ماتیکان یوشت فریان
مادَیان یوشت فریان[۱] کتابی است از ایران باستان به زبان پارسی میانه که دارای ۳۰۰۰ واژه است. طبق اوستا، یوشت نام مردی فرزانه و دانشمند بود از زرتشتیان باورمند از خاندان فریان. نام این خانواده در اوستا از جمله در بند ۱۲ یسن ۶۴ آمده است. متن مادیان یوشت فریان مفصلتر به سرگذشت یوشت پرداخته است.[۲] یوشت نامی اوستایی و به معنای «جوانترین» است.
این کتاب ارزشمند از شگرفترین و دلچسب ترین یادگارهای نیاکان ماست. یوشت، پسر یا شاید از نوادگان فریان بود. فریان همان بزرگمردیست که به “زرتشت”، پیامبر ایران باستان؛ یاوری هایی داده و زرتشت در گاتهای جاودانه خویش از او نام برده و از خداوند خواهان برکت و بزرگی این شخص و بازماندگان او شده است. داستان چنین است که جادوگری به نام “اخت” به شهر “پرسش گزاران” آمده و کوشش میکند تا این شهر را نابود کند. اما از آنجا که این شهر (شاید بخاطر دعای زرتشت برای خاندان فریان تحت حمایت فر ایزدی و فرشتگان خداست، هیچ نیرویی توان نابودی آن را ندارد مگر نیروی نادانی و نبود دانش. اخت با این آگاهی وارد شهر شده و از داناترین جوان شهر که یوشت فرزند (یا نواده) فریان است، ۳۳ (در روایتی دیگر ۹۹) پرسش را مطرح میکند. کافیست که یوشت تنها یکی از آن پرسشهای شگفت انگیز را نتواند پاسخ دهد تا فره از شهر دور شده و اخت با یاری سپاهیانش شهر را به نابودی بکشاند. این پرسشها گاه فلسفی، گاه زرتشتی، گاه از گروه اندرز و اخلاقی، گاه از اطلاعات عمومی، گاه از علوم فیزیک و ریاضی و گاه پرسشهایی بچه گانه است. با پیروزی یوشت بر اخت، یوشت جاودانه شده و در روایات بعدی ایرانیان از او به عنوان یکی از یاوران سوشیانت (منجی) در آخرالزمان نام برده می شود. این ماجرا هشتاد سال پس از مرگ زرتشت روی میدهد…[۳] این روایت سینه به سینه نقل شده تا اینکه در زمان ساسانیان مکتوب گشت.
محمد معین مقایسهای میان این داستان و یکی از قصههای مرزباننامه انجام داده است. وی در این مقایسه مینماید که باب چهارم از مرزباننامه که با عنوان «در دیو گاوپای و دانای دینی» (یا «داستان دیو گاوپای و دانای نیک دین») آمده ظاهراً از مادیان یوشت فریان منشأ میگیرد. در مرزباننامه، دیو گاوپای در پاسخ دادن به پرسشها و معماهای دانای دینی شکست میخورد و از اینرو همه دیوان، رویهٔ گیتی را فرو میگذارند و به زیرزمین و غارها میپناهند و دیگر با آدمیزاده در نمیآمیزند. مادیان یوشت فریان سیزده سده پیش از مرزباننامه نوشته شده است.
یک بازی اندرویدی از روی این ماتیکان ساخته شده است.[۴]
داستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]جادوگری به نام اَخْتْ[۵]با هفتاد هزار سپاهی وارد شهری به نام «شهر پرسشگزاران» (به پارسی میانه: «فرَشْن وِزاران») میشود. اخت میگوید که اگر کسی از مردم شهر بتواند به پرسشهای او پاسخ بدهد از شهر خواهد گذشت وگرنه، شهر را نابود خواهد کرد. وی برای پاسخگویی شرایطی نیز میگذارد از جمله اینکه سن او نباید از پانزده سال بیشتر باشد، سنی که در بین ایرانیان باستانی آغاز سن کمال است.
