علی حاتمی
علی حاتمی | |
|---|---|
![]() حاتمی در دهه ۱۳۵۰ | |
| نام هنگام تولد | عبّاسعلی حاتمی |
| زادهٔ | ۲۴ مرداد ۱۳۲۳ تهران، ایران |
| درگذشت | ۱۴ آذر ۱۳۷۵ (۵۲ سال) تهران، ایران |
| مدفن | قطعه هنرمندان بهشت زهرا، تهران |
| پیشهها |
|
| سالهای فعالیت | ۱۳۴۴–۱۳۷۵ |
| آثار | فهرست کامل |
| همسر | زری خوشکام (ا. ۱۳۵۰) |
| فرزندان | لیلا |
| خویشاوندان | ژیلا سهرابی (خواهرزاده)[۱] |
عبّاسعلی حاتمی (۲۴ مرداد ۱۳۲۳ – ۱۴ آذر ۱۳۷۵) نویسنده و فیلمسازِ اهلِ ایران بود.[۲][۳] او فعالیت خود را در سال ۱۳۴۴ با نوشتن نمایشنامهٔ دیب آغاز کرد و سپس کارگردانی را با ساخت فیلم حسن کچل (۱۳۴۸) تجربه کرد. از اقدامات او برای سینمای ایران ساخت شهرک سینمایی غزالی بود.
زندگی
[ویرایش]علی حاتمی با نام کاملِ عبّاسعلی حاتمی[۴][۵] (با اصالت تفرشی)[۶] ۲۴ مرداد ۱۳۲۳ در خیابان شاهپور تهران به دنیا آمد. مادرش خانهدار بود و پدرش سمت صفحهآرا در یک چاپخانه را داشت.[۲] او دومین فرزند خانواده بود. او برای آموختن اصول اولیه نمایشنامهنویسی به هنرستان تهران رفت و پس از آن به هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک رفت.[۲]

او دانشآموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی ۱۲ فیلم بلند سینمایی و سه مجموعهٔ تلویزیونی ساخته است. البته از مجموعه سوم وی ( هزاردستان) بعداز فوت وی، دو فیلم نیز مونتاژ مجدد و عرضه گردیده است. او از فیلمسازان پیشروی نسلی بهشمار میرود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ به بعد از میانش برخاسته، از جمله ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، فریدون گله و داریوش مهرجویی.
اولین اثر سینمایی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمهتمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگترین پروژههای سینمایی او بعد از مجموعهٔ هزاردستان بود،[۲] به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریممسیحی (به نامهای کمیتهٔ مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.
کارنامه
[ویرایش]حاتمی کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامههای «ساتن»، «قصهٔ حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت. علی حاتمی در کلاسهای نمایشنامهنویسی اداره هنرهای دراماتیک واقع (درآب سردار) شرکت نمود و بعدها که این اداره به نام دانشکده هنرهای دراماتیک تغییر نام داد، او در رشته ادبیات نمایشی تحصیلات خود را ادامه داد. او در سال ۱۳۴۴ نمایش دیب (دیو) را که از اولین نوشتههای خود بود، در تالار دانشکده و با کودکان مؤسسه آموزشی فرهنگ آرزو به اجرا درآورد.
اولین تجربه سینمایی حاتمی، فیلم حسن کچل (۱۳۴۹) بود. حاتمی این فیلم را در پی موفقیت نمایشنامه حسن کچل و استقبال بسیار خوب مردم از آن، ساخت. در واقع این موفقیت موجب شد که چند تن از دستاندرکاران سینما او را ترغیب کنند که این نمایشنامه را به فیلم بدل کند و شانس خود در عرصه سینما را نیز، بیازماید. علی عباسی، تهیهکننده سینما، که نمایش حسن کچل را دیده بود، برای ساخت فیلم آن، اعلام آمادگی کرد، اما به دلیل بیتجربگی حاتمی در عرصه سینما، میخواست کارگردانی فیلم را به شخص دیگری بسپرد، ولی حاتمی مخالفت کرد و سرانجام هم عباسی را متقاعد کرد که خود از پس ساخت آن بر میآید. حسن کچل نخستین فیلم ریتمیک و موزیکال ایرانی و برگرفته از داستانهای کهن ایرانی بود. این فیلم با استقبال بسیار خوبی از سوی تماشاگران رو به رو شد و زمینه ورود وی به سینمای ایران را فراهم کرد.
