بهرام بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
«بیضایی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای مشاهدهٔ کسانِ دیگری با این نام، بیضایی (نام خانوادگی) را ببینید.
بهرام بیضایی
Bahram Bayzai.jpg
پرترهٔ بهرام بیضایی، کارِ فخرالدین فخرالدینی (۱۳۸۱)
زادروز ۵ دی ۱۳۱۷ (۷۸ سال)
تهران
محل زندگی تهران، اصفهان، استراسبورگ، پالوآلتو
ملیت ایرانی
پیشه فیلم‌ساز و کارگردان تئاتر و نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس
سال‌های فعالیت ۱۳۴۰–اکنون
تأثیرگذاران فردوسی، مهدی اخوان ثالث، آکیرا کوروساوا، ویلیام شکسپیر
تأثیرپذیرفتگان واروژ کریم‌مسیحی، حسین کیانی و بسیاری از سینماگران و اصحاب نمایش
لقب استاد بیضایی
آثار هشتمین سفر سندباد
مرگ یزدگرد
باشو، غریبه کوچک
سگ‌کشی
همسر منیراعظم رامین‌فر (-۱۳۴۴)
مژده شمسایی (تاکنون-۱۳۷۱)
فرزندان نیلوفر (۱۳۴۵)، ارژنگ (۱۳۴۶)، نگار (۱۳۵۱)، نیاسان (۱۳۷۴)
والدین ذکایی بیضایی آرانی
نیره موافق
خویشاوندان ادیب بیضایی، پرتو بیضایی آرانی، امین‌الله رشیدی
نامزد هوگو طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۲
برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۳
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۱
جایزه یک عمر دستاورد جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول ۲۰۰۴
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره

بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷) فیلم‌ساز، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است. از کارهای وی می‌شود کارگردانی فیلم و نمایش، تدوین فیلم، تهیهٔ فیلم، مقاله‌نویسی، نگارش یکی دو داستان و چند شعر و بیش از چهل فیلمنامه و بیش از سی نمایشنامه و انبوهی پژوهش تاریخی منتشر شده و نشده، استادی در دانشگاه و غیر از دانشگاه و چند سالی نیز کارمندی را برشمرد. بیضایی از فیلم‌سازانِ صاحب‌سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجستهٔ ادبیات نوین فارسی به شمار می‌رود. برخی از نمایشنامه‌های بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبان‌های دیگری درآمده و در آسیا و اروپا و امریکای شمالی چاپ و اجرا شده است. ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و نمایش‌هایی بر صحنه‌های شهرهای مختلف ایران و گاه غیر از ایران از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد.

بیضایی در تهران به دنیا آمد. پدرش شاعر بود و در جوانی از آران به تهران کوچیده بود. بیضایی در مدرسه شاگرد زرنگی نبود؛ ولی گروهی از نویسندگان و هنرمندان و ادیبانِ آینده مانند داریوش آشوری و محمدعلی سپانلو و عبدالمجید ارفعی و بهرام بیضایی با یکدیگر هم‌درس بودند. بیضایی نیز نویسندگی را از همین دوران آغاز کرد و نوشته‌های ماندگاری مانند آرش را با الهام از مهدی اخوان ثالث و در واکنش به «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی پدید آورد. او از مدرسه می‌گریخت و در سینه کلوب فیلم تماشا می‌کرد. سپس‌تر از رشته ادبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران کناره گرفت. ولی حاصل پژوهش‌هایش را به صورت کتاب نمایش در ایران چاپ کرد، که یگانه منبع مهمّ تاریخ نمایش ایرانی شد.[۱] همزمان به نمایشنامه‌نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه‌های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می‌کردند. اغلبِ نخستین نمایشنامه‌هایش - مانند پهلوان اکبر می‌میرد - با نمایش گروه هنر ملّی کامیابی یافت؛ هرچند گاه جلال آل احمد به تندی به کارش اعتراض کرد. سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین‌فر ازدواج کرد. بیضایی در اوایل دهه ۱۳۴۰ از اعضای گروه طرفه و از هنگام تشکیل کانون نویسندگان ایران از بنیانگذارنش و به همین خاطر آماج بدگمانی ساواک بود. وی سال ۱۳۵۷ از کانون کناره گرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشگاه تهران و نیز فیلم‌سازی گذرانید. چریکه تارا را در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن ۱۹۸۰ به نمایش درآورد. یک سال پیش‌تر، پس از چندی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد، که در ۱۳۶۰، سال اخراج دوباره‌اش این بار از کرسی استادی دانشگاه تهران، فیلم هم شد. پس از نمایش مرگ یزدگرد تا هجده سال امکان کار تئاتری نداشت، هرچند با پیگیری فراوان توانست چند فیلم بسازد. سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد.[۲] از سال ۱۳۷۶ دوباره کار تئاتر دست داد و بیضایی به شوق نمایش از اقامت کوتاهش در استراسبورگ دست شست و تا ۱۳۸۶ به تفاریق توانست برای چند نمایش و فیلم و کتاب پروانه بگیرد، هرچند گاه نمایشی از صحنه پایین کشیده شد، فیلمی دچار سانسور شد یا کتابی در محاق توقیف ماند. سال ۱۳۸۹ به استادی بخش ایرانشناسی دانشگاه استنفورد به امریکا رفت و سال ۱۳۹۱ پژوهش مفصّلش دربارهٔ هزارافسان را چاپ کرد.[۳] این مهاجرت بیضایی دیرانجام‌ترین اقامتش دور از ایران بوده. او در امریکا نیز پُرکار بوده و غیر از تدریس، به نوشتن و نمایش پرداخته. بنیاد سینمای جهان نخستین فیلم بلندش را که رگبار باشد ترمیم کرده و به نمایش درآورده.

