زمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زمان دنباله پیوسته هستی و رخدادهاست که ظاهرا در روند برگشت‌ناپذیری از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می‌دهند.[۱][۲][۳] . زمان کمیت تشکیل‌دهنده اندازه‌گیری‌های گوناگونی است که برای تعیین توالی و طول رویدادها، یا بازه زمانی بین آنها و همچنین سنجش نرخ تغییر کمیت‌ها در واقعیت مادی یا تجربه خودآگاه، به‌کار می‌روند. [۴][۵][۶][۷] از زمان اغلب به عنوان بعد چهارم، در کنار ابعاد سه‌گانه فضا، یاد می‌شود.[۸]از نظر واژه‌شناسی ایرانی، زمان ریشه‌گرفته از واژه زروان است که الهه زمان در ایران باستان بوده‌است.[۹]

زمان از دیرباز موضوع مهمی در دین، فلسفه و علم بوده‌است، اما ارائه تعریفی برای آن، بدون رسیدن به دور و به شکلی که در همه شاخه‌ها قابل استفاده باشد، دانشمندان را سخت مشغول نموده‌است.[۷][۱۰] با این حال شاخه‌های مختلفی همچون کسب و کار، صنعت، علم و هنر‌های نمایشی، هریک به شکلی، مفهومی از زمان را در دستگاه‌های اندازه‌گیری خود جای داده‌اند.[۱۱][۱۲][۱۳]

زمان در فیزیک به عنوان «آنچه که یک ساعت نمایش می‌دهد»؛ تعریف می‌شود.[۶][۱۴][۱۵]

ماهیت فیزیکی زمان را نظریه نسبیت عام، برپایه رویدادهای فضازمان توضیح می‌دهد. برخورد دو ذره، انفجار یک ابرنواختر یا نشستن یک سفینه فضایی، نمونه‌هایی از رویدادها هستند. به هر رویدادی می‌توان چهار عدد نسبت داد که زمان و مکان (مختصات محل رویداد) آن را مشخص می‌کنند. اما این مقادیر عددی برای ناظرهای مختلف، متفاوتند. در نسبیت عام، پرسش «اکنون چه زمانی است»، پرسشی است که معنایی نسبی و وابسته به یک ناظر خاص دارد.

زمان یکی از هفت کمیت بنیادی فیزیکی در هر دو دستگاه بین‌المللی یکاها (SI) و بین‌المللی کمیت‌ها (ISQ) است. واحد زمان در SI ثانیه است. زمان برای تعریف کمیتهای دیگر مانند سرعت نیز به‌کار می‌رود و بنابراین تلاش برای تعریف زمان با استفاده از چنین کمیتهایی به دور در تعریف می‌رسد.[۱۶] تعریفهای عملیاتی از زمان، که در آن مشاهده تعداد تکرار خاصی از یک رویداد متناوب استاندارد دیگر (مثل حرکت پاندول)، یکای زمان (مثل ثانیه) را مشخص می‌کند؛ هم در آزمایشهای علمی پیشرفته و هم در مسايل روزمره بسیار پرکاربرد است.

تعریف عملیاتی زمان، ماهیت بنیادی آن را مشخص نمی‌کند و توضیح نمی‌دهد که چرا رویدادها در فضا می‌توانند به سمت جلو یا عقب روی دهند اما در زمان تنها حرکت به جلو امکانپذیر است. پژوهش در زمینه رابطه فضا و زمان توسط دانشمندان به تعریف فضازمان انجامید. نظریه نسبیت عام مهمترین چارچوب نظری برای درک چگونگی کارکرد فضازمان است.[۱۷] در نتیجه پیشرفت‌های نظری و تجربی در پژوهش‌های فضازمان، نشان داده شد که زمان در نزدیکی لبه‌های سیاه‌چاله‌ها می‌تواند کش بیاید.

اندازه‌گیری‌های زمانی بسیاری از اهالی دانش و فناوری را به خود مشغول ساخته‌است. رویدادها و حرکت‌های متناوب در طول زمانهای مختلف به عنوان یکاهای استاندارد زمان استفاده شده‌اند. برای مثال می‌توان به حرکت ظاهری خورشید در آسمان، حالات ماه، و حرکت پاندول یا ضربان قلب اشاره نمود. در حال حاضر یکای استاندارد زمان، ثانیه است که بر اساس اندازه‌گیری بسامد جهش الکترونی در اتم سزیم تعریف می‌شود. زمان اهمیت اجتماعی بالایی هم دارد؛ و باتوجه به محدودیت زمان شبانه روز و عمر انسان، دارای ارزش افتصادی و شخصی نیز هست.

اندازه‌گیری زمان[ویرایش]

شبانه روز به دو گونه متفاوت تقسیم شده‌است. یکی بر اساس گاه یا موقعیت خورشید و ماه و طول سایه بوده‌است. برای نمونه آریاییها و زرتشتیان شبانه روز را بر مبنای پنج‌گاه یعنی از برآمدن آفتاب تا نیمروز، از نیمروز تا سه ساعت پس از نیمروز، از ساعت سه پسین تا فرورفتن آفتاب، از فرورفتن آفتاب و پیدا شدن ستاره شامگاهی در آسمان تا نیمه شب و از نیمه شب تا برآمدن آفتاب.

