پرش به محتوا

اصغر فرهادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اصغر فرهادی
زادهٔ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۱ ‏(۵۳ سال)
محل تحصیلدانشگاه تربیت مدرس
دانشگاه تهران
پیشه‌ها
سال‌های فعالیت۱۳۶۵–اکنون
آثارفهرست کامل
همسرپریسا بخت‌آور (ا. ۱۳۶۹)
فرزندان۲، شامل سارینا
جوایزفهرست کامل
افتخاراتنشان افیسیه

اصغر فرهادی (زادهٔ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۱) فیلم‌ساز ایرانی است. او به عنوان یکی از بهترین و با استعدادترین فیلم‌سازان سینمای ایران و یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازان قرن بیست و یکم شناخته می‌شود. فیلم‌های فرهادی که در ژانر درام اجتماعی و به سبک واقع‌گرایانه ساخته شده‌اند، جزء پرفروش‌ترین فیلم‌های ایرانی هستند و دو بار برندهٔ جایزه اسکار در رشتهٔ بهترین فیلم خارجی‌زبان شده‌اند. فیلم‌های او که همه دربارهٔ خانواده و ارتباط آدم‌ها هستند و پایانی باز و غم‌انگیز دارند، به دلیل تمرکز بر شرایط انسانی و به تصویر کشیدن داستان‌های صمیمی و چالش‌برانگیز از درگیری‌های داخلی خانواده، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

فرهادی در کودکی برای نخستین‌بار به سینما رفت و به شدت تحت‌تاثیر فیلم قرار گرفت و به فیلم‌سازی علاقه‌مند شد. او در ۱۳ سالگی به انجمن سینمای جوانان اصفهان پیوست و شروع به ساختن فیلم‌های کوتاه کرد. وی تحصیلات دانشگاهی را در رشتهٔ ادبیات نمایشی در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و در دانشگاه تربیت مدرس در رشتهٔ کارگردانی به پایان رساند. فرهادی در دوران دانشگاه، نمایش‌های رادیویی می‌نوشت که بسیار محبوب شدند و باعث شد او با پیشنهاد کار از سوی تهیه‌کنندگان تلویزیونی روبه‌رو شود. در سال ۱۳۷۵ نخستین همکاری‌اش با تلویزیون را با نوشتن آیتم‌های نمایشی کوتاه برای شبکه پنج آغاز کرد و سپس با نوشتن فیلم‌نامه‌های سریالی، این همکاری را ادامه داد. روزگار جوانی (۱۳۷۷) و داستان یک شهر (۱۳۷۸–۱۳۸۰) برجسته‌ترین آثار تلویزیونی فرهادی هستند که مورد استقبال قرار گرفتند. او همچنین فیلم‌نامه‌های یادداشت‌های کودکی (۱۳۸۰) و پشت کنکوری‌ها (۱۳۸۱) را نوشت که همسرش پریسا بخت‌آور آنها را کارگردانی کرد. فرهادی در سال ۱۳۸۰ نخستین فعالیت سینمایی خود را با نوشتن فیلم‌نامهٔ ارتفاع پست به‌همراه ابراهیم حاتمی‌کیا آغاز کرد.

فرهادی کارگردانی در سینما را با ساخت فیلم رقص در غبار (۱۳۸۱) آغاز کرد که برای آن نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر شد و سال بعد با ساخت شهر زیبا (۱۳۸۲) دوباره نامزد این جایزه شد. او برای کارگردانی فیلم چهارشنبه‌سوری (۱۳۸۴) برای نخستین‌بار برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد و این جایزه را دو بار دیگر و برای درام‌های تحسین‌شدهٔ درباره الی (۱۳۸۷) و جدایی نادر از سیمین (۱۳۸۹) نیز دریافت کرد. او با ساخت دربارهٔ الی به سبک واقع‌گرایانه، یک موج نو در سینمای ایران ایجاد کرد و مورد ستایش بسیاری از منتقدان قرار گرفت. فرهادی با این فیلم موفق به کسب خرس نقره‌ای بهترین کارگردان از جشنواره بین‌المللی فیلم برلین شد و سپس برای جدایی نادر از سیمین برندهٔ خرس طلایی این جشنواره شد و در سراسر جهان مورد تحسین منتقدانی چون راجر ایبرت و جو مورگنسترن قرار گرفت. این فیلم برای او، جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان و نامزدی در رشتهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی در هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار را به دنبال داشت و همچنین جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی‌زبان و نامزدی جایزه بفتای بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان را نیز به‌دست‌آورد.

فرهادی پس از موفقیت جهانی جدایی نادر از سیمین، برای ساخت فیلم بعدی‌اش به فرانسه رفت و گذشته (۲۰۱۳) را ساخت که در شصت و ششمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه کلیسای جهانی را دریافت کرد. این نخستین حضور فرهادی در جشنواره کن بود که با فیلم‌های بعدی‌اش، به شرکت در این جشنواره ادامه داد. او پس از گذشته قرار بود پروژه‌ای در اسپانیا آغاز کند اما از نظر عاطفی مایل بود در ایران فیلم بسازد، برای همین بازگشت و فروشنده (۱۳۹۴) را ساخت که جایزه بهترین فیلم‌نامه جشنواره کن را برای آن کسب کرد. این فیلم دومین جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را برای فرهادی به ارمغان آورد. فرهادی سپس برای ساخت فیلم اسپانیایی‌اش به این کشور رفت و همه می‌دانند (۲۰۱۸) را ساخت که هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن با آن افتتاح شد. او در سال ۱۳۹۸ اقدام به ساخت فیلم قهرمان در شیراز کرد که تولید آن به‌دلیل همه‌گیری کرونا به تعویق افتاد و در نهایت در سال ۱۴۰۰ آماده نمایش در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱ شد و جایزه بزرگ هیئت داوران را کسب نمود.

فرهادی تبدیل به الگوی چشم‌گیر و قابل ارجاعی برای فیلم‌سازان سینمای ایران شد و در دههٔ ۱۳۹۰ از جهات گوناگون فیلم‌های ایرانی را تحت تأثیر قرار داد. آثار فرهادی موفق به کسب نامزدی و دریافت جوایز مهمی در اسکار، گلدن گلوب، بفتا، سزار، گویا و ایندیپندنت اسپیریت شده‌اند. او در سال ۲۰۱۲ از سوی مجلهٔ تایم در فهرست ۱۰۰ چهرهٔ تأثیرگذار سال ۲۰۱۲ رتبهٔ چهارم را کسب کرد و در همان سال در فهرست ۱۰۰ متفکر جهان فارین پالیسی و فهرست ۲۳ کارگردان برتر جهان هافینگتن پست قرار گرفت. فرهادی در سال ۲۰۱۴ از سوی دولت فرانسه به مقام افسر هنر و ادبیات منصوب شد. او به انتخاب متاکریتیک در رتبه هشتم فیلمسازان برتر قرن بیست و یکم قرار گرفته است. همسر او پریسا بخت‌آور، کارگردان سینما و تلویزیون است و از او صاحب دو فرزند شده است که نخستین آنها سارینا فرهادی، در دو فیلم فرهادی به‌عنوان بازیگر با او همکاری کرده است.

ابتدای زندگی و تحصیلات

[ویرایش]

اصغر فرهادی در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۱ در همایون‌شهر استان اصفهان زاده شد.[۱][۲] وقتی هشت ساله بود، نام شهر محل زادگاه‌اش از همایون‌شهر به خمینی‌شهر تغییر یافت. در طی درگیری ایران و عراق، سینماهای ایران با ایده تهییج حس میهن‌دوستی از طریق همسان‌سازی صدام با هیتلر، گاهی فیلم‌های تبلیغاتی متفقین دربارهٔ جنگ جهانی دوم را نمایش می‌دادند. فرهادی نخستین باری که به سینما رفت، یکی از همین فیلم‌ها را تماشا کرد. پیش از آغاز جنگ ایران و عراق، روزی با بچه‌های فامیل با یک اتوبوس به اصفهان رفتند تا به سینما بروند که اولین باری بود که فرهادی به سینما می‌رفت. آنها دیر رسیدند و در میان نمایش فیلم وارد سالن سینما شدند، با این‌حال فرهادی شیفته آن شد. قهرمان اصلی فیلم عضو گروه مقاومت در اروپای شرقی بود که در آخر نازی شرور را به قتل می‌رساند. روزهای بعد از تماشای فیلم، فرهادی مدام به صحنه‌هایی که از دست داده و ندیده بود فکر می‌کرد و سعی داشت در ذهنش آنها را برای خود بسازد و سپس احساس کرد که انگار خودش دارد فیلم را در ذهنش می‌سازد.[۳][۴] او ابتدای دههٔ ۱۳۶۰ با ورود ویدئو، در خانه فیلم تماشا می‌کرد و بین آثاری که تماشا می‌نمود، متوجه تفاوت فیلم‌هایی از قبیل رضا موتوری (۱۳۴۹) و گوزنها (۱۳۵۳) با دیگر فیلم‌های ایرانی می‌شد.[۵] هنگام جنگ ایران و عراق، اصفهان که مرکز استان بود چند بار زیر بمباران قرار گرفت. روزی برادر بزرگتر فرهادی از مدرسه به خانه برنگشت، زیرا از خانه فرار کرده بود تا به عنوان داوطلب به جبهه برود. ماه‌ها طول کشید تا پدر و مادر فرهادی از جای او باخبر شدند و او را به خانه برگرداندند. فرهادی که حس وطن‌دوستی شدیدی داشت، در آن زمان آرزو می‌کرد کاش چند سال بزرگتر بود تا می‌توانست او هم مثل برادرش به نیروهای داوطلب ملحق شود.[۳] فرهادی بیشتر فیلم‌های سیاه‌وسفید تلویزیون ازجمله فیلم‌های چارلی چاپلین، باستر کیتون و هارولد لوید را تماشا می‌کرد و اولین فیلمی که واقعاً او را تحت تأثیر قرار داد، هفت سامورایی بود و می‌دانست که این فیلم مثل فیلم‌های دیگر نیست و چیز جدیدی است.[۴]

خانوادهٔ فرهادی صاحب یک مغازه خواربارفروشی بودند و او گاهی پس از مدرسه برای کمک به آنجا می‌رفت. شغل والدین فرهادی، فرهنگی نبود اما آنها مانع تمایلات هنری او نبودند. در اواخر دوره ابتدایی، فرهادی نخستین نمایشنامه‌اش را برای اجرا در مدرسه نوشت که هرگز اجرا نشد. او در دوران راهنمایی با انجمن سینمای جوان اصفهان آشنا شد و در ۱۳ سالگی به این انجمن پیوست و فعالیت‌های هنری در آن را آغاز کرد. فرهادی تصمیم گرفت در ۱۳ سالگی یک فیلم کوتاه بسازد با اینکه هیچ‌چیزی از فیلم‌سازی نمی‌دانست و تنها یک کتاب در رابطه با ساختن فیلم با دوربین هشت میلی‌متری خوانده بود، بر همان اساس همراه با دوستش، اولین فیلم کوتاهش را با عنوان رادیو با دوربینی هشت میلی‌متری که متعلق به انجمن سینمای جوانان بود ساخت. این فیلم داستان دو دوست بود که در راه مدرسه رادیویی را پیدا می‌کنند و پس از مشاجره بر سر اینکه کدام‌یک تصاحبش کند تصمیم می‌گیرند هرکدام یک روز در میان آن را نگه دارند اما نمایش سریالی رادیویی که هرروز پخش می‌شد، آنها را علاقه‌مند به داشتن رادیو کرد و از آنجا که رادیو برای هر دوی آنها همزمان قابل استفاده نیست، ناچار می‌شوند آن را رها کنند.[۳][۲][۵]

فرهادی در دبیرستان در رشته تجربی تحصیل می‌کرد و زمانی که وارد دبیرستان شده بود تصمیم به ساخت فیلم مستند کوتاه ۱۶ میلی‌متری با نام چشم‌ها گرفت که دربارهٔ کارگرانی بود که در کارگاه‌های ذوب شیشه کار می‌کنند و آن را با هزینه شخصی خود و دوستانش ساخت اما نگاتیوهایی که برای ظهور فیلم به تهران فرستاده شده بود مفقود شد و این باعث سرد شدن فرهادی و فاصله گرفتن او از فیلمسازی شد. در سال‌های پایانی دبیرستان ترجیح داد به‌جای فیلمسازی، درس بخواند و خودش را برای کنکور آماده کند. در آن زمان فرهادی به دلیل ماجرای گم‌شدن نگاتیوها به این موضوع فکر می‌کرد که مثل بقیه دنبال یک زندگی معمول و متعارف برود، نه حرفه‌ای که ثباتی در آن وجود ندارد. با رتبهٔ ۲۰۰۰ در کنکور، فرهادی تنها رشته پزشکی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و پس از پذیرفته نشدن، دوباره به سینما علاقه‌مند شد. سپس برای کنکور هنر درس خواند و سال بعد با رتبهٔ ۸ قبول شد.[۵] فاصله انتخاب رشته پزشکی تا رسیدن به این نتیجه که کنکور هنر بدهد، با گذشت زمان و به گفتهٔ خودش با دیدن دو فیلم خوب، طی شد. در مرحله مصاحبه، استادان تصمیم‌گیرنده، تشخیص دادند که او بیشتر به درد تحصیل در رشتهٔ تئاتر می‌خورد تا سینما و به این ترتیب فرهادی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته ادبیات نمایشی شروع به تحصیل کرد، اما از آنجایی که علاقه‌ای به تئاتر نداشت، در اواخر ترم اول تصمیم به ترک‌تحصیل گرفت که با دیدن چند تئاتر خوب، تصمیمش تغییر کرد. حضور در فضای دانشکده باعث شد او نمایشنامه‌های زیادی را مطالعه کند.[۵] از ایبسن، استریندبرگ و چخوف چیزهایی زیادی آموخت و به مرور به تئاتر علاقه‌مند شد.[۳] فرهادی در ۱۳۷۵ با ورود به دوره کارشناسی ارشد در رشتهٔ کارگردانی در دانشگاه تربیت مدرس به تحصیل ادامه داد و مدرک فوق‌لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کرد.[۱][۵]

فعالیت حرفه‌ای

[ویرایش]

۱۹۸۶–۱۹۹۵: فیلم‌های کوتاه

[ویرایش]

فرهادی فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۵ در ۱۳ سالگی در انجمن سینمای جوانان اصفهان با ساخت فیلم‌های کوتاه آغاز کرد.[۵] در سال ۱۳۶۶ مهدی قاسمی — مسئول انجمن سینمای جوانان اصفهان — که یکی از کارگردانان بومی اصفهان بود، فرهادی را در این انجمن نام‌نویسی کرد. قاسمی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۱ مسئول این انجمن بود و فرهادی را یک شخص خلاق، با استعداد و زحمت‌کش توصیف کرده است.[۶] فرهادی در این مدت به مطالعه کتاب‌های محدودی که در زمینه آموزش فیلمسازی و فیلمنامه‌نویسی منتشر شده بود، پرداخت و چند فیلمنامه چاپ شده هم خواند و فیلمنامه‌ای کوتاه با نام «رادیو» نوشت که دربارهٔ دو نوجوان بود که در مسیر مدرسه رادیویی را پیدا می‌کنند و قرار می‌گذارند هر شب یکی‌شان آن را به خانه ببرد. دنبال کردن برنامه‌های شبانه که هر شب قسمت شب قبلش پخش می‌شود کار دو نوجوان را به دعوا کشانده و عاقبت هم رادیو از بین می‌رود. فرهادی این فیلم‌نامه را به به انجمن سینمای جوانان ارائه کرد و فیلم‌نامهٔ او مورد توجه مسئول انجمن واقع شد. یک دوربین سوپر ۸ و سه حلقه فیلم در اختیار او قرار گرفت تا آن را بسازد و فرهادی در سال ۱۳۶۴ در ۱۳ سالگی نخستین فیلم کوتاه خود را ساخت. در همان سال او توانست سر صحنه فیلم سینمایی تفنگ شکسته به کارگردانی مهدی معدنیان با بازی عنایت بخشی در نقش اصلی، که در اطراف اصفهان فیلمبرداری می‌شد حاضر شود و به اعضای گروه فنی‌اش پیوست. نام اصغر فرهادی در تیتراژ این فیلم به‌عنوان یکی از اعضای گروه فنی ثبت شده است.[۵]

در آن دوران فرهادی هرسال یک فیلم کوتاه در انجمن سینمای جوانان اصفهان می‌ساخت و به گفتهٔ خودش فیلم به فیلم سراغ کارهایی می‌رفت که تولید سنگین‌تری را می‌طلبید. به‌این ترتیب فیلم‌های جان علی، دنیای دیوارها، ماجرای آقای فیلمساز یک و ماجرای آقای فیلمساز دو توسط فرهادی جلوی دوربین رفتند. زمانی که وارد دبیرستان شد، تصمیم گرفت که فیلمی ۱۶ میلی‌متری، سیاه‌وسفید و مستند با عنوان چشم‌ها دربارهٔ کارگرانی که در کارگاه‌های ذوب شیشه کار می‌کنند، بسازد. فرهادی این فیلم را به سختی و با سرمایه خودش و دوستانش ساخت، اما وقتی نگاتیوها برای ظهور به تهران فرستاده شد، بارها رفت‌وآمد فرهادی از اصفهان به تهران در نهایت به این پاسخ منجر شد که نگاتیوها گم شده است و این باعث سرخوردگی فرهادی و فاصله گرفتن او از فیلمسازی شد. فرهادی دو سال پایانی دبیرستان، دیگر فیلم نساخت، اما فیلمنامه‌ای بلند دربارهٔ یک آپاراتچی سینما و پسرش نوشت و نسخه‌ای از آن را به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ارائه کرد که مرکز گسترش با ساخت آن موافقت نکرد.[۵]

فرهادی زمانی که ۱۸ ساله بود، به دانشگاه رفت تا تئاتر بخواند. هدف او تحصیل در رشتهٔ سینما بود، اما قبول نشد و در نتیجه تئاتر خواند که این تجربه بسیار برایش مفید بود. تئاتر به نوعی به علاقه اصلی او در زندگی تبدیل شد. در آن دوران متوجه شد که چقدر مهم است از نمایشنامه‌های معروف یاد بگیرد و زمان زیادی در اختیار داشت تا همه نمایشنامه‌های مهم را بخواند. این اتفاق در دوران دانشگاه، سلیقه او را شکل داد به طوری که تصمیم گرفت برای کل زندگی‌اش در تئاتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و کارگردان به فعالیت ادامه دهد.[۷][۴] اما در آن زمان به پول نیاز داشت، بنابراین در اوایل دههٔ ۱۳۷۰ که دانشجو بود، شروع به نگارش نمایش‌های دنباله‌دار رادیویی کرد. او در این کار محبوبیت پیدا کرد و به سرعت با پیشنهاد کار از طرف تهیه‌کنندگان تلویزیونی مواجه شد.[۳] در همین دوره چند نمایشنامه نوشت و در سال ۱۳۷۳ وقتی ۲۲ ساله بود نخستین نمایش‌اش را با نام ماشین‌نشین‌ها با کارگردانی و بازی خودش و همکلاسی‌اش پریسا بخت‌آور به روی صحنه برد. عباس جوانمرد، پژوهشگر تئاتر با دیدن ماشین‌نشین‌ها گفت: «فرهادی و بخت‌آور از استعدادهای درخشانی هستند که آینده‌ای امیدبخش خواهند داشت.»[۱] فرهاد ناظرزاده کرمانی، استاد فرهادی درمورد این دوره از زندگی حرفه‌ای او گفته: «اصغر فرهادی دانشجویی زیرک، ریزبین و نکته‌سنج بود. چشم‌هایی نافذ و باهوش و پرسشگر داشت. بسیار باادب و فروتن بود و هنوز هم هست. البته من دلم می‌خواست او این جایگاهی که در سینما به دست آورده در تئاتر کسب کرده و به اصطلاح این گل را به سر تئاتر زده بود. اما او علاقه و استعداد فراوانی به سینما داشت. خیال می‌کنم «سینمایی‌بودن» هم، نشانه‌ای از آینده‌نگری و هوش او بود.»[۸]

۱۹۹۶–۲۰۰۱: فعالیت در تلویزیون و سریال‌سازی

[ویرایش]

نخستین همکاری فرهادی با تلویزیون در سال ۱۳۷۵ با شبکه پنج بود. در ابتدای افتتاح این شبکه، جنگ شبانه‌ای به اسم شب بخیر تهران روی آنتن می‌رفت. این جنگ، علاوه بر موسیقی و دوربین مخفی و دعوت از مهمان، یک آیتم نمایشی هم به اسم خانه شماره پنج داشت که اصغر فرهادی و علی عمرانی متن این آیتم‌ها را می‌نوشتند. فرهادی کارش را با نوشتن آیتم‌های پنج دقیقه‌ای برنامهٔ مثل زندگی ادامه داد. بلافاصله پس از خانه شماره پنج، این مجموعه نمایشی از شبکه پنج پخش شد که در آن آیتم‌های ۱۵ دقیقه‌ای در یک لوکیشن اتفاق می‌افتاد و مهری ودادیان، کیومرث پوراحمد و سحر صباغ سرشت در آن بازی می‌کردند. وی در همان سال نگارش مجموعهٔ تلویزیونی ماه مهربان به کارگردانی بهروز بقایی را بر عهده گرفت که نخستین سریالی بود که در شبکه پنج ساخته شد و در ماه رمضان پخش شد. فرهادی در آن زمان ۲۴ ساله بود و با این سریال، نگارش اولین مجموعه داستانی‌اش را تجربه کرد که در آن فرامرز صدیقی، زهرا سعیدی، فرهاد جم و پرستو گلستانی ایفای‌نقش کردند.[۹]

فرهادی زمانی که مشغول نوشتن متن سریال ماه مهربان بود، لوکیشن این مجموعه را پسندید و پیشنهاد کرد که مجموعه‌ای دربارهٔ چند جوان دانشجو در یک خانه بنویسد؛ بنابراین سریال روزگار جوانی به نویسندگی اصغر فرهادی و کارگردانی شاپور قریب و اصغر توسلی در همان لوکیشن ساخته شد و در سال ۱۳۷۷ روی آنتن شبکه پنج رفت.[۹] این سریال داستان پنج جوان دانشجو را روایت می‌کرد که در یک خانه دانشجویی با هم زندگی می‌کردند. امین حیایی، نصرالله رادش، کیهان ملکی، بهزاد خداویسی و مهدی صبایی نقش شخصیت‌های اصلی سریال را ایفا کردند.[۱۰] این سریال به دلیل اینکه حرف‌های تازه‌ای در زمینه مسائل و مشکلات جوانان مطرح کرد و پرداخت جذابی از این موضوع داشت، با استقبال مخاطبان مواجه شد.[۱۱] یکی از دلایل ماندگاری فصل اول این سریال، فیلم‌نامهٔ دقیق و حساب‌شدهٔ آن است که فرهادی در آن پنج شخصیت جذاب و دوست‌داشتنی طراحی کرد و برای هرکدام از آنها ویژگی‌هایی منحصربه‌فردی در نظر گرفت.[۹] دربارهٔ متن این سریال حاشیه‌هایی وجود دارد. حمید نعمت‌الله در گفت‌وگویی با فریدون جیرانی، اظهار کرد که او و هادی مقدم‌دوست طرح این سریال را برای تلویزیون نوشتند. اصغر توسلی، تهیه‌کننده فصل اول این سریال دربارهٔ ایدهٔ اولیه آن به فرهیختگان گفت که فرهادی طرح را پیشنهاد داده و نام اولیه آن «دانشجویان» بوده است و در انتها به بهروز مفید در شبکه تهران پیشنهاد ساخت آن را دادند.[۱۲]

در سال ۱۳۷۷، فرهادی فیلم‌نامهٔ سریال پزشکان را نوشت و مسعود کرامتی آن را کارگردانی کرد که از شبکه سه پخش شد. داستان این سریال در یک بیمارستان اتفاق می‌افتاد و سه پزشک با بازی داوود رشیدی، فرهاد اصلانی و بهناز نازی در مواجهه با بیماران، درگیر اتفاق‌هایی می‌شدند. در همان سال فرهادی سریال چشم‌به‌راه را نویسندگی و کارگردانی کرد که اولین سریالی است که هم فیلمنامه‌اش را نوشت و هم آن را برای تلویزیون کارگردانی کرد. تمام داستان‌های این مجموعه در یک بخش زایمان اتفاق می‌افتاد و افسانه چهره‌آزاد، نقش پرستار بخش و جمشید جهان‌زاده هر بار نقش یک پدر را در موقعیت‌های مختلف بازی می‌کند. فرهادی در مصاحبه‌ای گفته است که ایدهٔ این سریال، هنگام به دنیا آمدن دخترش و زمانی که پشت در اتاق زایمان منتظر بوده به ذهنش رسیده است. در همان سال فرهادی سریال مجتمع مسکونی فرخ و فرج را با فیلمنامه‌ای از کوروش نریمانی کارگردانی کرد که داستان آن در یک مجتمع مسکونی اتفاق می‌افتاد و دو دوست قدیمی به نام‌های فرخ و فرج با بازی محمدرضا داودنژاد و اسماعیل داورفر در آن زندگی می‌کردند.[۹]

فرهادی پس از اینکه فیلمنامه‌هایش در تلویزیون مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت، به تهیه‌کننده‌اش گفت از این پس فقط تحت شرایطی سناریوهایش را ارائه می‌کند که خودش آنها را کارگردانی کند.[۳] به‌این ترتیب فرهادی از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی مجموعهٔ تلویزیونی داستان یک شهر را بر عهده‌دار بود که در دو فصل ۲۶ قسمتی از شبکه پنج پخش شد و مخاطبان زیادی داشت.[۱۳] فرهادی علاوه بر ساخت این سریال، در آن ایفای‌نقش نیز کرده است.[۱۴] داستان این سریال دربارهٔ یک گروه مستندساز بود که در هر قسمت، برنامه‌ای دربارهٔ خانواده‌ها یا گروهی که با مسائل مختلف اجتماعی مانند فقر، مهاجرت، اعتیاد به مواد مخدر، ایدز و… درگیر بودند، می‌ساختند. با اینکه برخی صحنه‌های این سریال گاهی سانسور می‌شدند، اما این مجموعه به شکل گسترده‌ای دیده شد.[۳] پس از ۲۰ سال نسخه جدید این سریال به نویسندگی پیمان عباسی، کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیه‌کنندگی فرشید محمودی از شبکه پنج پخش شد. فرشید محمودی متنی نوشته بود و به رسم ادب از فرهادی اجازه گرفت و فرهادی برای این سریال آرزوی موفقیت کرد. البته او مستقیماً به محمودی چیزی نگفت و همه چیز با واسطه اتفاق افتاد.[۱۳]

۲۰۰۲–۲۰۰۴: خداحافظی از تلویزیون و ورود به سینما

[ویرایش]

پایه‌گذار کارهای کمدی و طنز در ایام رمضان آقای اصغر فرهادی بودند. آقای فرهادی یادداشت‌های کودکی و پشت کنکوری‌ها را در شبکه پنج شروع کردند و بعد از آن فضا در تلویزیون شکست و مشخص شد که باید برای ماه رمضان کار کمدی ساخت.

