احمد فردید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
'
Ahmad Fardid.jpg
شناسنامه
نام کامل سید احمد فردید
لقب فیلسوف شفاهی
ایده‌های چشمگیر غرب‌زدگی، علم الأسماء تاریخی
تابعیت ایرانی
زادروز
زادگاه ،
مذهب شیعه
رشته تحصیلی فلسفه
تأثیرات انقلاب اسلامی ایران، هایدگرشناسی
وب‌گاه رسمی http://fardid.org

سید احمد فَردید با نام اولیه سید احمد مهینی یزدی -که در سال ۱۳۱۸ به فردید تغییر یافت.[۱] (زادهٔ ۱۲۸۹[۲] در یزد - درگذشتهٔ ۲۵ مرداد ۱۳۷۳ در تهران) متفکر معاصر ایرانی بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

دروس مقدماتی و زبان فرانسه را در یزد خواند. در ۱۳۰۵ به تهران رفت و در مدرسه سلطانی و دارالفنون به تحصیل ادامه داد.[۱] مدتی درس طلبگی خواند و با فلسفه اسلامی آشنا شد.[۳] اندکی بعد در دانشسرا در رشته ادبی مدرک لیسانس دریافت نمود و ضمن اشتغال به تدریس، زبان‌های پهلوی و آلمانی را نیز آموخت.[۱]

او بعد از جنگ دوم جهانی به فرانسه و آلمان رفت تا به تحصیل فلسفهٔ معاصر اروپایی به ویژه اگزیستانسیالیسم و فلسفهٔ مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی بپردازد؛ ولی پس از سال‌ها اقامت در اروپا موفق به اخذ هیچ درجه تحصیلی نشد.[۱][۳]

به گفتهٔ غلامحسین ابراهیمی دینانی هرچند فردید دروس حوزوی نخوانده بود بسیاری از کتاب‌های معارف اسلامی و علم اصول را می‌شناخت و از آن‌ها یاد می‌کرد. وی در زمینهٔ ریشه‌یابی لغات نیز مطالعات زیادی داشته است، هرچند نظرات او با نظر زبان‌شناسان مطابقت نداشت.[۴]

پیش از انقلاب[ویرایش]

او پس از بازگشت به ایران، برای تدریس به دانشگاه تهران دعوت شد. او در دانشگاه (به دلیل نداشتن دکترا) امکان استادی نیافت. بلکه پرونده وی با اعمال نفوذ احسان نراقی در هیئت امنای دانشگاه مطرح شد و به درجه معلمی اکتفا نمود، هرچند پس از انتصاب فضل‌الله رضا به ریاست دانشگاه تهران و سرپرستی سید حسین نصر به دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، مدرک دکترای او تأیید و به رتبهٔ استادی ارتقا یافت.[۱][۳]

فردید در دههٔ پنجاه و شصت در دانشگاه تهران به طرح اندیشهٔ هایدگر در درس‌گفتارهای خود در رشتهٔ فلسفهٔ دانشگاه تهران پرداخت و تا آن زمان کسی با اندیشه‌های او در ایران چندان آشنایی نداشت. فردید شیفته هایدگر بود و معتقد بود که خود وی با هایدگر همسخن و در بسیاری از موارد یکسخن است و به دانشجویان خود توصیه می‌کرد که خود راساً زبان آلمانی را فرا گرفته و به مطالعه آثار هایدگر بپردازند و از خواندن ترجمه‌ها که نارسا می‌باشند بپرهیزند.[۵]

در دههٔ ۵۰ سلسله نشست‌هایی فلسفی به محوریت فردید و با حضور نویسندگانی چون ابوالحسن جلیلی، داریوش شایگان، حمید عنایت، داریوش آشوری و رضا داوری معمولاً در منزل امیرحسین جهانبگلو برگزار می‌شد که به «فردیدیه» معروف شده بود. گرایش ضد مارکسیستی با توجه به تأثیری که عقاید چپ‌گرایانه و فعالیت‌های فلسفی حزب توده در آن زمان بر جامعه گذاشته بود در این جلسات کاملاً آشکار بود.[۶]

