مانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مانی
.
اطلاعات کلی
نام کامل مانی
نام‌های دیگر ماناگ، مانا
زاد روز ۲۱۶ میلادی
لقب پیامبر نقاش
محل تولد روستای مردینو در اطراف تیسفون
آئین گنوسی، الخسائی و مانوی
اهل تیسفون
محل زندگی تیسفون، بابل
آرامگاه جندی شاپور
ملیت ایرانی
سایر اطلاعات
شناخته شده پیامبری، عرفان، نقاشی
دوره اشکانیان و ساسانیان
پیشه عارف، نگارگر، نویسنده
مکتب ثنوی گنوسی
سال‌های فعالیت قرن سوم میلادی
آثار شاپورگان، رازان، ارژنگ، کوان، گنج زندگان، انجیل زنده
تاریخ مرگ ۲۷۶ میلادی
محل مرگ ایران
جندی شاپور
خانواده
نام پدر پاتیگ
نام مادر مریم کمسرگانی
همسر نداشت
فرزند نداشت

مانی، بنیانگذار و پیام آور آیین مانوی است که در چهاردهم آوریل سال ۲۱۶م[۱] در نزدیکی تیسفون زاده شد. مانی، از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی بابل در میان‌رودان (بخشی از عراق کنونی) که در آن زمان بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. نام پدرش پتگ و نام مادرش مریم بود. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت ولی بیش از ششصد سال است که منسوخ شده‌است. او از سوی برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد. اما مورد خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی قرار گرفت و سرانجام در زمان بهرام اول زندانی و کشته شد.

مانی که در اصل از نجبا بود و خود را مانند زرتشت، بودا و عیسی فرستاده خدا معرفی می‌کرد، برای تکمیل تعلیماتی که پیشینیان آورده بودند دینی جدید و عمومی را تبلیغ می‌نمود که مانند مسیحیت در آن به روی آدمیان از هر نژاد و با هر وضع، باز بود. عقاید آن نیز که از آیین‌های بابلی و ایرانی سیراب شده بود، تحت تأثیر بودایی و مسیحیت قرار گرفت.[۲] مانی رتبه شماره ۸۳ در سیاهه تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ، رده‌بندی شده توسط مایکل اچ هارت را دارد.[۳]


نام و تبار[ویرایش]

نقاشی تولد مانی

نگارش نام مانی در نوشته های پارسی میانه،‌پارتی ،‌سغدی ،‌ترکی باستان به گونه ی ((m(ʾ)r(y)، mʾny و همچنین با پیوستهایی در پایان نام، نوشته شده است. [۴] نام مانی در آن زمان نسبتاً متداول بوده است. در زبان سریانی به گونه ی "مانی حیا"، مانی زنده نوشته شده است که بازتاب آن در یونانی Μανιχαιος و در لاتین Manichaeus شده است. بیرونی نام مانی را نزد مسیحیان قوربیقوس پسر فتق می نویسد.[۵] بار کونای نیز نام وی را کورکابیوس و از شهر آبرومیا می داند. مادرش، مریم از خاندان کامسراگان با ادعای خویشاوندی با دودمان پادشاهی اشکانیان پارتی بود. پدر مانی، فاتک یا پاتیگ بود که او را از اهالی نهاوند از اتباع کنونی استان همدان برخی هم او را از اهالی ری می‌دانند. [۶]

زندگی[ویرایش]

اوایل زندگی[ویرایش]

پدر مانی، به بابل کوچ کرده بود و در تیسفون می زیست و به معبدی می رفت که ظاهراً به فرقه منجمین السبئيون تعلق داشت. بنابرگفته ی ابن ندیم،‌یک روزی ندایی شنید که فاتق گوشت نخور،‌شراب ننوش و از نکاح برحذر باش. او این ندا را در سه روز و هر بار سه مرتبه شنید. پس از آن به فرقه غسل تعمیدگرای مغتسله الخسائیه پیوست. درین فرقه گوشت خورده نمی شد و دیگر مناسک مذهبی موشکافانه انجام می شد:‌ختنه توحید و رد پیشگویی و منجمی. آتش ابزار شیطانی دنیای باستان دانسته می شد و آب مرکز تقدیس بود.

