نظامی گنجوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی
نگاره خیالی حکیم نظامی
زادروز گنجه[۱][۲]
درگذشت ۶۰۸
گنجه
آرامگاه گنجه
محل زندگی گنجه
ملیت ایرانی
پیشه شاعر و داستان‌نویس
سبک عراقی
لقب حکیم نظامی
دوره سلجوقیان
مذهب اهل‌سنت[۳]
آثار

مخزن‌الاسرار

هفت پیکر

خسرو و شیرین

اسکندرنامه

لیلی و مجنون

دیوان حکیم نظامی
همسر آفاق
فرزندان محمد[۴]
والدین یوسف (پدر)،[۵] رئیسه (مادر)[۶]

جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مویَد، متخلص به نظامی (زادهٔ ۵۳۵ هجری قمری در گنجه[۷][۸] - درگذشتهٔ ۶۰۷–۶۱۲هجری قمری) شاعر و داستان‌سرای ایرانی[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] و پارسی‌گوی حوزه تمدن ایرانی در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که به‌عنوان پیشوای داستان‌سرایی در ادب فارسی شناخته شده‌است.[۱۵] آرامگاه نظامی گنجوی در شهر گنجه در جمهوری آذربایجان قرار دارد.

نظامی در زمره گویندگان توانای شعر فارسی است، که نه تنها برای خود روش و سبک جداگانه‌ای دارد، بلکه تأثیر شیوهٔ او بر شعر فارسی نیز انکار ناپذیر است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

از زندگانی نظامی اطلاعات دقیق در دست نیست و در بارهٔ سال تولد و وفات او نقل‌های تذکره‌نویسان مختلف است. آنچه مسلم در شهر گنجه می‌زیست و در همین شهر وفات یافت است.[۱۶] وی خیلی زود یتیم شد[۱۷][۱۸] و از ابتدا توسط دایی مادرش بزرگ شد و تحت حمایت وی تحصل نمود. مادر او از اشراف کرد بوده و این بر پایهٔ یک بیت از دیباچهٔ لیلی و مجنون («گر مادر من رئیسهٔ کرد...») دانسته شده‌است.[۱۷][۱۹][۲۰] خودش نام و نسبش را در ابیاتش آورده، که بنا بر این شعر، نام خودش الیاس و نام پدرش یوسف بن زکی بن مؤید بوده است:

در خط نظامی ار نهی گام بینی عدد هزار و یک نام
والیاس که الف بری ز لامش هم با نود و نه است نامش
ز اینگونه هزار و یک حصارم با صد کم یک سلیح دارم
گر شد پدرم به سنت جد یوسف، پسر زکی مؤید

دربارهٔ زادگاه پدری او اختلاف نظر است. برخی از منابع او را از اهالی تفرش[۲۱] یا فراهان[۲۲] و برخی او را از طبقه دهقانان (ایرانیان) آران می‌دانند. در رابطه با پدر او، بهروز ثروتیان این بیت در لیلی و مجنون را شاهد می‌آورد («دهقان فصیح پارسی‌زاد - از حال عرب چنین کند یاد») و می‌نویسد: «دهقان فصیح پارسی‌زاد: نظامی گنجه​ای/عرب:مجنون و پدر او/یادداشت- سرآغاز بندهای لیلی و مجنون همه به توضیحی کنایی آراسته‌است و شاعر بالکنایه اشاره می‌کند که این بخش از خود اوست یا در داستان اصلی و به زبان عربی آمده‌است. بیت اول بند ۳۶ از اهمیت به‌سزایی از نظر تاریخ تحقیق در زندگی و آثار نظامی برخوردار است و آن اینکه شاعر شغل و موقعیت اجتماعی خود را که «دهقان» بوده‌است و همچنین نژاد او که خود را «پارسی زاده» می​نامد، به تصریح بیان داشته و هیچ‌گونه تردیدی در صحت بیت و مطلب نیست و با تحقیق درباره​ی دهقانان قرن ششم در آذربایجان و بررسی «پارسی» که آیا نظر او «ایرانی» است یا زبان «پارسی» و یا هر دو، گوشه​ای از حیات و موقعیت اجتماعی شاعر آشکار می‌گردد.[۲۳]"[۲۴]"

پدر نظامی (یوسف) به تصریح صریح خود او در «لیلی و مجنون»، پارسی بوده‌است، چنان‌که گوید: دهقان فصیح پارسی زاد /از حال عرب چنین کند یاد. دهقان به معنی یک ایرانی اصیل و مالک زمین‌های کشاورزی ست، چنان‌که فردوسی گوید: از ایشان هر آن کس که دهگان بدند/ ز تخم و نژاد بزرگان بدند. این تعبیر دهگان، بعدها از باب اطلاق جزء به کلّ به همهٔ ایرانیان اطلاق شده است؛ در عین حال، واژهٔ دهقان به معنی «تاریخ‌نگار» هم به کار رفته‌است، چنان‌که تعبیر نظامی که دهقان را به صفت «فصیح» متصف می‌کند، به همین معنی اخیر است و باز در همین معنی فردوسی هم گفته‌است: ز دهقان کنون بشنو این داستان/ که برخواند از گفتهٔ باستان. یا: سراینده دهقان موبد نژاد/ از این داستانم چنین کرد یاد. پس نظامی که خود را «دهقان فصیح پارسی زاد»، معرفی می‌کند، باید هم ایرانی نژاده و اصیل، هم تاریخ‌دان و سخنور و هم صاحب زمین‌های کشاورزی باشد. نقش دهگانان در حفاظت از فرهنگ و تاریخ ایران در عصر اسلامی و نیز در گردآوری خراج و ایصال آن به دولت مرکزی، نیز قابل ذکر است. خلاصه آن‌که خاندان نظامی در گنجه یک خاندان دهگان با آگاهی فرهنگی و تمکّن مادی بوده‌اند. یکی از قرائن این سوابق خانوادگی، آشنایی تاریخی ما با پدر نظامی «مؤید مطرزی» و عمو یا برادر یا عموزاده‌اش به نام قوامی مطرزی از پارسی‌گویان قصیده و غزل سرای آذربایجان است".[۲۵]

لطفعلی آذر بیگدلی نیز درمقدمه یوسف و زلیخای خود گفته‌است:

دگر سرو دیار قم نظامی کزو ملک سخن دارد تمامی
زخاک تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه مدفونست در خاک

شیخ بهایی نیز در اشعار خود به‌این انتساب اشاره و شهادت می‌دهد:

ز اهل تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه چون گنج است در خاک

وحید دستگردی معتقد است که این دو بیت شاید الحاقی باشند ولی عراقی بودن نظامی و اینکه پدر و نیاکانش اهل عراق عجم بوده​اند را مسلم می‌داند. وحید دستگردی می‌نویسد: «برای اثبات این مطلب که آیا زادبوم نظامی همان شهر گنجه است یا آنکه در عراق عجم متولد و در زمان کودکی با پدر به گنجه رفته، دلیلی در اشعارش نیست، ولی تقریباً تمام تذکره نویسان می​نگارند که در گنجه متولد شده‌است، اما عراقی الاصل بودن وی مسلم است. بدین دلیل که در همه جا عراق را ستایش و همواره به دیدار عراق و مسافرت بدین صوب اظهار شوق کرده‌است و از آن جمله است (مخزن الاسرار ص ۱۷۹):

گنجه گره کرده گریبان من بی​گرهی گنج عراق آن من
بانگ برآورده جهان کای غلام گتجه کدام است، نظامی کدام؟

