امرؤالقیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اِمرُؤُالقَیس فرزند حُجر (در حدود ۸۰ تا ۱۳۰ قبل از هجرت، برابر با حدود ۴۹۶ تا ۵۴۴ م)،[۱] نام کامل وی اِمرُؤُالقَیس بن حُجر بن الحارث بن عمرو بن حُجر آکل المرار بن معاویة بن ثور الکندی بود. او از قبیلهٔ آل کِنده بود.[۱][۲]

کُنیتش «أبووَهب» یا «ابوالحارث»، گفته‌اند اسمش «جَندَح» و اِمرُؤُالقَیس لقب گرفته‌است، و معنایش به عربی «رجل الشّدة»، یعنی مرد بردبار است.[۳] امرُؤُالقَیس ابوالحارث جندح بن حجر کندی (ملک ضلیل) در حدود یک قرن قبل از اسلام می‌زیست.

زندگی[ویرایش]

«اِمرُؤُالقَیس» در اوایل قرن ششم میلادی در نَجد متولد شد. مادرش، فاطمه بنت ربیعه بن الحارث، خواهر کلیب و مهلهل «زیر سالم» است.[۴][۵] «اِمرُؤُالقَیس» از معروف‌ترین شعرای عرب جاهلی است. وی از فُحولِ شعرای عرب، بلکه از متقدمینِ آنهاست، و یکی از مشهورترین شعرای «المُعَلَّقات السَّبع»، یعنی «اصحاب معلقات سَبع» است. «اصحاب معلَّقات سبع» هفت تن از شاعران روزگار جاهلیت عرب بودند که هر یک قصیده‌ای غَرّا سرودند و برحسب رسم معمول آن دوران، آنها را از در کعبه آویختند که واردشوندگان آنها را ببینند و مایهٔ شهرت و افتخار آنان گردد، و همین قصاید است که در السنهٔ اهل علم به «سبعهٔ معلَّقه» و «معلَّقات سبع» مشهور است. این قصاید بارها چاپ شده‌است و شرح‌های بسیار بر آنها نوشته‌اند و به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند. هر قصیده از قصاید معلَّقات شامل ۸۱ تا ۱۰۰ بیت است. از جمله هفت تنِ آن شعرا عبارتند از:

مَطلَعِ معلَّقه[ویرایش]

قَِفا نَبکِ من ذکری حبیبٍ وَمَنزلِ بسِقطِ اللِّوی بَینَ الدَّخولِ فَحَوْمَلِ
فتوضحِ فَالمِقراةِ لم یَعْفُ رَسْمُها لما نسَجتْها من جَنوبٍ وشَمألِ
تری بَعَرَ الآرآمِ فی عَرَ صاتِها وقیعانها کَأنّهُ حبُّ فُلفُلِ
کأنیِ غَداةَ البَینِ یوم تَحَملّوا لدی سَمُراتِ الحَیّ ناقِفُ حنظلِ
وُقوفاً بها صَحْبی عَلَیَّ مَطِیَّهمْ یقولونَ لاتَهتِکْ أسیً وتَجَمَّلِ
وان شِفائی عَبْرَةٌ مُهَراقَةٌ فهلْ عند رَسمٍ دارِسٍ من مُعَّولِ
کدأبکَ من أمّ الحُوَیرِثِ قبْلها وجارَتِها أمّ الرَّبابِ بمَأسَلِ
اذا قامَتا تَضَوّعَ المِسْکُ مِنْهُما نسیمَ الصَّفا جاءتْ بَریاح اَلقَرَنْفُلِ
ففاضَتْ دُمُوع العَینِ مِنی صَبَابَةً علی النَّحر حتی بلَّ دَمعی مِحمْلیِ
ألا رُبَّ یومٍ لک مِْنهُنَ صالِحٍ ولا سَّیما یومٍ بدارَةِ جُلجُلِ
وَیوْمَ عَقَرْتُ للعذاری مَطیّتی فیا عَجَباً من کورِها الُمتَحَمَّلِ
فظلَّ العذاری یرتمینَ بلَحمِْها وشحمٍ کهُداّب الدَّمَقش المُفتّلِ
ویومَ دخلتُ الخِدرَ خِدرَ عُنَیزَةٍ فقالتْ لک الوَیلاتِ انّک مُرْجِلی
تقولُ وقد مالَ الغَبیطُ بنا معاً عَقَرْتَ بَعیری یَا امرُؤالقَیسِ فَانزِلِ
فَقُلْتُ لَها سِيْرِي وأَرْخِي زِمامَـهُ ولاَ تُبْعـِدِيني مِنْ جَناكِ المُعَلَّـلِ

