سید حسین نصر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید حسین نصر
Hossein nasr.jpg
شناسنامه
نام کامل سید حسین نصر
حیطه فلسفه اسلامی
مکتب سنت گرایی
ایده‌های چشمگیر علم قدسی
زادروز ۱۹ فروردین ۱۳۱۲
۷ آوریل ۱۹۳۳(۱۹۳۳-04-0۷) ‏(۸۴ سال)
زادگاه تهران، ایران
محل زندگی مریلند، آمریکا
والدین سید ولی‌الله
فرزند(ها) ولی نصر
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده‌امامی
استادان سید محمدحسین طباطبایی، محمدکاظم عصار، ابوالحسن رفیعی قزوینی
شاگردان غلامعلی حداد عادل، غلامرضا اعوانی، ویلیام چیتیک، رضا شاه کاظمی
وب‌گاه رسمی http://www.nasrfoundation.org/


سید حسین نصر (۱۹ فروردین ۱۳۱۲ در تهران) فرزند سید ولی‌الله نصر و نوه شیخ فضل‌الله نوری است. وی فیلسوف و متأله سنت‌گرای ایرانی و استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشینگتن است که مقالات و کتب دانشگاهی بسیاری را به رشتهٔ تحریر درآورده‌است.[۱][۲]

او در تهران متولد شد و در نوجوانی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. کارشناسی فیزیک را از مؤسسهٔ فناوری ماساچوست(MIT) گرفت و تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هاروارد در رشته فلسفه و تاریخ علم گذراند. سپس، به ایران بازگشت و استاد فلسفه دانشگاه تهران شد و از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ ریاست دانشکده ادبیات و سپس معاونت دانشگاه تهران را برعهده داشت. دکتر نصر در سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ ریاست دانشگاه صنعتی آریامهر (دانشگاه صنعتی شریف امروز) را برعهده داشت و مدتی در بنیانگذاری دانشگاه صنعتی اصفهان مشارکت داشت. در سال ۱۳۵۳، انجمن شاهنشاهی فلسفه (مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران) را بنیاد گذاشت و دوره‌های بلندمدّت و کوتاه‌مدّت پژوهشی را در زمینه‌های فلسفه اسلامی و فلسفه تطبیقی برای علاقه‌مندان دایر گردانید. نصر در سال ۱۳۵۷ مسئولیت دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی را برعهده گرفت و در نتیجه، در روزهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران مجبور به ترک ایران و مهاجرت به ایالات متحده گردید. وی مدتی استاد مدعو دانشگاه تمپل و دانشگاه ادینبرو بود و در سال ۱۹۸۴ استاد دانشگاه جرج واشینگتن شد.

سید حسین نصر پیرو مکتب سنت گرایی و متأثر از آرای رنه گنون و فریتهوف شوان می‌باشد. او در فلسفه علم و تاریخ علم از اساتید دانشگاه هاروارد و مکتب جرج سارتن بهره برده است. در فلسفه اسلامی شاگرد علامه طباطبایی، محمدکاظم عصار و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی بوده است. او همکار هانری کربن در حوزه فلسفه تطبیقی و تاریخ فلسفه اسلامی بوده است و خود چندین اثر علمی در حوزه فلسفه اسلامی و تاریخ آن نگاشته است. همچنین عضو و رئیس شاخه مریمیه از طریقت متصوفه شاذلیه است. همچنین با آثار مکتوب و تلویزیونی در معرفی اسلام و تشیع در آمریکا فعال بوده است.

به لحاظ فلسفی سید حسین نصر قائل به خرد جاویدان است و در حوزه عرفان و فلسفه اسلامی، دین‌شناسی تطبیقی و تاریخ علم در اسلام تخصص دارد. وی از ارائه دهندگان ایده علم دینی در سده بیستم و از صاحبنظران در موضوع نگرش‌های اسلامی به علم می‌باشد که آرایش را در کتب و مقالات مختلف و از جمله مجموعه سخنرانی‌هایی را با عنوان «معرفت و امر قدسی» در کرسی گفتارهای گیفورد ارائه کرد. سید حسین نصر به جهت فلسفی جایگاه ممتازی دارد و در سال ۲۰۰۰ مجلدی از مجموعه کتابخانه فیلسوفان زنده جهان به شرح و نقد آرای وی اختصاص یافت.

زندگی[ویرایش]

سید حسین نصر در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. پدرش، سید ولی‌الله، همانند پدربزرگش پزشک دربار بود و اهل کاشان. او از جانب مادر نوادهٔ شیخ فضل‌الله نوری است. عمده نیاکان نصر از روحانیون سرشناس بوده‌اند.[۳]

سید حسین نصر تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ای نزدیک خانهٔ خود در خیابان جمهوری گذرانید. در همان کودکی شروع به آموختن زبان فرانسه کرد و علوم اسلامی را نزد پدر خود آموخت. سپس به دبیرستان فیروز بهرام جهت ادامهٔ تحصیل رفت.

تحصیلات در آمریکا[ویرایش]

نصر در دوازده سالگی به آمریکا فرستاده شد. او در مدرسهٔ شبانه‌روزی پدی در نیوجرسی ثبت نام کرد. در سال ۱۹۵۰ رتبهٔ ممتاز اول مدرسه خود شد. در چهار سال تحصیلات این مدرسه، نصر زبان انگلیسی، علوم، تاریخ آمریکا، فرهنگ غربی و آموزه‌های مسیحی را آموخت.

