محمود دولت‌آبادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمود دولت‌آبادی
Mahmoud Dowlatabadi.jpg
زمینهٔ کاری داستان کوتاه، رمان
زادروز ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ (۷۷ سال)
دولت‌آباد (سبزوار)
پدر و مادر عبدالرسول، فاطمه
ملیت ایرانی
پیشه نویسنده
سال‌های نویسندگی (۱۳۳۹ - تا کنون)
سبک نوشتاری واقع‌گرایی
کتاب‌ها کلیدر
جای خالی سلوچ
کارنامه سپنج
روزگار سپری‌شده مردم سالخورده
زوال کلنل
طریق بسمل شدن
سلوک
نوشتارها .
نمایشنامه‌ها تنگنا
ققنوس
فیلم‌نامه‌ها سربداران
اتوبوس
همسر(ها) مهرآذر ماهر
فرزندان سیاوش، فرهاد، سارا

محمود دولت‌آبادی (زادهٔ ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار) نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران است. رمان بلندِ (ده جلدی) کلیدر مشهورترین اثر دولت‌آبادی است.[۱]
آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی،[۲] فرانسوی،[۳] ایتالیایی،[۴] نروژی،[۵][۶] سوئدی،[۷] چینی،[۸] کردی،[۹] عربی،[۱۰] هلندی،[۱۱] عبری[۱۲] و آلمانی ترجمه شده‌اند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]
محمود دولت‌آبادی چندین نمایش‌نامه و فیلم‌نامه را به نگارش درآورده است، او همچنین سابقه بازیگری در تئاتر و سینما را دارد،[۱۸] اقتباس از آثار دولت‌آبادی ساخت چند فیلم را به‌همراه داشته‌است.[۱۹][۲۰]
فضای اکثر نوشته‌های دولت‌آبادی در روستاهای خراسان رخ می‌دهد و رنج و مشقت روستاییان شرق ایران را به تصویر می‌کشد.[۲۱]
دولت‌آبادی در سال ۲۰۱۳ برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس شد.[۲۲] در سال ۲۰۱۴ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به محمود دولت‌آبادی اهدا شد.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]

سرگذشت[ویرایش]

جستار وابسته: سال‌شمار محمود دولت‌آبادی

دولت‌آبادی در ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در روستای دولت‌آباد سبزوار متولد شد. مادرش فاطمه و پدرش عبدالرسول نام داشت. او پس از پایان تحصیلات مقدّماتی در روستا به سبزوار رفت و به مشاغل گوناگون پرداخت. سپس به مشهد رفت و آنجا با سینما و نمایش آشنا شد. سال ۱۳۳۸ به تهران رفت و سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. از آغاز دههٔ چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و بازیگر نمایش شد و کم‌کم نوشتن را نیز آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد. سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد.

در دههٔ ۱۳۵۰ به زندان افتاد. پس از زندان نگارش کلیدر را آغاز کرد که پانزده سال کشید.

سال ۱۳۷۹ در کنفرانس برلین شرکت کرد.

جدیدترین کتاب دولت‌آبادی مجموعه‌ای از گفتگوهای او در مطبوعات است که با نام این گفت و سخن‌ها در سال ۱۳۹۶ منتشر شد.

مجموعهٔ کامل وزیری امیر حسنک شامل کتاب، لوح فشرده و قاب شاسی
بخشی از فایل صوتی داستان حسنک وزیر با صدای محمود دولت‌آبادی از مجموعهٔ وزیری امیر حسنک

فعالیت سیاسی[ویرایش]

از چپ جمیله کدیور، محمود دولت‌آبادی، محمدعلی سپانلو و علی افشاری در دادگاه کنفرانس برلین
  • دولت‌آبادی قبل از انقلاب ۵۷ به دلایل سیاسی چند مرتبه دستگیر و روانه زندان شد.
  • وی در صحنه سیاسی کشور هم فعال است و دارای گرایش‌های اصلاح طلبانه است.
  • دولت‌آبادی از جمله افراد شرکت‌کننده در کنفرانس برلین بوده.
  • وی در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت.[۲۷]
  • وی در سخنانی که در ماهنامه مهرنامه چاپ شد و به گفته محمد قوچانی موج هجمه‌ها و حمله‌ها را برای او پس از انتشار و روی گیشه آمدن این نشریه به همراه داشت گفت: «اتفاقاً من هم قاسم سلیمانی و امثال او را می‌پسندم در جای خود و همین‌طور آقای ظریف و امثال او را. به همین روشنی هم این حرف را چاپ کنید. او و امثال او باید سر جای خودشان بایستند و نگذارند مردم کُشان وارد کشور ایران شوند و این دیگران هم سر جای خودشان و از طُرُق دیگر بگویند و بکوشند که این مردم کُشان را باید جمع کرد! باز هم سعدی گفت «جهان مانند خط و خال است و ابرو/که هر چیزی به جای خویش نیکوست» … هر انسانی با هر ظرفیتی برای کشور خودش لازم است و این دیدی خارج از تعصب است.»[۲۸]

دولت‌آبادی و اقتباس سینمایی[ویرایش]

چندین فیلم بر اساس داستان‌ها و فیلم‌نامه‌های دولت‌آبادی ساخته شده‌اند.