(خسرو و شیرین ص ۳۶۱):

عراقی وار بانگ از چرخ بگذاشت به آهنگ عراق این بانگ برداشت

شرفنامه (ص ۵۳)

عراق دل افروز باد ارجمند که آوازه​ی فضل از او شد بلند

لذا با توجه به شهادت لطفعلی آذر بیگدلی و شیخ بهایی و دو بیت اقبالنامه می‌توان نتیجه گرفت حکیم نظامی اهل عراق عجم و از ولایات قم و تفرش است. از اشاره‌های موجود در خسرو و شیرین دانسته می‌شود که اولین همسر او، کنیزکی که دارای دربند به عنوان هدیه برایش فرستاده بود، زمانی که نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند و پسرشان محمد هفت سال بیشتر نداشت، از دنیا رفته بوده‌است.[۲۶] هرچند برخی از محققان مانند وحید دستگردی با استناد یک بیت، نام این کنیزک را آفاق دانستند، اما سعید نفیسی می‌گوید: «مرحوم وحید دستگردی ازین بیت که گوید:

سبک رو چون بت قبچاق من بود گمان افتاد خود آفاق من بود

استنباط عجیبی کرده و نام این کنیزک و همسر نظامی را «آفاق» دانسته‌است و متوجه نبوده‌است که مراد وی از «گمان افتاد خود کافاق من بود» این نیست که نامش آفاق بوده بلکه مقصود اینست که چنین باو دل بسته بوده‌است که او را همه چیز خود می‌دانسته و در نزد او جانشین همهٔ آفاق و در برابر همهٔ آفاق بوده‌است. البته در زمان ما معمول شده‌است که نام زنان را «آفاق» بگذارند اما در زمان نظامی این کلمه در نام زنان معمول نبوده و نظیر آن در جای دیگر نشده‌است و بسیار بعید می‌نماید که نام این همسر آفاق بوده باشد» (دیوان قصاید و غزلیات نظامی گنجوی، به کوشش سعید نفیسی، ۱۳۳۷، ص ۳۹۵)

جای دیگر نظامی به دو همسر دیگر خود اشاره می‌کند:

فلک پیشتر زین که آزاده بود از آن به کنیزی مرا داده بود
همان مهر و خدمتگری پیشه داشت همان کاردانی در اندیشه داشت
پیاده نهاده رخش ماه را فرس طرح کرده بسی شاه را
خجسته گلی خون من خورد او بجز من نه کس در جهان مرد او
چو چشم مرا چشمهٔ نور کرد ز چشم منش چشم بد دور کرد
ربایندهٔ چرخ آنچنانش ربود که گفتی که نابود هرگز نبود
بخشنودیی کان مرا بود از او چگویم خدا باد خشنود از او
مرا طالعی طرفه هست از سخن که چون نو کنم داستان کهن
در آن عید کان شکر افشان کنم عروسی شکر خنده قربان کنم
چو حلوای شیرین همی ساختم ز حلواگری خانه پرداختم
چو بر گنج لیلی کشیدم حصار دگر گوهری کردم آنجا نثار
کنون نیز چون شد عروسی بسر به رضوان سپردم عروسی دگر
ندانم که با داغ چندین عروس چگونه کنم قصه روم و روس
به ار نارم اندوه پیشینه پیش بدین داستان خوش کنم وقت خویش

از این اشعار آشکار می‌گردد که گذشته از کنیز و همسری که هنگام نظم خسرو و شیرین از دست داده‌است، همسر دیگری از دست داده که هنگام لیلی و مجنون زنده نبوده و همسر سومی از دست او رفته که هم کنیز بوده و چنان‌که که خود گوید جز وی مرد دیگری ندیده یعنی باکره بوده‌است و هنگام نظم اقبال نامه زنده نبوده‌است. به نظر می‌رسد که از این دو همسر دیگر فرزندی نداشته‌است. در لابلای شعرهای نظامی اشاره‌هایی به دو همسر بعدی او نیز دیده می‌شود که هر دو در زمان حیات شاعر درگذشته‌اند.[۲۷]

درگذشت و آرامگاه[ویرایش]

نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت بسر برد و تنها در ۵۸۱ سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان (درگذشتهٔ ۵۸۷) به سی فرسنگی گنجه رفت و از آن پادشاه عزت و حرمت دید. نظامی هرچند شاعری مدح‌پیشه نبوده، با تعدادی از فرمانروایان معاصر مربوط بوده‌است، از جمله: فخرالدین بهرامشاه پادشاه ارزنگان از دست‌نشاندگان قلج ارسلان سلطان سلجوقی روم که کتاب مخزن الاسرار را به نام او کرده‌است، اتابک شمس‌الدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین به او تقدیم شده‌است، طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده‌است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده‌است.

نظامی در فاصلهٔ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است.

آرامگاه نظامی در گنجه

نظامی در مورد مرگ و آرامگاه خود می‌سراید:

به یاد آور ای تازه کبک دری که چون برسرخا ما بگذری
گیا بینی ازخاکم انگیخته سرین سوده پایین فروریخته
همه خاک فرش مرا برده باد نکرده زمن هیچ هم عهد یاد
چوآنجا رسی می درافکن بجام سوی خوابگاه نظامی خرام
فشانی توبرمن سرشکی زدور فشانم من ازآسمان برتو نور

زبان شعر و سبک سخن سرایی نظامی[ویرایش]

نسخهٔ خطی از خمسهٔ نظامی، اثر هنرمند ایرانی کمال‌الدین بهزاد، مربوط به ۱۴۹۴ میلادی، که ماجرای معراج پیامبر اسلام را بازگو می‌کند.

نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگر چه داستان‌سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته‌است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.

وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات بانیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته‌است.[۲۸]

ضمناً بنا بر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از اصول و مبانی حکمت و عرفان و علوم عقلی به هیچ روی ابا نکرده و به همین سبب و با توجه به دقت فراوانی که در آوردن مضامین و گنجانیدن خیالات باریک در اشعار خود داشت، سخن او گاه بسیار دشوار و پیچیده شده‌است. با این حال مهارت او در ایراد معانی مطبوع و قدرت او در تنظیم و ترتیب منظومه‌ها و داستان‌های خود باعث شد که آثار او بزودی مورد تقلید قرار گیرد.[۲۹]

نظامی گرچه شاعری داستان‌سراست و بیشتر به داستان‌های عاشقانه و یا به قول خود وی به «هوسنامه» ها پرداخته‌است، ولی او شاعری است حکیم و اندیشه‌ور، آشنا با فرهنگ و تاریخ ایران، که در پس قصه‌ها و هوسنامه‌هایش نکاتی عمیق نهفته‌است، و به همین سبب است که او چند بار از خوانندگان مثنوی‌هایش خواسته‌است تا رازها و رمزهای موجود در شعر او را نیز کشف کنند، از جمله در این دو بیت در هفت پیکر:

هر چه در نظم او ز نیک و بد است همه رمز و اشارت خرد است
هر یک افسانه‌ای جداگانه خانهٔ گنج شد نه افسانه

[۳۰]

اشعار نظامی گنجوی با سرچشمه فرهنگ ایرانی او، ایران پیشااسلامی و پسااسلامی را وحدت می‌بخشد[۳۱].