مردی به نام ماراسپند به اخت خبر میدهد که جوانی به نام یوشت فریان با این مشخصات در شهر هست و با این گفته، اخت را از نابودسازی شهر باز میدارد. قرار میشود تا اخت نیز در پایان پرسشهایش به سه پرسش یوشت پاسخ دهد وگرنه بر سر او همان آید که خود معین کرده بود.
یوشت[۶] (با همراهی و یاری مارسپند) به همهٔ ۳۳ یا ۹۹ پرسش چیستانوار اخت جادوگر که در زمینههای علوم طبیعی، جستارهای دینی، اخلاقی، اجتماعی و گاه کودکانه و شگفتآورند پاسخ میدهد. او در این پاسخها گاه با امشاسپندان و فرشتگانی که او را در پناه دارند مشورت میکند. در پایان یوشت سه پرسش از اخت میپرسد که اخت نمیتواند پاسخ بدهد و جادوگر به دست یوشت کشته میشود. اصل این ماجرا در یشتهای اوستا (آبان یشت بند ۸۱ تا ۸۳ و فروردین یشت بند ۱۲۰) به گونه کوتاه و گذرا بازگویی شده است.
یوشت فریان کیست؟
[ویرایش | اشتراکگذاری]بارتولومه نام یوشت را مشتق از صفت عالی Yvan به معنی جوانترین می داند. زندگینامهی این اسطورهی فراموش شده در کتاب یا رسالهای به همین نام یعنی «ماتیکان یوشت فریان» آمده است. این کتاب به زبان پارسی میانه یا پهلویست. نثر این کتاب ساده و روانست و گمان میرود آخرین تدوین آن در اواخر دوران ساسانی بوده باشد. کتاب ماتیکان یوشت فریان که از شگرف ترین و دلچسب ترین یادگارهای نیاکان ماست، تنها متن اندرزگونهی بازمانده از نوع ادبی چیستان به زبان پهلویست.[۷]
نام یوشت فریان گذشته از رسالهی ماتیکان یوشت فریان، در گاهان اوستا، نیز آمده است. همچنین در کهن ترین یشت های اوستا هم خلاصهای از این داستان و اینکه یوشت فریان کیست را میبینیم. وجود خلاصهی این داستان در کهن ترین یشت ها، اصالت و قدمت زیاد یوشت فریان را آشکار می کند. از متون کهن دیگر که نام یوشت فریان در آن آمده میتوان به داتستان دینیک و زند وهومن یسن اشاره کرد.
اما در این باره که یوشت فریان کیست؟ برپایهی متون تاریخی گفته می شود یوشت پسر یا نوادهی بزرگ زادهای به نام فریان[۸] بود. او در شهر پرسش گزاران brashn-wizaran (حل کننده ی معما) در توران زمین زندگی می کرد. برخی می گویند یوشت فریان خود زرتشتی نبود، اما از زرتشت پشتیبانی کرد. برخی او را پیرو دین زرتشت می دانند. به هر روی نام یوشت فریان در گاهان، دست نخورده ترین بخش اوستا، آمده و زرتشت او را در شمار یاران خود نام برده و از اهورامزدا برای یوشت و اخلافش بزرگی و برکت درخواست کرده است.
در کتاب زند بهمن یسن هم آمده که زرتشت از اهورامزدا می خواهد تا یوشت فریان را در شمار گوپت شاه و پشوتن، بی مرگ و نامیرا کند و به سخنی او را در تبار جاودانان قرار دهد. در متون پهلوی مانند زند بهمن یسن (فصل ۳ بند ۱) و گزیدهی زادسپرم (فصل ۳۵ بند ۴)، نام یوشت فریان در شمار جاویدانانی آمده که در پایان جهان مأمور اجرای رستاخیزند.