مهران مهام در گفت‌وگو با ایسنا، ۱۴۰۰[۱۵]

از سال ۱۳۸۰ پریسا بخت‌آور، همسر فرهادی هم به ساخت سریال روی آورد. فرهادی فیلم‌نامهٔ یادداشت‌های کودکی را برای رمضان سال ۱۳۸۰ نوشت و بخت‌آور آن را کارگردانی کرد. سیروس گرجستانی، احمد قدکچیان و حمیده خیرآبادی بازیگران اصلی سریال هستند.[۱۶] فرهادی علاوه بر نگارش فیلمنامه و تهیه‌کنندگی این سریال، ترانه تیتراژ آن را نیز خوانده است. حمیدرضا صدری، آهنگساز این سریال اولین بار پیشنهاد خواندن ترانه تیتراژ را به فرهادی داد. فرهادی ابتدا مخالفت کرد، اما در نهایت به‌دلیل اصرارهای صدری حاضر شد تا به استودیو برود و ترانه تیتراژ را اجرا کند. او پس از ضبط ترانه و شنیدن صدای خودش از نتیجه کار اعلام رضایت کرد، اما گفت که نباید نامش در تیتراژ بیاید.[۱۷] سریال چراغ جادو به کارگردانی همایون اسعدیان و با بازی مهدی هاشمی هنگام پخش با استقبال زیادی روبه‌رو شد. اسعدیان در فصل دوم، هر قسمت سه چهار قسمتی را به یک کارگردان سپرد و یکی از قسمت‌ها با عنوان «جابه‌جایی» را اصغر فرهادی کارگردانی کرد.[۹] این قسمت براساس فیلمنامه‌ای از آرش قادری ساخته شد و رضا داوودنژاد در آن بازی کرد که داستان آن دربارهٔ جابه‌جایی دو نفر در دو موقعیت متفاوت است: آدمی بدبخت که دوست دارد جای آدمی را که به نظر می‌رسد بسیار خوشبخت است بگیرد و این جابه‌جایی مشکلات بسیاری ایجاد می‌کند.[۱۸]

فرهادی فعالیت حرفه‌ای در سینما را به عنوان فیلم‌نامه‌نویس در فیلم ارتفاع پست به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا آغاز کرد و به همراه حاتمی‌کیا فیلم‌نامهٔ ارتفاع پست را نوشت. این فیلم دربارهٔ مردی به نام قاسم با بازی حمید فرخ‌نژاد است که به‌همراه خانواده و دوستانش که ادعا می‌کند در یک شرکت صنعتی در بندرعباس برایشان کار پیدا کرده، سوار هواپیما می‌شوند؛ اما قصد دارد هواپیما را بدزدد.[۱۹] برای نوشتن فیلمنامه، تحقیقاتی انجام شد و حدود پنج ماه فرهادی و حاتمی‌کیا جلسات مختلفی برای نوشتن فیلمنامه داشتند و مهم‌ترین چیز که در نظر داشتند، صداقت نسبت به شخصیت‌ها بود که گروه‌های منفی و مثبت مطلق نداشته باشند.[۲۰] منتقدان، این فیلم را حاصل تلفیق نگاه اجتماعی فرهادی و نگاه سیاسی حاتمی‌کیا ارزیابی کردند. فرهادی نقش خود را در فیلم‌نامهٔ ارتفاع پست کم خوانده و کارش در آن را به نوعی سفارشی دانسته است. او در گفت‌وگو با حسین معززی‌نیا در ماهنامه ۲۴ گفت: «ارتفاع پست در واقع فیلمنامه آقای حاتمی‌کیا است. من نویسندهٔ آن فیلمنامه‌ام. اما مؤلفش نیستم. در زمان نوشتن، سعی کردم با مؤلفه‌های ذهنی حاتمی‌کیا بنویسم.»[۲۱]

فرهادی در سال ۱۳۸۱ فیلم‌نامهٔ مجموعه تلویزیونی پشت کنکوری‌ها به نویسندگی محمدرضا فاضلی را بازنویسی کرد که در ۲۶ قسمت توسط پریسا بخت‌آور در گروه فیلم و سریال شبکه پنج برای رمضان ۱۳۸۱ ساخته شد. این سریال، دربارهٔ ماجرایی است که برای پنج جوان پشت کنکوری که در خانه‌ای متروکه مشغول درس خواندن هستند، رخ می‌دهد. فرهادی و همسرش به دلیل اینکه سال گذشته، در سریال یادداشت‌های کودکی که فرهادی نویسنده بود و بخت‌آور کارگردانی آن را برعهده داشت، تجربه موفقی داشتند؛ از این رو تصمیم گرفتند در این مجموعه هم، به همان شکل و با همان گروه کار کنند.[۲۲] این مجموعه در لوکیشن داستان یک شهر و یادداشت‌های کودکی تصویربرداری شده و در آن رضا داوودنژاد، برزو ارجمند، رامین ناصرنصیر، علی عباس صادقی، محمدرضا رضایی، سیما گرجستانی، محمدرضا نوروز، محسن قاضی‌مرادی، رضا بنفشه‌خواه و مریم امیرجلالی به ایفای نقش پرداختند. این سریال جزو مجموعه‌های پرمخاطب سال ۱۳۸۱ بود. فرهادی طی گفت‌وگوهایی که با رسانه‌ها داشت، اعلام کرد هیچ نقشی در پشت کنکوری‌ها نداشته و فقط فیلمنامه را قبل از شروع تصویربرداری بازنویسی کرده است.[۲۳]

فرهادی که قصد ساخت یک فیلم تجاری و رکوردشکن را نداشت و تقسیم‌بندی تجاری و خاص را برای فیلم درست نمی‌دانست، کمتر از یک سال پس از اکران ارتفاع پست در سال ۱۳۸۱ نخستین فیلم بلند خود را با نام رقص در غبار به تهیه‌کنندگی ایرج تقی‌پور و با بازی فرامرز قریبیان، یوسف خداپرست، باران کوثری و سعید نورالهی ساخت که در بیست و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد.[۲۴] داستان این فیلم دربارهٔ جوانی است که در محله‌ای مهاجرنشین زندگی می‌کند و به خاطر فشار اطرافیان مجبور به طلاق گرفتن از همسرش می‌شود و تنها کاری که می‌تواند برای همسر مطلقه‌اش بکند تأمین به موقع اقساط مهریه او است. او در راه به‌دست آوردن این پول درگیر مشکلاتی سخت می‌شود و کمی بعد به خاطر بدهی‌هایی که توان پرداختشان را ندارد به بیابان فرار کرده و در آنجا پنهان می‌شود و در این بیابان با یک پیرمرد عجیب آشنا می‌شود که با جمع کردن زهر مار زندگی‌اش را می‌گذارد.[۲۵] به گفتهٔ فرهادی، ایده اولیه فیلم متعلق به عباس جهانگیریان است و او قرار بود که رمانی دربارهٔ رابطه عرفانی یک فرد مارگیر و یک پسر جوان بنویسد و این ایده، محور فیلم فرهادی قرار گرفت و با همکاری محمدرضا فاضلی و علیرضا بذرافشان در طول پنج ماه تبدیل به یک طرح کامل شد. فرهادی معتقد است که هسته اصلی، مربوط به جهانگیریان بوده اما نوع نگاه به موضوع تغییر پیدا کرده است.[۲۴] فرهادی در جلسه مطبوعاتی فیلم گفت که این فیلم را در واکنش به فیلم‌هایی ساخته است که متقلبانه و با دورویی تصویری نامناسب از جامعه ایران ارایه می‌دهند و تأکید کرد که قصد داشته فیلمی در حد و اندازه فیلم من، ترانه ۱۵ سال دارم بسازد.[۲۶]

این فیلم جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر را کسب کرد و فرهادی نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد.[۲۷] رقص در غبار در گیشه عملکرد خوبی نداشت و تنها نزدیک به ۲۰ میلیون تومان فروخت اما واکنش‌های مثبتی از سوی منتقدان دریافت کرد.[۲۸] بسیاری این فیلم را متأثر از سبک و حال و هوای مجموعهٔ تلویزیونی داستان یک شهر دانستند.[۲۹] پیمان شوقی از همشهری، موفقیت یا کاستی رقص در غبار را در ادامهٔ آثار قبلی فرهادی ارزیابی کرد و معتقد است که دیدگاه تصویری فرهادی در اولین ساخته بلند سینمایی‌اش از نگاه تلویزیونی قبلی تمایز نیافته و فاقد میزانسن‌های سینمایی است. به عقیدهٔ او حرکات دوربین عمدتاً زائد و در حد تنوع بخشیدن به وجه بصری کار هستند و بیشتر موفقیت فیلم به فیلمنامه‌اش برمی‌گردد.[۳۰] مجید عاصمی در دنیای تصویر، رقص در غبار را سرشار از ایده‌های سینمایی جذابی دانست که فقط در نحوه فیلم‌سازی یک عاشق سینما می‌توان آنها را دید.[۳۱] فرهادی برای این فیلم در جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک، جوایز بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را به‌دست‌آورد و جایزه ویژه منتقدان فیلم روسیه را در بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو از آن خود کرد.[۲۵] همچنین تندیس زرین بهترین فیلم و بهترین فیلم‌نامه را از هفتمین جشن سینمای ایران دریافت کرد.[۳۲]

فرهادی به فاصله کوتاهی از رقص در غبار، کار بر روی پروژه جدید خود را آغاز کرد که فیلم‌نامهٔ آن را پیش از فیلم‌نامهٔ رقص در غبار نوشته بود. او فیلمنامه‌ای با نام اسید نوشت و برای ساخت ارائه داد که آن زمان بیان شد این فیلمنامه تلخ است، بنابراین مدتی از ساخت آن دور شد و در این فاصله بر روی رقص در غبار کار کرد. فرهادی طرح اولیه فیلم را زمانی که مجموعه تلویزیونی داستان یک شهر را می‌ساخت، نوشت که دربارهٔ پسری بود که روی صورت یک دختر اسید می‌پاشید و دختر از بین می‌رفت و خواهرش بر اثر سوختگی اسید دچار معلولیت می‌شد، اما به دلیل تصویر تلخی که نشان می‌داد، اسیدپاشی را حذف کرد و سن کسی که آن جرم را انجام داده بود، پایین آورد تا خیلی اعمالش آگاهانه به نظر نیاید.[۳۳] فیلم‌نامه به نام شهر زیبا تغییر پیدا کرد و داستان آن دربارهٔ اکبر است که در ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده و در دادگاه به اعدام محکوم شده است. او در حال حاضر در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می‌شود و به سن ۱۸ سالگی برای اجرای حکم رسیده است. اعلا، دوست صمیمی او که به جرم سرقت دستگیر شده، به محض آزادی از زندان، همراه با فیروزه، خواهر اکبر تلاش می‌کند رضایت شاکی را بگیرد تا دوستش را از اعدام نجات دهد و در این جریان به فیروزه علاقه‌مند می‌شود.[۳۴]

فرهادی از خیلی‌ها برای نقش فیروزه تست گرفت اما همه این افراد از تصویر ذهنی او دور بودند، در عین حال سعی کرد به ترانه علیدوستی فکر نکند چون او در فیلم اولش خیلی خوب بازی کرده بود. در نهایت کسی را برای این نقش پیدا نکرد و به توصیه دوستانش از علیدوستی دعوت کرد و خیلی واضح فکر و ایده خود را دربارهٔ بازی او در این فیلم گفت، بعد از چند جلسه به نتیجه رسید و توانایی‌ای را در او دید که برایش باورکردنی نبود. فرهادی برای نقش اعلا از پسرهای زیادی تست گرفت و نتیجه‌ای نداد تا اینکه سفری برای نمایش فیلم اولش پیش آمد در همان روز که عازم بود، پرویز پرستویی که در جریان فیلمنامه شهر زیبا بود با او تماس گرفت و گفت که پسری را برای این نقش پیدا کرده و فرهادی، بابک انصاری را چند دقیقه در فرودگاه دید. او در طول سفر به این نقش فکر کرد و سرانجام که به تهران بازگشت و یک جلسه با انصاری تمرین کرد، او را انتخاب کرد.[۳۳] فیلمبرداری در سال ۱۳۸۲ به تهیه‌کنندگی ایرج تقی‌پور طی دو ماه در تهران انجام شد و آخرین صحنه فیلم در ۱۷ آذر آن سال فیلمبرداری شد. شهر زیبا دومین همکاری اصغر فرهادی با فرامرز قریبیان پس از رقص در غبار و نخستین همکاری او با ترانه علیدوستی است.[۳۵]

فرهادی درحال دریافت طاووس طلایی از جشنواره بین‌المللی فیلم هند، ۲۰۰۴

شهر زیبا نخستین بار در بیست و دومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اکران شد و نامزد دریافت ۱۱ سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه و بهترین کارگردانی شد.[۳۶] اصغر نعیمی، منتقد سینمایی درخصوص این فیلم گفت: «فیلم شهر زیبا نسبت به کارهای قبلی فرهادی، نشان‌دهنده رشد ایشان است. فرهادی کارگردان خوبی است که سریال‌های خوبی را در کارنامه خود دارد اما ای کاش شهر زیبا ریتم تندتری داشت. شهر زیبا مضمون خوبی دارد که خوب هم پرداخت شده است. ولی پایان آن چیزی نیست که از قبل انتظار می‌رود، چرا که فیلم در طول مسیر خود انتظاراتی را در مخاطب ایجاد می‌کند که چنین پایانی یک مقدار ناگهانی و غیرمنتظره به نظر می‌رسد.»[۳۷] مازیار شیبانی‌فر در خبرگزاری مهر این فیلم را به مفهوم واقعی کلمه یک اثر رئالیستی دانست. به عقیدهٔ او نگاه شهر زیبا تلخ و گزنده است، اما آنقدر منصفانه و شیوا ارائه می‌شود که بتواند دل بینندهٔ سختگیر و خواهان سرگرمی و شادی را به دست آورد و با مخاطب خود ارتباطی عمیق و تأثیرگذار برقرار سازد. او انتخاب دقیق نماها، زاویه بندی زیبایی شناسانه دوربین، حرکت و میزانسن‌های گویا و بازی قابل توجه بازیگران و نورپردازی بسیار خوب را از جمله خصوصیات این فیلم دانست که به اعتقاد او در کمتر فیلم اجتماعی می‌توان آنها را دید.[۳۸] این فیلم از خرداد ۱۳۸۳ اکران شد و ۶۶ میلیون تومان، حدود سه برابر فیلم قبلی فرهادی فروخت و نزدیک به ۷۵ هزار مخاطب در سینماها داشت.[۲۸] شهر زیبا در جشنواره بین‌المللی فیلم ورشو بین فیلم‌های بخش مسابقه بسیار مورد استقبال هیئت داوران و تماشاگران قرار گرفت و جایزه بزرگ بخش مسابقه این جشنواره را به خود اختصاص داد. همچنین برنده طاووس طلایی از جشنواره بین‌المللی فیلم هند شد که بالاترین جایزه بخش رقابت آسیایی این جشنواره است.[۲۵]

۲۰۰۵–۲۰۰۹: موفقیت جهانی و ایجاد موج نو در سینمای ایران

[ویرایش]

فرهادی پس از ساخت شهر زیبا دو طرح داشت: چند روز مانده به ۱۸ تیر و چهارشنبه‌سوری.[۳۹] داستان چهارشنبه‌سوری زمانی که کارگری برای خانه‌تکانی به خانه‌اش آمده بود در ذهنش شکل گرفت.[۴۰] بعد از آشنایی با مانی حقیقی توسط او ترغیب شد که چهارشنبه‌سوری را بنویسند. فرهادی که تجربه فیلمنامه‌نویسی گروهی را در مجموعه تلویزیونی داستان یک شهر و فیلم‌های رقص در غبار و ارتفاع پست داشت، قرار بود چهارشنبه‌سوری را مستقل بنویسد اما زمانی که فیلم آبادان (۱۳۸۱) ساختهٔ مانی حقیقی را دید و با هم دربارهٔ فیلم صحبت کردند، همان روز بدون هیچ برنامه‌ای از قبل، تصمیم گرفتند چهارشنبه‌سوری را با هم بنویسند. اولین صحبت‌های آنها در مرحله نگارش فیلمنامه دربارهٔ این بود که چه کسانی نقش‌های فیلم را بازی کنند. فرهادی از ابتدا هدیه تهرانی، حمید فرخ‌نژاد و ترانه علیدوستی را معرفی کرد و از مراحل نگارش فیلم‌نامه، بدون اینکه تهیه‌کننده‌ای داشته باشند با این سه هنرپیشه به توافق اولیه رسیدند و در مرحله نگارش براساس توانایی‌های آنها فیلم‌نامه را نوشتند. حتی در نوشتن شخصیت‌های فیلم سعی کردند به‌گونه‌ای عمل کنند که به بازی آنها کمک کند.[۳۹]

در طول هفت الی هشت ماه، فرهادی و حقیقی تقریباً هر روز همدیگر را می‌دیدند و روی فیلمنامه کار می‌کردند،[۴۰] تا اینکه در سال ۱۳۸۳ فیلم‌نامهٔ چهارشنبه‌سوری کامل شد و فیلمبرداری آن به تهیه‌کنندگی سید جمال ساداتیان و کارگردانی اصغر فرهادی در اواسط اسفند ۱۳۸۳ آغاز شد. ترانه علیدوستی در این فیلم بعد از شهر زیبا برای دومین بار با فرهادی همکاری کرد.[۴۱] داستان فیلم دربارهٔ کارگر یک مؤسسه خدمات منزل به نام روح‌انگیز است که خود را آماده ازدواج می‌کند، در روز چهارشنبه‌سوری برای نظافت به خانه‌ای در یک مجتمع مسکونی می‌رود. صاحبان خانه زوجی هستند که با هم مشکل دارند. زن خانه با حرکاتی عصبی به رابطه همسرش و زن همسایه مشکوک شده و زندگی خانواده در آستانه فروپاشی است. در این میان روح‌انگیز هم درگیر ماجراهای آن‌ها می‌شود.[۴۲] فرهادی، حسین جعفریان را برای فیلمبرداری چهارشنبه‌سوری انتخاب کرد که او را با دو فیلم که فیلمبرداری آنها خیلی برایش با ارزش بودند می‌شناخت: شب یلدا (۱۳۸۰) و زیر پوست شهر (۱۳۷۹). به نظر فرهادی، نورپردازی در کار جعفریان بسیار جسورانه می‌آمد و چون به لحاظ فنی در فیلمبرداری، کار روی تاریکی و ساختن تاریکی بسیار سخت‌تر از روشن کردن صحنه است، او فکر کرد با توجه به اینکه قسمت زیادی از چهارشنبه‌سوری در شب می‌گذرد و شب چهارشنبه‌سوری باید جای تاریکی باشد که بتواند تصویر آتش را بگیرد، نیاز به فیلمبرداری دارد که ارزش تاریکی را درک کند و بداند فرهادی چه می‌خواهد.[۴۳] چهارشنبه‌سوری نخستین‌بار در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در ۹ رشته از جمله بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی نامزد دریافت جایزه شد که در نهایت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای فرهادی به ارمغان آورد و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران نیز شد. هدیه تهرانی برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد.[۴۴]

این فیلم بلافاصله پس از پایان جشنواره فجر از ۲۶ بهمن ۱۳۸۴ به اکران عمومی درآمد و با بیش از ۴۵۰ میلیون تومان فروش و ۵۰۰ هزار مخاطب، دومین فیلم پرفروش سال شد و در گیشه به موفقیت رسید.[۲۸] چهارشنبه‌سوری نقدهای بسیار مثبتی از سوی منتقدان کسب کرد. گروهی از منتقدان، این فیلم را از لحاظ نحوه روایت، شخصیت‌پردازی و توجه به جزئیات، اثر مهمی در سینمای ایران دانستند. حسین معززی‌نیا در ماهنامه فیلم، چهارشنبه‌سوری را از معدود فیلم‌های سال‌های اخیر دانست که به معنای دقیق کلمه، کارگردانی شده و می‌شود دربارهٔ کیفیت کارگردانی سکانس به سکانس‌اش توضیح داد. اما برخی از منتقدان اعتقاد داشتند که چهارشنبه‌سوری در حد تعاریف ارائه‌شده از سوی دیگران نیست. تهماسب صلح‌جو در ماهنامه فیلم، چهارشنبه‌سوری را همچون نمونه‌های دیگر ملودرام‌های باب میل زنان مردستیز دانست.[۴۵] به باور هوشمند هنرکار، منتقد فیلم در بی‌بی‌سی فارسی، کارگردانی و پرداخت فیلم، از نگارش آن پیشی گرفته و فراتر ایستاده است. او فضا و روابط عاطفی بین آدم‌های فیلم را ملموس و آشنا و حد نگه داشتن و مهار حسی و معنایی، در نگارش فیلمنامه و در پرداخت فیلم را امتیاز بارز چهارشنبه‌سوری دانست. از دید او اینکه فرهادی به درستی از درشت کردن بیهوده برخی نکات و جزئیات می‌پرهیزد و در عوض حواس و هوش تماشاگر را برای تعقیب قصه به مدد می‌طلبد، نتیجه مطلوبی دارد.[۴۲] منتقد ورایتی، این فیلم را از نظر روانشناختی، پیچیده و به‌طور چشمگیری جذاب و یک فیلم موفق برای فرهادی دانست.[۴۶] فرهادی برای چهارشنبه‌سوری جایزه هوگوی طلایی از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو را به دست آورد و نامزد پلنگ طلایی از جشنواره فیلم لوکارنو شد.[۴۷] هیئت داوران جشنواره شیکاگو در بیانیه‌ای دلایل انتخاب چهارشنبه‌سوری را روایت امروزی از پیچیدگی‌های روابط انسانی و ساختار محکم، بازی بازیگران، کار فیلمبردار و کارگردانی خلاقانه و پرانرژی آن اعلام کردند.[۴۸]

