منتصر سامانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
منتصر سامانی
امیر سامانی
نام کامل ابوابراهیم اسماعیل بن نوح
لقب(ها) منتصر
مرگ ۳۹۵ (قمری)
۱۰۰۴ (میلادی)
پیش از -
پس از عبدالملک دوم
دودمان سامانی

ابوابراهیم اسماعیل بن نوح بن منصور بن نصر شناخته‌شده به منتصر (به معنی پیروز) واپسین شاهزاده سامانی بود که با مرگش در ۳۹۵ (قمری) دودمان سامانیان به انجام کار خود رسید. منتصر برادر کوچک‌تر عبدالملک سامانی بود.

زمانی که ایلک خان از کاشغر برآمده و بر عبدالملک چیره شد، برادر کوچک‌تر او یعنی منتصر را محبوس کرد اما منتصر از زندان گریخت و چند سال در اطراف فرارود و خراسان تگ‌وپوی نمود و سه بار با ایلک خان نبرد کرد که یک‌بارش پیروز شد اما سرانجام در نزدیکی مرو به‌دست یک عرب بیابانگرد به نام ابن نهج که گفته می‌شود مزدور محمود غزنوی بود، به قتل رسید.[۱]

محمود غزنوی که حکومت خود را در غزنه استوار کرده بود، وفاداری خود را به خاندان سامانی کنار گذاشت. این در حالی بود که منتصر، برادر آخرین امیر سامانی، که از دست ایلک‌خان فرار کرده بود، برای محمود دردسرساز شد (۳۹۰ ق) و توانست بر نصر، برادر محمود غلبه کند. با مرگ منتصر کار بر محمود غزنوی آسان‌تر شد. ابوالقاسم سیمجور که در سپاه منتصر بود نیز اسیر و به غزنه فرستاده شد. بعد از آنکه خطر ابوالقاسم محو شد، دیگر سیمجوریان برای محمود تهدیدی آنچنانی تلقّی نمی‌شدند، از این‌رو، سیمجوریان در مقابل قدرت غزنویان، سر تسلیم فرود آورده، دست از مبارزه با آنها کشیدند.[۲]

منتصر شعر نیز می‌سرود. شعر زیر از اوست:

گویند مرا: چون سلَب خوب نسازیمأواگه آراسته و فرش ملوّن؟
با نعرهٔ گردان چه کنم لحن مغنّی؟با پویهٔ اسبان چه کنم مجلس گلشن؟
جوش می و نوش لب ساقی به چه کار است؟جوشیدن خون باید بر غیبهٔ جوشن
اسب است و سلاح است مرا بزمگه و باغتیر است و کمان است مرا لاله و سوسن

منابع[ویرایش]

  1. فرای، ریچارد، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص207.
  2. واکاوی اوضاع قهستان