در زمان حکومت تک حزبی حزب رستاخیز تلاش ناموفقی برای نمایندگی شهر یزد در مجلس شورای ملی نمود. او زمانی نیز با همراهی برخی از مارکسیستها تلاش نمود تا «دیالکتیک انقلاب» را تدوین کند. تا پیش از انقلاب، فردید فردی بود علاقه‌مند به فراماسونری و بی میل نسبت به مذهب و دموکراسی. او شاه را نماد «فره ایزدی» و کاریزماتیک روز می‌دانست.[۷]

پس از انقلاب[ویرایش]

فردید پس از انقلاب خود را نامزد مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی نمود، ولی در هیچ‌یک رأی لازم را به‌دست نیاورد و با ۲۰۱ رای خبرگان و ۶۰۰۰ رای برای مجلس شورای اسلامی ناکام ماند.[۱] او خطاب به خمینی گفته‌است:[۸]

در ضمن فردید به مباحثات تلفنی مفصلِ هزار ساعته با اساتید فلسفه مانند دینانی مشهور است.[۹]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

غرب‌زدگی[ویرایش]

اصطلاح «غربزدگی» را فردید متعلق به خود می‌داند. وی عنوان می‌کند که این عبارت زمانی که در اروپا می‌زیسته به سراغش آمده است. وی بیان می‌کند که در بیست سالگی تحت تأثیر پوزیتیویسم و غرب زدگی بوده است. خواندن کتاب‌های گوستاو لوبون را هم در همین راستا می‌داند.[۱۰] اندیشه غرب زدگی نزد فردید با مفاهیم بسیاری نظیر نیست انگاری، یونانیت و ادوار تاریخی و مکر لیل و نهار ارتباط دارد.[۱۱] بیژن عبدالکریمی مفهوم غرب‌زدگی در اندیشه فردید را در ارتباط با فلسفه تاریخ گونه می‌داند. بر این اساس غرب‌زدگی پوسته‌ای فردیدی و محتوایی کاملاً هایدگری دارد. این اصطلاح را خود فردید وضع کرده است و شیفته آن بوده است. عبدالکریمی مفهوم غربزدگی نزد فردید را به مفهوم مثلث زر و زور و تزویر از شریعتی مقایسه کرده است. این مفاهیم شاه کلید دریافت این تفکرات است. وی غربزدگی نزد فردید را به معنایی کاملاً وجود شناختی و همچون غفلت از وجود می‌داند. غرب به معنای مرگ تفکر حضوری و اقبال کردن به علم حصولی معنا شده است که همان غفلت از وجود است. مفهوم غرب همان مفهوم متافیزیک است؛ و غرب‌زدگی به معنای غلبه تفکر متافیزیکی بر هر گونه تفکر شهودی، قلبی و معنوی و حضوری است.[۱۲]

تکنولوژی[ویرایش]

فردید تحت تأثیر مارتین هایدگر نگاهی نقادانه یا منفی به تکنولوژی داشت. او معتقد بود نتیجة متافیزیک مدرن علم و صنعت است که در آن هیچ خیر و برکت نیست. او تکنولوژی را نشانة قهر الهی می‌دانست که کره زمین را ویران می‎کند. او معتقد بود در آخر تاریخ که غضب خدا بر رحمت او پیشی دارد، علم و صنعت به میان آمد که علی‌رغم کشفیات «چون مبنایش باطل بوده وِزر و وبال بشر شده». او «شهوت آخرالزمان» را زمام‌دار تکنولوژی می‌دانست که دارد «تمام بشر را وارد مسابقه تسلیحاتی» می‌کند. از نظر او «بشر سروصدای ماشین را به [جای] ندای حق می‌گیرد». اما از نظر بیژن عبدالکریمی لحن و بیان فردید در مورد تکنولوژی بیشتر به بیان سنت‌گرایانی چون رنه گنون شباهت دارد تا مارتین هایدگر.[۱۳]

