دینکرد
| از سلسله مباحث |
| مَزدَیَسنا |
|---|
|
|
دینْکَرد یا دینکَرت کتاب سترگی است به زبان پارسی میانه (پهلوی)، که آن را بهدرستی «دانشنامهٔ مَزْدَیَسْنی» یا «درسنامهٔ دین مزدایی (زرتشتی)» خواندهاند. واژهٔ «دینْکرد» (Dēnkard در پارسی میانه) را میتوان به «کردهها (کارها)ی دینی» و نیز «نوشتهٔ دینی» برگردانید.
این گردآوردهٔ بزرگ خود دارای ۹ نَسک (جلد) است، که از آن میان نسکهای نخست و دوم و نیز پارهای از نسک سوم آن به دستان ما نرسیده است. «دینْکرد» فراهمآمده از نوشتههایی است که زمان نگارش و نیز نویسندگان آنها سراسر شناخته نیستند، و نسکی که در دستان ماست بر پایهٔ این نوشتهها در سدههای نهم و دهم پس از میلاد به دست دو تن از دانشمندان و فرهیختگان تاریخ فرهنگ ایرانزمین، به نامهای آذرفَرْنْبَغِ فرخزادان و آذربادِ امیدان گردآوری و سامانبندی (تنظیم) شده است. آذرفَرْنْبَغِ فرخزادان همان فرزانهای است که در دربار مأمون، خلیفهٔ عباسی، با یک مانوی به اسلام گرویده به گفتگو پرداخت و از این گفتگو پیروز بیرون آمد. (ماتیکانِ گُجَستکْ اَبالیش)
در این دانشنامه که بهرام فرهوشی آن را «یک دانشنامهٔ دینی و علمی»، و فریدون فضیلت آن را «گرانْسنگترین بُنْنوشتِ پهلوی از دانایان پیشین» میخواند، در زمینههای زیر سخن به میان آمده است: الهیات، فلسفه، اسطورهشناسی، کلام، عرفان، اخلاق، آداب دینی، زندگانی زرتشت، پیدایش جهان، حقوق، سیاست، شهرداری و کشورداری، منطق، ریاضیات، هندسه، فیزیک، اخترشناسی، پزشکی، و دانشها و شاخههای دیگر.
این اثر دانشنامهای بزرگ با ۱۶۹ هزار واژه است که در سدهٔ نهم تدوین شده است. دو کتاب نخستین از نه کتاب آن گم شده است.[۱] کتاب سوم که بزرگترین بخش دینکرد است و تقریباً نیمی از کل اثر را تشکیل میدهد مجموعهای از مقالات و آموزههای در موضوعات مختلف است که طبق عنوان هر بخش "از دیدگاه دینِ بهی" عرضه شده است. کتاب چهارم کوچکترین بخش دینکرد و شامل عبارات و مطالب گزیدهای از یک آئیننامۀ ساسانی است. کتاب پنجم حاوی پاسخهای آذرفرنبغ به پرسشهای دینی فردی به نام یعقوب خالِدان است که به دنبال آگاهی از دین بهی بوده است. کتاب ششم مجموعهای از اندرزهای حکمی دربارهٔ تبیین اخلاقی است. کتاب هفتم دربردارندهٔ زندگینامۀ زرتشت است که بعدها در زراتشتنامۀ زرتشت بهرام پژدو نقل شده است. کتاب هشتم حاوی خلاصهای مهم از ۲۱ نسک اصلی اوستاست.[۲] کتاب نهمِ دینکرد تفسیر پهلویِ سه نسکِ گمشدۀ اوستاست. این کتاب، مانند تمام متون زند یا متونی که منبع اصلی آنها زند است، دارای شماری واژه و تفسیر آنهاست که فقط ترجمههای پهلوی یا شکلهای پهلویشدۀ کلماتِ اوستایی است.[۳]
کتاب دینکرد نخستین بار توسط دستور پشوتن بهرام سنجانا و بعدها پسرش سهراب تصحیح و منتشر شد. پس از او دهنجیشاه مهرجیبهای مَدَن متن مصحح را در دو جلد به چاپ رساند. در سال ١٩۶۶ مارک درسدن چاپ عکسی کاملترین نسخۀ خطی دینکرد را منتشر کرد.[۴]
نام
[ویرایش]نامی که به طور سنتی به این مجموعه داده شده است، عبارتی از کلمات کلیدی را منعکس میکند که از kart / kard ، از اوستایی karda به معنای «اعمال» (همچنین به معنای «فصلها») و dēn ، از اوستایی daena ، به معنای تحتاللفظی «بینش» یا «وحی» صحبت میکند، اما بیشتر به عنوان «دین» ترجمه میشود. بر این اساس، dēn-kart به معنای «اعمال مذهبی» یا «اعمال دین» است. ابهام -kart یا -kard در عنوان، نشان دهنده املای خط پهلوی است که در آن حرف ⟨t⟩ گاهی اوقات ممکن است به معنای /d/ باشد.
