عبدالرزاق لاهیجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از فیاض لاهیجی)
پرش به: ناوبری، جستجو
فیاض لاهیجی
ملاعبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی
زادروز قرن یازدهم
لاهیجان
درگذشت ۱۰۷۲ق
قم
محل زندگی قم
شناخته‌شده برای فلسفه و کلام
دین اسلام
مذهب شیعه امامیه
آثار گوهر مراد،سرمایه ایمان، شوارق الالهام
خویشاوندان ملاصدرا، فیض کاشانی، میرزا حسن لاهیجی

ملاعبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (م۱۰۷۲ق) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تالیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام.

اگرچه او شاگرد و داماد ملاصدرا بوده است، اما تحت تأثیر اندیشه مشاء و ابن سینا است. کتاب‎های کلامی او، رنگ و بوی فلسفی و عرفانی دارد. فرزندش حسن از مهمترین شاگردان او بود.

زندگینامه[ویرایش]

تولد[ویرایش]

اگرچه لاهیجی از جهت علمی سرشناس است، اما درباره زندگی وی اطلاعاتی اندک در دست است. زمان و مکان تولد وی، مشخص نیست.[۱] اما بنابر برخی نقل‌ها، وی در شیخانور لاهیجان[۲] یا لاهنج[۳] از شهرهای گیلان متولد شده است و پس از آن در قم اقامت گزیده است.[۴] به دلیل اقامت وی در قم، برخی او را «قمی» خوانده‌اند.[۵]

اقامت در قم[ویرایش]

وی بیشتر عمر خود را در قم سپری کرده است، از برخی اشعار او برمی‌آید که مسافرت‌هایی نیز به نجف، مشهد، تبریز، شیراز و احتمالاً کاشان و اصفهان داشته است.[۶]

همسر[ویرایش]

او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌برد.[۷]ملاصدرا به وی لقب «فیاض» را داد. دختر ملاصدرا و همسر لاهیجی، ام‎کلثوم (۱۰۱۹-۱۰۹۰ق) نام داشت. زنی فرهیخته و فاضله بود که علوم حِکمی را نزد پدر و همسرش آموخت و گاه در مجالس علما شرکت می‌کرد و با آنان مباحثه می‌کرد.[۸]

فرزندان[ویرایش]

  1. میرزا حسن لاهیجی (۱۰۴۵-۱۱۲۱ق) معروف به کاشفی که بزرگترین فرزند فیاض و وارث مکتب و جانشین وی در تدریس علوم عقلی بوده و از وی آثار فلسفی و کلامی مهمی به زبان فارسی همچون شمع الیقین، آینه دین و آینه حکمت بر جای مانده است.
  2. ملامحمدباقر (زنده در ۱۰۸۳ق)؛ حکیم، متکلم و محدث بوده است.[۹] در عقلیات شاگرد پدر و در نقلیات شاگرد برادرش میرزا حسن بود.[۱۰] بنا به نقل آقابزرگ طهرانی در شاه جهان آباد هند ساکن بوده و تدریس می‌کرده است. کتاب بصائر الدرجات را همانجا ترجمه است.[۱۱]
  3. میرزا ابراهیم؛ مؤلف کتاب القواعد الحکمیة و الکلامیة.[۱۲] از وی اطلاع دیگری در دست نیست.[۱۳]

وفات[ویرایش]

در زمان وفات او نیز اختلاف است. بعضی وفاتش را در ۱۰۵۱ق یعنی یکسال پس از وفات ملاصدرا میدانند.[۱۴] بعضی دیگر مانند شیخ آقا بزرگ طهرانی، وفات او را در سال ۱۰۷۲ق ذکر کرده، تاریخ اول را اشتباه دانسته‌اند؛ زیرا از یک سو فیاض گوهر مراد را به شاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ق) اهدا کرده است و طبق نظر نخست، شاه عباس یک سال بعد از مرگ حکیم به سلطنت میرسد و در این صورت، اهدای کتاب به عنوان سلطان، به او، ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر وی سرمایه ایمان را در سال ۱۰۵۷ نگاشته است و از این جهت نمی‌توان تاریخ ۱۰۵۱ درست باشد.[۱۵]وی در شهر قم درگذشت و مقبره وی در حرم حضرت معصومه است.[۱۶]

تحصیلات[ویرایش]

اساتید[ویرایش]