گرایش‌های عرفانی[ویرایش]

برخی از غزلیات نظامی درونمایه فلسفی و کلامی دارد. نظامی مفاهیم فلسفی و کلامی را معمولاً بی توسل به اصطلاحات فنی آن بکار برده است و اندیشه‌هایی چون اغتنام فرصت و دم غنیمتی، زود گذر بودن عمر، بی اعتباری جهان و گذرا بودن آن اشاره می‌کند.[۳۲][۳۳]

نظامی گنجوی و پیشینیان[ویرایش]

نظامی و فردوسی[ویرایش]

پاره‌ای از داستانهای نظامی در شاهنامه نیز آمده‌است، ولی نظامی از لحاظ سبک و سخنوری از فخرالدین اسعد گرگانی نیز بهره برده‌است.[۳۴].

او در کتابهای خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و اسکندرنامه و هفت پیکر از فردوسی و شاهنامه نام می‌آورد. برای نمونه در اسکندرنامه فردوسی را سخنگوی پیشینه دانای توس می‌خواند.

از ان خسروی می‌که در جام اوست شرف نامه​ی خسروان نام اوست
سخنگوی پیشینه دانای توس که آراست روی سخن چون عروس
در آن نامه کان گوهر سفته راند بسی گفتنیهای ناگفته ماند
اگر هر چه بشنیدی از باستان بگفتی دراز آمدی داستان
نگفت آنچه رغب پذیرش نبود همان گفت کز وی گزیرش نبود

همچنین برخی از ابیات نظامی با شاهنامه تطبیق دارد:

فردوسی:

چنان دان که شاهی و پیغمبری دو گوهر بود در یک انگشتری

نظامی:

نزد خرد شاهی و پیغمبری چو دو نگین است در انگشتری

فردوسی:

جهان را بلندی و پستی تویی ندانم چی ای هر چه هستی تویی

نظامی:

همه نیستند آنچه هستی تویی پناه بلندی و پستی تویی

نظامی و فخرالدین اسعد گرگانی[ویرایش]

نظامی هر چند نمونه عالی کار فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین را پیش روی داشته، با زیرکی و جوهر شناسی خاص خود داستانهایی را برای منظوم کردن پیش کشیده که بیشتر مقبول طبع ایرانیان مسلمان واقع شده است.[۳۵]

نظامی و خاقانی[ویرایش]

نظامی از دانش‌های رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، علوم اسلامی و زبان عرب) آگاهی وسیع داشته و این خصوصیت از شعر او به‌روشنی دانسته می‌شود. از معاصران خود با خاقانی دوستی داشت، و چون خاقانی درگذشت، نظامی در رثایش چنین سرود:

به دل بودم كه خاقاني دريغا گوي من گردد دریغا زانكه من گشتم دریغاگوی خاقانی

آثار نظامی[ویرایش]

نوشتار اصلی: خمسه نظامی
خمسهٔ نظامی، به قلم سال ۱۵۲۴ در هرات، واقع در موزه هنرهای متروپولیتن نیویورک

اثر معروف و شاهکار بی‌مانند نظامی، خمسه یا پنج گنج است که در قلمرو داستان‌های غنایی امتیاز بسیار دارد و او را باید پیشوای این‌گونه شعر در ادب فارسی دانست. شاعر بر روی هم رفته سی سال از زندگانی خود را بر سر نظم و تدوین آنها گذاشته است. خمسه یا پنج گنج نظامی شامل پنج مثنوی است:

مخزن الاسرار[ویرایش]

در بحر سریع، در حدود ۲۲۶۰ بیت مشتمل بر ۲۰ مقاله در اخلاق و مواعظ و حکمت. در حدود سال ۵۷۰ به اتمام رسیده‌است و از آن است این ابیات:

هر که تو بینی ز سپید و سیاه بر سرکاری است درین کارگاه
جغد که شوم است به افسانه در بلبل گنج است به ویرانه در
هر که درین پرده نشانیش هست درخور تن قیمت جانیش هست

خسرو و شیرین[ویرایش]

در بحر هزج مسدس مقصور و محذوف، در ۶۵۰۰ بیت، که به سال ۵۷۶ ه.ق. نظمش پایان گرفته‌است. ابیات زیر در توصیف آب‌تنی شیرین از آنجاست:

چو قصد چشمه کرد آن چشمهٔ نور فلک را آب در چشم آمد از دور
سهیل از شعر شکرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد
پرندی آسمان‌گون بر میان زد شد اندر آب و آتش در جهان زد

لیلی و مجنون[ویرایش]

در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف، در ۴۷۰۰ بیت. نظم این مثنوی به سال ۵۸۸ هجری به پایان رسیده‌است و از آنجاست:

مجنون چو حدیث عشق بشنید اول بگریست، پس بخندید
از جای چو مار حلقه برجست در حلقهٔ زلف کعبه زد دست
می‌گفت گرفته حلقه در بر کامروز منم چو حلقه بر در

هفت پیکر[ویرایش]

(که آن را بهرام‌نامه و هفت گنبد نیز خوانده‌اند)، در بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف، در ۵۱۳۶ بیت، در سرگذشت افسانه‌ای بهرام گور. از آن منظومه است در وصف ایران:

همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود یقین باشد
مینگیز فتنه میفروز کین خرابی میاور در ایران زمین
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج مکن ناسپاسی در آن مال و گنج

اسکندرنامه[ویرایش]

در بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، در ۱۰۵۰۰ بیت، مشتمل بر دو بخش شرفنامه و اقبالنامه که در حوالی سال ۶۰۰ به اتمام رسیده‌است؛ و از آنجاست این ابیات در مرگ دارا:

سکندر چو دانست کآن ابلهان دلیرند بر خون شاهنشهان
پشیمان شد از کرده پیمان خویش که برخاستش عصمت از جان خویش
چو در موکب قلب دارا رسید ز موکب روان هیچ‌کس را ندید
تن مرزبان دید در خاک و خون کلاه کیانی شده سرنگون

دیوان قصاید و غزلیات[ویرایش]

ویا گنجینه گنجوی: دیوان اشعار او مشتمل بر قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات است.[۳۶] نمونه غزل:

عاشق شده‌ام بر تو تدبیر چه فرمایی از راه صلاح آیم یا از ره رسوایی؟
تا جان و دلم باشد من جان و دلت جویم یا من به کنار افتم یا تو به کنار آیی
در دوستیت شهری گشتند مرا دشمن بر من که کند رحمت؟ گر هم تو نبخشایی
زین سان که منم بی تو دور از تو مبادا کس نه دسترسی بر تو نه بی تو شکیبایی

نمونه قصیده:

فرق‌ها باشد میان آدمی تا آدمی کز یک آهن نعل سازند از یکی دیگر سنان
اصل هندو در سیاهی یک شب نسب دارد ولیک هندویی را دزد یابی، هندویی را پاسبان
از تجمل هیچ ناید، زر فدی کن زر فدی تا همه ساله چو زر هم پیر باشی هم جوان
با حسین و آدم آخر آب و نان دانی چه کرد؟ خاک هر پایی مشو از بهر مشتی آب و نان

قصیده‌ای دیگر از نظامی با مطلع:

زاده طبع اگر طبع پرستی چه عجب؟ طفل لو خاسته پیرامن مادر گردد
مرغ زیرک شود شاد برین چرخ کبود ای بسا برج که زندان کبوتر گردد
توچنان باش کاگر نیز دروغی گویی راست گویان جهان راز تو باور گردد

سانسور آثار نظامی[ویرایش]

در دوران حکومت جمهوری اسلامی و سیاست‌های آن در ممیزی متون کلاسیک، آثار نظامی به ویژه منظومه خسرو و شیرین بارها سانسور و برخی از ابیات آن در چاپ‌های مختلف حذف شده‌اند.[۳۷]برخی اظهار نظرهای نویسندگان، شاعران و مترجمان سرشناس در این باره:

محمدعلی اسلامی ندوشن:ممیزی آثار کلاسیک و ترجمه‌ها درست نیست؛ زیرا آثاری است که دیگران ایجاد کرده‌اند و ما حق نداریم در آن‌ها دست ببریم. اگر ممیزی در مملکت ما وجود دارد باید حدود کار ممیزی مشخص باشد، راجع جزییات نظری نیست. اما دست بردن در متون کلاسیک صلاحیت می‌خواهد.[۳۸]

ساقی نامه‌های نظامی[ویرایش]

برگی از خمسه

برخی پژوهشگران نظامی گنجوی را پایه‌گذار ساقی‌نامه می‌دانند. بعدها شاعران دیگر مانند حافظ نیز راه نظامی را ادامه داده و ساقی‌نامه را به سبکی در ادبیات فارسی تبدیل نمودند.[۳۹] نظامی در آغاز داستان‌های اسکندر نامه، به قصد براعت استهلال دو بیت ساقی نامه آورده است. دوبیت ساقی نامه، چکیده داستانی است که بعد از آن می‌آید.

بیا ساقی از سر بنه خواب را می ناب ده عاشق ناب را
می کو چو آب زلال آمده است بهر چار مذهب حلال آمده است
بیا ساقی از من مرا دور کن جهان از می لعل پر نور کن
میی ده مرا کو بمنزل برد همه دل برند او غم دل برد

تأثیر نظامی بر شعر دوره‌های بعد[ویرایش]

نظیره‌سازی از خمسهٔ نظامی[ویرایش]

نگاره‌ای از نظامی

بخش بزرگی از ادبیات منظوم فارسی، تقلید از آثار نظامی است.[۴۰] نظامی به دلیل سبک سخن سرایی و زبان شعر مخصوص به خودش، مورد تقلید بسیاری از شاعران قرار گرفته است. از جمله شاعرانی که از آثار نظامی تقلید کرده‌اند عبارتند از: امیر خسرو دهلوی، جامی، هاتفی، قاسمی، وحشی، عرفی، مکتبی، فیضی فیاضی، اشرف مراغی و آذر بیگدلی. خواجوی کرمانی، هلالی جغتایی، مولانا هاشمی کرمانی، مولانا نویدی شیرازی.

امیر خسرو دهلوی[ویرایش]

خمسه‌اش از خمسه‌های تمام مقلدین نظامی نسبتاً بهتر و برتر است[۴۱][۴۲] و او در اشعارش نظامی را به‌عنوان استادی مسلط به فن ستوده‌است:

نظامی که‌استاد این فن وی است در این بزمگه شمع روشن وی است
ز ویرانهٔ گنجه شد گنج سنج رسانید گنج سخن را به پنج
چو خسرو به آن پنج هم‌پنجه شد وز آن بازوی فکرتش رنجه شد

وحشی بافقی[ویرایش]

وحشی دو منظومهٔ عاشقانه دارد. یکی ناظر و منظور که عشق همجنس‌گرایانهٔ پسران شاه و وزیری را بر یکدیگر روایت می‌کند، و دیگری فرهاد و شیرین یا شیرین و فرهاد به استقبال از خسرو و شیرین نظامی گنجه‌ای. مثنوی نخستین به سال ۹۶۶ به پایان رسید و ۱۵۶۹ بیت است و امّا مثنوی دوم، وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نساخت و باقی آن را وصال شیرازی شاعر مشهور سده سیزدهم هجری (م ۱۲۶۲) سروده و با افزودن ۱۲۵۱ بیت آن را به پایان رسانیده‌است. شاعری دیگر به نام صابر شیرازی بعد از وصال ۳۰۴ بیت بر این منظومه افزود. مثنوی معروف دیگری که وحشی به پیروی از نظامی سرود، خلد برین است که بر وزن مخزن‌الاسرار نظامی گنجه‌ای می‌باشد.

ابیات از خلد برین به تقلید از مخزن الاسرار و در بحر سریع:

خامه برآورد صدای صریر بلبلی از خلدبرین زد صفیر
خلدبرین ساحت این گلشن است خامه در او بلبل دستان زن است
بلبل این باغ پرآوازه باد دم به دمش زمزمه‌ای تازه باد
طرفه ریاضی‌ست که تا رستخیز سبزهٔ او را نبود برگ ریز
ز آب خضر سرزده گلها در او غنچه گشا باد مسیحا در او

هاتفی خرجردی[ویرایش]

در شعرسرایی دنباله‌رو نظامی گنجوی بود.

  • منظومه‌ها (خمسهٔ ناتمام):

لیلی و مجنون،

هفت منظر (مانند هفت پیکر نظامی حدود ۲۰۰۰ بیت)، در بحر خفیف سالم مخبون مقطوع

خسرو و شیرین

تیمورنامه یا تَمُرنامه یا ظفرنامه

مکتبی شیرازی[ویرایش]

از آثار او منظومه لیلی و مجنون که در سال ۸۹۵ هجری قمری به تقلید از نظامی سروده شده است شهرت دارد.

ای بر احدیتت ز آغاز خلق ازل و ابد هم‌آواز
ای سایه مثال‌گاه بینش در حکم وجودت آفرینش
ای کالبدآفرین جان‌ها گوهرکش رشته بیان‌ها
ای برتر از آن‌که دیده جوید یا نطق زبان‌بریده گوید
نه از گنه منت زیان بود نه باشدت از عذاب من سود
هر نیک و بدی که در نوا بود نیک از تو و بد ز فعل ما بود

فیضی فیاضی[ویرایش]

او به تقلید از نظامی مثنوی‌هایی بنام «سلیمان و بلقیس» و «نل و دمن» و «هفت کشور» و «مرکز ادوار» و نیز داستان «گیتا» را به نظم کشیده‌است. این اشعار از اوست:[۴۳]

شاهنشه بی نبرد عشق است سلطان خرابه گرد عشق است
در ریگ روان دفینهٔ او در دست تهی خزینهٔ او
صد معرکه عارض سپاهش صد ناله نقیب بارگاهش
از آب جگر گذشته دلتنگ بر آتش دل نهاده اورنگ

تأثیر هنر نظامی بر ادبیات ترکی[ویرایش]

شاعران ترک، چنان علاقه‌ای به نظامی و آثار او، به ویژه مثنوی‌های خمسه دارند، که تاریخ مثنوی‌سرایی در ادبیات ترکی را با نام نظامی پیوند خورده است. بیشتر مثنوی‌های صد سال اخیر ترکی، به پیروی و یا در استقبال و ترجمه و تفسیر خمسهٔ نظامی سروده شده‌اند.[۴۴] «ضیاء پاشا» از شاعران ترکیه عثمانی، در مثنوی خرابات گوید:

بیردیر یئنه، لیک، او پیرفانی، یوخ «خمسه» سینه نظیر ثانی
تنظیر اونو «امیر خسرو» ، ائتمیش ایدی گرچه همّت نو
طبعینه بئهوده وئردی رنجه، هاردا دهلی و هاردا گنجه!

جعل هویت نظامی[ویرایش]

تصویر نظامی در منات آذربایجان (۱۹۹۳)

یکی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد[۴۵] که از دید فنی (قافیه) نادرست است (گرگ با ترک قافیه نمی‌شود و ایراد ادبی دارد)[۴۶] و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به شمار آمده‌است. بیت جعلی مورد نظر (که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده‌است) چنین است[۴۷].

