فلسفه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مکتب آتن (۱۵۰۹–۱۵۱۱)

فلسفه یا خِرَددوستی (به انگلیسی: Philosophy) (به پارسی میانه: دوستدار دانش، xraddōstih)[۱][۲][۳] دانشی است که به تفکر دربارهٔ مسائل بنیادین و اساسی‌ای که در جهان و زندگی با آن‌ها روبرو هستیم مثلاً هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان؛ می‌پردازد.[۴][۵][۶]

واژه فلسفه شکل معرب واژهٔ یونانی فیلوسوفیا (به یونانی: φιλοσοφία، philosophia) و به معنای «دانشْ‌دوستی» است.[۷] این واژه ریشهٔ یونانی (به یونانی: φιλοσοφία) دارد که سپس به عربی و فارسی راه یافته‌است. نخستین‌بار فیثاغورس این واژه را به کار برده‌است.[۸]

تفاوت فلسفه با دیگر راه‌های پرداختن به مسائل، رویکرد نقّادانه و معمولاً سازمان یافتهٔ فلسفه و تکیه آن بر استدلال‌های عقلانی و منطقی است.[۹] با این اوصاف، اگرچه فلسفه، پژوهشی تخصصی است و به فیلسوفان اختصاص دارد اما ریشه‌اش در نیازهای مشترک مردمی است که هر چند فیلسوف نیستند اما به این نیازها آگاهند.[۱۰]

محتویات

تعاریف فیلسوفان[ویرایش]

افلاطون
ارسطو (معلم اول)
فارابی (معلم ثانی)

تعاریف گوناگونی از فیلسوفان برای فلسفه وجود دارد از جمله آنها می‌توان به:

  • افلاطون: فلسفه لذتی گرامی است؛ خاستگاه فلسفه، شگفتی در برابر جهان است.[۱۱]
  • ارسطو: فلسفه علم به موجودات است از آن سو که وجود دارند.[۱۲]
  • ویتگنشتاین: فلسفه نبردی است علیه ذهن افسون زده شده، توسط زبان.[۱۳]
  • کانت: فلسفه شناسایی عقلانی است که از راه مفاهیم حاصل شده باشد.[۱۴]
  • فیشته: فلسفه علمِ علم یا علم معرفت است.[۱۵]
  • یوهان فریدریش هربارت: فلسفه تحلیلِ معانی عقلی است.[۱۵]
  • ابن سینا: فلسفه؛ آگاهی بر حقایق تمام اشیا است؛ به قدری که برای انسان ممکن است بر آن‌ها آگاهی یابد.[۴]
  • سیسرون: فلسفه عبارت است از: علم پیدا کردن، به شریف‌ترین امور و توانایی استفاده از آن به هر وسیله ای که ممکن شود.[۱۶]
  • ملاصدرا: فلسفه استکمال نفس انسان، از طریق معرفت یافتن به حقایق موجودات است؛ همان گونه که در خارج هستند و نیز؛ حکم حقیقی به وجود آن‌ها با برهان و نه با ظن و گمان و تقلید، به قدر توانایی انسانی است.[۱۷]
  • هگل: فلسفه، بحث در امر مطلق است.[۱۵]
  • توماس هابز: فلسفه علم به روابط علت و معلولی میان اشیاست.[۱۸]
  • وونت: کار اساسی فلسفه متحد ساختن تمام معرفت‌هایی است که از راه علوم مختلف بدست می‌آیند تا به این ترتیب مجموعه ای واحد و پیوسته ایجاد شود.[۱۹]
  • کریستیان وولف: فلسفه، علم به موجودات ممکن است؛ یعنی بر هر چه ممکن است، بالفعل حالت تحقق پیدا کند.[۱۵]

تاریخ فلسفه[ویرایش]

فلسفه به ۵ دوره جزئی و ۳ دوره کلی تقسیم می‌شود. ۳ دوره اصلی شامل:

۱- فلسفه باستان[ویرایش]

مصر و بابل[ویرایش]

ایران[ویرایش]

چین[ویرایش]

یونان و روم[ویرایش]

افلاطون (چپ) و ارسطو (راست): بخشی از نقاشی مکتب آتن اثر رافائل سانتسیو، ۱۵۰۹

هند[ویرایش]

۲- فلسفه قرون وسطی (قرن ۵ تا ۱۶ میلادی)[ویرایش]

اروپا[ویرایش]

قرون وسطی[ویرایش]
رنسانس[ویرایش]

شرق آسیا[ویرایش]

هند[ویرایش]

خاورمیانه[ویرایش]

۳- فلسفه قرون جدید (قرن ۱۷ تا ۲۰ میلادی)[ویرایش]

