جعفر صادق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
«امام صادق» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر استفاده‌ها، امام صادق (ابهام‌زدایی) را ببینید.
امام شیعه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
جعفر صادق
Jafar sadegh-23526254.png
نقش ششمین امام شیعیان
نام جعفر صادق
کنیه ابوعبدالله
لقب(ها)

صادق
کاشف الحقایق
طاهر
محقق

مصدق
زادروز ۱۷ ربیع‌الاول سال ۸۳ پس از هجرت
زادگاه مدینه
درگذشت ۲۵ شوال سال ۱۴۸ پس از هجرت
مدفن قبرستان بقیع، مدینه
۲۴°۲۸′۱.۰۷″ شمالی ۳۹°۳۶′۴۹.۴۲″ شرقی / ۲۴.۴۶۶۹۶۳۹° شمالی ۳۹.۶۱۳۷۲۷۸° شرقی / 24.4669639; 39.6137278
پدر محمد باقر
مادر ام فروه
همسر(ان) حمیده البربریه
فرزند(ان) موسی کاظم، اسماعیل، عبدالله، محمد دیباج، اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروة، اسماء، فاطمه
طول عمر

پیش از امامت ۳۱ سال
(سال ۸۳ تا ۱۱۴ پس از هجرت)

دوران امامت ۳۴ سال
(سال ۱۱۴ تا ۱۴۸ پس از هجرت)
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق معروف به جعفر صادق، (زاده ۲۰ آوریل ۷۰۲ و درگذشته ۱۳ دسامبر ۷۶۵ میلادی) امام ششم شیعیان دوازده امامی بعد از پدرش محمد باقر و قبل از پسرش موسی کاظم می باشد. او از جانب پدر از نسل علی بن ابیطالب و از جانب مادرش ام‌فروه از نسل ابوبکر می باشد. جعفر صادق در ۱۷ ربیع‌الاول ۸۳ هجری قمری (۷۰۲-۷۰۳ میلادی[۱]) در مدینه بدنیا آمد و در ۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد[نیازمند منبع]. او بیشترین سال عمر را در میان یازده امام اول شیعیان داشته‌است. محل دفن وی کنار قبر پدرش در قبرستان بقیع شهر مدینه‌است.[۲][۳]

او در سن ۳۱ سالگی پس از مرگ پدرش به امامت رسید. امامت او همزمان با سال‌های پایانی حکومت بنی امیه و سال‌های آغازین حکومت بنی عباس بود. به علت ضعف و عدم استقرار نظام سیاسی، وی فرصت بسیار مناسبی برای فعالیت فرهنگی و مذهبی به دست آورد. از سوی دیگر نیز عصر وی زمان جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون در جهان اسلام بود. زمینه فعالیت به گونه‌ای برای وی فراهم بود، که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه‌ها از جعفر صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری خوانده می‌شود.[۴][۵] فقه شیعه نیز عمدتاً بر روایات به‌جای مانده از او مبتنی‌ست، به همین جهت مکتب فقهی شیعیان دوازده امامی را مذهب جعفری نیز می‌نامند.[۶][۷][۸]

مسئله جانشینی بعد از جعفر صادق زمینه گسست بین شیعیان را فراهم کرد. کسانی که معتقد بودند پسر ارشد صادق، اسماعیل که قبل از پدرش مرد، امام هفتم می باشد به نام اسماعیلی معروف شدند. گروه دیگری که سومین پسر صادق، موسی کاظم را امام بعدی می دانند به نام شیعه جعفری یا شیعه دوازده امامی معروف شدند. این گروه اکثریت شیعه را تشکیل می دهند.[۹][۱۰]

تولد و سالهای اولیه زندگی

گرچه در تاریخ دقیق تولد یا امامت صادق تردید وجود دارد، اما بیشتر منابع تاریخ ۸۳ ق/ ۷۰۲ م (گرچه ۸۰ / ۶۹۹ و ۸۶/ ۷۰۵ هم گزارش شده) را برای تولد و بر همین اساس تاریخ ۱۱۷/۷۳۵ (گرچه در برخی منابع ۱۱۴/۷۳۲ و ۱۲۶/ ۷۴۳ هم ذکر شده) را برای امامتش ذکر کرده اند.[۳] صادق از جانب پدر نوه ی نوه ی علی بن ابیطالب و از جانب مادر نوه ی نوه ی ابوبکر می باشد. بر این اساس صادق نخستین امام شیعیان است که هم از نسل ابوبکر، اولین خلیفه راشدین، و هم از نسل علی، اولین امام شیعیان، می باشد. صادق در طول چهارده سال اولیه زندگی شاهد امامت پدربزرگش زین العابدین و کناره گیری او از صحنه درگیری های سیاسی بود. با وجود پیروان اندکِ سجاد، صادق همچینین می دید مردم و فقهای مدینه چه احترامی برایش قائل بودند.[۱۱][۱۲]

پدربزرگ مادری صادق، قاسم بن محمد بن ابوبکر، نیز به عنوان یک محدث مشهور، مورد احترام مردم مدینه بود. قدرت بنی امیه در این دوران در اوج خود قرار داشت و گرایش مردم مدینه به سمت علوم دینی و تفسیر قرآن روز افزون بود.[۱۲]

دوران امامت

صادق سی چهار یا سی پنج سال داشت وقتی بعد از پدرش محمد باقر به مقام امامت رسید و برای بیست و هشت سال منصب امامت شیعیان را بر عهده داشت، طولانی ترین دوره در میان یازده امام اول شیعیان.[۱۲] همچنین این دوره از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تنوع عقاید دینی داری اهمیت فراوان می باشد.