به زند وهومن یسن پیداست که: زرتشت دیگر بار از اورمزد انوشگی[بیمرگی] خواست. او[زرتشت] گفت: دادار! میان آفریدگان تو من پرهیزکارتر و کارگرترم، اگر چون «درخت جوید بیش»، «گوپدشاه»، «یوشت فریان» و «چهرومیان پسر گشتاسپ»، [او همان پشوتن درخشان است] مرا انوشه کنی، اگر مرا چون ایشان انوشه کنی، مردمان به دین تو بهتر بگروند، (چون میاندیشند:) که آن پیشوای دین چون دین بهی مزدیسنان از اورمزد بپذیرفت انوشه بباشد و نیز آن مردمان به دین تو بهتر گروند.[۹]
_زند بهمن یسن، فصل ۳، بند ۱
بر اساس آبان یشت (فصل ۲۰ بند ۱۸-۸۳) یوشت از خاندان فریان بود. فریان ها قومی تورانی بودند که با وجود مخالفت برخی تورانیان مانند کَوَی ها و کَرَپَن ها با زرتشت، این قوم مخالف زرتشت و دین او نبودند. در گزیده های زادسپرم یوشت از نژاد ایرج دانسته شده است.
یوایشتَ از خاندان فریان در آبخوستِ خیزاب شکنِ رَنگها، صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند، او (آناهیتا) را پیشکش آورد…
_آبان یشت، کرده ۲۰، بند ۸۱
بر اساس روایت طبری:
”اورمزد امشاسپندان خود را به زمین فرستاد تا در کرانه ی رود ارنگ، شهر چیستان گزاران brashn-wizaran را بسازند. آنها شهری زیبا و آبادان ساختند چنان که هر گوشه ی آن جلوه ای از خرد اورمزدی بود. در این شهر دانش، تندرستی و زیبایی، بعنوان سه موهبت اورمزی بهره ی همگان بود. ایزد ناهید یا آناهیتا و ایزد نرسی این شهر را پشتیانی می کردند. پیری سپید موی به نام مهرسپند و جوانی برنا به نام یوشت فریان که فره ایزدی داشت در این شهر سرآمد بودند. روزی اختِ جادو که از نژاد دیوان ژولیده موی و اهریمن نژادان چرمین کمر بود و از مادر نژادش به اژی دهاک می رسید از اهریمن پرسید تیغ در نیامم بی تاب است بگو کدامین دژ را بکوبم و کدامین مردم را لگد کوب سپاه کنم. اهریمن گفت شهر چیستان گزاران”.
اخت جادو با ۷۰ هزار سپاهی به شهر پرسشگزارن یورش برد. وارد شهر که شد اعلام کرد اگر کسی از مردم شهر بتواند پاسخ پرسش های او را بدهد او از شهر می گذرد وگرنه شهر را ویران می کند. از آنجا که این شهر، شهر دانش بود فقط نادانی می توانست آن را نابود کند. او گفت هرکس پاسخ پرسش ها را نداند کشته می شود تا با کشته شدن مردمان شهر نابود شود. شرط او برای پاسخ گویی سن بود. فقط کسانی می توانستند به پرسش های او پاسخ دهند که ۱۵ سال بیشتر نداشته باشند. سنی که در آیین زرتشت آغاز سن کمال است.
اخت جادو تمام کسانی را که پاسخ پرسش هایش را نمیدانستد، کشت. به این ترتیب شمار زیادی از نوجوانان آن شهر کشته شدند تا اینکه ماراسپند Maraspand از اخت خواست دست نگه دارد و گفت که در این شهر کسی به نام یوشت فریان هست که سنش به ۱۵ نرسیده اما میتواند به تمام پرسش های او پاسخ دهد.