فلسفه مدرن اولیه[ویرایش]

فلسفه قرن ۱۹[ویرایش]

فلسفه قرن ۲۰[ویرایش]

دسته‌بندی‌ها[ویرایش]

فلسفه را به‌طور معمول به ۵ دسته ذیل تقسیم می‌کنند:

معرفت‌شناسی[ویرایش]

معرفت‌شناسی در پیوند با چیستی، اعتبار و دامنه دانش است، همانند روابط بین حقیقت، باور و نظریه‌های توجیه. معرفت‌شناسی، به بررسی روش‌های کسب دانش، بررسی نظریه‌های کسب دانش در طول تاریخ و سنجش اعتبار هر کدام از طرق کسب دانش می‌پردازد.[۲۰]

منطق[ویرایش]

منطق مطالعه اصول استدلال درست است.[۲۱]

مابعدالطبیعه یا متافیزیک[ویرایش]

متافیزیک مطالعه ویژگی‌های عمومی واقعیت همانند وجود، زمان، رابطه بین ذهن و بدن، اشیاء و خواص آنها، کل و اجزای آن، وقایع، فرایندها و علت و معلول است.[۲۲]

تابلوی مرگ سقراط، اثر ژاک لوئی داوید؛ یادآور زمانی است که دادگاه آتن، سقراط فیلسوف را به نوشیدن جام زهرآلود محکوم کرد.

اخلاق[ویرایش]

مسائل بنیادی فلسفهٔ اخلاق شامل: درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر و بازشناسی فضایل است.[۲۳]

زیبایی‌شناسی[ویرایش]

زیبایی‌شناسی به زیبایی، هنر، لذت، ارزش‌های حسی، عاطفی، ادراک و مسائل مربوط به ذوق و احساسات می‌پردازد.[۲۲]

دسته‌بندی اشتباه فلسفه[ویرایش]

فلسفه‌های مضاف (خاص)[ویرایش]

فلسفه‌های خاص یا فلسفه‌های مضاف به شاخه‌هایی از فلسفه گفته می‌شود که یک حوزه یا پدیده خاص را به‌طور تخصصی از دیدگاه فلسفی مورد مطالعه قرار می‌دهند. از جمله فلسفه‌های خاص می‌توان به فلسفهٔ کنش، زیست‌شناسی، شیمی، آموزش، اقتصاد، مهندسی، زیست‌بوم، فیلم، جغرافیا، اطلاعات، بهداشت، تاریخ، طبیعت انسان، شادی، زبان، حقوق، ادبیات، ریاضیات، ذهن، موسیقی، وجود، فرهنگ، فلسفه، فیزیک، سیاست، روان‌شناسی، دین، علم، جامعه‌شناسی، فناوری، جنگ و جنسیت اشاره کرد.[۲۴]

علی‌اصغر مصلح معتقد است با توجه به آنکه اصطلاح «مضاف» در سنت فلسفه اسلامی و ایرانی سابقه‌ای ندارد و اغلب اهل فلسفه با شنیدن اصطلاح «مضاف»، معنای فقهی آن را در نظر می‌گیرند، اصطلاح «فلسفه خاص» در برابر «فلسفه عام» برای اطلاق به این حوزه‌های فلسفی مناسب‌تر می‌نماید.[نیازمند منبع]

جواد طباطبایی دربارهٔ اصطلاح «فلسفه مضاف» می‌گوید: «در ده بیست سال گذشته رایج شده که فلسفه‌هایی را جزو فلسفه‌های مضاف می‌دانند؛ همچنین در سالهای اخیر کلمات و ترکیبهای زشت و نابهنجار بسیاری کشف و جعل کردند و به کار می‌برند که این هم یکی از آنهاست. فلسفه‌های مضاف در هیچ جای دنیا معنا ندارد، جز در میان بخشی از جماعت ظاهراً فلسفی ایران. معلوم نیست که فلسفه مضاف یعنی چه؟ این را از آب مضاف قیاس گرفتند. اگر کتابی به این اسم دیدید حتماً نخرید و اگر هم این اصطلاح را تا حالا به کار می‌بردید دیگر به کار نبرید. فلسفه مضاف نداریم، بلکه یک فلسفه داریم، وقتی به یونان بر می‌گردیم، در سالهای سقراطی و افلاطونی یک فلسفه بیشتر وجود ندارد و آن‌ها این تقسیم‌بندی این‌گونه‌ای را انجام ندادند.»[۲۵]

شاخه‌های تخصصی تر[ویرایش]