پس از موفقیت حسن کچل، حاتمی از تئاتر فاصله گرفت و تواناییهای خود را معطوف به سینما کرد. او بلافاصله بعد از حسن کچل فیلم طوقی (۱۳۴۹) را ساخت. طوقی نوعی کبوتر است که کبوتربازها علاقه زیادی به آن دارند. حاتمی در فیلم طوقی به یکی از ویژگیها و سرگرمیهای برخی از مردان آن زمان که گاه از یک سرگرمی فراتر میرفت و به نوعی علاقه افراطی بدل میشد، میپردازد. در این فیلم نیز علاقه به یک طوقی و تلاش برای به دست آوردن آن، سرانجام به یک فاجعه بدل میشود.
فیلم بعدی حاتمی با نام بابا شمل (۱۳۵۰)، بازگشتی بود به سینمای ریتمیک و موزیکال مورد علاقه حاتمی و دربارهٔ لوطی و لوطیگری. حاتمی در سال ۱۳۵۱ فیلمساز پرکاری بود و سه فیلم در کارنامه خود ثبت کرد، فیلمهای قلندر، ستارخان و خواستگار. این سه فیلم نیز همچنان برخوردار از ویژگیهای سایر آثار حاتمی هستند. در این میان فیلم ستارخان، رویکردی تازه به یک حادثه تاریخی بود و ماجرای مشروطیت و قیام ستارخان و باقرخان را از زاویهای دیگر بیان میکرد. منتقدان این فیلم را تحریفی از ماجرای اصلی دانستند. حاتمی سپس به تلویزیون رفت و دو سریال داستانهای مولوی (۱۳۵۲) و سلطان صاحبقران (۱۳۵۴) را ساخت.
در سال ۱۳۵۶ با پنج سال فاصله، حاتمی فیلم سوتهدلان را ساخت. بسیاری از منتقدان سوتهدلان را مهمترین و کاملترین فیلم حاتمی در قبل از انقلاب میدانند. در این فیلم هماهنگی کاملی بین فرم و محتوا وجود دارد. حاتمی، قصه عشق یک معلول ذهنی را با زبان تصویری تازهای به فیلم بدل کرد.
پس از اتمام سوتهدلان حاتمی مشغول نوشتن فیلمنامه سریال هزاردستان شد که ابتدا «جاده ابریشم» نام داشت. حاتمی برای نوشتن متن این سریال عازم فرانسه شد و موهای خود را از ته تراشید تا رویش نشود به خیابان برود و فقط مشغول نوشتن فیلمنامه باشد.[۷] وی بارها این متن را بازنویسی کرد و حتی گفته میشود تعداد بازنویسیهای این متن به بیش از ۱۰ بار رسیده است. ساخت این سریال در سال ۱۳۵۸ کلید خورد و هشت سال طول کشید تا سرانجام «هزاردستان» به آنتن تلویزیون برسد. علی حاتمی برای تولید این سریال دست به ساخت تهران قدیم زد و حاصل کار او با نام شهرک سینمایی غزالی برای تلویزیون و سینمای ایران باقی ماند. این سریال روایتگر زندگی رضا تفنگچی بود که در اواخر دورهٔ احمدشاه قاجار دست به اسلحه میبرد و یک سلسله ترور را آغاز میکند، او در سالهای پایانی عمر کار خوشنویسی را پی میگیرد و از رضا تفنگچی به رضا خوشنویس تبدیل میشود.[۸]
حاجی واشینگتن (۱۳۶۱)، نخستین فیلم حاتمی بعد از انقلاب اسلامی بود. حاجی واشینگتن، ماجرای اولین سفیر ایران در آمریکا را روایت میکند. در سال ۱۳۰۶ هجری قمری، حاج حسین قلیخان نوری از سوی ناصرالدین شاه به عنوان سفیر ایران به آمریکا اعزام میشود. سفیر ایران در آمریکا هیچ مراجعهکنندهای ندارد، از طرفی بودجه سفارت ایران در آمریکا به شدت کاهش مییابد و سفیر مجبور میشود خدمه را نیز مرخص کند و موقعیت کمیک او در ابتدای فیلم با گذشت زمان به تراژدی تبدیل میشود. فیلم در سال ۱۳۶۱ فقط اجازهٔ نمایش در جشنوارهٔ فجر را پیدا کرد و بعد از آن توقیف بود و در زمان حیات علی حاتمی اجازهٔ نمایش پیدا نکرد. سرانجام در ۲۰ خرداد ۱۳۷۷ به نمایش عمومی درآمد و چندین بار از تلویزیون پخش شد.[۹]
در سال ۱۳۶۲ حاتمی، کمالالملک، فیلمی بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطهاش با شاه و دربار قاجار، را ساخت. حاتمی سعی کرد در این فیلم، هم بعد تاریخی و هم بعد بیوگرافی فیلم را حفظ کند و با تکیه بر رابطه حکومت با یک هنرمند به ضعفها و چالشهای فرهنگی و هنری در آن زمان بپردازد. این فیلم بهرهمند از بازی خوب بازیگرانش است که هر یک بازیهای خوب و ماندگاری از خود به جای گذاشتهاند.
