ابوالقاسم لاهوتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوالقاسم لاهوتی
ابوالقاسم لاهوتی.jpg
زادروز ۱۲۶۴
کرمانشاه
درگذشت ۱۳۳۶
مسکو
آرامگاه گورستان نووودویچی، مسکو
محل زندگی کرمانشاه، مسکو، دوشنبه
نام‌های دیگر ابوالقاسم الهامی
پیشه شاعر
نقش‌های برجسته بنیانگذار تئاتر و اپرا در تاجیکستان، نخستین شاعر پرولتاریای ایران
سبک رئالیسم سوسیالیستی
لقب لاهوتی خان
منصب وزیر فرهنگ تاجیکستان شوروی، نفر دوم کانون نویسندگان شوروی
مکتب مارکسیسم، مارکسیسم-لنینیسم
آثار اپرای کاوه آهنگر، قصیده کرملین، تاج و بیرق، مجموعه اشعار
همسر نصرت آق اولی[نیازمند منبع]
ستسیلیا یا سلسله‌بانو
فرزندان دو پسر: گیو، دلیر
دو دختر: لیلی، عطیه
والدین میرزا احمد الهامی

ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی یا لاهوتی خان (۱۲۶۴ کرمانشاه - ۱۳۳۶ مسکو) شاعر، روزنامه‌نگار، نظامی و فعال سیاسی انقلابی در دوران انقلاب مشروطه بود. لاهوتی از اعضای حزب کمونیست ایران در دهه ۱۹۲۰ میلادی بود؛ و در دوران رضاشاه تحت تعقیب قرار گرفت و غیاباً محکوم به اعدام شده ولی موفق به فرار به شوروی شد. لاهوتی دوران کودکی و جوانی خود را غالباً در ایران سپری کرد و در زمان انقلاب مشروطه (۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱) و بعد از آن از پیشاهنگان شورش‌ها و مبارزات کارگری علیه استبداد بود. او در سال ۱۹۲۱ میلادی رهبری شورشی در تبریز را که به نام «شورش لاهوتی خان» مشهور است، به عهده داشت و بعد از فرونشانده شدن این شورش به اتحاد شوروی پناه برد. مدتی رو در قفقاز و مسکو به سر برد و در سال ۱۹۲۵ به تاجیکستان سفر کرد و از پایه گزاران ادبیات نوین در این جمهوری سابق شوروی تبدیل شد. ابولقاسم لاهوتی سالهای زیادی در تاجیکستان زیست و سال ۱۹۴۶ دیوان اشعارش را چاپ کرد. بعد از مدتی تاجیکستان را ترک کرد و در مسکو مقیم شد و ۱۰ سال بعد در مسکو درگذشت.[۱]

نام خانوادگی اصلی وی، «الهامی»، از نامه‌هایی که به برادرش می‌نوشت آشکار شد. وی افزون بر فارسی به زبان‌های فرانسوی، روسی، ترکی و انگلیسی مسلط بود و مدتی در ترکیه به چاپ نشریات ترکی و فرانسوی پرداخت.[۲]

زندگی[ویرایش]

لاهوتی در سال ۱۳۰۵ هجری قمری، برابر با ۱۲۶۴ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. وی نام مستعار ابوالقاسم لاهوتی برای خود برگزید و اشعار نخستین وی در روزنامه حبل‌المتین به چاپ رساند. از نخستین کسانی است که قالب‌های شعری را درنوردید و به زبانی ساده و روان شعر گفت. از وی مجموعه‌ای شامل قطعه٫ غزل و مقداری تصنیف بر جای مانده‌است.

او در کرمانشاه روزنامه بیستون را منتشر می‌کرد. وی همچنین در سال ۱۲۹۶ (۱۹۱۷ میلادی) حزب فرقه کارگر را در شهر کرمانشاه بنیانگذاری کرد.[۳]

وی مدتی سمت وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان شوروی را برعهده داشت. در تاجیکستان تئاتر و اپرا را پایه‌گذاری کرد. وی همچنین معاون ماکسیم گورگی در هییت رئیسه کانون نویسندگان شوروی بود.

