نقشبندیه
لحن یا سبک این مقاله بازتابدهندهٔ لحن دانشنامهای مورد استفاده در ویکیپدیا نیست. (ژوئن ۲۰۱۶) |
| کوتهنوشت | نقشبندیه |
|---|---|
| تأسیس | سدۀ ۱۴ م. |
| نوع | تصوف |
افراد کلیدی | بهاءالدین محمد نقشبند |


طریقت نقشبندیه یکی از مهمترین و گستردهترین سلاسل صوفیه در جهان اسلام است که بنیانگذار معنوی آن خواجه بهاءالدین محمد نقشبند بخارایی (۷۱۸–۷۹۱ هجری قمری / ۱۳۱۸–۱۳۸۹ میلادی) شناخته میشود. این طریقت ریشه در سلسله خلفای معنوی دارد که از امام جعفر صادق علیهالسلام آغاز میشود و از طریق ابویزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، عبدالخالق غجدوانی و ارواح دیگر به خواجه بهاءالدین میرسد. نام «نقشبند» یا به معنای کسی که نقش باطن را در دل مریدان میاندازد یا به حرفه نقشبندان (حکاکی روی سنگ) اشاره دارد که نماد حکاکی ذکر و معرفت در قلب است. نقشبندیه به خاطر تأکید شدید بر ذکر خفی (ذکر قلبی بدون حرکت زبان) و روش «خلو در انجمن» (در میان مردم بودن ولی دل در خلوت خدا داشتن) از دیگر طرق متمایز است و برخلاف بسیاری از سلاسل صوفیه مانند قادریه یا چشتیه، سماع با موسیقی و رقص را جایز نمیداند و آن را از اصول خود دور کرده است. اصول یازدهگانه نقشبندیه که عبدالخالق غجدوانی وضع کرد و خواجه بهاءالدین آن را پذیرفت و تکمیل کرد، عبارتند از هوش در دم (آگاهی کامل به هر نفس)، نظر بر قدم (نگاه به پایین برای پرهیز از تفرج و چشمچرانی)، سفر در وطن (سلوک باطنی نه ظاهری)، خلو در انجمن (حضور در جمع ولی دل در خلوت)، یادکرد (ذکر دائمی قلبی)، بازگشت (هر لحظه بازگشت به خدا پس از غفلت)، نگهداشت (حفظ حضور قلب)، یادداشت (یاد خدا در هر لحظه)، توجه (تمرکز کامل بر خداوند)، یقظه (بیداری از غفلت) و رابطه (ارتباط قلبی دائم با مرشد و سلسله). روش ذکر در نقشبندیه کاملاً خفی و قلبی است و مرید قلب خود را به قلب مرشد وصل میکند تا ذکر از قلب مرشد به قلب او منتقل شود و این همان «رباط قلب» یا «نفس به نفس» است که از ویژگیهای بارز این طریقت محسوب میشود. نقشبندیه در زمان خواجه بهاءالدین و پس از او در ماوراءالنهر، خراسان، هند، ترکیه، قفقاز، چین و آسیای مرکزی گسترش یافت و شاخههای متعددی مانند احسنیه، مجددیه، خالدیه و مولویه از آن منشعب شد. طریقت نقشبندیه در دوره عثمانی و صفوی نقش مهمی در حفظ هویت اسلامی در برابر فشارهای سیاسی و مذهبی داشت و در قرن نوزدهم و بیستم در مقابله با استعمار و کمونیسم در آسیای مرکزی و هند فعال بود. از نظر اعتقادی، نقشبندیه در چارچوب اهل سنت قرار دارد و به اصول اشعری یا ماتریدی در کلام و فقه حنفی یا شافعی پایبند است، اما به دلیل تأکید بر محبت به اهلبیت علیهمالسلام و زیارت ائمه، در برخی مناطق (مثل ازبکستان، تاجیکستان و ایران) با شیعیان همپوشانی فرهنگی پیدا کرده و برخی شیعیان نیز به شاخههای آن گرایش پیدا کردند. با این حال، نقشبندیه اصلی هیچگاه اعتقاد به امامت اثنیعشری، غلو در ائمه یا رد خلفای راشدین نداشته و در منابع اصلی خود از صحابه و خلفا با احترام یاد میکند. از نظر فقهی، نقشبندیه به شدت بر شریعت تأکید دارد و هرگونه خرق عادت یا کرامت را تنها در صورتی میپذیرد که مخالف شریعت نباشد و در خدمت ذکر و تقوا باشد. امروزه طریقت نقشبندیه در کشورهای ترکیه (نقشبندیه خالدیه)، سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، هند، اندونزی، مالزی، چین (سینکیانگ) و کشورهای آسیای مرکزی فعال است و شاخههای متعددی دارد که برخی از آنها مانند نقشبندیه مجددیه و نقشبندیه خالدیه بیشترین پیروان را دارند. طریقت نقشبندیه به دلیل روش ذکر خفی، پرهیز از سماع ظاهری، تأکید بر شریعت و حضور در جامعه بدون انزوا، یکی از معتدلترین و پایدارترین سلاسل صوفیه در تاریخ اسلام باقی مانده و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و معنویت اسلامی در مناطق وسیعی از جهان گذاشته است.
