پرش به محتوا

علی باباچاهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
علی باباچاهی
زادهٔ۲۰ آبان ۱۳۲۱
درگذشت۴ اسفند ۱۴۰۴ (۸۳ سال)
ملیتایرانی
سال‌های فعالیت۱۳۴۰-۱۴۰۴
زمینه فعالیتشاعر، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی
همسرفرخنده بختیاری
فرزندانغزل و بهرنگ

علی باباچاهی (۲۰ آبان ۱۳۲۱۴ اسفند ۱۴۰۴) شاعر، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ایرانی بود.[۱]

علی باباچاهی در ۲۰ آبان ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر زاده شد. او فرزند آخر خانواده بود. او دوران کودکی‌اش را در روستایی به نام جفره گذراند.[۲] وی دوره دبستان و دبیرستان را در بوشهر گذراند.

باباچاهی از طریق برادرانش با کتاب‌های سیاسی حزب توده ایران آشنا شد. او در دوره اول متوسطه و به واسطه داشتن آموزگارانی مانند منوچهر آتشی و محمدرضا نعمتی‌زاده، به شعر و ادبیات علاقه‌مند شد. وی در مسابقه ادبی دانش‌آموزی دبیرستان‌های بوشهر و سپس شیراز رتبه اول را به دست آورد.[۲] در این دوره شعرهای او در مجلات تهران، با نام مستعار «ع. فریاد» چاپ می‌شد. اما وقتی یکی از شعرهای این شاعر در مجله امید ایران به عنوان «بهترین شعر هفته» به چاپ رسید، شعرهایش را به امضای خودش در مجلات چاپ کرد.

وی پس از پایان دوره دبیرستان در بوشهر، حدود ۱۳۳۹-۱۳۴۰ به دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز راه یافت. او در این سال‌ها به اتفاق چند تن از دانشجویان مانند علیرضا طبایی و منصور اوجی، جلساتی ادبی در دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز برگزار می‌کرد. او در در دانشگاه، داستان نیز می‌نوشت. اما پس از دانشگاه، بار دیگر بر شعر متمرکز شد.[۲]

باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ پس از گذراندن سربازی، وارد وزارت آموزش و پرورش شد[۲] و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد. باباچاهی در طول مدت تدریس خود در بوشهر علاوه بر چاپ شعر در مجله پایتخت، از فعالیت مطبوعاتی نیز غافل نبود. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ در سال ۱۳۶۲ به اجبار بازنشسته شد.

مجلهٔ تکاپو

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در کتاب صد سال مطبوعات بوشهر، نوشته سید قاسم هاشمی صفحه ۳۰۰ آمده‌است: «مجله تکاپو به سردبیری علی باباچاهی در پاییز ۱۳۴۶ در بوشهر منتشر شد…» پس از انتشار شماره سوم در نیمه اول ۱۳۴۷، ساواک علی باباچاهی را برای تعطیل نمودن مجله تحت فشار قرار داد و سرانجام به دنبال دخالت مستقیم ساواک، به بهانه عدم مجوز انتشار، تکاپو متوقف شد.[۱][۲] مجله تکاپو مورد استقبال محافل فرهنگی و روشنفکری قرار گرفت.

مجله خوشه سخنرانی احمد شاملو را به نقل از مجله تکاپو به چاپ رساند. خوشه، سردبیر و دست‌اندرکاران مجله تکاپو را با عنوان «کوشندگان شعر امروز ایران» معرفی کرد. در همین سال‌ها (۱۳۴۸) باباچاهی به قول خودش با دختری از ایل بختیاری که مشغول تدریس در مدارس بوشهر بود ازدواج کرد.[۲] او صاحب یک پسر و یک دختر است که هر دوی آنها تحصیلات دانشگاهی دارند. در همین سال‌ها خسرو گلسرخی نقدی بر دومین کتاب شعر باباچاهی (جهان و روشنایی‌های غمناک) نوشت. این نقد در تاریخ تحلیلی شعر نو محمد شمس لنگرودی چاپ شد.

مجلات روشنفکری تهران مانند خوشه و فردوسی نیز مطالبی از آن نقل کرده‌اند.[۲] او همچنین با مجله‌های رودکی، کتاب هفته نیز همکاری می‌کرد و در جنگ‌های معتبر ادبی حضوری مستمر داشت.