  • دولت‌آبادی داستان آوسنه باباسبحان را به مسعود کیمیایی فروخت و او فیلم خاک را بر اساس آن ساخت، سپس دولت‌آبادی نقدی بر فیلم خاک با عنوان (بابا سبحان در خاک) نوشت، دولت‌آبادی مدعی‌ست که کیمیایی به داستان وفادار نبوده‌است. دولت‌آبادی در مصاحبه‌ای عنوان کرده: نمایش‌نامه‌ای نوشته بودم به نام تنگنا، وقتی به زندان افتادم این نمایش‌نامه بدون اجازه من، به فیلم برگردانده شد؛ و نامش شد گوزن‌ها آن هم بی‌هیچ اشاره‌ای به نمایشنامه و نویسنده‌اش. از زندان که درآمدم فیلم را دیدم. موضوع، فضا و پرسوناژها همه از نمایش‌نامه (تنگنا) برداشته شده بود. از میان آن همه دوست مطبوعاتی، فقط به محمدرضا اصلانی گفتم: «آیا همچون اتفاقی را متوجه نشدید؟ چرا چیزی نگفتید؟ نپرسیدید داستان آن از کجا آمده‌است؟»
  • دولت‌آبادی می‌گوید: گمانم سال ۵۶ بود که به درخواست محمدحسین پرتوی، برادر نصرت پرتوی، همسر عباس جوانمرد و دوست و همکار دوره تئاتر، طرح سریالی را برای تلویزیون ملی ایران نوشتم. با عنوان (سربداران)، پیش از من گویا به سراغ بهرام بیضایی رفته بودند که نتیجه‌ای نگرفته بودند. چند نفری هم در آن فاصله طرح‌هایی نوشته بودند که هیچ‌یک مطلوب تلویزیون نبودند. تا اینکه طرح من آماده و فصل اول نوشته شد. محمدحسین پرتوی به واسطه خواهرش (نصرت)، که قول داده بود مراعات امانت‌داری را بکند. نسخه زیراکسی فیلم‌نامه را با خود به تلویزیون برد، بی‌هیچ قرارداد یا پیش پرداختی، مدت‌ها گذشت، بالاخره خبر آوردند که تلویزیون با این موضوع که دولت‌آبادی سربداران را بنویسد مخالف است؛ و موضوع مسکوت گذاشته شد تا سال ۵۸. حالا انقلاب شده بود و تلویزیون ملی ایران به تلویزیون جمهوری‌اسلامی ایران تغییر نام داده بود. بار دیگر محمدحسین پرتوی پیدایش شد و این بار گفت: قرار است سربداران ساخته شود. کارگردانش را هم گذاشته‌اند محمدعلی نجفی. از من دعوت کرد به دفتری در خیابان بلوار کشاورز (الیزابت سابق) رفتم. ملاقات و چای و گفتگو. بعدها خبردار شدم که به آقای نجفی هم گفته‌اند فلانی، یعنی من، نباید سربداران را بنویسد. من به کار خود بازگشتم و سربداران به راه خود رفت و نتیجه آنکه دست‌نوشته من در کتاب جمعه چاپ شد و نویسنده سریال (شهر من شیراز) که پیش از انقلاب از تلویزیون پخش می‌شد نویسنده فیلم‌نامه سربداران شد. از آن زمان دیگر از محمدحسین پرتوی خبری نشد. به نظرم رسید بخش اول فیلم‌نامه سربداران را منتشر کنم. آن را برای کتاب جمعه فرستادم. به پیغام آقای احمد شاملو که خواسته بود با آن هفته‌نامه کار کنم.
  • به گفته دولت‌آبادی: سال ۵۹ بود که یک روز داریوش فرهنگ به اتفاق همسرش سوسن تسلیمی به خانه من آمدند. به توصیه بیضایی از من خواست فیلم‌نامه‌ای بر اساس طرحی که به بیان وی در گذشته به شکل واقعی رخ داده بود بنویسم. در دهات کرمان مردی روستایی اتوبوسی می‌خرد و یک دهاتی دیگر در رقابت با او اتوبوسی دیگر می‌خرد. بنا می‌شود این موضوع بشود دست‌مایه فیلم‌نامه (اتوبوس) که من آن را نوشتم. فیلم‌نامه را داریوش فرهنگ به مدیر شبکه دوم تلویزیون داد، آقای حسن جلایر، ایشان خواند و فیلم‌نامه را پسندید و حتی پیش‌پرداخت هم به من دادند، بعد فیلم‌نامه را به شبکه یک تلویزیون دادند، در آنجا بار دیگر با نام من مخالفت شد. این را داریوش فرهنگ تلفنی به من خبر داد. با این خبر گمان کردم این فیلم‌نامه هم می‌رود کنار (گاواره‌بان) و سربداران، اما چند ماه بعد مطلع شدم فیلمی با همین نام، (اتوبوس)، در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده‌است که فیلمنامه‌نویس آن دیگری است! به آن فیلم چند جایزه سیمرغ دادند. اما من تا ۷۲ ساعت دچار سردرد بودم.
  • دولت‌آبادی می‌گوید: هنگامی که محمدحسین پرتوی برای سربداران به منزل ما می‌آمد، علی ژکان هم مدام همراه او بود. سال‌ها بعد فیلمی با سرمایه بنیاد سینمایی فارابی ساخته شد به کارگردانی علی ژکان به نام مادیان، فیلم‌نامه‌اش را خودش نوشته بود. بی‌هیچ اشاره‌ای به اقتباس آن، او خودش را شاگرد من می‌دانست و به این شاگردی می‌بالید. بی‌هیچ اجازه‌ای نیمه دوم کتاب جای خالی سلوچ را به فیلم برگردانده بود. شکایت کردم به وزارت ارشاد، او معترف شد که این کار را کرده‌است؛ و اجازه خواست جبران کند و غرامت بپردازد. از آن تاریخ سال‌ها گذشته‌است و دیگر هیچ خبری نشد.
  • دولت‌آبادی مدعی‌ست: حمید سمندریان هم از روی طرح فیلم‌نامه (هیولا) ی من که به درخواست خودش نوشته بودم فیلمی ساخت با نام (همه آرزوی زمین)، که در تیتراژ آن هیچ اشاره‌ای به من و حقوق من نکرد. نه اجازه گرفت و نه حرفی زد.
  • دولت‌آبادی برای ناصر تقوایی هم به خواست خودش یک طرح نوشته بر اساس (جای خالی سلوچ) که در اختیارش گذاشته، اما این فیلم‌نامه ساخته نشد.
  • برای داریوش مهرجویی هم به درخواست خودش براساس آن متنی که در مجله لایف منتشر کرده بود با عنوان (صلح و جنگ، پایان کابوس) طرح فیلم‌نامه‌ای نوشته که آن را هم به مهرجویی داده‌است، اما این فیلم‌نامه ساخته نشد.[۲۹]
  • فیلم زمستان است به کارگردانی رفیع پیتز بر اساس داستان سفر محمود دولت‌آبادی ساخته شده‌است.[۳۰]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

