کیکاووس زیاری

این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

عنصرالمعالی کیکاووس
امیر زیاری
سلطنت۴۴۱ تا ۴۸۳ هجری قمری (۱۰۵۰ تا ۱۰۸۷ میلادی)
پیشیندارا
جانشینگیلانشاه
زاده۴۱۲ هجری قمری
درگذشته۴۸۰ هجری قمری (۶۸ ساله)
قفقاز
دودمانزیاریان
پدراسکندر
مادرشاهزاده باوندی
دین و مذهبتسنن

عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس زیاری (۴۱۲–۴۸۰ هجری قمری) از امیرزادگان دودمان زیاریان و نویسندهٔ کتاب قابوس‌نامه بود. تبار کیکاووس از خاندانی است که در نواحی طبرستان و گرگان سال‌ها حکومت و امارت داشتند؛ اما در به حکومت رسیدن خود او تردید وجود دارد. کیکاووس بیشتر عمر خود را به عنوان ندیم، در خدمت سلاطین معاصر گذراند. او در رکاب سلطان مودود و ابوالسوار شاوور در جنگ‌هایی علیه نامسلمانان هندوستان و ماورای قفقاز شرکت کرد و سرانجام یکی از این جنگ‌ها، در گرجستان، موجب درگذشت او گردید.

عنصرالمعالی کیکاووس بیش از هر چیز، به خاطر نگارش پندنامه‌ای به زبان فارسی شناخته می‌شود که برای نصیحت پسر و جانشینش، گیلانشاه زیاری، به رشتهٔ تحریر درآورد و قابوس‌نامه نامیده می‌شود. قابوس‌نامه کتاب مهمی در ادبیات فارسی برشمرده می‌شود که پر از حکایت‌های گوناگون عبرت‌دهنده است و با متنی ساده و نزدیک به فارسی معیار امروزی نوشته شده‌است. حکایات قابوس‌نامه در چهل و چهار باب آمده و در هر یک از این ابواب دربارهٔ حرفه‌ای یا مسائل خاصی در مورد زندگی صحبت می‌شود که نشانگر دانش بالای نویسنده و آگاهی او از محیط زندگی و جامعه‌اش می‌باشد و نشان‌دهندهٔ دریچه‌ای از منظر یک نجیب‌زاده بر جامعهٔ ایران زمین در قرن پنجم هجری است.

منبع‌شناسی[ویرایش]

بیشتر اطلاعاتی که از زندگی کیکاووس بن اسکندر وجود دارد، برگرفته از اثر خود او، قابوس‌نامه، است و غیر از آن، آثار بسیار محدودی دربارهٔ او وجود دارد که جسته و گریخته به زندگیش پرداخته باشند. منابع ذیل مهمترینِ این موارد هستند:

