ابن عربی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از محی‌الدین ابن عربی)
ابن عربی
Ibn Arabi.jpg
زادهٔ۲۷ رمضان ۵۶۰[۱]
۷ اوت ۱۱۶۵
مورسیا، اسپانیا
درگذشت۲۲ ربیع‌الثانی ۶۳۸[۲]
۱۰ نوامبر ۱۲۴۰
دمشق
آرامگاهجبل قاسیون، دمشق
محل زندگیسبیا، مکه، دمشق
ملیتعرب اندلس
آثارفصوص‌الحکم، فتوحات المکیه
عنوانالشیخ‌الاکبر، محیی‌الدّین
دورهمُرابطان
دیناسلام
مذهباهل سنت و جماعت طریقت=قادریه
مکتبفلسفه و عرفان

ابن عربی (به عربی: ابن عربي‎) با نام کامل أبو عبدالله محمد بن علی بن محمد إبن عربی الحاتمی الطائی الأندلسی المرسی الدماشقی (زادهٔ ۲۶ ژوئیه ۱۱۶۵ – درگذشتهٔ ۱۶ نوامبر ۱۲۴۰ میلادی) ملقب به محیی‌الدین و ابن عربی و سلطان العارفین، و الشیخ الاکبر و امام العارفین و … دانشور، عارف، شاعر و فیلسوف مسلمان اندلسی بود که در اندیشه اسلامی بسیار تأثیرگذار بود. از ۸۵۰ اثر منتسب به وی، حدود ۷۰۰ اثر معتبر هستند در حالی که بیش از ۴۰۰ اثر هنوز موجود است. آموزه‌های جهان‌شناختی وی جهان‌بینی غالب در بسیاری از نقاط جهان اسلام شد.[۳]

وی در میان اهل سلوک و عرفان با نام‌های الشیخ الاکبر (از اینجا مکتب اکبریه یا اکبریان) و محیی‌الدین ابن عربی در سراسر خاورمیانه معروف است.[۴]

برخلاف تصور بسیاری، هرچند ابن عربی در برخی مباحث، سخنانی از صوفیه را تایید کرده است [۵] ؛ اما در مواردی نیز، به نقد آرایی از صوفیه پرداخته است [۶] و در فتوحات ج۱، ص ۶۱ گفته است که او دیدگاه مستقلی دارد و او تابع دیدگاه صوفیه نیست.[۷]

زندگی[ویرایش]

نقاشی ایرانی مشابه، ابن عربی سوار بر اسب با دو تن از شاگردانش

محیی‌الدین در سال ۵۶۰ ه‍.ق در شهر مرسیه در جنوب شرقی اندلس به دنیا آمد. پدرش علی بن محمد از عالمان فقه و حدیث و تصوف بود و جدش نیز یکی از قضات اندلسی بود.

او قرآن، حدیث، فقه، لغت، ادبیات و تصوف را نزد عالمان عصر آموخت و با ابن رشد فیلسوف اندلسی دیدار کرد. عالی‌ترین دانش‌نامه ابن عربی، کتب فتوحات مکیه و فصوص الحکم است.[۸]

ابن عربی در ۲۲ ربیع‌الثانی ۶۳۸ برابر با ۱۰ نوامبر ۱۲۴۰ در دمشق در سن ۷۸ سالگی درگذشت.

عقاید[ویرایش]

ورود رسمی ابن عربی به سلوک در سنّ ۲۱ سالگی (در سال ۵۸۰ ه‍.ق) روی داد، ولی او به‌زودی و در زمانی اندک بلندآوازه گردید، و مشایخ زمانش به دیدار او شتاب کردند. محیی‌الدّین آثاری گران‌سنگ و پرارزش در شاخه‌های مختلف حکمت و علم پدیدآورد، عرفان را به نوعی، به فلسفه تبدیل کرد، و در نوشته‌هایش عقاید و باورهای بسیاری از مکاتب را به نقد کشید. برخی کوشیده‌اند که با استناد به برخی از نوشته‌هایش، اثبات کنند که او از اهل سنت است؛ و برخی کوشیده‌اند که با استناد به برخی دیگر از سخنانش، او را شیعه قلمدا کنند. حقیقت امر این است که کسی که در هر علمی، تخصص و تبحر و تحقیقات ویژه‌ای داردهمواره نقطه‌نظرهایی دارد که فراتر از دیگران است. در باب معارف نیز، همین گونه است و از این رو، نمی توان محیی الدین را در چهارچوب هیچ گروهی قرار داد.[۹] مهم‌ترین کتاب وی «فصوص‌الحکم» بر مبنای خواب مبشرین است.