ابن ندیم می نویسد که مانی پای کجی داشت.زمانی‌که مانی چهار ساله بود(کدکس) به پدرش پیوست و درمیان مغتسله بزرگ شد. بر طبق زندگینامه نوشته شده او در نسخه‌های خطی مانوی کلن او را فرشته های روشنی تا سن بلوغ نگهداری می کردند. در سن دوازده سالگی، مانی نخستین وحی و مکاشفه خود را داشت که فرشته ای به نام التوم(سریانی) suzugos (یونانی), نرجمیگ (پارسی میانه) با او سخن گفت و از او خواست که فرقه مغتسله را رها کند و بر او رازهایی را آشکار کرد. بیرونی تاریخ این مکاشفه را در ۱۳ سالگی مانی ودر سال ۵۳۹ سلوکی که مطابق با دومین سال پادشاهی اردشیر است نوشته است.[۷]

از اولین مکاشفه تا بعثت در ۲۴ سالگی[ویرایش]

مانی جوانی اش را در میان مغتسله سپری کرد و اغلب درباره اعمال ایشان در مباحثه و مخالفت بود. به ویژه آنکه وی سود تغسیل دادن غذا را برای کمینه کردن اثرات سو آن بر روی تن و ساخت مواد زاید،‌به چالش می کشید (کدکس ۸۴-۸۵). از همین روی، وی نشان داد که تن را نمی توان با آب طهارت داد. در نوشته های مانی طهارت و خلوص تنی که عیسی بدان اشاره می کند در دانستن تمییز و تفکیک نور از ظلمت و حیات از ممات است. (کدکس ۹۶-۹۷) مخالفانش به وی تهمت ضدمسیح بودن و پیامبر دروغین زدند. انجمنی از بزرگان تشکیل شد و از پاتک مواخذه کردند که چرا مانی از پیروی آداب سربازمی زند. پاتک گفت بروید و از خود مانی بپرسید. مانی در پاسخ گفت که تعلمیات آنها منطبق برآنچه عیسی گفته نیست. از الخسای، سرفرقه مغتسله نقل قول کرد که در مکاشفه ای صدای آب را شنیده که می نالیده است از غسل های مدام که آزارش می دهند،‌زمین می گفته که شخم آزار می رساندش و نان می گفته پخته شدن آزارش می دهد. ازین رو غسل وشخم را متوقف کرده و پیروانش را دستور داده نان نپزند. (کدکس ۹۶-۹۷)

از ۲۴ سالگی تا حبس[ویرایش]

مانی تا ۱۲ سال مکاشفاتش را پنهان نگاه داشت اما هنگامی که به ۲۴ سالگی رسید التوم به او گفت که زمان ابلاغ و اعلان رسیده تا انجیل راستین اعلام شود. این مکاشفه در کدکس اینچنین نوشته شده است :‌ هنگامیکه مانی ۲۴ ساله بود و در همان سال که اردشیر بر هترا تاخت و شاپور تاج شاهی بر سرنهاد در ماه برموده و روز هشتم ماه قمری، خداوند او را مامور ساخت. روزی که مانی رسالت خود را آشکار ساخت را ابن ندیم همان روز تاجگزاری شاپور در یکشنبه اول نیسان وقتی خورشید در برج حمل بود و در سال ۵۵۱ سلوکی مطابق با ۱۲ آوریل ۲۴۰ میلادی می نویسد. دو تن از پیروانش :‌شمعون و زاکو و پدرش با او همراه بودند. او چنین موعظه کرد که فارقلیط ظهور کرده است و او همان فارقلیط و خاتم پیامبران است. (بیرونی)

او سپس به سفر پرداخت به سوی خاور روانه شد. او سفرهای دور و درازی به ایران، هندوستان باختری و شمال خاوری ایران کرد و به تبلیغ دینش پرداخت. پس از مرگ اردشیر، به همراه یاران خود به پارس بازگشت و پیروز برادر شاپور اول را به آیین خود درآورد.

تبشیر رسالت[ویرایش]

گرچه پیروان آیین مانی کمتر از زرتشتیان بودند، برای نمونه، مانی‌گرایان از پشتیبانی اشخاص بلندرتبه سیاسی برخوردار شدند و به یاری شاهنشاهی ساسانی، مانی می‌توانست فرستادگان فراوانی به دیگر بخش‌های جهان بفرستد.

نخستین فرستاده مانی به امپراتوری کوشانیان در باختری در افغانستان کنونی بود (چنانچه نقش‌های فراوان دینی در بامیان در توصیف اویند)، جایی که باور بر آن است که برای مدت زمانی زندگی کرده و به آموزش پرداخته‌است. گفته می‌شود که به سمت درهٔ ایندوس در هندوستان در ۲۴۰ یا ۲۴۱ پس از میلاد با کشتی حرکت کرده‌است و پادشاه بودایی: توران شاه هندوستان را به آیین خود درآورده‌است. در آن زمان است که به نظر می‌رسد اثرات گوناگونی از بودایی‌گری به مانوی‌گری سرایت کرده‌است:"نفوذ بودایی‌گری بر ساخت اندیشه دینی مانی قابل توجه است. حلول ارواح، باور مانی‌گران شد و ساختار چهار جانبهٔ اجتماع مانوی، میان راهبان مرد و زن، (گزیدگان) و پیروان غیر روحانی (نیوشندگان) که ایشان را پشتیبانی می‌کردند، تقسیم گردید، که به نظر می‌رسد این هم بر پایه سنگ‌های بوداییان باشد.