یوشت فریان برای اردویسور آناهیتا، ایزدبانوی آبها در جزیره ی موج شکن ارنگ، قربانی کرد و از او خواست تا بر اَخت پیروز شود و بتواند به ۹۹ (یا ۳۳) پرسش یا معمای او که با دشمنی مطرح می شود پاسخ درست دهد. در اوستا می خوانیم:
یوایشتَ از خاندان فریان در آبخوستِ خیزاب شکنِ رنگها، صد اسب، و هزار گاو و ده هزار گوسفند، او را پیشکش آورد…
و از وی خواستار شد:
ای اَرِدویسور اَناهیتا! ای نیک! ای تواناترین!
مرا این کامیابی ارزانی دار که من بر «اَختیَه» ی نیرنگ بازِ خیره سر چیره شوم! که من به پرسشهای او- 99 پرسش دشوار ی که اختیه ی نیرنگ باز خیره سر، به دشمنی از من می کند- پاسخ توانم گفت.
اَرِدیسور اَناهیتا – که همیشه خواستار زَور نیازکننده و به آیین پیشکش آورنده را کامروا می کند- او را کامیابی بخشید.
_آبان یشت، کرده ۲۰، بند ۸۱-۸۳
به دستور اخت، یوشت فریان را آوردند. اما یوشت وارد بارگاه اخت نشد و گفت تو گوشت و استخوان مردگان را زیر بستر خود نگه داشتهای؛ اگر من در این بارگاهی که گوشت و استخوان مردگان هست وارد شوم امشاسپندانی که مرا در پناه خود دارند از پشتیبانی من دست می کشند و از پاسخ پرسش های تو باز میمانم. اخت دستور داد بستر و بالش نو آوردند و بار دیگر از یوشت خواست وارد بارگاه شود.
بار دوم نیز یوشت وارد بارگاه نشد و گفت در بالش های تو مردار مردمانست و من بر آن نمی نشینم زیرا در آن صورت مینوها دیگر مرا پشتیبانی نخواهند کرد و نخواهم توانست به پرسش های تو پاسخ درست دهم. پس اخت فرمان داد بالش نو آوردند. سرانجام یوشت وارد بارگاه اخت شد. اخت جادو که به این ترتیب طلسم های خود را از دست رفته دید، فهمید با جوان زیرک و دانایی روبروست پس خود را برای یک مبارزه آماده کرد. او با تمام توانایی خود ۳۳ پرسش پیچیده طرح کرد که یوشت به همه ی آنها پاسخ درست داد.
پیشتر قرار شده بود اگر یوشت تمام پرسش های اخت را به درستی پاسخ دهد میتواند سه پرسش از اخت بپرسد و اگر اخت نتواند آنها را پاسخ بگوید یوشت میتواند او را بکشد. بنابراین پس از اینکه یوشت تمام پرسش ها را به درستی پاسخ داد، سه پرسش خود را مطرح کرد. اختِ جادو از پاسخ به پرسش ها بازماند و برای یاری گرفتن از اهریمن نیرنگی به کار بسته به دوزخ رفت. اما اهریمن پاسخ پرسش ها را به او نگفت چرا که بیم داشت اخت با این پاسخ ها از خود او قوی تر شود.
اخت نزد یوشت بازگشت و گفت هرمزد و امشاسپندان همراه تو بودند و اگر پاسخی را نمی دانستی به تو می گفتند اما دیوان و اهریمن مرا یاری نکردند. یوشت فریان با شنیدن این سخن با کارد بَرسَم چین (= ابزاری که با آن شاخه برسم را برای مراسم نیایش از درخت می بریدند) و با یک نیایش دینی اخت جادو را کشت. یوشت به این شکل شهر خود که شهر دانش و دانایی بود را از گزند اهریمن نادانی نجات داد.[۱۰]
در دینکرد، روایت پهلوی، گزیده های زادسپرم و زند وهومن یسن از یوشت به عنوان بی مرگ نام برده شده و او را جاودانه خواندهاند.
