فضا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

از دیرباز فضا (اسپاش) یکی از جستارهای بنیادین در فلسفه و علم به شمار می آمده است.

واژه شناسی[ویرایش]

در زبان پهلوی از واژه اِسپاش به مفهوم فضا بهریده می شده است، که با واژه انگلیسی space همریشه است [۱].

در فیزیک[ویرایش]

نوشتار‌های اصلی: فضای بیرونی و فضازمان

تعریف فضا (اِسپاش) در فیزیک مورد اختلاف است. مفاهیم گوناگونی که برای تعریف فضا (اِسپاش) بکارگرفته شده اند عبارت‌اند از:

  • ساختاری که توسط یک مجموعه از «روابط فضایی» بین چیزها تعریف شده‌است.
  • خمینه‌ای (منیفلدی) که با یک دستگاه مختصاتی تعریف شده باشد که در آن بتوان مکان چیزها را تعیین کرد.
  • نهادی که اشیاء موجود در جهان را از تماس و برخورد با یکدیگر باز می‌دارد.
  • وضعیتی در حوزهٔ معنایی وجود که «زمینه»ی اَشکال بروز یافته را فراهم می‌کند و بدین ترتیب جنبش و پویایی فیزیکی را ممکن می‌سازد.

در فیزیک کلاسیک، فضا (اسپاش)، یک اسپاش اقلیدسی سه‌بعدی است که در آن هر موقعیتی را می‌توان با بهره¬ گیری از سه مختصات توصیف کرد. فیزیک نسبیت از فضا-زمان به جای اسپاش استفاده می‌کند، فضا-زمان بصورت یک خمینه چهاربعدی مدل می‌شود.

از جمله پرسش‌های فلسفی دربارهٔ اسپاش عبارت‌اند از: آیا اسپاش مطلق است یا کاملاً نسبیتی است؟ آیا اسپاش هندسهٔ درست واحدی دارد یا اینکه هندسهٔ فضا فقط قرارداد است؟ از جمله شخصیتهای برجسته تاریخی‌ای که در مباحث موضع مشخصی داشته‌اند، می‌توان از آیزاک نیوتن (اسپاش مطلق است)، گاتفرید لایبنیتس (اسپاش نسبی است)، و هانری پوانکاره (هندسهٔ فضایی قراردادی است) نام برد.

تجربهٔ‌های ذهنی مرتبط با این پرسش‌ها، بحث سطل نیوتن و جهان کروی پوانکاره هستند.

نگاه کنید به: مختصات کروی، مختصات دکارتی، فلسفه فیزیک

در معماری (مهرازی)[ویرایش]

نوشتار اصلی: فضا (مهرازی)

با اینکه بسیاری از معماران، اسپاش را ذات و ماهیت مهرازی می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت اسپاش در مهرازی عنوان شده و می‌شود، در فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها تعریفی از مفهوم اسپاش در مهرازی به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه اسپاش در کتاب‌های مرجع مهرازی نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است.

دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد مهرازان از واژه اسپاش چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی مهرازی نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث‌انگیز بوده‌است، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای مهرازی و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم اسپاش در تئوری مهرازی، بایستی به دیدگاه‌های مهرازان و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای مهرازی استناد نماییم. در میان نظریه‌پردازان مهرازی مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم اسپاش مهرازی را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده‌اند اهمیت آن را در مهرازی بازنمایانند.

برونو زوی مهرازی را هنر اسپاش و اسپاش را ذات مهرازی معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی‌نماید. برداشت او از اسپاش صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرفند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات مهرازی برای زوی، سازمان‌دهی معنادار اسپاش از طریق فرآیند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، اسپاشماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد.

برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای مهرازی، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می‌نماید. او بر این عقیده‌است که تجربه فضایی مهرازی در شهر تداوم می‌یابد.در خیابان‌ها، میدان‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها، استادیوم‌های ورزشی، حیاط خانه‌ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته‌ای بوجود آورده‌است. اگر در داخل بنایی اسپاش محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، اسپاش به شمار نمی‌آید. اما آیا می‌توان حرکت در اسپاش بزرگراه خط مستقیم و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته‌است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید به‌وسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به‌وسیله عناصری که فضاهای مهرازی را متمایز می‌کنند، محدود شده باشد، اسپاش شهری محسوب می‌شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که هر بنا هم‌زمان دو اسپاش را بوجود می‌آورد: اسپاش داخلی که به‌وسیله اثر مهرازی معین شده‌است و اسپاش خارجی یا شهری که به‌وسیله آن اثر مهرازی و آثار نزدیک به آن ایجاد شده‌است.

