غزاله علیزاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
غزاله علیزاده
Ghazaleh Alizadeh.jpg
زادروز بهمن ۱۳۲۷
مشهد
درگذشت ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ (۴۷ سال)
جواهرده، رامسر
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی
پیشه نویسنده
آثار خانه ادریسی‌ها، شب‌های تهران
والدین منیر السادات سیدی

فاطمه «غزاله» علیزاده (بهمن ۱۳۲۷ - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵)، نویسنده ایرانی که از آثار مشهور او رمان دوجلدی خانه ادریسی‌ها است.[۱] او کار ادبی خود را از دهه 40 و با انتشار داستان های خود در مشهد آغاز کرد. وی دو بار ازدواج کرد. بار نخست با بیژن الهی، که حاصل آن یک دختر بود، و بار دیگر با محمدرضا نظام شهیدی. وی همچنین دو دختر که از بازماندگان زلزله سال ۱۳۴۱ بوئین زهرا بودند را به فرزندی پذیرفت.[۲]

او در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، با حلق آویز کردن خود دست به خودکشی زد.[۱]

«متحد نیستیم. اگر حرمت‌گذار یکدیگر باشیم، می‌توانیم جهانی شویم.»

زندگی[ویرایش]

آرامگاه غزاله علیزاده در امام‌زاده طاهر کرج

غزاله علیزاده بهمن ۱۳۲۷ در مشهد زاده شد. مادرش منیرالسادات سیدی نیز خود شاعر و نویسنده بود. غزاله در کودکی درون‌گرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشی‌ها و شجاعت‌هایش دیگران را نگران می‌کرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاه‌خواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.[۳]

او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت.[۱] در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشته‌اش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایان‌نامه‌اش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمه‌کاره رها کرد.[۳]

وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستان‌های خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروف‌ترین آثار وی می‌توان به رمان دو جلدی «خانه ادریسی‌ها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.[۱][۴]

غزاله علیزاده ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلما شد. سپس از او جدا شده و در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. غزاله علیزاده چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین می‌گوید:

«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمی‌شناختم. کی دنیا را می‌شناسد؟ این تودهٔ بی‌شکل مدام در حال تغیر را که دور خودش می‌پیچد و از یک تاریکی می‌رود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا می‌بافیم، فکر می‌کنیم می‌شود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرت‌انگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمان‌خواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت می‌کنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژه‌های مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفته‌ای داشت …»[۵][۶][۷]

وی که از بیماری سرطان رنج می‌برد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز کرد.[۱] او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.[۳]

او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشته‌های ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار می‌کنم. ساعت یک و نیم است. خسته‌ام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمی‌گویم بسوزانید. از هیچ‌کس متنفر نیستم. برای دوست‌داشتن نوشته ام، ن‌می‌خواهم، تنها و خسته‌ام برای همین می‌روم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانه‌ای تاریک. من غلام خانه‌های روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی می‌کنم. چقدر به همه و به من محبت کرده است. چقدر به او احترام می‌گذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»[۷]

محمد مختاری، که در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۷۷ در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید، بعد از مرگ غزاله در رثایش نوشت: «همیشه می‌گفتند تاوان عمر دراز این است که آدم به سوگ عزیزانش می‌نشیند. اما اکنون انگار این قرار هم برهم خورده است. پس بی آن‌که عمر به درازا کشد باید شاهد ضایعات شتابناک این پیکرِ فرهنگی بود که می‌خواهد با اندام‌هایی بی‌قرار و پراکنده برقرار بماند…»[۷]

آثار[ویرایش]

رمان‌ها[ویرایش]

مجموعه داستان‌ها[ویرایش]

  • بعد از تابستان ۱۳۵۵
  • سفر ناگذشتنی ۱۳۵۶
  • چهارراه

سایر آثار[ویرایش]

  • تالارها
  • رؤیای خانه و کابوس زوال

چهار اثر نخست در مجموعه‌ای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شده‌است. کتاب خانه ادریسی‌ها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستان‌نویسی را از آن خود کرد.[۱]

فیلم مستندی دربارهٔ او ساخته شده‌است.[۸][۹]

جایزه‌ها[ویرایش]

دربارهٔ علیزاده[ویرایش]

  • ۱۳۸۷ - محاکات غزاله علیزاده. فیلمی از پگاه آهنگرانی دربارهٔ غزاله علیزاده.[۱۱][۱۲][۱۳] اگرچه محاکات غزاله علیزاده اجازه حضور در جشنواره‌های ایران را نیافت.[۱۴][۱۵]

ماهنامه مهرهرمز ـ ویژه آثار غزاله علیزاده

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ به یاد غزاله علیزاده، در سایه روشن کلام
  2. http://www.iranicaonline.org/articles/alizadeh-ghazaleh-writer Encyclopaedia Iranica ALIZADEH, Ghazaleh
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ فرخزاد، پوران
  4. زندگی غزاله علیزاده
  5. BBC فارسی - فرهنگ و هنر - پری زنگنه و کتاب آن سوی تاریکی، بی‌بی‌سی فارسی.
  6. گزارش سومین روز جلسات نقد و گفتگو در هفته فیلم مستند، انجمن مستندسازان سینمای ایران
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ غزاله علیزاده در «خانه‌ی ادریسی‌ها»
  8. رادیو زمانه
  9. خبرگزاری کتاب ایران
  10. Mirʿābedini, “ALIZADEH, Ghazaleh”.
  11. نیکونظر صفحهٔ ۵
  12. خبرگزاری فارس
  13. روزنامه آفتاب یزد
  14. سایت جنگ خبر
  15. سایت آفتاب

منابع[ویرایش]