انتقاد از ژان پل سارتر[ویرایش]

فردید در کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان نظر خود در مورد سارتر را اینگونه بیان می‌کند:

ژان پل سارتر اصلاً تفکرش تفکر نیست، مرد بی فکری است و یک موجودی است که حقیقتاً مطالب را از بین برده. یکی از کثافت‌ترین حامیان امپریالیسم و بورژوازی و هر فکر غربی، ژان پل سارتر است زیرا مقدماتش طوری است که همه چیز معتبر به اعتبار انسان است. ژان پل سارتر انسان را به جای خدا می‌گذارد و خودبنیادی به اینجا می‌رسد که شما چگونه می‌توانید به آزادی خودبنیادانه، بشر را اصلاح کنید. چیز تازه‌ای در ژان پل سارتر نیست. آزادی ژان پل سارتر همان حوالت و آزادی غربی است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر تمام می‌شود.

آزادی حقیقی آزادی از آزادی ژان پل سارتر است و این آزادی سارتر عین گریز از آزادی است.

ژان پل سارتر یک چشم نداشته، دجال هم یک چشم است. در زمان ما دجالی مانند این سارترها زیادند. اینها مدافع دجالند. بنده یکبار گفتم این دجال عجوزی است که الاغی ندارد، برای این الاغ خصوصیاتی وصف کرده‌اند. این الاغ پشکل می‌اندازد و دیگران این پشکل را برمی‌دارند و تناول می‌فرمایند. حالا این ژان پل سارترها و این فلاسفه الاغ‌هایی هستند که دجال سوار آنهاست.

دفاع از انقلاب اسلامی ایران[ویرایش]

فردید بعد از انقلاب اسلامی، از این انقلاب طرفداری کرد و روشنفکران را مورد انتقادات تند قرار می‌داد. او طی یک سخنرانی گفت:[۹]

می‌خواهم پیامی به امام خمینی بدهم و درد دلی با ایشان بکنم، سیداحمد فردید آدمی است که برای خودش کار کرده‌است. اگر کتاب ننوشته، نخواسته تشبه به کثافات دیگران بکند. من پیام کوچکی به امام خمینی دارم، این انقلاب را عبدالکریم سروش خراب می‌کند، … من پوپر را می‌شناسم و به ریش او می‌خندم … من دارم به جمهوری اسلامی مدد می‌رسانم.

او در جای دیگر دربارهٔ هایدگر گفته‌است:[۱۴]

بعد از سی سال مطالعه می‌گویم، هایدگر جهت فکرش همین جهت جمهوری اسلامی است.

آثار[ویرایش]

احمد فردید در دوران حیات طولانی خود هیچ اثری منتشر نکرد. بطوری که به «فیلسوف شفاهی» مشهور شد.[۱] برخی از منتقدان وی معتقدند که دلیل این امر تغییر جهت‌های مکرر فکری او بوده و اینکه او مایل بود مدرک مکتوبی نزد کسی نداشته باشد تا بتواند افکارش را مکرراً نفی کند. او حتی پس از شرکت در کنگره‌ها نیز گزارش مکتوبی از کارش ارائه نمی‌داد.[۱۵] این تغییر موضع مکرر فردید را بسیاری از افرادی که با وی برخورد داشته‌اند، گزارش کرده‌اند. صادق هدایت در نامه‌ای به یک دوست مشترک، در مورد تغییر موضع مکرر فردید می‌نویسد:[۱۶]

باید یک سال دیگر فردید را ببینیم که چه Originalite {ابتکاری} از خودش بروز می‌دهد. این هم یک جور تفریحی است!