  • ملاصدرا؛ فیاض لاهیجی از شاگردان برجسته صدرالمتألهین شیرازی بود. وی هنگام اقامت ملاصدرا در قم، نزد وی تلمذ کرده است. از همدرسان وی، می‌توان به ملامحسن فیض کاشانی، ملامحمد یوسف الموتی و شیخ حسین تنکابنی اشاره کرد که همگی از ملاصدرا درس می‌گرفتند.[۱۷] لاهیجی در این دوران، مبدأ و معاد، بخشی از اسفار، شواهد الربوبیه و رساله حرکت را که از مصنفات ملاصدرا است، نزد وی خواند.[۱۸]
  • میرداماد؛ در بیشتر منابع درباره اینکه فیاض از میرداماد (م۱۰۴۰ق) درس گرفته است، سخنی به میان نیامده است؛ به ویژه اینکه میرداماد مقیم اصفهان و فیاض ساکن قم بود.[۱۹] اما اعیان الشیعه میرداماد را از اساتید او شمرده است.[۲۰] از ستایش‌های فیاض از میرداماد و اشعارش در مدح وی، چنین برداشت شده است که وی گاهی به اصفهان می‌رفته و از میرداماد بهره می‌گرفته است.[۲۱] با این حال، هیچ گاه وی از میرداماد به عنوان استاد یاد نکرده است، در حالیکه در موارد متعددی از ملاصدرا با القابی همچون «الاستاذ»[۲۲] یا «استاذنا الاعظم»[۲۳] نام برده است. به نظر می‌رسد میردادماد استاد مستقیم لاهیجی نبوده است و برخی تراجم نیز از جناب میرداماد با عنوان «استاد الاستاد» لاهیجی نام برده‌اند.[۲۴]

شاگردان[ویرایش]

لاهیجی اکثر عمر خود را در قم گذرانده و در اغلب اوقات به بحث و تدریس در مدرسه عملیه حضرت معصومه[۲۵] مشغول بود.[۲۶] شاگردان معروف وی عبارتند از:

  • میرزا حسن لاهیجی(۱۰۴۵-۱۱۲۱ق) فرزند فیاض.[۲۷]
  • قاضی سعید قمی (۱۰۴۹-۱۱۰۷ق) که گفته شده در حکمت اشراق از شاگردان فیاض بوده است.[۲۸] از وی آثار مهمی چون شرح توحید صدوق، اربعینیات و کلید بهشت به جا مانده است. صاحب روضات الجنات این مسأله را نادرست میداند و مدعی است قاضی سعید شاگر فیاض نبوده[۲۹] و با میرزا محمدسعید حکیم (م پس از ۱۰۸۵ق) طبیب درباری آن دوران خلط شده است.[۳۰] قاضی سعید در آثارش از لاهیجی و شاگردی نزد وی یاد نکرده[۳۱] و مکتب فکرشان سازگار نیست. قاضی سعید بیشتر تحت تأثیر فیض بوده است.[۳۲]
  • حسین تنکابنی[۳۳]؛

آثار[ویرایش]

  1. گوهر مراد؛ از مهمترین آثار کلامی فیاض است. این کتاب یک دوره علم کلام به شیوه استدلالی و فلسفی است و از آثار مهم حکمت اسلامی به شمار می‌آید.
  2. سرمایه ایمان؛ کتابی مختصر در اصول دین است که فیاض پس از گوهر مراد آن را نوشته است.
  3. شوارق الالهام؛ شرحی مزجی بر تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی.
  4. حاشیه بر حاشیه خفری بر شرح تجرید قوشجی: این اثر با عنوان «حاشیه حاشیة الخفری علی الشرح الجدید للتجرید العقاید» به زبان عربی تألیف شده است و تعلیقه‌ای است بر حاشیه شمس الدین محمد خفری (م۹۵۷ق) بر شرح جدید تجرید نگاشته علاء الدین محمد قوشجی (م۸۷۹ق) که فیاض آن را به هنگام تدریس شرح تجرید، نوشته است. این اثر تاکنون به چاپ نرسیده است.
  5. حاشیه بر شرح جدید تجرید: این اثر به زبان عربی است و حواشی مبسوطی بر قسمت جواهر و اعراض شرح قوشجی است. این اثر نیز تاکنون چاپ نشده است.
  6. کلمه طیبه: این اثر در اصل، رساله‌ای است به زبان عربی درباره اصول دین. لاهیجی در مقدمه این اثر به حدیث «من قال لا اله الا الله، وجبت له الجنة» اشاره میکند و میگوید: لااله الا الله به نحو اجمال، مشتمل بر اصول خمسه دین است. مراد از «الکمة الطیبة» همان لا اله الا الله است.
    این اثر یک مقدمه دو ازده فصل (به تعداد حروف لااله الا الله) و یک خاتمه دارد. این اثر تاکنون چاپ نشده است.
  7. پاسخ منظوم فیاض لاهیجی به نامه منظوم فیض کاشانی
  8. جوهر المراد؛ شرح فیه تجربة الصوفیة التی خرجت من نطاق المشائیة التی میزت فکره بالاجمال
  9. حاشیه بر حاشیه ملاعبدالله (تهذیب المنطق)
  10. حاشیه جواهر و اعراض
  11. حاشیه شرح اشارات خواجه (حاشیة علی شرح النصیریة للاشارات)
  12. حدوث عالم
  13. دیوان شعر
  14. شرح فصوص الحکم
  15. شرح گلشن راز شبستری (مفاتیح الاعجاز)
  16. شرح هیاکل النور فی حکمة الاشراق
  17. شوارق الانهار و بوارق الاسرار (فی الحکمة)
  18. الکلمات الطیبة فی المحاکمة بین الصدر و الداماد فی اصالة الماهیة و الوجود
  19. مثنوی ساقی نامه
  20. مثنوی سام و بهرام
  21. مشارق الالهام (شرح تجرید الاعتقاد)[۳۴]

