تاریخ طبری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم والملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار و محقق مسلمان ایرانی در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمده‌است و یکی از بزرگترین و معتبرترین منابع دوره اسلامی است. طبری نویسندهٔ مشهورترین، مهم‌ترین و ارزشمندترین مجموعه‌های مفصل تاریخ عمومی اسلام و جهان به شمار می‌آید. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی می‌پردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی می‌پردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام، محمد می‌پردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی (مقارن با هجرت به مدینه) به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۲۹۳ هجری شمسی را در بر می‌گیرد.[۱]

Tarikh al-Tabari.jpg

تاریخ طبری شامل دو بخش کلی است:

  • تاریخ پیش از اسلام: بخش پیش از اسلام مشهورترین، مهمترین قسمت آن است و نویسنده این بخش از کتاب را پس از پایان تفسیر طبری (تفسیر قرآنش) تألیف نمود.
  • پس از اسلام: در تاریخ پس ازاسلام این کتاب، نویسنده وقایع را به صورت وقایع نگاری نقل می‌کند. این بخش (پس از اسلام) خود مشمل بر سه بخش جداگانه دیگر است.

نکته در خور توجه این است که طبری از چه سالی شروع به نوشتن کتابهای خود کرده‌است ؟! برخی می‌گویند که او در سال ۲۱۰ ه. ق شروع به تحریر کتاب خود کرده است و برخی روایت‌ها حاکی از آن است که طبری بخش تاریخ عباسیان را در کتاب جداگانه‌ای به نام القطعین تألیف کرده است و این خود نشان دهنده این است که طبری تاریخ خود را فقط تا پایان دوره عباسیان نوشته است.

تاریخ طبری دارای ۱۶ جلد و مرجع عمده تاریخ ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب مأخذ عمده بسیاری از کسانی واقع شده‌است که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیده‌اند. همچنین تاریخ طبری در ۵ جلد چاپ شده که این را جزئیات می‌نامند

شیوه نگارش تاریخ طبری[ویرایش]

طبری در نگارش هر دوره ابتدا مهم‌ترین حوادث آن دوره را ذکر کرده و سپس به ذکر جزییات آن حادثه پرداخته است. روشی که طبری در شیوه نگارش خود بکار برده یعنی همان تاریخ گذاری یا واقعه نگاری، روشی بی‌سابقه نبوده و تاریخ نگاران دیگری مانند یعقوبی و هثیم بن عدی نیز از این روش استفاده کرده‌اند. اما به لحاظ کیفی آنها را با تاریخ طبری نمی‌توان مقایسه کرد. در بخش‌هایی از تاریخ طبری به خصوص دوره‌های قبل از اسلام و دوره‌های نخستین اسلامی به دلیل نبود منابع معتبر در مقایسه با ابن اثیر مطالب ملال آور بوده‌اند برخی حتی عقیده دارند که نمی‌توان طبری رابه عنوان یک تاریخ نگار واقعی دانست زیرا او تنها به جمع‌آوری حوادث پرداخته است. حتی کمی مطالب در اواخر کتاب او را نمی‌توان ناشی از پیری دانست..

منابع ومآخذ مورد استفاده در نگارش تاریخ طبری[ویرایش]

از اینکه محمد بن جریر طبری از چه منابع ومآخذی استفاده می‌کرده به خصوص برای ذکر وقایع دوره‌های قبل از اسلام که منابع چندان معتبری از آن در دسترس نیست با عباراتی مانند <حدثنی >،<حدثنا>،<قال> و در مواردی برای ذکر صیغه مجهول با عنوان<ذکر عن…> یاد می‌کرد اما وی مشخص نکرده که کدام منابع دقیقاً مکتوب هستن یا شفاهی. وبرای نگارش تاریخ انبیا و پیامبران هم از قران استفاده کرده وهم از آثار وهب بن مبیته وابن اسحاق که اهل کتاب بوده‌اند استفاده کرده است.