تنها اثری که بطور قطع به فردید نسبت داده می‌شود، برابرهای فارسی برخی اصطلاحات فلسفی است که در آثار یحیی مهدوی (تاریخ متافیزیک) و احسان نراقی (سیر تکوینی علوم اجتماعی) بکار رفته‌است.[۱۵] برخی از این اصطلاحات همچون غربزدگی هنوز در میان فلسفه‌دانان رایج است، و برخی دیگر رواجی نیافت.[۱] کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان مجموعه‌ای است از درس‌گفتارهای وی که پس از مرگ وی منتشر شد. برخی از هواداران فردید این کتاب را «مغلوط و ویرایش نشده» می‌دانند.[۱]

دینانی اصطلاح فیلسوف شفاهی را برای فردید مناسب می‌داند. فردید در زمان حیاتش به او گفته بود بیش از هزار صفحه یادداشت دارد و پس از درگذشت او دینانی حواشی زیادی از او را بر برخی کتاب‌ها در بنیاد فردید مشاهده کرده که شاید اگر استخراج شود بالغ بر هزار صفحه باشد.[۴]

نظرات در مورد فردید[ویرایش]

از مخالفین احمد فردید می‌توان به عبدالکریم سروش اشاره کرد که وی را دارای ذهن و زبانی پریشان می‌داند.[۱۷] در برخی نوشته‌ها، احمد فردید «تئوریسین خشونت»، و حتی نخستین اشاعه‌گر یهودستیزی در ایران دانسته شده است. علاقه‌مندان به فردید از او در برابر این اتهامات دفاع کرده‌اند.[۱۷][۱۸][۱۹]

رضا داوری اردکانی یکی از شاگردان فردید در همایش بزرگداشت سید احمد فردید می‌گوید ترجمه‌های او از کتب فلسفی غرب بی‌نظیر، روان و گویا بود که نشان از تسلط او به مباحث داشت. او همچنین اظهار می‌دارد «فردید با این دنیا خیلی سازگار نبود، او با دنیا احساس غربت می‌کرد چون احساس غربت نشان می‌دهد که فرد در پی یافتن و درک دیگری است.» به گفته وی، فردید سیاسی نبود و کاری با سیاست نداشت اما به سیاست توجه داشت. «برای ما نگاه فردید و پرسش‌های تازه او مهم بود و اینکه فلسفه را نقد می‌کرد و از شعر و ماهیت آن می‌گفت. فردید صاحب نظر بود می‌پرسید و می‌فهمید و به دشواری می‌فهماند.»[۲۰][۲۱]

داریوش آشوری مترجم معاصر ایرانی مدتی در کلاسها و سخنرانیهای فردید حاضر شده و تلاش کرده است تا دیدگاه فلسفی فردید را فرابگیرد اما فلسفه فردید را فاقد انسجام یافته و به نقد او پرداخته است. آشوری در مقاله‌ای به نام «اسطوره فلسفه در میان ما»،[۲۲] فردید را به ضعف شخصیت و دانش متهم می‌کند.[۲۳]

جلال آل احمد، زمانی با وی درگیری پیدا کرد و دیگر هیچگاه تا پایان عمر با وی سخن نگفت. احسان نراقی بخاطر تغییر موضعش در جریان انقلاب از وی برید.[۲۴] رضا براهنی از دیگر منتقدان فردید بشمار می‌رود. صادق هدایت نیز فردید را «موجودی ضعیف و کله‌خشک» می‌داند که «معتقد است حمال اروپایی از علمای ایرانی بیشتر می‌فهمد.»[۱۶]

به نظر احسان نراقی فردید پس از انقلاب دچار چرخش فکری و تغییر موضع گردید. او خطاب به یکی از دوستانش گفته بود که «فره ایزدی» را در وجود خمینی دیده‌است.[۳]

به نظر مهدی فدایی مهربانی مقایسه تطور فکر فردید حکایت از آن دارد که او فیلسوفی دارای فراز و نشیب یا تناقضات جدی است. در واقع گفتن جملات و عبارات متناقض یکی از مشخصات بارز فردید است که به آراء وی خصلتی نیچه وار داده است.[۲۵]