عبارت دینکرد را عموما تالیف دین معنا کردهاند. تدوینکنندگان این مجموعه، از این نام، خواستهاند معنی کارنامه و کرد و کار دین را با موضوعات گوناگون برسانند. از آنجا که در سدههای آغازین تمدن و حتی سدههای میانه، همه دانشها رنگ و بوی دینی داشتهاند و هر رشته از دانش زیر مجموعهای از دانش دین بوده است. خرد پذیر است که لفظ دینکرد مدعی چکیده دانشهای دین باشد و کارنامه دین را در همه حوزهها نمایندگی کند. پس دینکرد مدعی آن است که بیلان کار دین را فشرده و چکیده به تصویر بکشد.
تاریخ و نگارش
[ویرایش]پس از برافتادن ساسانیان دینکرد آشفته و پراکنده شد تا اینکه «آذرفرنبغ فرخزادان» آن را گردآوری کرد؛ اما بار دیگر کتاب پراکنده گردید و این بار «آذرباد امیدان» آن را گرد آورد و حاصل کار را "دینکرد هزار در (= فصل)" نامید. نام این دو تدوین کنندگان در دینکرد نیز آمده است آذرفرنبغ فرخزادان - موبدان موبد فارس در سدهٔ ۳ ق و معاصر خلافت مأمون - و دیگری آذرباد امیدان پیشوای بهدینان در سدهٔ ۳ یا ۴ ق ـ که تدوینگر صورت نهایی آن نیز هست.[۵]
در زمان خلافت مأمون، مناظرهای بین دانشمندان مسلمان، مسیحی و یهودی ترتیب داده شد که در آن دانشمندی زرتشتی به نام آذرفرنبغ شرکت داشت. در این مناظره، آذرفرنبغ بر همه نمایندگان ادیان دیگر پیروز شد و خلیفه به او اجازه داد تا کتابی درباره اوستا و آیین زرتشت تألیف کند. آذرفرنبغ شروع به نوشتن کتابی به نام «دینکرد» کرد، اما به دلیل کشته شدن توسط دانشمندان مسلمان نتوانست آن را به پایان برساند. نگارش «دینکرد» توسط دانشمندی به نام «آذرباد» ادامه یافت و تکمیل شد. «دینکرد» به طور خلاصه اطلاعاتی درباره بخشهای اوستا ، از جمله ۲۱ کتاب دوره ساسانی، ارائه میدهد.[۶]
آذرفرنبغ، در تاریخ دیانت زرتشتی پس از اسلام شخصیت دانشورز و فیلسوفی شناختهشده است. آذرباد پسر امید اشاره میکند که دیوان گردآوری شده دینکرد پس از آذرفرنبغ تحت دارایی «زرتشت» پسر «آذر فرنبغ» نهاده میشود و پس از طی رویدادهای ناگوار، در سامانی درهمریخته به دست وی (آذرباد) میرسد. از اظهارات و آگاهیهای مندرج در بندهای آغازین دینکرد چهارم و پنجم و تصریحات دیگران، از جمله «مردان فرخ»، نویسنده شکند گمانیک ویچار شکی نمیماند که از مجموعه نه کتاب دینکرد، پنج کتاب در زمان خود، برگرفته و برگزیده از پنج کتاب آذرفرنبغ پسر فرخزاد است با انشای آذرباد پسر امید. این شخص (آذرباد) باید همروزگار «فرنبغ دادگی»، نویسنده بندهشن، باشد، وی همیشه آگاهیهای خود را منسوب به کهنآموزگاران دین میکند، که در نوشتارگان پهلوی به «پوریوتکیشان» نامبردارند. پژوهشهای ژان دو مناش و دیگران نشان میدهد آذرفرنبغ پسر