  • تاریخ طبرستان اثر ابن اسفندیار در باب سوم که احوال ملوک آل زیار را آورده، اشاراتی به کیکاووس دارد و می‌گوید «بعد از او (کالیجار) ابن عمش کیکاووس بن اسکندر بن قابوس جانشین شد که مخصوصاً به واسطه تألیف قابوس‌نامه اشتهاری تام دارد، وی با رستم بن شهریار معاصر بود و در نواحی جبال تا سال ۴۶۲ هجری سلطنت می‌کرد، چون وی وفات یافت فرزندش گیلانشاه به جای او نشست.»[۱] سوای کتاب قابوس‌نامه، کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار مهمترین منبع اطلاعاتی است که از عنصرالمعالی گزارش‌هایی دارد.[۲]
  • تذکرةالشعرا اثر دولتشاه سمرقندی آنجا که دربارهٔ فصیحی جرجانی سخن می‌گوید، او را از ملازمان عنصرالمعالی کیکاووس می‌نامد و می‌گوید فصیحی جرجانی در داستان وامق و عذرا ذکر ایام خاندان ملک قابوس کرده و این بیت را در مدح زیاریان گفته:
    چه فرخ وجودی که از نعمتشبمیرد به پای ولی نعمتش
دولتشاه در ادامه می‌نویسد: «اما امیر کیکاووس نبیرهٔ امیر قابوس است. مرد اهل فضل بوده و کتاب قابوس‌نامه را تصنیف کرده و هفت سال ندیم مجلس سلطان سعید مودود بن محمود غزنوی بوده و در آخر عمر روی از دنیا گردانیده و در گیلان به طاعت و عبادت مشغول شد و او را هوس جنگ در دل افتاد و همراه امیر ابوالسواد که والی گنجه و بردع بوده، به غزای گرجستان رفته و آنجا به سعادت شهادت استسعاد یافت، در حالتی که زخمدار شده و نزدیک به مرگ رسیده این قطعه را گفت:
کیکاووس ای عاجز گرداب اجل راآهنگ شدن کن که اجل از بام درآمد
روزت به نماز دگر آمد به همه حالشب زود درآید چو نماز دگر آمد
البته گزارش دولتشاه سمرقندی با دیگر شواهد همخوانی ندارد زیرا کیکاووس شرح جنگ گرجستان خود را در کتابش آورده و دربارهٔ روابطش با امیر ابی‌السواد در فصل آخر کتاب توضیحاتی آورده که مشخص است در جنگ مذکور نمرده‌است. همچنین رباعی فوق، با اختلاف و تفاوت در بیت نخست، در فصل نهم کتاب قابوس‌نامه، در شکایت از پیری، آمده‌است.[۳]
  • جلد اول مجمع‌الفصحاء اثر رضاقلی‌خان هدایت گفتاوردهای دولتشاه دربارهٔ کیکاووس زیاری را آورده و همراه با سیزده رباعی به کیکاووس نسبت می‌دهد. رضاقلی‌خان خود مصحح کتاب قابوس‌نامه بوده ولی اشاره‌ای به اختلاف گزارش دولتشاه با ماوقع قابوس‌نامه نکرده‌است.[۴]
  • تاریخ ادبی ایران اثر ادوارد براون در جلد دوم خود شرح مفصلی از قابوس‌نامه دارد. او با تحسین از هوش و خرد کیکاووس، «درهم‌آمیختگی غریب مهارت و سادگی، و شک و تقوا» را در این اثر ستود و گفت که این ویژگی باعث می‌شود کتاب قابوس‌نامه «در بعضی مواقع به طرز شگفت‌انگیزی مدرن» به نظر برسد.[۵] براون در این نقد، سال نگارش کتاب را به اشتباه در ۱۰۸۲–۸۳ ذکر کرده‌است که با تاریخ هجری قمری اختلاف محاسبه دارد.[۶]
  • مورالیا: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از قرن سوم/نهم تا قرن هفتم/سیزدهم اثری است که شارل هانری دوفوشه‌کور در سال ۱۹۸۶ میلادی در فرانسه منتشر کرد و شامل یکی از دقیق‌ترین نقد و بررسی‌های قابوس‌نامه است.[۷]

پیش‌زمینه[ویرایش]

کتابی که عنصرالمعالی کیکاووس نگاشت در ابتدا نصیحت‌نامه نام داشت ولی آن را به اسم قابوس‌نامه می‌شناسند؛ که اشاره به نام پدربزرگ او، قابوس بن وشمگیر، دارد که در برج گنبد قابوس مدفون است.

یک قرن پیش از آن که کیکاووس در ۴۱۲ هجری (۱۰۲۱ میلادی) به دنیا بیاید، مرداویج پسر زیار (سردار دیلمی) در کرانه‌های خزر در طبرستان، حکومت مستقل زیاریان را بنیان نهاده‌بود. این دودمان در نیمه اول قرن پنجم هجری (سده یازدهم میلادی) به پایان کار خود رسید. امیران زیاری ابتدا ناگزیر به قبول تابعیت و خراجگزاری از سلطان محمود غزنوی شدند و در سال ۴۳۳ هجری توسط سلجوقیان قلمرو آنان تسخیر شد.[۸]

