کمال خجندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کمال‌الدین مسعود خُجندی
درگذشت

۷۹۲ هجری قمری یا

۸۰۸ هجری قمری
تبریز
آرامگاه تبریز: آرامگاه دوکمال
ملیت تاجیک
نام‌های دیگر کمال خجندی
پیشه عارف و شاعر
لقب شیخ
مذهب اسلام

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد.
امام کمال خجندی چنان شیفته اقطاب عرفان آذربایگان بود ، تو گویی از خورکند(به عربی:خجند) بر فراز ماوراالنهر ، از تبریز می شنید بوی جوی مولیان را ، که در وصف سه جوی پر آب اش ؛ سرخاب ، چرنداب و گجَل سروده است : (این سه بعدها نام محلات معروف تبریز شدند)

تبریز مرا راحت جان خواهد بود پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا در نکشم آب چرنداب و گجَلسرخاب ز دیده ام روان خواهد بود


با اینکه شاعری پیشهٔ اصلی او نبوده‌است، دیوانش مشتمل بر حدود هشت‌هزار بیت است که بخش اصلی‌اش غزل‌های اوست. نمونه‌ای از غزلیات:

عرفات عشقبازان سر کوی یار باشدبه طواف کعبه زین درنروم که عار باشد
چو سری بر آستانش ز سر صفا نهادیبه صفا و مروه‌ای دل دگرت چه کار باشد
قدمی ز خود برون نِه به ریاض عشق، کاینجانه صداع نفحهٔ گل نه جفای خار باشد
به معارج اناالحق نرسی ز پای منبرکه سری شناسد این سِرّ که سزای دار باشد
ز میِ شبانه ساقی قدحی بیار پیشمنه از آن میی که او را به سحر خمار باشد
نکند کمال دیگر طلب حضور باطنکه قرارگاه زلفش دل بی‌قرار باشد

شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌سرایی مهارت داشت. دیوان او شامل غزل‌های مطبوع زیاد وغالبا مقرون به ذوق عرفانی است.

کمال خجندی معاصر حافظ بود و درباره او چنین گفته‌است:

نشد به طرز غزل هم عنان ما حافظاگرچه در صف رندان ابوالفوارس شد

از اشعار اوست:

عشق حالی است که جبریل بر آن نیست امینصاحب حال شناسد سخن اهل یقین
جرعه‌ای بر سر خاک از می عشق افشاندندعرش و کرسی همه بر خاک نهادند جبین
اهل فتوی که فرورفته کلک و ورقندمشرکانند که اقرار ندارند به دین
مفلس عشق ندارد هوس منصب و جاهخاک این راه به از مملکت روی زمین
شب قرب است مرو ای دل حق دیده به خوابکه سر زنده‌دلان حیف بود بر بالین
ای که روشن نشدت حال دل سوختگانهمچو شمع از سر جان خیز و بر آتش بنشین

کمال‌الدین خجندی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرمگاه او در تبریز است. این بیت بر لوح مزار او ثبت شده‌است:

کمال از کعبه رفتی بر در یارهزارت آفرین مردانه رفتی

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • لغت‌نامه دهخدا
  • صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران (جلد دوم). با تلخیص محمد ترابی. چاپ چهاردهم. [تهران]: انتشارات فردوس، ۱۳۸۱. ۱۹۶–۱۹۷. ISBN 964-5509-17-3.