باتوجه به ارجاعات لاهیجی در متن کتابهایش، میتوان حدس زد که ترتیب تاریخی آثارش اینگونه است: ۱. الکمة الطیبه ۲. حاشیه بر حاشیه خفری بر شرح قوشجی ۳. حواشی الهیات تجرید (حاشیه بر شرح قوشجی) ۴. گوهر مراد ۵. سرمایه ایمان ۶. شوارق الالهام.

ویژگی‌های فکری فیاض[ویرایش]

پایبندی نسبت به فلسفه مشاء[ویرایش]

لاهیجی با فلسفه مشاء آشنایی کامل داشته و اصول و قواعد این فلسفه را پذیرفته است. میتوان گفت اندیشه‌های ابن سینا بر افکار وی احاطه دارد. او از مهمترین شارحان ابن سینا در میان متأخران است. آثار فلسفی ابن سینا از مهمترین منابع فیاض در نگاشته‌هایش است و بسیار از او نقل می‌کند. حتی می‌توان آثار فیاض را شرحی بر حکمت مشاء و اندیشه سینوی به حساب آید.

این مسأله آنگاه در خور تأمل است که فیاض، مدت زیادی نزد ملاصدرا تلمذ کرده است و داماد وی بوده است، با این حال میزان تأثیرپذیری از افکار صدرا اندک است. در کل شوارق الالهام تنها هفت بار[۳۵]از او یاد می‌کند. از سوی دیگر دیگر شاگرد و داماد صدرا، یعنی فیض، فیلسوفی صدرایی تمام عیار است. فیاض همواره از صدرا با احترام یاد می‌کند و در آثار خود از او به عنوان «استاذنا»، «استاذنا و مولانا افضل المتألهین..»[۳۶] تعیبیر می‌کند. حتی بنا به نقلی وی شواهر ربوبیه و مبدأ و معاد را تدریس می‌کرده است.[۳۷]

با این حال وی فیلسوفی مشائی به شمار می‌آید و آموزه‌های فلسفی صدرا چندان بر وی تأثیر نگذاشته است. او حتی در صدد برآمده که بر اساس اصول مشاء، به نقد حکمت متعالیه بپردازد و می‌توان فیاض را نخستین منتقد صدرالمتألهین دانست.[۳۸]

سید جلال الدین آشتیانی معتقد است که فیاض به سبب تقیه و ترس از تکفیر، عقاید خود را در قالب فلسفه مرسوم آن روزگار بیان کرده است و باطناً سالک طریقه اشراق و معتقد به مبانی است.[۳۹] آشتیانی، فیاض را جامع بین حکمت بحثی و ذوقی می‌داند، اگرچه به حسب ظاهر در مباحث متداول طریق مشاء را می‌پموده است.[۴۰]

استقلال فکری[ویرایش]

لاهیجی اگرچه از نگاشته‌ها و اندیشه‌های دیگر اندیشمندان، استفاده فراوان کرده است، اما استقلال رأی خود را حفظ کرده است. در موارد بسیاری به دیگر اندیشمندان بزرگ ایراد و اشکال می‌کند.[۴۱] با این حال، او دلبستگی فراوان به ابن سینا و وابستگی فکری به‌اندیشه مشاء دارد.