فرهادی و حقیقی اواخر دوره نگارش فیلم‌نامهٔ چهارشنبه‌سوری تصمیم گرفتند فیلم‌نامهٔ دیگری را با هم کار کنند. حقیقی داستان کنعان را مطرح کرد و فرهادی موافقت کرد و با هم فیلمنامه را نوشتند. کنعان اقتباسی آزاد از قصه کوتاهی به نام تیر و ستون نوشته آلیس مونرو است و نوشتن فیلم‌نامهٔ آن حدود شش ماه طول کشید.[۴۹] کنعان که به کارگردانی مانی حقیقی ساخته شد و نخستین بار در بیست و ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد، دربارهٔ زوجی است که تصمیم می‌گیرند بعد از ده سال زندگی مشترک از هم جدا شوند، اما با ورود خواهر و دوست قدیمی زن به زندگی‌شان، اتفاقات جدیدی رخ می‌دهد.[۵۰] در سال ۱۳۸۶، پریسا بخت‌آور فیلمی کمدی به نام دایره‌زنگی را براساس فیلمنامه‌ای از همسرش اصغر فرهادی کارگردانی کرد.[۵۱] این فیلم داستان پسر جوانی را به تصویر می‌کشد که به همراه دختری وارد یک مجتمع مسکونی می‌شود تا دیش‌های ماهواره را برای ساکنان آنجا نصب کند اما با دخالت یکی از همسایگان، همه‌چیز به هم می‌ریزد.[۵۲] فرهادی در این فیلم علاوه بر نگارش فیلمنامه، به عنوان مشاور کارگردان نیز با همسرش پریسا بخت‌آور همکاری کرد.[۵۳] این فیلم از نوروز ۱۳۸۷ روی پرده رفت و توانست با بیش از ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار مخاطب، دومین فیلم پرتماشاگرتر و پرفروش سال شود.[۵۲] آناهید موسسیان در همشهری‌آنلاین فیلم‌نامهٔ دایره‌زنگی را براساس نگاه و دغدغه‌های فرهادی که همیشه در مجموعه‌ها و کارهای سینمایی‌اش دنبال کرده، دانست.[۵۴] فرهادی در سال ۱۳۸۷ فیلم‌نامهٔ محاکمه در خیابان را به همراه مسعود کیمیایی نوشت. فضاسازی‌ها و شرح داستان را فرهادی نوشت و دیالوگ‌های فیلمنامه و بازنویسی آن را کیمیایی انجام داد.[۵۵] محاکمه در خیابان داستان ازدواج زوجی است که در شب ازدواج‌شان، دوست صمیمی داماد ناگهان از او می‌خواهد که عروسی‌اش را به هم بزند زیرا فهمیده که عروس قبلاً با مردی ازدواج کرده بوده و از او بچه دارد.[۵۶] این فیلم به کارگردانی کیمیایی ساخته شد و در سال ۱۳۸۸ به اکران عمومی درآمد و طی ۲۱ روز در تهران به ۳۵۵ میلیون تومان فروش رسید.[۵۷]

فرهادی در سال ۱۳۸۷ فیلم درباره الی را ساخت که ایده‌ای از قبل برای آن نداشت؛ او با دیدن عکسی از فردی که در غروب کنار دریا ایستاده و انگار کسی از نزدیکانش در دریا غرق شده و او منتظر است، ایده ساخت این فیلم به ذهنش رسید. این عکس از ۲۲ سالگی همراه او بود و آنقدر در ذهنش ماند که فکر کرد چیزی دارد که باید آن را بسازد.[۵۸] فرهادی حدود یک ماه و نیم پس از دریافت پروانه ساخت، در بهمن ۱۳۸۶ مشغول پیش‌تولید این فیلم که فیلم‌نامه‌اش را با نام قبلی و موقت مجهول‌الهویه به نگارش درآورده بود، شد و تهیه‌کنندگی آن را خودش برعهده گرفت.[۵۹] داستان فیلم دربارهٔ زندگی چند خانواده است که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده‌اند و در تلاش هستند تا برای یکی از آنها که پس از سال‌ها زندگی در آلمان به ایران بازگشته، همسری بیابند. به همین خاطر، یکی‌شان مربی مهدکودکی به نام «اِلی» را دعوت می‌کند و او را به همراه آنها به این سفر می‌آورد. از آنجایی که نمی‌توانند محل مناسبی برای اسکان پیدا کنند، مجبور می‌شوند در ویلایی نیمه متروک در ساحل اقامت کنند. فردا پس از اینکه یکی از بچه‌ها را از غرق شدن در دریا نجات می‌دهند، متوجه عدم حضور الی می‌شوند و شروع به جستجو می‌کنند.[۶۰] لیلا حاتمی و نیکی کریمی گزینه‌های نقش اصلی دربارهٔ الی بودند که در نهایت به گلشیفته فراهانی رسید. حاتمی با فرهادی معامله‌اش نشد[۶۱] و کریمی که ابتدا قرار بود نقش اصلی را بازی کند و یک ماه هم تمرین کرد، به‌خاطر قراردادی که با تهیه‌کنندهٔ دیگری داشت، با توافق فرهادی از پروژه انصراف داد.[۶۲] تصویربرداری دربارهٔ الی از اردیبهشت ۱۳۸۷ به کارگردانی و تهیه‌کنندگی فرهادی با بازی ترانه علیدوستی، مانی حقیقی، گلشیفته فراهانی، شهاب حسینی، مریلا زارعی، رعنا آزادی‌ور، احمد مهران‌فر و صابر ابر در شمال ایران آغاز شد.[۶۳]

فرهادی در گفت‌وگو با سعید قطبی‌زاده در ماهنامه فیلم گفت:

یک روز درحین فیلمبرداری فیلم دربارهٔ الی رفتم کنار دریا و خیره شدم به دریا، احساس کردم که چیزی زیباتر از این وجود ندارد و این تصویر تکه ای از بهشت است. عصر همان روز بود که یکی دو تا از بچه‌های گروه نزدیک بود غرق بشوند. همه ما وحشت‌زده بودیم که به خیر گذشت. دوباره رفتم لب ساحل و دیدم که همان تکه‌ای از بهشت، می‌تواند وحشتناک‌ترین جای ممکن باشد. دریا این دو وجه را در خودش دارد. فکر می‌کنم در طبیعت این دریاست که بیشترین ظرفیت خیر و شر همزمان را دارد.[۶۲]

فرهادی و فیلم‌بردار حسین جعفریان که در پیش‌تولید بسیار با هم همراه بودند و پس از چهارشنبه‌سوری این بار دقیقاً می‌دانستند که قرار است چکار کنند، باهم قرارهایی گذاشتند از جمله اینکه قرار شد تا قبل از غرق شدن الی، دوربین روی سه‌پایه، ثابت باشد و وقتی الی ناپدید می‌شود دوربین روی دست قرار بگیرد و در پایان دوباره روی سه‌پایه برگردد. همچنین قرار شد تا قبل از ناپدید شدن الی رنگ‌ها پخته باشند و یکی دیگر از قرارها این بود که ویلا، پنجره‌های زیادی داشته باشد. وقتی ویلا انتخاب شد، پنجره‌های زیادی نداشت و به همین خاطر خودشان تعدادی پنجره اضافه کردند. چون بخش بسیاری از فیلم در ویلا می‌گذشت، با این کار می‌خواستند ارتباط این فضا با بیرون قطع نشود و مدام دریا را دیده شود.[۴۳] فیلمنامه کم‌کم و با خساست به بازیگران داده شد؛ فیلمبرداری خیلی از پیش تعیین شده نبود و فشار روانی باعث شد موی برخی از بازیگران سفید شود و ناچار شدند آنها را رنگ کنند. البته فرهادی تلاش می‌کرد زمان فیلمبرداری شرایط شادی را برای گروه ایجاد کند، اما فیلم تأثیرات اجتناب‌ناپذیر خود را داشت. او در ساخت این فیلم تلاش کرد فیلم شبیه دوربین مخفی باشد. به‌گونه‌ای که تماشاگر بی‌واسطه با ماجراها روبه‌رو شود و بازی‌ها خود را نشان دهند. این موضوع در تمرینات جا افتاد. فرهادی به بازیگران گفت وقتی بازیگر مقابل‌شان بازی می‌کند او را هم درک کنند، چون این فیلم یک بازیگر محوری نداشت.[۶۴]

بازیگران سکانس‌هایی را تمرین می‌کردند که در فیلمنامه وجود نداشت و در مواقعی هم بازیگران به جای هم بازی می‌کردند تا جاهای درست را از آن بگیرند.[۶۵] فرهادی در بسیاری از سکانس‌ها از لنز تله استفاده کرد، در حالی که می‌شد از لنز نرمال ۵۰ استفاده کرد، چون مدیوم شات یک نفر بود اما او دوربین را دور می‌کرد و لنز تله می‌گذاشت که پس‌زمینه بازیگران حالت آبرنگی پیدا کند و رنگ‌ها در هم حل شوند. این کار باعث می‌شد که فیلم پس از ناپدید شدن الی، فضای رازآمیزتری داشته باشد.[۴۳] هدف فرهادی از ساخت این فیلم این بود که تماشاگر با سوالاتی به خانه برود و فیلم حق اندیشیدن به تماشاگر را بدهد و هر کس هرطور می‌خواهد به آن فکر کند. او حتی به بازیگران فیلم توصیه کرد در مصاحبه‌هایشان کاری نکنند که تماشاگر پاسخ سوالاتی که در ذهنش به وجود آمد را از طریق آنها بگیرد.[۶۶]

دربارهٔ الی در بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر نامزد دریافت ۱۰ سیمرغ بلورین از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلم‌نامه شد و فرهادی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را کسب کرد. همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را نیز دریافت کرد.[۶۷] این فیلم در پنجاه و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین به نمایش درآمد و برنده جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردان شد.[۶۸] دیتر کاسلیک، مدیر جشنواره فیلم برلین، این فیلم را نشانه‌ای از آغاز موجی نو در سینمای ایران دانست.[۶۹] خبرگزاری فرانسه از این فیلم تحت عنوان «درام ایرانی که قلب‌ها را شکست» یاد کرد.[۷۰] دربارهٔ الی جایزه ویژه هیئت داوران و جایزه بهترین فیلم‌نامه از سومین دوره جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک و جایزه بهترین فیلم داستانی از جشنواره فیلم ترایبکا را دریافت کرد.[۷۱] رابرت دنیرو به نمایندگی از هیئت داوران جشنواره ترایبکا در مورد این فیلم گفت: «جهان‌شمولی شخصیت‌ها و مضامین در کنار کارگردانی که این داستان را مسحورکننده ساخته، موجب شده است دربارهٔ الی مرزهای جهانی را فرو بریزد و درک ما از دنیای مشترک‌مان را تعمیق بخشد». به گزارش رویترز، مضمون فیلمنامه، شخصیت‌های متنوع، بازی‌های خوب و لوکیشن‌های جذاب از جمله عواملی بودند که توجه هیئت داوران جشنواره فیلم ترایبکا را به خود جلب کردند.[۷۲]

فرهادی در این فیلم از سبک رئالیسم پیروی کرد و آغاز سومین موج نو سینمای ایران را رقم زد.[۷۳] دربارهٔ الی با موجی از واکنش‌های مثبت منتقدان روبه‌رو شد. کیوان کثیریان، جواد طوسی، مجید اسلامی، مصطفی جلالی‌فخر، ایرج کریمی، امیر قادری، شاهرخ دولکو، احمد امینی، خسرو نقیبی، مهدی طاهباز، نیما حسنی‌نسب، آرش خوشخو، نسیم نجفی، آرزو شهبازی، امیر پوریا و مهرزاد دانش از جمله منتقدانی هستند که به تمجید این فیلم پرداختند.[۷۴] منتقدان خارجی نیز با نوشتن نقدهای مثبت، این فیلم را به‌عنوان درامی روانشناختی که بر روابط بین اعضای طبقه متوسط در ایران تمرکز دارد، ستودند.[۷۵] دیوید بوردول، منتقد و نظریه‌پرداز سینما این فیلم را «یک شاهکار و بهترین فیلم سال جهان تا به حال» خواند.[۷۶] آلیسا سایمون از ورایتی در نقد خود نوشت: «فیلم به عنوان یک درام خانوادگی شروع می‌شود، اما پس از یک حادثه نگران‌کننده در دقیقه ۴۵، فرهادی تنش را افزایش می‌دهد و فیلم به یک تریلر معمایی تبدیل می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند حدس بزند که تا انتها چه اتفاقی خواهد افتاد.»[۷۷] لی مارشال از اسکرین این فیلم را «یکی از قابل‌توجه‌ترین فیلم‌های ایرانی که در چند سال اخیر به نمایش درآمده» دانست و آن را «یک اثر کوچک اما جذاب با عمقی شگفت‌انگیز» توصیف کرد.[۷۸] کلارا دوپون مونو، منتقد هفته‌نامه ماریان، دربارهٔ الی را فیلمی «زیبا، صادق و باشکوه» توصیف کرد.[۷۹] کریستوف کاریر در ماهنامه ماری کلر این فیلم را بسیار زیبا و قابل تحسین دانست. فرانک پلیتر، منتقد شبکه تلویزیونی سینه سینما در نقد این فیلم گفت: «دربارهٔ الی فیلمی درخشان، صادق و تأثیرگذار است. فیلم‌نامه دارای ساختاری بسیار قوی است که به تدریج در طول فیلم به اوج می‌رسد و زمان مرده‌ای در فیلم وجود ندارد. یکی از نقاط قوت فیلم این است که متأثر از حضور تک‌تک شخصیت‌ها است و کسی به حاشیه رانده نشده است.»[۸۰] راتن تومیتوز بر اساس نظر ۷۲ منتقد، میانگین امتیاز ۹۸٪ را به فیلم اختصاص داد.[۸۱] همچنین فیلم در سایت متاکریتیک نیز نمره ۸۷ از ۱۰۰ را دریافت کرد.[۸۲] این فیلم نامزد اولیه بخش بهترین فیلم خارجی‌زبان در شصت و هفتمین دوره جوایز گلدن گلوب شد.[۸۳]

دربارهٔ الی از ۸ آوریل ۲۰۱۵ در سینماهای آمریکای شمالی به روی پرده رفت و منتقداناز سوی ایندی‌وایر به عنوان نهمین فیلم برتر غیر انگلیسی‌زبان سال ۲۰۱۵ معرفی شد.[۸۴] کارشناسان آسوشیتد پرس نیز این فیلم را در فهرست ده فیلم برگزیده سال ۲۰۱۵ در رتبهٔ دوم قرار دادند و هر لحظه از آن را سرشار از مهارت‌های استادانه دانستند.[۸۵] استیون هولدن از نیویورک تایمز این فیلم را «باشکوه» نامید و نوشت: «آسمان و دریای همیشه در حال تغییر، چنان حس و حالی به آن می‌دهند که گویی خود آب‌وهوا شخصیت اصلی است که روند وقایع را دیکته می‌کند.»[۸۶] فاران اسمیت نمه از نیویورک پست، فرهادی را استاد پنهان کردن اطلاعات تا زمانی که تعلیق تقریباً غیرقابل تحمل شود، دانست.[۸۷] مایکل اتکینسون از این دیز تایمز در لحظه این فیلم را در همه جوانب استادانه و یکی از بهترین‌های اکران شده در سال دانست.[۸۸]

۲۰۱۰–۲۰۱۶: شهرت بین‌المللی و راه‌یابی به اسکار

[ویرایش]

من تصویری در ذهن خود داشتم که بعدها متوجه شدم از ماجرایی شکل گرفته که زمانی برادرم برایم تعریف کرده بود؛ مرد میان‌سالی که پدر پیر و مبتلا به آلزایمر خود را تنهایی حمام می‌کند. این تصویر مانند دکمه‌ای بود که من را وادار کرد برایش کت بدوزم!

— فرهادی در گفت‌وگو با راجر ایبرت دربارهٔ شکل‌گیری ایدهٔ جدایی نادر از سیمین[۸۹]

قرار بود فرهادی فیلمی با موضوع مهاجرت با فیلمنامه‌ای از خودش و پیمان معادی در خارج از کشور بسازد اما این موضوع منتفی شد و در تیر ۱۳۸۹ پیش‌تولید فیلم جدید خود با عنوان جدایی نادر از سیمین را در ایران آغاز کرد.[۹۰] داستان فیلم دربارهٔ جدایی یک زوج طبقه متوسط است که بر سر حضانت دخترشان به مشکل می‌خورند. سیمین می‌خواهد با دخترش از ایران برود اما نادر نمی‌خواهد پدرش که به بیماری آلزایمر مبتلا است را رها کند. نادر برای مراقبت از پدرش یک مستخدم طبقه پایین به نام راضیه را استخدام می‌کند و درگیری‌هایی بین آنها و خانواده راضیه رخ می‌دهد.[۹۱] فرهادی بخشی از فیلم‌نامه را از تجربه‌های شخصی‌اش نوشت. در نزدیکانش کسی بود که بیماری آلزایمر داشت و رابطه یک بیمار آلزایمری با بقیه برایش از یاد نرفتنی بود.[۹۲] فرهادی در مدتی که فیلمنامه را می‌نوشت، مدام به دادگاه‌های خانواده سر می‌زد تا از نزدیک این فضا را ببیند.[۹۳] او برای انتخاب بازیگران، از آنجا که دوست داشت روابط میان شخصیت‌ها به درستی شکل بگیرد، می‌خواست یک پدر و پسر واقعی در فیلم بازی کنند؛ بنابراین سراغ نصرت کریمی و بابک کریمی رفت. او یک بار از نصرت کریمی شنیده بود که دوست دارد قبل از مرگش یک بار دیگر جلوی دوربین بازی کند و این جمله آنقدر فرهادی را تحت تأثیر قرار داده بود که تصمیم به انتخاب او برای نقش گرفت.[۹۴] اما در نهایت وزارت ارشاد به بازی نصرت کریمی پاسخ منفی داد و دستیاران فرهادی مدت‌ها در خانه‌های سالمندان و آسایشگاه‌ها، فیلم می‌گرفتند تا او بتواند برای نقش پدر نادر یک نفر را پیدا کند. در نهایت پریسا بخت‌آور که بازی علی‌اصغر شهبازی در زیر درخت هلو (۱۳۸۴) را دیده بود، او را انتخاب کرد و فرهادی بخش‌هایی از فیلم‌نامه با بازی شهبازی را مجدداً بازنویسی کرد.[۹۵] بسیاری به فرهادی گفتند که این فیلم را نسازد چون قصه‌اش بومی است برای بیرون از ایران قابل فهم نخواهد بود، اما او قصه را دوست داشت و حتماً می‌خواست آن را بسازد.[۹۶]

فرهادی دربارهٔ این فیلم در تردید جدی بود و اولین بار که محمود کلاری را دید، نظر او را دربارهٔ فیلمنامه پرسید. کلاری فیلمنامه را در یک جلسه خواند و چنان درگیر آن شد که تصاویر فیلم را در ذهن خود دید.[۹۷] تا مرداد ۱۳۸۹ پیش‌تولید این فیلم در حال انجام بود و حضور شهاب حسینی، لیلا حاتمی و پیمان معادی قطعی شد. این پروژه نخستین همکاری فرهادی با لیلا حاتمی است.[۹۸] فرهادی و معادی بر سر نقش نادر مدت‌ها با هم صحبت می‌کردند و حتی لحن و جنس صدای او را مورد بررسی قرار دادند.[۹۵] فرهادی، ساره بیات را از بین تمام بازیگرانی که به دفتر او رفته بودند، پس از تست‌ها و تمرین‌هایی که پشت سر گذاشت، برای این نقش انتخاب کرد.[۹۹] در تمرین‌ها صحنه‌هایی طراحی شد که در فیلم وجود ندارد. فرهادی فیلم‌های مستند زیادی به بازیگران نشان می‌داد، از جمله مستندی دربارهٔ کفش که شهاب حسینی ببیند و با شغل کفاشی آشنا شود.[۹۲] سارینا فرهادی، شیرین یزدان‌بخش و مریلا زارعی به گروه بازیگران پیوستند و فیلم‌برداری از ۵ شهریور ۱۳۸۹ به تهیه‌کنندگی و کارگردانی اصغر فرهادی با سرمایه‌گذاری بانک پاسارگارد، نگار اسکندرفر و اصغر فرهادی در تهران آغاز شد.[۱۰۰] در مهر ۱۳۸۹ خبرهایی مبنی بر لغو پروانه ساخت فیلم منتشر شد و فیلمبرداری به‌طور موقت متوقف شد.[۱۰۱] فرهادی در طول فیلمبرداری دلشوره عجیبی داشت و در بین برداشت‌ها نتیجه هر برداشت را از کلاری جویا می‌شد.[۹۷] در ۲۷ آبان ۱۳۸۹ آخرین سکانس فیلم با بازی پیمان معادی، لیلا حاتمی و سارینا فرهادی مقابل دوربین رفت و پس از ۷۴ جلسه فیلم‌برداری، تصویربرداری اصلی به پایان رسید. همچنین بیش از ۵۰ درصد از تدوین، همزمان با تصویربرداری توسط هایده صفی‌یاری انجام شد.[۱۰۲] فرهادی صحنه‌ای از تصادف راضیه را فیلمبرداری کرده بود اما در تدوین آن را حذف کرد.[۹۲] او این فیلم را به نوعی گسترش و تجمیع مضامین و تم‌های سه فیلم قبلی‌اش دانسته که این موضوع حالت از پیش تعیین‌شده و برنامه‌ریزی شده نداشته است.[۹۵]

فرهادی برای جدایی نادر از سیمین که در بیست و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اکران شد، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه را از آن خود کرد.[۱۰۳] این فیلم در شصت و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین به نمایش درآمد و از سوی تماشاگران و منتقدان با استقبال روبه‌رو شد و مورد تشویق قرار گرفت.[۱۰۴] همچنین خرس طلایی بهترین فیلم و دو خرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد این جشنواره را به خود اختصاص داد.[۱۰۳] آلیسا سیمون در نقدی در ورایتی این فیلم را قوی‌ترین کار اصغر فرهادی تاکنون توصیف کرد.[۱۰۵] لی مارشال در اسکرین دیلی با تمجید از جدایی نادر از سیمین نوشت: «اصغر فرهادی با این فیلم به جمع کارگردانان معاصر جهان پیوست.» و سرعت پیشرفت داستان فیلم را با فیلم‌های کلاسیک آلفرد هیچکاک مقایسه نمود.[۱۰۶] این فیلم جوایز بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان انجمن ملی منتقدان فیلم را کسب کرد. حلقه‌های منتقدان فیلم لندن، آمریکا، کانادا، ونکوور، لس آنجلس و نیویورک این فیلم را به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان خود برگزیدند.[۱۰۳] نیک جیمز، سردبیر نشریه سینمایی سایت اند ساوند، جدایی نادر از سیمین را «هیچکاکی‌ترین فیلم سال» نامید و معتقد است که داستان آن مدام بیننده را شگفت‌زده می‌کند.[۱۰۷]

راجر ایبرت، منتقد سینما در رتبه‌بندی خود در شیکاگو سان تایمز، این فیلم را به عنوان فیلم منتخب خود و بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ معرفی کرد و دربارهٔ آن نوشت: «همه‌چیز این فیلم درست، به‌جا و خوب پرداخته شده است. فیلم‌نامه فرهادی درخشان است، بازی‌ها درست و تحسین‌برانگیز و تأثیری که فیلم بر روی مخاطب دارد، فراموش‌ناشدنی است.» منتقد سی‌ان‌ان نیز در نقدی این فیلم را «یک درام خانوادگی فوق‌العاده» توصیف کرد و نوشت: «غریزه من و نگاه منتقدانه‌ام به دنبال آن است که ایراد و اشتباه و نقطه ضعفی در فیلم فرهادی پیدا کند. اما ناچارم اعتراف کنم که این فیلم کوچک‌ترین ضعفی ندارد و کارگردان با دقت به کوچک‌ترین ریزه‌کاری‌ها هم دقت کرده است.»[۱۰۸] این فیلم در نظرسنجی بی‌بی‌سی در رتبهٔ نهم فیلم‌های برتر قرن ۲۱ بالاتر از آثار مطرحی مانند جایی برای پیرمردها نیست (۲۰۰۷) ساخته برادران کوئن قرار گرفت.[۱۰۹] جو مورگنسترن، منتقد سینمایی وال‌استریت ژورنال این فیلم را یک شاهکار در کلاس جهانی نامید آن را به‌عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ سینمای جهان معرفی کرد.[۱۱۰] این فیلم مورد تحسین و توجه چهره‌هایی نظیر آنجلینا جولی، برد پیت، مریل استریپ، استیون اسپیلبرگ، فرانسیس فورد کوپولا، الکساندر پین و باب دیلن قرار گرفت.[۱۱۱]