قبل از صادق اکثریت شیعیان سیاستهای انقلابی زید (عموی جعفر صادق) را به سکوت رازآلود پدر و پدربزرگ امام صادق ترجیح می دادند.[۳][۱۲][۱۳][۱۴] زید ادعا می کرد که مقام امامت بسته به مطالبه ی عمومی این مقام توسط خود امام است. صادق از طرف دیگر دکترین امامت را برای شیعیان اینطور توضیح می داد که "امامت بسته به انتخاب بشر یا مطالبه ی عمومی آن نیست"، بلکه هر امام دارای علم بخصوصی است که او را برای آن مقام شایسته می کند. این علم از پیامبر به علی و سپس دیگر جانشینان علی می رسد. بر این اساس، دکترین نص یا "انتصاب هر امام بوسیله امام قبل به فرمان خداوند" توسط امام صادق کامل شد. صادق با این حال می گفت که به رغم اینکه به منصب امامت انتخاب شده، ادعای خلافت نخواهد کرد.[۱۴][۱۰][۱۴]

در دوره بنی امیه

امامت صادق مصادف با اواخر دوران حکومت بنی امیه بود، دوره ای که شورشهای فراوانی از جانب شیعیان و غیر شیعیان به خود دید که عاقبت منجر به شکست خونین بنی امیه توسط عباسیان یا بنی عباس، فرزندان عباس، عموی پیامبر، شد. صادق اما به همان سیاست پدر و پدربزرگش ادامه داد و نقشی در این شورشها ایفا نکرد. او از شورش زیدی ها که اطراف عمویش زید گرد آمده بودند و مورد حمایت معتزله و محدثان مدینه و کوفه بودند دوری می کرد.[۱۲] همچنین از شورش محمد ابن عبدالله نفس زکیه که ملهم از کیسانی ها بودند حمایت نکرد.[۱۲] بر این اساس صادق هیچ نقشی در سرنگونی امویان توسط عباسیان نداشت.[۳] پاسخش به پیکی که تقاضای کمک ابومسلم خراسانی، سردار خراسانی شورش عباسیان، را به نزدش آورده بود، مشهور است. صادق تقاضای چراغی کرده نامه ابومسلم را سوزانده خطاب به پیک گفت: "آنچه را دیدی با اربابت در میان بگذار".[۱۳] موقع سوزاندن نامه همچنین ایراد کرد: "این مرد از ما نیست و این زمان، زمان من نیست."[۱۵] صادق همچنین دیگر تقاضاها کمک را رد کرد و خودش هم ادعایی حکومت نکرد. صادق گفته بود که هر چند به عنوان امام منتخب رهبری امت اسلامی را بر عهده دارد، اما ادعای حکومت بر مسلمین را به کسی تحمیل نخواهد کرد.[۱۰]

در دوره بنی عباس

اواخر دوره بنی امیه و اوایل دوران بنی عباس دوران ضعف حکومت مرکزی بود و این فرصتی را در اختیار صادق گذاشته بود تا آزادانه در مدرسه ای که بیش از ۴۰۰۰ شاگرد را تربیت کرده بود، تدریس کند. از میان این شاگردان می توان ابوحنیفه و مالک بن انس، بنیانگذاران دو مکتب فقهی اهل سنت، حنفیه و مالکیه را می توان نام برد.[۱۶][۱۷][۱۸] واصل بن عطا، بنیانگذار مکتب معتزلی هم در میان این شاگردان بود. بعد از اینکه انقلاب عباسیان، اموی ها را برانداخت، شمشیر عباسیان به سمت شیعیانی برگشت که سابقا در کنار عباسیان علیه اموی ها می جنگیدند. عباسیان همچنین به جعفر صادق مظنون بودند، چون شیعه همیشه معتقد بود رهبری امت اسلامی مقامی بود که با امر الهی و توسط امام قبلی به هر امام داده می شود. بعلاوه صادق پیروان زیادی، هم در میان شاگردنش و هم در میان کسانی که او را امام امت می دانستند داشت. [۹] در دوران حکومت منصور، صادق به همراه چند تن از اشخاص مطرح مدینه به بغداد فرا خوانده شد. به این منظور که خلیفه بتواند از نزدیک آنها را زیر نظر داشته باشد. صادق اما با نقل حدیثی از پیامبر از منصور خواست تا او را از این سفر معذور دارد. حدیث اینگونه روایت می شود که: "مردی که از دیارش مهاجرت کرده تا زندگی اش را بسازد به هدفش خواهد رسید اما کسی که در کنار خانواده اش بماند زندگی طولانی تری خواهد داشت."[۱۳] و منصور ظاهرا تقاضایش را پذیرفت. بعد از شکست و مرگ محمد نفس زکیه در سال ۷۶۲،اما، صادق بهتر آن دید تا فراخوان منصور را اطاعت کند. بعد از مدت کوتاهی، اما، صادق خلیفه را قانع کرد که برایش خطری ندارد و اجازه یافت تا به مدینه برگردد.[۳][۷]