کتاب‌شناسی محمود دولت‌آبادی

کتاب‌ها[ویرایش]

کتاب‌شناسی
نام نوع سال انتشار انتشارات ترجمه توضیحات
ته شب داستان کوتاه ۱۳۴۱ چاپ در مجله آناهیتا
سفر داستان بلند ۱۳۴۷ انتشارات گلشایی
انتشارات نگاه
آلمانی (بهمن نیرومند)،
عربی (سلیم عبدالامیر حمدان)
دولت‌آبادی نگارش این داستان را در سال ۱۳۴۵ انجام داده و در سال ۱۳۵۲ مورد بازنویسی قرار داده‌است.
آوسنه بابا سبحان داستان بلند ۱۳۴۷ سازمان تدارک و نشر
پیوند
شبگیر
نگاه
آلمانی (بهمن نیرومند)
لایه‌های بیابانی مجموعه داستان ۱۳۴۷ انتشارات پیوند ادبار (انگلیسی) شامل داستان‌های سایه‌های خسته، ادبار، بند، پای گلدسته امامزاده شعیب، هجرت سلیمان و بیابانی.
تنگنا نمایش‌نامه ۱۳۴۹ انتشارات رز
انتشارات پیوند
گاواربان داستان بلند ۱۳۵۰ انتشارات صدای معاصر
انتشارات نگاه
آلمانی (تورج رهنما)
هجرت سلیمان داستان کوتاه ۱۳۵۱ انتشارات کتیبه هجرت سلیمان (چینی)
مرد (فرانسوی)
شامل داستان‌های هجرت سلیمان و مرد
باشبیرو داستان بلند ۱۳۵۱ انتشارات گلشایی
انتشارات صدای معاصر
عقیل، عقیل داستان بلند ۱۳۵۱ انتشارات مرز و بوم
از خم چنبر داستان بلند ۱۳۵۶ انتشارات پیوند
دیدار بلوچ سفرنامه ۱۳۵۶ شبگیر
پیوند
کلیدر رمان ۱۳۵۷ نشر پارسی
انتشارات فرهنگ معاصر
آلمانی (زیگرید لطفی)
کردی (امین گردیگلانی)
ده جلد
جای خالی سلوچ رمان ۱۳۵۸ انتشارات آگاه
نشر نو
فرهنگ معاصر
نشر چشمه
انگلیسی(کامران رستگار)
فرانسوی (مریم عسگری)
آلمانی (زیگرید لطفی)
ایتالیایی (آنا ونسن)
عربی (سلیم عبدالامیر حمدان)
کردی
هلندی
رمانی رئالیستی است که دولت‌آبادی بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک و طی ۷۰ روز نوشته‌است. دولت‌آبادی داستان آن را به هنگامی که دورهٔ سه سالهٔ حبس را می‌گذراند در ذهنش پرورانده بود.
ققنوس نمایش‌نامه ۱۳۶۱ نشر چشمه
آهوی بخت من گزل داستان کوتاه ۱۳۶۸ نشر چشمه
سوئدی
کارنامه سپنج مجموعه داستان ۱۳۶۸ انتشارات بزرگمهر
نشر چشمه
ما نیز مردمی هستیم گفتگو (مصاحبه) ۱۳۶۸
روزگار سپری‌شده مردم سالخورده رمان ۱۳۶۹ فرهنگ معاصر
نشر چشمه
این مجموعه سه جلدی به ترتیب با نام‌های: کتاب اول (اقلیم باد)، کتاب دوم (برزخ خس) و کتاب سوم (پایان جغد) از سال ۱۳۶۹ به بعد توسط انتشارات چشمه و فرهنگ معاصر منتشر شدند.
اتوبوس فیلم‌نامه ۱۳۷۲ فرهنگ معاصر
نشر چشمه
آن مادیان سرخ‌یال انتشارات نگاه
سلوک رمان ۱۳۸۲ فرهنگ معاصر
نشر چشمه
قطره محال اندیش مجموعه مقالات و سخنرانی‌ها ۱۳۸۳ نشر چشمه
روز و شب یوسف داستان بلند ۱۳۸۳ انتشارات نگاه
طریق بسمل شدن رمان ۱۳۹۷ نشر چشمه بالاخره و با اخذ مجوز، در سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از آن رونمایی شد و به مخاطبان عرضه گشت.[۳۱]
گلدسته‌ها و سایه‌ها ۱۳۸۴ انتشارات نگاه
زوال کلنل رمان ۱۳۸۸ انتشارات خارج از ایران انگلیسی (تام پتردال)
آلمانی (بهمن نیرومند)
عبری (مژگان نوی)
نروژی
در ایران اجازه نشر پیدا نکرده‌است و به فارسی منتشر نشده‌است. (نوشته‌شده در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۶۰)
نون نوشتن مجموعه یادداشت‌های شخصی ۱۳۸۸ نشر چشمه
میم و آن دیگران مجموعه یادداشت دربارهٔ دیگران ۱۳۹۱ نشر چشمه شامل بیست و سه یادداشت است از دولت‌آبادی دربارهٔ هم‌نسلان و پیشینیان خودش
وزیری امیر حسنک رمان اانتشارات فیروزی
تا سر زلف عروسان سخن گزیده‌ای از شاهکارهای نثر کلاسیک فارسی ۱۳۹۴ نشر چشمه قطعه‌هایی از متون نثر کلاسیک فارسی عمدتاً بین قرن چهارم هجری شمسی تا دوازدهم
بنی‌آدم داستانی ۱۳۹۴ نشر چشمه شامل ۶ داستان کوتاه.
این گفت و سخن‌ها گفتگو ۱۳۹۶ نشر چشمه