جدایی نادر از سیمین در سراسر جهان مورد ستایش قرار گرفت و جوایزی از جمله جایزهٔ اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، جایزهٔ گلدن گلوب بهترین فیلم غیر خارجی‌زبان، جایزه ایندیپندنت اسپیریت بهترین فیلم خارجی‌زبان،[۱۱۲] جایزه بودیل بهترین فیلم خارجی‌زبان[۱۱۳] و جایزه سزار بهترین فیلم خارجی‌زبان[۱۱۴] را برای فرهادی به ارمغان آورد و نامزد دریافت جایزه بفتای بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان نیز شد.[۱۰۳] فرهادی هنگام دریافت جایزه اسکار روی صحنه سالن تئاتر دالبی به فارسی گفت: «سلام به مردم خوب سرزمینم.» و در ادامه به انگلیسی سخنرانی کرد:

در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا می‌کنند و همگی خوشحال هستند؛ نه به خاطر اهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از جنگ صحبت می‌کنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل می‌شود، نام کشورم ایران در این‌جا با فرهنگ و تمدن بی‌نظیرش برده می‌شود. فرهنگ غنی و باستانی کشورم زیر گرد و غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم می‌کنم؛ مردمی که به تمام تمدن‌ها و فرهنگ‌ها احترام می‌گذارند و هر گونه خصومت و خشمی را خوار می‌شمارند.[۱۱۵]

ویکتوریا نولاند، جعفر پناهی، مهناز افشار، مریلا زارعی، احمدرضا درویش، رضا صادقی، جواد نکونام، مهدی مهدوی‌کیا و مصطفی دنیزلی و ۵۴ نفر از زندانیان سیاسی در ایران دریافت اسکار را به فرهادی تبریک گفتند. رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران نیز با تبریک این موفقیت، لحظه دریافت این جایزه را، لحظه «بازگرداندن غرور شکسته ایران و ایرانیان» خواند.[۱۱۶] این فیلم در ایران به فروش بیش از ۳ میلیارد تومان دست یافت و با اکران در ۷۱ کشور اروپایی، کره جنوبی و آمریکا با فروش بیش از ۱۹ میلیون دلار، پرفروش‌ترین فیلم ایرانی در اکران جهانی لقب گرفت.[۱۱۷]

فرهادی پس از کسب اسکار، پیشنهادهایی برای ساختن فیلم در هالیوود داشت، به گونه‌ای که قرار بود سراغ پروژه‌ای برود که فیلم‌نامه و بازیگرش انتخاب شده و قرار بود فقط تکنسین آن باشد؛ بنابراین نتوانست دربارهٔ آن‌ها تصمیم بگیرد.[۱۱۸] او فیلم‌نامهٔ گذشته را نوشته بود که دربارهٔ مردی ایرانی است که چهار سال پس از جدایی از همسر فرانسوی‌اش به در خواست او راهی پاریس می‌شود تا مراحل اداری طلاقشان را طی کرده و ثبت کنند.[۱۱۹] فرهادی روزهای اول احساس می‌کرد باید فرصتی بگذارد تا تفاوت‌های زندگی در ایران و خارج را در حد مورد نیاز داستان پیدا کند اما بعد از مدتی متوجه شد که باید شباهت‌ها را درک کند تا براساس شباهت‌ها، قصه را بنویسد. به همین دلیل یک‌باره دریچه جدیدی برای او باز شد. او برای نقش اصلی، علی مصفا را به دلیل آشنایی با زبان فرانسه انتخاب کرد.[۱۲۰] ماریون کوتیار، بازیگر فرانسوی در جریان برگزاری مراسم اسکار سال ۲۰۱۲ چند دیدار با فرهادی برای بازی در فیلم گذشته داشت و حتی توافق اولیه برای ایفای نقش در این فیلم نیز به‌دست آمد، اما وی بیشتر از آنکه فرانسوی باشد، آمریکایی به نظر می‌رسید. به این ترتیب برنیس بژو جایگزین کوتیار در این فیلم شد. او در گفت‌وگو با نشریه آی فور فیلم گفت که هیچ‌وقت شگفت‌زده‌تر از زمانی نبوده که اصغر فرهادی قبول کرد او را ببیند و درمورد فرهادی گفت: «برای فرهادی سینما مانند ساخت چیزی در آزمایشگاه است و زمان زیادی می‌برد.»[۱۱۹]

فرهادی از تمرین‌های گروه بازیگران فیلم تهیه می‌کرد و در غروب همان روز آن را نمایش می‌داد تا بازیگران اشراف کاملی بر مسیر پیشرفت فیلم داشته باشند.[۱۱۹] فیلمبرداری پس از بیش از سه ماه تمرین مداوم فرهادی با بازیگران، از ۱۷ مهر ۱۳۹۱ آغاز شد. طاهر رحیم، پائولین بورله، سابرینا اوزانی و بابک کریمی دیگر بازیگرانی هستند که در این فیلم، مقابل دوربین رفتند.[۱۲۱] این فیلم اولین فیلم اصغر فرهادی به زبان فرانسوی و اولین فیلم او در خارج از ایران به حساب می‌آید.[۱۲۲] در زمان فیلم‌بردای فرهادی هر صحنه را که ضبط می‌کرد، به بازیگران نشان می‌داد و در طول روز فقط یک صفحه از فیلم‌نامه را مقابل دوربین می‌برد.[۱۱۹] فیلمبرداری در ۲ بهمن ۱۳۹۱ به پایان رسید و تدوین فیلم که پس از آغاز فیلمبرداری شروع شد با حضور فرهادی ادامه پیدا کرد.[۱۲۱] گذشته در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۳ اکران شد و جایزه کلیسای جهانی بهترین فیلم معنوی جشنواره کن را به دست آورد.[۱۲۳] فرهادی در جشنواره کن دربارهٔ ملیت فیلمش توضیح داد:

ملیت من ایرانی است. با عوض کردن جغرافیای فیلم‌هایم شکل فیلم‌سازی‌ام عوض نمی‌شود و من همان فیلمساز قبلی هستم. پاسخ به اینکه «ملیت این فیلم چگونه است؟» یک مقدار سخت است. تعیین ملیت در سینما کار سختی است. ملیت فیلم را تماشاگری که آن را می‌بیند مشخص می‌کند، هر تماشاگر می‌تواند فیلم را متعلق به ملیت خودش بداند.[۱۱۸]

فرهادی به همراه بازیگران فیلم گذشته در جشنواره کن ۲۰۱۳

منتقد روزنامه لو موند، گذشته را اثری جذاب با ابعاد جهانی دانست و تسلط فرهادی را در ساختن فیلمی خارج از کشور خودش و به زبانی دیگر را ستود، اما فیلم را به اندازه دو اثر قبلی او اثرگذار ندانست و بر این عقیده است که ساختن فیلم در سرزمینی دیگر باعث برخی کاستی‌ها شده که تا پیش از این در آثار فرهادی نبود.[۱۲۴] منتقد ایندی‌وایر در مطلبی مقایسه جدایی نادر از سیمین با گذشته را شبیه مقایسه دو الماس با یک میزان زیبایی دانست که توسط یک جواهرساز خبره به شکل‌های متفاوتی تراش خورده‌اند و گذشته را یکی از بهترین فیلم‌های سال خواند.[۱۲۲] پیتر بردشاو در گاردین، گذشته را درامی درام پیچیده و تودرتوی گذشتهٔ یک تراژدی از نیات خوب و شروع بد و تصمیم‌های اشتباه دانست که همزمان، درست به نظر می‌رسند و آن را نشانه قرار گرفتن فرهادی در ردیف فیلمسازانی مانند کیارستمی، میشائل هانکه و پل توماس اندرسن دانست که مصمم هستند در زمینه ساخت فیلم‌های جدی اخلاقی برای بزرگسالان فعال باشند.[۱۲۵] این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار ۲۰۱۴ معرفی شد.[۱۲۲] هیئت ملی بازبینی گذشته را به عنوان بهترین فیلم خارجی‌زبان سال ۲۰۱۳ برگزید.[۱۲۶] گذشته نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی‌زبان از هفتاد و یکمین مراسم گلدن گلوب شد و در سی و نهمین دوره جوایز سزار پنج نامزدی از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی دریافت کرد.[۱۲۷][۱۲۸]

فرهادی در کارگاه آموزش فیلم‌سازی‌اش در جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۳۹۵

فرهادی پس از ساخت فیلم گذشته و بازگشت به ایران، مشغول نوشتن فیلم‌نامه‌ای شد که طرح آن را دو سال قبل‌تر نوشته بود و قرار بود به تهیه‌کنندگی الکساندر ماله-گی، مدیر کمپانی فرانسوی ممنتو و پدرو آلمودوآر با بازی پنه‌لوپه کروز به کارگردانی اصغر فرهادی در اسپانیا ساخته شود. نوشتن فیلم‌نامه به‌همراه تحقیق و سفرهای مختلف به لوکیشن‌ها، نزدیک به یک سال طول کشید. فرهادی در مدت تحقیق و نگارش، با هنرپیشه‌های اصلی فیلم که غالباً اسپانیایی و آمریکایی هستند، صحبت‌ها و توافقات اولیه را صورت داد و قرار شد که در اکتبر ۲۰۱۶ فیلم‌برداری در اسپانیا شروع شود و برای پیش‌تولید، در اردیبهشت ۱۳۹۵ به اسپانیا برود.[۱۲۹] وقتی مشغول نوشتن فیلمنامه و صحبت با بازیگران اسپانیایی بود و تقریباً همه کارها آماده شده بود، حس کرد به دلایل عاطفی دوست دارد در ایران کار کند و تصمیم گرفت پروژه بعدی‌اش را در ایران بسازد.[۱۳۰] او تقریباً یک سال تا شروع پیش‌تولید فیلم در اسپانیا زمان داشت و احساس کرد این زمان یک‌ساله موقعیت خوبی برای ساخت یک فیلم در ایران است.[۱۲۹] فرهادی مدتی از داستان ساده‌ای که در ته ذهنش بود یادداشت‌برداری می‌کرد و زمانی که فرصت ساخت فیلم در ایران مهیا شد، تمام یادداشت‌هایی را که در طول مدت یک سال نوشته بود را جمع کرد. او همیشه دوست داشت فیلمی بسازد که در دنیای تئاتر روی می‌دهد، چون زمانی که جوان بود تئاتر کار می‌کرد و این برایش خیلی بامعنا بود.[۱۳۱] نام فیلم‌نامه در نسخه اولیه، برسد به دست آهو بود و فرهادی این نام را در طول بازنویسی‌هایی که کرد، به دلیل تناسب کمتر با کلیت قصه به فروشنده تغییر داد که فکر می‌کرد تناسب بیشتری با داستان نهایی فیلم دارد.[۱۲۹] ایندیوایر فهرستی با عنوان «۱۰۰ فیلم که بیشترین انتظار را برای دیدن آنها در ۲۰۱۶ می‌کشیم» منتشر کرد و فروشنده را در رتبهٔ پنجم این فهرست قرار داد.[۱۳۲]

فرهادی در این فیلم تعلیق و درام را با هم به کار برد و با الهام از آلفرد هیچکاک، بیلی وایلدر و عباس کیارستمی، داستانی درمورد یک زوج طبقه متوسط اهل تئاتر و در آستانهٔ اجرای نمایش مرگ فروشنده از آرتور میلر را به تصویر کشید که زندگی‌شان پس از حمله به زن در آپارتمانشان در تهران با بحران روبه‌رو می‌شوند و مرد به دنبال این ماجرا با وسواس فزاینده انتقام در ذهنش درگیر می‌شود.[۱۳۳] در این فیلم، شهاب حسینی برای سومین بار و ترانه علیدوستی برای چهارمین بار با فرهادی همکاری کردند و الکساندر ماله-گی نیز برای دومین بار تهیه‌کنندگی فیلم فرهادی را برعهده گرفت. تصویربرداری در طی ۷۳ جلسه در تهران انجام شد و فیلم در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلم‌نامه برای فرهادی و جایزه بهترین بازیگر مرد برای شهاب حسینی را به دست آورد. بازخورد فیلم در جشنواره کن مثبت بود، اما بیشتر نقدها و نظرات به این نکته اشاره کردند که فروشنده نسبت به آثار قبلی فرهادی در رده پایین‌تری قرار می‌گیرد و نکته تازه‌ای به سینمای او نمی‌افزاید. نیک جیمز، سردبیر مجله سایت اند ساوند در گزارش خود از جشنواره کن، فروشنده را اثری «مایوس‌کننده» خواند. در مقابل، منتقد ارشد روزنامه ال پائیس، نقدی ستایش‌آمیز بر فروشنده نوشت.[۱۳۴] پیتر بردشاو از گاردین به فیلم سه ستاره از پنج ستاره داده که در بین فیلم‌های اخیر فرهادی کم‌ترین بود. بردشاو ظرایف کار فرهادی در مقایسه‌های سینمایی او بین نمایشی که به روی صحنه برده شده و زندگی حقیقی بازیگران را ستود.[۱۳۵] دبورا یانگ از هالیوود ریپورتر معتقد است که فروشنده دارای پیچیدگی اجتماعی فوق‌العاده جدایی نادر از سیمین نیست و حسی از درام تصنعی موجب شده که بخش‌هایی از فیلم خسته‌کننده باشند، اما همه اینها با پایان‌بندی فوق‌العاده فیلم که تماشاگر را هیجان‌زده و میخکوب می‌کند، جبران می‌شود. منتقد ورایتی، فروشنده را یک جواهر خوش‌تراش دیگر از تعلیق نئورئال و فرهادی را یکی از بهترین نمونه‌های تأثیرگرفته از آلفرد هیچکاک دانست.[۱۳۶]

فرهادی در نشست خبری فیلم فروشنده، ۱۳۹۵

فرهادی با فروشنده جوایز بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان هئیت ملی بازبینی و انجمن ملی منتقدان فیلم را کسب کرد.[۱۳۷][۱۳۸] پس از نامزدی فروشنده در بخش بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار ۲۰۱۷، اصغر فرهادی در اعتراض به اجرای فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ توسط دونالد ترامپ که ورود شهروندان هفت کشور مسلمان از جمله ایران را به آمریکا ممنوع می‌کرد، از حضور در مراسم اسکار انصراف داد و فیروز نادری و انوشه انصاری به نمایندگی از او در این مراسم حصور یافتند. فروشنده جایزه اسکار را به‌دست‌آورد که دومین اسکار فرهادی و دومین اسکار سینمای ایران محسوب می‌شود. انصاری به نمایندگی فرهادی اسکار را دریافت کرد و بیانیه فرهادی را خواند:[۱۳۹]

افتخار بزرگی است که برای دومین بار این جایزه با ارزش را دریافت می‌کنم. از اعضای آکادمی، گروهم در ایران، تهیه‌کننده‌ام الکساندر ماله‌گی و پخش‌کنندگانم کوهن مدیا و آمازون تشکر می‌کنم. همچنین سپاسگزارم از همبستگی دیگر کاندیداهای بهترین فیلم خارجی‌زبان. متاسفم که امشب در کنار شما نیستم. من به احترام مردم کشورم و شش کشور دیگر که با قانون غیرانسانی منع ورود مهاجران مورد بی‌احترامی واقع شدند به آمریکا نیامدم. تقسیم‌بندی جهان به ما و دشمنان ما توسط سیاستمداران افراطی باعث ترس می‌شود؛ ترسی که توجیهی است دروغین برای خشونت‌ها و جنگ‌ها؛ جنگ‌هایی که مانع بزرگی بوده‌اند برای رسیدن به دموکراسی و رعایت حقوق بشر در کشورهایی که مورد تهاجم واقع شده‌اند. سینماگران می‌توانند با چرخش دوربین‌هایشان به مشترکات انسانی، کلیشه‌هایی که از ملیت‌ها و ادیان مختلف ساخته شده است را بشکنند و زمینه همدلی و به دنبال آن همبستگی مردمان جهان را فراهم کنند. همدلی چیزی است که ما امروز بیشتر از هر زمان به آن نیازمندیم.

این فیلم با فروش ۲٫۳۴۸ میلیون دلاری در آمریکا، فروش ۳٫۹ میلیون دلاری در سایر کشورهای خارجی و فروش بیش از ۴٫۲ میلیون دلاری در ایران به فروش جهانی ۱۰ میلیون دلار دست یافت.[۱۴۰] فروشنده در راتن تومیتوز با میانگین امتیاز ۹۶٪ بر اساس ۱۷۰ نقد، نوزدهمین فیلم برتر سال و در متاکریتیک با امتیاز ۸۵ از ۱۰۰ بر اساس نظر ۳۶ منتقد، در رتبه سی و سومین فیلم برتر سال قرار گرفت.[۱۴۱]

۲۰۱۷–۲۰۲۱

[ویرایش]
فرهادی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸

فرهادی زمانی گذشته را ساخت قرار بود پروژه‌ای در آمریکا با توما لانگمن، تهیه‌کننده فیلم آرتیست (۲۰۱۰) آغاز کند. مدتی به همراه خانواده‌اش به آمریکا رفت و مشغول تحقیق شد. به زندان سنت‌کوئنتین در سانفرانسیسکو برای تحقیق می‌رفت و با زندانی‌های بسیاری صحبت کرد اما به لحاظ روحی به قدری آن فضا و دیدن زندانی‌ها و شنیدن داستان‌های زندگی‌شان برایش سخت بود و فشار عاطفی ایجاد می‌کرد که نتوانست آن پروژه را ادامه دهد و انصراف داد. قرار شد با لانگمن طرح دیگری را کار کنند. فرهادی مدت‌ها بود یک طرح کوتاه چند صفحه‌ای داشت که به آنها داد و دوباره با همان تهیه‌کننده کار را شروع کرد. از آمریکا به ایران برگشت و سپس سفرهایی را برای تحقیقات به اسپانیا شروع کرد. از اندلس در جنوب اسپانیا شروع کرد، به دلیل تاریخ و زمینه‌های مشترک فرهنگی‌شان با ایران، و تمام جنوب را شهر به شهر گشت. از هر سفر با حجم زیادی از اطلاعات می‌آمد و بدون عجله روی طرح کار می‌کرد.[۹۶] ایده این طرح به سال‌ها پیش بازمی‌گشت که فرهادی در سفری به جنوب اسپانیا، اعلامیه‌هایی دربارهٔ ناپدید شدن یک کودک دید و دختر چهار ساله‌اش از این خبر ترسیده بود.[۱۴۲] فرهادی در فرانسه اول فیلمنامه را نوشت و بعد به دنبال بازیگر گشت اما از ابتدا می‌دانست که قرار است بازیگران فیلم خاویر باردم و پنه‌لوپه کروز باشند. او باردم را چند سال پیش در لس‌آنجلس دیده بود و کروز را نیز چند سال بعد در مادرید ملاقات کرده بود.[۱۴۳] فرهادی اولین‌بار با باردم زمانی که مشغول پروموشن فیلم گذشته در آمریکا بود، دربارهٔ طرح صحبت کرد. باردم گذشته را دیده بود و خیلی دوست داشت. فرهادی طرح را که با داستان نهایی فیلم خیلی تفاوت داشت را برای او تعریف کرد. داستان زن اسپانیایی بود که به همراه شوهر آمریکایی و بچه‌هایش برای عروسی خواهرش به اسپانیا می‌آمدند. باردم طرح را دوست داشت و قرار شد اگر روزی فرهادی خواست این فیلم را بسازد، باز همدیگر را ببینید. وقتی که تصمیم گرفت این فیلم را بسازد، به باردم خبر داد و او در جریان تمام مراحل شکل‌گیری فیلم‌نامه و کاراکترش بود.[۹۶]

هنگام نوشتن فیلم‌نامه، داوید تروئبا به فرهادی کمک کرد.[۹۶] داستان فیلم در خصوص زنی است که برای دیدار با خانواده‌اش از آرژانتین به زادگاه خود اسپانیا بازمی‌گردد اما در این سفر رویدادهای غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد که بر روند زندگی او تأثیر می‌گذارد. فرهادی می‌خواست این فیلم را زودتر بسازد اما مجبور شد برای چند هفته به ایران بازگردد و در آنجا احساس کرد که باید فیلمی در ایران بسازد و فروشنده را ساخت و سپس به پروژه این فیلم در اسپانیا بازگشت.[۱۴۳] نام فیلم در ابتدا هیچ‌کس نمی‌داند بود که به همه می‌دانند تغییر یافت.[۹۶] فرهادی وقتی فیلمنامه را نوشت، اولین کاری که کرد این بود که مردم اسپانیا را به خواندن آن دعوت کرد که به او اطمینان دهند که هیچ چیز عجیب و غریبی ندیده‌اند.[۱۴۴] او اسپانیایی صحبت نمی‌کرد، اما پیش از فیلم‌برداری مدتی را در آنجا گذراند تا بتواند جزئیات زندگی در آنجا را درک کند. او نمی‌خواست تماشاگران اسپانیایی بدانند که یک خارجی فیلم را ساخته است و این تنها چیزی بود که برایش مهم بود.[۱۴۴] فرهادی در اولین جلسه تمرین با بازیگران، فیلم دربارهٔ الی را به آنها نشان داد و دربارهٔ ارتباط این فیلم با همه می‌دانند بحث کردند.[۹۶] این فیلم دومین ساخته فرهادی در خارج از ایران محسوب می‌شود که فیلمبرداری آن ۱۴ هفته به طول انجامید و بزرگ‌ترین نگرانی فرهادی این بود که جزئیات زندگی روزمره یک شهر اسپانیایی را از دست ندهد و انرژی بسیاری را برای گنجاندن همه آنها در فیلم گذاشت.[۱۴۵] با اینکه این فیلم به زبان اسپانیایی فیلمبرداری شد، برای فرهادی هیچ مشکلی ایجاد نکرد و او با بازیگران اغلب به زبان انگلیسی صحبت می‌کرد.[۹۶] وی در این فیلم از فیلم‌هایی نظیر راشومون ساخته کوروساوا که به زبان دیگر هستند، الهام گرفت.[۱۴۵] فرهادی هنگام ساخت این فیلم کم می‌خوابید و تمام دیالوگ‌های بازیگران را حفظ بود.[۱۴۳]

فرهادی به همراه بازیگران فیلم همه می‌دانند در جشنواره کن ۲۰۱۸

همه می‌دانند در بخش اصلی و به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد و پس از نمایش با بازخوردهای متفاوت منتقدان روبه‌رو شد.[۱۴۶] پیتر بردشاو از گاردین به فیلم ۴ ستاره از ۵ ستاره داد و همه می‌دانند را دارای خطوط اصلی فیلم‌های فرهادی و ایده آن را یادآور ساخته‌های پیشین خودش و تحت تأثیر آثار میشائیل هانکه و میکل‌آنجلو آنتونیونی دانست. او «رازهای سربه‌مُهر»، «زخم‌های التیام نیافته» و «بازگشت احساس‌های سرکوب‌شده» را ایده‌های فرهادی دانست که پیش از نیز از آنها استفاده کرده بود. بردشاو مضمون جنایی فیلم را به نمایش‌نامه بازپرس وارد می‌شود نوشته جی. بی. پریستلی تشبیه کرد و باور دارد که نقش‌آفرینی‌های فیلم و حال‌وهوای جنوب اروپا در آن، قدرت جدیدی به زبان سینمایی فرهادی بخشیده است.[۱۴۷] پیتر دبزاژ از ورایتی، همه می‌دانند را اولین فیلم فرهادی دانست که حس تکراری بودن دارد و دوران فعالیت سینمایی فرهادی را به وودی آلن تشبیه کرد. به باور او، همه می‌دانند ضعیف‌ترین فیلم فرهادی است اما از عمده فیلم‌های تجاری ساخته‌شده در اسپانیا، فرانسه و حتی آمریکا بهتر است.[۱۴۸] لیسا نسلسون از اسکرین این فیلم را در هم تنیده شدهٔ عشق، انزجار، طبقه اجتماعی، پول و روابط خانوادگی در یک درام سرشار از شک و تردید، اتهام، نکات انحرافی و… دانست.[۱۴۹]

همه می‌دانند در گیشه حضور موفقی داشت و با فروش ۳٫۵ میلیون دلار، یکی از ۱۰ فیلم پرفروش اسپانیا در سال ۲۰۱۸ بود.[۱۵۰] این فیلم که از مارس ۲۰۱۹ اکران خود را در بریتانیا آغاز کرد، به انتخاب گاردین در فهرست برترین آثار سینمایی اکران‌شده در سال ۲۰۱۹ قرار گرفت.[۱۵۱] این فیلم در ۸ رشته جوایز گویا از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌فیلم‌نامه نامزد جایزه شد.[۱۵۲]