فرخزاد، موبد موبدان فارس بوده و در دوره مأمون خلیفه اسلامی مدتی احتمالاً طولانی را در بغداد به سر برده است. به جز مجموعه دینکرد، چند رساله دیگر از او برجای است. در دینکرد از آذرباد مهرسپندان نیز نام برده میشود. در دینکرد هشتم، کرده یکم، بند جایگاه سازنده اولیه دینکرد اندرزنامهای برجای مانده است. از این آموزگار سپندینه در دینکرد سوم، مقام روحانی مسؤول مراسم در دوره شاپور دوم بودهاند. عمده دینکردپژوهان، آذرباد پسر امید را مُدَوِن دینکرد یکم تا پنجم و مؤلف دینکرد ششم تا نهم (در وضع کنونی) میدانند. از ساخت و پرداخت مجموعه دینکرد و ژرفنگری در آن، شکی برجان میماند که تألیف و تدوین کتاب، تحت اشراف چند مقام رسمی دینی بوده است.[۷]
ساختار و درونمایه
[ویرایش]این متن در اصل شامل نه کتاب بود، اما دو کتاب اول و تقریباً نیمی از کتاب سوم دیگر وجود ندارند. دینکرد توسط نویسندگان مختلفی نوشته شده است که برخی از آنها به نام ذکر شدهاند و برای معتقدان به زرتشت از اهمیت فراوانی برخوردار است. ژان دو مناش، که مطالعات متنی بنیادی در مورد دینکرد منتشر کرد، آن را به عنوان "یک دایرهالمعارف مزداپرستی (زرتشتی)" توصیف کرد. دینکرد مانند تمام متون مذهبی زرتشتی پارسی میانه از سده نهم تا یازدهم میلادی، با خلاصه کردن آموزههای گسترده زرتشتی برای آیندگان، به حفظ آنها کمک کرد. این امر ضروری بود زیرا اسلامی شدن تدریجی امپراتوری سابق ساسانی، که در سال ۶۴۲/۵۱ میلادی توسط اعراب فتح شده بود، منجر به از دست رفتن بخشهایی از مجموعه گسترده ادبیات زرتشتی شد . دینکرد، همراه با بندهشن، جامعترین مقدار دادههای باقی مانده را برای مطالعه عمیقتر فلسفه و آموزههای زرتشتی فراهم میکند. علاوه بر این، این کتاب از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا فهرست بسیاری از نوشتههای گمشده را در بر میگیرد. برای مثال، کتابهای هشتم و نهم شامل شرح مفصلی از یک نسخه گمشده از اوستا هستند.[۸]
این کتاب در تلاش است تا رابطهای را میان دین و دولت و مردم ترسیم نموده تا از این راه هم به زرتشتیانی که تحت سیطره قرار گرفته بودند، راهبرد فکری بدهد و هم در مقابل صاحبان ادیان و مذاهب دیگری نظیر مانویان، مزدکیان، اسلام، مسیحیت، یهودیت، ایستادگی نماید. برخی نیز معتقدند که میتوان رگههای زروانی را در این کتاب پیدا نمود.[۹]
کتاب سوم
[ویرایش]این کتاب نسبت به دیگر کتابها بیشترین حجم را دارد و حاوی ۴۲۰ فصل است که هر فصلی پس از عنوان، با عبارت "بنا بر تعلیم دین به (زرتشتی)" آغاز میشود. البته در برخی از فصول واژهی دین نیامده است. این عبارت تأکیدی است بر آنکه این کتاب بر اساس عقاید زرتشتی و کلام ایزدی است.