بیضایی با نویسندگانی چون اکبر رادی و فیلم‌سازانی چون ناصر تقوایی و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشته. در رأی‌گیری از ۵۵ منقّد سینمایی ایرانی به سال ۱۳۸۱ بیضایی با ۴۰ رأی برترین کارگردان تاریخ سینمای ایران شناخته شد.[۴] باشو، غریبه‌ی کوچک، که همراهِ گوزن‌ها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده،[۵] و سگ‌کشی، که پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از برجسته‌ترین فیلم‌های بیضایی است. برخی مورّخان سینما سرآغاز فیلم‌سازیِ فیلم‌سازانی از نسل بیضایی و تقوایی و کیمیایی را سرآغاز فصل جدید سینمای ایران دانسته‌اند که «موج نو» نامیده‌اند؛ و فیلم‌های دههٔ ۱۳۵۰ بیضایی مانند غریبه و مه و کلاغ را در این جریان سینمایی گنجانیده‌اند. در نمایش نیز اغلب او را مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ ادبیات فارسی گفته‌اند، که با نمایشنامه‌هایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد، و همراهِ نمایشنامه‌نویسانِ دیگری چون ساتم الغ‌زاده و علی نصیریان و غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونهٔ نمایشنامه را در زبان فارسی استوار کرده و به پایه‌ای جدّی‌تر رسانید و سبب شد تا روزگار زرّینِ دهه ۱۳۴۰ در نمایشنامه‌نویسی ایران به حصول پیوست.[۶] بیضایی تنها فیلمنامه‌های خود را به فیلم درآورده و - به استثنای بانو آئویی و با وجود علاقه به نمایش کارهایی از شکسپیر و سه‌آمی موتوکیو و اکبر رادی - همواره نمایشنامه‌های خود را به نمایش درآورده است. او تهیّه‌کننده و تدوینگر و طرّاح و کارگردان بیشتر کارهای نمایشیِ خود بوده. تأثیر بیضایی را بر هنر و اندیشه در ایران بزرگ شمرده‌اند.

سرگذشت[ویرایش]

زایش و نیاکان[ویرایش]

بهرام بیضایی در پنجم دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران از مادر زاد. مادرش نیّره موافق و پدرش میرزا نعمت‌الله بیضائی آرانی، شاعری متخلّص به «ذکائی»، بود. لغتِ «بیضایی» (یا «بیضائی») از تخلّصِ عموی بزرگ بهرام بیضایی، که ادیب بیضایی باشد، آمده؛ که ذکایی بیضایی نیز با آغاز صدور شناسنامه در ایران (از سال ۱۲۹۷ با نام «سجل») همچون نام خانوادگی برگزید. مادر بهرام بیضایی آورده که هنگامی که او متولّد شد، عموهایش از آران به تهران آمده بودند. یکی از عموها به موقع دیدن نوزاد در گهواره گفته «بهرام‌پسر که زادهٔ شیر استی» و عموی دیگر ادامه داده «پیداست ز عارضش جهانگیر استی»!