ابن عربی از آن افراد نادریست که فرنگی‌ها آن‌ها را Uisionaur یا Halusine می‌نامند که می‌توان آنرا محذوب و مسخّرِ پندار و تصورات گفت، نوعی وحی یا الهام و پندارهایی راجع به عالم بر جان آن‌ها مستولی است و نوعی مأموریت غیبی برای خویش قائلند. این تصور، فرض یا حدس نیست. مکرر در نوشته‌های وی آمده‌است که پیغمبر را در خواب دیده و او را به نوشتن مطلبی امر فرموده یا در عالم رویا به وی وحی شده‌است که فتوحات مکیه را آغاز کند.[۱۰] محیی‌الدین کتاب «فتوحات» را در مکه نوشت، و سپس تمام اوراق آن را بر روی سقف کعبه پهن کرد و گذاشت یک سال بماند تا به واسطه باریدن باران، اگر مطالب باطلی در آن است شسته شود و محو گردد، و حق از باطل مشخص شود. پس از یک سال باریدن باران‌های پیاپی و متناوب، وقتی که اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده کرد که حتی یک کلمه هم از آن شسته نشد.[۱۱]

ابن عربی، کتاب «ترجمان الاشواق» را در ستایش از زیبایی نظام، دختر شیخ خود در مکه یعنی مکین‌الدین اصفهانی به نگارش درآورد و به اثبات این نکته پرداخت که عشق نسبت به زن، با عشق نسبت به مطلق، در یک نقطه به هم می‌رسند.[۸]

وحدت وجود[ویرایش]

اعتقاد به وحدت وجود،اصلی که از اواخر قرن دوم در حوزه صوفیان به‌طور اجمال و ابهام وجود داشت، نقطهٔ محوری اندیشه و کار ابن عربی است. او در دو کتاب بزرگ خود به انواع گوناگون و با استدلال‌های متنوع آن را بسط داده و گوئی مکتبی را بنیان نهاده‌است.[۱۰] تفسیرهای مختلفی از وحدت وجود ارائه شده‌است که یکی از آن تفاسیر، تفسیر ابن عربی است. البته، عرفان پژوهان نیز در جزئیات، در فهم وحدت وجودِ ابن عربی، اختلاف دارند؛ و علی شالچیان ناظر پژوهشگر مطالعات عرفانی و پژوهشگر آثار ابن عربی، در کتاب وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی الدین ابن عربی کوشیده‌است که با استناد فراوان به آثار ابن عربی، فهم دقیق‌تر و بهتری از دیدگاه ابن عربی در مورد وحدت وجود، ارائه کند.

به گفته محسن جهانگیری نویسنده کتاب ابن عربی عالم بزرگ اسلامی عرفان اسلامی پیش از وی بیشتر عرفان عملی و نوعی زهد و بی اعتنایی به زندگانی دنیایی بود، اما عرفان ابن عربی عرفان نظری و عرفان حب و به اصطلاح عشق است. او به راستی بنیان‌گذار عرفان نظری در اسلام است و اصل‌الاصول عرفانش عشق و وحدت وجود است؛ یعنی که مدارهستی بخش و حقیقت هستی، حق تعالی است و جز او حقیقتی و وجودی نیست «لیس فی الدار غیره دیّار».