برخی از فصلهای کتاب کوتاه و برخی دیگر به نسبت طولانیتر هستند. گاه دیده میشود که بعضی فصول تکرار میگردند. در بیشتر این فصلها ارتباطی با مابعد دیده نمیشود، تنها به نظر میرسد که گاه جمله یا کلمهای در یک فصل موجب بحثی در فصل بعدی است.
کتاب سوم، با ۴۲۰ فصل، تقریباً نیمی از متون باقیمانده را نشان میدهد. ژان دو مناش اظهار میکند که باید نویسندگان مختلفی در این کار دست داشتهاند، زیرا سبک و زبان این مجموعه یکسان نیست. با این حال، نویسندگان در جدال خود علیه «ادیان بد» که از ذکر نام آنها خودداری نمیکنند (و البته اجتناب محتاطانه از هرگونه اشاره به اسلام یک استثنا است) متحد هستند.
ظاهراً نویسنده از ادیان دیگر خصوصاً اسلام و مذاهب آن نظیر معتزله، اطلاع داشته و به آنها انتقادهایی را وارد میآورد. مطالب این کتاب در بردارندهء ثنویت و مقابله با ادیان و مذاهب دیگر، مساله انتساب شرور به خداوند، مباحث اخلاقی و فلسفهی اخلاق، مسائل مربوط به الهیات و مبداء و معاد، شیوهی حکومتداری، دستورهای فقهی و حقوقی، اندرزها، امشاسپندان، مردمشناسی و انسانشناسی، تاریخ و جغرافیا، کیهانشناسی و اسطورهشناسی، پدیدههای طبیعی و موضوعات بسیار دیگر است.[۱۰]
فصل آخر کتاب سوم به دو واقعه تاریخی اشاره میکند: یکی اینکه اسکندر مقدونی نسخهای از اوستا را نابود میکند و دیگری اینکه یونانیان اوستا را به زبان خود ترجمه میکنند.
کتاب چهارم
[ویرایش]این کتاب به لحاظ حجم، کوچکترین کتاب از مجموعهی دینکرد است و به نظر فهم، این کتاب از دیگر کتابها مشکلتر میباشد.این کتاب، عمدتاً به هنرها و علوم میپردازد.
دینکرد چهارم، منتخبی از کتاب "آییننامه" نوشته آذرفرنبغ فرخزادان است. این کتاب انسجام کتاب سوم را دارا نیست و جنبهی جدلی و منطقی کمتری در آن به چشم میخورد.
کتاب با توصیف فلسفی از چگونگی خلقت امشاسپندان و تجلی هر یک از دیگری و در نهایت تجلی از اهورهمزدا آغاز میشود. سپس نویسنده به نقش پادشاهانی که به رواج دین مزدیسنی کمک کردهاند میپردازد و از داریوش سوم، بلاش اشکانی، اردشیر بابکان، شاپور پسر اردشیر ساسانی، همچنین شاپور دوم و در نهایت از خسرو انوشیروان نام میبرد.
در این کتاب، از چند عنوان کتاب هندی و یونانی نام برده شده که خود، نمایانگر حضور اندیشههای آنان در ایران بوده است.
همچنین دینکرد چهارم شامل مطالب دیگری همچون خویشکاری موجودات گیتی، موسیقی، مفاهیم انتزاعی مابعدالطبیعه، مسائلی پیرامون هواشناسی و رصد ستارگان، جغرافیا و پزشکی نیز هست. سپس کتاب، همان سیاق دینکرد سوم را در پیوند دین و پادشاهی ادامه میدهد و از قوانین حقوقی و چهار کیفیت سردی، گرمی، تری و خشکی که در عناصر وجود دارد سخن میگوید.
در فرجام سخن نیز به نقش ایران در شکوفایی جامعهی بشری تأکید میکند.[۱۱]
کتاب پنجم
[ویرایش]کتاب پنجم به طور خاص به پرسشهای پیروان ادیان دیگر میپردازد.