مروجان این طریقت
[ویرایش]بهاءالدین نقشبند را نمیتوان بنیانگذار و مؤسس این طریقت برشمرد. طریقت او در حقیقت دنبالهٔ طریقت خواجگان است. طریقه و سلوکی که خواجه یوسف همدانی (۵۳۵–۴۴۰ ه.ق) و خواجه عبدالخالق غجدوانی (درگذشتهٔ ۵۷۵) بنیان نهاده بودند. خواجه بهاءالدین که خود از جانشینان عبدالخالق تعلیم یافته بود، محیی و مصلح طریقت خواجگان شد و طریقت نقشبندی آمیختهای شد از تعالیم عبدالخالق غجدوانی و بهاءالدین بخارایی. طریقت نقشبندی در اندک مدتی در ماوراءالنهر و خراسان رواج یافت و پس از بهاءالدین، خلفای او خواجه علاءالدین عطار (درگذشته ۸۰۲) و محمد پارسا (درگذشته ۸۲۲) و یعقوب چرخی (درگذشته ۸۵۱) بر مسند ارشاد نشستند و در ترویج این طریقت سهمی بسزا داشتند. بعد از اینان خواجه عبیدالله احرار (۸۹۵–۸۰۶ هـ) مشهورترین و متنفذترین مشایخ عصر تیموری است و در عهد او، این طریقت به نفوذ و شهرت و رواج رسید.
از عارفان و شاعران مشهور پیرو این طریقت میتوان عبدالرحمن جامی شاعر و عارف قرن نهم هجری را نام برد.
مسلک نقشبندیه
[ویرایش]عبدالرحمن جامی در نفحاتالانس نوشته است:
- «طریقت ایشان، اعتقاد اهل سنّت و جماعت است و اطاعت احکام شریعت و اتباع سنن سیّدالمرسلین (ص) و دوام عبودیت که عبارت است از دوام آگاهی به حق سبحانه، بیمزاحمت شعور به وجود غیری.»
- عبدالخالق غجدوانی گفته است که «در خلوت را دربند و در خدمت را بگشای.»
- و از بهاءالدین نقشبند پرسیدند: «در طریقت شما ذکر جهر و خلوت و سماع میباشد؟ فرمودند که نمیباشد. پس گفتند که: بنای طریقت شما بر چیست؟ فرمودند: خلوت در انجمن: به ظاهر با خلق هستند و به باطن با حق و نیز همو گفته است که: «طریقت ما صحبت است و خلوت آفت شهرت است. خیریت در جمعیت است و جمعیت در صحبت به شرط نفی بودن در یکدیگر.»
نقشبندیه در گذر تاریخ
[ویرایش]|
اهل سنت و جماعت
|
|---|
| ارکان دین اسلام |
|
سعید بن زید · زبیر · طلحه |
|
صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسایی |
|
مکانهای مقدس |
|
مکه · مدینه · بیتالمقدس |
این طریقت، در تاریخ خود جریانی واحد و همسان نداشته است و با گذشت زمان، مانند اکثر مکتبها و مذهبها بساطت آن از میان رفت و گونه گونه، رنگهایی یافت.