وی مدت ۳۶ سال خارج از ایران زندگی کرد[۴] و هرگز به ایران بازنگشت و عاقبت در فروردین ماه سال ۱۳۳۶ خورشیدی در مسکو درگذشت. وی در گورستان نووودویچی مدفون گشته‌است.

زمستان ۱۹۲۲ پس از اینکه شورش لاهوتی در تبریز شکست خورد وی به همراه چند نفر به شوروی پناهنده شدند و ۱ سال در باکو و نخجوان سپری کردند و در ۱۹۲۳ به مسکو رفتند. همسر وی ستسیلیا که وی او را سلسله بانو می‌خواند متولد کی‌یف اکراین بود و چهار فرزند به نام لیلا، گیو، دلیر و عطیه داشتند.[۲]

لاهوتی برای مردم تاجیکستان اهمیت و احترام ملی بالایی دارد و خانه وی در یکی از محله‌های خوب شهر دوشنبه که در جنگ جهانی دوم از بمب باران در امان بوده به آثارخانه یا موزه لاهوتی تبدیل شده و بر ورودی آن نوشته‌است «یک‌نفس در زندگانی فارغ از کوشش نبودم». جایزه سالانه اتحادیه خبرنگاران تاجیکستان نیز به نام لاهوتی نامگذاری شده‌است.[۲] وی دربارهٔ تاجیکستان می‌گوید:[۲]

چون شنیدم کشوری با نام تاجیکستان شوروی هست که در آنجا آثار فردوسی و سعدی را خلق همچون در ایران من می‌خوانند و پاس می‌دارند و من از پرته (پارتی یا همان حزب کمونیست در زبان روسی) خواهش کردم که مرا به آنجا بفرستند.

به گفته پژوهشگران، او وصیت کرده بود که اگر در ایران انقلاب سوسیالیستی پیروز نشود، جسدش به تاجیکستان منتقل شود، ولی چنین نشد.[۵]

آثار[ویرایش]

مجسمه لاهوتی در کنار میرزا تورسون‌زاده بر روی ساختمان اتحادیه نویسندگان تاجیکستان

او اولین شعرش را در سال ۱۸۹۹ سرود و با سه دیوان اشعار از شعرا و شخصیت‌های بزرگ تاجیکستان است و مجسمه وی در کنار میرزا تورسون‌زاده بر روی ساختمان اتحادیه نویسندگان تاجیکستان قرار دارد.[۲]

  • سرود جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان (سرود ملی تاجیکستان) در سال ۱۹۴۶ توسط ابوالقاسم لاهوتی سروده شد.
  • کاوه آهنگر (۱۹۴۷)
  • قصیده کرملین (۱۹۲۳)
  • تاج و بیرق (۱۹۳۵)
  • مجموعه اشعار (۶۳–۱۹۶۰)
  • دیوان لاهوتی، نشریات دولتی «ادبیات بدیعی»، ۱۹۳۹ در مسکو که در موزه لاهوتی نگهداری می‌شود. «انعکاس دوره‌های مختلفی است از شروع بمارزه برای مشروطیت ایران (۱۹۰۸) تا شرکت در ساختمان سوسیالیزم در س‌س‌س‌ر.» (CCCP سریلیک یا SSSR انگلیسی)[۲]
  • شاخنامه ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان روسی که با همکاری همسرش سلسله بانو انجام شد. در خانه وی با نستعلیق درشت خطاطی شده‌است:[۲]
رفیقان اگر چه نه من طوسی‌امابوالقاسم اولاد فردوسی‌ام

یار مستچاهی[ویرایش]

ترانه یار مستچاهی یا کمرباریک یا یار تاجیک مربوط به ۶۰ تا ۹۰ سال پیش در ۱۹۲۵ میلادی از سروده‌های لاهوتی می‌باشد[۲][۶] که توسط خوانندگان متعددی از جمله فرامرز آصف، ظاهر هویدا و نسیم هاشمی اجرا شد و بسیاری از مردم به باور اشتباه سراینده این ترانه را ظاهر هویدا می‌پندارند. در ساختمان رادیو و تلویزیون ملی تاجیکستان در شهر دوشنبه اولین نسخه اجرا شده این ترانه با مدت ۲ دقیقه و ۱۵ ثانیه با خوانندگی تهفه فاضلُوا و انور ملا قندُف و رهبری ارکستر سرکیسُف از گروه سازهای ملی تاجیکستان موجود است.[۲]