مفهومی که برونو زوی از فضای مهرازی مطرح می‌نماید، هنوز پذیرش عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه‌پردازان می‌باشد. برای نمونه به گفته وان درلان، اسپاش مهرازی با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از اسپاش طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود.

در واژه‌نامه تخصصی مهرازی واژه فضا در حوزه مهرازی و هنرهای دیداری این گونه تعریف شده‌است:

فضا: حوزه‌های گسترش یابنده و در عین حال فراگیرنده بوده و جایگاه یا محیطی را در ابعاد جسمانی یا فیزیکی و روانشناختی تعریف می‌نماید. از کل روابط شکل، رنگ و حرکت شکل گرفته، گاه خالی یا منفی است و گاه فاصله میان عناصر را مشخص می‌نماید، خواه این فاصله در سطح باشد یا در عمق که توسط قواعد پرسپکتیو مجسم می‌شود. اسپاش دو بعدی فقط طول و عرض داشته، اسپاش تزئینی نیز به طول و عرض محدود می‌باشد. [۲]

۱. (۲) اجزاء و مثل اتاق‌ها و تالار و حیاط، جای تهی، حجم پر نشده و توخالی، کیفیت و بیان مهرازی.

اسپاش سه بعدی[ویرایش]

اسپاش سه بعدی شامل عمق، طول و عرض است. اسپاش چهار بعدی، علاوه بر ابعاد سه‌گانه بعد زمان را می‌رساند که به آن، اسپاش لایتناهی می‌گویند.تصویری است که توهم اسپاش در آن معادل بی بیکرانگی در محیط است.

اسپاش کنترل شدهٔ ساختمان[ویرایش]

بخش‌هایی از اسپاش داخلی ساختمان که مورد کاربرد انسان‌ها قرار می‌گیرد و در طول اوقات سرد سال، گرم شده و طی اوقات گرم سال، خنک می‌شود. شرایط دمای این فضاها در ساختمان باید در محدودهٔ آسایش باشد.

اسپاش کنترل نشدهٔ ساختمان[ویرایش]

بخش‌هایی از اسپاش درونی ساختمان که در اوقات گرم یا سرد سال ضروری نیست خنک یا سرد شوند. م. انبارها، پارکینگ‌هایی که از سه طرف با دیوار محصورند، دالان‌ها و مانند آن‌ها.

اسپاش مهرازی[ویرایش]

اسپاش مهرازی، فضایی که توسط سطوح، به شکل‌های گوناگون محدود گشته و به عملکردهای تعیین شده پاسخ می‌گوید که موضوع و جوهر اصلی مهرازی است.

مهرازی عبارت است از علم و هنر شکل بخش اسپاش زیست انسان، به عبارت دیگر مهرازی به وجود آورندهٔ فضایی است که انسان را از عوامل طبیعی مصون داشته و فعالیت زندگی فردی و اجتماعی او را در برگرفته و به نیازهای مادی و معنوی انسان پاسخگو خواهد بود.

پس می‌توان گفت، فضایی که توسط سطوح عمودی و افقی به وجود می‌آید، موضوع و جوهر اصلی مهرازی‌ست به عبارت دیگر موضوع اصلی و در حقیقت جوهر مهرازی، اسپاش است. یک ساختمان، فقط مجموعه‌ای از طول، عرض و عمق نیست بلکه مجموعه‌ای است از اندازه‌های مختلف فضاهای خالی که انسان می‌تواند در آن حرکت و زندگی کند.[۳]

در ستاره‌شناسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: فضای بیرونی

فضا قسمت‌های نسبتاً تهی کیهان است که بیرون از جوّ سیارات قرار دارد. اسپاش را گاهی برای تمایز از فضای جوّ و مکان‌های زمینی، «اسپاش میان ستاره‌ای» می‌نامند.