نصر برای ادامه تحصیلات دانشگاهی مؤسسهٔ فناوری ماساچوست را برگزید. در همان زمان بورس تحصیلی به او تعلق گرفت و او نخستین دانشجوی ایرانی بود که در مقطع کارشناسی در آن مؤسسه تحصیل می‌کرد. او رشتهٔ فیزیک را برای ادامهٔ تحصیل برگزید. اگرچه نصر دانشجویی ممتاز شناخته می‌شد، به این نتیجه رسید که بسیاری از پرسش‌های فلسفیِ او بی‌پاسخ مانده است. از این رو، در اینکه رشته فیزیک بتواند او را به درکِ واقعیات برساند دچارِ تردیدی جدّی شد. این امر او را ادامه تحصیل در رشته فیزیک مردّد ساخت، به ویژه پس از این که فیلسوف انگلیسی برتراند راسل در سخنرانی‌اَش در MIT گُفت: «فیزیک به خودیِ خود با ماهیتِ واقعیاتِ فیزیکی سر و کار ندارد، بلکه به ساختارها و بنیادهایِ ریاضیِ مربوط به آن می‌پردازد.»[۴] با شنیدنِ این سخن، تردیدِ نصر جدّی‌تر شد. وی با این که دلبستگی‌اَش به فیزیک را از دست داده بود، در دانشگاه‌ام. آی. تی باقی ماند و در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی در رشته ریاضیات و فیزیک فارغ‌التحصیل گردید.

پس از فارغ‌التحصیلی در رشته فیزیک، نصر مطالعات گسترده‌ای در علوم انسانی آغاز کرد و به ویژه در کلاس‌های جرج سانتایانا تاریخ‌نگار علوم و فیلسوف مشهور اسپانیایی حاضر شد؛ و تحتِ تعلیمِ او، مطالعه‌ای جدی را در حکمت یونان باستان آغاز کرد. وی به مطالعه کتاب‌های افلاطون، ارسطو و افلوطین پرداخت. سانتایانا برایِ نخستین بار حسین را با آثارِ یکی از مهم‌ترین نویسندگانِ سنت‌گرایِ معاصر، رنه گنون، آشنا ساخت. آثارِ گنون در تعیین مبانی عقلانی و سیر فکری نصر تأثیری قاطع داشت.[۵] نصر همچنین در این دوره به کتابخانه آناندا کوماراسوامی دسترسی یافت؛ و از این طریق با کتاب‌های فریتهوف شوان و تیتوس بورکهارت آشنا شد. به گفته نصر، کشف فلسفه سنّتی و حکمت خالده او را به یقین و آرامشی رساند که هرگز او را ترک نکرده است.

«کشف فلسفه سنّتی و حکمت خالده، و مطالعه آثارِ این بزرگان (شوآن و بورکهارت) شراره‌های بحرانِ درونی‌اَم را فرونشاند و من به یقینی عقلانی رسیدم؛ این یقین از آن روز تا کنون مرا ترک نکرده است، بلکه روز به روز بالیده است و نیرومندتر و نیرومندتر شده است. زندگی‌اَم سفری بوده است از یقین نظری تا یقینِ وجودی؛ به عبارت قرآنی، زندگی‌اَم سفری بوده از علم الیقین به عین الیقین و سرانجام به حقّ‌الیقین: نخست کسب کردنِ دانش نظری دربارهٔ آتش، سپس دیدنِ آتش از نزدیک و سرانجام سوختن در آن آتش.»

[۶]

نصر در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در رشته‌های زمین‌شناسی و ژئوفیزیک مقطع کارشناسی ارشد را به پایان رسانید و در سن بیست و پنج سالگی با درجه دکتری از دانشگاه هاروارد در رشته فلسفه و تاریخ علم فارغ‌التحصیل شد؛ و پس از آن به تکمیل نخستین کتابش علم و تمدن در اسلام همّت گماشت. رساله دکتری او «مفهوم طبیعت در اندیشه اسلامی» را دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۴ میلادی، با عنوان «مقدمه‌ای به آموزه‌های کیهان‌شناسی اسلامی» منتشر کرد. با وجود اینکه مرتبه استادیاری دانشگاه هاروارد به او پیشنهاد شد و در دوره تحصیلات عالی در آن دانشگاه سابقه تدریس داشت، نصر تصمیم گرفت برایِ همیشه به ایران بازگردد.

در دوره تحصیل در آمریکا، نصر به کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه، سوئد، بریتانیا، ایتالیا و اسپانیا سفر می‌کرد و در برخی از این مسافرت‌ها با اندیشمندان سنّت‌گرا و به ویژه با فریتهوف شوان دیدار کرد؛ این دیدارها سهم عمده‌ای در حیات معنوی و فکریِ او داشته‌اَند، چنان‌که خودِ او گفته است:

«این تحول در من چگونه از وقتی که با برتراند راسل ملاقات داشتم تا وقتی که سراغ علامه طباطبایی رفتم، رخ داد؟ قطعاً با کمک آثار این بزرگان بود که این تحول روحی و فکری در من رخ داد و به این سبب همیشه مدیون‌شان هستم، ولی از لحاظ عملی، همیشه کوشیده‌ام طبق احکام دینی عمل کنم. حتی هنگام گذراندن بحران فکری، ایمانم پابرجا ماند و همیشه خداوند را دوست داشتم ولی پس ازکشف جهان‌بینی سنتی موفق شدم وارد سیر و سلوک شوم و لااله‌الا الله وجودم را فراگیرد.»