برخورداری از گرایشها و تفکرات عرفانی[ویرایش]

فیاض به شدت متأثر از از عرفا و تعالیم آنهاست و تأثیر معارف عرفانی و صوفیانه، بر تحلیلها و تقریرهای وی از مسائل کلامی، در مواضع متعددی مشاهده می‌شود. برای نمونه می‌توان به تحلیل‌های وی در بحث «غرض از بعثت انبیا» و یا بحث از «فلسفه احکام» اشاره کرد.[۴۲]

به دیدگاه فیاض، راه به سوی خدا به دو راه ظاهر و باطن تقسیم می‌شود: الف: راه ظاهر که طریق استفاده از برهان و استدلال است و عقل، خود در آن استقلال داشته و غایت آن، معرفت و علم به خداوند است. دو علم حکمت و کلام به جهت تحصیل این غایت تدوین شده‌اند.

ب: راه باطن، که همان سیر و سلوک باطنی و معنوی است و غایت آن، وصول حقیقی به خداوند متعال و فانی شدن از هر چه غیر اوست و باقی بودن بدوست. غرض از بعثت انبیا و رسل، هدایت مردم بدون طریق بوده است. به نظر فیاض، حقیقت تصوف، چیزی جز سلوک همین راه باطن نیست.[۴۳]

از منظر فیاض، طریقه اشراق نیز مثل تصوف، طریقه سلوک راه باطن است. می‌توان گفت طریقه اشراق در واقع همان طریق تصوف است؛ جز اینکه تصوف در برابر تکلم است و اشراق در برابر حکمت.[۴۴]

خاتمه کتاب گوهر مراد را به بیان طرق سیر و سلوک و تهذیب اخلاق اختصاص داده است. این امر خارج از روش معمول کتب کلامی است.

به نظر لاهیجی سلوک راه باطن به دو طریق ممکن است: ۱. طریق حکمت: تهذیب اخلاق است و غایت سعی حکمای اشراق به شمار می‌رود. ۲. طریق شرع: محافظت بر اخلاص و تقواست و غایت مجاده صوفیه و عرفا محسوب می‌شود.

به نظر فیاض هر دو طریق به حسب حقیقت و غایت، یک چیز است.[۴۵]

تبیین‌ها و گرایش‌های عرفانی، در کتاب گوهر مراد بسی بیشتر از شوارق و سرمایه ایمان است؛ از همین رو می‌توان گفت گوهر مراد رویکرد کلام فلسفی-عرفانی دارد. سرمایه ایمان در قالب کلم فلسفی محض تدوین شده و شوارق الالهام با فلسفه کلامی است.

تسامح و تساهل در نقل و نقد روایات[ویرایش]

فیاض در برخورد با روایت، مواجهه بسیار متسامحانه‌ای داشته و در واقع احادیث را بدون هیچگونه سنجش متنی یا سندی بکار می‌برد. برای نمونه لاهیجی در بحث از حدوث نفس به احادیث «الارواح جنود مجنده، فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف» و «خلق الله الارواح قبل الابدان بالفی عام» و تنافی معنای ظاهر از آنها با معارف فلسفی اشاره کرده و در توجیه آنها تأویلاتی را ذکر می‌کند؛ اما به هیچ وجه متعرض بحث سندی و سنجش آن نمی‌شود.[۴۶]

این در حالی است که در کتب کلام نقلی، مؤلفان نوعاً محدث نیز بوده‌اند و به نقل و ذکر سند و بررسی آنها توجه داشته‌اند. مجلسی (م۱۱۱۰) از متکلمانی است که اخبار را با دقت مضاعفی هم در متن حدیث و هم در سلسله سند آن نقل میکند.[۴۷] حتی متکلمان عقل‌گرایی مانند شیخ مفید(م۴۱۳) و سید مرتضی (م ۴۳۶) روایات مذکور را با وسواس نقل و نقد می‌کنند و به ضعف سندی و دلالی آنها تصریح کرده‌اند.[۴۸]

به همین جهت، میرزا عبدالله افندی در ریاض العلماء، لاهیجی را به نداشتن بصیرت در علوم نقلی متصف کرده است.[۴۹] این کلام را دیگران برنتافته‌اند و آن را حمل بر معاندت میرزا عبدالله با اهل حکمت و فلسفه کرده‌اند.[۵۰]

شعر فیاض[ویرایش]