  • فلسفه زبان: به بررسی ماهیت، ریشه و استفاده از زبان می‌پردازد.[۲۶]
  • فلسفه حقوق: دانشی میان‌رشته‌ای و شاخه‌ای از علوم فلسفه و حقوق است که در مورد مبانی و اهداف قواعد حقوقی و تمایزات آن‌ها از یکدیگر و تشخیص قواعد صحیح بحث می‌کند.
  • فلسفه ذهن: از شاخه‌های روش فلسفه تحلیلی است که ماهیت ذهن، رویدادهای ذهنی، کارکردهای ذهنی و خودآگاهی را بررسی فلسفی می‌کند. سرشت رابطهٔ این امور با بدن فیزیکی؛ که به مسئله ذهن و بدن (نفس و بدن) معروف است نیز از مهم‌ترین مسائل فلسفه ذهن است.[۲۷]
  • فلسفه دین: شاخه‌ای از فلسفه مشتمل بر همه مباحث فلسفی‌ست که بن‌مایهٔ آن‌ها پرسش‌هایی‌است که از دین سرچشمه می‌گیرد. فلسفه دین، ارزیابی مفاهیم و باورهای بنیادین سنت‌های دینی ویژهٔ جوامع مختلف است.
  • فلسفه علم: گرایشی از فلسفه است که به تغییر در مفاهیم و مسائل (مانند روش‌شناسی، ارزش گزاره‌ها و کارایی آن‌ها و گونه‌های پیکره بندی‌ها و…) علوم گوناگون می‌پردازد. در واقع، فلسفهٔ علم، علم «مطالعه علوم» است. فلسفهٔ علم، از لحاظ علمِ مورد بررسی، به زیرگرایش‌های گوناگونی از جمله فلسفه ریاضیات، فلسفه فیزیک، فلسفه علوم کامپیوتر و…[۲۸]
  • ابرفلسفه: فرافلسفه یا فلسفهٔ فلسفه، مطالعهٔ ماهیت (سرشت)، اهداف، و روش‌های فلسفه است.
  • فلسفه سیاسی: فلسفه سیاسی به مطالعه دولت و رابطه افراد (یا خانواده و قبیله) با جوامع و از جمله دولت می‌پردازد. فلسفه سیاسی به موضوعات و پرسش‌های مهمی همچون عدالت، آزادی، دموکراسی، شهروندی، قانون، حاکمیت، برابری و … می‌پردازد.[۲۹]

مکتب‌ها و سنت‌های معروف فلسفی[ویرایش]

ایدئالیسم آلمانی[ویرایش]

ایدئالیسم آلمانی، نام جنبشی در فلسفه آلمان است که در دهه هشتاد قرن هجدهم میلادی آغاز و در دهه چهل قرن نوزدهم پایان یافت. مشهورترین نمایندگان این جنبش: کانت، فیشته، شلینگ و هگل هستند.[۳۰]

پراگماتیسم[ویرایش]

عمل‌گرایی یا پراگماتیسم (به انگلیسی: Pragmatism)، به معنی فلسفه اصالت عمل است ولی در سیاست بیشتر واقع‌گرایی و مصلحت‌گرایی معنی می‌دهد.[۳۱]

پدیدارشناسی[ویرایش]

پدیدارشناسی یا پدیده‌شناسی فلسفه؛ مطالعهٔ ساختارِ تجربه یا آگاهی است. این جنبش فلسفی در ابتدای سدهٔ بیستم میلادی توسط ادموند هوسرل پایه‌گذاری شد و سپس توسط حلقه‌ای از متاثرینش در دانشگاه گوتینگن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ در آلمان گسترش یافت.[۳۲]

اگزیستانسیالیسم[ویرایش]

اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی یا باور به اصالت وجود (به انگلیسی: Existentialism) اصطلاحیست که به کارهای فیلسوفان مشخصی از اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم اعمال می‌شود که با وجود تفاوت‌های مکتبی عمیق در این باور مشترکند که اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز می‌شود نه صرفاً اندیشیدن موضوعی.[نیازمند منبع]

ساختارگرایی و پساساختارگرایی[ویرایش]

ساختارگرایی که به وسیلهٔ زبان‌شناس سوئیسی فردینان دوسوسور بنیان‌گذاری شده، در پی روشن کردن سیستم‌هایی از نشانه‌ها از طریق تحلیل کردن گفتمان‌ها می‌باشد[۳۳] و پساساختارگرایی به مجموعه‌ای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعه‌شناسانی گفته می‌شود که با گرایش فرانسوی، مطلب نوشته‌اند.[۳۴]

سنت تحلیلی[ویرایش]

به عنوان یک مکتب فلسفی که تأکید بر وضوح و دقت در استدلال، استفادهٔ متداول از منطق صوری، تجزیهٔ مفهومی و همچنین توجه به ریاضیات و علوم طبیعی از ویژگی‌های آن هستند.[۳۵][۳۶][۳۷]

مکتب‌ها و سنت‌های فلسفی[ویرایش]

مکتب‌های فلسفی[ویرایش]

تفاوت با دیگر معرفت‌ها[ویرایش]

تفاوت فلسفه و علوم تجربی[ویرایش]

فلسفه مجموعه نتیجه‌گیری‌هایی نیست که دربارهٔ آن‌ها توافق وجود داشته باشد.

