۴]

ناصر تقوایی که پس از ۱۲ سال فیلم کاغذ بی‌خط را ساخته بود در اختتامیه جشنواره فجر بیستم برنده جایزه ویژه هیئت داوران اعلام شد. با این حال، او نه‌تنها در سالن نبود که جایزه را بگیرد، بلکه بعداً هم آن را نپذیرفت. او در نامهٔ انصرافش نوشت:[۲۵]

استدعا دارم از پذیرفتن تندیس بلورین سیمرغ اهدایی و همچنین حوالهٔ نوبت برای خرید پراید، بنده را معذور بدارید. با شرمندگی از یک‌به‌یک داوران عادلی که بهترین نیّات خیرشان نصیب کار من شد، به اطلاع می‌رسانم که در جیب من نه برای خرید اتومبیل پول هست و نه در خانهٔ تنگ و کوچک من جای مناسبی برای نگهداری بهترین و بزرگ‌ترین جایزه‌ها، مخصوصاً اگر ویژه هم باشند.

تقوایی، در مستندی که عارف محمدی از او ساخته، در انتقاد از سیاست‌های فرهنگی و نظارت و سانسور در جمهوری اسلامی ایران، گفته که در دورهٔ پهلوی، مدیران هنریِ وقت، بااینکه از موضوع فیلم‌های مستند او دربارهٔ عاشورا و «باد جن» خوششان نمی‌آمد، مانع فیلم ساختنش نشدند. او در این مستند می‌گوید که تیغ سانسور «کلاً مانع فیلم‌سازی من شده است». او همچنین، در مراسمی که برای تجلیل از آثارش در خانهٔ هنرمندان در سال ۱۳۹۲ برپا شده بود، گفت: «در جوّ فرهنگیِ موجود نمی‌توان کارِ خود را کرد.»[۴]

او دربارهٔ سانسور گفته است: «گاهی باورشان این است که در دوران سانسور هنر رشد می‌کند، اعتبار پیدا می‌کند و از روسیه دوران استالین یاد می‌کنند. می‌گویند پاسترناک و… اما فکرش را نمی‌کنند که چه حجمی نتوانستند بنویسند. روسیه قبل از استالین سرزمین ادبیات بوده است اما بعد از آنچه بر سر نویسندگان آوردند؟» وی همچنین در انتقاد از وضعیت مدیریت فرهنگی گفته است: «من و بسیاری دیگر از همکارانم، سال‌هاست که نتوانسته‌ایم فیلم بسازیم، چرا؟ این مایه شرمساری نیست؟ چرا هیچ مسئولی نیامده در طول این چند سال از بابت مدیریت خودش عذرخواهی کند؟ واقعاً آن ریلی که می‌خواستند بگذارند تا سینما را روی آن جلو ببرند، قرار بوده ما را به همین‌جا که الان رسیده‌ایم، برساند؟»[۵]

تقوایی همچنین، در مصاحبه‌ای با رادیو فردا دربارهٔ رویدادهای سیاسی و اجتماعی ایران، ازجمله سرنگونی پرواز ۷۵۲ توسط سپاه، ضمن تأیید واکنش‌های اعتراضی، اظهار داشت که هنرمندان نمی‌توانند خود را از ماجراهای سیاسی کنار بکشند.[۲۶]