البته رگه‌هایی از وحدت وجود در آثار عارفان پیش از وی همچون ابوسعید ابوالخیر و حلاج و دیگران دیده می‌شود ولی آن‌ها اکثراً وحدت شهودی بودند نه وحدت وجودی. عارف وحدت شهودی در نهایت مسیرش به جایی می‌رسد، که جز خدا چیزی نمی‌بیند: «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند»، ولی نهایت نظر و سپهر عارف وحدت وجودی این است که جز خدا اصلاً وجودی و موجودی نیست: «لا موجود الا الله».[۱۲][۱۳]

اعیان ثابته[ویرایش]

اعیان ثابته از ارکان عرفان ابن عربی است و خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی او بر این نظریه استوار است.[۱۴] اعیانْ جمع "عین" است و عین به معنای "ذات" می‌باشد. ذاتْ حکایت از وجود دارد؛ امّا این اعیان، نمی‌توانند "وجود خارجی" داشته باشند (زیرا در این صورت، همزمانْ موجود و ازلی (قدیم) خواهند بود و از این مسئله، تعدّد قدما، لازم می‌آید) لذا "اعیان" نه موجودند (زیرا تعدد قدما، باطل است) و نه معدوم مطلق (زیرا که وجودِ علمی دارند؛ یعنی در علم خدا موجودند؛ همان‌طور که یک بنا، پیش از آنکه برپا گردد و وجود خارجی یابد؛ در علم و ذهن مهندس آن، موجود است). ابن‌عربی چنین حالتی که نه موجود و نه معدوم است را "ثبوت" می‌نامد و بدین لحاظ، معلومات ازلیِ حقّ (اعیان) را "ثابت می‌داند.[۱۵]
هر چند که به‌لحاظ معنا سوابقی در تفکرات پیش از او و به‌ویژه در اندیشه معتزله، موجود است. تعابیری کلامی و معتزلی، مانند: شیء ثابت، معدوم ثابت، ثابت ازلی و معدوم ازلی می‌تواند پیشینه اندیشه "اعیان ثابته" به‌حساب آید. به اختصار، بنا بر مشرب ابن‌عربی، علت طرح اعیان ثابته بدین قرار است که: خداوندْ عالِم است و علم او تابع معلومات است؛ امّا از آنجا که علم الهی، ازلی است؛ معلومات وی نیز می‌بایست ازلی باشد؛ ابن‌عربی، این معلومات ازلی را "اعیان ثابته" می‌نامد.
از منظر ابن عربی، هر چیزی که در عالَمِ مُلک پدیدار می‌شود پیش از اینکه در عالَمِ مُلک پدیدارشود، حقیقت و صورتی ثُبوتی در علمِ حضرت حق و در خیالِ ساحتِ وجود و در خیالِ جهان دارد که به آن "عین‌ِ ثابته" گفته می‌شود. به طور خلاصه، می‌توان چنین تعبیر کرد که عین ثابتۀ هر‌کس و هرچیز در واقع، صورت و حقیقتِ ملکوتیِ هرکس و هرچیز است.[۱۶]
درمورد وجه تسمیۀ اعیان ثابته (سبب نامگذاری آن) و همچنین نکته‌ها و ظرایف آن و پاسخ به اشکالاتی در آن باره، به کتاب وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی الدین ابن عربی، به قلم علی شالچیان ناظر، مراجعه شود.[۱۷]

تأثیر عرفان مسیحی بر عرفان ابن‌عربی[ویرایش]

ابن‌عربی میراث‌دار یک سنت عرفانیِ مدید در دنیای اسلامی شرقی و وارث بیش از صد سال تفکر در خودِ اسپانیای مسلمان بود. او به آخرین دورهٔ پیشرفت برنهاد تصوف و عرفان تعلق دارد، و درواقع به آغاز شدن آن کمک می‌کند، که به وحدتیه معروف است. در اندیشهٔ وی، هدف عرفانی صوفی و عارف بر یک فلسفهٔ یگانه‌انگاری وجودی بنا نهاده شده‌است. ابن‌عربی در ابتدا به‌عنوان عضوی از مکتب تصوفِ سویا بود.[۱۸] ابن‌عربی از گروهی از صوفیان سخن می‌گوید که به دنبال تجربهٔ یک زندگی زاهدانه و عارفانه با الهام از مسیح بودند، و به نام مسیح خوانده می‌شدند.[۱۹] نوشته‌های دیونیسوس آریوپاگوسی مجعول با کتابچه‌ای از تجربیات دینی، عرفان مسیحی را مجهز کرد، که در دنیای اسلام نیز معروف شد. ابن‌عربی به دنبال این بود که به تصوف، بر اساس فهم خود از خدا و جهان پیرامونش، بنیانی فلسفی بدهد.[۲۰]

