حزین لاهیجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حزین لاهیجی
Hazin.JPG
یادبود حزین لاهیجی در مجاورت استخر لاهیجان
زادروز ۱۱۰۳ قمری
اصفهان
درگذشت ۱۱۸۰ ق. (۷۷سالگی)
بندر بنارس، هند
محل زندگی اصفهان، شیراز، هندوستان
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر محمدعلی، شیخ علی
پیشه شعر فارسی، کلام‌شناسی
لقب علامه ذوالفنون
مذهب شیعه
والدین ابوطالب

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حَزین و معروف به شیخ علی حزین در سال ۱۱۰۳ قمری در اصفهان زاده شد. او از تبار زاهدی‌ها و نوادگان شیخ زاهد گیلانی است. از استادان حزین می‌توان به امیر سید حسین طالقانی اشاره کرد.

او جهانگرد و همچنین دانشمندی جانورشناس بود.[۱] وی همچنین از آخرین شاعران بزرگ سبک هندی بود. از آثار او می‌توان به تذکره شعرا، دیوان اشعار، صفیر دل و حدیقه ثانی در برابر حدیقه سنایی و تذکارات العاشقین در برابر لیلی و مجنون اشاره کرد. تذکره حزین لاهیجی با سبکی ساده و پخته به نگارش درآمده‌است.

حزین در کتاب تاریخ خود به نام «زندگی شیخ حزین به قلم خود او» وضعیت اصفهان در زمان حمله افغانان و نیز اشغال ایران بوسیله ترکان عثمانی را شرح می‌دهد.

زندگی[ویرایش]

یادبود کنگره بزرگداشت

حزین از خانواده‌ای از علما و زمینداران در گیلان برخاسته بود و تبار او به شیخ زاهد گیلانی می‌رسید. پدر او در دورهٔ شاه سلیمان اول برای تحصیل به اصفهان رفت و محمد در دربار صفوی در سن کم به عنوان بحر العلوم و شاعر پرورش یافت. او در ایران و هند و تا عربستان سفرهای متعدد کرد.[۲]

حزین لاهیجی در سال ۱۱۴۶ق به هند رفت و در سال ۱۱۸۱ق در حدود هفتاد و هشت سالگی در بنارس درگذشت و در همان شهر دفن شد.

حزین لاهیجی از ترس نادرشاه به هندوستان رفت و تا پایان در هند زندگی کرد. سکونت محمدعلی حزین لاهیجی در نوزده سال آخر زندگی خود در بنارس که تحت حکومت نواب‌های شیعه بود، از رویدادهای مهم در حیات فرهنگی، مذهبی و ادبی این شهر است. آرامگاه او - که مدفن خلیل علی ابراهیم خان نیز در جوار آن است - در بنارس زیارتگاه مهمی است که زوار آن، علاوه بر شیعیان، سایر مسلمانان نیز هستند. حضور حزین و درسهای او در ترویج و اشاعه تشیع در آن سامان نقش بسیار مهمی داشت.[۳]

بخشی از سروده‌های او به زبان فرانسه نیز ترجمه شده‌است.[۱]

نمونه اشعار[ویرایش]

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد صیاد رفته باشد
آه از دمی که تنها، با داغ او چو لالهدر خون نشسته باشم چون باد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامدشاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال باداصیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت راوقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟با صد امیدواری ناشاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتیگو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد
پرشور از «حزین» است امروز کوه و صحرامجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

منابع[ویرایش]

  • کریمی، یوسف، زندگی‌نامهٔ مشهورترین شاعران ایران، تهران: ۱۳۸۵، ص۱۶۳.
  1. دولت نادر شاه افشار ترجمه حمید مؤمنی
  2. “ḤAZIN LĀHIJI – Encyclopaedia Iranica”. Encyclopædia Iranica. 2003-12-15. Retrieved 2015-09-04. 
  3. دانشنامه جهان اسلام، به نقل از منابعی قدیمی‌تر: (بهبهانی، ص ۲۴؛ کُل، ص ۵۱–۵۲؛ بهگوان داس هندی، ص ۵۲) و (گلچین معانی، ۱۳۶۳ ش؛ رضوی، ج ۲، ص ۱۱۴).