یحیی برمکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

یحیی برمکی یا یحیی بن خالد (مرگ ۸۰۶ میلادی) پسر خالد بن برمک از برمکیان بود که در دستگاه خلافت عباسی دارای نفوذ بود. وی در سال ۷۸۶ میلادی توسط هارون‌الرشید به عنوان وزیر اعظم انتخاب گردید.

زندگی[ویرایش]

وی در زمان خلافت یزید و در سال ۱۱۵ خورشیدی متولد گردید.

در سال ۱۵۳ خ. به حکومت آذربایجان و سپس ارمنستان منصوب شد و بعداً از طرف مهدی (خلیفه)، مدت ۵ سال معلم فرزند او هارون الرشید بود.

یحیی به همراه پدرش خالد بن برمک در جنگ سمالو حضور داشت و فرماندهی سپاه را به همراه پدرش و علی‌رغم حضور هارون‌الرشید به عهده داشت. این جنگ منجر به پیروزی مسلمانان شد. زمانیکه هارون حکومت آذربایجان را داشت یحیی رییس دیوان رسالت وی بود.

وی چهار پسر به نامهای محمد، امیر موسی، فضل و جعفر داشت.[۱]

حکومت[ویرایش]

در دوران حکومت اعراب، خلافت هیچگاه به ثروت و نعمت دوران هارون‌الرشید نرسید و وصول مالیاتها به نظم و ترتیب آن دوران نبود. سیاست اداره امپراطوری عرب بر اساس تلاش و کار و آزادی و ذکاوت استوار بود که توسط برمکیان نعیین می‌گردید. عده زیادی از حکام، درباریان، قضات، هنرمندان و علما از ایرانیان بودند. اشراف عرب اعتبار و آقایی خود را از دست داده بودند و بجز احترام ظاهری چیزی برایشان نمانده بود، زرتشتیان و مسیحیان نیز در دربار خلافت اعتبار پیدا کرده بودند. هارون‌الرشید مانند شاهان ایران زمین ابهت خاصی یافته بود. آنها سیستم اداری ایران زمین را الگوی خود قرار داده و عید نوروز را جشن می‌گرفتند.

هفتاد و هشت سال روزگار بر نهاده است و در شام می گذرانیده و پنجاه و چهار سال حکمرانی کرده است سال یکصد و سی و دوم هجری وفات نموده است که آغاز بنی عباسیان باشد.[۲]

بعداز وفات مهدی (خلیفه)، طغیانی در بغداد روی داد و خیزران مادر هارون‌الرشید، یحیی را مامور مهار شورش نمود. او حقوق معوقه سربازان را پرداخت و مقدمات ورود خلیفه جدید هادی (خلیفه) را به بغداد فراهم نمود و هارون بنا به صلاحدید یحیی، نامه‌ای محبت آمیز به خلیفه جدید نوشته و علایم خلافت را برای وی فرستاد.

به دنبال ماجرای ولیعهدی جعفر بن مهدی (خلیفه) و رد بیعت آن از طرف یحیی، هادی (خلیفه)، یحیی و هارون‌الرشید را محبوس کرده و تصمیم به قتل یحیی و تحت فشار قراردادن هارون گرفت. شبی که قرار بود یحیی کشته شود خلیفه درگذشت.

با مرگ هادی، هارون به خلافت رسید و یحیی را به وزیر تعیین کرد و به وی عنوان امام داد. همچنین فضل برمکی را به سمت وزارت سرای و حرم برگزید. در زمان خلافت هارون قدرت اصلی بدست یحیی و خیزران مادر هارون‌الرشید بود و این دو روابط بسیار خوبی داشتند.

بعد از مرگ خیزران در سال ۱۶۸ خ. یحیی حکمران اصلی دربار خلافت بودو پسرش فضل نیز وی را همراهی می‌کرد؛ و بعداً دیگر جعفر به وزرات هارون‌الرشید منصوب شد.

دو پسر دیگر یحیی، موسی و محمد به وزارت نرسیدند ولی خود و اولادشان عنوان امیری گرفتند. در سال ۱۷۱ خ. موسی پسر یحیی به جای موسی بن عیسی که بدست نزاری‌ها (قبایل اعراب شمالی) کشته شد به حکومت شام رسید و محمد که رابطه دوستانه با هارون داشته در دربار وی به مقام والائی رسید و حاجب دربار بوده است. طبری می‌نویسد «هارون تمامی اختیارات را به یحیی تفویض نمود و او رئیس‌الاطلاق امپراتوری شد.»

یحیی پس از سقوط برمکیان در زندان ماند تا آنکه در سال ۱۹۰ قمری در گذشت. در لباس وی مکتوبی که به خط خودش بود پیدا کردند که نوشته بود:[۳]

مدعی قبلاً رفت و مدعی علیه نیز خواهدآمد قاضی و حاکم عادل و دادخواهی است که ستم نخواهد کرد و به بینه محتاج نیست.

به محض اینکه این نوشته را به هارون‌الرشید دادند تمام آن روز گریان بود و تا مدتی آثار حزن و اندوه بر چهره اش آشکار بود. جهشیادی می‌نویسد:

هارون از کرده خود دربارهٔ برامکه پشیمان گردید.

اخلاق و منش[ویرایش]

یحیی فردی عالم بود و در جلسات مباحثات علما شرکت می‌نمود. همچنین شعرا و موسیقی دانها را با سخاوت و بزرگواری خود مورد حمایت قرار می‌داد.

مامون عباسی درباره یحیی و پسرانش گفته است:

«این پدر و پسران در عصر خویش در شجاعت و کفایت و سخاوت بینظیر بوده‌اند»

نویسنده آثارالشیعه چنین بیان می‌کند، از یحیی پرسیدند کمترین چیزها کدام است؟ جواب داد:

«قناعت شخص با همت به زندگی پست. دوست پرزحمت کم فایده و سکوت خاطر در موقع مدح»

همچنین از وی پرسیدند معنی کرم وجود چیست؟ گفت:

کرم پادشاهی است که در سلک رعایا زیست کند و بخشش درحال توانائی جود واقعی است» سخن دیگری از وی روایت است که می‌گوید: «مواعید دام بزرگان است که آزادگان را بدان صید می‌نماید.

بذل و بخشش یحیی و فرزندانش شهره عام و خاص بود. وی هر وقت از خانه بیرون می‌آمد کیسه‌های متعدد که هریک حاوی ۲۰۰ درهم بود با خود بهمراه داشت تا در طول مسیر خود به مردم بخشش کند. یحیی به همان اندازه که بذل و بخشش می‌نمود قناعت و پاکدامنی نیز داشت. وی زمانی که به دوران پیری خود رسید تصمیم گرفت به مکه رفته و باقی عمر را به عبادت مشغول شود ولی هارون‌الرشید نپذیرفت.

خدمات[ویرایش]

یحیی برمکی در شهر ری نیز یک کارخانه بزرگ کاغذسازی و یک بیمارستان تاسیس نمود که تا آغاز قرن پنجم هجری دایر بود.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]