کلیدر[ویرایش]

روی جلد کلیدر چاپ انتشارات فرهنگ معاصر

کلیدر رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، رمانی حماسی از شجاعت و مردانگی، که خود دولت‌آبادی بارها گفته‌است «دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کامل‌تر از کلیدر بکنم. کلیدر از جهت کمی و کیفی، کامل‌ترین کاری است که من تصور می‌کرده‌ام که بتوانم و شاید بشود گفت. در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است.»

  • رمان کلیدر با ۲٬۸۳۶ صفحه بزرگ‌ترین[۳۲] رمان فارسی است که ده جلد و پنج مجلد قطور به چاپ رسیده‌است.
  • با توجه به حجم بالای این کتاب که بالغ بر سه هزار صفحه‌است اما متن آن طوری توسط دولت‌آبادی به نگارش درآمده که از شدت جذابیت و گیرایی خواننده متوجه تورق نمی‌شود. شخصیت اول این رمان شخصی به نام (گل‌محمد) است. داستان کلیدر پیرامون زندگی گل‌محمد است.
  • کلیدر، یک رمان عظیم روستایی است در ۱۰ جلد و بالغ بر ۳ هزار صفحه که او بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده‌است و حجیم‌ترین رمان فارسی به‌شمار می‌رود؛ البته گمان نمی‌رود که دوباره چنین حادثه‌هایی تکرار شود، با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شده‌اند.

کلیدر که «سرنوشت تراژیک رعیت‌های ایرانی و قبایل چادرنشین را در دوره‌ای که سیاست زور حاکم است به تصویر می‌کشد» بر اساس حوادث واقعی نگاشته شده و به شرح سختی‌ها و رنج‌هایی روا رفته بر خانوادهٔ کَلمیشی می‌پردازد.[۳۳] کلیدر را می‌توان نقطهٔ اوج رشته آثار پیشین دولت‌آبادی به حساب آورد، که اغلب آنان داستان‌هایی کوتاه دربارهٔ مردم زجرکشیده و رنجور دهات خراسان است.[۳۴] مفسرین، کلیدر را نقطهٔ عطفی در تاریخ ادبیات مدرن فارسی می‌دانند؛ بدان حد که یکی از مفسرین، کلیدر را «حماسهٔ زوال» می‌خواند.

زوال کلنل[ویرایش]

روی جلد کتاب به زبان انگلیسی، ترجمه تام پتردیل

زوال کلنل اثری دیگری از محمود دولت‌آبادی است که در سال‌های ابتدایی دهه ۱۹۸۰ میلادی به زبان فارسی نوشته شد،[۳۵] اما برای نخستین‌بار در سال ۲۰۰۹ میلادی، توسط ناشر سوئیسی به زبان آلمانی منتشر شد.[۳۶] رمان زوال کلنل سرگذشت افسری وطن‌دوست[۳۷] در ارتش شاهنشاهی ایران است که زندگی او و خانواده‌اش در مقطع انقلاب ۱۳۵۷ ایران مرور می‌شود. داستان رمان تنها در یک شبانه‌روز می‌گذرد، اما در بازگشت به گذشته مرور و تأملی عمیق در حوادث تاریخ سده اخیر ایران و تلاش مردم در رسیدن به راه جامعه‌ای مدرن و پیشرفته را منعکس می‌کند.[۳۸]
نشر چشمه در سال ۱۳۸۷ خورشیدی، اقدام به درخواست مجوز نشر برای این رمان کرد، ولی مقام‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از صدور مجوز خودداری کردند.[۳۹]

در اواخر بهمن‌ماه ۱۳۹۲، خبرهایی در برخی نشریات ایران منتشر شد مبنی بر آن‌که «سرانجام چاپ و انتشار کتاب زوال کلنل از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفت».[۴۰]