کشته شدن[ویرایش]

پس از شکست در برابر بردن هواداری نسل بعدی و مرتد اعلام شدن او توسط موبدان زرتشتی، گزارش شده‌است که مانی در زندان در انتظار فرمان اعدام شاهنشاه ایران، بهرام اول، در گذشت. در حالی که در شرح‌های دیگر، مرگ او را کندن پوست یا بریدن سر وی اعلام می‌کنند؛ و البته در گفتارهای میان زرتشتیان طرفدار مانی از زمان تنسر، مانی با گذاشتن نوعی نقاشی از خود که جابجا می‌شد و تغییر می‌کرد (انیمیشن) از زندان گریخت. کرتیر برای اثبات مرگ مانی سر یکی از نگاهبان‌ها که شبیه مانی بود را بر تیری در گندی شاپور زد.اطلاعات از دوران آخر زندگی او، فقط محدود به چند روز آخر است.[۸] مانی را بهرام اول در حدود ۲۷۳ میلادی دستگیر کرد.[۹] بهرام دستور می‌دهد مانی را زنجیر کنند. سه زنجیر به دست‌هایش، سه زنجیر به پاهایش و یکی هم به دور گردنش بسته می‌شود.[۱۰] بهرام دستور می‌دهد مانی را بکشند و پوست او را به کاه انباشته کنند و بر یکی از دروازه‌های شهر جندی‌شاپور آویزان کنند و همچنین دستور می‌دهد پیروان او را از ایرانشهر برانند.[۱۱]

خبر فوت مانی به سرعت در شهر گندی شاپور (بیت لاباط) پخش شد. مردم دسته دسته جمع شدند. بهرام شاه فرمان داد تا مَشعَل فروزانی را در جسدش فرو برند تا مطمئن شود که رهبر مذهبی منفور، واقعاً مرده‌است. بعد جسد را قطعه قطعه کردند و سر جدا شده را به دروازه بیت لاباط آویختند و باقیمانده جسد را پیروانش در تیسفون به خاک سپردند.[۱۲]

سالشمار[ویرایش]

آیین مانی[ویرایش]

نقشه جغرافیایی پراکندگی دین مانی

عرفان مانوی ریشه در کیش گنوسی دارد و شناخت، خودآگاهی و خرد مهم‌ترین ویژگی کیش مانوی است. به همین سبب مانی جهان شناختی گسترده و ژرف داشت. جهان‌شناسی او هر چند با اساطیر درآمیخته بود، اما ساختار پیچیده و ژرفی داشت و متکی به اخترشناسی و دانش‌های دیگر بود.[۱۵] در نگره مانوی همان اندازه که روح والاست، تن فاسد، اهریمنی، حقیر و پلشت است.[۱۶]

یکی از بارزترین باورهای مانویان، باور به سمسارا - به معنی تناسخ - است، یعنی روان‌هایی که هنوز از رده نیوشایان به رده برگزیدگان ارتقاء نیافته‌اند، محکومند آنقدر در دنیای مادی از جسمی به جسم دیگر منتقل شوند تا به مرحله برگزیدگی یا بالاتر برسند.[۱۷]

بنیاد این دین بر مخالفت بین نور و ظلمت -و به عبارت دیگر بین خیر و شر- نهاده شده‌است. از این دو عنصر -که همواره در حال ستیزه اند- جهان پدید آمده‌است. در انسان روان نورانی و تن ظلمانی است، و سراسر اخلاق مانوی در اطراف رهایی روان از تن دور می‌زند.[۱۸]

نوشته‌های مانی[ویرایش]

بخش نخستین یکی از نوشته‌های مانی: «دینی که من گزیدم از دین پیشینیان به ده چیز بهتر و برتر است.»[۱۹]

مانی که در میان پیروان فرقه‌های گنوسی بابل و به دور از مادر پرورش یافته بود زبان دینی ایشان یعنی سریانی را کاملاً می‌دانست. او به دنبال دین‌آوری آثار بسیار زیادی را به رشته تحریر درآورد که عمدتاً به زبان سریانی بودند. بعدها این آثار به دیگر زبان‌های منطقه نیز ترجمه شد. همچنین مانی یک اثر بنام شاپورگان به زبان فارسی میانه و یک کتاب نقاشی بدون متن و شرح بنام ارژنگ داشته‌است. آثار مانی به شرح زیر است:

نام فارسی میانه این اثر اونگلیون (ewangelyon) است. در منابع عربی از آن با عنوان انجیل یاد شده‌است. ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می‌نویسد که کتاب انجیل دارای بیست و دو فصل است که هر فصلی از آن با یکی از حروف آرامی به ترتیب ابجدی شروع می‌شود. یعقوبی مورخ اسلامی در این مورد می‌نویسد که کتاب انجیل «نماز و آنچه برای نجات روح باید انجام داد» نوشته شده‌است.[۲۰]

ابن ندیم از آن به عنوان «سفرالاحیاء» و بیرونی و یعقوبی آن را «کنزالاحیاء» یاد کرده‌اند. در متون پارسی میانه مانوی عنوان آن «نیان زندگی» به معنی گنج زندگانی است. در این کتاب مانی به توصیف نور و ظلمت و چگونگی پیدایش آنان و جداسازی این دوازدهم پرداخته‌است و کارهای پست را به تاریکی و کارهای نیک را به روشنی نسبت می‌دهد.[۲۱]

نامه‌های از مانی به شخصیت‌های گوناگون در دست است که در متون اسلامی و از آن جمله ابن ندیم نیز به آن اشاره کرده‌است. اصل این نامه‌ها در متون گوناگون پارسی و عربی و سغدی به جای مانده‌است. متن این نامه‌ها دربر گیرنده مواعظ و اندرز و سخنان حکیمانه از مانی است و بسیار کوتاه و جذاب نوشته شده‌است. ابن ندیم فهرستی از عنوان‌های ۷۷ نامه مانی را به رهبران جوامع مانوی در شهرهای گوناگون آورده‌است.[۲۲]

ابن ندیم نام این کتاب را سفرالاسرا ثبت کرده‌است. از فصول کتاب که ابن ندیم آن را نقل کرده‌است بر می‌آید که دربارهٔ پیامبران پیشین بحث شده‌است. مسعودی از آن با عنوان «سفرالاسفار» یا «سفرالاسرار» یاد کرده‌است. بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند مطالبی از آن دربارهٔ تناسخ نقل کرده‌است و با توجه به اینکه مسعودی نیز از «دیصانیه» در این نوشته یاد کرده‌است می‌توان نتیجه گرفت که متن کتاب رازها پیرامون اندیشه‌های دینی پیشینیان بوده‌است؛ و برای بررسی تاریخ ادیان می‌توان مورد استفاده قرار گیرد.[۲۳]

مانی این کتاب را به نام شاپور ساسانی پرداخته و نوشته‌است و در آن مطالب مربوط به مبدأ و معاد را نوشته‌است. از درونمایه کتاب‌های گوناگون که دربارهٔ کتاب شاپورگان نوشته‌اند برمی آید که این کتاب مشتمل بر مطالبی در شرح زندگی مانی، چگونگی نزول وحی بر او، اصول عقاید، تکوین جهانی و سرانجام آن بوده‌است. کتاب شاپورگان در سده سوم به زبان فارسی میانه نوشته شده‌است و از معدود نوشته‌های مانی است که به غیر از زبان آرامی نوشته شده‌است.[۲۴]

یکی از کتاب‌های پرآوازه مانی که به صورت نقاشی بوده‌است ارژنگ نام دارد. در زبان پارتی از آن به عنوان «آردهَنگ» یاد شده‌است و در پارسی «ارتنگ» نیز آمده‌است. این اثر شامل نقاشیهایی بوده‌است که به وسیله آن دو جهان روشنی و تاریکی و ساخت جهان کنونی به نمایش درآمده بود. این متن تا سده پنجم هجری وجود داشته‌است.[۲۵]

تصویرهای مانی[ویرایش]

نقاش مانی با پادشاه بورامام گور (بهرام) که نقاشی خود را ارائه می‌دهد. نقاشی قرن شانزدهم توسط علی شیر نوائی، شاکرخیا (تاشکند).