وی از بعضی جهات تلقی مَدرسی از خدا را دنبال می‌کند، زیرا از او به‌عنوان مطلق و واجب‌الوجود سخن می‌گوید، که ذات و وجودش یکی است، اما درعین‌حال ایدهٔ آفرینش ضروری را نیز مطرح می‌کند. از آنجا که در اندیشهٔ ابن‌عربی آفریده‌ها و آفریننده یکی هستند، صوفی باید پاسخ دهد که چه چیز جهانِ محسوسِ هستی را، چنانچه شناخته‌شده‌است. جهانی که ابن‌عربی فرض می‌گیرد تنها یک واقعیت است که در آن خدا نه به‌عنوان علت پیدایش آن، بلکه صرفاً ذات آن است. ابن‌عربی محمد را به‌مثابه انسان کامل، علتِ آفرینش و آخرین نمونه‌اش می‌داند. هم‌زمان طرز برخوردی مدارا آمیز نسبت به سایر ادیان مطرح می‌کند.[۲۱] بنا بر متافیزیکِ ابن‌عربی، صوفی پیش از این هم با خدا یکی بوده‌است، اما آنچه که در این بالاترین حالتِ وجد و خلسه رخ می‌دهد، دریافت معرفت عرفانی است که اجازه می‌دهد او به صورت یک فردِ مَحرَم، وحدتی را که جزئی از آن است، بفهمد و تجربه کند.[۲۲] درست همان‌طور که ابن‌عربی بر وحدتی که باید در واقعیت یافت شود تأکید کرد، هنگامی که روح به خدا نائل آمد، سنت یوهان نظراتی مشابه دارد و از فانوس‌های بسیارِ روح سخن می‌گوید که به هم می‌پیوندند.[۲۳] در مقایسهٔ بین عرفان اسلامی و مسیحی، فوراً می‌توان دید که هر دو از سرچشمه تصورات معنوی مشترکی بهره جسته‌اند که از دنیای هلنیستیک به ارث رسیده بود. هر دو دارای اصل لوگوس هستند و هر دو برای شخصی که وحدت با خدا را می‌جوید برنامه‌ای ارائه می‌کنند که پیشرفت از زندگی زاهدانه به زندگی عارفانه را ممکن می‌سازد که با تجربه مستقیم خدا به حد اعلا می‌رسد. ابن‌عربی به مسلمانان مشتاق هشدار می‌دهد «از خداوند چیز دیگری غیر از خودش مجویید».[۲۴]

ابن عربی از نگاه دیگران[ویرایش]

با کثرت مخالفان و با آنکه بسی از علمای بزرگ سنت و جماعت به تکفیر وی برخاسته‌اند اما دانشمندان به نامی چون فخر رازی، ابن سعد یافعی، سعدالدین حموی، عبدالرزاق کاشانی، فخرالدّین عراقی و شعرانی و شیخ بهایی از معتقدان وی بوده و در شرح و تفسیر عقاید او کتاب‌ها نوشته‌اند.[۱۰] برخی از دیدگاه‌ها در مورد وی از این قرارند:

  • ملاصدرا: منشأ دیگر تحول دینی در جهان اسلام به حتم عارف کبیر ابن عربی است، که واضع عرفان نظری در جهان اسلام است که به عقیده حقیر [ملاصدرا] اگر باعث رنجش اهل فلسفه نشود مقامی عظیم تر از بوعلی و فارابی دارد.
  • سید علی قاضی: از میان عرفاً و واصلان کوی حقیقت، محیی‌الدین بن عربی در معرفت نفس و شهود باطنی فردی بی‌نظیر بود. بعد از مقام نبوت در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محیی‌الدین عربی نیست و کسی به او نمی‌رسد.[۲۵]
  • علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان: در اسلام هیچ‌کس نتوانسته‌است یک سطر مانند محیی‌الدین [ابن عربی] بیاورد.[۲۶][۲۷]
  • سید روح‌الله خمینی در نامه به گورباچف: دیگر شما را خسته نمی‌كنم و از كتب عرفا و بخصوص محیی‌الدین ابن عربی نام نمی‌برم؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگ‌مرد مطلع گردید تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در این گونه مسائل قویا دست دارند راهی قم گردانید تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد. [۲۸]
  • حسن‌زاده آملی: فصوص و فتوحات [کتب ابن عربی] را باید از کرامات خاص به او [ابن عربی] دانست: ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ[۲۹] (این نعمت خداست که به هر که خواهد ارزانیش می‌دارد).[۳۰]
  • جوادی آملی: محیی‌الدین [ابن عربی] در بین معاریف اهل عرفان بی‌همتا و در عمودین زمان خویش (از گذشته تا کنون) بی‌نظیر می‌باشد. بسیاری از مبانی حکمت متعالیه وامدار عرفانی است که ابن عربی پایه‌گذار نامدار آن می‌باشد.[۳۱][۳۲]
  • مرتضی مطهری: مظهر و نماینده کامل عرفان اسلامی، که عرفان را به صورت یک علم مضبوط درآورد و پس از او هر کس آمده تحت تأثیر شدید او بوده‌است، محیی‌الدین ابن عربی است.[۳۳]
  • علی دشتی: محی‌الدّین دانشمندی است پرمایه و پرکار، اندیشه‌ای دارد پوینده و پرجولان و ذهنی انباشته از معلومات و تصورات.[۱۰]

آثار ابن عربی[ویرایش]

مقالهٔ اصلی: آثار ابن عربی

ابن عربی را نویسنده‌ای پرکار ذکر کرده‌اند که آثار زیادی را از خود برجای نهاده‌است. مهم‌ترین آن‌ها بدین قرارند:

  • فتوحات مکیه تصحیح و ترجمه محمد خواجوی؛ تهران: انتشارات مولی.
  • فصوص‌الحکم تصحیح و ترجمه محمد خواجوی؛ تهران: انتشارات مولی. ترجمه علی شالچیان ناظر؛ تهران: انتشارات الهام.
  • دیوان ابن عربی
  • الإعلام بإشارات أهل الإلهام ترجمه و شرح علی شالچیان ناظر؛ تهران: انتشارات سلوک ما
  • ترجمان‌الاشواق ترجمه امیرحسین الهیاری؛ تهران: انتشارات مولی.
  • عنقاء مغرب فی ختم الاولیا و الشمس المغرب ترجمه امیرحسین الهیاری؛ تهران: انتشارات مولی.
  • انشاء الدوائر ترجمه محمد خواجوی؛ تهران: انتشارات مولی.
  • عقله المستوفز ترجمه محمد خواجوی؛ تهران: انتشارات مولی.
  • مواقع النجوم تصحیح و ترجمه محمد خواجوی؛ تهران: انتشارات مولی.
  • کتاب الحکمة (کتاب الحِکَم). ترجمه و شرح علی شالچیان ناظر؛ تهران: انتشارات سلوک ما

ترجمه فصوص الحکم[ویرایش]