أجداد اِمرُؤُالقَیس از اشراف عرب بوده‌اند. پدرش فرمانروا بر دو قبیلهٔ بزرگِ نجد بود، (قبیلهٔ بنی أسد و قبیلهٔ غَطفان).[۶] وی را «مَلِک حُجر آکل المرار الکندی» می‌خواندند. وی پنجمین مَلِک از ملوک «مملکت آلکنده»[۶] در شبه‌جزیرهٔ عربستان بوده‌است.

اِمرُؤُالقَیس مردی عشرت‌جو و کامران بود و در عیش و باده‌گساری بود که خبر کشته‌شدن پدرش به دست طایفهٔ بنی اسد رسید. جملهٔ معروف "الیوم خمر و غدا امر" را گفت و به جنگ بنی‌اسد رفت. کاری از پیش نبرد. برای استمداد به روم رفت و در شهر آنقره (آنکارا) وفات یافت. داستان وی با تصرفی فراوان در مثنوی معنوی آمده‌است. [۷][۸]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دیوان امریء‌القیس، چاپ دار صادر، بیروت لبنان، ۱۹۸۶ م
  2. البرقوتی، عبدالرحمن، رکاظ، شُعَراء ما قَبل الإسلام، دار‌العلم للملایین: ۱۹۸۸ م (به عربی)
  3. شرح دیوان اِمرُؤُالقَیس، چاپ سوم، الصّقر للطّباعة والنّشر، ۱۹۸۹ م
  4. شرح دیوان اِمرُؤُالقَیس، چاپ سوم، الصّقر للطّباعة والنّشر، چاپ ۱۹۸۹ م
  5. دکتر الغنیم، یوسف، عبدالله شعراء المعلَّقات، دار المشرق العربی، بیروت، چاپ ۱۹۸۵ م
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ دکتر جبرائیل، جبور، سلیمان، الأمراء والقبائل دار‌العلم للملایین: بیروت، چاپ اول، ۱۹۸۸ م (به عربی)
  7. تفسیر مثنوی. جلال‌الدین همایی. نشر هما. تهران، ۱۳۶۶
  8. المری، شاهین، طلحة شعراء عصر الجاهلی، دار‌الهلال، بیروت، ۱۹۷۵ م

منابع[ویرایش]

  • دیوان إمریءالقیس، چاپ دار صادر، بیروت لبنان، ۱۹۸۶ م.
  • شرح دیوان اِمرُؤُالقَیس، چاپ سوم، الصّقر للطّباعة والنّشر، ۱۹۸۹ م.
  • دکتر الغنیم، یوسف، عبدالله شعراء المعلَّقات، دار المشرق العربی، بیروت، ۱۹۸۵ م.
  • الحبیب، علی، محمد المختار من أجمَلِ الأشعار، دار الرّاوی، بیروت، ۱۹۹۵ م.
  • المری، شاهین، طلحة شعراء عصر الجاهلی، دارالهلال، بیروت، ۱۹۷۵ م.
  • دکتر جبرائیل، جبور، سلیمان، الأمراء والقبائل دار العلم للملَایین: بیروت، چاپ اول، ۱۹۸۸ م (به عربی).
  • البرقوتی، عبدالرحمن، رطاظ، شُعَراء ما قَبل الإسلام، دار العلم للملَایین: ۱۹۸۸ م (به عربی).
  • تفسیر مثنوی. جلال‌الدین همایی. نشر هما. تهران، ۱۳۶۶ خ.

جستارهای وابسته[ویرایش]