بهاءالدین نقشبندی و مشایخ پیش از او- مشایخ سلسله خواجگان- بهدور از ماجراهای سیاسی و اجتماعی، ساده و زاهدانه میزیستند و برای امرار معاش پیشه و کاری داشتند. خواجه محمود انجیر فغنوی «به کسب گلکاری میپرداخته و از آنممر وجه معاًش میساخته». و خواجه علی رامتینی به صنعت بافندگی اشتغالداشته است؛ و سید امیر کلال، کوزهگری میکرده و فرزندش امیر شاه «از صحرا نمک میآورده و میفروخته و از آن راه زندگی میگذرانیده».
ولی دیری نگذشت که مشایخ نقشبندی بر خلاف پیشینیان صاحب نقشی شدند در کارهای جهانی. عزّت و حرمت یافتند و صاحب دستگاه شدند. مانند خواجه ناصرالدین عبیدالله احرار که متنفذترین مشایخ نقشبندی در عصر تیموری بود و بنا به نوشته جامی «کوکبهٔ فقرش» «نوبت شاهنشهی» میزد.
سعدالدین کاشغری و عبدالرحمن جامی، طریقه نقشبندی را در عاصمهٔ هرات، بیش از پیش، رواج دادند و هرات یکی از مراکز تجمع نقشبندیان شد. در سمرقند، اگر چه در زمان خواجه نظامالدین خاموش، نقشبندیان اندک نبودند پس از مهاجرت خواجه عبیدالله احرار بدانجا نقشبندیان سمرقندی، بسیار شدند و سمرقند در عهد سلطنت سلطان ابوسعید و سلطان احمد تیموری به صورت مجمع و مرکز پیروان نقشبندی درآمد.
یازده اصل طریقت نقشبندیه
[ویرایش]اصول ۱۱ گانه طریقت نقشبندیه طبق کتب به همراه توضیح جزئی از آنها عبارتند از:[۱][۲]
- هوش در دم: هر نفسی که فرومیرود ممد حیاتست و چون برمیاید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب.
- نظر بر قدم: در خیابان و صحرا جز بر قدم خویش ننگرد.
- سفر در وطن: سیر آفاق و انفس
- خلوت در انجمن: حتی در جامعه انسانی نیز با خویشتن باشد
- یاد کرد: ذکر خدا
- بازگشت: من یتوکل علی الله فهو حسبه
- نگاهداشت: نگاهداشت قلب از غیر حق
- یادداشت: دوام عرفان
- وقوف عددی: در اذکار
- وقوف زمانی: وقوف بر حالت نفس (اماره، لینه و مطمئنه) در هر زمان
- وقوف قلبی: حضور در مراقبه
سلسله تعلیم نقشبندیه
[ویرایش]نسب تعلیمی این سلسله از ابوبکر صدیق تا شیخ بهاءالدّین محمّد اویسی نقشبند بخارایی (شاه نقشبند) به ترتیب زیر است:
- ابوبکر صدیق
- سلمان فارسی
- قاسم بن محمّد بن ابیبکر صدّیق
- امام جعفر صادق
- شیخ بایزید بسطامی
- شیخ ابوالحسن خرقانی
- شیخ ابوعلی فارمدی
- خواجه یوسف همدانی
- خواجه عبدالخالق غجدوانی
- عارف ریوگری
- خواجه محمود انجیر فغنوی
- خواجه علی رامتینی
- خواجه محمّدبابای سماسی
- امیر کلال
- بهاءالدین محمد نقشبند
این نسبنامه ارتباط خونی را نمایندگی نمی دکند بلکه سلسله اجازه تعلیمی است.