در سده ششم قبل از میلاد مسیح که فلسفه در یونان باستان شکل گرفت، به همه مطالعات نظری فلسفه می‌گفتند و فیلسوفان نخستین در موضوعاتی کاوش می‌کردند که اکنون باید آن‌ها را موضوعات علم به‌شمار آورد؛ اما علوم گوناگون که به نتایجی رسیدند که درباره‌شان همرایی پدید آمد، از فلسفه جدا شدند و به رشته‌ای مستقل تبدیل گردیدند. ناممکن نیست که علوم دیگری از فلسفه جدا شوند، مثلاً منطق در راهی گام برمی‌دارد که به شاخه‌ای مستقل از فلسفه تبدیل گردد.

از همین روست که فلسفه را مادر علوم نامیده‌اند. بحث فلسفی بیشتر متوجه تفکر محض است. هدف این بحث در اصل آن است که اشتباهات برطرف گردد و دشواری‌ها و پیچیدگی‌ها از میان برداشته شود. آن‌گاه که از این وظیفه فراغت حاصل شود، آنچه برای فلسفه به جا می‌ماند، پیامدهای نتیجه نیست؛ بلکه از میان رفتن چیزهایی است که پیش از آن مشکل و مسئله قلمداد می‌شده‌است.

فلسفه، مطالعه واقعیت است، اما نه آن جنبه‌ای از واقعیت که علوم گوناگون بدان پرداخته‌اند. به عنوان نمونه، علم فیزیک دربارهٔ اجسام مادی از آن جنبه که حرکت و سکون دارند و علم زیست‌شناسی دربارهٔ موجودات از آن حیث که حیات دارند، به پژوهش و بررسی می‌پردازد؛ ولی در فلسفه کلی‌ترین امری که بتوان با آن سر و کار داشت، یعنی وجود؛ موضوع تفکر قرار می‌گیرد؛ به عبارت دیگر، در فلسفه، اصل وجود به‌طور مطلق و فارغ از هر گونه قید و شرطی مطرح می‌گردد. به همین دلیل ارسطو در تعریف فلسفه می‌گوید: «فلسفه علم به احوال موجودات است، از آن حیث که وجود دارند».

به‌طور خلاصه فلسفه مجموعه نتیجه‌گیری‌ها نیست، بلکه بیشتر راه و روش تفکر است؛ از همین روست که فلاسفه تحصّلی، کارکردهای فلسفه را در سه حوزه منطقی، زبان‌شناختی و کاربردی (فلسفه علم، اخلاق، سیاست و…) دانسته‌اند.

تاریخ فلسفه به یک معنا خود موضوع فلسفه است

تاریخ فلسفه به سان تاریخ علوم زائده فرعی موضوع اصلی نیست. بلکه به یک معنا خود موضوع است. مثلاً دانستن تاریخ زیست‌شناسی، پایه دانستن زیست‌شناسی نوین نیست. زیست‌شناسی شاخه‌ای از دانش است، تاریخ زیست‌شناسی توضیح چگونگی دست یافتن به این دانش است، و این دو موضوعاتی جداگانه‌اند.

اما مطالعه فلسفه بیشتر مطالعه سیر داد و ستد اندیشه‌ها دربارهٔ موضوعات فلسفی است؛ و همین داد و ستد اندیشه‌هاست که تاریخ فلسفه را تشکیل داده‌است.

فرایند فلسفه ورزی خود بخشی از موضوع فلسفه است
فلسفه مدعی جهت دار بودن و جهت‌دهی است

دانشمند از دانشش نتایج اخلاقی و فرجام گرایانه نمی‌گیرد، یعنی داوری نمی‌کند که کار جهان درست است یا خراب. حال آن که یکی از وظایف سنتی فلسفه که در آن تردید نکرده‌اند؛ رهنمود دادن است. رهنمود در این باب که چگونه باید زیست، و این وظیفه موضوع علم نیست.

