ویلیام اکام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ویلیام اکام
William of Ockham.png
William of Ockham depicted on a stained glass window at a church
زادهٔح. ۱۲۸۵[۱]
Ockham, Surrey، پادشاهی انگلستان
درگذشت۱۳۴۷
مونیخ، بایرن، امپراتوری مقدس روم
دورهفلسفه قرون وسطی
حیطهفلسفه غربی
مکتبفلسفه مدرسی
Voluntarism
نام‌گرایی
علایق اصلی
متافیزیک، معرفت‌شناسی، الهیات، منطق، هستی‌شناسی، سیاست
ایده‌های چشمگیر
تیغ اوکام، نام‌گرایی

ویلیام اکام (به انگلیسی: William of Ockham) (ویلیام اوکامی، ویلیام اهل اوکام) منطق‌دان و فیلسوف انگلیسی بود. او در سال ۱۲۸۵ (میلادی) در دهکده اُکام، در ساری (انگلستان) در جنوب لندن زاده شد. او به احتمال قوی شاگرد دانس اسکوتوس بود. اکام مدتی در پاریس به تدریس مشغول بود و در مبارزه‌ای که میان کلیسا و دولت در جریان بود، به طرفداری از ناسیونالیسم برخاست و در نتیجه مغضوب کلیسا شد و ناچار شد، به حاکم باواریا پناه ببرد. در حقیقت دوره فلسفه مدرسی با اکام پایان می‌پذیرد.

در آغاز دسامبر ۱۳۲۷ (میلادی) میکائیل چزنایی، رهبر فرانسیسی‌ها، وارد آوینیون شد؛ شهری که پاپ یوهانس بیست‌ودوم او را به آن جا احضار کرده بود تا در مورد حملات خود به تشکیلات پاپ در حمایت از فقر اهل انجیل پاسخ دهد. «به خواست چزنایی، اکام هم به بحث فقر علاقه نشان داد. در سال ۱۳۲۸ (میلادی) میکائیل چزنایی به همراه چندین نفر از جمله ویلیام اکام از آوینیون گریخت. در حالی که او و همراهانش به امپراتور لودویگ باواریایی پیوسته و به مونیخ رفته بودند، پاپ این افراد را تکفیر کرد.»

اکام از پیش‌گامان نام‌گرایی است. او حقیقت را در افراد می‌دانست، نه در کلیات و علم را محصول تجربه و مشاهده می‌دانست، نه تخیلات. اکام علم الهیات را یکسره از فلسفه جدا کرد و کوشید علم را از چنگال کلیسا برهاند. مهم‌ترین أثر اکام در فرهنگ روشنفکری نوین به خاطر اصل ایجاز در توصیف و الگوسازی است.جمله معروف او (( احتمال صحیح بودن توضیح ساده تر ،بیشتر است )).این اصل با نام تیغ اوکام معروف است.

ویلیام اُکام در سال ۱۳۴۹ (میلادی)، که مرگ سیاه اروپا را فراگرفته بود، به علت بیماری طاعون درگذشت.


زندگی نامه[ویرایش]

ویلیام اوکام در سال 1287 در اوکهام، ساری به دنیا آمد. اعتقاد بر این است که او سپس از سال 1309 تا 1321 در دانشگاه آکسفورد[۲] الهیات تحصیل کرد،[۳] اما در حالی که او تمام شرایط لازم برای مدرک کارشناسی ارشد در الهیات را تکمیل کرد، هرگز به مقام نایب استاد نائل نگردید.[۴] به همین دلیل، او عنوان افتخاری Venerabilis Inceptor یا «مبتدی ارجمند» را به دست آورد.

در قرون وسطی، احکام الهیات پیتر لومبارد (1150) به یک اثر استاندارد الهیات تبدیل شده بود و بسیاری از علمای الهیات بلندپرواز، تفسیرهایی بر آن نوشتند.[۵] ویلیام اوکهام از جمله این مفسران علمی بود. با این حال، تفسیر ویلیام مورد استقبال همکارانش یا مقامات کلیسا قرار نگرفت.[۶] در سال 1324، تفسیر او توسط مجمع اسقف‌ها به‌عنوان غیرمتعارف محکوم شد، و او به آوینیون، فرانسه دستور داده شد تا در برابر دادگاه پاپ از خود دفاع کند.[۵]