[۷]

وی همچنین، در این دوره، به مراکش سفر کرد؛ چرا که او به شدّت دلبسته شاخه‌ای از طریقه شاذلیه بود که در قالب تعالیم و اعمال شیخ احمد علوی عرضه می‌شد.[۴]

بازگشت به ایران[ویرایش]

نصر پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، با مرتبهٔ دانشیاری فلسفه و تاریخ علوم در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. وی در آنزمان جوانترین عضو هیئت علمی بود که مرتبه استادی کامل را احراز کرد. نصر، در آذر ۱۳۳۷، چند ماه پس از بازگشت به ایران، با دخترِ یکی از دوستانِ خانوادگیِ پدرش، به نام سوسن دانشوری، ازدواج کرد. ثمره این ازدواج پسری به نام ولی‌رضا نصر و دختری به نام لیلی نصر بود.

در آنجا نصر برنامه دکتری زبان و ادبیات فارسی برای غیرفارسی‌زبانان را نیز تدریس کرد و گروهی از دانشجویانِ خارجی را برای یادگیری زبان فارسی و آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفی ایران پذیرفت. از جمله شاگردان او در این دوره ویلیام چیتیک و همسرش ساچیکو موراتا بودند.

نصر از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ ریاست دانشکده ادبیات و سپس معاونت دانشگاه تهران را برعهده داشت. دکتر نصر در سال ۱۳۵۱ با حکم محمد رضا شاه پهلوی به ریاست دانشگاه صنعتی آریامهر (دانشگاه صنعتی شریف امروز) منصوب گردید. فرح پهلوی دکتر نصر را در سال ۱۳۵۲ مأمور کرد تا با حمایت وی مرکزی برای مطالعه و آموزش فلسفه تأسیس کند. در سال ۱۳۵۳، انجمن شاهنشاهی فلسفه بنیاد گردید و بسیاری از پژوهشگران از جمله هانری کربن و توشیهیکو ایزوتسو در آنجا گرد آمدند. انجمن، به برگزاری نشست‌ها و سخنرانی‌ها اقدام کرد و دوره‌های بلندمدّت و کوتاه‌مدّت پژوهشی را در زمینه‌های فلسفه اسلامی و فلسفه تطبیقی برای علاقه‌مندان دایر گردانید.

در طی دوران اقامت در ایران، نصر همچنین نزد استادان فلسفه اسلامی در تهران قم و قزوین تلمّذ می‌کرد. از جمله استادان او در فلسفه اسلامی، محمد کاظم عصار، علامه محمد حسین طباطبایی و ابوالحسن رفیعی قزوینی بودند. نصر چندین متن مهم فلسفه اسلامی از جمله اسفار اربعه از ملاصدرا و شرح منظومه از هادی سبزواری را نزد آنان فراگرفت. نصر همچنین در این زمان آثار متعددی به زبانهای فارسی، انگلیسی و گاه نیز به فرانسه و عربی نگاشت. نصر همچنین با افرادی چون مهدی الهی قمشه‌ای، جلال‌الدین آشتیانی و مرتضی مطهری مراوده فکری و فلسفی داشت. وی همچنین کتاب «شیعه در اسلام» نوشته علّامه طباطبائی را به زبان انگلیسی ترجمه کرد.

در مدّت اقامت در ایران، آثارِ متعددی به زبان‌های فارسی، انگلیسی، فرانسوی و عربی تألیف کرد. وی رساله دکتری خود را نیز به زبان فارسی تحریر و چاپ کرد؛ و این کتاب که «نظر متفکران اسلامی دربارهٔ طبیعت» نام گرفت برنده جایزه سلطنتی کتاب گردید. نصر، بسیاری از متون فلسفی مهم از قبیل مجموعه آثار سهروردی و ملاصدرا و متون ابن عربی، ابن سینا و بیرونی را تصحیح کرده است. علاقه نصر به فلسفه ملاصدرا زمینه‌ساز نشر و ترجمه آثار ملّاصدرا شد، و خود نصر نخستین کسی بود که ملّاصدرا را به جهان انگلیسی زبان معرّفی کرد. نصر، با همکاری ویلیام چیتیک، «کتابشناسی توصیف علوم اسلامی» را در سه جلد به زبان‌های فارسی و انگلیسی به چاپ رسانید. از دیگر کتاب‌های مهمّ او در این دوره «سه حکیم مسلمان» بود که به بررسی اجمالی اندیشه‌های ابن سینا، سهروردی و ابن عربی می‌پردازد. در سال‌های ۱۹۶۴–۱۹۶۵، نصر در دانشگاه آمریکایی بیروت عهده‌دار تدریس بود. کتاب «آرمان‌ها و واقعیت‌های اسلام» بر اساس متن شش سخنرانی نخست از پانزده سخنرانیِ او در لبنان است. وی، در زمان اقامتش در لبنان، کتاب «حیات و فکر اسلامی» را نیز نگاشت. نصر در زمان اقامت اقامت با لبنان با چندین نفر از اندیشمندان برجسته شیعه، و از جمله امام موسی صدر، گفتگوی علمی داشته است؛ وی همچنین در این دوره با سیده فاطمه یشروطیه، دختر بنیان‌گذار طریقت یشروطیه (شاخه‌ای از سلسله صوفیه شاذلیه) دیدار کرده است.