دیوان شعر فیاض از آثار مهم ادبی-عرفانی وی است. تذکره نویسان عهد صفوی طبع شعر او را ستوده‌اند. تذکره مخزن الغرائب میگوید «در شاعری نیز دستگاه قوی داشته و وی را معنی خاص بسیار است.»[۵۱] وی در سبک هندی شعر می‌گفته است. دیوان شعر او دوازده هزار بیت دارد.[۵۲]

بسیاری از اشعار او مدیحه و در منقبت ائمه است. بیشترین این مدایح به امام علی(ع) اختصاص دارد.[۵۳] از مشخصات آشکار اشعار فیاض بهره گیری، وی از بسیاری از اصطلاحات فلسفی و کلامی در آنهاست.[۵۴]

همچنین میان فیض و فیاض مکتوباتی منظوم رد و بدل شده است.[۵۵] مثنوی سام و بهرام از دیگر آثار منظوم وی است. این اثر منظومه‌ای عرفای است که ضمن روایت داستانی اجتماعی، سیاسی و تاریخی دارای صبغه‌ای عرفانی-فلسفی است و عشق الهی و حب به ائمه در آن دیده می‌شود.[۵۶]

نمونه شعر فیاض[ویرایش]

گاهی ز نبی، گه ز ولی می‌گویم گه نادعلی سینجلی می‌گویم
نه پرده چرخ ترسم از هم بدرد چون از سردرد یاعلی می‌گویم


و یا

هر دل که هوای عالم راز کند باید گره علاقه را باز کند
دام است تعلقات دنیا، دام است در دام چگونه مرغ پرواز کند؟

پانویس[ویرایش]