پس از ساخت جعفرخان از فرنگ برگشته بر اساس نمایشنامهای به همین نام از حسن مقدم، حاتمی در سال ۱۳۶۸ فیلم مادر را ساخت که ماجرای روزهای پایانی مادری پیر است که در خانه سالمندان به سر میبرد. او که بعد از سالها تلاش و تحمل مشکلات بسیار و بزرگکردن فرزندانش اکنون در آستانه مرگ قرار گرفته است، از فرزندانش میخواهد که او را به خانه قدیمیشان ببرند و خود نیز در این روزهای پایانی در آنجا جمع شوند.
فیلم بعدی حاتمی دلشدگان بود که در سال ۱۳۷۰ ساخت. در این فیلم که ماجرایش در زمان سلطنت احمدشاه قاجار میگذرد، تاجری فرنگی به بهانه رونق فرهنگ و هنر، قصد دارد با پرکردن چند صفحه از چند موسیقیدان ایرانی، ردیفهای اصیل موسیقی ایرانی را که در حال فراموشی است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد. به همین منظور جمعی از بهترین نوازندگان را برمیگزیند.
حاتمی که از سالهای اولیه دهه ۱۳۷۰، مطالعه و تحقیق دربارهٔ زندگی جهانپهلوان تختی را آغاز کرده بود، بعد از پشت سر گذاشتن دشواریهایی سرانجام در سال ۱۳۷۵، ساخت فیلم جهان پهلوان تختی را آغاز کرد. متأسفانه پس از آنکه تنها بخشهایی از فیلم را فیلمبرداری کرده بود بیماری سرطان به سراغش آمد و در بیمارستان بستری شد و مجبور شد پروژه اش را نیمهکاره رها کند. بهروز افخمی پس از درگذشت علی حاتمی ادامه پروژه را به عهده گرفت. و کار نیمه تمام او را به پایان رسانید.[۱۰]
سبک
[ویرایش]درونمایه تمامی آثار حاتمی بر اساس ویژگیهای قومی و انسانهای رشدیافته در این باورها و اعتقادات، شکل گرفته است. شخصیت آثار او اغلب شبیهترین افراد به خصلت و باورهای قومیتهای ایرانی هستند. حاتمی که تقریباً تمامی آثارش را بر اساس فیلمنامههایی از خودش ساخته است در انتقال فضا، زمان و شرایط اجتماعی دوره تاریخی که در فیلمش به تصویر کشیده، بسیار موفق بوده است. دیالوگهای فیلمهای او بسیار درخشان و قابل توجه هستند و در سینمای ایران اگر بینظیر نباشند، حتماً کمنظیر هستند. مجموعههای تلویزیونی علی حاتمی سلطان صاحبقران و هزاردستان نیز به اندازه آثار سینماییاش مورد توجه بسیار قرار گرفتند.[۱۱]
دیالوگهای ماندگار
[ویرایش]علی حاتمی به عنوان کارگردانی صاحب سبک و مؤلف، سعی کرد با استفاده از قصهها، مثلها، فولکلورها یا باورهای عامیانهٔ ایرانی، فرهنگ کهن کوچه و بازار و معماری دیرپای ایرانی ـ اسلامی طرحی نو در سینمای ایران دراندازد. وی به حق توانست فرهنگ، آداب و ارزشهای فکری و عملی مردم این سرزمین را بر پردهٔ خیال نقاشی کند از این رو وی را به علت بهرهبردن از زبان تصویر و خلق شخصیتهای شاعرانه، سعدی سینمای ایران میدانند.[۱۲]
حاتمی همواره در آثار سینمایی خود پیوندی ناگسستنی با اصطلاحات و گویشهای کوچهبازار داشت، بهطوریکه کاربرد این دیالوگها به عنوان امضای وی در تقریباً تمامی آثار سینماییاش حضور داشته و سینمای حاتمی را یک سینمای منحصر به فرد ساخته است. برخی از این دیالوگهای ماندگار عبارتند از:
- فیلم مادر ← «تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بیچراغ روشن کرد»
- فیلم مادر ← «مادر مرد، از بس که جان ندارد»
- فیلم حاجی واشینگتن: «آیین چراغ، خاموشی نیست»
- فیلم کمالالملک ← «کباب بدون سیخ مزهٔ کباب نداره هیچ کبابی هم کباب بازار نمیشه حتی کباب دربار. کبابو باهاس داغ داغ با سیخ به نیش کشید .»