اسکندر بن قابوس (پدر کیکاووس) از امیرزادگانی است که احتمالاً در دربار سلطان محمود می‌زیست. مورخان معاصر دربارهٔ حکومت یافتن اسکندر اختلاف نظر دارند و موافقان نظریهٔ حکومت او، از جمله به قابوس‌نامه استناد می‌کنند که کیکاووس در آن، پدرش را «امیر» خوانده‌است.[۹][۱۰]کیکاووس و پسرش گیلانشاه، آخرین اعضای خاندان زیاری هستند که در تاریخ شناخته‌شده‌اند؛ اما مشخص نیست که آیا آن‌ها همچنان امارتی هرچند کوچک، در کوهستان‌های البرز داشتند یا خیر.[۱۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

کیکاووس بن اسکندر یکی از واپسین امیرزادگان دودمان زیاریان است. بنا بر آنچه از نوشته‌های خودش حفظ شده‌است، او در حدود سال ۴۱۲ هجری به دنیا آمده‌است؛ چنان‌که در ۴۷۵ هجری که کتاب قابوس‌نامه را می‌نوشت، در سن ۶۳ سالگی بود.[۱۲] کیکاووس حاصل ازدواج اسکندر بن قابوس زیاری و دختر مرزبان بن رستم باوندی بود.[۱۳] نام کیکاووس مشابه نام پدربزرگش، قابوس، است و احتمالاً قابوس حالت عربی‌شده از همین نام است؛ لذا برخی منابع او را قابوس دوم نیز نامیده‌اند.[۱۴]

کیکاووس سال‌های زیادی را دور از وطن خود، ظاهراً به عنوان یک نجیب‌زادهٔ تبعیدی، در سفر گذراند.[۱۵] جوانی خود را در دربار غزنویان پشت سر گذاشت و هشت سال در غزنه ندیم سلطان مودود بن محمود بود و در دربار سلطان مودود، با یکی از دختران سلطان محمود وصلت کرد.[۱۶][۱۷] گیلانشاه پسر کیکاووس حاصل ازدواج او با دختر سلطان محمود بوده‌است[۱۸] که در زمان نگارش کتاب قابوس‌نامه، نزد پدر نبوده و در جای دیگری می‌زیست.[۱۹]

آن گونه که خود کیکاووس نوشته‌است، در تمام عمرش مشغول تحصیل دانش و هنر بود و در جوانی علی‌رغم هوسرانی و خوشگذرانی، در کسب علم کوتاهی نمی‌کرد.[۲۰] او در پنجاه سالگی از نوشیدن شراب توبه کرد و به سفر حج رهسپار شد؛ این سفر حج احتمالاً در زمان خلافت القائم بامرالله بوده باشد.[۲۱] او در قسمتی از کتابش به حمله‌ی راهزنان به کاروانی که در آن بوده، در حوالی موصل، اشاره کرده‌است.[۲۲] در بازگشت به گنجه رفته و ندیم دربار امیر ابوالسوار شاوور بن فضل شدادی شد و در آنجا به نقل داستان‌ها و حکایات سرگرم‌کننده می‌پرداخت. پس از آن، چندین بار برای جنگ و جهاد به هندوستان رفته، که یحتمل بایستی در دوران سلطنت سلطان مسعود یا سلطان مودود بوده باشد.[۲۳] کیکاووس در لشکرکشی‌ها به مرزهای خارجی جهان اسلام، هم در شبه‌قاره هند و هم در ماوراء قفقاز شرکت کرد.[۲۴] او خود را در کتابش با لقب «مولا امیرالمؤمنین» معرفی کرده‌است.[۲۵]

بنا بر دانشنامه اسلام، کیکاووس در سال ۴۴۱ هجری (برابر با ۱۰۴۹–۵۰ میلادی) بر تخت امارت زیاری نشست و این امارت، هرچند محدود و تابع سلاطین سلجوقی، تا پایان عمر کیکاووس وجود داشت و به گیلانشاه ارث رسید و پس از آن توسط اسماعیلیان الموت منقرض گردید.[۲۶][۲۷] ظهیرالدین مرعشی در تاریخ طبرستان و رویان و مازندران مدت سلطنت کیکاووس را ۲۱ سال ثبت کرده‌است.[۲۸]