پس از انقلاب

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فعالیت سیاسی باباچاهی در هنگام انقلاب شکل عینی و عملی‌تری به خود گرفت.[۲] او پس از بازنشستگی اجباری، به کرج کوچ کرد.[۲] در این سال‌ها باباچاهی ده‌ها جلسه سخنرانی در محافل خصوصی و دانشگاهی داشت. همچنین بیشتر مجلات و نشریه‌های معتبر ادبی او را به نوشتن مقاله و انجام مصاحبه دعوت کردند. باباچاهی در کنار مصاحبه‌های متعدد و طرح مقولات جدید، به طرح شعر پسانیمایی پرداخت و بعداً به‌طور عمیق‌تر، «شعر در وضعیت دیگر» را مطرح کرد که بحث‌های زیادی را دامن زد.[نیازمند منبع] از باباچاهی حدود سی کتاب شعر و نقد و پژوهش به چاپ رسیده‌است.[۲]

باباچاهی به واسطه آشنایی با خسرو حکیم رابط به تنظیم نمایشنامه‌های رادیویی[۲] بیشتر بر اساس داستان‌های کوتاه آنتوان چخوف، نگارش کتاب‌های مختلف، همکاری با نشر پاپیروس و نشر پیشبرد، پژوهش در متون کهن فارسی (گزینش عناصر نمایشی) در یک مؤسسه دولتی پرداخت. او از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ با مرکز نشر دانشگاهی در تعریف‌نگاری لغات متون کهن فارسی همکاری داشت.[۲] وی همچنین مسئولیت صفحات شعر مجله آدینه (برای یک دهه) [۲] و پیش از آن مسئولیت شعر و نقد شعر مجله نافه را پذیرفت.

ماجرای اتوبوس ارمنستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

وی در ماجرای اتوبوس ارمنستان در سال ۱۳۷۵ و در جریان قتل‌های زنجیره‌ای در فهرست چهره‌های فرهنگی اعزامی بود که قرار بود در اتوبوس توسط نیروهای جمهوری اسلامی به قتل برسند.[۳][۴]

دیدگاه شعری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سبک شعر باباچاهی در آغاز از رمانتیسم اجتماعی و شعر نیمایی پیروی می‌کرد. اما در گذر زمان به شعر پسانیمایی تغییر یافت.[۱]

وی در دهه ۱۳۴۰ از منتقدان جدی جریان‌های شعری روز مانند جریان «شعر حجم» یا «موج نو» بود. اما بعدا تغییر نظر داد[۲]

او باور داشت که شعر حتی پس از خاموشی شاعر نیز به راه خود ادامه می‌دهد.[۲]

آثار درباره باباچاهی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در تابستان سال ۱۳۹۰ فیلم مستندی با عنوان این قیافهٔ مشکوک پیرامون شعر و حیات شعری علی باباچاهی به طراحی و کارگردانی وحید علیزاده رزّازی ساخته شد.[۱] در این فیلم، بیننده با آرا و عقاید چهره‌هایی هم‌چون هوشنگ چالنگی، مسعود بهنود، محمد محمدعلی، محمد قائد، مدیا کاشیگر، احمد پوری، فتح‌الله بی‌نیاز، فرخنده حاجی‌زاده، بهزاد خواجات، رضا عامری، اردشیر رستمی، علی عبداللهی، علیرضا مجابی و بابک صحرانورد دربارهٔ زوایای گوناگون شعری و شخصیتی باباچاهی آشنا می‌شو. وحید علیزاده رزّازی، کارگردان این پروژه دربارهٔ ساخته‌اش گفته است: «در این فیلم ۹۰ دقیقه‌ای کوشیده‌ایم که از قالب‌های رایج و مرسوم فیلم‌هایی از این دست تا حد امکان پرهیز کنیم و با ایجاد تنوع در فرم تصاویر و نورپردازی و همچنین خلق ایده‌ها و فضاهایی متناسب با احوالات شخصیت محوری فیلم، به بار سینمایی اثر در کنار جنبه‌های ادبی و شناخت‌نامه‌ای آن بیفزاییم. به عبارت دیگر سعی کرده‌ایم تا وضعیت دیگری از شعر و شخصیّت «شاعرِ وضعیت دیگر» را در تصویری تمام‌نما به مخاطب عرضه کنیم.»

