نفس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نَفْس در لغت به معنی جان، روح، روان و نشاندهنده زنده بودن است.[۱] در علوم اسلامی و قرآن، به عنوان جهت‌دهنده حرکت و اندیشه انسان شناخته می‌شود و بسیاری از کردارها و رفتارهای انسان به پیروی از نفس او شکل می‌گیرد. در قرآن به چهار گونه نفس انسانی اشاره شده‌است.[۲] در تعریفی از نفس آمده است؛ نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن و نشانه اش این است که خواسته دارد.[۳]

  • نفس اَمّاره (روان بَدفَرما)[۴]: در آیه ۵۳ از سوره یوسف به این نفس اشاره شده‌است. نفس اماره انسان را بسوی کارهای زشت هدایت می‌کند.[۵]
  • نفس لَوّامه (روان سرزنشگر): در آیه ۲ سوره قیامت به این نفس اشاره شده‌است. این نفس انسان را بخاطر اعمال زشتی که مرتکب می‌شود، سرزنش می‌کند. از این نفس به وجدان تعبیر شده‌است. بر اثر تکرار کردارهای زشت و گناهان، این نفس کارکرد خود را از دست می‌دهد.
  • نفس مُلهَمه (روان الهام‌گیرنده): در آیه ۷ و ۸ سوره شمس به این نفس اشاره شده‌است. این نفس، موجب نوعی پیوند میان انسان و عالم غیب است و از عالم غیب به آن الهام می‌شود.
  • نفس مُطمَئنّه (روان بی‌گمان): در آیه ۲۷ سوره فجر، به این نفس اشاره شده‌است. این نفس متصل به خدا است و به واسطه این پیوند، دارای اطمینان است. کسی که این نفس در او بیدار می‌شود، راه و روش خود را می‌یابد و به دنبال یقین حرکت می‌کند.

در نوشته‌های اسلامی گونه‌های دیگری از نفس را نیز ذکر می‌کنند:

  • نفس راضیه (روان خرسند): در این مرحله، جان فرد از آن‌چه بر او می‌گذرد خرسند است.
  • نفس مَرضیه (روان خرسندی‌یافته): جانی که خدا از او خرسند است.
  • نفس صافیه (روان پالوده): جانی که به کمال رسیده‌است.

قوای نفس[ویرایش]

از نظر فارابی، نفس دارای پنج قوه است:

  1. غاذیه: این قوه که امور مربوط به تغذیه بدن را بر عهده دارد، خود از چند قوه فرعی تشکیل شده است: هاضمه، مُنمیه، مولّده، جاذبه، ماسکه، ممیزه و دافعه.
  2. حاسه:مقصود از این قوه، همان نیرویی است که به ادراک دیدنیها، شنیدنیها، بوییدنیها، چشیدنیها و لمس کردنیها می پردازد.
  3. متخلیه: این قوع در صورتهای حسی تصرف می کند و با ترکیب کردن آنها با یکدیگر یا تجزیه شان، چیزهایی پدید می آورد که ممکن است بهره ای از واقعیت نداشته باشند.
  4. نزوعیه: نیرویی است که شوق و کراهت را در وجود انسان برمی‌انگیزد و به پدیده هایی چون ترس،‌ غضب، خشنودی،‌فرار و جست‌و‌جو می انجامد.
  5. ناطقه: آدمی به یاری این قوه به تعقل می پردازد و زشت را از زیبا جدا می سازد. این قوه خود به نظری و عملی تقسیم شده است.[۶][۷]

منابع[ویرایش]

  1. لغتنامه دهخدا. «نفس». بازبینی‌شده در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹. 
  2. حسینعلی منتظری. «اخلاق». در اسلام، دین فطرت. چاپ سوم. تهران: نشر سایه، ۱۳۸۷. ۳۱۴ تا ۳۱۶. شابک ‎۹۶۴-۵۹۱۸-۶۱-۸. 
  3. دژاکام، حسین. عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر. پرشکوه، 1377. 
  4. بررسی و تحلیل نفس بدفرما در حدیقه و مثنوی
  5. http://continuous.ir/یک-اختلاف-درونی/
  6. الفارابي، أبو نصر. آراء أهل المدينة الفاضلة ومضاداتها. دار ومكتبة الهلال للطباعة والنشر. ۸۷. 
  7. جمعی از نویسندگان زیر نظر دکتر محمد فنایی اشکوری. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی (جلد اول). تهران: سمت، ۱۳۹۲. ۲۲۴. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۹۵۰-۱.