نیمه اول کتاب پنجم، با عنوان «کتاب دیلمی»، خطاب به مسلمانی به نام «یعقوب بن خالد» است که ظاهراً اطلاعاتی در مورد آیین زرتشت درخواست کرده است. بخش بزرگی از این بخش، خلاصهای از تاریخ (از دیدگاه زرتشتی) جهان تا ظهور زرتشت و تأثیر الهامات اوست. سپس پس از تاریخ، خلاصهای از اصول این آیین آمده است.
به گفته فیلیپ ژینیو، این بخش «به وضوح ملیگرایانه و ایرانی است و امید به احیای آیین مزدیسنی را در مواجهه با اسلام و حامیان عرب آن ابراز میکند.»
نیمه دوم کتاب پنجم مجموعهای از ۳۳ پاسخ به سوالات مطرح شده توسط «بُخت ماری» یک مسیحی، است. سیزده پاسخ به اعتراضات مطرح شده توسط «بُخت ماری مسیحی» در مورد مسائل مربوط به پاکی آیینی میپردازد. بخش عمدهای از مطالب باقیمانده به اراده آزاد و اثربخشی افکار، گفتار و کردار نیک به عنوان وسیلهای برای مبارزه با شر میپردازد.
احتمالاٌ این کتاب نگاشته آذربادامیدان است. این کتاب با این که از لحاظ فلسفی به کتاب سوم شبیه است اما استدلالهای آن ضعیفتر است و از آنجا که دینکرد پنجم بیان دین مزدیسنی به دو نفر غیرزرتشتی است، این کتاب جنبهی جدلی بیشتری دارد و رویکرد ملیگرایانه در آن به روشنی دیده میشود.
این کتاب را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم نمود. بخش اول پاسخهایی است که آذرفرنبغ فرخزادان در جواب پرسشهای شخصی به نام «یعقوب خالدان» میدهد. این بخش از کتاب خود دارای ۲۲ فصل است و دربارهء زرتشت، الهام دین زرتشتی، برتری نژاد ایرانیان، اندرزهای اشوزرتشت، خشنودی و ناخشنودی آفریدگار، مسائلی پیرامون محافظت کردن، بهشت، دوزخ و رستاخیز، نام نیک در این جهان و بهرهمندی از نعمتها در دنیای دیگر و پاداش در هر دو جهان، تاوان گناهان، توبه کردن و گناهان، پاک شدن از نسا (مردار)، پیشوایان دینی، خوردنیها و آشامیدنیها، لباس پوشیدن، زن داشتن، سخاء و بخشش، ازدواج با خویشاوندان (خُوَیده)، نیایشهایی همچون نیایش گاهَنبار، فَروَردیگان و روزگاری (سالگرد مردگان) و مراقبت مردم از جانوران، آتش، فلزات، آب ها، زمین، گیاهان و ایزدان، بر حذر داشتن از انسان و سگ مرده، احترام گزاردن به مردمان، حقانیت دین زرتشتی و پیروان آن و عدم حقانیت پیروان ادیان و مذاهب دیگر است.
بخش دوم کتاب، پاسخهایی است که آذرفرنبغ فرخزادان به شخصی به نام «بُخت ماری مسیحی» میدهد. یازده فصل به مابعدالطبیعه، سه فصل به چگونگی الهام ایزدی، چهار فصل به پرستش، سیزده فصل به تطهیر آیین اختصاص دارد.[۱۲]
کتاب ششم
[ویرایش]کتاب ششم دربارهٔ تبیین حکمت اخلاقی است. این کتاب را باید نوعی اندرزنامهی پهلوی به شمار آورد که در ضمن بزرگترین اندرزنامه پهلوی نیز میباشد و حدوداً ۳۵۰۰۰ واژه دارد. این کتاب را باید تألیفی دانست که نویسندهی واحدی نداشته است.
دینکرد ششم به لحاظ نوشتاری سادهترین کتاب از مجموعهی دینکرد است و شامل اندرزهایی میباشد که به دانایان کهن نسبت داده شده است. احتمالاً این کتاب شرحی بر یکی از بخشهای اوستا به نام بَرِشنَسک است که خلاصهای از آن نیز در کتاب هشتم آمده است. این کتاب به شش بخش تقسیم میشود.