پیشینهٔ شاعری و سخنوری در خانوادهٔ بیضایی همچنین آمیخته به پیشینهٔ نمایش، چراکه از زمان ابن روح اعضای این خانواده تعزیه‌گردان بودند. زادگاه این خانواده آرانِ کاشان است. میان پنج برادر و یک خواهر، ذکایی کوچک‌ترین و ادیب بیضایی بزرگ‌ترین فرزندان میرزا محمدرضا، متخلّص به ابن روح (۱۲۸۸-۱۲۳۷ خورشیدی)، و طیّبة‌النسا خانم (از خانوادهٔ علمای آران و درگذشته به سال ۱۳۱۳ خورشیدی) هستند؛ و ابن روح فرزندِ کوچک‌ترِ ملّا محمد فقیه آرانی متخلّص به روح‌الأمین (زادهٔ حوالی سال ۱۱۸۸ خورشیدی).

ذکایی بیضایی در حدود سال ۱۳۰۵ خورشیدی به تهران کوچید و به خدمت دولتی درآمد. ذکایی تعزیه‌خوان بوده‌است و برادر (ادیب بیضایی آرانی) و پدرش (ابن روح آرانی)[۷] دست‌اندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بوده‌اند.[۸]

کودکی[ویرایش]

بهرام بیضایی که در تهران زاده بود، از زادگاه پدرانش به دور بود و نیز از درس‌های قدیمه و تعزیه و سخنوری که در این خانواده ارثی به شمار می‌آمد. نامش را در مدرسه نوشتند و با آموزش نوین پرورش یافت. ولی همواره در خانه شعر می‌شنید و در مدرسه هم شاگرد خوبی نبود. سپس‌تر گفته «سخن ارث پدری من است.» در دوران مدرسه با عبدالمجید ارفعی و داریوش آشوری و اسماعیل نوری علا و نادر ابراهیمی و در اوان جوانی با م. آزاد و اکبر رادی و جلال آل احمد و محمدعلی سپانلو دمخور بود. در سال‌های آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت.

کار[ویرایش]

Nasser Taghvai.jpg
من اولین بار در آبادان و زمانی که برای اجرای یک نمایش به همراه عباس جوانمرد به این شهر سفر کرده بود با او آشنا شدم که همان دیدار سرآغاز یک دوستی دیرینه شد.

ناصر تقوایی، در سخنرانی در تئاتر شهر در زادروز بیضایی ۱۳۹۵

بیضایی تحصیلات دانشگاهیش را در رشتهٔ ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام ادارهٔ کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهش‌های نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین‌فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر (۱۳۴۵) و ارژنگ (۱۳۴۶، درگذشته در صدروزگی) و نگار (۱۳۵۱) می‌باشد. او یکی از پایه‌گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کناره گرفت. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از ادارهٔ برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشتهٔ هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.[۹] در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت‌الله (ذکایی) بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بین‌المللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشتهٔ میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ بدرود حیات گفت.[نیازمند منبع] وی هم‌اکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزهٔ سینا را به بیضایی اهدا کرد.[۱۰] وی، چنان‌که خود گفته است، در سال‌های پس از انقلاب فرهنگی اجازهٔ تدریس در دانشگاه‌های ایران را ندارد.[۱۱]

در سینما[ویرایش]

بیضایی یک کلمه است: استاد. تنها یک کلمه. کاش می‌توانستم آن گونه که بیان می‌کنم نوشته شود استاد. چشم‌هایش چیزهایی می‌داند آن قدر دور، ناب و کمیاب که نمی‌توان در مورد آنها صحبت کرد. . . .

فرهنگ معیّری. از مقاله دربارهٔ فیلم سگ‌کشی.[۱۲]

فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه عمو سبیلو در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلم‌هایی که او در سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تا کنون در محاق توقیف می‌باشند. او اغلب برای ساختن فیلم‌هایش با مشکلات فراوان روبه‌رو بوده‌است. از او تا کنون ۱۰ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه منتشر شده است. پس از نمایش همگانی فیلم سگ‌کشی (۱۳۸۰) که با استقبال گستردهٔ منتقدان و مردم روبه‌رو شد، وقتی همه خوابیم را در سال ۱۳۸۷ روی پرده برد. بیضایی جز کارگردانی، تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه‌کنندگی را نیز در سینما آزموده است.