  1. عبدالله نعمه، فلاسفة الشیعة حیاتهم و آراءهم، ص۳۲۸
  2. المهاجر، اعلام الشیعة، ج۲، ص۸۱۸
  3. بنگرید به: گوپاموی، تذکره نتایج الافکار، ص۵۷۸
  4. میرزا محمدطاهر نصرآبادی، تذکره نصرآبادی، ص۵۶.
  5. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج ۴، ص۳۶۱.
  6. حمید عطایی نظری، فیاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او، ص۲۳؛ بنگرید به :لاهیجی، دیوان فیاض لاهیجی، ص۹ از مقدمه و ص۸۰۵.
  7. عبدالرزاق لاهیجی، شوارق الالهام، ج ۵، ص۳۰۹؛ همو، گوهر مراد، ص۶۵۷.
  8. امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ج ۳، ص۴۳.
  9. سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۹، ص۱۸۹؛ عمر کحاله، معجم المؤلفین، ج ۹، ص۸۸
  10. أعیان الشیعه، همان
  11. آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۴۷ ص۸۴؛ همو، طبقات اعلام الشیعة، ج ۵، ص۳۱۹.
  12. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج ۴۷ ص۳۶۳؛ امین، اعیان الشیعة، ج۲، ص۱۷۶، طهرانی، الذریعة، ج۱۷، ص۱۸۳؛ دوانی، مفاخر اسلام، ج۷، ص۳۵.
  13. فیاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او، ص۲۶.
  14. میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج ۴، ص۱۱.
  15. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۵، ص۳۱۹؛ علی دوانی، مفاخر اسلام، ص۴۱
  16. ریحانة الادب، ج ۴، ص۳۶۳علی دوانی، همان، ص۴۲
  17. افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج ۳، ص۱۱۴
  18. آشتیانی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۸۹؛ ثبوت، فیلسوف شیرازی در هند، ص۲۳۶.
  19. فیاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او، ص۲۴
  20. اعیان الشیعه، ج ۷، ص۴۷۰
  21. دیوان فیاض لاهیجی، ص۹ از مقدمه.
  22. شوارق الالهام، ج ۳، ص۱۸۹.
  23. الکلمة الطیبة، ص۱۲۳
  24. گوپاموی، تذکرة نتایج الافکار، ص۵۷۸.
  25. صاحب ریاض المحدثین مدرسه حضرت معصومه را مدرسه‌ای کوچک واقع در محل فعلی مدرسه فیضیه معرفی کرده است. ریاض المحدثین، ص۳۷۴.
  26. میرزا عبدالله افندی، ریاض العلماء، ج۳، ص۱۱۴
  27. ریاض العلماء و..، ج۳، ص۱۱۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ج ۴، ص۱۹۷.
  28. شیخ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۳۱۹؛ میرزا عبدالله افندی، همان، ص۱۱۴؛ سید جلال الدین آشتیانی، منتخابی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۳۱۶.
  29. روضاتی، دومین دو گفتار، ص۱۰-۱۶
  30. فیاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او، ص۲۷
  31. قمی، شرح الاربعین، ص۲۷-۳۰ از مقدمه دکتر حبیبی
  32. آشتیانی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۳، ص۷۳.
  33. افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ج ۲، ص۳۴.
  34. فرهنگ اعلام علوم عقلی اسلامی، ج۴، ص۲۴۹.
  35. رک به: عبدالرزاق لاهیجی، شوارق الالهام، ج ۵، ص۳۴۲.
  36. رک: عبدالرزاق لاهیجی، شوارق الالهام، ج۵، ص۳۴۲.
  37. علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ماجرا در ماجر، ص۸۴.
  38. سید جلال الدین آشتیانی، منتخابی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۳۱۶.
  39. سید جلال الدین آشتیانی، مقدمه بر شواهد الربوبیه، ص۸۳.
  40. سید جلال الدین آشتیانی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۱، ص۳۱۶.
  41. برای نمونه: شوارق الالهام، ج۵، ص۱۱۲،۱۳۴،۲۴۵،۲۴۶؛ گوهرمراد، ص۶۰۸؛ ۴۶۳،۴۷۳،۱۳۳و...
  42. گوهر مراد، ص۳۶.
  43. گوهر مراد، ص۳۷-۳۸.
  44. گوهر مراد، ص۴۰.
  45. گوهر مراد، ص۶۶۵
  46. گوهر مراد، ص۱۷۱.
  47. رک به: بحار الانوار، ج ۵۸، ص۱۴۴؛ همان، ج ۵، ص۲۶۷؛ ج ۵۴، ص۳۰۹.
  48. رک به: المسائل السرویه، ص۵۲؛ رسائل الشریف المرتضی، ج۴، ص۳۰.
  49. میرزا عبدالله افندی، ریاض العلماء، ج ۳، ص۱۱۴.
  50. شیخ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۳۱۹؛قاضی طباطبائی، یادنامه حکیم لاهیجی، ص۲۴؛ علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۷، ص۲۸.
  51. هاشمی سندیلوی، تذکره مخزن الغرائب، ج۴، ص۴۸۸.
  52. لاهیجی، دیوان فیاض لاهیجی، ص۲۳ از مقدمه امیر بانوی کریمی.
  53. لاهیجی، دیوان فیاض لاهیجی، ص۲۴ از مقدمه امیر بانوی کریمی.
  54. لاهیجی، دیوان فیاض لاهیجی، ص۲۷ از مقدمه امیر بانوی کریمی.
  55. نامه فیض در: دیوان ملامحمد محسن فیض کاشانی، ج۲، ص۱۰۲۳ غزل شماره ۶۴۸ و نامه فیاض در: دیوان فیاض لاهیجی، ص۷۸۴، غزل شماره ۶۹۴.
  56. لاهیجی، منظومه سام و بهرام لاهیجی، ص۱۴، از مقدمه نوایی، ملک زاده.

منابع[ویرایش]

  • عبدالرزاق فیاض لاهیجی، گوهر مراد،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۳
  • عبدالرزاق لاهیجی، شوارق الالهام
  • لاهیجی، دیوان فیاض لاهیجی،
  • حمید عطایی نظری، فیاض لاهیجی و اندیشه‌های کلامی او
  • زین العابدین قربانی لاهیجی، مقدمه بر گوهر مراد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۳
  • یادنامه‌ حکیم‌ لاهیجی‌ مجموعه‌ سخنرانیها و مقالات‌، تهران‌،وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌، ۱۳۷۴
  • علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۷، مرکز فرهنگی قبله، تهران، ۱۳۷۲،
  • عبدالله نعمه، فلاسفة الشیعة حیاتهم و آراءهم
  • المهاجر، اعلام الشیعة
  • گوپاموی، تذکره نتایج الافکار
  • میرزا محمدطاهر نصرآبادی، تذکره نصرآبادی
  • امین، مستدرکات أعیان الشیعة،
  • آقا بزرگ طهرانی، الذریعة،
  • همو، طبقات اعلام الشیعة
  • میرزا محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج ۴،
  • محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب
  • افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج ۳،
  • آشتیانی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱،
  • ثبوت، فیلسوف شیرازی در هند،
  • روضاتی، دومین دو گفتار،
  • سید جلال الدین آشتیانی، مقدمه بر شواهد الربوبیه،