اطلاعات چندانی از کیکاووس پس از سال ۴۷۵ هجری وجود ندارد. گرچه تاریخ درگذشت او مشخص نیست، منابع سال ۴۶۲ هجری را زمان مرگ او دانسته‌اند که با تاریخ پایان نگارش کتاب که ۴۷۵ ذکر شده، همخوانی ندارد؛ بنابراین یحتمل کیکاووس کتابش را در ۴۵۷ هجری به پایان رسانده و این عدد به اشتباه ثبت شده‌است[۲۹][۳۰] یا منابع به اشتباه سالمرگ او را گزارش کردند.[۳۱] مسعود سعد سلمان، شاعر فارسی‌زبان، امیر کیکاووس را از درباریان شیرزاد بن مسعود، نایب‌الملک غزنویان هند در لاهور، ذکر کرده‌است. اگر این اشاره به نویسنده قابوس‌نامه را بپذیریم، کیکاووس حداقل تا دههٔ آخر قرن پنجم هجری می‌زیسته‌است.[۳۲]

نویسندگی[ویرایش]

ترقیمهٔ نسخهٔ خطی قابوس‌نامه در کتابخانه و موزه ملی ملک.
کتاب قابوس‌نامه‌ای که توسط سعید نفیسی تصحیح و منتشر شد، بر اساس نسخهٔ کتابخانهٔ ملک است.

جنبهٔ ادبی شخصیت کیکاووس زیاری از جنبهٔ سیاسی او مهم‌تر و قوی‌تر بود.[۳۳] او که پس از ۲۱ سال امیری درگذشت، کتاب قابوس‌نامه را که از حیث لفظ و معنی از جمله گرانبهاترین کتاب‌های ادبیات فارسی است، در نصیحت به پسر خود گیلانشاه به رشته تحریر درآورده است.[۳۴] عنصرالمعالی در مقدمهٔ کتاب هدف اصلی نگارش آن را پند و اندرز به فرزندش دانسته و می‌گوید که خودش هم واقف بر این هست که جوانان معمولاً به توصیه‌های بزرگترها توجه نمی‌کنند، اما اضافه می‌کند که حتی اگر پسر خودش به سخنان او گوش ندهد، ممکن است این اثر برای دیگران مفید باشد. در مقدمه، همچنین به تبار سلطنتی این خانواده که با شجره‌نامه‌ای اساطیری به تعدادی از اجدادش که حاکمان محلی بودند و پادشاهان ساسانی بازمی‌گردد، تأکید شده‌است. این محتوا می‌توانست برای گیلانشاه ارزشمند باشد تا اگر به فرمانروایی رسید یا اگر مجبور بود به دنبال شغل درخور دیگری بگردد، از آن بهره جوید.[۳۵] باسورث می‌گوید که کیکاووس در این کتاب به حاکمان اندرز می‌دهد و از تکلیف آن‌ها در برابر خداوند و لزوم رفتار اخلاقی صحبت می‌کند، اما در واقع مصلحت را عملی‌ترین مبنای حکومت می‌داند.[۳۶] غلامحسین یوسفی در تحسین ظرافت و بی‌پالودگی این اثر، کیکاووس را با القابی همچون «امیر دبیر»، «دبیر امیر» و «امیر روشن‌ضمیر» خوانده‌است.[۳۷]

