ادراک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تصاویر مبهم و خطای ادراک

ادراک یا دریافتن [۱] (به انگلیسی: Perception) فرایند آگاهی یافتن از اطلاعات (داده های) حسی و شناخت آن‌ها.[۲] همچنین، ادراک، فرایندی است که هر کسی، با آن، پنداشت‌ها و برداشتهایی را که از پیرامون خود دارد، دسته بندی و شناسایی می‌کند و به این روش، به آنها، معنی می‌دهد؛ ولی، ادراک می‌تواند از رویدادهای دیدنی بسیار جدا و دور باشد. در بیشتر نمونه ها، مردم از یک چیز، برداشتهای گوناگونی دارند. می‌توان گفت که رفتار مردم، به روش ادراک، پنداشت یا برداشت آن‌ها (و نه رویداد) بستگی دارد.

عوامل مؤثر بر ادراک[ویرایش]

برای شکل‌دادن و گاهی، ارائه تعریف از ادراک، عوامل متعددی دست اندر کار هستند. این عوامل، می‌توانند که در:

  1. شخص ادراک‌کننده
  2. موضوع مورد ادراک
  3. محتوای موقعیت مورد بحث

وجود داشته باشند.

برخی از ویژگی‌های شخصی، مانند نگرش، انگیزش، علاقه، تجربه گذشته و انتظارهای شخص، بر نوع پنداشت یا ادراک او اثر می‌گذارند.[۳]

تفاوت احساس و ادراک[ویرایش]

احساس، را انتقال پیام عصبی به طرف کورتکس حسی، می نامیم. اما، ادراک، از ترکیب اطلاعات حسی با مکانیزم تفکر بوجود می‌آید. اگر اطلاعات حسی، به‌طور مستقیم، به عضلات و غدد منتقل شود، رفتار فرد، مبتنی بر حس خواهد بود که ادراک محسوب نمی‌شود. اما، اگر اطلاعات حسی، به مراکز عالی قشر مغز (کورتکس) انتقال یابد، ادراک بوجود می‌آید و رفتار فرد، تحت حاکمیت اطلاعات حسی و فرایندهای قشر خارجی مغز قرار می‌گیرد.

احساس و ادراک، از دیدگاه فیزیولوژیک، دو فرایند متفاوت هستند. یک تحرک حسی معین، می‌تواند که ادراک‌های کاملاً متفاوتی تولید کند و تحریک‌های حسی متفاوت، می‌توانند که به ادراک واحدی منجر شوند. کلیه اطلاعات فیزیولوژیک، نشان می‌دهد که یک تحرک معین همیشه فعالیت معینی در کورتکس حسی تولید می‌کند، اما واقعیت‌ها به‌طور آشکار، نشان می‌دهند که همان تحریک الزاماً ادراک معین به دنبال نمی‌آورد به عبارت دیگر یک تحریک معین می‌تواند ادراک‌های متفاوت ایجاد کند.[۴]

اندریافت[ویرایش]

آگاهی از معنا و اهمیت محرکی حسی، به ویژه که توسط تجربیات، دانش، افکار و هیجانات فرد، تعدیل می‌شود.[۵]

ادراک از نظر ملاصدرا[ویرایش]

ملاصدرا، فیلسوف ایرانی سده ۱۱ هجری، قاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» را طرح کرده‌است. وی معتقد است در تکوین ادراک، قوه شناخت و شخص ادارک‌کننده (مدرِک) و موضوع ادراک‌شونده (مدرَک)، سه چیز مستقل از یکدیگر نیستند. در هر عمل شناخت، وجودی پدید می‌آید که در همان حال که نوعی وجود شیء ادراک‌شونده است در ظرف ادراک، نوعی وجود برای نفس ادراک‌کننده هم هست. نفس ادراک‌کننده این وجود را، که فعل خویش است، به وسیله قوّه فاعله ادراکی خویش آفریده است. این قوّه ادراکی، در حقیقت، خود نفس در مرتبه فعل و تأثیر است.[۶]

فاهمه از نظر کانت[ویرایش]