به دشواری می‌توان تصور کرد که رشته دیگری (البته به جز دین) بتواند آن دگرگونی عمیقی را که فلسفه در دیدگاه دانش‌پژوه ایجاد می‌کند به وجود آورد.

فیزیکدانی بزرگ شما را می‌خواند تا تصوراتی را که دربارهٔ نحوه پیدایش کهکشانها دارید تغییر دهید؛ اما فیلسوفی بزرگ در واقع شما را فرا می‌خواند تا زندگیتان را دگرگون سازید.

اعتبار علوم وابسته به قلمرو فلسفه است

علم پیش فرض‌هایی دارد که قبلاً در فلسفه مورد توجه قرار گرفته‌اند. گزاره‌هایی مانند این‌که: طبیعت مادی واقعیت دارد؛ طبیعت دارای قوانین ثابت علت و معلولی است؛ طبیعت قابل فهم و از منابع معرفت بشری است؛ علمی نیستند، بلکه لازمه پرداخت به علم می‌باشند.

درست است که برای مثال دانشمندان علوم لزوماً از دلالت‌های فلسفه علم بر کارشان آگاهی ندارند و فلسفه قادر بر تحت تأثیر قرار دادن نحوه کارشان نیست، اما بی‌تردید فلسفه علاوه بر آنکه می‌تواند تفکر دانشمندان را نسبت به آنچه انجام می‌دهند تغییر دهد؛ بلکه پیش‌فرض هرگونه علم ورزی است.[۳۸]

تفاوت فلسفه و دین[ویرایش]

در دین، معرفت متکی بر وحی است و حقایق نهایی در پرتوی وحی فهمیده می‌شوند؛ اما در فلسفه، وحی نیز باید به محک منطق و استدلال آزموده شود. البته در منابع شیعی دو حجت برای انسان مطرح شده یکی وحی و دیگری عقل.[۳۹]

نقش زنان[ویرایش]

گرچه مردان معمولاً در بحث‌های فلسفی غالب هستند اما زنان هم در طول تاریخ فلسفه حضور داشته‌اند. از فیلسوفان زن دوران باستان می‌توان به هیپارچیا (فیلسوف در حدود ۳۲۵ سال قبل از میلاد) و آرت سیرن (فیلسوف قرن ۵ و ۴ قبل از میلاد) اشاره کرد. زنان در طول دوره‌های باستانی، قرون وسطی و مدرن حضور داشته و پذیرفته شده‌اند اما هیچ فیلسوف زنی تا قرن بیست و یکم به کانون غرب راه نیافته البته برخی منابع به این که سوزان لانگر، هانا آرنت و سیمون دو بوار وارد کانون شده‌اند؛ اشاره دارند.[۴۰][۴۱]

در اوایل دهه ۱۸۰۰، برخی از کالج‌ها و دانشگاه‌های انگلیس و ایالات متحده آمریکا زنان را پذیرفتند و تعداد زنان دانشگاهی افزایش یافت؛ با این وجود، وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰ گزارش داده که تعداد کمی از زنان تحصیلات خود را در فلسفه به پایان رسانده‌اند و فلسفه یکی از مؤلفه‌های متناسب با جنسیت در علوم انسانی است.[۴۲] در سال ۲۰۱۴؛ اینساید هایر إدیوکیشن (Inside Higher Education)، فلسفه را تاریخچه طولانی از زاد و ولد و آزار و اذیت جنسی نسبت به دانش آموزان و استادان زن فلسفه شرح کرد.[۴۳] جنیفر ساول استاد فلسفه دانشگاه شفیلد هم در سال ۲۰۱۵ اظهار داشت زنان پس از آزار و اذیت، حمله یا مقابله فلسفه را ترک می‌کنند.[۴۴]

در اوایل دهه ۹۰؛ انجمن فلسفی کانادایی، عدم تعادل جنسیتی و تعصب جنسیتی را در زمینه علم فلسفه ذکر کرد[۴۵] و در ژوئن ۲۰۱۳، یک استاد جامعه‌شناسی ایالات متحده اظهار داشت که از تمامی نویسندگان نشریات فلسفه فقط ۳/۶ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.[۴۶] همه اینها در حالی است که سایر حوزه‌های انسانی تا حدودی جنسیتی هستند؛ ولی فلسفه عمدتاً مردانه است و حتی گفته می‌شود فلسفه از ریاضیات هم مردانه‌تر است.[۴۷]

دشمنان و نقد[ویرایش]