نهایتاً در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۲، وزارت ارشاد ضمن تکذیب انتشار کتاب زوال کُلنل اعلام کرد که «تاکنون مجوزی در این خصوص از سوی اداره کل کتاب و توسعه کتاب‌خوانی صادر نشده‌است».[۴۱][۴۲]

در تابستان ۱۳۹۳، نویسنده کتاب، خبر از انتشار و توزیع نسخه جعلی این کتاب توسط سودجویان بازار کتاب داد. محمود دولت‌آبادی اعلام کرد که کتاب منتشرشده در کتابفروشی‌ها، نسخه ترجمه‌شده از روی نسخه آلمانی کتاب است و نحوه ترجمه آن، کاملاً با ادبیات شناخته‌شده از جانب وی، قابل تمییز دادن است. او از طرح شکایت علیه انتشارات نشر گردون که ناشر این نسخه جعلی بوده‌است، خبر داد.[۴۳]

از نگاه دیگران[ویرایش]

  • به نوشتهٔ کامران تلطف، آثار محمود دولت‌آبادی نمونه‌های بارزی از گرایش ادبیات متعهد به کم‌کردن شکاف موجود بین ادراک‌های گوناگون از مفهوم انقلاب است. داستان‌های کوتاه و رمان‌های او اوضاع و احوال طبقات ستمدیده، به‌ویژه دهقانان و کارگران روستایی را به تصویر می‌کشد. شخصیت‌هایی که او می‌آفریند، فارغ از گرایش‌های مذهبی‌شان، قربانی شرایط اجتماعی جامعه هستند. ویژگی‌های طبقاتی تمامی شخصیت‌های او مطابق با مدل‌های مارکسیستی از جامعهٔ طبقاتی و ماتریالیسم تاریخی می‌باشند. او نخبگان و بورژوازی‌ها، دهقانان، پرولتاریا، و روشنفکران را مطابق با تعاریف کلاسیک و متعارفشان نمایش می‌دهد و اما در این امر به‌اندازهٔ کافی واقع‌گرایانه عمل می‌کند تا اگر نیاز بود شخصیت‌های معینی را مذهبی جلوه دهد. به عقیدهٔ تلطف، کلیدر که زندگی و مبارزهٔ طبقاتی در خراسان را به تصویر می‌کشد، نمونهٔ اعلای نگرش دولت‌آبادی به ادبیات متعهد است. در کلیدر دهقانان، خرده‌بورژوازی‌های شهری، و روشنفکران، چه مسلمان چه نامسلمان، در مبارزه علیه اربابان و سرمایه‌داران و نیروهای ستمگر حامی آنان با یکدیگر متحد می‌شوند. دولت‌آبادی تمامی این شخصیت‌ها را مطابق با طبقهٔ اجتماعی‌شان و جایگاهشان در رابطه با مسائل سیاسی اجتماعی ترسیم می‌کند.[۴۴]
    به نوشتهٔ تلطف، حتی از آنجایی که داستان در دههٔ ۵۰ نوشته شده‌است اهمیت سیاسی بیشتری پیدا می‌کند. دولت‌آبادی همچون برخی دیگر از روشنفکران خواهان تغییر در نظام سیاسی از طریق عمل بود. اگر آن‌ها به خاطر وجود شرایط شدید مستبدانه در جامعه، نمی‌توانستند آزادانه دربارهٔ ماهیت اقدام‌های لازم برای ایجاد تغییر به بحث بنشینند، اما می‌توانستند در افسانه‌ها و آثارشان به این قبیل موضوعات بپردازند. وقتی که دولت‌آبادی گل‌محمد را در نقش یک یاغی مسلح ترسیم می‌کند، خود در اندیشهٔ یک مبارزهٔ مسلحانه در جامعهٔ واقعی است. در کلیدر گروهی سی نفره طی سلسله نبردهایی موفق می‌شوند برای مدتی دشمن را از پای درآورده، باعث شوند که تعداد زیادی از دهقانان و کارگران به نهضت گل‌محمد بپیوندند. نهضت گل‌محمد از پشتیبانی گروه‌های انقلابی شهری متشکل از کارگران و دانش‌آموزان به رهبری اکبر آهنگر برخوردار می‌شود و این همان چیزی است که گروه‌های انقلابی چپ‌گرا در اواخر دههٔ ۴۰ و دههٔ ۵۰ آرزویش را داشتند.[۴۵]