در اواخر زندگی، صادق کم و بیش مورد آزار و اذیت خلفای عباسی قرار می گرفت. حاکم مدینه به عنوان مثال دستور گرفته بود تا خانه اش را آتش بزند، حادثه ای که باعث آسیب امام نشد. به عقیده ی شیعه، این حادثه مانند حادثه ی فرار ابراهیم نبی از آتش معجز گونه بود.[۱۳] صادق همچنین به منظور اینکه ارتباط کمتری با پیروانش داشته باشد زیر نظارت شدید بود و گاهگاهی هم به زندان می افتاد. [۹]

زندگی خانوادگی

جعفر صادق با فاطمه که از نسل حسن بن علی بود، ازدواج کرد. از او دو پسر به نامهای اسماعیل بن جعفر (امام ششم فرقه ی اسماعیلیه) و عبدالله افطح متولد شدند. به دنبال مرگ فاطمه، صادق برده ای به نام حمیده خریداری کرده، او را آزاد کرد و مسائل دینی را به او آموخته سپس با او ازدواج کرد. حمیده برایش دو پسر به نامهای موسی کاظم (امام هفتم شیعیان دوازده امامی) و محمد دیباج به دنیا آورد. حمیده مورد احترام شیعیان مخصوصا زنانی است که او را به خاطر درایت و دانایی اش می ستایند. جعفر صادق زنان را به حضورش می فرستاد تا عقاید اسلامی را از او یاد بگیرند. معروف است از آن امام که در حقش گفته است که حمیده مثل طلای ناب از هر ناخالصی پاک است.[۱۹][۲۰]

مرگ

آرامگاه چهار امام شیعه پیش از تخریب در سال ۱۳۰۶ خورشیدی
ضریح چهار امام شیعه پیش از تخریب به وسیله حکومت سعودی، به ترتیب از راست به چپ حسن مجتبی، علی بن حسین، محمد باقر و جعفر صادق.

صادق چندین بار بوسیله ی خلفای اموی و عباسی (هشام، سفاح و منصور) دستگیر شد تا اینکه عاقبت، بر اساس برخی منابع [۲۱] به دستور منصور در سال 168/765 و در سن 64 یا 65 مسموم شد [۳][۴] صادق در مدینه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و تا اوایل قرن بیستم قبرش محل زیارت زائران بود، تا اینکه در سال 1926 وهابی ها پس از فتح مدینه ساختمان همه قبور متبرکه به جز قبر پیامبر را با خاک یکسان کردند. [۲۲]

به گفته ی طباطبایی با شنیدن خبر مرگ صادق، منصور می خواست به امامت امامان شیعه خاتمه دهد. پس نامه ای به حاکم مدینه نوشته از او خواست به خانه ی صادق رفته وصیت نامه اش را خوانده و هر که در آن به عنوان جانشینش ذکر شده گردن بزند. حاکم مدینه اما با خواندن وصیت نامه مشاهده کرد که صادق چهار نفر را به جانشینی اش انتخاب کرده. خود خلیفه، حاکم مدینه، عبدالله افطح بزرگترین فرزند امام، و موسی کاظم، فرزند کوچکترش از جانشینان امام بودند. [۴]

مسئله جانشینی

پس از مرگ صادق و حتی پیش از مرگش، وقتی پسر ارشدش اسماعیل پیش از خودش از دنیا رفت، شیعیان شروع به انشعاب به دسته های مختلف شدند. پس از مرگ صادق این دسته بندی ها تنوع بیشتری پیدا کرد. گروه بزرگی از شیعیان دوازده امامی به امامت پسر سوم صادق، موسی کاظم، معتقد شدند. گروه کوچکتری معتقد بودند اسماعیل توسط پدرش به جانشینی انتخاب شده اما چون قبل از پدرش از دنیا رفته، جانشینی به محمد بن اسماعیل و جانشینانش منتقل میشود. این گروه اخیر به اسماعیلیه معروف شدند. برخی اسماعیلیان معتقد شدند اسماعیل در واقع نمرده است بلکه به عنوان مهدی و ناجی آخرالزمان ظهور خواهد کرد، و این در حالی است که به گفته طباطبایی مرگ اسماعیل با حضور شاهدان زیادی اتفاق افتاد. گروههای دیگری هم بودند که دو پسر دیگر صادق، عبدالله افطح و محمد بن جعفر را امام می دانستند. گروه کوچکتری معتقد شدند که صادق آخرین امام بوده و امامت با او به پایان رسیده است. پس از مرگ موسی کاظم، که شیعیان دوازده امامی امام هفتم می دانند، اکثریت شیعیان به امامت پسرش علی بن موسی الرضا معتقد شدند. در حالی که عده ی دیگری معتقد بودند امامت با موسی کاظم پایان رسیده که این گروه اخیر به واقفیه معروف شدند. از امام هشتم تا امام دوازدهم، که اکثریت شیعیان مهدی موعود می دانند، انشعاب مهم دیگری رخ نداده است. از میان فرقه هایی که از اکثریتِ دوازده امامی منشعب شده اند امروزه فقط اسماعیلیه و زیدیه باقی مانده اند.[۳][۴][۷][۹][۱۰][۱۴][۲۳]