او هم‌چنین دربارهٔ حضور چهره‌های ادبی و هنری در فیلم گفته است: «از ابتدا فهرست بلندبالایی از افراد مرتبط با حال و هوای شاعر را مدنظر داشتیم که با مشورت با آقای باباچاهی به همین نام‌هایی رسیدیم که هم‌اکنون در فیلم حاضرند. به‌غیر از آقایان محمد محمدعلی و مسعود بهنود که هر دو زحمت ضبط تصاویرشان را با دوربین‌های معمولی متقبل شدند و از خارج از کشور برایمان ارسال کردند، با باقی میهمانان در شهر تهران و کرج گفتگو کرده‌ایم.» این مستند ۹۰ دقیقه‌ای برای نخستین بار در مراسم بزرگداشت علی باباچاهی به نام «بزرگداشت این قیافهٔ مشکوک» در اسفند ۱۳۹۰ در تهران که به همت گروه ادبی مایا برگزار شد، به نمایش درآمد.

همچنین در ۱۳۹۳ مستندی با نام این هم یک شوخی بود درباره باباچاهی به کارگردانی محسن موسوی میرکلایی تهیه شد.[۲]

دیدگاه منتقدان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

منتقدان، نخستین کتاب شعر او در بی‌تکیه‌گاهی (۱۳۴۶) را عاطفی-تصویری با رویکردی اجتماعی، سرشار از اندوهی عمیق و خودشکنانه، میان شعارهای خطابی محافل سیاسی و سیلان ذهن انجمن‌های هنر برای هنر می‌دانند. به همین دلیل، با وجودی که شدیداً احساساتی و نوجوانانه بود و عمق و بُعدی نداشت مطلوب هر دو گروه افتاد و شهرت یافت و دهان به دهان گشت.[۵] او در مجموعهٔ دوم باباچاهی به نام جهان و روشنایی‌های غمناک (۱۳۴۹) همچنان همان روند شعری پیشین را دنبال کرد و این مجموعه نیز خطابی-تصویری، غرق در شدتِ عاطفی کم‌عمق، متأثر از فروغ فرخزاد و در جنونی شاعرانه در گردش باقی ماند.[۶] شعر او در مجموعهٔ سومش، از نسل آفتاب (۱۳۵۲) هم تغییری کیفی، مگر در وزن نیافت که ادامهٔ دست‌آوردهای فروغ فرخزاد و م. آزاد است. اوزانی منعطف و پُرکشش که تحولی در اوزان شعر نیمایی به سوی شعر سپیدند.[۷]

علی باباچاهی در مجموع حدود ۳۰ کتاب شعر و نقد منتشر کرد.[۲]

کتاب این کشتی پر اسرار اثر علی باباچاهی نخستین بار سال ۱۳۹۳ در نشر نگاه منتشر شد و در یکمین دوره جایزه شعر احمد شاملو به عنوان برگزیده معرفی شد.

نقد و بررسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تحقیق و تألیف

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

گفتگوها و مصاحبه‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

لوح فشرده (شعرخوانی)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ترجمهٔ آثار

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

دربارهٔ علی باباچاهی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 «علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی درگذشت». بی‌بی‌سی فارسی. ۴ اسفند ۱۴۰۴. دریافت‌شده در ۴ اسفند ۱۴۰۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 حسام محجوبی-روزنامه‌نگار (۵ اسفند ۱۴۰۴). «وقتی علیه علی باباچاهی شعار «دیکتاتور شتاب کن، اشعار ما را چاپ کن» سر دادند». بی‌بی‌سی فارسی.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. جمشید برزگر (۱۵ مرداد ۱۳۹۴). «سالگرد 'سفر مرگ'؛ اتوبوسی که دیگر حرکت نمی‌کند؟». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۴ اسفند ۱۴۰۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. «مروری بر قتلهای زنجیره‌ای پس از هفت سال: بخش سوم اتوبوس مرگ». رادیوفردا. ۳ آذر ۱۳۸۴. دریافت‌شده در ۲۵ تیر ۱۳۹۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. لنگرودی، شمس. «تاریخ تحلیلی شعر نو»، جلد ۳، صفحهٔ ۴۶۲.
  6. لنگرودی، شمس. «تاریخ تحلیلی شعر نو»، جلد ۴، صفحهٔ ۹۰–۹۵.
  7. لنگرودی، شمس. «تاریخ تحلیلی شعر نو»، جلد ۴، صفحهٔ ۳۴۹.
  8. «باباچاهی، علی. «سوغات بهار: یک شعر بلند برای کودکان و نوجوانان. تبریز: ابن‌سینا، ۱۳۳۷». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژانویه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰ مه ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]