در سال ۱۹۶۶، از نصر دعوت شد تا در دانشگاه شیکاگو در مجموعه سخنرانی‌های راکفلر در باب برخی از جنبه‌های ارتباط دین و فلسفه با محیط زیست سخنرانی کند. وی، به همین منظور، کتاب «انسان و طبیعت: بحران معنوی انسان جدید» را نگاشت. وی در این کتاب به وجود آمدن بحران محیط زیست را پیش‌بینی کرده است و علّت اصلی این بحران را قدسیت‌زدائی از طبیعت و دید بشر مدرن نسبت به طبیعت شمرده است.[۸]

در اواخر سال ۱۹۷۸ میلادی، فرح پهلوی از نصر خواست ریاست دفتر وی را بر عهده بگیرد، و نصر پذیرفت. وی بعدها در توضیح این اقدام گفته است:

«احساس می‌کردم که تنها کسی بودم که می‌توانستم همچون میانجی به ایجاد موقعیتی کمک کنم که در آن مثلاً آیت‌الله خمینی با شاه مصالحه کنند و نوعی حکومت سلطنتی اسلامی بر پا شود، همان‌طور که در عصر صفوی داشته‌ایم، که در آن علما نیز دربارهٔ بعضی از امور مملکتی اظهار نظر کنند اما ساختار سلطنتی کشور دچار تحول نشود. بسیاری از علما در آن دوره همین نظر را داشتند، چرا که مثل من می‌ترسیدند سقوط رژیم به قدرت گرفتن کمونیست‌ها یا مجاهدین خلق بینجامد.»

[۹]

نقش حسین نصر در ریاست دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی سبب شد که با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی، ناخواسته به ایالات متحده هجرت کند و در آنجا ماندگار شود.

پس از انقلاب[ویرایش]

دکتر نصر نهایتاً در گیرودار انقلاب ایران به مشکلاتی جدی برخورد کرد. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، خانه و اموال سید حسین نصر (به گفتهٔ خود وی) «مصادره» و «غارت» گردید.[۱۰] وی از این که هیچ‌یک از علمای دوران اوایل پس از انقلاب در دفاع از وی برنخاستند بسیار گله‌مند بود.[۱۱] این‌ها و عوامل دیگر باعث مهاجرت وی و خانواده‌اش برای همیشه به غرب شد.

در سال ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ وی مجموعه سخنرانی‌هایی را با عنوان «معرفت و امر قدسی» در کرسی گفتارهای گیفورد ارائه کرد و به این ترتیب، نخستین مسلمانی بود که در این رخداد مشارکت کرد.[۱۲]

پس از چندین سال تدریس در دانشگاه‌های مختلف در آمریکا، سرانجام به وی پیشنهاد کرسی دائم استادی در دانشگاه جورج واشینگتن داده شد و او هم پذیرفت و تا به امروز به فعالیت در آن دانشگاه ادامه می‌دهد.

آرای فلسفی[ویرایش]

نوشتار اصلی: مکتب سنت‌گرایی

به نوشته ویراستاران کتاب سید حسین نصر از مجموعه کتابخانه فیلسوفان زنده، وی در رأس گروهی از سنت گرایان فلسفی است که با جسارت مفروضات و ارزش‌های جهان مدرن و فلسفه جدید را به چالش می‌کشند. البته، این انتقادات واکنشی بیرونی به دربرابر مدرنیته نیست بلکه ناشی از درآمیختن آگاهانه با آن است. از منظر نصر زیستن بیرون از تمامی سنت‌های اصیل منتج به بی ریشگی و تلاشی طبیعت و انسان می‌شود.[۱۳]نصر بر این باور است که در سنت گرایی علم همان علم مقدس است. علم مقدس معرفتی است که در قلب هر وحی ای وجود داردو مرکز دایره‌ای است که سنت را در بر می‌گیرد و آن را تعریف می‌کند. منبع علم مقدس وحی و شهود عقلانی اند. این دو منبع در بردارنده اشراق ذهن و جان آدمی اند. این معرفت همان علم حضوری و بیواسطه است که سنت اسلامی بدان اشارت کرده است.[۱۴]

هیوستون اسمیت به سوء فهم برخی منتقدان نسبت به مفهوم فلسفه جاویدان نزد نصر اشاره می‌کند. به نظر اسمیت تصور نصر از فلسفه جاویدان هیچ ربطی به این پرسش ندارد که سنت عارفانه و حکمی واحدی در تمام مکاتب فلسفی و عرفانی وجود دارد یا نه. اسمیت بیان می‌کند که این گونه نیست که نصر به صورت استقرایی مفهوم واحد فلسفه جاویدان را از خلال گفتارهای مورخان فلسفه بیرون کشیده باشد. تصور نصر به صورت متافیزیکی برآمده از یک شهود عقلانی یا به بیان ساده از تمییزات عقل است. عقل نزد نصر چیزی است که وجه رهایی و رستگاری آن همه جا حضور دارد و این گونه است که حضور همه جایی حکمت خالده و فلسفه جاویدان در فلسفه نصر محقق می‌شود.[۱۵] البته نصر مطالعات دین شناسی تطبیقی مبتنی بر آرای سنت گرایان و نیز برخی از فلاسفه نظیر علامه طباطبایی و توشیهیکو ایزوتسو، هانری کربن داشته است که مؤید دیدگاهش می‌باشد.