مکتب دینی

ارجاعاتی که به عقاید جعفر صادق در میان نوشته های گروههای متضاد از قبیل صوفیان، دانشمندان، شیعیان، فقه اهل سنت، اسماعیلیان، افراطیون و غیره یافت می شود نشان می دهد که صادق شخصیتی با نفوذ در میان همه مکاتب دینی مهم زمان خویش بوده است.[۲۴] به گفته یعقوبی معمول بود برای هر کس که می خواست حدیثی از صادق بیاورد می گفت: "دانشمند به ما خبر داد که..." [یادداشت ۱] مالک بن انس وقتی میخواست چیزی را از صادق نقل کند می گفت: "ثقه(معتمد)، جعفربن محمد، خودش به من گفت که ..." [یادداشت ۲] از ابوحنیفه هم مشابه این عبارت روایت شده است.[۱۴][۲۴][۲۵] اگر چه فرقه ها و گروههای مختلف سعی کرده اند میراث علمی باقی مانده از صادق را به نفع خودشان به کار گیرند، با این حال کتب شیعی مهمترین منبع تعلیمات صادق می باشد. برای شیعیان دوازده امامی، جعفر صادق، ششمین امامی است که تشیع را به عنوان یک دستگاه فکری نیرومند و جدی در اواخر دوران بنی امیه و اوایل حکومت امویان پایه گذاری کرد.[۲۴] به گفته طباطبایی شمار احادیثی که از صادق و پدرش باقر روایت شده از تمام احادیثی که از پیامبر و دیگر امامان شیعه روایت شده بیشتر است.[۴] تفکر شیعی که از میر حیدر آملی آغاز شد و با فیلسوفان دوره صفویه از قبیل میرداماد، ملاصدرا و قاضی سعید قمی ادامه پیدا کرده و تا زمان حاضر ادامه دارد، برپایه ی احادیث امامان شیعی بخصوص جعفر صادق شکل گرفته است.[۸]

فقه جعفری

فقه شیعه بعد از جعفر صادق به فقه جعفری معروف شد، به این دلیل که احکام فقهی جعفر مهمترین منبع قوانین فقهی فقه شیعه می باشد. فقه جعفری همانند فقه اهل سنت بر اساس قرآن، حدیث و اجماع شکل گرفته است. اما تفاوت این دو در این است که در حالی که شیعه وزن بیشتری به عقل می دهد، فقه اهل سنت از نوعی قیاس در قوانین فقهی استفاده می کند.[۱۴][۲۴][۲۶] صادق به عنوان کسی که توسل به رای و قیاس را رد می کند، معتقد است که قوانین خداوند بسته به موقعیت تغییر می کنند و پیش بینی ناپذیرند پس وظیفه ی بندگان این نیست که با تعقل در آنها قانون آنرا کشف کنند بلکه می بایست با گرفتن دستور این احکام از امام تسلیم اراده ی خلل ناپذیر خداوند باشند.[۲۴] عمر بن حنظله(از شاگردان امام) در کتابش با عنوان مقبوله، از امام می پرسد چگونه اختلافات پیش آمده در میان امت باید حل و فصل شود و آیا کسی می تواند این اختلاف را به درگاه سلطان یا قاضی حکومتی ببرد. صادق به این سؤال پاسخ منفی داده در عوض یک سیستم غیر رسمی قضاوت را پیشنهاد داده، ایراد می دارد که مردم باید به "کسانی که احادیث ما را روایت می کنند مراجعه کنند." به این دلیل که امام "چنین شخصی را قاضی و حکم شما قرار داده است."[۲۴]

الهیات

عقاید صادق در الهیات از طریق مفضل که سوالات خود و جواب های صادق را در کتابی تحت عنوان توحید مفضل گردآوری کرده، ثبت شده است. در این کتاب که در آن، صادق دلایلی برای یگانگی خداوند می آورد، به نظر، همان کتاب الاهلیلجه است که در پاسخ به درخواست مفضل که از صادق خواسته بود ردیه ای بر کسانی که خداوند را انکار می کنند بنویسد، است. هشام بن حکم از دیگر شاگردان مشهور امام است که نظریاتش بعدها جزئی از الهیات شیعه ی دوازده امامی شد. از جمله این نظریات ضرورت عقلی وجود امام در هر عصر است، که خداوند او را مسئول تعلیم و رهبری امت قرار داده است.[۲۴]