    اسلام به عنوان یک الگووارهٔ سیاسی یا یک نیروی ایدئولوژیک، نقشی مثبت یا منفی در کلیدر بازی نمی‌کند. اگرچه ادراک سیاسی دولت‌آبادی با نوشته‌های کلاسیک مارکس هماهنگ است و هر دو اقتصاد، نه مذهب، را نیرومحرکهٔ رفتارها و اقدامات اجتماعی می‌دانند اما او با اسلام سر ستیز ندارد. اعتقادات او دقیقاً منطبق بر تحلیل طبقهٔ انقلابی چپ‌گرا در عصر خویش بود که افراد مذهبی را نیروهایی بالقوه برای ایفای نقش در انقلاب می‌دیدند و به پیوستن آن‌ها به نهضت مردمی برای براندازی طبقهٔ حاکم امید بسته بودند؛ بنابراین دولت‌آبادی در کسوت نویسندهٔ ادبیات متعهد، از مخالفت آشکار با اسلام یا حتی بحث در این باره خودداری کرده‌است. در آثار او شخصیت‌ها مذهبی هستند اما اعتقادات مذهبی‌شان تنها در ارتباط با خدا و ائمهٔ اطهارشان نمود پیدا می‌کند.[۴۶]
    به نوشتهٔ تلطف، فعالان ادبی به عنوان جزئی از جامعهٔ بزرگ‌تر مخالف شاه، در قبال پیش بردن جنبش مسلمانان ستم‌کش احساس مسئولیت می‌کردند. آنان به ارتباط عمیق شهادت و نمونهٔ اعلای آن، یعنی واقعهٔ کربلا، پی بردند. گذشته از آن در رمان‌های سوسیالیستی، قهرمانان داستان آنچنان به جنبش مورد علاقه‌شان اعتقاد قلبی دارند که از شهادت در راه آن هیچ ابایی ندارند. وقایع تاریخی کربلا مفهوم شهادت را در اندیشهٔ سیاسی شیعه تقویت کرده و به آن قداست و وجهه‌ای الهی بخشیده بود. فلذا هم فعالان سیاسی سکولار و هم نویسندگان زبان فارسی مدرن، از مفهوم شهادت و حتی از ذکر درگذشت حسین بن علی برای برانگیختن احساس گناه و شورش عمومی استفاده کرده‌اند. در صحنهٔ پایانی کلیدر نیز نیروهای حکومتی، گل‌محمد و اکثر همراهان کلیدی‌اش را قتل‌عام می‌کنند، درست مشابه شهادت حسین بن علی و اکثر اعضای خانواده‌اش در صحرای کربلا. دولت‌آبادی از این تشابه برای برانگیختن احساسات خصومت‌آمیز مردم نسبت به حکومت بهره برده‌است. همان‌طور که در تعزیه‌ها و مجالس روضه‌خوانی، شهادت حسین نقطهٔ اوج ماجرا را شکل می‌دهد، کلیدر نیز در مرحلهٔ کشتار به اوج خود می‌رسد. افزون بر این، رمان در تلاش برای رساندن دو پیام است: اول اینکه اگرچه مبارزهٔ مسلحانهٔ گل‌محمد با شکست مواجه شد، اما آرمان‌هایش، روحش، و جنبشش برای گسترش عدالت همچنان باقی ماند، درست همان‌طور که آرمان‌های حسین بن علی و جنبشش ادامه یافتند؛ دوم آنکه کلیدر به صورت ضمنی خودش را به عنوان جایگزینی برای داستان کربلا مطرح می‌کند. دولت‌آبادی به صورت غیر مستقیم و کاملاً ناخصومت‌برانگیز در تلاش است تا با خلق کلیدر از اهمیت واقعهٔ کربلا بکاهد و در حافظهٔ خوانندگان معاصر جایگاهی ابدی برای کلیدر دست‌وپا کند.[۴۷]
  • بسیاری از جنبه‌های رمان دولت‌آبادی تحسین منتقدین را برانگیخت. پیچیده به تصویر کشیدن شخصیت‌های داستان که نقش حقیقی آن‌ها از طریق ویژگی‌ها و ظاهرشان آشکار می‌شود، توصیفات واضح و دقیق، توانایی فوق‌العادهٔ دولت‌آبادی در تجسم بخشیدن به ویژگی‌های فیزیکی، اجتماعی و سیاسی منطقه، خلق ریتم‌های زبانی و اوج‌گیری‌های تدریجی آن به منظور برجسته نمودن لحظه‌های دراماتیک داستان از نقاط قوت محمود دولت‌آبادی در خلق کلیدر به‌شمار می‌آیند.[۴۸]