اگر به جستجوی تصویرهای مانی بپردازیم، بهترین نمونه را در نوعی بلورینه‌های آتشفشانی حکاکی شده‌ای خواهیم یافت که در کتابخانهٔ ملی پاریس موجود است. این بلورینه‌ها مانی را به صورت مردی با ریش بلند و بی‌پوشش سر نشان می‌دهد که بر آنها به خط سریانی نوشته شد:

['m]'ny šlyh' dyyšw' mšy[ḥ']

یعنی «مانی فرستادهٔ عیسی مسیح».[۲۶]

از نمونه‌های دیگر، تصویرهای دیواری روحانی گمنامی است با لباس رسمی، همراه با روحانیان دیگر در خرچو؛ و یک تصویر احتمالی مانی بر روی سکه‌های چراکنی که قابلیت شناسایی چندانی ندارد. توصیفی از وضع ظاهری مانی، که شاید چندان غیرتاریخی نباشد در آکتای آرخلای منتشر شده‌است.[۲۷]

تصویری که اولدنبورگ از مانی ارائه کرده، و بیش از هفتاد سال است که حفظ شده، مانی را آنگونه نشان می‌دهد، که در تورفان مجسم شده‌است. به استناد واژهٔ نادر اما صحیح hrstg، در اصالت این سند مطلقاً نباید تردید کرد.[۲۸]

دین مانی پس از مرگ وی[ویرایش]

نظر بر این است که پیروان مانی تلاش بسیاری برای مشمول کردن همه آیین‌های دینی شناخته شده کردند؛ در نتیجه بسیاری از رسائل ساختگی مسیحی را از جمله: اعمال توماس را حفظ کردند که در غیر این صورت امکان داشت از میان برود. مانی مایل بود که خود را به عنوان «حواری عیسی مسیح» تشریح کند، اما کلیسای ارتدکس او را مرتد خواند.

برخی خرده‌نوشته‌های یک کتاب مانی‌گرایی می‌آورد که در سال ۸۰۳ پس از میلاد خان سلطنت ایغوریان به تورفان می‌رود و سه دادرس مانی‌گرا را برای ادای احترام به یک روحانی ارشد مانی در بمبئی می‌فرستند. یک سرود مانی‌گرا از سده ۸ میلادی در تورفان نوشته شده در پارسی میانه می‌آورد که بیشتر خویشاوندان خان دوست‌دار آیین مانی بودند. بیشتر نوشته‌های مانوی که در تورفان پیدا شده‌اند، به خط مانوی و به زبان‌های ایرانی رایج یعنی پارسی میانه، پارتی و به ویژه سغدی می‌باشند. این نوشتارها اثبات می‌کند که سغد (شمال خاور ایران) مرکز بسیار مهم مانی‌گرایی در آغاز دوران میانی بوده‌است و شاید هم که بازرگانان سغدی بوده‌اند که این آیین را به آسیای مرکزی و چین گسترش دادند.

در آغاز سده دهم میلادی، اویغور امپراتوری نیرومندی را تحت اثر بوداییگری پدیدمی‌آورد و برخی از پرستش‌گاه‌های مانی‌گرایان را به صومعه‌های بودایی تبدیل می‌کند. با این حال، این حقیقت تاریخی را که اویغوریان مانی‌گرا بوده‌اند، نمی‌توان انکار کرد. مورّخ تازی (عرب) ابن ندیم می‌گوید: که اویغورخان همهٔ تلاش خود را برای برجسته کردن آیین مانی در قلمرو پادشاهی آسیای میانه (سامان) کرد. نوشتارهای چینی نیز ثبت کرده‌اند که روحانیان مانی‌گرا به چین آمدند و به بارگاه امپراتوری در سال ۸۳۴ میلادی باج پرداختند. فرستادهٔ خاندان سونگ به نام ونگ از پرستش‌گاه‌های مانی‌گرایان در گائوچنگ بازدید کرده‌است.

شواهد حاکی از آن‌اند که از محبوبیت مانی‌گرایان پس از سده ده میلادی در آسیای مرکزی به آهستگی کاسته شد. برخی پژوهشگران یافته‌اند که اندیشهٔ مانی‌گرایان زیرکانه بر باورهای مسیحی تأثیر داشته‌است، در بحث تضاد نیکی و بدی (خیر و شر) و شکل واضح شیطان. سبب این اثر تا حدودی آگوستین هیپو است که پس از مدت کمی که به آیین مانی گرویده بود، به مسیحیت روی آورد و نوشته‌های او هنوز هم در میان الهیات‌دانان کاتولیک، پرنفوذ و تأثیرگذارند. جالب است که میان مانی و محمد، پیامبر اسلام توازی بر قرار است. مانی ادعا می‌کرد که جانشین پیغمبرانی چون عیسی و دیگرانی که آموزه‌هایشان موضعاً یا به دست پیروانشان تحریف شده‌است، می‌باشد. مانی اظهار پیامبری کرد و هم‌چنین خود را منسوب به فارقلیط می‌دانست، عنوانی از انجیل به معنای کسی که تسلی می‌بخشد یا کسی که بر طرف ما میانجی‌گری می‌کند که بنابر رسم ارتودکسی خود شخص روح‌القدس بدین نام درک می‌شود و در دیدگاهی دیگر فارقلیط پیامبری است که از پس عیسی می‌آید و او را تصدیق می‌کند.