این سخن که :"هر که ادعا کند خداوند باعث شر است، به خدا دروغ بسته است. همچنین هر که ادعا کند خیر و شر هر دو از جانب خداست، به خدا دروغ بسته است،" منتسب به صادق است. این دیدگاه با دیدگاه معتزله که خدواند را از مسئولیت وجود شر در دنیا مبرا می کنند، سنخیت دارد. به عقیده ی صادق خداوند به مخلوقات دستوری نمی دهد مگر اینکه به آنها توانایی انجام ندادن آن دستور را عطا کند، هر چند بدون اجازه او قادر به انجام آن نیستند. در واقع دیدگاه صادق چیزی بین جبر و اختیار(تفویض) است. بر این اساس، حکم خداوند بر برخی چیزها به صورت قطعی قرار می گیرد، اما برخی دیگر بر عهده ی انسان قرار می گیرند. این دیدگاه بعدها کاربرد زیادی پیدا کرده به "امرا بین الامرین" شهرت یافت. به این معنی که نه جبر مطلق، نه اختیار مطلق، بلکه چیزی بین این دو![۷][۱۳] همچنین روایت شده که سؤال کننده ای از صادق پرسید: " آیا خداوند بندگانش را مجبور به انجام شر می کند، یا آنکه اختیار آن را به خودشان واگذار کرده؟" صادق به هر دوی این سوالات جواب منفی داد. سؤال کننده پرسید: "پس چه؟" صادق جواب داد: "موهبت خداوند چیزی بین این دو قرار می گیرد."

تفسیر

تفاسیر قرآن منتسب به جعفر صادق از قبیل "تفسیر القرآن"، "منافع سور القرآن" و "خواص القرآن الاعظم" بیشتر به عنوان کتب رمزی-عرفانی شناخته شده و در انتساب آنها به صادق تردید وجود دارد. عبدالرحمان سلامی در کتب "حقائق التفسیر" و "زیادات حقائق التفسیر"، جعفر صادق را به عنوان یکی از منابع اصلی (اگرنه منبع اصلی) معانی قرآن نامبرده است.[۲۴] کتاب جفر، به عنوان یک تفسیر عرفانی بر قرآن کریم، همچنین به صادق نسبت داده شده است.[۹][۲۴] به گفته ی ابن خلدون این تفسیر که ابتدا بر پوست گوساله نوشته شده بود در واقع به منظور روشن کردن معانی پنهانی قرآن نگاشته شده است.[۲۷] بر این اساس گفته می شود که صادق یک تفسیر چهار لایه از قرآن ارائه کرده است. به عقیده صادق، کتاب خدا از چهار قسمت تشکیل شده است: عبارات روشن، معانی تلویحی، معانی پنهان مربوط به عوالم روحانی و حکمت های روحی. به عقیده او معانی روشن مربوط به عامه ی مردم است. معانی پنهانی برای برگزیدگان است، معانی تلویحی برای دوستان خداست و حکمت های روحی مخصوص پیامبران است.[۲۳] صادق همچنین تاکید می کند که احادیث منتسب به پیامبر که با قرآن همخوانی ندارد باید کنار گذاشته شود.[۷]

دکترین تقیه

نوشتار اصلی: تقیه

گفته می شود که صادق تقیه را به عنوان ابزاری دفاعی در مقابل فشار و تهدیدی که علیه او و شیعیانش روا داشته می شد، به کار می برد.[۳][۱۴] تقیه در واقع نوعی طفره یا رازپوشی دینی[۲۸] است که در آن مومنی که در معرض ترس یا خطر آزار و اذیت شدید قرار می گیرد، دینش را انکار می کند.[۲۹] به عبارتی دیگر، بر مبنای تقیه، این قابل قبول است که عقیده ی واقعی خود را پنهان کنید، در صورتی که با ابراز آن جان خود یا دیگری را به خطر می اندازید.[۹] دکترین تقیه در واقع هنگامی بوسیله صادق توسعه یافت که منصور عباسی حملات وحشیانه ای را علیه علویان و حامیان آنان براه انداخته بود.[۲۸] به گفته ی معزی در منابع اولیه اسلامی تقیه به معنای "حفظ و نگهداری رمز و راز تعلیمات امامان بود." تباین و تضاد موجود در احادیث ائمه، بر این اساس، به عنوان محصول نیاز به تقیه تلقی می شد. بر همین منوال از صادق روایت شده است که: "کسی که می داند ما (ائمه) حقیقت را می گوییم، از تعلیمات ما خرسند است و اگر ببیند بعدا چیزی خلاف آنچه شنیده ایراد کردیم، باید بداند که این تنها به نفع خودش است."[۱۵] تقیه همچنین برای کسانی که نمی خواستند تعلیمات آنها برای همه ی علما قابل درک باشد یا می خواستند معانی عمیق تر را از دید علمای معمولی پنهان کنند، معنایی رمزی داشت.[۱۰]