از نگاه نصر، سنت همانند هدیه‌ای الهی است که در هر دوره‌ای به شکلی تجلی می‌یابد. وی اصطلاحات دیگری همچون «ذرمه» در آیین‌های هندو و بودایی، «الدین» در اسلام، «دائو» در آیین دائو را مشابه و نه معادل واژه سنت می‌داند. او معتقد است هیچ زبانی نمی‌تواند معنای سنت را بیان کند. نصر عوالم و تمدن‌های برآمده از آن در ادیان گوناگون را یک عالم سنتی می‌داند، ولی در عین حال آن‌ها را مطابق با سنت نمی‌داند و قایل به یگانگی آن‌ها با سنت نیست؛ لذا در تفکر وی سنت به معنای حقایقی است که دارای ریشه‌ای الهی است که از طریق رسولان الهی آشکار شده است. سنت نزد نصر عین دین نیست، گرچه که شامل دین نیز می‌شود. توصیف نصر از دین و ارتباط آن با سنت از منظر حکمت خالده، بحث از کثرت ادیان و وحدت متعالی ادیان را جلوه گر می‌سازد.[۱۶]

سنت از نگاه نصر نه تنها به معرفت یا آیین آسمانی خاصی منحصر نمی‌شود، بلکه ادیان گوناگون تجلیاتی از سنت حقیقی هستند. از نگاه وی، سنت حقیقت جاودان بی‌نهایتی است که دارای صورت‌های متجلی شده گوناگون است. سنت نزد نصر محور و بنیاد علم قدسی است. وی دریافت علم واقعی را صرفاً در پرتو توجه به سنت مکان پذیر می‌داند. از دیگر مفاهیم مرتبط با سنت که در فهم معنای آن بسیار مهم است، مفهوم «ذات قدسی» است. ذات قدسی منبع سنت است و چیزی که سنتی باشد از ذات قدسی نمی‌تواند جدا باشد. از نظر وی کسی که درکی از ذات قدسی ندارد، نمی‌تواند منظر سنتی را درک کند و انسان سنتی همیشه خودش را همراه با درکی از ذات قدسی می‌بیند. از نظر وی، هدف فلسفه به عنوان فعالیت مقدسی که به خرد جاودان مربوط است، نمایان ساختن حقیقتی به نام واحد مطلق است. فلسفه در نگاه وی چیزی جز شهود و بصیرت عقلی برای درک سنت و مبدأ آن یعنی امر قدسی نیست. وی بر همین اساس تکنولوژی، صنعت و مکاتب انسان گرا را به نقد می‌کشد، زیرا که آن‌ها به عنوان مانعی در برابر معرفت سنتی و قدسی هستند.[۱۷]

نصر معتقد است برای زنده کردن و احیای سنت، راهی جز حکمت جاودان نیست. احیای حکمت در نگاه وی همانا اصول و حقایقی است که دارای مشایی الهی و ربوبی است. نصر ابتدا سنت را در یک معنای محدودی تعریف می‌کند. نزد وی کشف دوبارهٔ کانون و ذات سنت از طریق تعبیری دوباره از حقیقت و فرمول بندی نگاه سنتی ممکن است که پاسخی به امر مقدس است. این پاسخی به مرثیه انسان مدرن گمشده در عالمی است، که از امر مقدس و معنا تهی و دور گشته است. به بیان دیگر انسان به اصطلاح معصوم، همچون انسان سنتی نگریسته می‌شود که در عالمی زندگی می‌کند که هم منشأ و هم مرکز دارد. در مقابل انسان پرومته‌ای مخلوقی در این عالم است که در مقابل آسمان شورشی بر پا کرده است. چنین انسانی زندگی را همچون بازاری بزرگ می‌پندارد که برای جای گرفتن در آن و در اختیار گرفتن زمام امور کاملاً آزاد و رهاست. انسان پرومته‌ای در حالیکه معنای قدسی را گم کرده است، برده طبیعت نازل خودش شده است. انسان پرومته‌ای انسانی ضد سنت است.[۱۸]

حکمت جاویدان[ویرایش]

نوشتار اصلی: خرد جاویدان

استفاده از واژه فلسفه برای فلسفه جاویدان، عنوان مسامحه‌ای است و بهتر است بجای آن از تعبیر قرآنی حکمت خالده بهره برد. در حکمت خالده تفکر به صرف استدلال برهانی و نظری محدود نمی‌شود بلکه در این نوع تفکر سنتی، نیروی دیگری به نام عقل شهودی وجود دارد که یکی از مراتب و منزلت‌های آن، تفکر استدلالی است و به بیان ساده، شان عقل شهودی صرف استدلال و استنتاج با واسطه به گزاره‌های مجهول نیست بلکه دریافت مستقیم حقیقت و حقایق هستی در آن مد نظر است. سنت خالده مبتنی بر عقل شهودی است و آن شهودی است که با عقل و استدلال توافق و همسویی دارد. عقل شهودی به مرتبه روح تعلق دارد و به ساحت ذهن یا نفس محدود نمی‌شود؛ و لذا متافیزیک برآمده از سنت خالده محدود به مقوله‌های ذهنی نیست بلکه امری کاملاً فرا انسانی است. از این جهت سنت خالده سنتی وحدت گرا و یگانه محور است. قدمت این اصطلاح از نگاه سنت گرایان به تاریخ پیدایش هستی بازمی‌گردد چرا که عقل شهودی امری همزاد انسان است. این تفکر همچنین بی زمان و بی مکان است. برخی حکمت خالده را محصول انتقاد از مدرنیته دانسته است ولی برخی دیگر با این قول مخالف اند چرا که سنت گرایی و حکمت خالده را فراتر از زمان و مکان می‌دانند.[۱۹] فهم انسانی در منظومه فکری نصر از دو نوع معرفت استدلالی و شهودی (حضوری) تشکیل شده است. از نگاه وی، بیشتر ما فکر می‌کنیم که معرفت امری استدلالی و برهانی است. در حالیکه معرفت استدلالی و برهانی، معرفتی سرگردان و غیر مستقیم است از آن حیث که به غیر خودش دلالت می‌کند. در مقابل معرفت شهودی یا حضوری این گونه نیست. معرفت شهودی و حضوری در بنیاد و زیربنای معرفت استدلالی و برهانی است که نمی‌تواند همانند معرفت نظری و استدلالی توصیف شود.[۲۰]