عنصرالمعالی کیکاووس تجربهٔ بسیاری در سفرها و همنشینی با سلاطین زمانه داشته و با هر فن و حرفه و طبقه‌ای آشنایی داشت. همچنین کتاب‌های بسیاری مطالعه کرده بود و اطلاعات زیادی دربارهٔ جامعه و فرهنگ کسب کرده بود. او گرچه به حکومتی با وسعت آنچه اجدادش داشتند، دست نیافت؛ لیکن از تمامی امرای این خاندان اثر فرهنگی چشم‌گیرتری دارد. کتاب قابوس‌نامه یکی از فصیح‌ترین کتاب‌های ادبی فارسی و فرهنگ‌نامهٔ کاملی در باب زندگی شاهان و مردمان ایران در قرن پنجم هجری است. قابوس‌نامه دارای چهل و چهار باب و یک مقدمه است و در هر یک از این ابواب دربارهٔ حرفه‌ای یا مسائل خاصی در مورد زندگی صحبت می‌شود که نشانگر دانش بالای نویسنده و آگاهی او از محیط زندگی و جامعه‌اش می‌باشد.[۳۸][۳۳] کیکاووس پیش از نگارش کتاب، خود چندین موقعیت گوناگون را در زندگی تجربه کرده بود؛ از عنوان‌های شاهزاده و امیر گرفته تا موقعیت رعیت، درباری و سرباز. او سپس با توجه به ماهیت مخاطره‌آمیز بر تخت نشستن پسرش، در نصیحت‌نامه‌ای که به او نوشت، نه تنها سفارش‌هایی درباره‌ی چگونگی سلطنت می‌آموزد، بلکه فرزندش را برای کارهای مختلف دیگری آماده می‌کند.[۳۹] قابوس‌نامه تصویر بسیار کاملی از جامعهٔ ایران در قرون میانه ارائه می‌دهد که از دیدگاه یک اشراف‌زاده که درک دقیقی از مسائل مربوط به زندگی رعایا دارد، بیان می‌شود. در فصل‌های چهل و چهارگانهٔ کتاب به طیف وسیعی از موضوعات پرداخته شده‌است که نشان می‌دهد چه در انجام کارهای شخصی و چه در انجام کارها و مشاغل مختلف، چگونه باید در دنیا، زندگی خوب، شریف و مفیدی داشت و خود را برای آخرت آماده کرد.[۴۰]

در این کتاب، پس از آوردن مقدمه‌ای دربارهٔ انگیزهٔ نویسنده از نگارش آن، در دو فصل ابتدایی، مطابق با عرف اسلام، به توحید خدا، خلقت جهان و نبوت می‌پردازد. در فصل ۳ و ۴ به اهمیت ارکان دین اسلام، به ویژه نماز و روزه و حج، اشاره می‌کند. فصل ۵ در مورد اصول کلی اخلاقی، مانند احترام به والدین، است. فصل ۶ دربارهٔ کسب مهارت‌ها (هنرها) است و نویسنده به آموختن این گونه شایستگی‌ها، حتی برای افراد اصیل، توصیه می‌کند. فصل ۷–۸ بحثی در مورد لزوم کسب مهارت‌های کلامی آغاز می‌شود و به دنبال آن یک سلسله گفتاوردهایی می‌آید که نویسنده مدعی است به پهلوی بر دیوارهای مقبرهٔ انوشیروان ساسانی نوشته بودند. موضوع فصل‌های ۹ تا ۱۹، جنبه‌های مختلف زندگی شخصی است؛ مانند مزایای جوانی، آداب رفتار اجتماعی (مانند آداب سفره و افراط در نوشیدن شراب)، تفریحاتی همچون شطرنج و تخته نرد، قمار و شوخی کردن، عشق و لذت رابطه جنسی با پسران و زنان، حمام آب گرم، خوابیدن و استراحت کردن، بازی کردن و چوگان. سپس در فصل ۲۰ در مورد جنگ سخن می‌راند و در فصل‌های ۲۱–۲۵ به زندگی اقتصادی، به ویژه انباشت ثروت، اداره خانواده، و خرید برده و اسب توجه می‌کند در فصل ۲۶–۲۷، این توصیه‌های شخصی با بحث در مورد ازدواج و تربیت فرزندان تکمیل می‌شود. فصل ۲۸–۲۹ به نحوه دوست‌یابی و نحوه برخورد با دشمنان پرداخته و در فصل ۳۰ از عفو و مجازات حرف می‌زند. سپس در فصل ۳۱–۳۶ مهمترین جنبه‌های زندگی بررسی می‌شوند: امور مذهبی، بازرگانی، طبابت، طالع‌بینی و ریاضیات، صنعتگری، شاعری، نوازندگی و خنیاگری. در فصل ۳۷–۴۲ از دربار و نحوهٔ خدمت کردن به شاهان می‌گوید و وظایف منشی، وزیر، فرماندهٔ نظامی و در نهایت خود حاکم را برمی‌شمارد. این بررسی ابتدا با فصل ۴۳ در مورد دامداری و صنعتگری و سپس در فصل ۴۴، با بیان آرمان‌های بنیادین جوانمردی و فتوت به پایان می‌رسد. توجه خاص کیکاووس به جوانمردی و درویشی نشان‌دهندهٔ قرابت او با اندیشه‌های صوفیانه زمانهٔ اوست.[۴۱]