فاهمه منظور از فاهمه یا ادراک از نظر کانت درک محسوسات است که از نظر او (کانت)زمان و مکان دو عنصر نامحدود فطری انسان در شکل‌گیری مقتضیات نقش مهمی دارند یعنی اگر بخواهم بیشتر شرح دهم کانت معتقد است که قوانین ترافرازنده روی طبقه‌ها (طبقه مفاهیم)ناب ارسطویی تأثیر میگذارند و بعد هم در شرایطی که این طبقه مفاهیم ناب به وجود میآورند قوه خیال انسان صحنه‌هایی را بازتولید می‌کند و بعد هم توسط فاهمه انسان به ادراک حسی می‌رسد که همه این سلسله تشکیل صور مجاز توسط اصول "خرد ناب " ایجاد می‌شود و در ادامه خرد ناب مورد نقد کانت قرار می‌گیرد و او با مدارکی ارائه می‌دهد بیان میدارد که خرد ناب دائماً در حال فریب دادن انسان میگردد.[نیازمند منبع]

نظریهٔ اسناد[ویرایش]

نظریهٔ اسناد (Attribution Theory) بر آن است تا روشن کند که چگونه آدمی تلاش می ورزد تا مایه نمود رفتارهای آشکار فردی را بر پایه عوامل درونی یا بیرونی برای خود و دیگران بازشناسد. کاربرد فرایند ادراکی در رفتار سازمانی نیز در این نظریه روشن می‌شود و این نظریه پایه مهمی در ادراک رخدادهای اجتماعی و دسته بندی رفتار مردم به‌شمار می‌آید. این نظریه رفتار مردم را ترکیبی از نیروهای بیرونی (مانند بخت و محیط) و نیروهای درونی (مانند توانایی، کوشش و دانش) می‌داند. عوامل واقعی رفتار به اندازهٔ عوامل ادراک شده حائز اهمیت نیستند، آنچه آدمی هنگام مشاهدهٔ رفتار در ذهن می پروراند و نسبت داده رفتار به علل درونی یا بیرونی است که بسیار مهم است.

کامیابی فراخود[ویرایش]

کامیابی فراخود (Self-fulfilling Prophecy) در کنار نظریهٔ اسناد از کاربردهای مهم فرایند ادراکی در سازمان و رفتار سازمانی است. این پدیده برای اولین بار توسط رابرت مرتون برای توضیح علت برشکستگی بانک‌های خوش‌نام آمریکا در سال‌های رکود اقتصادی مطرح شد. در آن زمان، باور غلط مرد باعث شد تا صاحبان سپرده‌های بانکی تلاش کنند پس‌اندازهای خود را از بانک بگیرند. بعدها، استرلینگ لیوینگستون، پس از مشاهدهٔ نتیجهٔ یک آزمایش، این پدیده را اثر پیگمالیون نامید. نتایجی که او مشاهده کرده بود، ناشی از یک علت مستقل نبود بلکه حاصل انتظاراتی بود که پژوهشگر ناخودآگاه به افراد القا کرده بود. با دانستن این که قرار است افراد به گونه‌ای خاص رفتار کنند، این پیش ذهن موجب شد آنان به گونه‌ای که انتظار می‌رفت رفتار کنند.

حرکت مارپیچ به زیانِ خواسته های خود[ویرایش]

این واکنش در مردم بدبین درباره دیگران پدید می‌آید. اینان در پی کم ارزش دانستن خود و دیگران، در دریافتهایشان دچار لغزش سختی می‌شوند و هر چیزی را ناخوشایند و ترسناک می‌بینند که به دنبال ادراکات نادرست، کم ارزش دانستن خود افزایش می‌یابد.

پانویس[ویرایش]

  1. «معنی ادراک | فرهنگ فارسی معین». www.vajehyab.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۳-۲۲.
  2. Wikipedia contributors, "Perception," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Perception&oldid=212447812
  3. استیفن پی. رابینز. رفتار سازمانی، چاپ دوازدهم. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۶، مترجمان: دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی، جلد نخست (فرد).
  4. دانشنامه رشد ادراک
  5. کاپلان و سادوک، خلاصه روانپزشکی، جلد اول، ترجمه دکتر فرزین رضاعی، ص ۳۴۹
  6. اراکی، محسن (۱ آذر ۱۳۹۱). «حقیقت ادراک و مراحل آن در فلسفه ملاّصدرا». مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۰ مه ۲۰۱۶.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]