آثار

به عقیده ی هی وود، نیم جین از کتابهای دینی نام صادق را به عنوان نویسنده بر خود حک دارند، با این حال نمی توان با اطمینان هیچکدام از آنها را به صادق نسبت داد. محتمل است که صادق نویسنده ای بوده که کار نوشتن را به شاگردانش واگذار می کرده است. جابر به عنوان مثال ابراز می دارد که آثارش یک جور بازنویسی تعلمیات صادق است و از خود چیز زیادی به آنها اضافه نکرده است.[۷][۱۴][۲۷] در منابع تاریخی زیادی از قبیل طبری، یعقوبی و مسعودی همچنین نقل قول های زیادی از صادق یافت می شود. ذهبی نیز به آثار روایی اهل سنت و دانشمندان اسماعیلی از قبیل قاضی نعمان اشاره کرده که اقوال صادق را در اثارشان ضبط کرده اند.[۳۰] کتاب جفر هم یک نوع تفسیر قرآن است که به گفته ی ابن خلدون توسط صادق درباره ی معانی پنهان قرآن نگاشته شده است.[۲۷] نسخه های مختلفی از یک وصیت نامه و همچنین مجموعه ای از احکام حقوقی نیز به او نسبت داده شده اند. همچنین اصول کافی اثر شیخ کلینی که از منابع اصلی حدیث شیعه است، حاوی مطالب و گزارش های زیادی از آن امام می باشد.[۳]

جعفر صادق بعد از مجلس درس روزانه خود به مناظره با افراد مختلف از جمله خداناباوران می‌پرداخت.مفضل بن عمر جعفی در کتابی که به توحید مفضل مشهور شده ،مباحثی را به نقل ار ایشان نوشته است که از دیگاه کالبد شناسی و تن کارشناسی (آناتومی و فیزیولوژی)، فلسفی و جهان شناسی به تحکیم پایه های خدا باوری طرف مباحثه می پردازد. در متن بعضی از این مناظرات به مسایلی علمی همچون گردش خون -که در آن زمان ناشناخته بوده- اشاره شده‌است.[۳۱]

سخنان برگزیده

  • باهوش ترین مردم، خوش اخلاق ترین آنها هستند.[۳۲]
  • کسی که به موضوعی که درباره اش نمی داند حمله می کند دماغ خودش را بریده است.[۳۲]
  • کسی که مانع بخشش می شود به خدا اطمینان ندارد.[۳۲]
  • علما امانت داران پیغمبر هستند تا زمانی که به دیدار حاکمان نرفته اند. [۳۲]
  • آزادترین آزاد کسی است که گرفتار حرص نیست.[۳۲]
  • هیچ چیز بهتر از سکوت نیست. هیچ دشمنی بدتر از جهل نیست. هیج بیماری ای خطرناک تر از دروغ گویی نیست. [۳۲]
  • حسادت ایمان را می خورد همانطور که آتش چوب را می خورد.[۳۲]
  • سه چیز محبت می آورد: دین، فروتنی و بخشش... سه چیز نفرت می آورد: ریا، خودپسندی و ستم.[۳۲]
  • اگر بداخلاق بداند که به خودش زخم می زند در رفتارش مدارا پیشه می کند.[۳۲]
  • کسی که از خدا بترسد، خدا کاری می کند همه چیز از او بترسد. کسی که از خدا نترسد، خدا کاری می کند که از همه چیز بترسد.[۱۳]

شاگردان

جعفر صادق بیش از ۴۰۰۰ هزار شاگرد داشته‌است که برخی از بزرگانشان بدین قرارند: ۱)ابان بن تغلب؛ ۲) اسحاق بن عمارصیرفی کوفی؛ ۳)برید بن معاویه بن العجلی؛ ۴) ابوحمزه ثمالی؛ ۵)حریربن عبدالله سجستانی؛ ۶)زرارة بن اعی شیبانی؛ ۷)صفوان بن مهران جمال اسدی؛ ۸) عمران بن عبدالله سعد اشعری قمی؛ ۹) عیسی بن عبدالله سعد اشعری قمی؛ ۱۰)فیض بن مختارالکوفی؛ ۱۱) محمد بن علی بن نعمان کوفی معروف به مؤمن الطّاق ۱۲) محمد بن مسلم بن ریاح؛ ۱۳) معاذ بن کثیر؛ ۱۴) هشام بن محمد بن السائب؛ ۱۵) مفضل بن عمر ۱۶)جابر بن حیان ۱۷)مالک بن انس

از نگاه دیگران

مالک بن انس، پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، مدتی شاگرد جعفر صادق بود.[۳۳] او در باره عظمت و شخصیت علمی و اخلاقی صادق چنین می‌گوید: من فقیه تر و داناتر از جعفر بن محمد ندیده‌ام. او داناترین فرد این امت است.[۳۴] به خدا سوگند! چشمان من ندید فردی را که از جهت زهد، علم، فضیلت، عبادت و ورع برتر از جعفر بن محمد باشد.[۳۵]

ابوحنیفه، پیشوای یکی دیگر از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، نیز شاگرد جعفر صادق بود.[۳۶] برخی منابع، مدت شاگردی او را دو سال دانسته‌اند. به عنوان نمونه، آلوسی درباره دو سال شاگردی او پیش امام صادق، از ابوحنیفه نقل می‌کند که: «اگر آن دو سال نبود، نعمان (ابوحنیفه) هلاک می‌شد.»[۳۷] وی درباره عظمت علمی صادق گفته‌است: اگر جعفر بن محمد نبود، مردم احکام و مناسک حجشان را نمی‌دانستند.[۳۸]