فلسفه گرچه نسبت بسیار نزدیکی با نقد دارد، اما هرگز خود از نقد کاملاً مصون نبوده‌است. دیکتاتورها معمولاً یکی از بزرگ‌ترین دشمنان فلسفه و فیلسوفان بوده‌اند.[۴۸] دین هم به‌طور کلی با فلسفه پیوند خوبی نداشته‌است.[۴۹] گروهی دیگر گرچه از فلسفه به عنوان یک علم پشتیبانی می‌کنند اما نسبت به آسیب‌های آن هشدار می‌دهند[۵۰] رنه دکارت هم بر این باور است که هر چقدر یک فیلسوف بزرگ‌تر باشد، امکان خطای او بیشتر است.[۵۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

انگلیسی[ویرایش]

مقدماتی
مقدماتی بر حسب موضوع
  • Copleston, Frederick. Philosophy in Russia: From Herzen to Lenin and Berdyaev. ISBN 0-268-01569-4
  • Critchley, Simon. Continental Philosophy: A Very Short Introduction. ISBN 0-19-285359-7
  • Hamilton, Sue. Indian Philosophy: a Very Short Introduction. ISBN 0-19-285374-0
  • Harwood, Sterling, ed. , Business as Ethical and Business as Usual (Belmont, CA: Wadsworth Publishing Co. , 2000); www.sterlingharwood.com
  • Imbo, Samuel Oluoch. '3'An Introduction to African Philosophy. ISBN 0-8476-8841-0
  • Knight, Kelvin. Aristotelian Philosophy: Ethics and Politics from Aristotle to MacIntyre. ISBN 0-7456-1977-0
  • Kupperman, Joel J. Classic Asian Philosophy: A Guide to the Essential Texts. ISBN 0-19-513335-8
  • Leaman, Oliver. A Brief Introduction to Islamic Philosophy. ISBN 0-7456-1960-6
  • Lee, Joe and Powell, Jim. Eastern Philosophy For Beginners. ISBN 0-86316-282-7
  • Nagel, Thomas. What Does It All Mean? A Very Short Introduction to Philosophy. ISBN 0-19-505292-7
  • Scruton, Roger. A Short History of Modern Philosophy. ISBN 0-415-26763-3
  • Smart, Ninian. World Philosophies. ISBN 0-415-22852-2
  • Tarnas, Richard. The Passion of the Western Mind: Understanding the Ideas That Have Shaped Our World View. ISBN 0-345-36809-6

کتب گزیده از قطعات فلسفی[ویرایش]

  • Classics of Philosophy (Vols. ۱ & ۲, 2nd edition) by Louis P. Pojman
  • Classics of Philosophy: The 20th Century (Vol. 3) by Louis P. Pojman
  • The English Philosophers from Bacon to Mill by Edwin Arthur
  • European Philosophers from Descartes to Nietzsche by Monroe Beardsley
  • Contemporary Analytic Philosophy: Core Readings by James Baillie
  • Existentialism: Basic Writings (Second Edition) by Charles Guignon, Derk Pereboom
  • The Phenomenology Reader by Dermot Moran, Timothy Mooney
  • Medieval Islamic Philosophical Writings edited by Muhammad Ali Khalidi
  • A Source Book in Indian Philosophy by Sarvepalli Radhakrishnan, Charles A. Moore
  • A Source Book in Chinese Philosophy by Wing-tsit Chan
  • Kim, J. and Ernest Sosa, Ed. (1999). Metaphysics: An Anthology. Blackwell Philosophy Anthologies. Oxford, Blackwell Publishers Ltd.
  • The Oxford Handbook of Free Will (2004) edited by Robert Kane
  • Husserl, Edmund and Welton, Donn, The Essential Husserl: Basic Writings in Transcendental Phenomenology, Indiana University Press, 1999, ISBN 0-253-21273-1

کتب مرجع[ویرایش]