عبدالخالق نبوی، پژوهشگر ادبیات «انستیتوت زبان، ادبیات، شرق‌شناسی و میراث خطی بنام رودکی» می‌گوید که از سلسله‌بانو همسر وی روایت است که زمانی که لاهوتی در قطار با خانمی به نام «گل مومنوا» که یک دختر مستچاهی بوده آشنا می‌شود از او می‌شنود که در زادگاه وی، مستچاه، وقتی پسر و دختر عاشق می‌شوند، در زمان ملاقات برای یکدیگر شعر می‌گویند و این برای لاهوتی الهام‌بخش این شعر می‌شود. از اشتباهات رایج عموم مردم دربارهٔ این شعر دو اصطلاح «صلح و صفا کن» و «دو تا زلف پریشان» هستند که در واقع در شعر اصلی «صبح و صفا کن» و «تو تا زلف پریشان» بوده‌اند.[۲]

مستچاه، در رشته‌کوه زرافشان تاجیکستان واقع است و دلشاد رحیمُف مردم‌شناس انستیتوت شرق‌شناسی تاجیکستان می‌گوید این منطقه مردمی سُغدی تبار دارد که در دوران باستانی تاجیکستان از سمرقند و بخارا به سمت کوهستان مهاجرت کردند. این منطقه به مناظر زیبا و مردم زیبارو به ویژه گل دختران مستچاه با لباس‌های محلی مشهور است.[۲]

یار مستچاهی‌ام، بت تاجیک من
کمر باریک من، بیا نزدیک من، شام تاریک من
«صبح و صفا» کن جفا دیگر بس است
آخر وفا کن یار مستچاهی
«تو تا» زلف پریشان شانه کردی، مرا یکبارگی دیوانه کردی
اگر جادو نه ای پنهان ز مردم، در دل تنگ من، چون خانه کردی
یار مستچاهی

سرود ملی تاجیکستان[ویرایش]

در خانه وی موزه لاهوتی به ترتیب زیر خطاطی شده:[۲]

چو دست روس مدد نمود
برادری خلق سوت (سویت) استوار شد
ستاره حیات ما شراره شد
گذشته‌های پرافتخار ما
بجلوه آمدند و در دیار ما، دیار ما
مستقل دولت تاجیکان برقرار شد
...
برسم ما، زنسل ما
کسی نمی‌دهد امان بخصم بی‌حیا
زخاندان سوتی نمی‌شود جدا
یگانگی را بخود سپر کنیم
بدشمنان همیشه ما ظفر کنیم، ظفر کنیم
زنده باد ملک ما، نسل ما، اتحاد ما!

شعر[ویرایش]

لاهوتی اصطلاحات و واژگانی را که تا پیش از آن راهی در شعر فارسی نداشت به زبان شعر وارد کرد. در شعر وی واژگانی از قبیل سوسیالیزم، فاشیسم، کالخوز، کامسومول، فابریک، کالکتیو، آیروپلان و … به وفور به چشم می‌خورد[۷] و افزون بر واژگان می‌توان استعاره‌ها و تشبیه‌های بی‌سابقه‌ای را نیز مشاهده نمود. در مجموع زبان شعر وی ساده و عامه فهم و نزدیک به زبان گفتار است، اما در غزل زبانی نزدیک به زبان رایج در ادبیات کلاسیک فارسی را به کار گرفته‌است.[۸]

لاهوتی برای بیان اندیشه‌های نو در وزن عروضی نیز دست به نوآوری می‌زند. در اشعار وی به سبب آشنایی وی با ادبیات اروپا گاه به اقتضای گفتگوهای بلند، مصراع‌ها کوتاه و قافیه‌ها جابه‌جا شده‌است.[۸]