پدر بر پدر، مر مرا ترک بود به فرزانگی هر یکی گرگ بود

نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی می‌کند و آن را کمتر از شیر و روبه می‌داند:

ز آن بر گرگ روبه راست شاهی که روبه دام بیند گرگ ماهی

یا:

به وقت زندگی رنجور حالیم که با گرگان وحشی در جوالیم

یا:

پیامت بزرگست و نامت بزرگ نهفته مکن شیر در چرم گرگ

یا:

روباه ز گرگ بهره زان برد کین رای بزرگ دارد آن خرد

با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی فارسی است[۴۸]، قوم‌گرایان پان‌ترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی)[۴۹] را به نظامی گنجوی منسوب می‌کنند[۵۰]

جمهوری آذربایجان سالیانی هست که در رابطه با تحریف نظامی گنجوی ادعاهای غیرعلمی مطرح می‌کند[۵۱]. جمهوری آذربایجان با نصب مجسمه او در میدانهای مختلف جهان، آن را شاعر آذربایجانی و غیرایرانی معرفی کند. پروفسور پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، نصب مجسمه نظامی در رم را یک تحریف تاریخی می‌داند:". اما پرده‌برداری از مجسمه‌ای از نظامی گنجوی در شهر رُم با عنوان «شاعر آذربایجانی» باید ما را به خود بیاورد تا در برابر چنین تحریف‌هایی واکنش نشان دهیم".[۵۲]. و همچنین استاد ایوان میخالویچ استبلین-کامنسکی، پروفسور و رئیس بخش شرق‌شناسی دانشگاه سینت پیتسربورگ در رابطه با مجسمه نظامی در یکی از میدانهای آن شهر و تحریف تاریخ می‌گوید:"برای نمونه ادعا آنها یک مجسمه در میدان کمنوستورسک نصب کردند و او را "شاعر بزرگ آذربایجانی" نامیدند. در حالیکه نظامی گنجوی حتی ترکی صحبت نمی‌کرد. آنها می‌گویند چون در سرزمین امروزی به نام جمهوری آذربایجان زندگی می‌کرد. اما نظامی تمامی آثارش به فارسی است"[۵۳]. همچنین در سال ۲۰۱۲ کتابی به نام «دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱)به زبان انگلیسی منتشر شده‌است به بررسی این اقدام‌ها و تحریف‌ها و بدخوانی‌ها و برداشت‌های اشتباه و غرض‌آلوده از سروده‌های نظامی به دست دانشمندان شوروی و «ناسیونالیست» های جمهوری آذربایجان و پان‌ترکان می‌پردازد. این کتاب به طور رایگان در روی اینترنت قرار گرفت[۵۴]. خانم دکتر پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، دربارهٔ این کتاب چنین می‌نویسد[۵۵]: «این کتاب فهرست کاملی از تحریف‌هایی را بررسی می‌کند که به منظورهای ناسیونالیستی به وجود آورده شدند و امروزه در زمینه پژوهش‌های مربوط به شاعر بزرگ ایرانی، نظامی گنجوی، رایج شده‌اند. این تحریف‌ها از زمانی آغاز شدند که دولت شوروی تصمیم گرفت هشتصدمین سالگرد نظامی را جشن بگیرد. نویسندگان این کتاب با نگاهی دقیق و انتقادی استدلال‌هایی را بررسی می‌کنند که دانشمندان شوروی و نیز به تازگی نویسندگان جمهوری آذربایجان دربارهٔ نظامی مطرح کرده‌اند تا او را به اصطلاح «شاعر آذربایجانی» بخوانند و آثار او را جزو به اصطلاح «ادبیات آذربایجانی» بدانند. نویسندگان این کتاب نادرست‌بودن این ادعاها را نشان می‌دهند. گذشته از این بخش‌های انتقادی، کتاب حاضر بخش‌های سازنده‌ای هم دارد و آن هم اطلاعات و آگاهی‌هایی است که نویسندگان از منبع‌های دست اول از جمله از راه بازخوانی دقیق آثار نظامی و دیگر شاعران هم‌روزگار او و نیز منبع‌های تاریخی هم‌روزگار او در پیش چشم ما گذاشته‌اند. این کتاب پژوهشی جالب و با دقت مستندشده در زمینه ادبیات کلاسیک فارسی است و نیز به پرسش‌هایی دربارهٔ وضعیت تاریخی و قوم‌نگاری و زبانی منطقه ارّان و تراقفقاز پاسخ می‌دهد.»

در سال ۲۰۰۷ نوروز علی محمداف، دانشمند فرهنگی تالش بخاطر پشتیبانی از فرهنگ تالشی به زندان روانه شد (بنگرید به [Novruzali Mammadov] در ویکی‌پدیای انگلیسی)[۵۶]. یکی از اتهامات دولت جمهوری آذربایجان علیه وی این بود که نظامی گنجوی را در یک نشریه غیرترک و تالش خوانده بود.[۵۷][۵۸] در سال ۲۰۰۹ نوروز علی محمداف در زندان جان سپرد[۵۹].

گنجه[ویرایش]

برگی از خمسهٔ نظامی، مربوط به ۱۵۴۸ میلادی که در شیراز نگهداری می‌شود.

گنجه از قرن چهارم هجری مرکز ولایت ارّان بود، و تا پیش از یورش مغولان از زیباترین شهرهای آسیای غربی به شمار می‌رفت.[۶۰] نام گنجه، از لغت «گنج» فارسی برگرفته شده است[۶۱]. زبان محاورهٔ مردم ارّان مثل ساکنان سایر نواحی شمال غرب ایران، گونه‌ای از زبان پهلوی (یا فهلوی) بوده‌است.[۶۲] جغرافی‌نویسان قدیم آن زبان را ارّانی نامیده‌اند. ابن حوقل می‌گوید: «مردم بردعه (مرکز قدیم ارّان) به ارّانی سخن می‌گویند». مقدسی در احسن‌التقاسیم توضیح بیشتر در بارهٔ آن زبان دارد و می‌گوید: «در ارّان به ارّانی سخن می‌گویند و فارسی ایشان قابل فهم است، و در پاره‌ای حرف‌ها به زبان خراسانی نزدیک است.» اما زبان نوشتاری شاعران و نویسندگان آن دیار را «فارسی ارانی» نامیده‌اند (در برابر فارسی دری). آمیزش لهجه‌ها و زبان‌های نواحی مختلف ایران، و رواج سخن خاقانی و نظامی به مدت هشتصد سال در سراسر ایران، موجب شد که بسیاری از تعبیرهای خاص آنان وارد فرهنگها یا زبان شاعران و نویسندگان دیگر شده و جزو فارسی دری درآید.[۶۳]

بنابر قول گیراگوس گاندزاکـِتسی (تاریخ‌نگار و کشیش ارمنی در دوران نظامی گنجوی و خود نیز از اهالی شهر گنجه)، پیش از حمله مغولان به شهر گنجه، شهر گنجه دارای انبوه جمعیت پارسیان و اقلیتی از مسیحیان بود[۶۴][۶۵]. باید توجه داشت که گیراگوس بین پارسی و عربی و ترک تفاوت می‌گذاشته‌است و وقتی در متن خود ساکنان شهر گنجه را پارسی می‌خواند منظورش پارسی است نه نام عمومی برای تمام مسلمانان. او برای اعراب از واژهٔ «تاچیک» (Tachik همان تاجیک یا تازیک = تازی = عرب = مسلمان - نیز بنگرید به نوشتارهای پارسی میانه همچون جاماسپنامه) استفاده می‌کند وعربان را تاچیک می‌خواند. او ترکان را تئورک (T'urk) می‌نویسد. برای نمونه در فصل ۱۸ می‌نویسد که «جلال‌الدین محمد خوارزمشاه سپاهیان خود را از میان ایرانیان (پارسیان) و تاچیکان و تئورکان گرد آورد.»[۶۶][۶۷].

