بهرام بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بهرام بیضایی
پرتره بهرام بیضایی، کارِ فخرالدین فخرالدینی
زادروز ۵ دی ۱۳۱۷ (۷۷ سال)
تهران
محل زندگی تهران، اصفهان، استراسبورگ، پالوآلتو
ملیت  ایران
پیشه کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس
سال‌های فعالیت ۱۳۴۰ - تاکنون
تأثیرگذاران فردوسی، مهدی اخوان ثالث، آکیرا کوروساوا، ویلیام شکسپیر
تأثیرپذیرفتگان واروژ کریم‌مسیحی، حسین کیانی، محمد رحمانیان
آثار رگبار (فیلم ۱۳۵۱)
باشو، غریبه کوچک
سگ‌کشی
همسر منیراعظم رامین فر (-۱۳۴۴)
مژده شمسایی (تاکنون-۱۳۷۱)
فرزندان نیلوفر (۱۳۴۵)، نگار (۱۳۵۱)، نیاسان (۱۳۷۴)
والدین ذکایی بیضایی آرانی
نیره موافق
خویشاوندان پرتو بیضایی آرانی، امین‌الله رشیدی
جایزه‌ها نامزد هوگو طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۲
برنده جایزه ویژهجشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۳
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۱
جایزه یک عمر دستاورد جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول ۲۰۰۴
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره


بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران) فیلم‌ساز، کارگردانِ تئاتر، نمایشنامه‌نویس، تدوین‌گر، تهیه‌کننده و پژوهشگر ایرانی است. وی از فیلم‌سازانِ صاحب‌سبک و معتبر سینمای ایران به شمار می‌رود و برخی از نمایشنامه‌هایش نیز به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و زبان‌های دیگر درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده‌.

ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، کمابیش هفتاد کتاب و نمایش‌هایی بر صحنه‌های شهرهای مختلف ایران و گاه جهان از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد. او جز این کارها به استادی و آموزش نمایش و سینما و امور مربوطه در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های گوناگون در ایران و بیرون از ایران پرداخته است.

بیضایی از چهره‌هایی است که با کسانی چون اکبر رادی در نویسندگی و ناصر تقوایی در سینما و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشت. باشو، غریبه کوچک - که در رأی‌گیری منقّدان ایرانی همراهِ گوزن‌ها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده[۱] - و سگ‌کشی که پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد دو تا از مهم‌ترین فیلم‌های بیضایی است. در نمایش نیز اغلب او را مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ ادبیات فارسی گفته‌اند، که با نمایشنامه‌هایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد و همراه کسانی چون غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونهٔ نمایشنامه را در ایران استوار کرده و به سطحی جدّی‌تر رسانید.[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در آران و بیدگل به دنیا آمد. خانواده‌اش اهل آران و بیدگل بوده‌اند. پدر وی (ذکایی بیضایی آرانی) تعزیه‌خوان بوده‌است و عمو (ادیب بیضایی آرانی) و پدربزرگش (ابن روح آرانی)[۳] دست‌اندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بوده‌اند.[۴] در سال‌های آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشتهٔ ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام ادارهٔ کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهش‌های نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه‌گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره‌گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از ادارهٔ برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشتهٔ هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.[۵] در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت‌الله (ذکایی) بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بین‌المللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشتهٔ میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ بدرود حیات گفت.[نیازمند منبع] وی هم‌اکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزهٔ سینا را به بیضایی اهدا کرد.[۶] وی، چنان‌که خود گفته است، در سال‌های پس از انقلاب فرهنگی اجازهٔ تدریس در دانشگاه‌های ایران را ندارد.[۷]

در سینما[ویرایش]

بیضایی یک کلمه است: استاد. تنها یک کلمه. کاش می‌توانستم آن گونه که بیان می‌کنم نوشته شود استاد. چشم‌هایش چیزهایی می‌داند آن قدر دور، ناب و کمیاب که نمی‌توان در مورد آنها صحبت کرد. . . .

فرهنگ معیّری. از مقاله درباره فیلم سگ‌کشی.[۸]

فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه عمو سبیلو در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلم‌هایی که او در سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تا کنون در محاق توقیف می‌باشند. او اغلب برای ساختن فیلم‌هایش با مشکلات فراوان روبه‌رو بوده‌است. از او تا کنون ۱۰ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه منتشر شده است. پس از نمایش همگانی فیلم سگ‌کشی (۱۳۸۰) که با استقبال گستردهٔ منتقدان و مردم روبه‌رو شد، وقتی همه خوابیم را در سال ۱۳۸۷ روی پرده برد. بیضایی جز کارگردانی، تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه‌کنندگی را نیز در سینما آزموده است.