اما تناقضاتی در افکار مانی وجود دارد که چنین ادعاهایی را رد می‌کند:

  1. مانی در عین قبول داشتن نبوت عیسی مسیح، نبوت موسی را رد می‌کند در حالی که عیسی خود را ادامه دهندهٔ راه موسی می‌دانست.
  2. مانی در عین قبول داشتن عیسی مسیح، به جای توحید که از باورهای عیسی مسیح بود، به ثنویت (وجود دو خدای خیر و شر) معتقد بود که آن را از آیینی زروانی قرض گرفته بود.
  3. مانی در عین قبول داشتن عیسی مسیح، به تناسخ یا سمسارا معتقد بود در حالی که عیسی مسیح به معاد باور داشت.

با این تفاسیر او را نمی‌توان ادامه‌دهندهٔ راه عیسی مسیح و پیامبری پس از او دانست.

در آغاز قرن بیستم نوشته‌های بسیاری از پیروان مانی در پرستش‌گاه‌های مانوی (مانستانهای) مدفون در شن‌زارهای تورفان در چین پیدا شد که بخش بزرگی از آن‌ها در انستیتوی خاورشناسی برلین نگهداری می‌شوند. بخش‌هایی از این دست‌نوشته‌ها خوانده شده‌است و تلاش برای خواندن بقیه آن‌ها همچنان ادامه دارد. آن‌ها به زبان‌های گوناگون و به خط مانوی که از نوآوری‌های خود مانی بوده‌است، نوشته شده‌اند. بیشتر این نوشته‌ها به زبان فارسی میانه (پهلوی) و پهلوانیگ (پهلوی اشکانی) هستند. برگردان‌هایی قبطی از مصر و ترجمه‌هایی یونانی نیز از کتاب‌های مانی بر جای مانده‌است. ماجرای کشف آثار تورفان چنین است که در صحرای گوبی در آسیای مرکزی چندین شهر تمام در نتیجه توفان مخصوصی زیر شن رفته و مردم آن شهرها سرزمین خود را رها کرده و از آنجا رفتند و خانه‌های ایشان هم چنان در زیر شن ماند. از اواخر قرن نوزدهم میلادی برخی از مسافران متوجه شدند که کاغذ پاره‌هایی گاهی از زیر شنها بیرون می‌آید و بومیان برخی از آنها را به جای شیشه در و پنجره بکار می‌برند و خطوطی بر آن هست. انجمن جغرافیایی سن پطرزبورگ از سال ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۵ در آنجا حفریات علمی کرد و سه سال دکتر کلمنتز فرستاده فرهنگستان علوم روسیه دنباله کار را گرفت و سپس چند تن دیگر از دانشمندان روسی در آنجا کار کردند. جایی که در آن حفریات کردند در شمال تورفان یعنی در جایگاه شهریست که سابقاً به آن کوشان می‌گفتند و مردم محلی به آن «خوچو» و مردم چین به آن «کائو چانگ» می‌گفتند. پس از چندی دولت آلمان دسته‌ای از دانشمندان خود را سه بار پی در پی به آنجا فرستاد. در ۱۹۰۲ هیئتی به ریاست «گرونودل» با اعانه فرهنگستان علوم مونیخ در سال ۱۹۰۴ هیئت دیگری به ریاست «فن لو کوک» به سرپرستی فرهنگستان برلن و در ۱۹۰۵ هیئت سومی به ریاست گرونودل و عضویت فن لو کوک به آنجا رفتند. سرانجام هیئت دیگری از فرانسه به ریاست پول پلیو مأمور این کار شد و نتایج مهمتری بدست آمد. از آن جمله در غاری در "تون-هوانگ" یک جایگاه پنهانی کشف کردند و طومارهای خطی بسیار گرانبها در آن جا یافتند که اکنون در کتابخانه پاریس است. در میان اسنادی که بدست آمده تعدادی متون مانوی است که کارل زالمان دانشمند مشهور روسی و "ف.و.ک. مولر دانشمند آلمانی متون زبان دری آن و رادلف عالم روسی و فن لو کوک عالم آلمانی متون ترکی آنها را با رنج فراوان خوانده‌اند. در میان متنهای ترکی کتابی است دربارهٔ اعتراف به گناه در دین مانی که باستان‌شناس معروف مجار " سر اورل استاین" که بیشتر در هندوستان می‌زیسته به دست آورده و رادلف و فن لو کوک تدریجاً آن را خوانده‌اند این کتاب به" خواس توانیفت" معروف است. در میان طومارهایی که در توئن هوانگ بدست آورده‌اند و مسافران اروپایی نتوانسته‌اند با خود ببرند و دولت چین آنها را به پکن برده و در کتابخانه مخصوصی که در آنجا ترتیب داده گذارده‌است طومار بزرگی است که تقریباً کامل است و چیزی از آن از میان نرفته‌است. شاوان و پلیو دانشمندان فرانسوی پی برده‌اند که این طومار یکی از کتابهای مانوی است و تفسیر آنها در مجله آسیایی پاریس منتشر کرده‌اند. اسناد دیگری به زبان ترکی اویغوری و پارسی باستان و سغدی و چینی است.[۲۹]