در نمایش[ویرایش]

بهرام بیضایی یکی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم در صحنهٔ نمایش کارنامه‌ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینهٔ نمایش هم علاقه داشته و در سال‌های دههٔ ۱۳۴۰ کتاب‌هایی را دربارهٔ نمایش در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان رشته نمایش به شمار می‌رود. بهرام بیضایی نوشتن نقد، پژوهش و مطالب پراکنده دربارهٔ نمایش و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و… را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه‌گذاران موج نوی نمایشنامه‌نویسی ایران می‌باشند. اجراهای صحنه‌ای او اغلب از نمایش‌های پربیننده بوده‌اند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامهٔ «کارنامه بندار بیدخش» نوشتهٔ خودش و «بانو آئویی» را به طور هم‌زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم‌نگاهی به قتل‌های زنجیره‌ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید. نمایش بعدی او در ایران «افرا؛ یا روز می‌گذرد» در زمستان ۱۳۸۶ در تالار وحدت تهران به صحنه رفت و با موفقیت و استقبال کم‌نظیر تماشاگران مواجه شد. دیگر نمایش او، سایه‌بازی «جانا و بلادور» است که در تیرماه ۱۳۹۱، در استنفورد آمریکا به صحنه رفته‌است. آخرین نمایش اجرا شده توسط بیضایی تا زمان حاضر، گزارش ارداویراف است که در سال ۲۰۱۵، در آمریکا و با گروه بازیگران ایرانی به روی صحنه رفت.

نمایشنامه‌نویسی[ویرایش]

Akbar Radi.jpg
بگذار در مقام یک شاهد عادل مرجع ملّی دستی به فتوا بلند کنم چنین؛ قسم به نام او (که تویی)، و نامت حجّت است بر تآتر ایران،‌ و تویی در آستانهٔ این سالگرد خجسته، ‌قلمدار صحنه‌های ما که از برجستگان درام جهان کسری نداری و چیزی هم سری.

اکبر رادی، «تو آن درخت روشنی»[۱۳]

در سال‌هایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند. برخی نمایشنامه‌های مهم وی عبارتند از مرگ یزدگرد، فتحنامهٔ کلات و سهراب کشی. نوشته‌های وی از جهت زبان آنها مورد توجه است، چرا که در برخوانی‌های «آرش»، «اژدهاک»، «مرگ یزدگرد»، «سهراب کشی» و «کارنامه بندار بیدخش»، هیچ واژهٔ عربی به کار نبرده است.

تدریس[ویرایش]

بهرام بیضایی اوایل پاییز سال ۱۳۸۹، به همراه همسرش مژده شمسایی به دعوت دانشگاه استنفورد برای تدریس سینما به آمریکا سفر کرد. او که تنها برای یک دوره آموزشی به این کشور سفر کرده بود قرارداد خود را تا شهریورماه ۱۳۹۳ تمدید کرد. تاریخ سینما در ایران، و اسطوره و سینمای جهان از جمله واحدهای درسی است که گفته شده بیضایی در مدت اقامت خود در آمریکا تدریس کرده است.[۱۴]

زن و سینما[ویرایش]

در ابتدای دهه پنجاه بود که بیضایی به سینما روی آورد و محمود دولت‌آبادی در این باره گفته است: «بیضایی زمانیکه دیگر نتوانست تئاتر روی صحنه ببرد، سراغ سینما رفت.» در این دهه، بیضایی پس از ساخت دو فیلم کوتاه، فیلم رگبار را جلوی دوربین برد که همراه با قیصر مسعود کیمیایی و گاو داریوش مهرجویی در زمره آثار سینمای موج نو ایران قرار گرفتند. چند سال بعد فیلم چریکه تارا جلوی دوربین رفت که به رغم ظرایف فراوان در این اثر، مورد تحسین احمد شاملو قرار گرفت. بیضایی همچنین پیشرو نگاه نوینی به زن از جمله در سینما بوده و نگرش او به زن در سینما موضوع پژوهش‌های بسیاری بوده است. از نخستین کتاب‌ها در این باره سیمای زن در آثار بهرام بیضایی کارِ شهلا لاهیجی بوده است.[۱۵]

کارنامه[ویرایش]

فیلم‌ها[ویرایش]

کوتاه[ویرایش]

بلند[ویرایش]

نمایش‌ها[ویرایش]

کتاب‌ها[ویرایش]

بیضایی چیزی حدود هفتاد کتاب فارسی چاپ شده، از نمایشنامه و فیلمنامه و داستان و گفتگو و پژوهش تاریخی و فرهنگی و غیره، دارد؛ که برخی به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده است. گزیده‌ای از این‌ها عبارت است از:

نمایشنامه[ویرایش]

فیلمنامه[ویرایش]

روایت[ویرایش]

پژوهش[ویرایش]