«…و اگر شاعر باشی، جهد کن تا سخن تو سهل و ممتنع باشد و بپرهیز از سخن غامض. و چیزی که تو دانی و دیگران را به شرح آن حاجت باشد مگوی؛ که شعر از بهر مردمان گویند، نه از بهر خویش.»

_قابوس‌نامه

متن کتاب ساده و روان است و نویسنده از حشو و سخن زائد در آن دوری جسته؛ از سجع و تصنع پیراسته و در عوض، به ایجاز و سلاست آراسته‌است.[۴۲] زبان کتاب به فارسی معیار امروزی نزدیک است؛ اگرچه تعدادی از واژگان باستانی را در خود حفظ کرده‌است. استفاده از کلمات عربی معتدل است و نحوهٔ بیان آن صریح و بدون زینت بلاغی یا استفاده از عبارات متوازن است. اگرچه نویسنده عموماً کلامی بسیار ساده دارد که همگان بهره لازم را ببرند، اما گاهی اوقات اصطلاحات فنی رایج در موضوعات مورد توصیف خود را هم معرفی می‌کند؛ مثلاً فهرست بیماری‌های اسب (در فصل ۲۵) یا اصطلاحات موزون و بلاغی (در فصل ۳۵). نسخه‌های خطی که از این اثر باقی مانده‌اند، رگه‌هایی از تغییرات متنی متأخر را نشان می‌دهند که ارزش کتاب به‌عنوان منبعی برای تحقیقات زبان‌شناختی تاریخی را محدود می‌کند.[۴۳] بنابر گفتهٔ ادوارد براون، کیکاووس در قابوس‌نامه ۵۱ حکایت نگاشت و از شاعران معروفی همچون ابوسعید ابوالخیر، ابوشکور بلخی، ابوسلیک گرگانی، عسجدی، فرخی و قمری جرجانی ابیاتی را نقل نمود.[۴۴] اکثر حکایات از فیلسوفان یونانی (افلاطون و سقراط)، پادشاهان ایرانی، خلفا و دیگر شخصیت‌های تاریخ اسلام، مانند صاحب بن عباد (وزیر آل بویه) است. اما داستان‌های ناشناس از مردم عادی هم وجود دارد. داستان‌هایی که به حاکمان غزنوی اشاره دارد از آن حیث که کیکاووس شخصاً با آن‌ها در تماس بود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند.[۴۵]

عنصرالمعالی کیکاووس در قابوس‌نامه شعری به زبان طبری (مازندرانی) نیز سروده‌است که در قرن چهارم گویش متداول در گرگان قدیم بوده‌است.[۴۶] کیکاووس در یک مورد پس از آوردن رباعی که به طبری سروده‌بود، ترجمه‌ای فارسی از آن را هم آورده‌است.[۴۷] این احتمال نیز وجود دارد که نسخه اصلی کتاب در ابتدا به طبری بوده باشد و در سده‌های بعدی به فارسی ترجمه شده باشد. .[۴۸]

تبارنامه[ویرایش]

ورداندختر تیرداد
زیار
مرداویج
فرمانروایی ۳۱۹ تا ۳۲۳
وشمگیر
فرمانروایی ۳۲۳ تا ۳۵۷
فرهادلنگر
(سالار)
بیستون
فرمانروایی ۳۵۷ تا ۳۶۶
قابوس
فرمانروایی ۳۶۶ تا ۳۷۱
مجدداً ۳۸۸ تا ۴۰۳
منوچهر
فرمانروایی ۴۰۳ تا ۴۲۱
دارا
فرمانروایی ۴۳۶ تا ۴۴۱
اسکندر
انوشیروان
فرمانروایی ۴۲۱ تا ۴۲۲
و مجدداً ۴۳۳ تا ۴۳۵
کیکاووس
فرمانروایی ۴۴۱ تا ۴۸۳
جستانگیلانشاه
فرمانروایی ۴۸۳ تا ۴۸۶
گیلانشاه زیاریکیکاووس زیاریدارا زیاریانوشیروان زیاریمنوچهر زیاریقابوس بن وشمگیربیستون زیاریوشمگیرمرداویج زیاری