اخت جادو کیست؟
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام اخت هم در آبان یشت آمده است. او از روحانیون مخالف دین زرتشتی بود و برای همین هم نام او در نوشته های زرتشتی با لقب جادوگر، تاریک اندیش، ناآگاه، پیرو دروغ و بد دین آمده است. در حالیکه در متون پهلوی اخت شخصیتی چنین نیست. در کتاب ماتیکان یوشت فریان اخت مردی خشن و بیرحم بود تا جایی که به خویشان خود نیز رحم نمی کرد. او همسر خود هوفریا hu-frya، خواهر یوشت را به خاطر پاسخی که خلاف میل او داده بود کشت.
اخت همچنین برادر خود را کشت چرا که یوشت ادعا کرده بود در دل برادر اخت زهری ست که فقط در صورتی که او (یوشت) آنرا در دست بگیرد می گدازد و اخت برای اینکه بداند این سخن راست است یا نه برادر خود را کشت و زهری که در دل او بود را در دست یوشت گذاردند و زهری که به هیچ روی تغییر نکرده بود در دست یوشت گداخته شد. در اوستا اخت دوست اهریمن و دشمن اهورامزداست و به شیوه ی اهریمن به مردمان آسیب می زند. اما در متون پهلوی اخت این چنین نیست.[۱۱]
پرسش ها
[ویرایش | اشتراکگذاری]پرسش های اخت و پاسخ یوشت فریان
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنگامیکه اخت جادو و یوشت فریان برابر هم می ایستند، قرار می شود نخست اخت پرسش هایش را بپرسد و در پایان به سه پرسش یوشت فریان پاسخ دهد. همچنین قرار می شود هر کدام نتوانست پاسخ دهد به دست دیگری کشته شود.
براساس کتاب ماتیکان یوشت فریان پرسش های اخت جادو از یوشت فریان را میتوان در ۴ بخش بررسی کرد:
1- پرسش هایی که درباره ی آموزه های دین زردشتی ست مانند پرسش نخست: آیا بهشت در گیتی بهترست یا در مینو؟ یا پرسش هشتم درباره ی اینکه از مردم کیست که اَستویهاد (=دیو مرگ) را ببیند و بمیرد و بخواهد که دوباره زنده شود و دوباره استویهاد را ببیند و بمیرد و به نظر او آسان بیاید؟
2- پرسش هایی که چیستان است و برای سنجش هوش و زیرکی مطرح شده مانند پرسش دوم: کدام آفریدهی هرمزست که اگر بنشیند بلندتر از هنگامی ست که ایستاده است؟ یا پرسش ۲۹: آن چیست که ۱۰ پا، ۳ سر، ۶ چشم، ۶ گوش، ۲ دُم، ۳ خایه، ۲ دست، ۳ بینی، ۴ شاخ و ۳ پشت دارد؛ و زندگی جهان از اوست؟
3- پرسش هایی در باره ی اطلاعات عمومی مانند پرسش نهم که دربارهی دوران بارداری انسان و جانورانست. یا پرسش سی ام درباره ی اینکه کدام اسب بهترست؟
4- پرسش هایی که اندرزگونه اند و پاسخ آنها نکته های اخلاقی ست مانند پرسش هفتم: آن چیست که مردمان می خواهند آن را پنهان کنند اما نمی توانند؟ یا پرسش دوازدهم: کدام خوراک خوش تر و خوشمزه ترست؟
پرسش های یوشت و پاسخ های اخت
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از اینکه یوشت فریان یه یاری هرمزد و نریوسنگ ایزد، همه پرسش ها را به درستی پاسخ داد؛ بر اساس قرار از پیش تعیین شده یوشت نیز سه پرسش مطرح کرد که اخت جادو در پاسخ آنها درماند. پرسش هایی که یوشت از اخت کرد ازین قرارند:
1- یک دست تخم زمین چقدر می ارزد؟ یعنی ارزش اندازه ی زمینی که یک مشت تخم برای پاشیدن در آن کافی باشد چقدرست؟
2- یک گاو ورزا (=گاوِ کار) چقدر می ارزد؟
3- ثواب خُوَدوده یا خُوَیدوده (=ازدواج با خویشان) چقدرست؟
و از آنجا که اهریمن به اخت جادو یاری نمی رساند و اخت پاسخ پرسش ها را نمی دهد به دست یوشت فریان کشته می شود.