در سال ۱۹۶۹ در مصر شمالی یک دست‌نوشته خطّی کهن یونانی متعلق به ۴۰۰ پس از میلاد پیدا شد و امروزه «نسخه مانی کلن» نامیده می‌شود چرا که در دانشگاه کلن نگهداری می‌شود. این نوشته، بازگویی زندگانی مانی و نمو روحانی به همراه آگاهی‌هایی دربارهٔ آموزه‌های دینی مانی و دربرگیرنده بخش‌هایی از انجیل زندهٔ او و نامهٔ او به ادسا می‌باشد. مانی خود را ناجی و حواری عیسی مسیح معرفی می‌کرد. در پاپیروس قبطی مانی‌گری قرن چهارم، مانی به عنوان فارقلیط - روح القدس و عیسای نوین شناخته می‌شود.

این دین تا سده ۱۴ میلادی زنده بود و سپس پیروان خود را زیر فشارهای گوناگون سیاسی و دینی از دست داد.

منبع‌شناسی برای زندگانی مانی[ویرایش]

منابع مطالعات مانوی‌شناسی توسط مانوی‌ها و غیرمانوی‌ها با تخلیص توسط زوندرمان جمع‌آوری شده‌است.[۳۰]

منابع غیرمانوی[ویرایش]

مهمترین منبع دربارهٔ مانوی‌ها، رساله‌های جدلی است که نویسندگان مسیحی نوشته‌اند، مخصوصاً رساله‌های تیتوس بُسترایی Titus de Bostra و سنت اگوستین Saint Augustin و رساله موسوم به Acta Archelai و دعاهای استغفار، که به زبان‌های یونانی و لاتینی نوشته شده و مانویانی را که از دین خود برمی‌گشتند، مجبور به تلاوت و تکرار آنها می‌کردند، رساله در فلسفه افلاطونی جدید تألیف اسکندر لوکوپولیسی، دیگر صدوسی و سومین رساله تبینیه سریانیان تألیف سور انطاکی و کتاب کشیش سریانی موسوم به تئودو برکونائی. مطالبت این کتاب و شرح مبسوطی که در الفهرست ابن ندیم مندرج است، قرن‌ها منبع عمده تحقیق راجع به عقاید مانوی‌ها در خصوص مبدأ آفرینش بوده‌است، کتب عربی دیگر هم مخصوصاً آثارالباقیه بیرونی حاوی مطالب مهمه است.[۳۱]

منابع اسلامی عربی و فارسی نو توسط تقی‌زاده و شیرازی در ۱۹۵۶–۵۷ جمع‌آوری شد. (که به‌طور خلاصه توسط زوندرمن در کتابش آمده‌است). مهمترین اطلاعات دربارهٔ مانی در گزارش‌های عربی دو دانش‌پژوه مسلمان، ابن ندیم (حیات مانی) و ابوریحان بیرونی (زیست‌نامه) داده شده‌است.[۳۰]

منابع مانوی[ویرایش]

تحقیقات معاصر[ویرایش]

تحقیقات معاصر در زمینه مانوی‌شناسی عبارتند از:

  • دوبروسو، تاریخ انتقادی مانی و مانویت
  • بور، دیانت مانوی
  • فلوگل خلاصه الفهرست را با شرح مبسوط و ترجمه آلمانی آن در رساله موسوم به «مانی و تعلیمات و آثارش» منتشر کرد
  • کسلر در ۱۸۸۹ رساله جدیدی تحت عنوان «مانی و تحقیقات دربارهٔ دیانت او» نوشت ولی ناتمام ماند
  • کومُن تحقیقی در باب مبدأ آفرینش جهان به اعتقاد مانویه نگاشت و آن را «تحقیق در باب مانویت» نام نهاد. مبنای تحقیق او خلاصه کتاب تئودر برکونائی بود، که ده سال قبل از آن توسط پونیون به چاپ رسیده بود (ضمیمه کتاب «کتیبه‌های ماندائی جامهای خوابیر Khouabir")[۳۲]