گفتارها و گفتگوها[ویرایش]

  • هیچکاک در قاب-۱۳۷۴
  • ̽ گفت و گو با بهرام بیضایی / زاون قوکاسیان (انتشارات آگاه)

جایزه‌ها[ویرایش]

جشنواره‌های فیلم
  1. برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه دورهٔ پنجم جشنوارهٔ سپاس (رگبار) (۱۳۵۱)
  2. برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران (رگبار) (۱۳۵۱)
  3. برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم مسکو (رگبار) (۱۳۵۱)
  4. نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر) (۱۳۶۶)
  5. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر (مسافران) (۱۳۷۰)
  6. برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران (مسافران) (۱۳۷۰)
  7. نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین (مسافران) (۱۳۷۰)
  8. نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (روز واقعه) (۱۳۷۳)
  9. برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  10. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  11. نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  12. برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)
  13. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)
خانه سینما و انجمن نویسندگان و منتقدان
  1. نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  2. برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  3. نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  4. نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  5. نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  6. نامزد تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  7. برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو (سفر) (۱۳۵۱)
  8. برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره فیلم مسکو (سفر) (۱۳۵۱)
  9. برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره (غریبه و مه) ۱۳۵۴
  10. نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر...) (۱۳۶۶)
  11. برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه (باشو؛ غریبه کوچک) (۱۳۶۹)
  12. نامزد جایزه هوگو طلایی بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو (رگبار) (۱۳۵۱)
  13. برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره (غریبه و مه) (۱۳۵۴)
  14. نامزد جایزه بالن طلایی جشنواره سه قاره (کلاغ) (۱۳۵۵)
  15. برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم وایادولید (چریکه تارا) (۱۳۵۹)
  16. نامزد جایزه بالن طلایی جشنواره سه قاره (شاید وقتی دیگر) (۱۳۶۶)
  17. برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم هنر و تجربه اوبرویلیه (باشو غریبه کوچک) (۱۳۶۹)
  18. برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آدانا ترکیه (باشو غریبه کوچک) (۱۳۶۹)
  1. دریافت جایزه سینا از دانشگاه هاروارد (۲۰۱۳)
  2. دریافت جایزه میراث فرهنگ از بنیاد فرهنگ (۲۰۱۲)
  3. جایزه یک عمر دستاورد جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول (۲۰۰۴)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Encyclopaedia Iranica. "Drama". M. R. Ghanoonparvar.
  2. خبرگزاری ایلنا. ۱۳۹۵
  3. خبرگزاری ایبنا. ۱۳۹۱
  4. فراستی، «بهترینهای عمر ما»، ۷۳.
  5. فراستی، «بهترینهای عمر ما»، ۷۳.
  6. Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." Critical Perspectives on Modern Persian Literature. Edited and Compiled by Thomas M. Ricks. Washington, D. C: Three Continents Press. 1984. page 59.
  7. سلمانی آرانی، حبیب‌الله. نگاهی به آران و بیدگل. انجمن اهل قلم آران و بیدگل، ۱۳۷۷. شابک ‎۹۶۴-۳۳۰-۱۸۳-۴. 
  8. «بهرام بیضایی سانسور نمایشش را تکذیب کرد.». فردا، ۲ بهمن ۱۳۸۶. 
  9. «بهرام بیضایی در جدال با جهل». 
  10. «بیضایی بعد از تدریس در استنفورد به ایران می‌آید». ۱۳ بهمن ۱۳۸۹. 
  11. «بهرام بیضایی در دانشگاه تهران؛ از سال ۱۳۶۰ اجازه تدریس ندارم». روزنامه اعتماد، ۲۲ اسفند ۱۳۸۷. 
  12. معیّری. ««فرهنگ معیّری طراح چهره‌پرداز» از کتاب بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی». ۱۳۸۱. ۱۸۳–۱۸۵. 
  13. رادی، اکبر. «تو آن درخت روشنی».
  14. شخصیت نگار - بهرام بیضایی
  15. عشق و سکس در سینمای ایران

منابع[ویرایش]

  • Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." Critical Perspectives on Modern Persian Literature. Edited and Compiled by Thomas M. Ricks. Washington, D. C: Three Continents Press. 1984.
  • علیرضا کاوه: دوساعت گفتگوی علیرضا کاوه با بهرام بیضایی /... به گفتگوی واقعی نیازمندیم

پیوند به بیرون[ویرایش]