شاید بتوان در پاسخ اینکه یوشت فریان کیست گفت او اسطورهی آگاهی و دانش است. قهرمانی که با دانش خود شهر و سرزمین خود را از نابودی و ویرانی و مردم خود را از مرگ و نیستی نجات می دهد. او همچنین قهرمانی ست که با دانش خود دشمن مردم و سرزمین خود را که دیو نادانی ست، نابود می کند.[۱۲]
تحلیل
[ویرایش | اشتراکگذاری]مادیان یوشت فریان را به لحاظ پرسشهایی که در آن طرح میشود میتوان کتابی فلسفی خواند. به دو پرسش زیر توجه کنید:
چیست که مردمان میخواهند پنهان کنند اما نمیتوانند؟
پاسخ آن «پیری» و گذر زمان است.
آن چیست که سه سر - چهار شاخ - شش چشم - شش گوش - سه دهان - دو دست - ده پا دارد و آبادانی و خرمی زمین از اوست؟
پاسخ آن یک جفت گاو نر و مرد برزیگری است که زمین را شخم میزند و از کوشش آن برزیگر و شخم آن دو گاو، زمین بارور شده و روزی و خوراک مردمان جهان را بار میآورد. اگر یک جفت گاو نر و مرد برزیگری را تصور کنیم سه سر - چهار شاخ - شش چشم - شش گوش - سه دهان - دو دست و ده پا را میبینیم.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Asha, Raham, "The Book of Yōišta of the Fryāna"
- جعفری، محمود، ماتیکان یوشت فریان، متن پهلوی، آوانویس، ترجمه، واژهنامه، پیشگفتار و پیوست. تهران: سازمان انتشارات فروهر، ۱۳۶۵.
- بررسی متن ماتیکان یوشت فریان نسخه J3
- همنشین بهار: ماتیکان یوشت فریان
- صفحه بازی یوشت در کافه بازار و مایکت. لینک بازی یوشت شبیه سازی شده برای آندروید .
- Kanga, Maneck Fardoonji (1987). "AXT". Encyclopædia Iranica (in English).
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ mādayān ī jōšt ī fryān
- ↑ دهخدا، سرواژهٔ یوشت فریان.
- ↑ https://eliteraturebook.com/books/15131
- ↑ https://ana.ir/fa/news/1034563/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF
- ↑ اخت (فارسی میانه: axt، اوستایی: axtya) به معنای ناپاک و درد و رنج است. گویا وی از کاهنان مخالف دین زردتشتی بوده و به همین دلیل در ادبیات پهلوی دارای لقب جادوگر است. از او در آبان یشت با صفت بداندیش کوردل یاد شده است.
- ↑ یوشت (فارسی میانه: yōšt) اوستا -yōišta صفت عالی از yavan به معنی جوانترین است(Bartholomae. 1904, 1299 & 1305) این واژه از ریشه yav به معنی طول کشیدن است.
- ↑ https://sepandarmaz.ir/%DB%8C%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
- ↑ فریان (در فارسی میانه Frayān)، نام خانوادگی یوشت و معنی آن افزون و بسیار است. همچنین به معنی برآوردن و ستودن.
- ↑ زند وهومن یسن، ترجمه صادق هدایت
- ↑ https://sepandarmaz.ir/%DB%8C%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
- ↑ https://sepandarmaz.ir/%DB%8C%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
- ↑ https://sepandarmaz.ir/%DB%8C%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
[[رده:ادبیات فارسی میانه]