در قرن بیستم هیئت‌های بزرگ علمی آلمانی و فرانسوی و انگلیسی در ترکستان و چین عده زیادی از قطعات مانوی را به زبان‌های پهلوی (لهجه شمالی و جنوب غربی) و سغدی و اویغوری و چینی به دست آوردند که قسمت بزرگی از آنها طبع و نشر شده‌است. مهمترین آثار جدید عبارتند از:

  • مولر، بقایای آثار خطی به خط استرانجلو مکشوفه در تورفان، ج ۱ و ۲، گزارش و رساله آکادمی پروس، ۱۹۰۴
  • ورقی از یک کتاب سرود مانوی، گزارش آکادمی پروس؛
  • زالمان، مطالعات مانویه از رسالات آکادمی سن‌پترسبورگ، ۱۹۰۸
  • مانیکائیکا Manichaica در ۵ جزوه (بولتن آکادمی سن‌پترسبورگ ۱۹۰۷–۱۹۱۳)
  • رساله‌هایی از آندره‌آس تحت عنوان آثار مانوی به زبان‌های ایرانی میانه که توسط هنینگ پس از مرگ آندره‌آ در ۳ قسمت انتشار یافته‌است (گزارش آکادمی پروس ۱۹۳۲، ۱۹۳۳، ۱۹۳۴)
  • هنینگ، یک سرود مانوی دربارهٔ آفرینش
  • هنینگ، تولد و پیدایش انسان نخستین مانوی
  • هنینگ یک کتاب هنوخ مانوی (گزارش آکادمی پروس، ۱۹۳۴)؛
  • یک کتاب دعا و اعتراف مانوی، رساله‌های آکادمی پروس ۱۹۳۶
  • فون لوکوک آثار مانوی ترکی خوچو در ۳ جزوه (رسالات آکادمی پروس، ۱۹۱۱، ۱۹۱۹، ۱۹۲۲)
  • اشتاین، خواستونیفت ترکی مکتشفه در تون هوانگ (مجله پادشاهی، ۱۹۱۱).
  • شاوان و پلیو، یک رساله مانوی مکتشفه در چین (مجله آسیایی، ۱۹۱۱)
  • قطعات کوچکتر از آثار مانوی توسط مولر و لوکوک و بانگ W. Bang و پلیو منتشر شده‌است.[۳۳]

پانویس[ویرایش]

  1. بررسی ادبیات مانوی مری بویس ترجمه امید بهبهانی ابوالحسن تهامی ص ۱۱
  2. گیرشمن، رومن. تاریخ ایران از آغاز تا اسلام. تهران: سپهر ادب، 191. 319. 
  3. Religion of History's 100 Most Influential People
  4. دانشنامه ایرانیکا سرواژه mani founder manichesim
  5. (اثار باقیه فصل هشتم ص ۳۰۹)
  6. بررسی ادبیات مانوی،‌ مری بویس ص ۱۱
  7. Prods Oktor Skjærvø An Introduction to Manicheism
  8. ویدن‌گرن، مانی، 53.
  9. اقبال آشتیانی، خدمات ایرانیان بتمدن عالم (6)، 444.
  10. ویدن‌گرن، مانی، 59.
  11. اقبال آشتیانی، خدمات ایرانیان بتمدن عالم (6)، 444.
  12. ویدن‌گرن، مانی، 59-60.
  13. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  14. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  15. ابوالقاسم اسماعیل پور، اسطوره آفرینش در آیین مانی، انتشارات کاروان صفحهٔ ۲۳
  16. ابوالقاسم اسماعیل پور، اسطوره آفرینش در آیین مانی، انتشارات کاروان صفحهٔ ۲۹
  17. مهری باقری ادیان ایران باستان
  18. گیرشمن، رومن. تاریخ ایران از آغاز تا اسلام. تهران: سپهر ادب، 1391. 320. 
  19. TITUS Texts: Manichaean Reader (arr. by texts): Frame
  20. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  21. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  22. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  23. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  24. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  25. بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام- دکتر محمدباقر وثوقی- انتشارات دانشگاه پیام نور
  26. زوندرمان، تصویری نادیده از مانی، 100.
  27. زوندرمان، تصویری نادیده از مانی، 100.
  28. زوندرمان، تصویری نادیده از مانی، 100.
  29. سرچشمه تصوف در ایران، سعید نفیسی، چاپ فروغی،1343، صص 90-93
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Sundermann، MANI.
  31. کریستین‌سن، ایران در زمان ساسانیان، 132.
  32. کریستین‌سن، ایران در زمان ساسانیان، 132.
  33. کریستین‌سن، ایران در زمان ساسانیان، 132.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]