عطار نیشابوری فصل اول کتاب تذکره الاولیا، اثرش در شرح احوال بزرگان اولیا و مشایخ صوفیه، را به شرح حال صادق اختصاص داده‌است. عطار در این کتاب می‌آورد[۳۹]:

اگر تنها صفت او گویم، به زبان و عبارت من راست نیاید که در جمله علوم و اشارات و عبارات بی تکلف به کمال بود، وقدوه جمله مشایخ بود، و اعتماد همه بر وی بود و مقتدای مطلق بود. هم الهیان را شیخ بود و هم محمدیان را امام، و هم اهل ذوق را پیشرو، و هم اهل عشق را پیشوا. هم عباد را مقدم، هم زهاد را مکرم. هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر و اسرار بی نظیر بود.

در ادامه عطار داستانهایی چند از کرامات او نقل می‌کند.

زمامداران معاصر

خلفای اموی معاصر
[۵]
خلفای عباسی معاصر
[۵]

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه

توضیحات
  • این الگو بر مبنای اندیشه شیعه می‌باشد.
  • دوره امامت علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دوره امامت حجت بن حسن از لحظه درگذشت امام پیشین خود آغاز شده است و چون به عقیده شیعیان دوازده امامی وی زنده است و از نظرها پنهان می‌باشد، لذا امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پیرو آن تا روز قیامت ادامه دارد.

     (۱) علی المرتضی ۶۳۲ تا ۶۶۱ (۲۹ سال)      (۲) حسن المجتبی ۶۶۱ تا ۶۷۰ (۹ سال)      (۳) حسین الشهید ۶۷۰ تا ۶۸۰ (۱۰ سال)      (۴) علی السجاد ۶۸۰ تا ۷۱۲ (۳۲ سال)      (۵) محمد الباقر ۷۱۲ تا ۷۳۲ (۲۰ سال)      (۶)جعفر الصادق ۷۳۲ تا ۷۶۵ (۳۳ سال)      (۷) موسی الکاظم ۷۶۵ تا ۷۹۹ (۳۴ سال)      (۸) علی الرضا ۷۹۹ تا ۸۱۷ (۱۸ سال)      (۹) محمد التقی ۸۱۷ تا ۸۳۵ (۱۸ سال)      (۱۰) علی النقی ۸۳۵ تا ۸۶۸ (۳۳ سال)      (۱۱) حسن العسکری ۸۶۷ تا ۸۷۴ (۷ سال)      (۱۲) محمد المهدی از ۸۷۴ تا زمان حال (تاکنون ۱۱۴۰ سال)

یادداشت

  1. "the Learned One informed us"
  2. "The Thiqa (truthful) Ja'far b. Muhammad himself told me that…"