دی دیدی دیگر، که اخیراً توسط جورج کنیش ارائه شده است؛ اوکهام ابتدا در آوینیون به عنوان استاد فلسفه در مدرسه فرانسیسکن منصوب شد و مشکلات انضباطی او هنوز تا سال 1327 آغاز نشده بود.[۷] به طور کلی اعتقاد بر این است که این اتهامات توسط جان لوترل صدراعظم آکسفورد وضع شده است.[۸] وزیر کل فرانسیسکن، مایکل اف سزنا، به آوینیون احضار شده بود تا به اتهامات بدعت پاسخ دهد. از یک کمیسیون الهیات خواسته شده بود که تفاسیر او را بررسی کنند، و در همین حین بود که ویلیام اوکهام خود را درگیر بحث متفاوتی کرد. میکائیل اف سزنا از ویلیام خواسته بود تا استدلال‌های پیرامون فقر حواری را بررسی کند. فرانسیسکن ها بر این باور بودند که عیسی و حواریونش هیچ ملکی به صورت فردی یا مشترک ندارند، و قانون فرانسیس قدیس به اعضای نظم دستور می داد که از این رویه پیروی کنند.[۹] این باعث شد که آنها با پاپ جان بیست و دوم درگیری داشته باشند.

به دلیل حمله پاپ به حکومت فرانسیس قدیس، ویلیام اوکهام، مایکل اف سزنا و دیگر فرانسیسکن های برجسته در 26 مه 1328 از آوینیون گریختند و در نهایت به دربار امپراتور روم مقدس لویی چهارم باواریا پناه بردند. نتیجه آن شد که ایشان درگیر اختلاف با پاپ شدند و از ویلیام حمایت کردند.[۱۰] ویلیام پس از مطالعه آثار جان بیست و دوم و اظهارات قبلی پاپ، با وزیر کل موافقت کرد. ویلیام در ازای پشتیبانی و حمایت، رساله‌هایی نوشت که از امپراتور لوئیس برای داشتن کنترل عالی بر کلیسا و دولت در امپراتوری مقدس روم دفاع می‌کرد.[۱۰] «در 6 ژوئن 1328، ویلیام رسماً به دلیل ترک بدون اجازه آوینیون تکفیر شد.[۴] فلسفه ویلیام اوکام هرگز رسماً به عنوان بدعت محکوم نشد.[۴]

او بخش عمده ای از باقیمانده عمر خود را صرف نوشتن در مورد مسائل سیاسی، از جمله اختیارات نسبی و حقوق قدرت های معنوی و دنیوی کرد. پس از مرگ مایکل سزنا در سال 1342، ویلیام رهبر گروه کوچک معترضان فرانسیسکن شد که با لویی چهارم در تبعید زندگی می کردند. ویلیام اوکام (پیش از شیوع طاعون) در 9 آوریل 1347 درگذشت.[۱۱]

منابع[ویرایش]

  1. https://www.britannica.com/biography/William-of-Ockham. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  2. Spade, Paul Vincent (ed.). The Cambridge Companion to Ockham. Cambridge University Press, 1999, p. 20.
  3. During that time (1312–1317) Henry Harclay was the Chancellor of Oxford and it is believed that William was his pupil (see John Marenbon (ed.), Medieval Philosophy, Routledge, 2003, p. 329).
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ Spade, Paul Vincent. "William of Ockham". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Stanford University. Retrieved 22 October 2006.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Olson, Roger E. (1999). The Story of Christian Theology, p. 350. ISBN 0-8308-1505-8.
  6. Moody, Ernest (2006). "William of Ockham". Encyclopedia of Philosophy. Detroit: Gale.
  7. Knysh, George (1986). "Biographical rectifications concerning William's Avignon period". Franciscan Studies. 46: 61–91. doi:10.1353/frc.1986.0020. JSTOR 41975065. S2CID 162369468.
  8. Hundersmarck, Lawrence (1992). Great Thinkers of the Western World. Harper Collins. pp. 123–128. ISBN 0-06-270026-X.
  9. McGrade, Arthur (1974). The Political Thought of William of Ockham: Personal and Institutional Principles. Cambridge University Press. ISBN 0-521-20284-1.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Olson, Roger E. (1999). The Story of Christian Theology, p. 350. ISBN 0-8308-1505-8.
  11. Gál, Gedeon (1982). "William of Ockham Died 'Impenitent' in April 1347". Franciscan Studies. 42: 90–95. doi:10.1353/frc.1982.0011. JSTOR 41974990.
  • آی کتاب
    • سورندرا وارما (۱۳۸۷قوانین، نظریه‌های علمی و چیزهای دیگر، ترجمهٔ محمدرضا توکلی صابری، تهران: مازیار، ص. ۱۸، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۶۷۶-۷۳-۳