و شیوه دیگر، تقسیم شبانه روز به ۲۴ ساعت یا پاس. طول شبانه روز (چه خورشیدی و چه نجومی) همیشه ۲۴ ساعت کامل نیست و در طول روزهای سال تا چند دقیقه کمتر یا بیشتر می‌شود که در قرارداد عموم و برای جلوگیری از ناهنجاری‌ها، همه شبانه روزها ۲۴ ساعت کامل فرض می‌شوند.[۱۸]

یکای کمیت زمان در سیستم متریک ثانیه می‌باشد. سایر واحدهای زمان عبارت‌اند از:

گذر کند زمان[ویرایش]

این موضوع که مغز چگونه زمان را درک می‌کند، تا به حال ناشناخته مانده‌است. بارها برای همهٔ انسان‌ها پیش آمده که در بعضی لحظات زندگی، زمان به کندی می‌گذرد و به اصطلاح کش می‌آید. اکنون نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که در مغز ما مسیرهای ویژه‌ای از سلول‌های عصبی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها، می‌توانیم گذشت ثانیه‌ها را حس کنیم.[نیازمند منبع] در پژوهش انجام‌شده، پژوهشگران برای داوطلبان نورهایی مانند فلش و بوق‌هایی ممتد را پخش کردند. سپس زمان این نورها و صداها را به تدریج اضافه کردند. نتیجه به دست آمده نشان می‌دهد که افزایش تدریجی باعث کش آمدن زمان می‌شد و تخمین‌ها طولانی‌تر بود. اما وقتی که این دو عامل به صورت ناگهانی زیاد شدند، تخمین‌ها رنگ و بوی واقعیت به خودشان گرفتند. به این ترتیب به نظر می‌رسد انتظار باعث کش‌آمدن زمان می‌شود.

ابزارهای اندازه‌گیری زمان در گذشته‌ها[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "Oxford Dictionaries:Time". Oxford University Press. 2011. Archived from the original on 4 July 2012. Retrieved 18 May 2017. The indefinite continued progress of existence and events in the past, present, and future regarded as a whole
  2. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام DefRefs02 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  3. "Time". The American Heritage Dictionary of the English Language (Fourth ed.). 2011. Archived from the original on 19 July 2012. A nonspatial continuum in which events occur in apparently irreversible succession from the past through the present to the future.
  4. Merriam-Webster Dictionary بایگانی‌شده در ۸ مه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine the measured or measurable period during which an action, process, or condition exists or continues : duration; a nonspatial continuum which is measured in terms of events that succeed one another from past through present to future
  5. Compact Oxford English Dictionary A limited stretch or space of continued existence, as the interval between two successive events or acts, or the period through which an action, condition, or state continues. (1971).
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام DefRefs01 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Poidevin وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  8. "Newton did for time what the Greek geometers did for space, idealized it into an exactly measurable dimension." About Time: Einstein's Unfinished Revolution, Paul Davies, p. 31, Simon & Schuster, 1996, شابک ‎۹۷۸−۰−۶۸۴−۸۱۸۲۲−۱
  9. پژوهشی در اساطیر ایران/ مهرداد بهار
  10. Sean M Carroll (2009). From Eternity to Here: The Quest for the Ultimate Theory of Time. 63. Dutton. pp. 54–55. Bibcode:2010PhT....63d..54C. doi:10.1063/1.3397046. ISBN 978-0-525-95133-9.
  11. Official Baseball Rules, 2011 Edition (2011). "Rules 8.03 and 8.04" (PDF). Major League Baseball. Archived from the original (Free PDF download) on 1 July 2017. Retrieved 18 May 2017. Rule 8.03 Such preparatory pitches shall not consume more than one minute of time...Rule 8.04 When the bases are unoccupied, the pitcher shall deliver the ball to the batter within 12 seconds...The 12-second timing starts when the pitcher is in possession of the ball and the batter is in the box, alert to the pitcher. The timing stops when the pitcher releases the ball.
  12. "Guinness Book of Baseball World Records". Guinness World Records, Ltd. Archived from the original on 6 June 2012. Retrieved 7 July 2012. The record for the fastest time for circling the bases is 13.3 seconds, set by Evar Swanson at Columbus, Ohio in 1932...The greatest reliably recorded speed at which a baseball has been pitched is 100.9 mph by Lynn Nolan Ryan (California Angels) at Anaheim Stadium in California on 20 August 1974.
  13. Zeigler, Kenneth (2008). Getting organized at work : 24 lessons to set goals, establish priorities, and manage your time. McGraw-Hill. ISBN 978-0-07-159138-6. 108 pages.
  14. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Burnham وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  15. Considine, Douglas M.; Considine, Glenn D. (1985). Process instruments and controls handbook (3 ed.). McGraw-Hill. pp. 18–61. Bibcode:1985pich.book.....C. ISBN 978-0-07-012436-3.
  16. Duff, Okun, Veneziano, ibid. p. 3. "There is no well established terminology for the fundamental constants of Nature. ... The absence of accurately defined terms or the uses (i.e., actually misuses) of ill-defined terms lead to confusion and proliferation of wrong statements."
  17. Rendall, Alan D. (2008). Partial Differential Equations in General Relativity (illustrated ed.). OUP Oxford. p. 9. ISBN 978-0-19-921540-9.
  18. کانون دانش بایگانی‌شده در ۱۱ مه ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine، بازدید: نوامبر ۲۰۰۹.