جستارهای وابسته

پانویس

  1. تصویر امامان شیعه در دائرةالمعارف اسلام (ترجمه و نقد)، ۲۸۷
  2. شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح الجنان
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ ۳٫۸ Gleaves, Robert. "JAʿFAR AL-ṢĀDEQ i. Life". Incyclopedia Iranica. Retrieved 2015. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ Tabatabai, Sayyid Muhammad Husayn (1997). Shi'ite Islam. Translated by Seyyed Hossein Nasr. SUNY press. pp. 68–69,179–181. ISBN 0-87395-272-3. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ [/page.php?pid=۱۲۷۴۹ «امام صادق علیه السلام»] ‎(فارسی)‎. دائرةالمعارف طهور. 
  6. حسن‌زاده آملی. فضایل و سیره چهارده معصوم (ع). ۳۵۴. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ Haywood, John A. "Jaʿfar ibn Muḥammad". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2015. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Tabåatabåa'åi, Muhammad Husayn (1981). A Shi'ite Anthology. Selected and with a Foreword by Muhammad Husayn Tabataba'i; Translated with Explanatory Notes by William Chittick; Under the Direction of and with an Introduction by Hossein Nasr. State University of New York Press. pp. 9–11, 42–43. ISBN 9780585078182. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ ۹٫۵ Campo, Juan E. (2009). Encyclopedia of Islam (Encyclopedia of World Religions). USA: Facts on File. pp. 386, 652, 677. ISBN 978-0-8160-5454-1. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ ۱۰٫۴ Armstrong, Karen (2002). Islam, A Short History. Modern Library; Rev Upd Su edition. pp. 56–57,66. ISBN 978-0812966183. 
  11. Lalani, Arzina R. (March 9, 2001). Early Shi'i Thought: The Teachings of Imam Muhammad Al-Baqir. I. B. Tauris. p. 31,78. ISBN 978-1860644344. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ Jafri, Syed Husain Mohammad (2002). The Origins and Early Development of Shi’a Islam; Chapter 10. Oxford University Press. ISBN 978-0195793871. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ ۱۳٫۴ ۱۳٫۵ Donaldson, Dwight M. (1933). The Shi'ite Religion: A History of Islam in Persia and Irak. BURLEIGH PRESS. pp. 115,130–141. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ ۱۴٫۵ ۱۴٫۶ ۱۴٫۷ Martin, Richard C. (2003). Encyclopedia of Islam and the Muslim World, A-Z. Macmillan Reference USA. pp. 369, 625. ISBN 978-0028656038. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Moezzi, Mohammad Ali Amir (1994). The Divine Guide in Early Shi'ism : The Sources of Esotericism in Islam. State University of New York Press. pp. 64–65,139. ISBN 9780585069722. 
  16. Phyllis G. Jestice, Holy People of the World: A Cross-cultural Encyclopedia, Volume 1, p 415. ISBN 1576073556
  17. Ludwig W. Adamec, Historical Dictionary of Islam, p 12. ISBN 0810863030
  18. Umar F. Abd-Allah, Mālik and Medina: Islamic Legal Reasoning in the Formative Period, p 44. ISBN 9004247882
  19. Donaldson, Dwight M. (1933). The Shi'ite Religion: A History of Islam in Persia and Irak. BURLEIGH PRESS. pp. 152–160. 
  20. Rizvi, Sayyid Saeed Akhtar (1988). Slavery, from Islamic & Christian perspectives (2nd (rev.) ed., 1988. ed.). Richmond, B.C.: Vancouver Islamic Educational Foundation. ISBN 0-920675-07-7. 
  21. al-Fusul al-muhimmah, p.212; Dala’il al-imamah, p.lll: Ithbat al-wasiyah, p.142.
  22. Adamec, Ludwig W. (2002). The A to Z of Islam. Scarecrow Press; Revised edition. p. 53. ISBN 978-0810845053. 
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Corbin, Henry (2001). The History of Islamic Philosophy. Translated by Liadain Sherrard with the assistance of Philip Sherrard. London and New York: Kegan Paul International. p. 6,31. 
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ ۲۴٫۴ ۲۴٫۵ ۲۴٫۶ ۲۴٫۷ ۲۴٫۸ Gleaves, Robert. "JAʿFAR AL-ṢĀDEQ ii. Teachings". Encyclopedia Iranica. Retrieved 2015. 
  25. Sharif, Mian Mohammad (1966). History of Muslim Philosophy, Vol 2. Germany: Allgauer Heimatverlag GmbH. pp. 906–907. 
  26. Sharif, Mian Mohammad (1966). History of Muslim Philosophy, Vol 2. Germany: Allgauer Heimatverlag GmbH. pp. 906–907. 
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ De Smet, Daniel. "Ja'far al-Ṣadiq iv. And Esoteric sciences". Encyclopedia Iranica. Retrieved 2015. 
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ Momen, Moojan (1985). An Introduction to Shi'i Islam. Yale University Press. pp. 39, 183. ISBN 978-0-300-03531-5. 
  29. Stewart, Devin, "Islam in Spain after the Reconquista", Teaching Materials, The Hagop Kevorkian Center for Near Eastern Studies at New York University, retrieved 6 August 2012 
  30. Madelung, W., The Sources of Ismāīlī Law, The University of Chicago Press, Journal of Near Eastern Studies, Vol. 35, No. 1 (Jan., 1976), pp. 29-40
  31. مغز متفکر جهان شیعه ص۳۷۸ نوشته شده توسط مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ ۳۲٫۳ ۳۲٫۴ ۳۲٫۵ ۳۲٫۶ ۳۲٫۷ ۳۲٫۸ al-Husayn al-Muzaffar, Mohammed (1998). Imam Al-Sadiq. Translated by Jasim al-Rasheed. Qum: Ansariyan Publications. pp. 165–166,230–247. ISBN 964-438-011-8. 
  33. شرح الاخبار فی فضایل الائمه الاطهار، ج۳، ص۲۹۹، ح۱۲۰۳.
  34. شمس الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۶، ص۲۵۷؛ تاریخ‌الکبیر، ج ۲، ص۱۹۹ و ۱۹۸، ح۲۱۸۳.
  35. امالی صدوق، ص ۴۳۵ و۴۳۶، ح ۲.
  36. طبق منابع شیعی و برخی از منابع اهل سنت مانند: ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقة، ص ۱۲۰؛ محمد ابوزهره، ابوحنیفه، ص ۷۲؛ رسائل جاحظ، ص ۱۰۶.
  37. «لولا السنتان لهلک النعمان»: محمد ابوزهره، ابوحنیفه، ص ۳۱.
  38. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۱۹، طبع قم، نشر اسلامی
  39. تذکرةالاولیا، به تصحیح محمد استعلامی، باب اول. عطار-که خود اهل تسنن بوده‌است- او را پیشوای شیعیان دوازده امامی می‌داند و ذکر کرامات او را به عنوان یادکرد همه امامان شیعه بیان می‌دارد. او می‌گوید: ((چون ذکر او کرده شود از آن همه بود. نبینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند. یعنی یکی دوازده‌است و دوازده یکی))

منابع

  • تصویر امامان شیعه در دائرةالمعارف اسلام (ترجمه و نقد). محمود تقی‌زاده داوری. قم: مؤسسه شیعه‌شناسی، ۱۳۸۵. ISBN 964-96928-1-9. 

پیوند به بیرون