از آنجا که جوّ زمین ناگهان تمام نمی‌شود، بلکه کم‌کم با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، مرز مشخصی میان اسپاش و جوّ وجود ندارد. در ایالات متحده آمریکا، به افرادی که بالاتر از بلندای ۵۰ مایلی (۸۰ کیلومتری) سفر کنند، فضانورد گفته می‌شود. ارتفاع ۴۰۰٬۰۰۰ پایی (۱۲۰ کیلومتری) مرزی است که آثار جوّی در ورود دوباره مشهود می‌شوند. غالباً از ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری به عنوان مرز میان جوّ و اسپاش یاد می‌شود.

نگاه کنید به: فیزیک نجومی، هوافضا، فناوری فضایی، مهاجرت به فضا، شاتل فضایی، فضا-زمان

در ریاضیات[ویرایش]

در ریاضیات، فضا مجموعه‌ای است که معمولاً ساختار اضافی‌ای هم دارد.

برای نمونه، نگاه کنید به اسپاش اقلیدسی، اسپاش برداری، اسپاش برداری هنجارین، اسپاش باناخ، اسپاش ضرب داخلی، اسپاش هیلبرت، اسپاش توپولوژیک، اسپاش یکنواخت، اسپاش متریک.

در روانشناسی[ویرایش]

اصطلاح اسپاش درون گاهی برای توصیف محتویات ذهن انسان به کار برده شده‌است.

اسپاش تاریخی[ویرایش]

ممکن است شیئی متعلق به گذشته‌های دور باشد.چقدر دور؟ این سؤال یک معنای عام و یک معنای خاص دارد.برای خیلی از افراد ده هزار سال قبل با بیست هزار سال قبل تفاوتی نمی‌کند.حتی برای بعضی‌ها صدسال قبل با پنجاه سال قبل هم فرق نمی‌کند.درحالی‌که برای باستان شناس،مورخ، دانشمند و یا هرکس که علاقه‌مند به دوره های تاریخی باشد،بسیار متفاوت است.
چگونه می‌شود این دوره ها را احساس کرد و از هم تمیز داد؟ آشنا شدن با آثار به جا مانده از دوره‌ها در همه‌ی زمینه های مهرازی،ادبیات،هنر،لباس و ... می تواند این احساس را ایجاد یا تقویت کند.گاهی برای ما دوره‌ی خاصی از تاریخ اهمیت ندارد اما یک احساس عمومی و کلی از گذشته ما را در یک اسپاش تاریخی قرار می‌دهد.برای اینکار باید اشیاء و آثار اصلی را دید.
به یاد داشته باشیم که اشیای گذشته متعلق به زمانی هستند که در یک مجموعه‌ی زنده و پویا مورد استفاده قرار می‌گرفتند.حتی کلمات و ادبیات و محاورات در زمان خودش بیشترین زندگی و حیات را داشته است،اما به تدریج جان باخته و جسمی از آن به یادگار مانده است،لذا به هر میزان که بتوانیم خود را در شرایط و زندگی هم‌زمان این آثار قرار دهیم .گویی که تقریباً حیات فرهنگی و تمدنی آن روزگار را احساس کرده‌ایم و خود را اگرچه با فاصله ی زیاد یکی از افراد آن روزگار می پنداریم در این صورت به اسپاش تاریخ وارد شده‌ایم. میتوان گفت هرچه ما نسبت زمانی خود را با اثر گذشته کم کرده و به آن زمان نزدیک شویم، وارد اسپاش تاریخ و هرقدر خود را از شئ یا اثر گذشته دور بدانیم با دیدن یا قرار گرفتن در یک یا مجموعه‌ای از آنها به اسپاش تاریخی نزدیک شده‌ایم.گاهی اوقات آثار گذشتگان به دلایل عام یا خاص با ما ارتباط بیشتری پیدا می‌کنند. مثلاً بعضی از این آثار امروز هم مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگرچه با تغییر در کاربری آن مثل فرش و... این باعث پیوند ما به گذشته و احساس مشترک با آنها می‌شود.هرچه این تعلق به آثار بیشتر باشد،این پیوند قویتر است.

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ پهلوی مکنزی
  2. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲)
  3. سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲
  • Reichenbach, Hans. The Philosophy of Space & Time, Translated by Maria Reichenbach and John Freuned, Dover Publications, Inc., New York, ۱۹۵۷. Standard Book Number: ۴۸۶-۶۰۴۴۳-۸
  • صدر، سید ابوالقاسم. (۱۳۸۰). دائرةالمعارف معماری و شهرسازی (مصور). ویرایش محسن نیک بخت، تهران: انتشارات آزاده.