نقد مستشرقین[ویرایش]

در نظرگاه نصر دیدگاه مستشرقین دربارهٔ تاریخ علوم عقلی در اسلام از این مشکل رنج می‌برد که آن‌ها سعی کرده‌اند تنها آن دوره علوم عقلی را که در غرب نفوذ داشته و تأثیر داشته را جایگزین تمام علوم عقلی در اسلام کنند.[۲۱]اکثر مستشرقین، مقولات و مفاهیم نامناسبی را برای تحقیق در مورد علوم عقلی اسلامی در پیش گرفته‌اند. مثلاً واژگان صواب و خطا و ایمان و کفر را مستشرقین به گونه‌ای بکار برده‌اند که تمام ساختار دینی و عقلی در تمدن اسلامی را منحرف می‌سازد. این مشکل از آن جا ناشی می‌شود که اکثر شرق شناسان متعلق به مسیحیت بوده‌اند و از همان تقسیم‌بندی‌ها و مقولاتی که در مسیحیت بوده و در معارف و کلام مسیحی رواج داشته، در مواجهه با شناخت اسلام استفاده کرده‌اند. نشان دادن کلام اشعری به عنوان تنها عقیده صحیح و رایج میان مسلمانان و ترسیم عرفان و تصوف به عنوان کفر و بدعت و امری اقتباسی از دیگر ادیان از جمله نتایج اشتباه این نظرگاه مستشرقین است[۲۲]

جایگاه و فعالیت‌های علمی[ویرایش]

وی به علت عمق مطالعات علم‌شناسی، فلسفی، اسلامی و دین‌شناسی تطبیقی، پیوند با جریان فکری «حکمت خالده» و شخصیت برجستهٔ آن فریتهوف شوان، تألیف کتب فراوان در بارهٔ اسلام در دنیای کنونی به زبان انگلیسی تبدیل به جهانی‌ترین اندیشمند مسلمان دنیای معاصر شده‌است[نیازمند منبع مستقل]. آثار این اندیشمند به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، عربی، فرانسه، ترکی، اندونزیایی، مالزیایی، هلندی، ایتالیایی، ژاپنی، آلبانیایی، صربی-کرواتی، اردو، بنگالی، پرتغالی و اسپانیایی ترجمه شده‌است.

مقام‌ها و سمت‌ها[ویرایش]

سید حسین نصر در چندین شورای عالی (غالباً با فرمان شاه) شرکت داشته که بدین شرحند: عضو شورای عالی فرهنگستان شاهنشاهی علوم ایران، عضو هیئت امنای بنیاد فرح، عضو هیئت امنای فرهنگ‌سرای نیاوران، عضو هیئت امنای موزه فرش، عضو هیئت امنای هنرهای معاصر، عضو هیئت امنای نگارستان، عضو هیئت امنای مرکز تحقیقات تاریخی، عضو هیئت امنای آبگینه، عضو هیئت امنای بنیاد شاهنامه فردوسی، رئیس کتابخانه ادبیات دانشگاه تهران (۱۳۳۷–۱۳۴۷)، سرپرست برنامه دکتری دانشجویان دانشکده ادبیات تهران (۱۳۳۸–۱۳۴۷)، رئیس شورای عالی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (۱۳۴۶)، رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (۱۳۴۷)، اولین رئیس هیئت مدیره مؤسسه فرهنگی منطقه‌ای (R.C.D) (۱۳۴۵)، عضو شورای عالی فرهنگ از بدو تأسیس، عضو انجمن فلسفه و علوم انسانی ایران (۱۳۳۸)، عضویت در کنگره انقلاب آموزش در رامسر (۱۳۴۷)، عضو شورای مرکزی آموزش کشور، رئیس کتابخانه دانشگاه تهران، نیابت دانشگاه صنعتی آریامهر(۱۳۵۱)، رئیس دفتر فرح، رئیس انجمن شاهنشاهی فلسفه ایران، عضو بنیاد سلطنتی تحقیقات اسلامی.

آثار[ویرایش]

جلد کتاب فلسفهٔ سید حسین نصر
  1. جوان مسلمان و دنیای متجدد
  2. معرفت و امر قدسی
  3. اسلام و تنگناهای انسان متجدد
  4. تاریخ فلسفهٔ اسلامی (با همکاری اولیور لیمن)[[انتشارات حکمت]]، ۱۳۸۳[۳۰]
  5. سه حکیم مسلمان (ابن سینا، ابن عربی و سهروردی). انتشارات علمی و فرهنگی
  6. ''آموزه‌های صوفیان از دیروز تا امروز''
  7. قلب اسلام (پس از حادثه ۱۱ سپتامبر نوشته شد)، ترجمهٔ انشاالله رحمتی، موسسهٔ گفتگوی تمدن‌ها
  8. کتاب‌شناسی بیرونی
  9. آرمان‌ها و واقعیات اسلامی
  10. هنر اسلامی و معنویت
  11. جلال‌الدین رومی، شاعر و حکیم والامقام ایرانی
  12. مقدمه‌ای بر اصول جهان‌شناسی اسلامی
  13. نظر متفکران اسلامی دربارهٔ طبیعت، نشر خوارزمی، ۱۳۷۸
  14. نیاز به علم مقدس. ترجمهٔ حسن میانداری، مؤسسهٔ فرهنگی طه، ۱۳۷۹
  15. محمد، مرد خدا
  16. مکهٔ مکرمه و مدینهٔ منوره
  17. دین و نظام طبیعت، ترجمهٔ مصطفی شهرآیینی، نشر نی، ۱۳۸۵
  18. هنر مقدس در فرهنگ ایرانی
  19. سنت عقلانی اسلامی در ایران
  20. معرفت و معنویت
  21. در غربت غربی، زندگی نامه خودنوشت دکتر سید حسین نصر، سیدحسین نصر، امیر نصری، امیر مازیار، تهران: رسا، ۱۳۸۳
  22. ''پژواک در فضای تهی'' (اهمیت خلاء در هنر اسلامی)مترجم: نادر شایگان فر
  23. دین و نظام طبیعت، ترجمهٔ محمد حسن فغفوری، انتشارات حکمت، ۱۳۸۴
  24. هنر و معنویت اسلامی، ترجمهٔ رحیم قاسمیان، انتشارات حکمت، ۱۳۸۹[۳۱]