- فیلم سوته دلان > «دروغگو دشمن خداست. آخ که چقد دشمن داری خدا»
- فیلم کمالالملک ← «باب دندون شاه گربههای قاجاریه. پهلوی با دندون ببر کباب میخوره .»
- فیلم کمال الملک ← «ناصرالدینشاه: برای آمدن به چشم نقاش، باید در چشمانداز بود»
- فیلم کمال الملک: ناصرالدین شاه به کمال الملک: دل به نشاط باش، قدری خوش بگذران، قدر هنرت را بدان، هنر متاعی نیست که سر هر بازاری بشود خرید/در ادامه، کمال الملک در جواب ناصرالدین شاه: و سر هر بازاری بشود فروخت.
- فیلم کمال الملک: کمال الملک خطاب به یارمحمد: هنر تویی، هنر این فرشه، دریغ از همه عمر، یک نظر به زیر پام نینداختم.
- سریال هزاردستان: مفتش شیش انگشتی خطاب به رضا خوشنویس: یک پیرمرد مریض احوال و یک مامور نادرست، ما هر دو، برای مبارزه ضعیفیم، با خان مظفر.
- سریال هزاردستان: ابوالفتح صحاف خطاب به رضا تفنگچی: شکارچی، تا کی کبک و گوزن، عزم شکار ناب کن.
- سریال هزاردستان: ابوالفتح صحاف خطاب به رضا تفنگچی: نقدا همه سرنخها به دست هزاردستانه جز من، خواست ما این نبود، افتادیم به خاک ذلت/در ادامه، رضا تفنگچی در جواب ابوالفتح صحاف: خب، خشت که به آسیاب بدی، خاک نصیبت میشه آخر.
- سریال هزاردستان: رضا خوشنویس خطاب به سید مرتضی سماورساز: شما که گفتین اون سید جلیل (منظور سید ابراهیم روحانی است) بر مرگ این خبیث رویین تن (منظور خان مظفر است) رضایت داده/پاسخ سید مرتضی: وقت و شخصش که معین بشه، کِی و کی.
- سریال هزاردستان: بخشی از پاسخهای سید مرتضی سماورساز به رضا خوشنویس: دلی که جذب خناس میشه، آلوده وسواسه/به ولای مرتض علی، انداختنش راحتتر از انداختن برگی یه از درخت، پاییزش که فرا رسید وزش یک نسیم آخرین تلنگرشه/ابلیس کبیرم باشه، برای بنده خدا شیطانک حقیره.
- سریال هزاردستان: پرسش رضا خوشنویس از سید مرتضی سماورساز: یعنی این دستهای هنرور لایق جنایت هم نیست؟ جواب سید مرتضی به رضا خوشنویس: سخن از جنایت نیست، دستی که مجری حکم خداست آلوده به خون و جنایت نمیشه، خونی که اون دست بریزه گل سرخه.
- سریال هزاردستان: خان مظفر خطاب به نانوا: سال قحطی نان مردم رِ تامین کردن کرامت داره، وگرنه با آب و آتش و آرد، نان پختن که همه نانوان.
- سریال هزاردستان: میرزا باقر مفتش (کفیل تامینات تهران قدیم) خطاب به رضا تفنگچی: مستوری نکن، به وقت مستی هوشیارتر بودی مرغ سخنگوی منزل آکاووس.
- سریال هزاردستان: پیشخدمت خان حاکم خطاب به خان حاکم: بخوابید خان حاکم، صبح وقتیه که شما برمی خیزید، تعیین روز با شماست نه خورشید.
- سریال هزاردستان: در یکی از "آنچه گذشت"های ابتدای یکی از قسمتهای سریال: و به راستی این دست سرگردان، از یک خوشنویس بود یا تیرانداز؟
- سریال هزاردستان: روایت پایانی سریال: کاری که امروز به دست رضا نشد، فردا به امر خدا دست مرتضی بساخت، هزاردستان بود و ابردست، غافل که دست خداست بالاترین دستها.
همکارانِ چندباره
[ویرایش]حاتمی در کارهایش با بازیگرانِ نقشهای اصلیِ عمدتاً ثابتی کار میکرد که به کار با این کارگردان شناخته میشدند. عزّتالله انتظامی و داوود رشیدی و جمشید مشایخی و علی نصیریان و محمّدعلی کشاورز عمدتاً در آثارِ پس از انقلابِ ۱۳۵۷ حاتمی مطرح و مشهور شدند.