تقوایی یکی از صدها شخصیت هنری ایرانی و بین‌المللی بود که در دی ۱۴۰۱، با امضای بیانیه‌ای، خواهان توقف اعدام معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی شدند.[۴]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 3 «ناصر تقوایی: من متولد ۲۲ تیر هستم». سینما پرس. ۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۰.
  2. 1 2 3 4 آل سید طیب، ندا (۲۲ مهر ۱۴۰۴). «ناصر تقوایی درگذشت». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۲ مهر ۱۴۰۴.
  3. 1 2 3 4 5 فرید، کیانوش. «۸۳ سالگی ناصر تقوایی و کتابی که قرار بود سریال «کوچک جنگلی» باشد». ش. ۲۱ تیر ۱۴۰۳. رادیو فردا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۴. دریافت‌شده در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۴.
  4. 1 2 3 «پاکسازی آخرین نشانه‌های ناصر تقوایی؛ مجازات فیلم‌سازی که مستقل باقی ماند». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۳. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ مارس ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۱۵ مارس ۲۰۲۳.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 محجوبی، حسام (۲۲ مهر ۱۴۰۴). «ناصر تقوایی؛ نوشیدن «چای تلخ» سکوت در سانسور حکومت». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۲ مهر ۱۴۰۴.
  6. «ناصر تقوایی، کارگردان و مستندساز». توانا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۶.
  7. شهبازی، رامتین (۱۳۸۱). مروری بر زندگی و آثار ناصر تقوایی. مجله نقد سینما.
  8. 1 2 «زندگی ادبی یک مترجم ادبی». بی‌بی‌سی فارسی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ آوریل ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸.
  9. «علی تقوی». جشنواره کتاب ایرانیان – سیدنی.
  10. شریف، سولماز (۲۸ اسفند ۱۳۹۷). «کارزار کمک به شهرنوش پارسی پور». ایندیپندنت فارسی. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳.
  11. «حق با ناصر تقوایی بود، ما رفتیم …». انصاف. ۲۰ تیر ۱۳۹۲. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳.
  12. «مرضیه وفامهر، بازیگر و همسر ناصر تقوایی در بازداشت است». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳.
  13. 1 2 مهدوی، شهاب (۲۸ مهر ۱۴۰۱). «روزگار غریب ناخدا». همشهری. دریافت‌شده در ۲۲ مهر ۱۴۰۴.
  14. «ناصر تقوایی درگذشت». هم‌میهن. ۲۰۲۵-۱۰-۱۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  15. «ناصر تقوایی، کارگردان و خالق آثار شاخص سینمایی و تلویزیونی، درگذشت». رادیو فردا. ۲۲ مهر ۱۴۰۴. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۲ مهر ۱۴۰۴.
  16. «تابوت ناصر تقوایی بر دوش تشییع‌کنندگان سفیدپوش». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵.
  17. کوهی، الهام. «میراث ناصر تقوایی برای سینمای ایران». ۲۳ مهر ۱۴۰۴. سلام سینما.
  18. مکالمه با سورنا (۱۴۰۲). ص. ۱۲۰.
  19. https://www.aparat.com/v/k09bdc7
  20. «داستان کوتاه: تابستان همان سال اثر ناصر تقوایی | Prowl in virtual world» (به انگلیسی). بایگانی‌شده از اصلی در ۶ آوریل ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۸-۳۰.
  21. −، «اظهارات ابراهیم حاتمی‌کیا دربارهٔ بیضایی، تقوایی و کیارستمی»، ۷.
  22. مهدی طاهباز (۲ مهر ۱۳۸۹). «برگی از فیلم‌نامهٔ چای تلخ، اثر جنگی نیمه‌تمام ناصر تقوایی». رادیو فردا. بایگانی‌شده از اصلی در ۳۱ اوت ۲۰۱۷.
  23. معرفی و نقد آثار ناصر تقوایی، نوشتهٔ غلام حیدری
  24. دهقان، خسرو (بهار ۱۴۰۰). «پیش‌نیاز». نوپا (۳): ۲۳۳.
  25. نشریهٔ فیلم، شمارهٔ 282، 1380.
  26. «ناصر تقوایی: نمی‌توانیم خودمان را از ماجراهای سیاسی کنار بکشیم». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۲-۳۱.
  • Jahed, Parviz (2022). The New Wave Cinema in Iran: A Critical Study. New York: Bloomsbury. ISBN 978-1-5013-6912-4.

پیوند به بیرون

[ویرایش]