در کتاب نزهت المجالس نیز شعرهایی از بیست و چهار شاعر پارسی‌گوی اهل گنجه از پیش از یورش مغولان ذکر شده‌است و وجود این تعداد شاعر پارسی‌گوی تنها از شهر گنجه، که در قرن ششم و هفتم در شمال‌غرب ایران قدم به عرصه گذاشته‌اند و در زبان همگانی ایرانیان ـ فارسی ـ شعر سروده‌اند، نشان‌دهندهٔ رواج بازار شعر و ادب پارسی در عصر نظامی و همچنین مؤید آن است که در ارّان، زبان و ادب فارسی، زبان مردم کوچه و بازار و دربار بوده‌است[۶۸][۶۹][۷۰].

منابع[ویرایش]

  • ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم
  • لغت‌نامهٔ دهخدا
  • نزهةالمجالس، تألیف جمال خلیل شروانی، تصحیح و مقدمه و حواشی و توضیحات و تحقیق زندگی گویندگان و فهرست‌ها، از دکتر محمدامین ریاحی، تهران، انتشارات زوار ۱۳۶۶، چاپ دوم علمی
  • پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد، عبدالحسین زرین‌کوب، تهران، علمی ۱۳۷۲
  • با کاروان حله، عبدالحسین زرین‌کوب، تهران، (چاپ اول) ۱۳۴۷
  • دیوان قصاید و غزلیات نظامی، سعید نفیسی، تهران.
  • یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ترجمه عیسی شهابی، صفحه ۳۳۰
  • زهرا کیا، داستان‌های دل‌انگیز ادبیات فارسی، چاپ تهران
  • ‎دیوان قصاید و غزلیات نظامی، نظامی، الیاس بن یوسف(1380)، به اهتمام سعید نفیسی، چاپ هفتم، تهران: انتشارات فروغی