  • محمد خواجوی، نشر مولی[۳۴][۳۵][۳۶]
  • محمّدعلی موحّد و صمد موحّد، (فقط ترجمه ۱۰ فصل از ۲۷ فصل) نشر کارنامه[۳۷]
  • علی شالچیان ناظر، (ترجمه کامل) انتشارات الهام.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ابن عربی، سلیمان اولوداغ، ترجمهٔ داوود وفایی، ص ۶
  2. ابن عربی، سلیمان اولوداغ، ترجمهٔ داوود وفایی، ص ۴۳
  3. Ibrahim Kalin, Salim Ayduz The Oxford Encyclopedia of Philosophy, Science, and Technology in Islam, Band 1 Oxford University Press 2014 شابک ‎۹۷۸۰۱۹۹۸۱۲۵۷۸ p. 162
  4. www.wdl.org (به انگلیسی) https://www.wdl.org/en/item/7437/. {{cite web}}: Missing or empty |title= (help)
  5. فصوص الحکم، اثر ابن عربی، ترجمه علی شالچیان ناظر، انتشارات الهام، چاپ اول ص ۱۹۲.
  6. فصوص الحکم، اثر ابن عربی، ترجمه علی شالچیان ناظر،ص ۱۹۲.
  7. ترجمه و شرح کتاب الحکمة، اثر ابن عربی، به قلم علی شالچیان ناظر، انتشارات سلوک ما، چاپ اول ص ۱۵۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ PARHA-NP.V.5.1.1. «تجلی فمینیسم بر شیخ اکبر؛ ابن عربی». روزنامه سراسری سایه. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۷.
  9. فصوص الحکم، ترجمه علی شالچیان ناظر، ص ۱۹.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ دشتی، علی (مرداد ۱۳۵۴). «محی‌الدین بن‌العربی». یغما. ۲۸ (۵ (پیاپی ۳۲۳)): ۵۱۳-۵۱۷.
  11. «کتاب روح مجرد / قسمت پانزدهم: نظر قاضی در مورد تشیع محیی‌الدین و مولوی، شعر حافظ و ابن فارِض، ارتباط بین توحید و ولایت، سیر سلوک در مذاهب و ادیان دیگر، عرفای غیر شیعه، تح…». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ آوریل ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۰۸.
  12. مصاحبه با دکتر محسن جهانگیری
  13. محیی‌الدین ابن عربی[پیوند مرده]
  14. دکتر محسن جهانگیری، محی الدین ابن عربی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۸۶
  15. ابن عربی وارث انبیاء ویلیام چیتیک، ترجمه: هوشمند دهقان ص۷۰ از پاورقی مترجم.
  16. وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی الدین ابن عربی، به قلم علی شالچیان ناظر، تهران: انتشارات سلوک ما، چاپ اول، 1400، ص ۱۶۴-۱۶۳ .
  17. وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی الدین ابن عربی، به قلم علی شالچیان ناظر، ص ۱۷۹ -۱۶۲.
  18. ابن‌عربی و عرفان قرن شانزدهم اسپانیایی. چارلز ای. فرازی. برگردان: ناهید خاصی. مجله فلسفی ۴۲، شماره ۱۱، مهر ۱۳۹۸
  19. Al Futuhat, I, 289, quoted in Miguel Asin Palacios, El Islam Cristianozado (Madrid, 1931), pp. 18, 125.
  20. ابن‌عربی و عرفان قرن شانزدهم اسپانیایی. چارلز ای. فرازی. برگردان: ناهید خاصی. مجله فلسفی ۴۲، شماره ۱۱، مهر ۱۳۹۸
  21. همان
  22. Affifi, op. cit,, p. 105 ff. ; Palacios, op. cit. , p. 162 ff.
  23. ابن‌عربی و عرفان قرن شانزدهم اسپانیایی. چارلز ای. فرازی. برگردان: ناهید خاصی. مجله فلسفی ۴۲، شماره ۱۱، مهر ۱۳۹۸
  24. همان
  25. دریای عرفان، شرح حال سید علی قاضی، ص ۳۲.
  26. شرح منظومه، ص ۲۳۹.
  27. مهر تابان، یادنامه علامه طباطبایی، ص ۲۶۳.
  28. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ آوریل ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳.
  29. «سوره جمعه آیه ۴».
  30. احیاگر عرفان: پژوهشی در زندگی و مذهب ابن عربی، بدیعی، ص ۲۱۵.
  31. آوای توحید: جوادی آملی، ص ۷۸
  32. آوای توحید، آیت‌الله جوادی آملی، ص ۸۲
  33. مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۵، ص ۱۵۰
  34. http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=24668
  35. http://www.iranfarhang.com/BooksByGenerator.aspx?Generator=2481
  36. http://iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=186103[پیوند مرده]
  37. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ آوریل ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳.

منابع[ویرایش]

  • مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، تألیف شمس‌الدّین محمّد لاهیجی (۹۱۲ هجری قمری)، با مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا برزگر خالقی، و عفّت کرباسی، انتشارات روزبه، تهران، بهار ۱۳۷۸
  • فصوص الحکم، ترجمه علی شالچیان ناظر، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۹۳.
  • Nasr, Seyyed Hossein, and Leaman, Oliver (eds), History of Islamic Philosophy, Ansarian Publications - Qum, Iran, 1993. ISBN 964-438-307-9

پیوند به بیرون[ویرایش]

برای اطلاعات بیشتر[ویرایش]