پانویس[ویرایش]

  1. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۷–۴۰۹.
  2. Bosworth, The Encyclopedia of Islam, 815.
  3. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۷–۴۰۹.
  4. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۷–۴۰۹.
  5. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  6. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۷–۴۰۹.
  7. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  8. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  9. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۷.
  10. کجباف، بررسی مناسبات حکومت آل زیار و خلفای عباسی، ۹۵–۹۶.
  11. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  12. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۷.
  13. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  14. بدوی، «قابوس نامه»، ۱۰۷.
  15. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  16. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  17. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  18. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۲۳۱.
  19. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  20. بدوی، «قابوس نامه»، ۱۱۷.
  21. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  22. Malow, “Kay Kāʾūs b. Iskandar”.
  23. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  24. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  25. Marlow, The Encyclopedia of Islam.
  26. Bosworth, The Encyclopedia of Islam, 815.
  27. Marlow, The Encyclopedia of Islam.
  28. Malow, “Kay Kāʾūs b. Iskandar”.
  29. مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۸.
  30. بدوی، «قابوس نامه»، ۱۱۱.
  31. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۷–۴۰۹.
  32. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۸۴.
  34. جمال‌زاده، «در آیین خنیاگری».
  35. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  36. Bosworth, The Encyclopedia of Islam, 815.
  37. Malow, “Kay Kāʾūs b. Iskandar”.
  38. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۰۹.
  39. Malow, “Kay Kāʾūs b. Iskandar”.
  40. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  41. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  42. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۱۰.
  43. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  44. نوری، تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران، ۴۱۰.
  45. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  46. برجیان، متون طبری، ۱۳.
  47. Bruijn, Encyclopaedia Iranica.
  48. بدوی، «قابوس نامه»، ۱۱۰.

منابع[ویرایش]

  • برجیان، حبیب (۱۳۸۸). «متون طبری». فصلنامه آئینه میراث. تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب (ضمیمهٔ ۱۵). شاپا 1561-9400.
  • بدوی، عبدالمجید (۱۳۷۷). «قابوس نامه». مجله مردم‌شناسی. تهران: سیاست خارجی (۴۷).
  • کجباف، علی‌اکبر (۱۳۸۶). «بررسی مناسبات حکومت آل زیار و خلفای عباسی». فرهنگ اصفهان.
  • مفرد، محمدعلی (۱۳۸۶). ظهور و سقوط آل‌زیار. تهران: انتشارات رسانش. شابک ۹۶۴-۷۱۸۲-۹۴-۵.
  • نوری، نظام‌الدین (۱۳۸۰). «بخش نویسندگان». تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران. زهره. شابک ۹۶۴۵۷۰۴۱۵۴.
  • جمال‌زاده، محمدعلی (۱۳۱۹). «در آیین خنیاگری». موسیقی (۳): ۱–۲.
  • Bruijn, J.T.P. de (2010). "KAYKĀVUS B. ESKANDAR". Encyclopædia Iranica. Retrieved 1 January 2022.
  • Bosworth, C. E. (2018). "Kay Kāʾūs b. Iskandar". In van Donzel, E.; Lewis, B.; Pellat, Ch.; Bosworth, C. E. The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume IV: Iran–Kha. Leiden: E. J. Brill. p. 815. OCLC 758278456.
  • Marlow, Louise (2018). "Kay Kāʾūs b. Iskandar". In Fleet, Kate; Krämer, Gudrun; Matringe, Denis; Nawas, John; Rowson, Everett. Encyclopaedia of Islam, THREE. Brill Online. ISSN 1873-9830.