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. http://www.iranicaonline.org/articles/kamsa-of-nezami
  2. Chelkoswki, “Niẓāmī Gandjawī,” in EI 2 VIII, 1995, pp. 76-81.
  3. نظامی نیز مانند اکثر قریب به اتفاق طلایه‌داران و نام‌آوران شعر و ادب فارسی پیرو مذهب اهل‌سنت و جماعت بوده که این خود از چند جهت مدلل و غیرقابل تردید می‌باشد. چنانچه در ابتدا گذشت نظامی در شهر گنجه (جنزه) دیده به جهان گشود و جز یک یا چند سفر کوتاه از گنجه خارج نشد، در زمان حیات نظامی تمام مردم شهر گنجه بلا استثناء به مذهب اهل سنت معتقد بوده‌اند چنانچه «زکریای قزوینی» مؤلف «آثارالبلاد و اخبار العباد» که به عصر نظامی نزدیک است می‌نویسد: جنزه … أهلها أهل السنة والجماعة أهل الصلاح والخیر والدیانة، ولا یترکون أحداً یسکن بلدهم إذا لم یکن علی مذهبهم و اعتقاد هم حتی لا یشوش علیهم مذهبهم و اعتقادهم دکتر عبدالمحمد آیتی مطلب فوق را با ترجمه‌ای شیوا چنین می‌نویسد: گنجه … شهری آبادان پرخیر و غلّه، مردمش اهل سنت و جماعت‌اند و اهل صلح و خیر دیانت. هر که را بر مذهب و اعتقاد ایشان نباشد نگذارند در شهرشان سکونت کند، تا در مذهب و اعتقاد ایشان تشویشی پدید نیاید علاوه بر دلیل مذکور ذکر صریح خلفای راشدین در آثار وی جای هیچ‌گونه ابهامی نمی‌گذارد.
  4. از بیت:فرزند محمد نظامی، آن بر دل من چو جان گرامی
  5. از بیت:گر شد پدرم به سنت جد، یوسف پسر ذکی موید
  6. به مادرش در این بیت اشاره می‌کند:گر مادر من رئیسه کرد، مادر صفتانه پیش من مُرد
  7. Paola Orsatti, “Ḵosrow o Širin and its Imitations,” at Encyclopaedia Iranica Online, 2006, available at www.iranicaonline.org.
  8. Winter 1992 (special issue on Neẓāmi, primarily devoted to Haft Pey-kar); Fritz Meier, “Turandot in Persien,” ZDMG 95, 1941, pp. 1-27.
  9. Amīr Khosrow. (2011). In Encyclopædia Britannica. Retrieved from http://www.britannica.com/EBchecked/topic/20788/Amir-Khosrow "a group of five long idylls in emulation of the Khamseh of the celebrated Persian poet Neẓāmī (c. 1141–1209)."
  10. Taceddin Ahmedi. (2011). In Encyclopædia Britannica. Retrieved from http://www.britannica.com/EBchecked/topic/10240/Taceddin-Ahmedi "Modeled after the work of the great Persian poet Neẓāmī (d. 1209)"
  11. Sinan Şeyhi. (2011). In Encyclopædia Britannica. Retrieved from http://www.britannica.com/EBchecked/topic/537283/Sinan-Seyhi "Hüsrev ü Şirin (“Khosrow and Shirin”). Inspired by the work of the same name by the great Persian poet Neẓāmī (d. 1209)"
  12. Gäncä. (2011). In Encyclopædia Britannica. Retrieved from http://www.britannica.com/EBchecked/topic/225148/Ganca "Notable buildings include Dzhuma-Mechet Mosque (built 1620) and the modern mausoleum of the 12th-century Persian poet Neẓāmī Ganjavī."
  13. BACHER, WILHELM. (2011). In Encyclopædia Iranica. Retrieved from http://www.iranicaonline.org/articles/bacher-wilhelm-binyamin-zeev-1850-1913-was-born-in-liptszentmikls-hungary-today-in-czechoslovakia "he earned his doctorate writing a dissertation on the life and poetry of the Persian poet Nezāmī"
  14. ROBINSON, Samuel. (2009). In Encyclopædia Iranica. Retrieved from http://www.iranicaonline.org/articles/robinson-samuel " Several volumes of poetry selected from the most famous of Persian classical poets were published privately. These volumes were signed only with his initials (‘S.R’) at the end of each preface. In 1873, he published two volumes on Nezāmi and Jāmi.[...]Memoir of the Life and Writings of the Persian Poet Nizami, and analysis of the second part of his Alexander Book, London and Manchester, 1873"
  15. جلال متینی، حکیم نظامی شاعری اندیشه‌ور، ایران‌شناسی، سال سوم، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۷۰، ص ۴۵۳
  16. http://www.iranicaonline.org/articles/leyli-o-majnun-narrative-poem
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Meisami, Julie Scott (1995). The Haft Paykar: A Medieval Persian Romance. Oxford University Press. Abû Muhammad Ilyas ibn Yusuf ibn Zaki Mu'ayyad, known by his pen-name of Nizami, was born around 1141 in Ganja, the capital of Arran in Transcaucasian Azerbaijan, where he remained until his death in about 1209. His father, who had migrated to Ganja from Qom in north central Iran, may have been a civil servant; his mother was a daughter of a Kurdish chieftain; having lost both parents early in his life, Nizami was brought up by an uncle. He was married three times, and in his poems laments the death of each of his wives, as well as proferring advice to his son Muhammad. He lived in an age of both political instability and intense intellectual activity, which his poems reflect; but little is known about his life, his relations with his patrons, or the precise dates of his works, as the accounts of later biographers are colored by the many legends built up around the poet 
  18. «The Poetry of Nizami Ganjavi: Knowledge, Love, and Rhetortics» , New York, 2001. pg 2: «His father, Yusuf and mother, Rai'sa, died while he was still relatively young, but maternal uncle, Umar, assumed responsibility for him»
  19. V. Minorsky, Studies in Caucasian History, Cambridge University Press, 1957. pg ۳۴: «The author of the collection of documents relating to Arran Mas’ud b. Namdar (c. 1100) claims Kurdish nationality. The mother of the poet Nizami of Ganja was Kurdish (see autobiographical digression in the introduction of Layli wa Majnun). In the 16th century there was a group of 24 septs of Kurds in Qarabagh, see Sharaf-nama, I, 323. Even now the Kurds of the USSR are chiefly grouped south of Ganja. Many place-names composed with Kurd are found on both banks of the Kur»
  20. «The Poetry of Nizami Ganjavi: Knowledge, Love, and Rhetortics» , New York, 2001. pg 2: «His father, Yusuf and mother, Rai'sa, died while he was still relatively young, but maternal uncle, Umar, assumed responsibility for him»
  21. جمعی از نویسندگان. «سالنمای تفرش». 1386. 
  22. شیخ الاسلامی فراهانی. «دیوان راز دل». اوستا فراهانی. 
  23. امین، سید حسن، ویژه نامهٔ نظامی گنجه‌ای: تبار، زبان و خاندان نظامی، نشریه زبان و ادبیات، فروردین ۱۳۸۶، شماره ۳۹، ص ۱۷–۱۸
  24. [۱]
  25. ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم،
  26. پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد، ص ۲۳
  27. ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم، ص ۷۹۹
  28. ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم، ص ۸۰۹
  29. ذبیح‌الله صفا، گنج سخن، جلد ۲، ص ۲
  30. جلال متینی، حکیم نظامی شاعری اندیشه‌ور، [[|ایران‌شناسی]]، سال سوم، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۷۰، ص ۴۵۵
  31. Peter J. Chelkowski, «Mirror of the Invisible World» , New York: Metropolitan Museum of Art, 1975. pp 6: «Nizami's strong character, his social sensibility, and his poetic genius fused with his rich Persian cultural heritage to create a new standard of literary achievement. Using themes from the oral tradition and written historical records, his poems unite pre-Islamic and Islamic Iran» ,
  32. ‎تحلیل شخصیت خیام. جعفری، محمدتقی(1372)، چاپ سوم. تهران: نشر کیهان.
  33. ‎دیوان قصاید و غزلیات نظامی، نظامی، الیاس بن یوسف(1380)، به اهتمام سعید نفیسی، چاپ هفتم، تهران: انتشارات فروغی
  34. Dick Davis VIS O RĀMIN Iranica (July 20, 2005). [۲] The poem had an immense influence on Neẓāmi, who takes the bases for most of his plots from Ferdowsi but the basis for his rhetoric from Gorgāni. This is especially noticeable in his Ḵosrow o Širin, which imitates a major scene (that of the lovers arguing in the snow) from Vis o Rāmin, as well as being in the same meter (hazaj) as Gorgāni’s poem. Nezami’s concern with astrology also has a precedent in an elaborate astrological description of the night sky in Vis o Rāmin. Given Nezami’s own paramount influence on the romance tradition, Gorgāni can be said to have initiated much of the distinctive rhetoric and poetic atmosphere of this tradition, with the exception of its Sufi preoccupations, which are quite absent from his poem.
  35. تاریخ ادبیات ایران
  36. برای دسترسی به کتاب:http://dl.bookiha.ir/tarikh/Saeed%20Nafisi/dyvan_nzamy_az_seyd_nfysy-[www.bookiha.com].pdf
  37. http://www.bbc.com/persian/arts/2011/08/110818_l41_book_classical_censorship_comment.shtml
  38. http://www.asriran.com/fa/news/177488/آیا-مولوی-سعدی-حافظ-خیام-و-نظامی-هم-نیاز-به-ممیزی-دارند
  39. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=125386
  40. http://www.bookcity.org/news-795.aspx
  41. محمد معین، «امیرخسرو دهلوی، ص۱۹. بایسنغر خمسه‌اش را بر خمسهٔ نظامی تفضیل داده‌است (تذکرهٔ دولتشاه، ص۳۴۰)
  42. سدارنگانی، پارسی‌گویان هند و سند.
  43. لغت نامه دهخدا - فیضی
  44. فاروق تیمورتاش. شیخی و خسرو و شیرینی، استانبول، 1980، مقدمه.
  45. پیش‌گفتار کتاب نظامی و ادبیات ترکی نوشتهٔ ارسلی نوشابی، نشریات علم، باکو ۱۹۸۰
  46. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان ترکیسم، ایران و آذربایجان» ، انتشارات سمرقند، ص ۲۱۳
  47. جلال متینی، «سندی معتبر بودن بر در ترک بودن نظامی گنجوی!»، ایرانشناسی، سال ۴, ۱۳۷۱. [۳]