به سبب همین نوآوری‌ها از لاهوتی به عنوان پیشگام شعر نوی فارسی یاد می‌شود و با توجه به تقدم زمانی وی بر نیما یوشیج، تجربه‌های نوآورانهٔ وی در شعر را نیز بر نیما مقدم شمرده‌اند.[۸]

لاهوتی خود را متأثر از میرزا علی اکبر طاهرزادهٔ صابر، شاعر ترک قفقازی می‌دانست. مضمون اصلی اشعار وی حمایت از رنجبران و مظلومان و دعوت آنان به تلاش و حرکت و حق طلبی است.[۷]

نمونه‌ای از اشعار[ویرایش]

ترجمه[ویرایش]

سرود انترناسیونال که به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است اولین بار توسط لاهوتی به فارسی ترجمه شد.

برخیز، ای داغ لعنت‌خورده، دنیای فقر و بندگی!

جوشیده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی.

باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند،

آنگه نوین جهانی سازیم، هیچ‌بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما.

انترناسیونال است نجات انسان‌ها.[۹]

فعالیت روزنامه‌نگاری[ویرایش]

ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۳۲۵ هجری قمری(۱۹۰۷ میلادی و ۱۲۸۶ هجری خورشیدی) اقدام به انتشار روزنامه‌ای با نام بیستون کرد که نخستین روزنامه رسمی در شهر کرمانشاه به‌شمار می‌آمد.[۱۰] وی همچنین در سفر دوم خود به استانبول، پس از شکست مؤتلفین، اقدام به انتشار مجله‌ای به نام پارس کرد که دوزبانه فارسی-فرانسوی بود. لاهوتی خود سردبیری بخش فارسی را بر عهده داشت.[۱۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. اسفندیار آدینه. «سالگرد تولد لاهوتی، راهگشای شعر نو پارسی در تاجیکستان». بی‌بی‌سی دوشنبه. بازبینی‌شده در ۷ دسامبر ۲۰۱۷. 
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ «بلور بنفش؛ داستان آهنگ کمر باریک - تاجیکستان سریال اول - قسمت چهارم». یوتیوب. بلور بنفش بی‌بی‌سی فارسی. 
  3. کرونین، استفانی، ژاندارمری دولتی و جنگ بزرگ در ایران، در ایران و جنگ جهانی اول: مجموعه مقالات سمینار، صص ۲۶۸–۲۳۹، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، چاپ یکم: ۱۳۸۰؛ ص ۲۶۱.
  4. لاهوتی، ابوالقاسم، وفا به عهد: منتخب اشعار، گردآورنده گروهی از صاحبنظران انتشارات سخن، تهران: سخن، چاپ نخست: ۱۳۸۴، ص ۱۰.
  5. اسفندیار آدینه. «سالگرد تولد لاهوتی، راهگشای شعر نو پارسی در تاجیکستان». بی‌بی‌سی دوشنبه. بازبینی‌شده در ۷ دسامبر ۲۰۱۷. 
  6. «سفر به تاجیکستان و تندیس مرد قلم در دست: “ابوالقاسم لاهوتی”». شهرگن. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ لاهوتی، ابوالقاسم، وفا به عهد: منتخب اشعار، گردآورنده گروهی از صاحبنظران انتشارات سخن، تهران: سخن، چاپ نخست: ۱۳۸۴، ص ۱۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ لاهوتی، ابوالقاسم، وفا به عهد: منتخب اشعار، گردآورنده گروهی از صاحبنظران انتشارات سخن، تهران: سخن، چاپ نخست: ۱۳۸۴، ص ۱۳.
  9. داس و چکش
  10. شیریان، محمدحسین، تاریخ مطبوعات استان کرمانشاه، کرمانشاه: اداه کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه، شورای پژوهشی، چاپ یکم، ۱۳۹۲، ص۳۹ و ص۶۹.
  11. شیریان، محمدحسین، تاریخ مطبوعات استان کرمانشاه، کرمانشاه: اداه کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه، شورای پژوهشی، چاپ یکم، ۱۳۹۲، ص۴۲.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]