در سال ۱۳۹۸ نشریه ددلاین از آغاز ساخت پروژه جدید و فارسی‌زبان اصغر فرهادی در تابستان سال ۱۳۹۹ در شیراز با عنوان قهرمان خبر داد. الکساندر ماله-گی که با کمپانی ممنتو تهیه‌کنندگی سه فیلم اخیر فرهادی را بر عهده داشته در این فیلم به همراه فرهادی تهیه‌کننده فیلم است.[۱۵۳] ایده اصلی فیلم نخستین بار زمانی که فرهادی دانشجو بود به ذهنش خطور کرد و ریشه در تماشای یک نمایش انگلیسی دارد که توسط دیگر دانشجویان اجرا شد و موجب شد او به داستان‌هایی دربارهٔ افرادی علاقه‌مند شود که با بازگرداندن چیزهای گمشده و جستجو برای پیدا کردن صاحب آنها، مورد تحسین قرار می‌گیرند و تبدیل به قهرمانان محلی می‌شوند.[۱۵۴][۱۵۵] فرهادی در ابتدا قصد داشت فقط از بازیگران غیرحرفه‌ای استفاده کند، که برای حفظ هرچه بیشتر فضای مستند و واقع‌گرایی در فیلم بود، اما وقتی نوبت به نقش اصلی رسید، متوجه شد که این کار امکان‌پذیر نیست و به کسی با تجربه نیاز داشت تا چنین نقشی را با اجرایی ظریف و دقیق ایفا کند. برای همین امیر جدیدی را که به تازگی برای نقشی، بدنش را عضلانی کرده بود، انتخاب کرد، اما از آنجایی که این نقش، شخصیتی تقریباً تنها و رقت‌انگیز است و به هیچ وجه عضلانی نیست، به او گفت که باید بدنش را تغییر دهد، نحوه راه رفتنش را تغییر دهد و باید وزن کم کند.[۱۵۵] فرهادی نخستین بار در بهمن ۱۳۹۸ به‌صورت رسمی برای گزینش بازیگران بومی در شیراز حضور یافت؛ اما شیوع ویروس کرونا باعث شد گروه فیلمبرداری تا بهبود نسبی وضعیت از این شهر بروند.[۱۵۶] فرهادی در هنگام تعویق تولید فیلم به دلیل همه‌گیری کرونا از زمان استفاده کرد و یک فرایند تمرین ۱۰ ماهه همراه با بازیگران برگزار کرد.[۱۵۴] فیلمبرداری از مرداد ۱۳۹۹ در شیراز با بازی امیر جدیدی، محسن تنابنده، فرشته صدرعرفایی، سارینا فرهادی و سحر گلدوست آغاز شد و پس از هفتاد و پنج جلسه فیلمبرداری در ۹ آذر به پایان رسید.[۱۵۶]

قهرمان برای نخستین بار در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱ به نمایش درآمد و مشترکاً با کوپه شماره ۶ ساختهٔ یوهو کاسمانن موفق به کسب جایزه بزرگ هیئت داوران شد.[۱۵۷] این فیلم پس از رونمایی در جشنواره کن با بازخورد مثبت منتقدان همراه شد و برخی آن را بهترین فیلم فرهادی از زمان ساخت جدایی نادر از سیمین توصیف کردند.[۱۵۸] دیوید رونی، منتقد ارشد نشریه هالیوود ریپورتر، قهرمان را در فهرست ۱۰ فیلم دیدنی و مهم جشنواره کن قرار داد.[۱۵۹] دوید ارلیش از ایندی‌وایر این فیلم را به اندازه جدایی غیرقابل پیش‌بینی و غم‌انگیز و ساده‌ترین فیلم فرهادی پس از آغاز موفقیت بین‌المللی‌اش در حدود یک دهه پیش و همچنین بهترین فیلم او از زمان جدایی دانست.[۱۶۰] شارلوت پاوارد، روزنامه‌نگار بین‌الملل در سایت رسمی جشنواره کن نوشت که فرهادی در قهرمان بازگشتی درخشان به ایران داشت و در آن به ژانر تریلر روان‌شناختی بازگشته است. منتقد ورایتی معتقد است فرهادی با صحنه‌های فوق تأثیرگذار به مخاطب نشان می‌دهد در جامعه‌ای که از آدم‌های معمولی قهرمان می‌سازد، چه اتفاقی می‌افتد.[۱۶۱] منتقد ددلاین از قهرمان به عنوان فیلمی تامل‌برانگیز یاد کرد و آن را پس از جدایی، ماهرانه‌ترین و صمیمانه‌ترین اثر فرهادی دانست.[۱۶۲] جو مورگنسترن منتقد وال‌استریت ژورنال در مطلب خود نوشت: «در روایت فرهادی، داستانی با لحن طعنه‌آمیز، به‌جا و مناسب، فوق‌العاده پیچیده و به شکل مرموزی تکان‌دهنده از یک مرد، پسر و خانواده‌اش را شاهد هستیم که شهرت چندگانه‌اش با چیزی که در ابتدا به نظر می‌آید تنها یک دروغ کوچک باشد، لکه‌دار می‌شود.»[۱۶۳] مارک السن از لس‌آنجلس تایمز در واکنش به این فیلم نوشت: «جالب است که فیلم‌های فرهادی به قدری خوب ساخته می‌شوند که من واقعاً نمی‌دانم درباره‌شان چه بگویم». جان هورن با اشاره به قهرمان به عنوان فیلمی بسیار تأثیرگذار گفت: «من مدام از توانایی فرهادی در تبدیل اتفاق‌های معمولی زندگی به داستان‌های غیرمعمولی و جذاب، حیرت‌زده می‌شوم.»[۱۶۴]

پس از نمایش قهرمان، شاگرد سابق فرهادی، او را به سرقت ایده این فیلم از مستندی که او در جریان یک کارگاه فیلمسازی که توسط فرهادی در سال ۲۰۱۴ در تهران برگزار شده بود، ساخته بود، متهم کرد. ادعاهای او مبنی بر سرقت ادبی باعث شد دادگاهی در ایران در مارس ۲۰۲۲ مراحل اولیه محاکمه را آغاز کند. در نهایت دادگاه بر اساس بررسی چندین متخصص حقوق کپی‌رایت دانشگاه تهران و دیگر متخصصان، اتهامات را بی‌اساس خواند و فرهادی را از هرگونه تقصیر تبرئه کرد. این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران برای رقابت در نود و چهارمین دوره جوایز اسکار انتخاب شد.[۱۶۵] فرهادی برای این فیلم موفق به کسب جایزه بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلم‌نامه از هیئت ملی بازبینی شد.[۱۶۶] همچنین نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان نیز شد.[۱۶۷]

۲۰۲۴–اکنون: پایان فیلم‌سازی در ایران

[ویرایش]

فرهادی در اردیبهشت ۱۴۰۲ گفت که به‌طور غیررسمی از ممنوع شدن از کار خود در ایران باخبر شده است.[۱۶۸] او در بهمن ۱۴۰۲ اعلام کرد که به‌دلیل محدودیت‌های حاکم بر ایران دیگر قصد فیلم‌سازی در این کشور را ندارد و نمی‌خواهد در فیلم‌های خود موهای زنان را به‌طور سیستماتیک بپوشاند.[۱۶۹] در دی ۱۴۰۳، گزارش شد که فرهادی برنامه‌ای برای فیلم‌برداری فیلم جدیدش در سال ۲۰۲۵ در نیویورک ترتیب داده است؛ پیش‌تر فرهادی اشاره کرده بود که قصد دارد فیلم بعدی‌اش را در لس‌آنجلس بسازد، اما سپس خبر رسید که مکان فیلم‌برداری به نیویورک تغییر کرده است.[۱۷۰] اما در اردیبهشت ۱۴۰۴ او اعلام کرد که فیلم جدید خود را با حضور بازیگران برجسته فرانسوی در پاریس کلید خواهد زد.[۱۷۱] در نهایت، فرهادی در مهر ۱۴۰۴ فیلم‌برداری دهمین فیلم خود با نام داستان‌های موازی را در پاریس آغاز کرد. ایزابل هوپر، ونسان کسل، ویرژینی افیرا، پیر نینی، آدام بسا و کاترین دنو، بازیگران فرانسوی، در این فیلم ایفای نقش می‌کنند.[۱۷۲]

سبک فیلم‌سازی

[ویرایش]

الگوها و درون‌مایه

[ویرایش]

علاقه فرهادی به فیلم بیشتر از قصه‌گویی ناشی می‌شود تا سینما. او عاشق داستان است و از کودکی، همیشه عاشق شنیدن داستان‌ها بود و گفتن داستان برایش مانند نوعی مراقبه بود.[۱۴۴] فرهادی دوره نوجوانی شیفته آثار صادق چوبک، محمود دولت‌آبادی، صادق هدایت و غلامحسین ساعدی بود.[۱۳۰] او از برتولت برشت، آکیرا کروساوا، ویتوریو دسیکا، فدریکو فلینی، اینگمار برگمان، میکل‌آنجلو آنتونیونی، بیلی وایلدر، کریشتوف کیشلوفسکی، تنسی ویلیامز، هنریک ایبسن و آنتون چخوف به عنوان الگوها و هنرمندان الهام‌بخش خود یاد کرده است و فیلم دزد دوچرخه ساخته ویتوریو دسیکا را یکی از اثرگذارترین فیلم‌های عمرش می‌داند.[۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵] این فیلم در نوع روایت نئورئالیستی، فضاسازی‌های شهری و نوع پایان‌بندی ویژه در فیلم‌های فرهادی تأثیرگذار بوده است.[۱۷۶] فرهادی در نظرسنجی فیلم سایت اند ساوند سال ۲۰۱۲ که هر ده سال یک‌بار برای انتخاب بهترین فیلم‌های تمام دوران، از کارگردانان معاصر خواسته می‌شود ده فیلم را انتخاب کنند، فیلم‌های راشومون (۱۹۵۰)، جاده بزرگ (۱۹۳۵)، پدرخوانده (۱۹۷۲)، داستان توکیو (۱۹۵۳)، آپارتمان (۱۹۶۰)، سه رنگ: قرمز (۱۹۹۴)، پول را بردار و فرار کن (۱۹۶۹)، پرسونا (۱۹۶۶)، راننده تاکسی (۱۹۷۶) و عصر جدید (۱۹۳۶) را انتخاب کرد.[۱۷۷]

فرهادی از سبک واقع‌گرایانه پیروی می‌کند. داستان فیلم‌های او همه دربارهٔ خانواده و ارتباط آدم‌ها است و پایانی باز و غم‌انگیز دارند.[۱۷۳] البته او خودش پایان فیلم‌هایش را تلخ نمداند بلکه واقع‌بینانه می‌داند.[۶۴] فیلم‌های فرهادی بیشتر به مسائل اجتماعی و اخلاقی می‌پردازند و با نگاهی واقع‌گرایانه به زندگی روزمره انسان‌ها می‌نگرند.[۱۷۸] مضمون اصلی فیلم‌های او خیانت، دروغ، پنهانکاری و قضاوت هستند اما در کنار پرداختن به این مفاهیم، به اقتدار و سلطه گفتمان‌های گوناگون بر زندگی فردی و اجتماعی انسان معاصر نیز می‌پردازد.[۱۷۶] بیشتر شخصیت‌های فرهادی از طبقه متوسط یا پایین جامعه هستند که با مشکلات و چالش‌های زندگی روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنند.[۱۷۸] تم مشترک فیلم‌های فرهادی، قضاوت است که فرهادی این را بیش از برآمده از محتوای فیلم‌ها، ناشی از فرم قصه‌گویی و شیوه روایت می‌داند.[۱۷۹] فرهادی معتقد است اگر فیلمساز بخشی از روند قصه را بر اساس داوری‌ها و پیش‌داوری‌های کسی که دارد فیلم را می‌بیند جلو ببرد، در واقع دارد یک موقعیت دراماتیک خلق می‌کند. بر این اساس، او قضاوت نمی‌کند، بلکه اجازه می‌دهد کسی که فیلم را می‌بیند قضاوت کند.[۱۸۰] اسدالله غلامعلی، نویسندهٔ کتاب «فرهادی و سینمای پرسش»، سینمای فرهادی را سینمایی دانست که پرسش مطرح می‌کند اما سینمای مدرن نیست؛ بلکه سینمایی است که هم به سنت و کلاسیسیسم و هم به مدرنیته و مدرنیسم می‌پردازد.[۱۸۱]

نوید پورمحمدرضا در نشست ۵۴۳ باشگاه فیلم تهران گفت:

در همه آثار اصغر فرهادی یک ویژگی مشخص کاملاً هویدا است. شاید او را بتوان مورخ دوران ما دانست که به واسطه مدیوم سینما این تاریخ‌نگاری را انجام می‌دهد. فیلم‌های او واجد ویژگی‌هایی هستند که می‌توان این تاریخ‌نگاری را مشاهده کرد اما اصغر فرهادی این تاریخ‌نگاری را در مدیوم سینما انجام می‌دهد و به نوعی مسائلی که جامعه ما در دوران‌های مختلف با آن درگیر بوده را در قالب آثار سینمایی روایت می‌کند. مسائلی چون طبقه متوسط، خانواده هسته‌ای، حسرت‌ها و ناکامی‌های اجتماعی، مسئله مهاجرت، شکل زیستن و… در فیلم‌های مختلف اصغر فرهادی مورد تحلیل قرار گرفته است.[۱۸۲]

اصغر فرهادی در گفت‌گویی با روزنامه کاناریاس ۷ دربارهٔ فیلمسازی خود صحبت کرد: «دو نوع فیلم‌ساز وجود دارد؛ برخی از قلب و ناخودآگاه خود فیلم می‌سازند و برخی دیگر بر اساس منطق و دلیل. من بر اساس قلب و ناخودآگاهم فیلم می‌سازم و به همین دلیل نمی‌توانم همه چیز را کنترل کنم. در فیلم‌هایم نمی‌توانم فُرم داخلی را از فرم جهانی متمایز کنم و یک فیلم داخلی در صورتی که به درستی ساخته شود، در همه نقاط جهان قابل درک است و نباید مرزی میان فُرم داخلی و جهانی وجود داشته باشد.»[۱۸۳] فرهاد توحیدی در این‌باره در گفت‌وگویی با ایرنا ذکر کرد: «فرهادی متعلق به سینمای داستان‌گو است و فیلم‌های او برای مخاطبان وسیع و انبوه ساخته می‌شود. ویژگی‌های آثار فرهادی، بیان داستان‌های ملی و بومی با نگاهی جهانی است، ازاین‌رو این آثار می‌تواند در اکران عمومی با تماشاگران کشورهای مختلف ارتباط برقرار کند.»[۱۸۴] امیررضا نوری‌پرتو، منتقد سینما دربارهٔ مفاهیم فیلم‌های فرهادی و ارتباط برقرار کردن جوامع مختلف با آنها می‌گوید: «اصغر فرهادی به موضوعاتی می‌پردازد که تنها مربوط به کشور ما نیستند و مسائلی چون رابطه پدر و دختر یا دروغ موضوعاتی ابدی ازلی هستند که می‌توانند مسائلی ملتهبی در یک درام اجتماعی روی جوامع مختلف باشند. مخاطبی که سینمای قصه‌گو را دوست دارد قطعاً به سینمای فرهادی علاقه دارد. استقبال مخاطبان عام از فیلم‌های فرهادی این شائبه را به وجود آورده‌اند که فرهادی آرتیست نیست اما این نگرش را به هیچ‌وجه قبول ندارم و معتقد هستم که فرهادی از سطح سینمای ایران بسیار جلوتر است و فیلمسازی است که بر مدار الگوها حرکت می‌کند و این الگوها را به خوبی می‌شناسد.»[۱۸۵]

در فیلم‌های فرهادی، ایران به عنوان کشوری با یک نظام طبقاتی سفت و سخت به تصویر کشیده می‌شود که در طول تاریخ ایران قبل و بعد از انقلاب پابرجا مانده است. فرهادی پیچیدگی‌های زندگی روزمره در ایران معاصر را با تمرکز بر چگونگی قرارگیری دیدگاه‌های متنوع در ساختارهای اجتماعی مانند طبقه و جنسیت به تصویر می‌کشد.[۱۸۶] متا مزج، استاد سینما و رسانه دانشگاه پنسیلوانیا در ورایتی می‌نویسد: «در فیلم‌های اصغر فرهادی، چارچوب‌ها و نهادهای در ظاهر محکم جامعه (مانند نظام عدالت، قانون مدنی، خانواده، مذهب و…) در برابر پیچیدگی‌های یک موقعیت انسانی، دچار تزلزل می‌شوند.»[۱۸۷] فیلم‌های فرهادی نمونه‌ای کوچک از ایران مدرن را ارائه می‌دهند و پیچیدگی‌های اجتناب‌ناپذیری را که از طریق تفاوت‌های طبقه اجتماعی، جنسیتی و مذهبی ایجاد می‌شوند را بررسی می‌کنند. نورما کلر موروزی در مقاله خود با عنوان «از آن سوی آینه: سینمای بازتابی و جامعه در ایران پس از انقلاب»، می‌نویسد:

در مقابل، فیلم جدایی نادر از سیمین با رؤیای «زندگی در جایی دیگر» به عنوان رشته‌ای از یک داستان پیچیده و چندلایه برخورد می‌کند. فیلم‌های فرهادی تصاویر ظریفی از روابط متقابل بین طبقات، جنسیت‌ها و گروه‌های اجتماعی هستند. آن‌ها کاوش‌های دوپهلویی از پیامدهای انتخاب‌های کوچک شخصی بر شبکه ظریف ارتباطات فردی هستند که هر شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دهند، که با دقت ساخته و پرداخته شده و به زیبایی بازی شده‌اند.[۱۸۸]

فرهادی در همه فیلم‌هایش شخصیت خردسال دارد و ناخودآگاه وقتی قصه‌ای را شروع می‌کند، بچه‌ها هم بخشی از قصه می‌شوند.[۹۶] فیلم‌های او مقدمه‌های طولانی دارند و غالب این مقدمه‌ها بین۳۰ تا ۴۰ دقیقه از زمان فیلم را به خود اختصاص می‌دهند. فرهادی طولانی بودن مقدمه در فیلم را الزامی می‌داند. از طرفی نگران کندی ریتم فیلم هم می‌شود و سعی می‌کند در مقدمه، گره‌های کوچکی که به اندازه گره‌های اصلی فیلم اهمیت ندارند، ایجاد کند تا تماشاگر این مدت را همراه فیلم باشد. این نوع قصه‌گویی از چهارشنبه‌سوری همراه او بوده است.[۱۷۹] فرهادی سرسخت‌ترین منتقد فیلم‌هایش را خودش می‌داند، و در گفت‌وگویی در این‌باره توضیح داد: «شاید شیوه مواجهه خود من با نوشته یا فیلمم برای سخت‌گیرترین منتقدانم قابل باور نباشد. احتمالاً حتی جدی‌ترین منتقدان من هم نمی‌توانند تصور کنند من سر مونتاژ یا فیلمنامه نوشتن چگونه با خودم روبرو می‌شوم و زمان ساخت فیلمم چطور عمل می‌کنم.»[۱۸۹]

توسعه و فیلم‌نامه

[ویرایش]

با وجود سختی‌هایش، لذتی که موقع نوشتن حاصل می‌شود، فوق‌العاده است، چون نتیجه کشف‌هایت را همان وقت می‌بینی. مشکل را همان وقت حل می‌کنی و از حل شدنش لذت می‌بری. در مرحله ساخت، باید نماها مونتاژ شود و بیاید روی پرده تا ببینی چه شده، اما در مرحله فیلمنامه، همان وقت نتیجه را می‌بینی. پروسه لذت‌بخشی است.

— فرهادی در گفت‌وگو با حسین معززی‌نیا دربارهٔ عادات و شیوه‌اش در نوشتن فیلمنامه. مجله ۲۴. ۱۳۸۹[۱۹۰]

فرهادی همیشه تصاویری در ذهنش می‌آیند و به دنبال آنها یک سری قصه‌ها شکل می‌گیرند.[۱۹۱] او معتقد است که ایده‌های پربار فیلم معمولاً زاییده دوره‌های طولانی و ناخودآگاه پردازش هستند.[۱۵۴] اما تا زمان مناسب نمی‌داند قرار است کدام یک را بسازد. وقتی همزمان چند ایده یا چند داستان در ذهنش هستند. مدام به داستان‌های مختلف فکر می‌کند و در ادامه با نگاه بدبینانه‌ای سعی می‌کند عیب‌های هرکدام را پیدا کند و عقب بزند.[۱۹۱] به اعتقاد فرهادی در پروسه فیلمسازی، مرحله نوشتن خیلی به نظم نیاز دارد. او هر روز می‌نویسد و این را لذت‌بخش‌ترین مرحلهٔ فیلمسازی می‌داند. زمانی که قصه را آغاز می‌کند صحنه‌ها و جمله‌هایی که به ذهنش می‌آید و بی‌ربط است را می‌نویسد و سپس بخش‌های کم‌اهمیت را حذف می‌کند.[۴][۱۹۲] او به زندگی عادی و روزمره علاقه دارد و این برایش ارزشمند است. اما به دلیل خطر خسته‌کننده و تکراری بودن جزئیات، فیلم‌هایش را با عنصری از تعلیق می‌سازد.[۱۹۳] در این مرحله، فرهادی دربارهٔ جنبه‌های مختلف داستان از خود سؤال می‌پرسد تا از طریق ناخودآگاه‌اش به پاسخ برسد.[۱۷۴] او باور دارد آنچه فیلمنامه را تشکیل می‌دهد، ناخودآگاه است.[۱۹۲][۱۷۳]

فرهادی زمانی که می‌خواهد شروع به نوشتن کند فاقد یک مضمون مشخص است. او همیشه قصه‌ای را شروع می‌کند که اصراری ندارد خودش هم همه جزئیات آن را شفاف بداند، سعی می‌کند داستان‌هایش حالت چندوجهی داشته باشند و در آنها وجوه مورد نظرش کمی پررنگ‌تر باشد. این سبکی است که مورد علاقه اوست و حس می‌کند لازم است به گونه‌ای داستان طراحی کند که سوالات بعدی تماشاگر، سوالات خودش باشد.[۹۵] بیشتر فیلم‌هایی که او می‌نویسد دارای پایان باز هستند. خود فرهادی موافق این اصطلاح نیست و دوست دارد وقتی قصه تمام می‌شود، یک قصه جدید در ذهن تماشاگر شکل بگیرد و بیننده نگران سرنوشت شخصیت‌ها باشد:[۱۴۳] «اگر جواب را به مخاطب بدهید، فیلمتان در همان سالن تمام می‌شود. اما وقتی سؤال ایجاد می‌کنید، فیلمتان پس از تماشا تازه برای مخاطب شروع می‌شود. در واقع فیلم در ذهن بیننده ادامه پیدا خواهد کرد. مسئله مهم این است که به مخاطب فرصت فکر کردن داده شود. در حال حاضر بیشترین چیزی که در ایران به آن نیاز داریم این است که مخاطب فکر کند.»[۱۹۴]

تئاتر تأثیر بسیار زیادی بر جایگاه فرهادی داشته و فُرم و نگاه او در تئاتر شکل گرفته است. او دربارهٔ علاقه‌اش به تئاتر گفته: «تئاتر را بیشتر دوست دارم. رابطه تئاتر با مردم آزادتر و دموکراتیک‌تر است. در سینما مخاطب آن چیزی را می‌بیند که کارگردان می‌خواهد اما در تئاتر یک اثر را می‌توان با چشم‌های گوناگون دید چرا که هر یک از تماشاچیان می‌توانند توجه خود را به یکی از جزئیات جلب کنند. با ایبسن یادگرفتیم که می‌توان از زوایای گوناگون به یک اثر نگاه کرد.»[۱۸۳] آرش خوشخو، منتقد سینما یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت اصغر فرهادی را این دانسته که او هنرهای نمایشی خوانده و روی نوشتن متون دراماتیک تسلط بالایی دارد و این باعث شده تا او فیلم‌نامه‌های باکیفیت و بسیار خوبی بنویسد. امیررضا نوری‌پرتو، منتقد سینما در این باره می‌گوید: «فرهادی برخلاف فیلمسازان ایرانی تسلط خیلی خوبی روی ساختارهای کلاسیک قصه‌گویی دارد و این تسلط هم به ریشه تحصیلی و علمی او برمی‌گردد که در سینمای ایران یک نقطه قوت برای فرهادی به حساب می‌آید. او تم ملودرام را به خوبی می‌شناسد و به ایجاد کشمکش‌های دراماتیک تسلط دارد و نقطه قوت فیلمنامه‌های فرهادی در همین مورد است.»[۱۸۵]