آثار منتشرشده دربارهٔ سید حسین نصر[ویرایش]

  1. فلسفه سید حسین نصر، از مجموعه کتابخانه فیلسوفان زنده جهان.
  2. نصر، سنت، تجدد: بررسی زندگی و افکار سیدحسین نصر، به کوشش عبدالله محمدی، تهران، انتشارات کانون اندیشه جوان، ۱۳۹۱.
  3. رجال الغیب، تأملی در آرای سیدحسین نصر، نوشته ویلیام چیتیک، همراه با پاسخ نصر، ترجمه سیدامیرحسین اصغری، تهران، انتشارات مسافر، ۱۳۹۱.
  4. آسیب‌شناسی تمدن اسلامی مبتنی بر اندیشه‌های سیدحسین نصر، نوشته علی‌رضا عالمی، قم، انتشارات مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)، ۱۳۸۹.
  5. سنجش سنت: ارزیابی مکتب سنت‌گرایی بر پایه اندیشه سیدحسین نصر، نوشته منصور مهدوی، قم، انتشارات اشراق حکمت، ۱۳۹۱.
  6. س‍ی‍د ح‍س‍ی‍ن ن‍ص‍ر، دل‍ب‍اخ‍ت‍ه م‍ع‍ن‍وی‍ت، نوشته م‍ن‍وچ‍ه‍ر دی‍ن‌پ‍رس‍ت، تهران، انتشارات کویر، ۱۳۸۳.
  7. سنّت، غرب، غربت: نقد و نقبی بر کتاب «در جستجوی امر قدسی»، نوشته حسین حسینی، کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی (کرمان)، مرکز انتشارات علمی، ۱۳۹۰.
  8. پلورالیسم دینی: راه‌ه‍ای آس‍م‍ان (ک‍ث‍رت ادی‍ان از ن‍گ‍اه ج‍ان ه‍ی‍ک و س‍ی‍دح‍س‍ی‍ن ن‍ص‍ر)، ن‍وش‍ت‍ه ع‍دن‍ان اص‍لان، ت‍رج‍م‍ه ان‍ش‍اءال‍ل‍ه رح‍م‍ت‍ی. ت‍ه‍ران:، انتشارات ن‍ق‍ش ج‍ه‍ان، ۱۳۸۵.
  9. در جستجوی اسلام پیرو (دربارهٔ کتاب «در جستجوی امر قدسی)، نوشته مسعود رضایی، تهران، انتشارات خانه کتاب: دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ۱۳۹۱.
  10. دولتمرد چهارم: زیست‌نامه و اندیشه سیاسی سیدحسین نصر، منصور مهدوی، قم، انتشارات اشراق حکمت، ۱۳۹۲.

دستاوردها و افتخارات[ویرایش]

  • در سال ۲۰۰۰ مجلدی از «کتابخانه فیلسوفان زنده» به وی اختصاص یافت.[۳۲]
  • در سال ۱۹۹۹ برنده جایزه دین و علم تمپلتون شد.[۳۳]
  • اولین مسلمان و اولین غیرغربی که در «سخنرانی‌های گیفورد» در سال ۱۹۸۰–۱۹۸۱ به طرح درس پرداخت.[۳۴]
  • دارای دکترای افتخاری از دانشگاه اوپاسالای سوئد در سال ۱۹۷۷
  • برنده جایزه تحقیقات اسلامی برای کتاب «قلب اسلام» از آیسسکو[۳۵]

آرزوی دفن در ایران[ویرایش]

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر الویری (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام تهران) در سفرنامه‌ای که از سفر اخیر خود به آمریکا منتشر ساخته‌اند، گفته‌اند: «در جلسه‌ای خصوصی که خدمت جناب آقای دکتر نصر رسیدم، ایشان گفتند که هیچ آرزویی جز مرگ و دفن در ایران ندارم. من به آقای دکتر نصر گفتم: آیا صحیح است که شما گفته‌اید فقط در صورت دعوت شخص آقای خامنه‌ای به ایران می‌آیید؟ که آقای دکتر نصر در پاسخ گفتند: منظور از دعوت، تضمین ایشان مبنی بر ایجاد امنیت است. دکتر نصر در ادامه گفتند: من شرایط را برای ایجاد کرسی شیعه شناسی در دانشگاه جرج واشینگتن فراهم کرده‌ام و این نیاز به حمایت ایران دارد و اگر این اتفاق تا قبل از بازنشستگی من، انجام نشود، فرصت را از دست داده‌ایم.»[۳۶]

جوایز[ویرایش]

  • Templeton Religion and Science Award 1999

پانویس[ویرایش]