دینانی معتقد است لحن فردید در انتقاد از اشخاص تند بود، در فلسفه از معاصران کسی را نمی‌پسندید و حتی دربارهٔ فیلسوفان غربی هم سخت می‌پذیرفت. به گفتهٔ او یک بار فردید در مراسمی که در انجمن فلسفه برگزار شده بود، در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان از سروش به شدت انتقاد کرده و حتی به او ناسزا گفته بود. این پرسش و پاسخ ضبط شده بود و باعث شد که سروش شکایتی را از فردید در دادگستری تنظیم کند. نهایتاً با پادرمیانی دینانی غائله خاتمه یافت.[۴]

بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و فردید شناس ایرانی در مورد مخالفان فردید می‌گوید، «کسانی که به فردید حمله می‌کردند و می‌کنند حرف آخرشان این است که مواجهه با غرب و مدرنیته دشوار است.» عبدالکریمی می‌گوید سیطره غرب بر خلاف تصور ما اجتناب‌ناپذیر است و سکولاریسم و نیهلیسم تمام وجود ما را گرفته است اما حرف اصلی فردید هم همین است. «او زودتر از همه به ما این خودآگاهی را داد» که مواجهه با غرب نباید صرفاً سیاسی و ایدئولوژیک باشد. «فردید زودتر از همه بسط نیهیلیسم را در جوامع به ظاهر مسلمانی چون ایران دید.» از نظر او فردید غرب‌زدگی را اجتناب‌ناپذیر دانسته و معتقد بود مواجه ما با غرب باید آگاهانه باشد و اگر غرب‌زده هم هستیم باید از وضعیت خود، آگاه باشیم. عبدالکریمی در مورد لحن بیان تند فردید می‌گوید «متفکران در کاربرد زبان نمی‌توانند و نباید غیرمتعهد باشند بلکه باید در کاربرد زبان پروای بیشتری از خود نشان دهند و این درسی است که ما از خود فردید آموخته‌ایم.»[۲۶]

از نظر عبدالکریمی لحن و بیان فردید در مورد تکنولوژی بیشتر به بیان سنت‌گرایانی چون رنه گنون شباهت دارد تا مارتین هایدگر. از نظر عبدالکریمی هایدگر با وجود نقد تکنولوژی آن را یک نیروی تاریخی قدرت‌مند و اجتناب‌ناپذیر می‌دانست اما نگاه سرتاسر منفی امثال فردید و سید حسین نصر به تکنولوژی باعث شد در ایران اهمیت توسعه تکنولوژیک درک نشود چرا که اگر ایران به قدرت تکنولوژیک دست نیابد، به منزلة یک ملت بزرگ و صاحب اقتدار از صحنة روزگار محو خواهد شد.[۱۳]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان، سید احمد فردید، به کوشش محمد مددپور (انتشار پس از مرگ)
  • نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی، سید عباس معارف