فرهادی زمانی که شروع به نوشتن یک داستان می‌کند، هیچ‌گاه در ذهنش تفکیک جنسیتی انجام نمی‌دهد و شخصیت‌ها را به عنوان یک انسان در نظر می‌گیرد. او بر این باور است که تفکیک انسان‌ها به زن و مرد و طبقه‌بندی آن‌ها نوعی توهین در درون خود نهفته دارد.[۱۹۵] در فیلم‌های فرهادی هیچ چیز اساساً سیاه یا سفید نیست و شخصیت‌های صراحتاً خوب و بد وجود ندارد. فرهادی به عنوان یک فیلمساز شخصیت‌ها را قضاوت نمی‌کند و دیدگاهش را تحمیل نمی‌کند.[۱۹۳] او معتقد است این نوع فیلم به مخاطب اجازه کشف می‌دهد و این را هنر مدرن می‌داند که در آن هنرمند از بالا به مخاطب نگاه نکرده و دیدگاه خود را به بیننده تحمیل نمی‌کند.[۱۹۴] راجر ایبرت منتقد فیلم در کتاب سالنامه فیلم ۲۰۱۳ خود، دربارهٔ هنر فرهادی در به تصویر کشیدن روابط اجتماعی می‌نویسد: «نکته جالب در مورد فیلمنامه فرهادی این است که ما را عمیقاً درگیر می‌کند، اما هرگز به ما نمی‌گوید که چه کسی را درست یا غلط می‌داند.»[۱۹۶]

فرهادی هنگامی که شروع به نوشتن می‌کند، اول یادداشت‌برداری می‌کند و این یادداشت‌ها را خودش در یک دفترچه می‌نویسد. بعد ساختمان فیلم را خیلی کلاسیک وار به شکل یک خط می‌نویسد: شروع، وسط، آخر؛ و خودش را مجبور می‌کند که در این ساختمان حرکت کند. سپس سکانس‌ها را طبق این ساختمان می‌نویسد که این دوره خیلی طول می‌کشد. او هنگام نوشتن فیلمنامه، در ذهنش کارگردانی‌اش را هم انجام می‌دهد و اتفاقی که قرار است سر صحنه بی‌افتد در حین نوشتن در ذهنش رخ می‌دهد.[۱۷۴][۱۹۱] فرهادی باور دارد که برای تعریف یک شخصیت باید در فیلم از شخصیت، کنش یا واکنش نشان دهد و به مرور به این نتیجه رسید که برای معرفی شخصیت‌هایش، آنها را در موقعیت‌هایی قرار دهد که بیشتر واکنش نشان دهند.[۱۹۲] او در گفت‌وگو با نیویورک تایمز ذکر کرد: «من برای شناختن کاراکترهایم به یک بحران نیاز دارم» و با مثالی این مسئله را توضیح داد: «گروهی را در یک آسانسور در نظر بگیرید که از طبقه اول به طبقه شانزدهم می‌روند بدون اینکه مشکلی پیش بیاید. خب در این صورت هیچ‌کس با دیگری آشنا نمی‌شود. اما اگر آسانسور بین طبقات ۱۵ و ۱۶ گیر کند، شاید شانسی برای شناخت پیدا کردن از هم پیدا کنند.»[۳]

علی معلم، فرهادی را به دلیل اضافه کردن درام هیجان‌انگیز به سینمای اجتماعی ایران از دیگر فیلمسازان ایران متمایز می‌دانست و باور داشت فرهادی پیش از فیلمسازی، یک درام‌نویس مقتدر هم بوده است.[۱۹۷] پیمان معادی در این‌باره می‌گوید: «فرهادی درام را بسیار خوب می‌شناسد و در هنگام نوشتن فیلم‌نامه توجه بسیاری به ظرایف دارد.»[۱۹۵] احمد طالبی‌نژاد، منتقد سینما باور دارد اصغر فرهادی پیش از اینکه کارگردان خوبی باشد یک فیلمنامه‌نویس درجه یک است و فیلمنامه‌هایش در یک مهندسی دقیق، اطلاعات را به صورت قطره‌چکانی به مخاطبش ارائه می‌دهد، غافلگیری و شوک دارد و مخاطب را با گره‌ها و قلاب‌های دراماتیک درگیر اثر می‌کند.[۱۸۵]

فرهادی یک دفتر کار دارد و معمولاً از ساعت ۹ صبح تا ۶ بعدازظهر آنجا می‌نویسد. مدت زیادی است که فرهادی زمان نوشتن، همیشه به یک دستیار فیلمنامه‌نویس نیاز دارد و اول صبح شروع به نوشتن می‌کنند و ساختار فیلمنامه و سکانس‌ها را شکل می‌دهند. او حداقل ۲ تا ۳ بار فیلم‌نامه را بازنویسی می‌کند و وقتی که می‌خواهد بنویسد خیلی راه می‌رود و این باعث می‌شود که خودش نتواند بنویسد؛ بنابراین یک نفر را پیدا می‌کند که وقتی راه می‌رود، حرف بزند و او برایش بنویسد.[۱۹۱][۱۷۴] فرهادی نوشتن را به رانندگی‌کردن تشبیه کرده است و قواعدی که پیش‌تر آموخته را به‌طور ناخودآگاه به کار می‌گیرد.[۹۵] او زمانی که می‌نویسد، اگر بتواند خودش را متقاعد کند که خودش به عنوان تماشاگر از آن چیزی که می‌نویسم لذت می‌برد، آن را باور می‌کد و به آن ایراد وارد نمی‌کند، فیلم‌نامه را می‌سازد و اگر نتواند، سراغ آن فیلم‌نامه نمی‌رود. فیلمنامه‌هایی بوده‌اند که فرهادی نوشته بود و نزدیک به تولید هم شد، اما به دلیل اینکه باورشان نمی‌کرد آن‌ها را کنار گذاشت.[۱۸۹] فرهادی در مراسم رونمایی کتاب هفت فیلم‌نامه گفت:

در این مدتی که کار کرده‌ام و سال ۱۳۸۱ که اولین فیلمنامه را نوشتم هیچ صحنه‌ای را ننوشتم که پریسا بخت‌آور — کارگردان و همسر فرهادی — نخوانده باشد و تأیید نکرده باشد. حتی گاهی وقت‌ها این بحث‌های ما به قهرهای چندروزه هم کشیده است، اما در نهایت نتیجه رضایت‌بخش بوده و باعث شده فیلمنامه‌ای را تنها ننوشته باشم و حتی به صورت تلفنی صحنه را با او چک کرده‌ام.[۱۹۸]

کارگردانی و فیلم‌برداری

[ویرایش]

پیش از آغاز فیلمبرداری، فرهادی مدت زیادی با بازیگران در مرحله پیش‌تولید تمرین می‌کند،[۴] که گاهی سه یا چهار ماه طول می‌کشد. شیوه کار او طبق الگویی از کنستانتین استانیسلاوسکی، کارگردان و نظریه‌پرداز تئاتر روس، بنا شده است. بازیگران به جای تمرین بر روی فیلمنامه، موقعیت‌های گذشته شخصیت‌ها را بداهه‌سازی می‌کنند، پیش‌داستان‌هایی را می‌سازند که گاهی نقش‌ها را شکل می‌دهند، حتی اگر هیچ‌یک از آنها در فیلم مورد استفاده قرار نگیرند. هدف او این است که بازیگران احساس کنند انگار خودشان شخصیت‌ها را ساخته‌اند.[۳] درواقع فیلم‌نامه فرهادی پس از فیلمبرداری تکمیل می‌شود. او معتقد است وقتی یک فیلم‌نامه کامل را به یک بازیگر دهد، بازیگر احساس می‌کند که هیچ نقشی در خلق شخصیت ندارد. احساس می‌کند آزادی مطلق ندارد. در تمرین‌ها، دوباره از صفر شروع می‌کند و مسیری را که در نوشتن طی کرده است، یک بار دیگر با بازیگران طی می‌کند و بعد از چند ماه، بازیگران احساس می‌کنند که خودشان شخصیت را خلق کرده‌اند و نه اینکه توسط شخص دیگری به آنها تحمیل شده است.[۱۷۴] فرهادی به جزئیات رفتاری شخصیت‌ها از جمله کنش‌های غیرکلامی، دیالوگ‌ها، شیوه بیان و ارتباط آدم‌های فیلم با یکدیگر بسیار توجه می‌کند و سختگیری‌های زیادی برای بازی گرفتن از بازیگران دارد. به حدی که از تمهیدات بیرون از صحنه هم برای بازی‌های بهتر از بازیگران بهره می‌برد. در فیلم دربارهٔ الی پس از غرق‌شدن الی به ترانه علیدوستی گفت یک هفته به تهران برود تا فقدان او در صحنه به بازیگران کمک کند تا دلهره و نگرانی خود را بهتر در بازی‌شان به نمایش بگذارند. در صحنه‌ای از جدایی نادر از سیمین برای اینکه واکنش، وحشت و ترس بازیگران طبیعی‌تر جلوه کند، بدون اینکه بازیگر خبر داشته باشد یک لامپ فلورسنت را می‌شکند تا ترس و جیغ کشیدن او طبیعی اتفاق بیفتد و ثبت شود.[۱۷۸]

فرهادی یک فرمول برای انتخاب زاویه دوربین دارد. وقتی یک صحنه را چند بار با بازیگران تمرین می‌کند، کف کفش‌هایش را رنگ می‌زند و دوربین را آن قسمت‌هایی که جای پاهایش روی زمین پررنگ تر است قرار می‌دهد.[۱۹۲] او به پلان‌هایی که روز اول می‌گیرد خیلی احساس نزدیکی ندارد. به همین خاطر پلان‌هایی را که مهم نیست یا اهمیت کمتری دارد را روز اول می‌گیرد. وی سر فیلمبرداری همیشه به اندازهٔ نماها مشکوک است و در همهٔ پلان‌ها برای انتخاب اندازه نما تردید دارد و تا زمانی که فیلم مونتاژ می‌شود، به این اطمینان نمی‌رسد که اندازهٔ نماها درست بوده‌اند یا نه. به حدی که در فیلم دربارهٔ الی برای اینکه این حس اذیتش نکند تصمیم گرفت همهٔ پلان‌ها تا جایی که ممکن است هم‌اندازه و مدیوم شات باشند.[۱۹۱] فرهادی در همه فیلم‌هایش از نگاتیو استفاده می‌کند و به‌طور کلی ترجیح می‌دهد با نگاتیو کار کند چون از جوانی با نگاتیو کار کرده و تربیت بصری‌اش با نگاتیو انجام شده است.[۴۳] او نمی‌خواهد به مخاطب این حس را القا کند که دوربینی وجود دارد؛ بنابراین تمام تلاشش را می‌کند که دوربین را به نوعی پنهان کند و درکل برای همه فیلم‌هایش همیشه از یک دوربین استفاده می‌کند.[۷] فرهادی همیشه نور آبی را برای کار رئالیستی اشکال می‌دانست چون هیچ موقع، مهتاب آبی رنگ ندیده بود و به نظرش مهتاب رنگ سربی دارد؛ بنابراین در فیلم شهر زیبا برخلاف اغلب فیلم‌های ایرانی که با یک نور آبی، صحنه‌های شب را روشن می‌کردند، از نور مهتاب استفاده نکرد و از نورهایی که علی لقمانی، فیلمبردار در صحنه منابعش دیده می‌شد، شب‌ها را طراحی کرد.[۳۳]

فرهادی حتی در فیلمبرداری، شخصیت‌ها را قضاوت نمی‌کند و احساس دوربین و فاصلهٔ آن از بازیگران، در فیلم‌هایش به یک اندازه است و برای دوربین بین آدم‌ها تفاوتی وجود ندارد. این کار در چهارشنبه‌سوری آغاز شد و در دربارهٔ الی به پختگی رسید.[۴۳] نوری‌پرتو در این مورد گفته است: «برخلاف اینکه بسیاری معتقدند اصغر فرهادی فیلمساز تلویزیونی است به نظر من فیلمسازی است که موقعیت داراماتیک را می‌شناسد و میزانسن‌ها و جو حاکم بر صحنه را به خوبی می‌شناسد و فرم را به شکلی درست بر محور محتوا قرار می‌دهد. به عنوان مثال در جدایی نادر از سیمین دوربین او به عنوان یک کاوشگر عمل می‌کند و درحالی‌که در قصه قصد فیلمساز بر این است که قضاوت نداشته باشد در میزانسن به شکلی قضاوت دارد که مخاطب را هم به قضاوت و داوری دعوت می‌کند. درحالی‌که اکثر آثار اصغر فرهادی در ژانر درام قرار می‌گیرند او مایه‌های داستانی ژنریک را به اثرش تزریق می‌کند که تم‌هایی معمایی، تریلر و… را در آثارش می‌بینیم.»[۱۸۵]

هنگام فیلمبرداری، مهم‌ترین چیز برای فرهادی بازیگری است و همه چیز زیرمجموعهٔ آن قرار می‌گیرد. بیشترین وقت او سر صحنه با بازیگران می‌گذرد. همچنین طی چند ماه پیش از فیلمبرداری با بازیگران تمرین می‌کند.[۱۹۱] شهاب حسینی در گفت‌وگو با شبکه تی آر تی در مورد تأثیر همکاری با فرهادی در زندگی حرفه‌ای بازیگران گفت: «همکاری با اصغر فرهادی، جزو نقاط عطف کارنامه کاری بازیگران فیلم‌هایش است. من فکر می‌کنم این همکاری از ذهن هیچ‌یک از ما تا پایان عمرمان پاک نخواهد شد. اصغر فرهادی موفق می‌شود قبل از اینکه فیلمش را جلوی دوربین ببرد، جهان فیلمش را خلق کند و هر کسی را در جای خودش در آن جهان قرار دهد و تمام اعضای تیمش را به این باور برساند که وقتی در آن پروژه در حال کار هستند، آن کار به درام اصلی زندگی ما تبدیل شود. من با اصغر فرهادی که کار می‌کنم زندگی نرمال و معمولی خودم را فراموش می‌کنم.»[۱۹۹] بابک کریمی دربارهٔ همکاری با فرهادی می‌گوید: «اصغر فرهادی رابطه‌ای خیلی خوب با بازیگرها ایجاد می‌کند. فکر می‌کنم چون خود او سینما را با بازیگری شروع کرد خیلی خوب بازیگرهای کارش را درک می‌کند. به همین دلیل برای بازیگر لذت بخش است که با او کار کند چون هم نقش‌ها را خوب می‌نویسد هم دیالوگ نویس بسیار خوبی است و هم نوع رابطه‌ای که ایجاد می‌شود، خیلی خوب و عمیق است.»[۲۰۰] پنه‌لوپه کروز درمورد فرهادی می‌گوید: «او به همه جزئیات دقت فراوانی دارد و همه اشتباهات بازیگران را تشخیص می‌داد. کم می‌خوابید و تمام دیالوگ‌های ما را خط به خط حفظ بود و همه آنها را به ما یادآوری می‌کرد. شما هرگز نمی‌توانید سر او کلاه بزارید! فرهادی دیدی باز برای بحث و گفتگو دارد و به کوچک‌ترین مسائل نیز دقت می‌کند.»[۱۴۳]

حسین جعفریان، فیلمبردار چهارشنبه‌سوری، دربارهٔ الی و فروشنده، جذاب‌ترین ویژگی‌های فرهادی را «صرف انرژی و وسواس بسیار برای پیاده کردن ایده‌های در ذهنش» و «مهارتش در بازی گرفتن از بازیگرها» عنوان کرده است.[۲۰۱] علی قاضی که تجربه همکاری با فرهادی را در دربارهٔ الی به عنوان دستیار فیلمبردار داشته است، دربارهٔ او می‌گوید: «تصاویری که در فیلم‌های فرهادی شاهد هستیم شاید خیلی ساده به نظر برسند اما او به قدری بر جزئیات تمرکز دارد که حتی محتویات جیب هنرورها را هم می‌داند.»[۱۸۲] قاضی که در قهرمان نیز با فرهادی همکاری کرده، به سطح باورنکردنی از تفکر فرهادی در مورد کوچک‌ترین جزئیات، مانند محتویات جیب جلوی پیراهن یک شخصیت، نیز اشاره کرده است و می‌گوید: «جزئیات واقعاً برای او مهم هستند و ارزش وقت گذاشتن را دارند.» و از نظر او همین ویژگی، فرهادی را در مقایسه با سایر کارگردانانی که با آنها کار کرده است، بسیار بدیع و متفاوت می‌کند.[۱۵۵] محمود کلاری دربارهٔ کار کردن با فرهادی می‌گوید: «او عوامل مختلف فیلم را به بهترین شکل هدایت و لای پنبه حفظ می‌کند. در این میان اگر شما به او اعتماد کنید و خود را به دست او بسپارید، می‌بینید که به جاهای خوبی می‌رسید.»[۹۵]

بسیاری معتقدند فیلم‌های ایرانی فرهادی خیلی بهتر از فیلم‌های ساختهٔ او در خارج از ایران هستند. گادفری چشایر درخصوص فیلم‌های خارج از ایران فرهادی گفته است: «نکته‌ای که دربارهٔ فرهادی برایم بسیار جالب است این است که او یک فیلم با عنوان گذشته در خارج از ایران ساخت که نزد منتقدان و مخاطبان خیلی موفق نبود و در کن نیز فکر می‌کنم بسیاری فیلم را دوست نداشتند. البته من فیلم را دوست داشتم اما معتقدم به خوبی فیلم‌های ایرانی او نبود. در این‌جا این سؤال مطرح می‌شود که آیا فرهادی می‌تواند در خارج از ایران فیلم بسازد و موفق باشد یا باید به ایران بازگردد تا بتواند به قدرت هنری خود ادامه دهد.»[۲۰۲]

تدوین و موسیقی

[ویرایش]

من اگر بگویم چه شگردی دارم، هیچ تدوینگری در دنیا دیگر با من کار نمی‌کند و همه چیز از دست می‌رود! ولی یکی دو نفر اطرافم هستند که رازم را می‌دانند.

— فرهادی در گفت‌وگو با میشل آزاناویسوس دربارهٔ شگردهای تدوین فیلم. برنامهٔ سینه اَست، پاریس، ۲۰۱۳[۱۹۱]

هایده صفی‌یاری، تدوین‌گر شش فیلم فرهادی، همکاری با او را اینگونه ارزیابی کرده است: «بزرگ‌ترین خصوصیت قابل تحسین اصغر فرهادی این است که خودش است و راه خودش را پیدا کرده و در مسیر خودش حرکت می‌کند و از همکاران خود توقع دارد که خودشان باشند و با فکر و اندیشه خود کار کنند و به شعور و توانایی دیگران احترام می‌گذارد، در واقع یکی از ویژگی‌های خوب فرهادی این است که مرز بین انعطاف و قاطعیت را به خوبی می‌شناسد و حفظ می‌کنند.»[۲۰۳]

فرهادی در استفاده نکردن از موسیقی پیشرو است و هر چه گذشت، موسیقی در کارهای فرهادی کمتر شد. این روند را از چهارشنبه‌سوری با موسیقی بسیار کم حجم آغاز کرد، سپس در دربارهٔ الی و جدایی نادر از سیمین مثل بیشتر فیلم‌هایش فقط در تیتراژ از موسیقی استفاده کرد.[۲۰۴] به دلیل اینکه رسیدن به یک نقطهٔ مشترک و زبان مشترک با آهنگسازان برایش سخت بود، فکر کرد بهتر است بگردد و برای پایان فیلمش یک موسیقیِ آماده انتخاب کند. همچنین به دلیل اینکه فیلم‌هایش فضای واقع‌گرایانه دارد هیچ‌وقت احساس نکرد که به موسیقی نیاز دارد.[۱۹۱]

کنشگری

[ویرایش]
فرهادی در حوزهٔ رأی‌گیری انتخابات مجلس شورای اسلامی (۱۳۹۵–۱۳۹۴)

در سال ۱۳۹۳، فرهادی در حمایت از مردم غزه کمپینی را با عنوان «کشتار همنوعان خود را متوقف کنید» در فیس‌بوک با همراهی نسرین ستوده به راه انداخت که فیلم‌سازان و بازیگران مطرحی از جمله خاویر باردم، مایک لی و هانی ابواسعد به آن پیوستند.[۲۰۵] او در همان سال در کمپین جمعی که اعضای آن اصغر فرهادی، رخشان بنی‌اعتماد، عباس کیارستمی، مجید مجیدی و رضا میرکریمی بودند، خواستار رسیدن به توافق هسته‌ای و حمایت مردم از این توافق شد.[۲۰۶] فرهادی برای عفو اعدام ریحانه جباری، خطاب به خانواده شاکی نامه‌ای نوشت تا جباری را که در آستانه اعدام بود، ببخشند.[۲۰۷]

فرهادی در سال ۱۳۹۵ نامهٔ سرگشاده‌ای خطاب به حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت منتشر کرد که نسبت به گزارش گورخوابی در روزنامهٔ شهروند واکنش نشان داد و گفت که از خواندن این خبر، سراسر وجودش را شرم و بُغض فرا گرفته و همهٔ آنانی که در این سرزمین و در این سی و چند سال مسئولیتی داشته و دارند را سهیم در این شرمساری دانست.[۲۰۸] حسن روحانی نیز در پاسخ به وی گفت: «من دیروز از یکی از هنرمندان نامه‌ای را خواندم که بسیار دردناک بود. شنیده بودیم بعضی‌ها از فقر، کارتن‌خواب می‌شوند یا زیر پُل‌ها می‌خوابند اما قبرخواب را کمتر شنیده بودیم. این هنرمند در نامه نوشته بود وقتی این موضوع را دیدیم، بُغض در گلویم و شرمساری در سیمایم ایجاد شد.»[۲۰۹]

فرهادی در واکنش به مرگ مهسا امینی نوشت: «ما خودمان را به خواب زده‌ایم در برابر این ظلم بی پایان. ما شریک این جنایتیم.»[۲۱۰] او پس از آغاز خیزش ۱۴۰۱ ایران خشونت نیروهای حکومتی با معترضان را محکوم کرد.[۱۶۸]

تأثیرات

[ویرایش]

فیلم‌های فرهادی بخشی از موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ محسوب می‌شوند.[۷۳][۲۱۱] فرهادی نگاه و توجه به طبقه متوسط و بحران‌های اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی آن را در فضای پیچیده ایرانِ معاصر به نقطه تمرکز و توجه سینمای ایران تبدیل کرد که تا پیش از این جز در نمونه‌های معدودی جایی در سینمای ایران نداشت.[۲۱۲] او در دربارهٔ الی از سبک رئالیسم پیروی کرد و باعث شد تا موج جدیدی در سینمای ایران رقم بخورد که به آن «نسل سوم موج نوی سینمای ایران» می‌گویند.[۱] همچنین جدایی نادر از سیمین نیز به نمونه‌ای قابل توجه از موج نوی سینمای ایران تبدیل شد.[۱۹۴] لیلا حاتمی در مصاحبه‌ای در این خصوص گفت: «بعد از عباس کیارستمی موجی از سینماگران در ایران شروع به فیلمسازی کردند که از سبک کیارستمی تقلید می‌کردند. اما با اصغر فرهادی یک موج نو آغاز شد و یک سینمای تازه ظهور کرد. پیش از آن هم این سبک سینما در ایران وجود داشت. اما شاید از نظر قدرت ساختار و فیلمنامه در سطح سینمای فرهادی نبود. با موفقیت‌های بزرگ فرهادی، قابل تصور است که فیلمسازان جوان در آینده بخواهند از مسیر او پیروی کنند.»[۲۱۳] از نظر فرهاد توحیدی، فرهادی در عرصه بین‌المللی، نمایندهٔ سینمای ایران محسوب می‌شود و دربارهٔ تأثیر فرهادی بر سینمای ایران گفته است: «فرهادی به تنهایی توانست سینمای ایران را ریل‌گذاری کند.»[۱۸۴]

فرهادی الگوی چشم‌گیر و قابل ارجاعی برای فیلم‌سازان سینمای ایران شد و در دههٔ ۱۳۹۰ با رواج بی‌سابقه مضمون‌هایی مثل دروغ، خطا، خیانت، عقوبت، پنهان‌کاری و ریا همراه با شیوه‌های تعلیق و غافلگیری و گره‌گشایی و خلق معما در روایت و ساختار قصه، دوربین روی دست و جنس دکوپاژ و حتی استفاده از بازیگران با همان تیپ و رفتارشناسی مشابه، از جهات گوناگون فیلم‌های ایرانی را تحت تأثیر قرار داد.[۲۱۲] هفت دقیقه تا پاییز (۱۳۸۸)، سعادت‌آباد (۱۳۸۹)، برف روی کاج‌ها (۱۳۹۰)، قاعده تصادف (۱۳۹۱)، گس (۱۳۹۱)، زندگی مشترک آقای محمودی و بانو (۱۳۹۱)، ملبورن (۱۳۹۲)، ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه (۱۳۹۲)، شکاف (۱۳۹۳)، پریدن از ارتفاع کم (۱۳۹۳)، کوچه بی‌نام (۱۳۹۳)، مرگ ماهی (۱۳۹۳)، آااادت نمی‌کنیم (۱۳۹۴)، بدون تاریخ، بدون امضاء و تابستان داغ (۱۳۹۵) از جمله فیلم‌هایی هستند که منتقدان آنها را تأثیریافته از آثار فرهادی دانستند.[۲۱۲][۲۱۴][۲۱۵][۲۱۶] بابک بهرام‌بیگی اعتراف کرده است که در نوشتن فیلم‌نامهٔ یک روز طولانی (۱۳۹۴) از فرهادی تأثیر گرفته و ناخودآگاه در نوشتن فیلمنامه تحت تأثیر او بوده است.[۲۱۷] هوشنگ گلمکانی در گفت‌وگو با اعتماد دربارهٔ تأثیرگذاری فرهادی گفت:

اصغر فرهادی فیلمساز بزرگی است. چون آن‌قدر بر سینمای ایران تأثیر گذاشته که شیوه کارش به سبک تبدیل شده و بسیاری از کارگردان‌های سینمای ایران، خودآگاه یا ناخودآگاه می‌خواهند فیلم‌های فرهادی‌وار بسازند. مثل زمانی که فیلم‌ها و تصویرهای کیارستمی‌وار تبدیل به اصطلاح شده بود. فرهادی در سینمایی که با تماشاگر انبوه سر و کار دارد تحولی ایجاد کرده و کارنامه او فقط به سینمای هنری تعلق ندارد. موج نو با قیصر و گاو سینمای ایران را به دو دوره قبل و بعد خودش تقسیم کرد؛ پدیده اصغر فرهادی هم، چنین جایگاه و نقشی در سینمای ایران دارد. چه ما آثار او را دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، بزرگی فرهادی یک واقعیت است. کسانی هم که سعی می‌کنند برای کارهای او ایرادی بتراشند نمی‌توانند منکر بزرگی و اهمیتش شوند. او بزرگ و بااهمیت است چون خیلی از فیلمسازان قبل و بعد از خودش در آثارشان نگاهی به الگوهای فرهادی دارند و حتی بدون اعلامش، خود را با او مقایسه می‌کنند. باور کنید کسانی هم که آگاهانه سعی می‌کنند شبیه اصغر فرهادی نباشند در واقع دارند بر همین اهمیت و بزرگی صحه می‌گذارند.[۲۱۸]

زندگی شخصی

[ویرایش]
فرهادی و همسر و دخترش در گردهمایی تقدیر از او در موزه سینمای ایران به‌خاطر کسب جایزه اسکار برای فیلم فروشنده، ۱۳۹۵

فرهادی در ۱۳۷۳ در ۲۲ سالگی زمانی که دانشجو بود، نمایشی با نام ماشین‌نشین‌ها با کارگردانی و بازی خودش و همکلاسی‌اش پریسا بخت‌آور اجرا کرد. فرهادی در سال ۱۳۷۴ با پریسا بخت‌آور ازدواج کرد. آنها صاحب دو دختر به نام‌های سارینا و ساغر شدند. سارینا فرهادی دختر آنها در سال ۱۳۷۷ به دنیا آمد و در دو فیلم جدایی نادر از سیمین و قهرمان با پدرش به‌عنوان بازیگر همکاری کرد.[۱][۱۷۳]

فیلم‌شناسی

[ویرایش]

جوایز و افتخارات

[ویرایش]

فرهادی نخستین ایرانی است که موفق به کسب جایزه اسکار شده و جدایی نادر از سیمین (۲۰۱۱) نخستین فیلم ایرانی است که این جایزه را در رشتهٔ بهترین فیلم خارجی‌زبان دریافت کرد و همچنین در رشتهٔ بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی نیز نامزد شد. او سپس با فروشنده (۲۰۱۶) دوباره این جایزه را کسب کرد و دومین جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. فرهادی در کنار فدریکو فلینی، ویتوریو دسیکا، اینگمار برگمان و رنه کلمان یکی از کارگردانانی است که بیش از یک بار برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان شده‌اند.[۲۱۹]

فرهادی از سوی مجلهٔ تایم به‌عنوان یکی از ۱۰۰ شخص تأثیرگذار سال ۲۰۱۲ انتخاب شد.[۲۲۰] همچنین در فهرست بیست و سه کارگردان برتر جهان روزنامه هافینگتن پست قرار گرفت.[۲۲۱] او در همان سال در فهرست ۱۰۰ متفکر برتر سال ۲۰۱۲ از نگاه فارن پالیسی قرار گرفت.[۲۲۲] در سال ۲۰۱۴، نشان هنر و ادب درجهٔ افسری از سوی دولت فرانسه به فرهادی اهدا گردید.[۲۲۳] در سال ۲۰۱۶، نام جدایی نادر از سیمین در فهرست صد فیلم برتر قرن بیست و یکم بی‌بی‌سی مشاهده شد.[۲۲۴] فرهادی در سال ۲۰۱۶ از سوی ایندی‌وایر در رتبهٔ پنجمین کارگردان برتر دنیا قرار گرفت.[۲۲۱] او در همان سال در فهرست ۱۰۰ کارگردان هیجان‌انگیز دنیا به انتخاب پلی‌لیست قرار گرفت.[۲۲۵] فرهادی به انتخاب متاکریتیک در رتبه هشتم فیلمسازان برتر قرن بیست و یکم قرار گرفت.[۲۲۶] در سال ۲۰۱۹ نام جدایی نادر از سیمین از سوی گاردین در فهرست ۱۰۰ فیلم برتر سینمای جهان در قرن بیست و یکم جای گرفت.[۲۲۷] مجله فار اوت در سال ۲۰۲۱ فرهادی را در فهرست کارگردانانی که فیلم بد نمی‌سازند، قرار داد.[۲۲۸] انجمن نویسندگان آمریکا در سال ۲۰۲۱ فهرست ۱۰۱ فیلمنامه‌نویس برتر قرن بیست و یکم را منتشر کرد و فرهادی برای فیلم جدایی نادر از سیمین در این فهرست قرار داد.[۲۲۹]

کتاب‌شناسی

[ویرایش]

آثار

[ویرایش]
عنوان سال ناشر یادداشت منبع
شهر زیبا ۱۳۸۶ نشر نی فیلم‌نامهٔ شهر زیبا [۲۳۰]
هفت فیلم‌نامه ۱۳۹۳ نشر چشمه برنده جایزهٔ کتاب سال ایران [۲۳۱]

دربارهٔ آثار

[ویرایش]
عنوان سال پدیدآور ناشر یادداشت منبع
اصغر فرهادی، زندگی و سینما ۱۳۹۳ تینا حسن‌نیا انتشارات کریتیکال پرس نخستین کتاب انگلیسی‌زبان دربارهٔ اصغر فرهادی [۲۳۲]
رودررو با اصغر فرهادی ۱۳۹۳ اسماعیل میهن‌دوست انتشارات روشنگران و مطالعات زنان [۲۳۳]
بوطیقای گسست: دربارهٔ سینمای اصغر فرهادی ۱۳۹۵ مازیار اسلامی نشر چشمه [۲۳۴]
تروما ۱۳۹۵ سید مجید حسینی
زانیار ابراهیمی
نشر ثالث این کتاب، فیلم‌های فرهادی را از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۴ با توجه به بستر اجتماعی آنها مورد نقد و بررسی قرار داده است. [۲۳۵]
فرهادی و سینمای پرسش ۱۳۹۶ اسدالله غلامعلی نشر ورا [۲۳۶]
رازهای جدایی: سینمای اصغر فرهادی ۱۳۹۶ سعید عقیقی انتشارات روزنه [۲۳۷]
ترک‌های روی دیوار: هفت جستار در سینمای اصغر فرهادی ۱۴۰۰ کیوان میرمحمدی انتشارات روزنه [۲۳۸]
نظریه گام‌های دراماتیک میشلا کروتزن همراه با بررسی نظریه در سه فیلمنامه اصغر فرهادی ۱۴۰۱ مسعود دفتری انتشارات نریمان [۲۳۹]