مفسرین، کلیدر را نقطهٔ عطفی در تاریخ ادبیات مدرن فارسی می‌دانند؛ بدان حد که یکی از مفسرین، کلیدر را «حماسهٔ زوال» می‌خواند.[۴۹]

  • هوشنگ گلشیری، داستان‌نویس برجسته، یکی از اولین منتقدان جلدهای آغازین کلیدر بود. گلشیری معتقد بود تکنیک‌های سنتی داستان‌گویی شفاهی با احتیاجات و بایسته‌های ژانر رمان هم‌خوانی و سازگاری ندارد و بر این باور بود که کلیدر سیر قهقرایی را در تاریخ تکامل رمان‌نویسی مدرن فارسی پیموده‌است.[۵۰]
  • بهاالدین خرمشاهی در مخالفت با هوشنگ گلشیری مقاله‌ای تحت عنوان (کلیدر و نیالودنش به رمان نو) به نگارش درآورد.
  • بزرگ علوی اعتقاد داشت که رمان کلیدر اطناب دارد، او معتقد بود که قادر است کلیدر را در حجمی کمتر و در یک جلد اطناب‌زدایی و بازنوشت کند به‌گونه‌ای که خود دولت‌آبادی هم آن را بپسندد و از حاصل کار راضی باشد.[۵۱]
  • محمدعلی جمال‌زاده در یکی از نامه‌هایش به دولت‌آبادی می‌نویسد: من رمان‌های زیادی خوانده‌ام. از غربی‌ها خیلی خواندم. تصور نمی‌کنم کسی به حّد دولت‌آبادی توانسته باشد این‌چنین شاهکاری بیافریند. بر من مسلم است روزی قدر و قیمت (کلیدر) را خواهند دانست و به زبان‌های زیادی ترجمه خواهد شد. روزی را می‌بینم که دولت‌آبادی عزیز ما جایزه نوبل را دریافت خواهد کرد. البته ممکن است منِ پیرمرد آن روز نباشم؛ ولی اطمینان دارم ترجمه کلیدر به زبان‌های زنده دنیا، دولت‌آبادی را به جایزه ادبیات نوبل خواهد رساند. کلیدر برترین رمانی است که تاکنون خوانده‌ام.[۵۲]
  • به گفته داریوش شایگان: دولت‌آبادی مثل هر هنرمند راستینی، حساس، پراضطراب و مجروح از درد درون است، دولت‌آبادی بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان ایران معاصر است. او برخلاف انوره دو بالزاک، پنجاه هزار فنجان قهوه ننوشید تا طی بیست سال و به بهای زندگی‌اش بزرگ‌ترین شاهکار ادبی قرن نوزدهم، یعنی کمدی انسانی، را خلق کند. دولت‌آبادی اما موفق شد در عرض پانزده سال و با گذر از نشیب و فرازهای بسیار، یکی از جذاب‌ترین و بزرگ‌ترین حماسه‌های روستایی ایران مدرن را بیافریند، کلیدر را. دولت‌آبادی اهل خراسان است، زادگاه پرآوازهٔ حکمت و ادب ایران. او، هم بزرگی این سرزمین را در خود متبلور ساخته‌است، هم زخم‌های آن را.[۵۳]
  • جمال میرصادقی عقیده دارد، زبان روایی کلیدر که با وام گرفتن از واژگان کلاسیک تاریخ بیهقی آراسته شده با وجود زیبایی‌های زبانی «اغلب با موضوع‌های ساده و مضامین روستایی داستان هماهنگی ندارد».[۵۴]
  • علی‌اشرف درویشیان از محمود دولت‌آبادی به عنوان بنیان‌گذار ادبیات بومی نام برده‌است.[۵۵]
  • جواد مجابی: دولت‌آبادی نماد شرف قلم است، او نماد شرف در مملکت ماست، او نویسنده‌ای مستقل و آزاداندیش است که‌شان قلم را حفظ کرده‌است.[۵۶]
  • مهشید امیرشاهی، رمان‌نویس مشهور، پیکان تیز انتقادهایش را به سوی تحسین‌شده‌ترین جنبهٔ رمان، یعنی زبان آن نشانه گرفته‌است و از نادرست بودن دستورهای زبانی، تلفظ‌ها و املای واژگان کلیدر انتقاد می‌کند. استفاده از اصطلاحات انگلیسی و فرانسوی توسط شخصیت‌های رمان که دایرهٔ واژگانشان احتمالاً خالی از آن وام‌واژه‌هاست و حتی نابهنگامی‌های زبانی از دیگر انتقادات امیرشاهی نسبت به اثر تحسین‌شدهٔ کلیدر است.[۵۷]
  • محمد قوچانی، سردبیر ماهنامه مهرنامه دربارهٔ او می‌گوید: «خُشکم زد وقتی گفت: «آخر من روشنفکر نیستم؛ اهل فکرم»! این را محمود دولت‌آبادی گفت؛ بزرگترین -و دست کم - مشهورترین نویسنده روشنفکر(؟) زندهٔ ایران امروز در برابر پرسش من که حرف‌هایش را در گفتگو به عیار سنت روشنفکری (چپ/ایرانی) شگفت‌انگیز خواندم».[۵۸]

جوایز و افتخارات[ویرایش]

  • نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه ۲۰۱۴
  • برنده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس ۲۰۱۳
  • ترجمه انگلیسی رمان کُلنل، با ترجمه تام پتردیل، نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا ۲۰۱۳[۵۹]
  • برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
  • نامزد دریافت جایزه مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور ۲۰۱۱
  • نامزد دریافت جایزه ادبی آسیایی، برای رمان زوال کلنل ۲۰۱۱[۶۰]
  • دریافت جایزهٔ ادبیات بین‌المللی خانهٔ فرهنگهای جهان برلین ۲۰۰۹[۶۱]
  • برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
  • دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دورهٔ جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
  • برنده لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶

خانه محمود دولت‌آبادی[ویرایش]

خانه پدری محمود دولت‌آبادی که در روستای دولت‌آباد شهر سبزواربزرگ قرار دارد، با نام خانه محمود دولت‌آبادی در تاریخ در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این اثر مربوط به دوره پهلوی می‌باشد.[۶۲]

تمبر یادبود[ویرایش]

از تمبر یادبود محمود دولت‌آبادی هم‌زمان با هفتاد و چهارمین سالگرد تولدش با عنوان (آقای رمان ایران) در زادگاهش سبزوار، رونمایی شد. در این مراسم ضمن چند سخنرانی، برنامه هنری کلیدرخوانی توسط سه نفر از هنرمندان سبزوار برگزار شد.[۶۳]

پانویس[ویرایش]