دوره باستان[ویرایش]

یکی از منابع مهم وی برای تحریر این دوره از تاریخ ایران که بخش مهمی محسوب می‌شود نوشته‌های هشام بن محمد کلبی بوده است. از دیگر منابع او می‌توان خدای نامه‌ها را نام برد. او برای ذکر تاریخ آفرینش تنها به منابع یهودی و مسیحی بسنده نکرده و از منابع ایرانی نیز بهره برده است.

طبری و نگاهش به دوره ساسانی[ویرایش]

طبری در رابطه با تاریخ زمان ساسانی مطالب را گسترده‌تر نگاشته است؛ ولی در این قسمت‌ها به غیر از قسمت‌هایی که از روایتگران مسلمان نقل می‌کند. در این باره منابع طبری با منابع راویان مسلمان برابری می‌کند که این نشانگر آن است که منبع راویان مسلمان و طبری منابع مشترک ایرانی است. طبری در این قسمت به تفصیل نسب‌ها و تاریخ ایرانیان و غیر ایرانیان (انیرانیان) را با جزئیات نسب دقیق ذکر می‌کند که این امر باعث برتری تاریخ طبری به تاریخ‌های هم سنگ خود در این زمینه‌است. همچنین وی از آوردن مطالبی که مضامین «شعوبی و رنگ حماسی» دارند پرهیز کرده که از این جمله می‌توان به عدم پرداخت وی به مسائلی همچون زندگی خسرو پرویز و یا از این دست اشاره نمود.[۲]

سیره نبوی در تاریخ طبری[ویرایش]

طبری برای این بخش از آثار اشخاصی مانند ابن‌اسحاق زهری، ابو مخنف، ابوالحسن مداعنی استفاده کرده‌است. اما بخش دیگر تاریخ اسلام که پس از رحلت پیامبر است و به رده معروف است وهمچنین جنگ‌های علی ابن ابیطالب از روایات ابن اسحاق، واقدی، ابو مخنف وعمر بن سیف تمیمی است که این روایات را در برخی از ادله‌های عتمی قبول نمی‌کنند اما می‌توان گفت که روایات عمربن سیف تمیمی از بیشتر روایات صحت بیشتری دارد.

ترجمهٔ فارسی کتاب[ویرایش]

تاریخ طبری را ابوعلی بلعمی به فارسی ترجمه و تلخیص کرده‌است و چون از خود مطالب دیگری افزوده‌است و تغییرات دیگری نیز داده‌است، کتاب او نسبتاً تألیفی نو به حساب می‌آید و به نام خود او تاریخ بلعمی نامیده شده‌است.

تاریخ طبری را نیز «ابوالقاسم پاینده» در سال ۱۳۵۲ ترجمه و توسط انتشارات بنیاد فرهنگ در ۱۵ جلد منتشر نمود. پس از انقلاب این کتاب در ۱۶ جلد توسط انتشارات اساطیر در سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ چاپ و عرضه شد. نکته طبری در بیان مطالب از مقایسه مطالب از دید ادیان مختلف نیز پرداخته است. مثل نظر ابن‌عباس و نظر علمای یهود، نظر علمای مسیحی، و نظر علمای زرادشتی.

منابع کتاب[ویرایش]

شیوه نگارش تاریخ طبری، گرد آوری نقل قول‌ها بوده‌است، اما این کار بی‌هیچ گزینش صحیحی صورت گرفته‌است تا جایی که نقل قول‌هایی از اشخاصی چون سیف بن عمر در آن به چشم می‌خورد که مورد رد بسیاری از محققان قرار گرفته‌است.[۳] منبع طبری برای دوران زندگی پیامبر اسلام، مورخین اهل مدینه قرن هشتم میلادی بود. البته تأثیرات فرهنگ قبل از اسلام نیز در نوشته‌های این مورخین ملاحظه می‌شود.[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ “al-Tabari”. Britannica. 2008. Retrieved 2017-03-01. 
  2. آذر آهنچی
  3. «تاریخ‌نویسی و تاریخ‌نویسان». در منابع تاریخ اسلام. انصاریان، ۱۳۸۲.  |شابک=ISBN 964-438-010-X

برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]