بخش اول به موضوعات دینی با تاکید بر پرهیزکاری و ستایش در برابر ایزدان است. بخش دوم به موضوعاتی چون آفرینش اهورهمزدا و اهریمن، خرد، دانایی، اعتدال، افراط و تفریط میپردازد. بخش سوم همان موضوعات بخش دوم را دنبال میکند، اما تکیهی آن بر اخلاق عملی است. بخش چهارم پیرامون صفات و اعمال مختلف میباشد. بخش پنجم در بردارندهی نام نویسندگان و همچنین حکایاتی اخلاقی است و بخش ششم نیز حاوی جملات قصار با درون مایههای گوناگون دینی است.
این کتاب به نسبت کمتر از کتابهای دیگر به مسائل اعتقادی نظر دارد و بیشتر تکیهی خود را بر اخلاق نظری و عملی گذارده است. و در این میان، به رفتار و سلوک انسان نیز مفصل پرداخته است. لذا میتوان این کتاب را از جمله کتابهای اخلاقی-عرفانی دین زرتشتی به شمار آورد.
شائول شاکد میگوید:
در این کتاب به نوعی عرفان توجه داده شده است. اما این عرفان از سنخ عرفانهای به اصطلاح ریاضتی نیست و تکیه بر اعتدال و میانهروی دارد. از موضوعات این کتاب لزوم شناخت مبداء و معاد است که به شناخت دین منجر میشود و دین نیز به نوبه خود به معرفت منتهی میگردد تا جایی که جهان از حضور دیوان خالی بشود.
همچنین نویسنده به مسائل دیگری چون استحکام نظام خانواده، مشورت و مصاحبت با نیکان میپردازد. همچنین آمده است که شخص برای نیل به پرهیزکاری میبایست فرایض دینی را انجام داده و همیشه سه حکم پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را مدنظر قرار دهد. راه تحقق سعادت، آگاهی و از برخوانی متون مقدس است. همچنین در این کتاب از مسالهی سرنوشت نیز سخن به میان آمده است.[۱۳]
کتاب هفتم
[ویرایش]کتاب هفتم در بر دارندهٔ سرگذشت زرتشت است که بعدها در زراتشتنامه نقل شده است.
این کتاب در واقع تاریخ دین زرتشتی از آغاز تا پایان است و بر اساس سه نسک اوستایی «سپَندنسک»، «چهردادنسک» و «ویشتاسپنسک» تدوین شده است. اصل این سه نسک امروزه از میان رفته است و فقط خلاصهای از آنها در کتاب هشتم دینکرد آمده است.
مطالب این کتاب پیرامون اسطورهی زرتشت با بخش دوم دینکرد سوم، فصل های ۲-۲۶ زاتسپرم، و ۴۷ روایت پهلوی قابل مقایسه است.
فصول این کتاب چنین است:
کسانی که پیش از زرتشت -از کیومرث تا گشتاسپ- توانسته بودند الهام ایزدی را دریافت دارند. سپس به بیان نسبنامه زرتشت میپردازد و از انعقاد نطفه او، تولد، برانگیخته شدن به پیامبری، دشمنی عدهای بدخواه با وی، آزمایش وَر، آشکارگری او، درمان بیماران و مرگ او به تفصیل سخن گفته شده است.