شاگردان[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ سایت استاد دکتر سید احمد فردید. «سرگذشت». بازبینی‌شده در ۲۰ مهر ۸۸. 
  2. در مورد تولد وی اختلاف است. بر اساس مدرک تحصیلی دوره اول متوسطه، سال ۱۲۸۳، بر اساس فهرست‌نویسی کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان، سال ۱۲۹۱ و بر اساس مستندات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، سال ۱۲۹۱ گزارش شده‌است.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ سیدابراهیم نبوی. «فردید». در در خشت خام (مصاحبه با احسان نراقی). چاپ سوم ۱۳۷۹. تهران: جامعه ایرانیان، ۱۳۷۸. ۱۱۷. شابک ‎۹۶۴-۵۹۲۵-۲۱-۵. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ عبدالله نصری. «فردید». در آینه‌های فیلسوف: گفتگوهایی در باب زندگی، آثار و دیدگاه‌های استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی. چاپ دوم ۱۳۸۳. تهران: سروش، ۱۳۸۰. ۶۴ تا ۶۸. شابک ‎۹۶۴-۳۷۶-۲۱۳-۰. 
  5. فردیدنامه. «همسخنی و همدلی». بازبینی‌شده در ۲۰ مهر ۸۸. 
  6. حزب توده ایران؛ تأثیرات فرهنگی و بازتاب‌های منطقه‌ای علی امیری، بی‌بی‌سی فارسی
  7. سیدابراهیم نبوی. «فردید». در در خشت خام (مصاحبه با احسان نراقی). چاپ سوم ۱۳۷۹. تهران: جامعه ایرانیان، ۱۳۷۸. ۱۱۸ تا ۱۲۴. شابک ‎۹۶۴-۵۹۲۵-۲۱-۵. 
  8. سایت استاد دکتر سید احمد فردید. «کار و فعالیت». بازبینی‌شده در ۲۰ مهر ۸۸. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ یادکرد وب راسخون | نگاه فردید به انقلاب| نشانی = http://www.rasekhoon.net/article/show-22408.aspx
  10. غرب و غرب زدگی و بحران حوالت تاریخی آن در روزگار نیست انگار و مکر لیل و نهار زده آخرالزمان، درس گفتارهای سید احمد فردید، ج اول، بنیاد حکمی و فلسفی فردید،1395ش، ص26
  11. غرب و غرب زدگی و بحران حوالت تاریخی آن در روزگار نیست انگار و مکر لیل و نهار زده آخرالزمان، درس گفتارهای سید احمد فردید، ج اول، بنیاد حکمی و فلسفی فردید،1395ش، ص21
  12. هایدگر در ایران، نگاهی به زندگی، آثار و اندیشه‌های سید احمد فردید، بیژن عبدالکریمی، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران،1392ش، صص144-147
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ «سهم فردید و نصر در بی‌تفاوتی تاریخی ما نسبت به تکنولوژی». 
  14. فردیدنامه. «همسخنی و همدلی». بازبینی‌شده در ۲۰ مهر ۸۸. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ سیدابراهیم نبوی. «فردید». در در خشت خام (مصاحبه با احسان نراقی). چاپ سوم ۱۳۷۹. تهران: جامعه ایرانیان، ۱۳۷۸. ۱۱۷ تا ۱۱۹. شابک ‎۹۶۴-۵۹۲۵-۲۱-۵. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ محمدرضا ضاد (سایت آفتاب). «احمد فردید در نامه‌های صادق هدایت». بازبینی‌شده در ۲۰ مهر ۸۸. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Dr. Soroush
  18. Set Cookies
  19. Ahmadinejad. Kasra Naji. California University Press. 2008. ISBN: 978-0-520-25663-7 pp.108
  20. «داوری اردکانی: فردید می‌پرسید، می‌فهمید و به دشواری می‌فهماند/ جهان به فلسفه و تفکر نیاز دارد». کتاب. 
  21. «داوری اردکانی: فردید سیاسی نبود/ تنها کشور غیراروپایی هستیم که فلسفه داریم». بازبینی‌شده در 2017-08-10. 
  22. اسطوره فلسفه در میان ما
  23. تاملاتی در باب احمد فردید روزنامه شرق، یکشنبه ۱ آبان ۱۳۸۴ - - ۲۳ اکتبر ۲۰۰۵، سال سوم - شماره۶۰۸
  24. سیدابراهیم نبوی. «فردید». در در خشت خام (مصاحبه با احسان نراقی). چاپ سوم ۱۳۷۹. تهران: جامعه ایرانیان، ۱۳۷۸. ۱۲۲ و ۱۲۳. شابک ‎۹۶۴-۵۹۲۵-۲۱-۵. 
  25. مهدی فدایی مهربانی، نقدی بر جایگاه اتیمولوژی در روش شناسی احمد فردید، فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهش زبان و ادبیات فارسی جهاد دانشگاهی، ش 10، بهار و تابستان 1387: 181
  26. «فردید به روایت بیژن عبدالکریمی». بازبینی‌شده در ۲۰۱۷-۰۸-۰۵. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]