  • The Oxford Companion to Philosophy edited by Ted Honderich
  • The Cambridge Dictionary of Philosophy by Robert Audi
  • The Routledge Encyclopedia of Philosophy (10 vols.) edited by Edward Craig, لوچانو فلوریدی (available online by subscription); or
  • The Concise Routledge Encyclopedia of Philosophy edited by Edward Craig (an abridgement)
  • Encyclopedia of Philosophy (8 vols.) edited by Paul Edwards; in 1996, a ninth supplemental volume appeared which updated the classic 1967 encyclopedia.
  • International Directory of Philosophy and Philosophers. Charlottesville, Philosophy Documentation Center.
  • Directory of American Philosophers. Charlottesville, Philosophy Documentation Center.
  • Routledge History of Philosophy (10 vols.) edited by John Marenbon
  • History of Philosophy (9 vols.) by فردریک کاپلستون
  • A History of Western Philosophy (5 vols.) by W.T. Jones
  • Encyclopaedia of Indian Philosophies (8 vols.), edited by Karl H. Potter et al. (first 6 volumes out of print)
  • Indian Philosophy (2 vols.) by Sarvepalli Radhakrishnan
  • A History of Indian Philosophy (5 vols.) by Surendranath Dasgupta
  • History of Chinese Philosophy (2 vols.) by Fung Yu-lan, Derk Bodde
  • Encyclopedia of Chinese Philosophy edited by Antonio S. Cua
  • Encyclopedia of Eastern Philosophy and Religion by Ingrid Fischer-Schreiber, Franz-Karl Ehrhard, Kurt Friedrichs
  • Companion Encyclopedia of Asian Philosophy by Brian Carr, Indira Mahalingam
  • A Concise Dictionary of Indian Philosophy: Sanskrit Terms Defined in English by John A. Grimes
  • History of Islamic Philosophy edited by Seyyed Hossein Nasr, Oliver Leaman
  • History of Jewish Philosophy edited by Daniel H. Frank, Oliver Leaman
  • A History of Russian Philosophy: From the Tenth to the Twentieth Centuries by Valerii Aleksandrovich Kuvakin
  • Ayer, A.J. et al. , Ed. (1994) A Dictionary of Philosophical Quotations. Blackwell Reference Oxford. Oxford, Basil Blackwell Ltd.
  • Blackburn, S. , Ed. (1996)The Oxford Dictionary of Philosophy. Oxford, Oxford University Press.
  • Mauter, T. , Ed. The Penguin Dictionary of Philosophy. London, Penguin Books.
  • Runes, D. , Ed. (1942). The Dictionary of Philosophy. New York, The Philosophical Library, Inc.
  • Angeles, P.A. , Ed. (1992). The Harper Collins Dictionary of Philosophy. New York, Harper Perennial.
  • Bunnin, N. et al. , Ed. (1996) The Blackwell Companion to Philosophy. Blackwell Companions to Philosophy. Oxford, Blackwell Publishers Ltd.
  • Hoffman, Eric, Ed. (1997) Guidebook for Publishing Philosophy. Charlottesville, Philosophy Documentation Center.
  • Popkin, R.H. (1999). The Columbia History of Western Philosophy. New York, Columbia University Press.

پانویس[ویرایش]