سپس به بیان وقایع بعد از زرتشت مانند روشن شدن چشم جان گشتاسپ به عالم مینوی، معجزاتی که تا پایان هزاره و ظهور اوشیدر، اوشیدر ماه و سوشیانت روی میدهد، میپردازد. بعد از آن به بیان مسائلی که در ۵۷ سال بعد از ظهور سوشیانت تا فرشگرد است، میپردازد.[۱۴]
کتاب هشتم
[ویرایش]کتاب هشتم تفسیری بر متون مختلف اوستا، یا بهتر بگوییم، بر کهن الگوی ساسانی اوستاست. کتاب هشتم به ویژه برای محققان زرتشتی مورد توجه است زیرا بخشهایی از این مجموعه از بین رفته است و دینکرد حداقل این امکان را فراهم میکند که مشخص شود کدام بخشها از دست رفتهاند و آن بخشها ممکن است شامل چه چیزهایی بوده باشند. دینکرد همچنین شامل فهرستی از تقسیمبندیهای اوستا است و زمانی مبنای این گمانهزنی بود که تنها یک چهارم متون باقی مانده است. در قرن بیستم مشخص شد که تقسیمبندیهای دینکرد ترجمهها و تفسیرهای دوران ساسانی را نیز در نظر گرفته است؛ با این حال، اینها بخشی از اوستا محسوب نمیشدند.
این بخش از دینکرد، حاوی خلاصهای مهم از ۲۱ نسک اصلی اوستا است.[۱۵]
کتاب نهم
[ویرایش]این کتاب، تفسیر پهلویِ سه نسکِ گمشدۀ اوستا است. این کتاب، مانند تمام متون زند یا متونی که منبع اصلی آنها زند است، دارای شماری واژه و تفسیر آنها است که فقط ترجمههای پهلوی یا شکلهای پهلوی شدهی کلماتِ اوستایی است.
«سوتکَرنَسک» یا «شودکر» نخستین بخش از اوستای ساسانی بوده است. در فصل چهارم از کتاب نهم دینکرد خلاصهٔ این نسک آمده که دارای ۲۲ فرگرد بوده است.
میتوان گفت شرح اصلی بهمنیشت مأخوذ از هفتمین فرگرد این نخستین نسک اوستایی یعنی سوتکَرنَسک است. از مباحث جالب توجه و مفصل این نسک، مطالبی پیرامون سرگذشت گرشاسپ و کیخسرو و کیکاوس بوده است.
همچنین احتمال دارد که رسالهٔ پهلوی زند وهمنیسن، فرگرد هفتم نسک اول بوده باشد.
کتاب ۹ شرحی بر دعاهای گاتایی یسنا ۲۷ و یسنا ۵۴ است. این دعاها روی هم رفته چهار نیایش مقدس آیین زرتشت را تشکیل میدهند: یتا اهو (یسن ۲۷.۱۳)، اشم وهو (یسن ۲۷.۱۴)، ینگهه هاتام (یسن ۲۷.۱۵) و ائیریما ایشیو (یسن ۵۴.۱). [۱۶]
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ de Menasce، Une encyclopedie mazdeene: la Denkart، 11.
- ↑ Shaked,trans، The Wisdom of the Sasanian Sages Denkard VI.
- ↑ تفضلی، احمد (زمستان ۱۳۷۶). تفسیری، ملیحه، ویراستار. «درباره چند واژه پهلوی». نامه فرهنگستان (۱۲): ۹۸.
- ↑ ژینیو، ١٩٩۴.
- ↑ https://www.cgie.org.ir/fa/article/246708/%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF
- ↑ باباجان غفورف،کتابهای تاجیکی،۱۳۷۷
- ↑ https://www.ibna.ir/news/274452/%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86
- ↑ کارلو سی جرتی، زبانهای ایرانی،،۲۰۰۱
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
- ↑ فیلیپ ژینیو،دینکرد،دانشنامه ایرانیکا،۱۹۹۶
منابع
[ویرایش]- فضیلت، فریدون (۱۳۸۱). کتابِ سومِ دینْکرد (درسْنامهٔ دینِ مزدایی): آراستاری، آوانویسی، یادداشتها و ترجمه. تهران: انتشارات فرهنگ دهخدا.
- de Menasce، Jean Pierre (۱۹۵۸). Une Encyclopédie mazdéenne, le Dēnkart. Paris: Presses universitaires de France.
- Shaked، Shaul (۱۹۷۹). The Wisdom of the Sasanian Sages (Dēnkard VI). Colorado, Boulder: Westview Press.
- Gignoux, Philippe (1994). "DĒNKARD". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 24 October 2025.