در نمایش[ویرایش]

بهرام بیضایی یکی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم در صحنهٔ نمایش کارنامه‌ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینهٔ نمایش هم علاقه داشته و در سال‌های دههٔ ۱۳۴۰ کتاب‌هایی را دربارهٔ نمایش در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان رشته نمایش به شمار می‌رود. بهرام بیضایی نوشتن نقد، پژوهش و مطالب پراکنده دربارهٔ نمایش و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و... را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه‌گذاران موج نوی نمایشنامه‌نویسی ایران می‌باشند. اجراهای صحنه‌ای او اغلب از نمایش‌های پربیننده بوده‌اند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامهٔ «کارنامه بندار بیدخش» نوشتهٔ خودش و «بانو آئویی» را به طور هم‌زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم‌نگاهی به قتل‌های زنجیره‌ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید. نمایش بعدی او در ایران «افرا؛ یا روز می‌گذرد» در زمستان ۱۳۸۶ در تالار وحدت تهران به صحنه رفت و با موفقیت و استقبال کم‌نظیر تماشاگران مواجه شد. دیگر نمایش او، سایه‌بازی «جانا و بلادور» است که در تیرماه ۱۳۹۱، در استنفورد آمریکا به صحنه رفته‌است. آخرین نمایش اجرا شده توسط بیضایی تا زمان حاضر، گزارش ارداویراف است که در سال ۲۰۱۵، در آمریکا و با گروه بازیگران ایرانی به روی صحنه رفت.

نمایشنامه‌نویسی[ویرایش]

در سال‌هایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند. برخی نمایشنامه‌های مهم وی عبارتند از مرگ یزدگرد، فتحنامه‌ی کلات و سهراب کشی. نوشته‌های وی از جهت زبان آنها مورد توجه است، چرا که در برخوانی‌های «آرش»، «اژدهاک»، «مرگ یزدگرد»، «سهراب کشی» و «کارنامه بندار بیدخش»، هیچ واژهٔ عربی به کار نبرده است.

زن در سینما[ویرایش]

بیضایی پیشرو نگاه نوینی به زن از جمله در سینما بوده و نگرش او به زن در سینما موضوع پژوهش‌های بسیاری بوده است. از نخستین کتاب‌ها در این باره سیمای زن در آثار بهرام بیضایی کارِ شهلا لاهیجی بوده است.[۹][۱۰]

کارنامه[ویرایش]

فیلم‌شناسی[ویرایش]

فیلم کوتاه[ویرایش]

فیلم بلند[ویرایش]

اجراهای تئاتر[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

بیضایی چیزی حدود هفتاد کتاب فارسی چاپ شده، از نمایشنامه و فیلمنامه و داستان و گفتگو و پژوهش تاریخی و فرهنگی و غیره، دارد؛ که برخی به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده است. گزیده‌ای از این‌ها عبارت است از:

نمایشنامه[ویرایش]

فیلمنامه[ویرایش]

روایت[ویرایش]

پژوهش[ویرایش]

جایزه‌ها[ویرایش]

جشنواره‌های فیلم
  1. برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه (رگبار) دورهٔ پنجم جشنوارهٔ سپاس (۱۳۵۱)
  2. برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران (رگبار) (۱۳۵۱)
  3. برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو (سفر) (۱۳۵۱)
  4. برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره فیلم مسکو (سفر) (۱۳۵۱)
  5. برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره (غریبه و مه) ۱۳۵۴
  6. نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر...) (۱۳۶۶)
  7. برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه (باشو؛ غریبه کوچک) (۱۳۶۹)
  8. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر (مسافران) (۱۳۷۰)
  9. برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران (مسافران) (۱۳۷۰)
  10. نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین (مسافران) (۱۳۷۰)
  11. نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (روز واقعه) (۱۳۷۳)
  12. برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  13. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  14. نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  15. برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)
  16. نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)
خانه سینما و انجمن نویسندگان و منتقدان
  1. نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
  2. برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  3. نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  4. نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  5. نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
  6. نامزد تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. فراستی، «بهترینهای عمر ما»، ۷۳.
  2. Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." Critical Perspectives on Modern Persian Literature. Edited and Compiled by Thomas M. Ricks. Washington, D. C: Three Continents Press. 1984. page 59.
  3. سلمانی آرانی، حبیب‌الله. نگاهی به آران و بیدگل. انجمن اهل قلم آران و بیدگل، ۱۳۷۷. شابک ‎۹۶۴-۳۳۰-۱۸۳-۴. 
  4. «بهرام بیضایی سانسور نمایشش را تکذیب کرد.». فردا، ۲ بهمن ۱۳۸۶. 
  5. «بهرام بیضایی در جدال با جهل». 
  6. «بیضایی بعد از تدریس در استنفورد به ایران می‌آید». ۱۳ بهمن ۱۳۸۹. 
  7. «بهرام بیضایی در دانشگاه تهران؛ از سال ۱۳۶۰ اجازه تدریس ندارم». روزنامه اعتماد، ۲۲ اسفند ۱۳۸۷. 
  8. معیّری، ««فرهنگ معیّری طراح چهره‌پرداز» از کتاب بهرام بیضایی و پدیده‌ی سگ‌کشی»، ۱۸۳–۱۸۵.
  9. http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/575140
  10. http://www.dw.de/عشق-و-سکس-در-سینمای-امروز-ایران/a-17324013

منابع[ویرایش]

  • Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." Critical Perspectives on Modern Persian Literature. Edited and Compiled by Thomas M. Ricks. Washington, D. C: Three Continents Press. 1984.

پیوند به بیرون[ویرایش]