منابع

[ویرایش]
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ «فرهادی؛ تصویرگر نقش زندگی بر پرده نقره ای». ایرنا. ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۹-۳۰.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Fassihi, Farnaz (2022-02-25). "An Iranian Director's Rule: 'Always Focus on Ordinary People' (Published 2022)". The New York Times (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ ۳٫۸ Harvey, Giles (31 January 2019). "How Iran's Greatest Director Makes Art of Moral Ambiguity". The New York Times (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-04.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ Weston, Hillary (Jan 27, 2017). "Between Stage and Screen: A Conversation with Asghar Farhadi". The Criterion Collection (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ مروتی، سعید (۲ مرداد ۱۴۰۰). «مسیر». همشهری. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۹-۳۰.
  6. تصدیق مقدم، کیانا (۱۳۹۵-۰۶-۲۶). «دروازه ورود به سینمای ایران». فرهیختگان. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ملیر، جورج. «گفت‌وگوی جورج میلر با اصغر فرهادی دربارهٔ جهان فیلم‌سازی‌اش و «قهرمان»». ماهنامه فیلم نامه نویسی فیلم نگار. ترجمهٔ ملیکا هلالی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  8. عباسیان، عسل (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶). «گفت‌وگو با فرهاد ناظرزاده کرمانی، پدر تئاتر دانشگاهی ایران» (PDF). روزنامه شرق. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۴.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ «روزگار تلویزیونی فرهادی؛ از نویسندگی تا خوانندگی». فیلم‌نیوز. ۲۰۲۳-۰۲-۱۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  10. «۷ مجموعه تلویزیونی که با دانشجو و دانشگاه ماندگار شدند». خبرگزاری آنا. ۱۶ آذر ۱۴۰۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  11. کاشیان، مائده (۲۶ مهر ۱۴۰۰). ««روزگار جوانی» کجایی که یادت بخیر!» (PDF). روزنامه خراسان. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  12. اردشیری، مجتبی (۹ اسفند ۱۴۰۰). «پایان باز». فرهیختگان. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ رحیم زاده حناچی، احسان (۲۵ خرداد ۱۴۰۱). «روایت دوباره «داستان یک شهر» / تهیه‌کننده: به رسم ادب از فرهادی اجازه گرفتم». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  14. «اصغر فرهادی، ۲۲ سال پیش در سریال داستان یک شهر + فیلم». باشگاه خبرنگاران جوان. ۲۰۲۱-۱۱-۰۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  15. شهبازی، سهیلا (۲۱ فروردین ۱۴۰۰). «پایه‌گذار سریال‌های کمدی در رمضان اصغر فرهادی بود». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۵.
  16. رحیم زاده حناچی، احسان (۱۴ فروردین ۱۴۰۰). «پخش سریال «حورا» از شبکه سه و بازپخش «یادداشت‌های کودکی» در نسیم». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  17. «صدری: اصغر فرهادی شرط کرد نامش به عنوان خواننده در تیتراژ نیاید». فیلم‌نیوز. ۲۰۲۳-۰۳-۲۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  18. «غول چراغ جادو وکیل می‌شود». جام جم. ۱۳۸۰-۰۹-۱۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
  19. «اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی‌کیا؛ 11 سال پیش / عکس». خبرآنلاین. ۲۰۱۲-۰۷-۲۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۵.
  20. «نقد وبررسی فیلم "ارتفاع پست" در جشنواره فیلم فجر ابراهیم حاتمی کیا: امیدوارم وارد شدن به عرصه‌های غیر از جنگ در سینما برایم آغاز مبارکی باشد». ایسنا. ۱۹ بهمن ۱۳۸۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۵.
  21. «پاسخ تند تازه اصغر فرهادی به ابراهیم حاتمی کیا». انتخاب. ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۵.
  22. «/خبر/ اصغر فرهادی، پشت کنکوری‌ها را به تلویزیون می‌آورد». ایسنا. ۲۱ تیر ۱۳۸۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۰.
  23. «پس از 9 سال از ساخت، تلویزیون «پشت‌کنکوری‌ها» ی پریسا بخت‌آور را پخش می‌کند». ایسنا. ۱۶ فروردین ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۰.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ «کارگردان "رقص در غبار": سکوت "مارگیر"، بغض اوست نگاه عرفانی نداشتم/1/». ایسنا. ۷ آذر ۱۳۸۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ Grobar, Matt (2022-03-02). "Film Movement Classics Acquires 2K Digital Restorations Of Oscar Winner Asghar Farhadi's Early Films 'Dancing In The Dust' And 'Beautiful City'". Deadline (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-10.
  26. «گزارش جلسهٔ مطبوعاتی فیلم "رقص در غبار" انتقاد اصغر فرهادی از فیلمسازانی که وطن فروشی می‌کنند». ایسنا. ۱۹ بهمن ۱۳۸۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  27. «موضوعات جوایز در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ـ دوره بیست و یکم». سوره‌سینما. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ «6فیلم اصغر فرهادی چقدر فروخته است؟ /از فیلم20میلیونی تا فیلم 15میلیاردی». خبرآنلاین. ۲۰۱۶-۱۱-۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  29. تقی‌زاده، محمد (۲۳ آذر ۱۴۰۰). «همه چیز در مورد سینمای فرهادی». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  30. شوقی، پیمان (۱۳ دی ۱۳۸۲). «نگاهی به فیلم رقص در غبارساخته اصغر فرهادی». همشهری. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
  31. عاصمی، مجید (دی ۱۳۸۲). «رقص در غبار ۱۳۸۱» (۱۲۵). دنیای تصویر.
  32. «موضوعات جوایز در جشن خانه سینما ـ دوره هفتم». سوره‌سینما.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ««نشست خبری شهرزیبا برگزار شد» اصغر فرهادی: برای رسیدن به "شهرزیبا" تلخی "اسید" را گرفتم ترانه علیدوستی: فیروزه فقط "دو" شباهک فیزیکی به ترانه دارد/1/». ایسنا. ۲۰ خرداد ۱۳۸۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  34. ««نشست خبری شهرزیبا برگزار شد» اصغر فرهادی: نمی‌گویم پایان فیلم عوض شده است ایرج تقی پور: امیدی به گله‌مندی از تلویزیون نیست/2/». ایسنا. ۲۰ خرداد ۱۳۸۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  35. «فیلم " شهر زیبا " به جشنواره فیلم فجر خواهد رسید». خبرگزاری مهر. ۲۰۰۳-۱۲-۰۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  36. «موضوعات جوایز در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ـ دوره بیست و دوم». سوره‌سینما. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  37. «شهر زیبا نشان دهنده رشد فرهادی است». خبرگزاری مهر. ۲۰۰۴-۰۲-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  38. شیبانی فر، مازیار (۲۰۰۴-۰۷-۰۳). «شهر زیبا جلوه ای از نازیبایی‌های یک شهر». خبرگزاری مهر. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۹.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ «نشست"چهارشنبه سوری"برگزار شد اصغر فرهادی: این فیلم نبرد بین خیر و شر نیست…، نمی‌خواستم فیلم اخلاق گرایانه بسازم…،"چند روز مانده به 18 تیر" را می‌سازم…». ایسنا. ۲۵ بهمن ۱۳۸۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ «اصغر فرهادی: انرژی که "حمید فرخ‌نژاد" گذاشت باور کردنی نبود از "چهارشنبه‌سوری" به خاطر تشنجی که این روز دارد دارد استفاده کردم». ایسنا. ۵ بهمن ۱۳۸۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  41. «با حضورهدیه تهرانی و حمید فرخ‌نژاد؛ «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی کلید می‌خورد». ایسنا. ۲ بهمن ۱۳۸۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ هنرکار، هوشمند (۲۸ فوریه ۲۰۰۶). «نقد فیلم چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ ۴۳٫۳ ۴۳٫۴ فضلی، ندا (۱۳۹۳). بر بوم شب. سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر.
  44. «موضوعات جوایز در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ـ دوره بیست و چهارم». سوره‌سینما. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  45. «فیلم» (۳۴۳). اسفند ۱۳۸۴.
  46. Young, Deborah (2006-02-07). "Fireworks Wednesday". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-11.
  47. Hopewell, John (2007-03-26). "'Fireworks' lights up Las Palmas". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  48. «بازتاب مخاطبان در جشنوارهٔ فیلم "شیکاگو"؛ اصغر فرهادی: موضوع "چهارشنبه‌سوری" فقط مربوط به جامعهٔ ایران نمی‌شود». ایسنا. ۲۸ مهر ۱۳۸۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  49. «مانی حقیقی در گفت‌وگو با ایسنا: «کنعان» را برای تماشاگر عام سینمای ایران ساختم این همه هیاهو برای بازی ترانه علیدوستی را نمی‌فهمم!». ایسنا. ۱۵ مهر ۱۳۸۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  50. «فیلمنامه کنعان به زودی منتشر می‌شود». ایبنا. ۲۰۰۸-۰۲-۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  51. «"دایره زنگی" در بخش مسابقهٔ فیلم‌های اول می‌نوازد». ایسنا. ۱۶ بهمن ۱۳۸۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ««دایره زنگی» عرضه شد». ایسنا. ۱۶ فروردین ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  53. «تمرین بازیگران «دایره زنگی» شروع شد». خبرگزاری فارس. ۲۲ مرداد ۱۳۸۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  54. موسسیان، آناهید (۲۰۰۸-۰۴-۲۲). «نگاهی به فیلم «دایره زنگی»». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  55. بختیاری، سارا (۱۳۸۷-۱۰-۲۱). «محاکمه و جوابیه در خیابان». جام جم. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  56. «فرش قرمز زیر پای عوامل آخرین فیلم مسعود کیمیایی». ایرنا. ۱۷ آبان ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  57. «فروش فیلم محاکمه در خیابان به مرز 355 میلیون تومان رسید». ایرنا. ۱۵ آذر ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۲.
  58. موذن، عطیه (۲۰۱۶-۰۴-۲۲). ««دربارهٔ الی» از یک عکس شروع شد/ از فیلمسازی لذت می‌برم». خبرگزاری مهر. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۳.
  59. «تنها بازیگر قطعی "صابر ابر" است اصغر فرهادی "دربارهٔ الی" را فروردین ماه می‌سازد». ایسنا. ۳ بهمن ۱۳۸۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۳.
  60. "Film Review: About Elly". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). 2009-02-07. Retrieved 2025-12-11.
  61. «عشقِ لیلا حاتمی به پدرش به عنوان فیلمساز». خبرآنلاین. ۲۰۲۰-۰۷-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ تاجیک، محمد (۱۴۰۳-۱۲-۱۲). «حقایقی دربارهٔ فیلم دربارهٔ الی». سینما سینما. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  63. «آغاز فیلمبرداری دربارهٔ الی … در شمال کشور». ایرنا. ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۳.
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ «اصغر فرهادی در نشست خبری «دربارهٔ الی»: خواست من اکران عمومی فیلم است پایان فیلم‌هایم تلخ نیست، واقع‌بینانه است». ایسنا. ۳ اسفند ۱۳۸۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۳.
  65. «اصغر فرهادی در نشست «دربارهٔ الی»: نظرات دربارهٔ پایان‌بندی فیلم متفاوت است علاقه‌مندم تماشاگر جواب سوالاتش را خودش پیدا کند». ایسنا. ۲۶ تیر ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۳.
  66. «اصغر فرهادی در نشست «دربارهٔ الی»: نظرات دربارهٔ پایان‌بندی فیلم متفاوت است علاقه‌مندم تماشاگر جواب سوالاتش را خودش پیدا کند». ایسنا. ۲۶ تیر ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  67. ««دربارهٔ الی» بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد». آفتاب. ۱۳۸۷-۱۱-۲۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۱.
  68. Meza، Ed (۲۰۰۹-۰۲-۱۴). «'Milk of Sorrow' wins Golden Bear». Variety (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۱.
  69. «مدیرجشنواره فیلم برلین: فیلمدربارهٔ الیآغازگر موج نو درسینمای ایران». ایرنا. ۵ بهمن ۱۳۸۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  70. «درام ایرانی «دربارهٔ الی» در جشنواره برلین قلب‌ها را شکست». خبرگزاری فارس. ۲۰ بهمن ۱۳۸۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۵.
  71. "About Elly". Asia Pacific Screen Awards (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  72. "Iranian and U.S. films win at Tribeca festival". Reuters (به انگلیسی). May 1, 2009. Retrieved 2025-11-13.
  73. ۷۳٫۰ ۷۳٫۱ "New Wave Cinema | Sīnamā-yi mawj-i naw̄ | سینمای موج نو". Cinema Iranica (به انگلیسی). October 23, 2024. Retrieved 2025-12-11.
  74. قریشی، سید آریا (۲۰۲۴-۱۰-۲۸). «فیلم دربارهٔ الی؛ مرور نقد و بررسی‌های قدیمی دربارهٔ فیلم اصغر فرهادی». فیلیموشات. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  75. "US critics praise Farhadi's 'About Elly'". IRNA (به انگلیسی). Jun 1, 2015. Retrieved 2025-10-15.
  76. Bordwell, David (March 30, 2009). "A masterpiece, and others not to be neglected". Observations on film art (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  77. Simon, Alissa (2009-02-07). "About Elly". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  78. Marshall, Lee (7 February 2009). "About Elly (Darbareye Elly)". Screen (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  79. Dupont-Monod, Clara (2009-09-05). "Inflexible". Marianne (به فرانسوی). Retrieved 2025-12-11.
  80. «در آستانهٔ آغاز اکران جهانی، منتقدان فرانسوی از «دربارهٔ الی» نوشتند». ایسنا. ۲۴ مرداد ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  81. "About Elly (2015)". Rotten Tomatoes. Retrieved September 4, 2015.
  82. "About Elly (2009)". Metacritic. Retrieved 2025-10-15.
  83. «در ادامهٔ موفقیت‌های جهانی، «دربارهٔ الی» نامزد بهترین فیلم خارجی جوایز گلدن گلوب شد». ایسنا. ۱۸ آذر ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۴.
  84. Greene, Steve (2015-07-31). "The Best Foreign-Language Films of 2015, According to the Criticwire Network". IndieWire (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  85. Coyle, Jake; Bahr, Lindsey (2015-12-16). "AP's top 10 movies of the year led by 'Carol,' 'Mad Max'". AP News (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  86. Holden, Stephen (2015-04-07). "Review: In 'About Elly,' a Middle Class Enjoying Itself Is Engulfed in Change (Published 2015)". The New York Times (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  87. Smith Nehme, Farran (2015-04-09). "An Iranian beach holiday turns into a mystery in 'About Elly'". New York Post (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  88. ATKINSON, MICHAEL (2015-04-21). "Asghar Farhadi's Early Masterpiece". In These Times (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  89. مولوی، علی (۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲). «این یک "جدایی" نیست!». همشهری آنلاین.
  90. «فرهادی با کلاری "جدایی نادر از سیمین" را کلید می‌زند». خبرگزاری مهر. ۲۰۱۰-۰۶-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
  91. امینی نجفی، علی (۲۰۱۱-۰۲-۲۳). «نگاهی به فیلم 'جدایی نادر از سیمین'». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ ۹۲٫۲ «۷ نکته مهمی که دربارهٔ جدایی از نادر از سیمین نمی‌دانستید | اسم این فیلم چگونه انتخاب شد؟ | صحنه مهمی‌که حذف شد». همشهری آنلاین. ۲۰۲۲-۰۷-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۹.
  93. «از سین تا جیم ماجرای جدایی نادر از سیمین». ایرنا. ۳ اسفند ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  94. فرهادی، پرستو (۲۰ آذر ۱۳۹۸). «گفته‌هایی تازه از اصغر فرهادی برای «جدایی نادر از سیمین»». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  95. ۹۵٫۰ ۹۵٫۱ ۹۵٫۲ ۹۵٫۳ ۹۵٫۴ ۹۵٫۵ «اصغر فرهادی در نشست «جدایی نادر از سیمین»: اصراری ندارم خودم همهٔ جزئیات قصه‌ام را شفاف بدانم». ایسنا. ۲۳ بهمن ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  96. ۹۶٫۰ ۹۶٫۱ ۹۶٫۲ ۹۶٫۳ ۹۶٫۴ ۹۶٫۵ ۹۶٫۶ ۹۶٫۷ عباسیان، عسل (۱۲ آذر ۱۳۹۷). «شناکردن بدون جلیقه نجات». شرق. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۹.
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ فرهادی، پرستو (۸ تیر ۱۴۰۳). «روایت کلاری از دلشوره اصغر فرهادی در «جدایی» و عصبانیت در «گذشته»». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  98. «حاتمی به فیلم فرهادی پیوست». خبرگزاری مهر. ۲۰۱۰-۰۸-۰۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  99. «گزارشی از نشست پرسش و پاسخ «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی: اولین دغدغه‌ام سینماست». ایسنا. ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  100. «مریلا زارعی به جمع بازیگران پیوست فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی امروز آغاز شد». ایسنا. ۵ شهریور ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  101. «فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» متوقف شد». ایسنا. ۲ مهر ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  102. «فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» در خیابان‌های تهران تمام شد». ایسنا. ۲۸ آبان ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  103. ۱۰۳٫۰ ۱۰۳٫۱ ۱۰۳٫۲ ۱۰۳٫۳ زهدی، مریم (۲۰۱۲-۰۱-۱۶). «'جدایی نادر از سیمین'؛ پیوند سینمای ایران با جهان». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
  104. «استقبال از 'جدایی نادر از سیمین' در جشنواره فیلم برلین». BBC News فارسی. ۲۰۱۱-۰۲-۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۹.
  105. Simon, Alissa (2011-02-15). "Nader and Simin, a Separation". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  106. Marshall, Lee (15 February 2011). "Nader And Simin - A Separation". Screen (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  107. عرفان، مریم (۱۶ ژانویه ۲۰۱۲). «گفتگو با سردبیر سایت اند ساوند دربارهٔ جدایی نادر از سیمین». BBC News فارسی.
  108. سیفی، فرناز (۱۳۹۰-۱۲-۰۶). «منتقدان غربی "جدایی نادر از سیمین" را چطور دیدند». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۱.
  109. «The 21st Century's 100 greatest films». BBC. ۲۳ اوت ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۳ اوت ۲۰۱۶. بایگانی‌شده ژانویه ۳۱, ۲۰۱۷ در وی‌بَک مَشین
  110. Morgenstern, Joe (2011-12-29). "A Separation | War Horse | Iron Lady | A Separation Comes Together Exceptionally | Film Review by Joe Morgenstern". Wall Street Journal (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  111. «واکنش‌های تحسین‌برانگیز بزرگان سینما پیرامون "جدایی نادر از سیمین"». رادیو زمانه. ۴ اسفند ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۱.
  112. McNary, Dave (2012-02-27). "'A Separation' is first Iranian Oscar-winner". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  113. Roxborough, Scott (2012-03-05). "'Melancholia' Wins Denmark's Bodil Award for Best Film". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  114. Tartaglione, Nancy (2012-02-24). "'The Artist' Triumphs At France's César Awards With Surprises In The Mix". Deadline (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  115. «اصغر فرهادی پس از گرفتن جایزه اسکار چه گفت؟». عصر ایران. ۱۳۹۰-۱۲-۰۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۱.
  116. زهدی، مریم (۲۰۱۲-۰۲-۲۸). «'سلام به مردم خوب سرزمینم'، اسکار فرهادی و لبخند ایران». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۱.
  117. «فروش جهانی «جدایی نادر از سیمین» به 19.8 میلیون دلار رسید». سینماپرس. ۱۴ مهٔ ۲۰۱۲.
  118. ۱۱۸٫۰ ۱۱۸٫۱ «اصغر فرهادی و عوامل فیلمش به روی فرش قرمز رفتند». ایسنا. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  119. ۱۱۹٫۰ ۱۱۹٫۱ ۱۱۹٫۲ ۱۱۹٫۳ «بازیگر فرانسوی فیلم «گذشته»: هرگز فکر نمی‌کردم در فیلم فرهادی بازی کنم». ایسنا. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  120. «اصغر فرهادی: با تغییر جغرافیا قرار نیست فیلمساز دیگری بشوم». ایسنا. ۱ خرداد ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  121. ۱۲۱٫۰ ۱۲۱٫۱ «پایان فیلمبرداری «گذشته» اصغر فرهادی». انتخاب. ۱۳۹۱-۱۱-۰۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  122. ۱۲۲٫۰ ۱۲۲٫۱ ۱۲۲٫۲ «مقایسه «جدایی نادر از سیمین» و «گذشته»، مقایسه دو الماس است». ایسنا. ۲۷ آبان ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  123. Chang, Justin (2013-05-26). "Live From the Cannes Award Ceremony". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  124. Sotinel, Thomas (2013-05-13). ""Le Passé": aller de l'avant, malgré les pesanteurs". Le monde (به فرانسوی). Retrieved 2025-12-12.
  125. Bradshaw, Peter (2014-03-27). "The Past review – 'Its severity and cerebral force are beyond question'". The Guardian (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  126. "2013 Archives". National Board of Review (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  127. «فیلم 'گذشته' اصغر فرهادی نامزد جایزه گلدن گلوب شد». BBC News فارسی. ۲۰۱۳-۱۲-۱۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  128. Richford, Rhonda (2014-01-31). "Berenice Bejo, Lea Seydoux, Roman Polanski Among France's Cesar Awards Nominees". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  129. ۱۲۹٫۰ ۱۲۹٫۱ ۱۲۹٫۲ «همه‌چیز دربارهٔ «فروشنده» اصغر فرهادی». ایسنا. ۲۳ آبان ۱۳۹۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  130. ۱۳۰٫۰ ۱۳۰٫۱ «تمام حاشیه و متن نشست اصغر فرهادی در ایران». ایسنا. ۱۰ خرداد ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  131. «اظهارات فرهادی دربارهٔ «فروشنده» و «آرتورمیلر»». ایسنا. ۱ خرداد ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  132. موذن، عطیه (۹ ژانویهٔ ۲۰۱۶). ««فروشنده» فرهادی در لیست جهانی فیلم‌های مورد انتظار اکران ۲۰۱۶». خبرگزاری مهر.
  133. Visco, Deniece (2025-10-19). "The AFI Interview: Asghar Farhadi on THE SALESMAN, Inspired by Hitchcock and Kiarostami". American Film Institute (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  134. «نخستین واکنش‌های جهانی به نمایش 'فروشنده' اصغر فرهادی در کن». BBC News فارسی. ۲۰۱۶-۰۵-۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  135. Bradshaw, Peter (2017-03-17). "The Salesman review – Asghar Farhadi's potent, disquieting Oscar-winner". The Guardian (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  136. «منتقدان خارجی دربارهٔ «فروشنده» چه نوشتند؟». ایسنا. ۱ خرداد ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  137. «'فروشنده' جایزه بهترین فیلم خارجی زبان هیئت ملی نقد فیلم در آمریکا را گرفت». BBC News فارسی. ۱۰ آذر ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  138. ««فروشنده» فرهادی جایزه انجمن ملی نقد آمریکا را برد». ایرنا. ۱۶ دی ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  139. «اسکار دوم برای سینمای ایران». ایسنا. ۹ اسفند ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  140. ««فروشنده» در جهان چقدر فروخت؟». ایسنا. ۱۵ فروردین ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  141. ««فروشنده» در جمع برترین‌های سال ۲۰۱۷». ایسنا. ۶ دی ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  142. «فرهادی: در 'همه می‌دانند' بیان جزئیات جامعه اسپانیایی در اولویت بود». ایرنا. ۲۳ شهریور ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  143. ۱۴۳٫۰ ۱۴۳٫۱ ۱۴۳٫۲ ۱۴۳٫۳ ۱۴۳٫۴ «فرهادی: اولویتم ساخت فیلم در ایران است». ایسنا. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  144. ۱۴۴٫۰ ۱۴۴٫۱ ۱۴۴٫۲ Pavard, Charlotte (2022-05-26). "Meet Asghar Farhadi, member of the Feature Films Jury". Festival de Cannes (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-19.
  145. ۱۴۵٫۰ ۱۴۵٫۱ «نشست رسانه ای اصغر فرهادی و خاویر باردم در پایان فیلمبرداری 'همه می‌دانند'». ایرنا. ۱۲ آذر ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  146. «اولین بازتاب نمایش فیلم فرهادی در کن». ایسنا. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  147. Bradshaw, Peter (2018-05-08). "Everybody Knows review – Cruz and Bardem pull no punches in heavyweight kidnap drama". The Guardian (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  148. Debruge, Peter (2018-05-08). "Film Review: 'Everybody Knows'". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  149. Nesselson, Lisa (9 May 2018). "'Everybody Knows': Cannes Review". Screen (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  150. ««همه می‌دانند» در میان ۱۰ فیلم پرفروش سینمای اسپانیا». ایسنا. ۱ دی ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  151. شایسته، حسین (۱۹ خرداد ۱۳۹۸). ««همه می‌دانند» در میان برترین اکران‌های سال از نگاه گاردین». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۳۱.
  152. Green, Jennifer (2018-12-12). "Penelope Cruz and Javier Bardem Among Nominees for Spain's Goya Awards". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  153. Wiseman, Andreas (2020-02-12). "Two-Time Oscar Winner Asghar Farhadi Lines Up New Film 'A Hero', Memento To Launch Must-Have Arthouse Pic At EFM". Deadline (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  154. ۱۵۴٫۰ ۱۵۴٫۱ ۱۵۴٫۲ شایسته، حسین (۲۴ آبان ۱۴۰۰). «صحبت‌های جدید فرهادی دربارهٔ شکل‌گیری داستان «قهرمان»». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۱.
  155. ۱۵۵٫۰ ۱۵۵٫۱ ۱۵۵٫۲ Ritman, Alex (2022-01-10). "Making of 'A Hero': Writer-Director Asghar Farhadi's Latest Drama Has Been in His Mind for Decades". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  156. ۱۵۶٫۰ ۱۵۶٫۱ «"قهرمان"سازی اصغر فرهادی در شیراز رسماً به پایان رسید». ایرنا. ۲ دی ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۱.
  157. Lattanzio, Ryan; Lattanzio, Ryan (2021-07-17). "'Titane' Wins Palme d'Or, Plus Full Cannes Winners List". IndieWire (به انگلیسی). Retrieved 2021-07-17.
  158. شایسته، حسین (۲۲ تیر ۱۴۰۰). «اولین واکنش منتقدان به فیلم اصغر فرهادی». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۱.
  159. Rooney, David (2021-06-30). "Cannes Critic's Picks: The 10 Most Anticipated Competition Titles". The Hollywood Reporter (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  160. Ehrlich, David (2021-07-13). "'A Hero' Review: Asghar Farhadi's Latest Moral Dilemma Is His Best Film Since 'A Separation'". IndieWire (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  161. festivaldecannes (2021-07-13). "Ghahreman (A Hero): Iranian society as seen by Asghar Farhadi". Festival de Cannes (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  162. Smith, Anna (2021-07-13). "Cannes Review: Asghar Farhadi's 'A Hero'". Deadline (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  163. Morgenstern, Joe (2022-01-06). "'A Hero' Review: Bright Lies, Murky Truths". The Wall Street Journal (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  164. «واکنش منتقدان آمریکایی به فیلم اصغر فرهادی». روزنامه کائنات. ۲۱ شهریور ۱۴۰۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۱.
  165. Vivarelli, Nick (2024-03-13). "Asghar Farhadi Fully Cleared of 'A Hero' Plagiarism Allegations by Iranian Court". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  166. Davis, Clayton (2021-12-02). "'Licorice Pizza' and Paul Thomas Anderson Named Best Film and Director by National Board of Review". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  167. Lang, Brent (2021-12-13). "Golden Globes 2022: The Complete Nominations List". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  168. ۱۶۸٫۰ ۱۶۸٫۱ «اصغر فرهادی: دیگر نمی‌خواهم در سینمای خود موهای زنان را به‌طور سیستماتیک بپوشانم». رادیو فردا. ۸ بهمن ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴.
  169. Ruimy, Jordan (2019-08-19). "Asghar Farhadi: "I Will No Longer Make Films in Iran"". World of Reel (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  170. شایسته، حسین (۲۰۲۵-۰۱-۱۳). «اصغر فرهادی فیلم جدیدش را در نیویورک می‌سازد». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۹.
  171. شایسته، حسین (۲۰۲۵-۰۴-۲۲). «فیلم جدید اصغر فرهادی در پاریس». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۹.
  172. «اصغر فرهادی فیلمش را در پاریس کلید زد». ایسنا. ۲۰۲۵-۰۹-۲۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۹.
  173. ۱۷۳٫۰ ۱۷۳٫۱ ۱۷۳٫۲ ۱۷۳٫۳ Williams, Fiona (2014-02-04). "The Past: Asghar Farhadi interview". SBS What's On (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  174. ۱۷۴٫۰ ۱۷۴٫۱ ۱۷۴٫۲ ۱۷۴٫۳ ۱۷۴٫۴ Lattanzio, Ryan (2013-12-12). "'The Past' Director Asghar Farhadi Says Illusion That Audiences Don't Like Complication Is Hurting American Cinema (Q&A)". IndieWire (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-13.
  175. «اصغر فرهادی در زوریخ از سینما گفت» (PDF) (۱۶۳۶). روزنامه شرق. ۵ مهر ۱۳۹۱: ۱۵.
  176. ۱۷۶٫۰ ۱۷۶٫۱ «فرهادی؛ روایتگر بدیعترین سبک واقعگرایی در سینما». ایرنا. ۸ مرداد ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۹.
  177. "Asghar Farhadi's Top 10 Director's Poll". British Film Institute. Archived from the original on 17 May 2016. Retrieved 27 May 2020.
  178. ۱۷۸٫۰ ۱۷۸٫۱ ۱۷۸٫۲ صائمی، رضا (۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳). «رئالیسم اجتماعی با طعم اخلاق‌گرایی». هم‌میهن. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۱.
  179. ۱۷۹٫۰ ۱۷۹٫۱ کاظم خواه، زینب (۱۳۹۵-۰۶-۲۴). «ناچارم‌گاهی فاصله بگیرم و دوباره برگردم». اعتماد. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۹.
  180. «‮یادداشت اصغر فرهادی دربارهٔ فیلم 'دربارهٔ الی'‬». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۹.
  181. «کتاب فرهادی و سینمای پرسش رونمایی شد». خبرگزاری ایلنا. ۲۰۱۷-۱۲-۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
  182. ۱۸۲٫۰ ۱۸۲٫۱ «محمدرضا دلپاک: «قهرمان» یکی از شریف‌ترین فیلم‌های اجتماعی سینمای ایران است / نوید پورمحمدرضا: اصغر فرهادی را مورخ زمان خودمان می‌دانم». خبرگزاری برنا. ۱۴۰۰-۱۰-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  183. ۱۸۳٫۰ ۱۸۳٫۱ «اصغر فرهادی: از قلب و ناخودآگاهم فیلم می‌سازم». ایسنا. ۲۰۲۱-۰۴-۱۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  184. ۱۸۴٫۰ ۱۸۴٫۱ «فرهادی سینمای ایران را ریل گذاری کرد». ایرنا. ۲۴ آذر ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  185. ۱۸۵٫۰ ۱۸۵٫۱ ۱۸۵٫۲ ۱۸۵٫۳ «اصغر فرهادی متفاوت‌ترین فیلمساز ایرانی موفق در جشنواره‌های جهانی». خبرگزاری برنا. ۱۴۰۰-۰۴-۰۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  186. Lee, Nam (2019-04-12). "Iranian Cinema in Transition: Relative Truth and Morality in Asghar Farhadi's Films". DigitalCommons.
  187. Mazaj, Meta (2021-12-22). "Meta Mazaj: 'A Hero' Questions Difference Between 'Doing Good and Not Doing Bad'". Variety (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  188. Moruzzi, Norma Claire. "Through the Looking Glass: Reflexive Cinema and Society in Post-Revolution Iran". From Iranian Cinema in a Global Context: Policy, Politics, and Form By Peter Decherney, Blake Atwood. Routledge. NY: 2015. 112-142
  189. ۱۸۹٫۰ ۱۸۹٫۱ «اصغر فرهادی: رعنا نخواست آبروی خاطی، ابزار انتقام‌گیری شود». انتخاب. ۱۳۹۵-۰۶-۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۹.
  190. «ناگفته‌های اصغر فرهادی از «جدایی نادر از سیمین»». خبرآنلاین. ۲۰۱۱-۰۳-۰۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۹.
  191. ۱۹۱٫۰ ۱۹۱٫۱ ۱۹۱٫۲ ۱۹۱٫۳ ۱۹۱٫۴ ۱۹۱٫۵ ۱۹۱٫۶ ۱۹۱٫۷ «گفت‌وگوی خواندنی با اصغر فرهادی دربارهٔ کابوس‌هایش». انتخاب. ۱۳۹۲-۰۱-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۹.
  192. ۱۹۲٫۰ ۱۹۲٫۱ ۱۹۲٫۲ ۱۹۲٫۳ «تجربیات اصغر فرهادی از لذت فیلمسازی در دومین روز جشنواره جهانی فجر». خبرگزاری آنا. ۲۰۱۶-۰۴-۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۹.
  193. ۱۹۳٫۰ ۱۹۳٫۱ Rose, Steve (2022-01-10). "Oscar-winning Iranian director Asghar Farhadi: 'Global recognition is double-edged'". The Guardian (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-09.
  194. ۱۹۴٫۰ ۱۹۴٫۱ ۱۹۴٫۲ Bose, Swapnil Dhruv (2020-12-05). "10 essential films from the Iranian New Wave". Far Out Magazine (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
  195. ۱۹۵٫۰ ۱۹۵٫۱ «اصغر فرهادی در جمع دانشجویان: سینمای جدی پیام به مخاطب تحمیل نمی‌کند سعی دارم سریع از فیلم «دربارهٔ الی» جدا شوم». ایسنا. ۲۰۰۹-۱۲-۱۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  196. Ebert, Roger (4 December 2012). Roger Ebert's Movie Yearbook 2013 (25th Anniversary ed.). Andrews McMeel. ISBN 978-1-4494-2311-7. Archived from the original on 4 October 2018. Retrieved 22 August 2016.
  197. «اصغر فرهادی از نگاه کارگردانان و منتقدان سینما». ایرنا. ۱۸ آبان ۱۳۹۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۹.
  198. «اصغر فرهادی: دنیای امروز محتاج مردمی است پرسشگر». ایسنا. ۲۰۱۴-۱۱-۰۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  199. «شهاب حسینی: در فیلم‌های اصغر فرهادی زندگی عادی خودم را فراموش می‌کنم». خبرگزاری برنا. ۱۳۹۹-۰۵-۱۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  200. کیخسروی، کتایون (۲۰۱۶-۰۶-۱۰). «از کار با فرهادی تا بازی درفیلم کارگردانان جوان/بابک کریمی از فروشنده، جدایی، مرگ ماهی و … می‌گوید». خبرآنلاین. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  201. «حسین جعفریان در زادروز اصغر فرهادی از همکاری با این کارگردان گفت». سینما سینما. ۱۳۹۸-۰۲-۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  202. «نظر منتقد آمریکایی دربارهٔ فرهادی و کیارستمی». خبرگزاری ایلنا. ۲۰۱۷-۰۴-۲۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۹.
  203. «تدوین "جدایی نادر از سیمین" تجربه‌ای استثنایی بود». خبرگزاری مهر. ۲۰۱۱-۰۴-۲۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  204. قاضی‌زاده، سمیه (۲۰۱۱-۰۲-۱۲). «چرا اصغر فرهادی از موسیقی استفاده نمی‌کند؟». خبرآنلاین. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
  205. «واکنش صریح اصغر فرهادی به فجایع غزه». ایسنا. ۲۰۱۴-۰۸-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  206. «کمپین 6 فیلم‌ساز ایرانی برای حمایت از توافق هسته‌ای». ایسنا. ۲۰۱۴-۰۹-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  207. ««آن کودک خردسال دیروز را ببخشائید»». ایسنا. ۲۰۱۴-۰۴-۱۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  208. «اصغر فرهادی به رئیس‌جمهور نامه نوشت». ایسنا. ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶.
  209. «واکنش روحانی به نامه اصغر فرهادی دربارهٔ "گورخواب‌ها"». دویچه وله. ۱۳۹۵-۱۰-۰۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  210. «واکنش اصغر فرهادی، کارگردان، به ضرب و شتم مهسا امینی: ما شریک این جنایتیم». ایران اینترنشنال. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۰-۲۷.
  211. گیتی، حسین (۲۰۲۴-۱۱-۳۰). «موج نو: سینمای ایران ١٣٤٨ تا بعد». سینمایی نیوز. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  212. ۲۱۲٫۰ ۲۱۲٫۱ ۲۱۲٫۲ لطیف پور، یوسف (۲۰۱۶-۱۲-۲۰). «'جدایی مسواک از خمیردندان': پدیدهٔ فرهادیسم در سینمای ایران». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  213. «پاسخ لیلا حاتمی به روزنامه مراکشی؛ چرا سیمین ایران را ترک کرد؟». جهان نیوز. ۲۰۱۱-۱۲-۲۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  214. مروتی، سعید (۲۰۱۷-۱۰-۲۱). «کپی برابر اصل». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۲.
  215. نداف، الهام (۱۳۹۵-۰۴-۰۸). «مقایسه نشدن با اصغر فرهادی تبدیل به فوبیا شده است». اعتماد. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  216. نادری سورکی، مجتبی (۲۳ اسفند ۱۳۹۶). «بدون تاریخ، بدون امضا، بدون …». فرارو. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  217. محمدی نیا، ایلیا (۱۳۹۵-۱۱-۳۰). «گفت وگو با کارگردان «یک روز طولانی» / در نوشتن فیلمنامه از فرهادی تأثیر گرفتم». سینما سینما. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  218. جلالی، تینا (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹). «اهمیت اصغر فرهادی بودن». روزنامه اعتماد. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۳.
  219. «رکوردداران اسکار خارجی/ اصغر فرهادی در لیست قرار گرفت». عصر ایران. ۱۳۹۵-۱۲-۰۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۶.
  220. "The World's 100 Most Influential People: 2012". Time (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  221. ۲۲۱٫۰ ۲۲۱٫۱ «نام «اصغر فرهادی» باز بر سر زبان‌ها افتاد». ایرنا. ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۶.
  222. Wittmeyer, Alicia P. Q. (2025-12-18). "The FP Top 100 Global Thinkers". Foreign Policy (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  223. «نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه نصیب اصغر فرهادی شد». ایرنا. ۹ اسفند ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۵.
  224. "The 21st Century's 100 greatest films". BBC (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  225. Kiang, Jessica; Lyttelton, Jessica Kiang, Oliver (2016-09-26). "The 100 Best And Most Exciting Directors Working Today". The Playlist (به انگلیسی). p. 9. Retrieved 2025-12-12.
  226. «اسامی کارگردان‌های ایرانی در فهرست بهترین فیلمسازان قرن۲۱». خبرگزاری ایلنا. ۲۰۱۷-۰۷-۲۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۶.
  227. Bradshaw, Peter; Clarke, Cath; Pulver, Andrew; Shoard, Catherine (2019-09-13). "The 100 best films of the 21st century" (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  228. «قرار گرفتن نام اصغر فرهادی در یک لیست خاص». ایسنا. ۲۰۲۱-۰۵-۰۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۶.
  229. Pedersen, Erik (2021-12-06). "101 Greatest Screenplays Of The 21st Century: Horror Pic Tops Writers Guild's List". Deadline (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-12.
  230. «"شهر زیبا" مسیر فیلمنامه تا کتاب را طی کرد». ایبنا. ۲۰۰۷-۰۴-۲۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  231. «سخنان اصغر فرهادی دربارهٔ نوشته‌هایش / مجموعه فیلمنامه‌های کارگردان سرشناس ایرانی رونمایی شد». خبرآنلاین. ۹ نوامبر ۲۰۱۴.
  232. کرمن‌زاده، آیدا (۲۰۱۴-۱۲-۱۱). «اصغر فرهادی، زندگی و سینما». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  233. «رونمایی از «رودررو با اصغر فرهادی»». ایسنا. ۲۰۱۵-۰۱-۱۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  234. ««بوطیقای گسست» منتشر می‌شود/ کتابی دربارهٔ سینمای اصغر فرهادی». خبرگزاری مهر. ۲۰۱۶-۰۵-۰۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  235. «تصویر احمدی‌نژاد روی جلد کتابی دربارهٔ اصغر فرهادی». ایلنا. ۲۰۱۶-۱۰-۲۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  236. «چاپ کتابی جدید دربارهٔ اصغر فرهادی و سینمایش». خبرگزاری مهر. ۲۰۱۷-۱۲-۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  237. ««رازهای جدایی: سینمای اصغر فرهادی» منتشر شد». ایسنا. ۲۰۱۸-۰۱-۱۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  238. «نگاهی به سینمای اصغر فرهادی/ «ترک‌های روی دیوار» به کتاب‌فروشی‌ها رسید». ایبنا. ۲۰۲۲-۰۲-۰۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.
  239. ولی‌پور، ندا (۲۰۲۲-۰۷-۰۶). «انتشار کتابی با بررسی نظریه فیلم‌نامه‌های اصغر فرهادی». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۰۵.

پیوند به بیرون

[ویرایش]