  1. مک کنزی، دنیل نیل (۱۹۷۱). فرهنگ کوچک پهلوی. لندن: آکسفورد. صص. ۹۴. شابک ۹۷۸-۱۱۳۸۹۹۱۵۸۳.
  2. ناشناس. «واژه‌های ساخته‌شده توسط ابن سینا، غزالی و ناصرخسرو». خبرگزاری ایسنا. ۲ بهمن ۱۳۹۱. 
  3. رضایی باغ بیدی، حسن. «واژه‌گزینی در عصر ساسانی و تأثیر آن در فارسی دری». فرهنگستان. نامه فرهنگستان.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ صانعی دره، منوچهر. فرهنگ فلسفی.
  5. Jenny Teichmann <and Katherine C. Evans, Philosophy: A Beginner's Guide (Blackwell Publishing, 1999)
  6. Grayling, A. C. (1995). Philosophy: A guide through the subject. Oxford: Oxford University Press.
  7. خراسانی، شرف‌الدین (۱۳۵۰). نخستین فیلسوفان یونان. فرانکلین، امیرکبیر.
  8. ناشناس. «فلسفه چیست». دانشنامه رشد. 
  9. Anthony Quinton, in T. Honderich (ed.), The Oxford Companion to Philosophy (Oxford University Press, 1995), p. 666
  10. هالینگ دیل، رجینالد. تاریخ فلسفه غرب. ص. ۱۳.
  11. دورانت، ویل. تاریخ فلسفه. ص. ۱.
  12. ارسطاطالیس، ارسطو. متافیزیک.
  13. ویتگنشتاین، یوهان. رساله منطقی-فلسفی.
  14. هایدگر، مارتین. پایان فلسفه و نتیجهٔ تفکر.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ لو، جاناتان. مقدمه‌ای بر فلسفه. ص. ۱۲.
  16. جلالی طهرانی، حسام‌الدین. فلسفه و منطق. ص. ۴۰.
  17. قوام‌شیرازی، ملاصدرا. اسفار اربعه. ۱. ص. ۴۷.
  18. لو، جاناتان. مقدمه‌ای بر فلسفه. ص. ۱۱.
  19. لو، جاناتان. مقدمه‌ای بر فلسفه. ص. ۱۳.
  20. Rescher، Nicholas (۲۰۰۳). Epistemology: An Introduction to the Theory of Knowledge. State University of New York. صص. xiii.
  21. بدوی، عبدالرحمن. المنطق الصوری و الریاضی.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ هالینگ دیل، رجینالد. تاریخ فلسفه غرب.
  23. گنسلر، هری جی. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق.
  24. سمانه فردمنش. «قلمرو فلسفه مضاف». مجیران. 
  25. ناشناس. «علم سیاست ما بخشی از علم سیاست جهانی نیست/ چیزی بنام فلسفه مضاف نداریم». خبرگزاری مهر. 
  26. آلستون، ویلیام. فلسفه زبان.
  27. Kim, J. (۱۹۹۵). in Honderich, Ted: Problems in the Philosophy of Mind. Oxford Companion to Philosophy. Oxford: Oxford University Press.
  28. ناشناس. «The Philosophy of Computer Science». Stanford Encyclopedia of Philosophy. 
  29. Hampton, Jean (1997). Political Philosophies and Political Ideologies. WestviewPress. p. xiii. ISBN 978-0-8133-0858-6. SSRN 1755117. in Patriotic Elaborations: Essays in Practical Philosophy, Montreal and Kingston: McGill-Queen's University Press, 2009.
  30. ناشناس. “German Idealin”. IEP. 
  31. طلوعی، محمود. فرهنگ جامع سیاسی.
  32. ناشناس. «Phenomenology (philosophy)». enwiki. 
  33. ریما مکاریک، ایرنا (۱۳۸۴). دانش‌نامهٔ نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمه توسط مهران مهاجر و محمد نبوی. آگه. ص. ۱۷۳.
  34. پیشگاهی فرد، زهرا؛ قره‌بیگی، مصیب (۱۳۹۲). جغرافیای پساساختارگرا. زیتون سبز.
  35. Brian Leiter (2006) webpage "Analytic" and "Continental" Philosophy.
  36. Glock, H.J. (2004).
  37. Colin McGinn, The Making of a Philosopher: My Journey through Twentieth-Century Philosophy (HarperCollins, 2002), p. xi. : "analytical philosophy [is] too narrow a label, since [it] is not generally a matter of taking a word or concept and analyzing it (whatever exactly thatthat might be).
  38. هالینگ دیل، رجینالد. تاریخ فلسفه غرب. ص. ۱۶و۱۸.
  39. هالینگ دیل، رجینالد. تاریخ فلسفه غرب. ص. ۱۸و۱۹.
  40. Duran, Jane. Eight women philosophers: theory, politics, and feminism. University of Illinois Press, 2005.
  41. "Why I Left Academia: Philosophy's Homogeneity Needs Rethinking – Hippo Reads". Archived from the original on 9 June 2017.
  42. "Salary, Promotion, and Tenure Status of Minority and Women Faculty in U.S. Colleges and Universities."National Center for Education Statistics, Statistical Analysis Report, March 2000; U.S. Department of Education, Office of Education Research and Improvement, Report # NCES 2000–173; 1993 National Study of Postsecondary Faculty (NSOPF:93). See also "Characteristics and Attitudes of Instructional Faculty and Staff in the Humanities." National Center For Education Statistics, E.D. Tabs, July 1997. U.S. Department of Education, Office of Education Research and Improvement, Report # NCES 97-973;1993 National Study of Postsecondary Faculty (NSOPF-93).
  43. https://www.insidehighered.com/news/2014/05/19/unofficial-internet-campaign-outs-professor-alleged-sexual-harassment-attempted
  44. Ratcliffe, Rebecca; Shaw, Claire (5 January 2015). "Philosophy is for posh, white boys with trust funds' – why are there so few women?".
  45. "Women in Philosophy: Problems with the Discrimination Hypothesis". National Association of Scholars.
  46. Sesardic, Neven; De Clercq, Rafael (2014). "Women in Philosophy: Problems with the Discrimination Hypothesis" (PDF). Academic Questions. 27 (4): 461. doi:10.1007/s12129-014-9464-x.
  47. Saul, Jennifer M. "Philosophy has a sexual harassment problem". Retrieved 16 December 2016.
  48. Buber, M. (1957). Eclipse of God: Studies in the relation between religion and philosophy. New York: Harper & Brothers.
  49. Litwack, E. B. (March 01, 2011). Epistemic arguments against dictatorship. Human Affairs: Postdisciplinary Humanities & Social Sciences Quarterly, 21, 1, 44-51.
  50. https://en.wikipedia.org/wiki/Philosophy#Criticism
  51. Hebert, L. J. (May 01, 2007). Individualism and Intellectual Liberty in Tocqueville and Descartes. The Journal of Politics, 69, 2, 525-537.

منابع[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

فارسی[ویرایش]

انگلیسی[ویرایش]