  1. "صفحه اندیشوران گوگل". 
  2. John F Haught, Science and Religion, Georgetown University Press, 2001, ISBN 0-87840-865-7, p.xvii
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ علیرضا اباذری. «در جستجوی امر قدسی (گفتگوی جهانبگلو با سید حسین نصر)»(فارسی)‎. نشر نی، ۲۴ مرداد ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ نصر، سید حسین. آموزه‌های صوفیان: از دیروز تا امروز. قصیده‌سرا، 1382. 
  5. Hahn، Lewin Edwin. The Philosophy of Seyyed Hossein Nasr. Chicago، 1987. 
  6. Hahn، Lewis Edwin. Philosophy of Seyyed Hossein Nasr. Chicago، 1987. 
  7. «ناگفته‌های دکتر سید حسین نصر». پارسینه. بازبینی‌شده در اردیبهشت 1394. 
  8. نسان و طبیعت (بحران معنوی انسان متجدد)، سید حسین نصر، عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  9. در جستجویِ امر قدسی، سید حسین نصر در گفتگو با رامین جهانبگلو، ص 130
  10. رامین جهانبگلو. در جستجوی امر قدسی (مصاحبه با دکتر نصر). نشر نی. ۱۳۸۵ ISBN 964-312-848-2 ص۱۹۱
  11. رامین جهانبگلو. در جستجوی امر قدسی (مصاحبه با دکتر نصر). نشر نی. ۱۳۸۵ ISBN 964-312-848-2 ص۱۸۸
  12. Seyyed Hossein Nasr, by giffordlectures.org
  13. Hahn, Lewis Edwin, et all. The Philosophy of Seyyed Hossein Nasr. Open Court Publishing Company, 2000. xvii. 
  14. https://books.google.com/books?id=0YQhoPEih04C&printsec=frontcover&dq=seyyed+hossein+nasr&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwiA5f_A8IPTAhWjCJoKHRNrA4IQ6AEIGTAA#v=onepage&q=seyyed%20hossein%20nasr&f=false
  15. Huston smith in THE PHILOSOPHY OF SEYYED HOSSEIN NASRp.142.2001
  16. معرفت جاودان، زندگی نامه و فهرست آثار دکتر سید حسین نصر، ترجمه سید رضا ملیح، اهتمام سید حسن حسینی، ج اول، مقاله فلسفه اسلامی و مباحث فلسفی، ص14-18، ج سوم 1386ش
  17. معرفت جاودان، زندگی نامه و فهرست آثار دکتر سید حسین نصر، ترجمه سید رضا ملیح، اهتمام سید حسن حسینی، ج اول، مقاله فلسفه اسلامی و مباحث فلسفی، ص23-24، ج سوم 1386ش
  18. SHU-HSIEN LIU in THE PHILOSOPHY OF SEYYED HOSSEIN NASR.p.254.2001
  19. معرفت جاودان، زندگی نامه و فهرست آثار دکتر سید حسین نصر، ترجمه سید رضا ملیح، اهتمام سید حسن حسینی، ج اول، مقاله فلسفه اسلامی و مباحث فلسفی، ص14-18، ج سوم 1386ش
  20. Huston smith in THE PHILOSOPHY OF SEYYED HOSSEIN NASRp.143.2001
  21. معرفت جاودان، ترجمه مجموعه مقالات دکتر سید حسین نصر، به اهتمام سید حسن حسینی، ج اول، مقاله فلسفه اسلامی و مباحث فلسفی، ص288، چ اول 1386ش
  22. معرفت جاودان، ترجمه مجموعه مقالات دکتر سید حسین نصر، به اهتمام سید حسن حسینی، ج اول، مقاله فلسفه اسلامی و مباحث فلسفی، ص290، ج اول 1386ش
  23. نصری، امیر، امیر مازیار، زندگی‌نامهٔ سید حسین نصر، ۱۳۸۴
  24. Shi'ite Islam. Tabataba'i. 2Ed. 1977. State University of New York Press.
  25. Sedgwick, Mark. The Maryamiyya. Oxford University Press, Jun 2004. doi:10.1093/0195152972.003.0008. ISBN ‎9780195152975. Retrieved 2013-10-28. 
  26. روزنامه شرق
  27. «در تدارک لشکر انقلاب مخملین». روزنامهٔ جمهوری اسلامی. شمارهٔ ۲۱ مرداد ۱۳۸۵.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ مجله گوهر - شماره ۳۷ - مختصری درباره سیر فلسفه در ایران
  29. رامین جهانبگلو. در جستجوی امر قدسی (مصاحبه با دکتر نصر). نشر نی. ۱۳۸۵ ISBN 964-312-848-2 ص۹۸
  30. http://hekmat-ins.com/index.aspx?portal=Portalhekmat&Page=117&lang=fa&type=book&id=287
  31. http://hekmat-ins.com/index.aspx?portal=Portalhekmat&Page=117&lang=fa&type=book&id=216
  32. Lewis Edwin Hahn (ed), The Philosophy of Seyyed Hossein Nasr, Library of Living Philosophers, Volume XXVIII, Open Court, 2001, ISBN 0-8126-9413-9.
  33. "Press Release Archive: University Professor Seyyed Hossein Nasr Wins Award For Best Course In America In Science And Religion". Gwu.edu. Retrieved 2013-09-26. 
  34. "Knowledge and the Sacred, Seyyed Hossein Nasr". giffordlectures.org. 1980. Retrieved 2015-10-28. 
  35. کتاب "قلب اسلام" برنده جایزه تحقیقات اسلامی شد
  36. امیر کریمی گنابادی. «آشنایی با دکتر سید حسین نصر». وب گاه کریمی گنابادی. 

پیوند به بیرون[ویرایش]