  48. The Russian philologist Ivan Mikhailovich Steblin-Kamensky, Professor and the Dean of the Oriental Department of Saint Petersburg University comments (―Oriental Department is ready to cooperate with the West‖, Saint Petersburg University newspaper, № 24—25 (3648—49), 1 November 2003‖). http://www.spbumag.nw.ru/2003/24/1.shtml): Мы готовили таких специалистов, но, как показывает наше с ними общение, там очень много националистических тенденций, научных фальсификаций. Видимо, это связано с первыми годами самостоятельности. В их трудах присутствует националистическое начало, нет объективного взгляда, научного понимания проблем, хода исторического развития. Подчас – откровенная фальсификация. Например, Низами, памятник которому воздвигнут на Каменноостровском проспекте, объявляется великим азербайджанским поэтом. Хотя он по-азербайджански даже не говорил. А обосновывают это тем, что он жил ترجمه انگلیسی: на территории нынешнего Азербайджана – но ведь Низами писал свои стихи и поэмы на персидском языке! Translation: " We trained such specialists, but, as shown by our communication with them, there are a lot of nationalistic tendencies there and academic fraud. Apparently it's related to the first years of independence. Their works include nationalist beginnings. Objective perspective, scientific understanding of the problems and timeline of historical developments are lacking. Sometimes there is an outright falsification. For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language! ترجمه فارسی: آثار نظامی به فارسی است و حتی زبان آذری را نمی‌دانسته‌است. (پروفسور ایوان استبلین-کامنسکی- رئیش بخش شرق‌شناسی دانشگاه سن پترزبورگ - سال ۲۰۰۳)
  49. Encyclopædia Iranica, NEẒĀMI QUNAVI, Osman G. Özgüdenlı
  50. محمدعلی کریمزاده تبریزی، «دیوان ترکی نظامی گنجوی!»، ایرانشناسی، سال هفدهم، شماره-ی سوم، ۱۳۸۴.[۴]
  51. Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۵]
  52. سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده، «دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، [[|ایروان]] [[|ارمنستان]]، اکتبر ۲۰۱۲ / مهرماه ۱۳۹۱، ۱۸۸ صفحه به انگلیسی: Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۶] We should be grateful to the authors for having tackled a subject - the politicized use of culture - whose importance has been generally underestimated by European scholars. However the unveiling of a statue in Rome of the “Azerbaijani poet” Nezami compels us to react to such distortions; and makes this book of great topical interest, too. Dr. Paola Orsatti Associate Professor of Persian language and literature Sapienza
  53. For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language The Russian philologist Ivan Mikhailovich Steblin-Kamensky, Professor and the Dean of the Oriental Department of Saint Petersburg University comments (―Oriental Department is ready to cooperate with the West‖, Saint Petersburg University newspaper, № 24—25 (3648—49), 1 November 2003‖). http://www.spbumag.nw.ru/2003/24/1.shtml): Мы готовили таких специалистов, но, как показывает наше с ними общение, там очень много националистических тенденций, научных фальсификаций. Видимо, это связано с первыми годами самостоятельности. В их трудах присутствует националистическое начало, нет объективного взгляда, научного понимания проблем, хода исторического развития. Подчас – откровенная фальсификация. Например, Низами, памятник которому воздвигнут на Каменноостровском проспекте, объявляется великим азербайджанским поэтом. Хотя он по-азербайджански даже не говорил. А обосновывают это тем, что он жил ترجمه انگلیسی: на территории нынешнего Азербайджана – но ведь Низами писал свои стихи и поэмы на персидском языке! Translation: " We trained such specialists, but, as shown by our communication with them, there are a lot of nationalistic tendencies there and academic fraud. Apparently it's related to the first years of independence. Their works include nationalist beginnings. Objective perspective, scientific understanding of the problems and timeline of historical developments are lacking. Sometimes there is an outright falsification. For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language! ترجمه فارسی: آثار نظامی به فارسی است و حتی زبان آذری را نمی‌دانسته‌است. (پروفسور ایوان استبلین-کامنسکی- رئیش بخش شرق‌شناسی دانشگاه سینت پیترسبورگ - سال ۲۰۰۳)
  54. Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۷]
  55. Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۸]
  56. World Organisation Against Torture, Confirmation in appeal of the sentencing against Mr. Novruzali Mammadov to ten years in prison, 7 January 2009, AZE 001 / 0808 / OBS 139.2, available at: http://www.unhcr.org/refworld/docid/496efd900.html [accessed 26 January 2011]
  57. Ans Press News Portal, “Editors of “Tolishi Sedo” newspaper took stand of betrayl of country”, 19.12.2007, http://web.archive.org/web/20080512201826/http://anspress.com/nid51166.html [accessed 26 January 2011].
  58. http://www.hrights.ru/sng/sng-bul12.htm
  59. AI - Amnesty International: Amnesty International Report 2010 - The State of the World's Human Rights, 28 May 2010 (available at ecoi.net). http://www.ecoi.net/local_link/143047/243697_en.html [accessed May 2011]
  60. دائرةالمعارف فارسی: گنجه
  61. C. Edmund Bosworth , Ganja in Encyclopaedia Iranica
  62. محمدامین ریاحی، مقدمه بر نزهت‌المجالس، ص ۲۸
  63. محمدامین ریاحی، مقدمه بر نزهت‌المجالس، ص ۳۰
  64. در فصل ۲۱ کتاب (ارمنی اصلی لغت «پارسی» را بجای «ایرانی» بکار برده‌است): [۹] should be noted that in the Middle Ages Armenians all Iranian-speaking were called " parsik - Persians , as reflected in the translation of that passage into English: Kirakos Gandzakatsi Kirakos Gandzakats'i's History of the Armenians / Translation from Classical Armenian by Robert Bedrosian. - New York: 1986. - P. 197. This city was densely populated with Iranians and a small number of Christians. It was extremely inimical to Christ and His worship, insulting and cursing the Cross and the Church, scorning and deriding the priests and attendants. Therefore, when their limit of sin had filled up, the protest against their wickedness rose to the Lord. Earlier a sign of their [impending] destruction appeared, just as had happened above Jerusalem, before its destruction. اصل ارمنی: Kirakos Gandzakets'i, Patmut'iwn Hayots' [Kirakos of Gandzak, History of Armenia], edited by K.A. Melik'-Ohanjanyan, (Erevan, 1961), p. 235. Ays k'aghak's bazmambox lts'eal parsko'k', ayl sakaw ew k'ristone'iwk'...
  65. دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱) به زبان انگلیسی منتشر شده‌است Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi", Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan, October 2012. [۱۰]
  66. History of the Armenians / Translation from Classical Armenian by Robert Bedrosian. - New York: 1986. http://rbedrosian.com/kg8.htm
  67. دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱) به زبان انگلیسی منتشر شده‌است Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi", Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan, October 2012. [۱۱]
  68. محمدامین ریاحی، مقدمه بر نزهت‌المجالس.
  69. C. A. (Charles Ambrose) Storey and Franço de Blois (۲۰۰۴), “Persian Literature - A Biobibliographical Survey: Volume V Poetry of the Pre-Mongol Period. ”, RoutledgeCurzon; 2nd revised edition (June 21, 2004). Pg ۳۶۳: “Nizami Ganja’i, whose personal name was Ilyas, is the most celebrated native poet of the Persians after Firdausi. His nisbah designates him as a native of Ganja (Elizavetpol, Kirovabad) in Azerbaijan, then still a country with an Iranian population, and he spent the whole of his life in Transcaucasia;
  70. محمدامین ریاحی - نزهت المجاس - دانشنامه ایرانیکا: Amin Riyahi, Nozhat al-Majales, in Encycloapedia Iranica [۱۲] The most significant merit of Nozhat al-majāles, as regards the history of Persian literature, is that it embraces the works of some 115 poets from the northwestern Iran (Arrān, Šarvān, Azerbaijan; including 24 poets from Ganja alone), where, due to the change of language, the heritage of Persian literature in that region has almost entirely vanished. Nozhat al-mājales is thus a mirror of the social conditions at the time, reflecting the full spread of Persian language and the culture of Iran throughout that region, clearly evidenced by the common use of spoken idioms in poems as well as the professions of the some of the poets (see below). The influence of the northwestern Pahlavi language, for example, which had been the spoken dialect of the region, is clearly observed in the poems contained in this anthology. In contrast to poets from other parts of Persia, who mostly belonged to higher echelons of society such as scholars, bureaucrats, and secretaries, a good number of poets in the northwestern areas rose from among the common people with working class backgrounds, and they frequently used colloquial expressions in their poetry. They are referred to as water carrier (saqqāʾ), sparrow dealer (ʿoṣfori), saddler (sarrāj), bodyguard (jāndār), oculist (kaḥḥāl), blanket maker (leḥāfi), etc. , which illustrates the overall use of Persian in that region. Chapter eleven of the anthology contains interesting details about the everyday life of the common people, their clothing, the cosmetics used by women, the games people played and their usual recreational practices such as pigeon fancying (kabutar-bāzi; p. 444), even-or-odd game (ṭaq yā joft bāzi; p. 446), exercising with a sledgehammer (potk zadan; p. 443), and archery (tir-andāzi; p. 444). There are also descriptions of the various kinds of musical instruments such as daf (tambourine; see DAF[F] and DĀYERA), ney (reed pipe), and čang (harp), besides details of how these instruments were held by the performers (pp. 150-63). One even finds in this anthology details of people's everyday living practices such as using a pumice (sang-e pā) to scrub the sole of their feet and gel-e saršur to wash their hair (pp. 440-41).

پیوند به بیرون[ویرایش]

دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱) به زبان انگلیسی منتشر شده‌است Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi", Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan, October 2012. [۱۳][۱۴]