کتابشناسی
[ویرایش]- سلطان صاحبقران، تهران: انتشارات سروش. ۱۳۵۶.
- مجموعه آثار. تهران: نشر مرکز.
درگذشت
[ویرایش]حاتمی در ۱۴ آذر ۱۳۷۵ بر اثر سرطان پانکراس در سن ۵۲ سالگی درگذشت. پیکر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر روی سنگ قبر وی که در طرفینش رقیه چهرهآزاد (ملقب به مادر سینمای ایران و ایفاگر نقش مادر در فیلم "مادر") و رسام عربزاده (طراح ممتاز فرشهای ایرانی) دفن شدهاند یکی از ماندگارترین دیالوگهای فیلم "حاجی واشینگتن" نقش بسته: "آیین چراغ خاموشی نیست".
فیلمهای مستند دربارهٔ حاتمی
[ویرایش]دربارهٔ علی حاتمی چند مستند ساختهاند. یکی از اینها سهگانهای است به کارگردانیِ «الهام قرهخانی» و «امیر مهرتاش مهدوی» که تولید آن در سال ۱۳۷۸ آغاز شد و در سال ۱۳۸۳ پایان یافت.
مستند آن معلمِ بیاستاد فیلمِ دیگری است که به تهیهکنندگی و کارگردانی سید وحید حسینی و محدثه گلچین عارفی در سال ۱۳۹۵ ساخته شده است. در این فیلم شماری از همکارانِ قدیمِ حاتمی دربارهٔ او سخن گفتهاند. نام این فیلم برگرفته از یادداشتی است از بهرام بیضایی که پس از مرگ حاتمی در مجله فیلم چاپ شد.
منابع
[ویرایش]- ↑ «گفتوگو با زری خوشکام مادر لیلا حاتمی: سی سال ممنوعالکارم کردند/علی حاتمی را دق دادند». شرق. ۶ تیر ۱۳۹۴. دریافتشده در ۱۹ مه ۲۰۲۴ – به واسطهٔ خبرآنلاین.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ «زندگینامه: علی حاتمی (۱۳۲۳–۱۳۷۵)». همشهری آنلاین. ۶ شهریور ۱۳۸۷. دریافتشده در ۳۱ شهریور ۱۴۰۰.
- ↑ «"مرگ پایانی برای زندگی نیست" علی حاتمی 24 مرداد ماه 63 ساله میشود». ایسنا. ۲۰۰۷-۰۸-۱۳. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۵-۱۸.
- ↑ «برای سالروز درگذشت علی حاتمی، علی حاتمی میگفت که "باید کمی خطر کنیم"». خبرگزاری دانشجویان ایران "ایسنا". ۱۴ آذر ۱۳۹۶.
- ↑ «برای سالروز درگذشت علی حاتمی». اعتماد آنلاین. ۱۳ آذر ۱۳۹۹.
- ↑ «تفرش، خاستگاه بزرگان ایران».
- ↑ «پرونده «هزاردستان» بعد از 26 سال باز شد». ایسنا. ۲۱ دی ۱۳۹۳.
- ↑ «عکس یادگاری پشت صحنه «هزاردستان»». خبر آنلاین. ۲۲ مرداد ۱۳۹۴.
- ↑ ««حاجی واشینگتن» چطور ساخته شد؟». پارسینه. ۶ مهر ۱۳۹۰.
- ↑ «علی حاتمی». دانشنامه رشد. بایگانیشده از اصلی در ۱۴ آوریل ۲۰۱۴. دریافتشده در ۲۶ مرداد ۱۳۹۴.
- ↑ «شخصیت نگار - علی حاتمی». بایگانیشده از اصلی در ۲۱ آوریل ۲۰۱۷. دریافتشده در ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹.
- ↑ «علی حاتمی؛ سعدی سینمای ایران». ایرنا. ۲۳ مرداد ۱۳۹۴.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- اهالی استان مرکزی
- اهالی تفرش
- اهالی تهران
- خاکسپاریها در قطعه هنرمندان بهشت زهرا
- درگذشتگان ۱۳۷۵
- درگذشتگان ۱۹۹۶ (میلادی)
- درگذشتگان به علت سرطان در ایران
- زادگان ۱۳۲۳
- زادگان ۱۹۴۴ (میلادی)
- فیلمنامهنویسان اهل ایران
- فیلمنامهنویسان اهل تهران
- فیلمنامهنویسان سده ۲۰ (میلادی)
- فیلمنامهنویسان فارسیزبان
- کارگردان هنری اهل ایران
- کارگردانان اهل تهران
- کارگردانان فیلم اهل ایران
- نمایشنامهنویسان سده ۱۴ اهل ایران