  1. Ghanoonparvar, “Kelidar”, Iranica.
  2. An Iranian Storyteller’s Personal Revolution
  3. 'کلنل' دولت‌آبادی نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا شد
  4. "طریق بسمل شدن" و "زوال کلنل"
  5. دولت‌آبادی: اهل گله نیستم؛ به این سرزمین تعلق دارم
  6. محمود دولت‌آبادی: دگرگونی فرهنگی را باید در تعادل جست
  7. تأملی در رمان «جای خالی سلوچ » اثر «محمود دولت‌آبادی »؛بازگشت سلوچ در خیال «مرگان »
  8. تأملی در رمان «جای خالی سلوچ » اثر «محمود دولت‌آبادی »؛بازگشت سلوچ در خیال «مرگان »
  9. ادبیات کردی راه خودش را پیدا می‌کند
  10. پی دی اف نشریه ادبیات شماره 62 آذر 1381
  11. مترجمان زبان خاموش تفاهم/ محمود دولت‌آبادی
  12. «بمب فرهنگی ایران» در اسرائیل منفجر شد، بی‌بی‌سی فارسی
  13. رمان «زوال کلنل» دولت‌آبادی، دوباره در گیر قیچی سانسور، دویچه‌وله فارسی
  14. فیروزآبادی، «ترجمه‌های آلمانی»، ۳۴۴–۳۴۵.
  15. Hanaway, “Die alte Erde.”.
  16. THE COLONEL, Melville House Publishing
  17. Ghanoonparvar, “Kelidar”, Iranica.
  18. اطلاعات فیلم گاو
  19. دچار پژواک دولت‌آبادی نمی‌شوم
  20. «زمستان»، سر تعظیمی در مقابل اخوان ثالث و دولت‌آبادی
  21. Emami, “A New Persian Novel”, 85.
  22. «کلنل» محمود دولت‌آبادی جایزهٔ «میخالسکی» سوییس را به‌دست‌آورد
  23. دولت‌آبادی هم شوالیه شد.
  24. محمود دولت‌آبادی، «نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه» را دریافت کرد رادیو فردا
  25. نشان شوالیه هنر و ادب این کشور به محمود دولت‌آبادی، نویسنده نام آشنای ایران تقدیم شد دویچه‌وله فارسی
  26. "وزارت ارشاد هرکسی را که جایزه خارجی می‌گیرد تشویق نمی‌کند" دویچه‌وله فارسی
  27. «کلنل» دولت‌آبادی تسلیم شد
  28. [روشنفکر نیستم و می‌گویم هم «ظریف» می‌خواهیم و هم «قاسم سلیمانی»
  29. دچار پژواک دولت‌آبادی نمی‌شوم
  30. «زمستان»، سر تعظیمی در مقابل اخوان ثالث و دولت‌آبادی
  31. «طریق بسمل شدن» پس از 10 سال مجوز انتشار گرفت
  32. یارشاطر، «بزرگترین رمان»، ۱۰۶.
  33. Ghanoonparvar, “Kelidar”, Iranica.
  34. Emami, “A New Persian Novel”, 85.
  35. An Iranian Storyteller’s Personal Revolution, The New York Times
  36. «بمب فرهنگی ایران» در اسرائیل منفجر شد، بی‌بی‌سی فارسی
  37. رمان «زوال کلنل» دولت‌آبادی، دوباره در گیر قیچی سانسور، دویچه‌وله فارسی
  38. «بمب فرهنگی ایران» در اسرائیل منفجر شد، بی‌بی‌سی فارسی
  39. واکنش محمود دولت‌آبادی به اظهارات معاون وزارت ارشاد درباره «زوال کلنل»، بی‌بی‌سی فارسی
  40. بررسی روزنامه‌های صبح تهران - دوشنبه ۲۸ بهمن، بی‌بی‌سی فارسی
  41. قصۀ پرغصۀ کتاب «زوال کلنل»، رادیو بین‌المللی فرانسه
  42. وزارت ارشاد: رمان «زوال کلنل» مجوز نگرفته‌است، دویچه وله فارسی
  43. این کتاب را نخرید! خبرگزاری الف
  44. Talattof, Politics of Writing in Iran, 77–78.
  45. Talattof, Politics of Writing in Iran, 79.
  46. Talattof, Politics of Writing in Iran, 79.
  47. Talattof, Politics of Writing in Iran, 80.
  48. Ghanoonparvar, “Kelidar”, Iranica.
  49. Ghanoonparvar, “Kelidar”, Iranica.
  50. گلشیری، باغ در باغ، ۳۳–۳۰۷.
  51. بهاالدین خرمشاهی، آثار دولت‌آبادی اکنون نو کلاسیک است، مجله بخارا، سال سیزدهم، شماره۷۶– مرداد–شهریور۱۳۸۹
  52. مجابی: دولت‌آبادی نماد شرف قلم است
  53. شایگان: دولت‌آبادی مثل هر هنرمند راستینی،حساس، پراضطراب و مجروح از درد درون است
  54. میرصادقی، ادبیات داستانی، ۶۸۱.
  55. محمود دولت‌آبادی: ما فرزندان نان و قناعت هستیم
  56. مجابی: دولت‌آبادی نماد شرف قلم است
  57. امیرشاهی، «دربارهٔ کلیدر»، ۷–۱۶۴.
  58. [روشنفکر نیستم و می‌گویم هم «ظریف» می‌خواهیم و هم «قاسم سلیمانی»
  59. «کلنل» دولت‌آبادی نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا شد، بی‌بی‌سی فارسی
  60. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111030_l19_rln_man_literary_prize.shtml محمود دولت‌آبادی نامزد جایزه ادبی بریتانیا شد
  61. . http://www.jadidonline.com/story/31102011/frnk/the_colonel_man_prize
  62. «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بازبینی‌شده در ۱۹/۵/۲۰۱۱. 
  63. تمبر «آقای رمان ایران» رونمایی شد

منابع[ویرایش]