نسبنامه خونی بهاءالدین نقشبند و جانشینهای اهل بیتش به ترتیب زیر است:
- محمد
- فاطمة
- حسن
- حسین
- علی زین العابدین
- محمدباقر
- جعفر صادق
- موسی کاظم
- علیرضا
- محمدجواد
- علی هادی
- حسن عسکری
- محمد مهدی بن حسن عسکری
- علی اکبر متقی بن حسن عسکری
- محمود فخر الدین
- امیر محی الدین
- امیر نقی نقیب
- امیر تقی صوفی خلوتی
- امیر بلاق
- امیر محمود
- امیر برهان الدین اول
- امیر شعبان
- امیر قاسم
- امیر زین العابدین
- امیر عبدالله
- امیر برهان الدین ثانی
- امیر جلال الدین
- امیر عبدالله
- شاه بهاؤ الدین نقشبند
- بیبی زهراء نقشبند
- شاه امام الدین حسن نقشبند
- شاه انعام الدین حسین نقشبند
- شاه تاج الدین نقشبند
- شاه میر محمد نقشبند
- شاه ضیا الدین نقشبند
- شاه شریف الدین نقشبند
- حضرت ایشان خواجه خاوند محمود
- حضرت ایشان معین الدین هادی نقشبند
- حضرت ایشان خواجه خاوند احمد نقشبند
- حضرت ایشان بهاء الدین ثانی نقشبند
- حضرت ایشان نظام الدبن نقشبند
- حضرت ایشان نور الدین نقشبند
- حضرت ایشان کمال الدین شهید نقشبند
- حضرت ایشان سید میر جان نقشبند
- حضرت ایشان میر سید محمود نقشبند
- حضرت ایشان میر فضلالله نقشبند (قاضی قضاد امارت افغانستان)
توضیحات
[ویرایش]کتاب های در مورد این طریقت
[ویرایش]- قدسیّه (کلمات بهاءالدّین نقشبند)؛ با مقدمه و تصحیح احمد طاهری عراقی؛ کتابخانهٔ طهوری، تهران ۱۳۵۴.
- خواجه بهاءالدین نقشبند: زندگانی، آراء و طریقت؛ نقشبندیه طریقت خواجگان تا پیدایش مجددیه، نجدت توسون، ترجمۀ داود وفایی، تهران: مولی، چاپ اول: ۱۴۰۲.
- از کاشغر تا استانبول: تحقیقی دربارۀ خواجگان نقشبندیه و تصحیح ده رساله از ایشان، تصحیح و تحقیق از محمود علیزاده کاشانی و مریم حسینی، تهران: نشر علمی، چاپ اول: ۱۴۰۱.
- مسلکالعارفین: براساس منابع اهل سنت (کهنترین متن بازمانده از طریقت خواجگان)، محمدبناحمد بخاری، تصحیح و تحقیق از محمود علیزاده کاشانی و مریم حسینی، تهران: نشر علمی، چاپ اول: ۱۴۰۱.
- انیسالطالبین و عدهالسالکین: مقامات خواجه بهاءالدین نقشبند و مقامات خواجه علاءالدین عطار، خواجه محمد پارسا، تصحیح و تحقیق از محمود علیزاده کاشانی و مریم حسینی، تهران: نشر علمی، چاپ اول: ۱۴۰۲.
- مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، تحقیق، تصحیح و ترجمه از مهیندخت معتمدی، تهران: پاژنگ، چاپ اول: ۱۳۶۸.
- خواجه بهاءالدين نقشبند و نقشبندیه در دورۀ تیموری، عبدالرحیم قاضی، سنندج: انتشارات کردستان، چاپ اول: ۱۳۸۸.
- عرفان جامی در مجموعه آثارش، سوسن آلرسول، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (طبع و نشر)، چاپ اول: ۱۳۸۳.
- بر پهنه یاد: یادنامه مرحوم شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی به همراه نمونه اشعار و ....، سنندج: انتشارات کردستان، چاپ اول: ۱۳۷۹.
- يادی مهردان (به كُردی)، عبدالكريم مدرس، سنندج: کردستان، چاپ اول: ۱۳۸۶.
- سیری در ریاض المشتاقین، ملا حامد کاتبالأسرار بیسارانی، با تصحيح و مقدمه و حواشی ابوبكر سپهرالدين، به كوشش محمدرئوف سپهرالدین، خانقاه شیخ شمسالدین برهانی.
- برکات احمدیه: زبدة المقامات، خواجه محمّد هاشم كشمی بدخشانی، استانبول: المکتبة ایشیق، ۱۹۷۷[=۱۳۵۶].
- نقشبندیه، حامد الگار، ترجمۀ داود وفایی، تهران: مولی، چاپ اول: ۱۳۹۷.
منابع
[ویرایش]- ارزش میراث صوفیه، عبدالحسین زرینکوب، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۶
- قدسیّه (کلمات بهاءالدّین نقشبند)؛ با مقدمه و تصحیح احمد طاهری عراقی؛ کتابخانهٔ طهوری، تهران ۱۳۵۴
- ماهیت تحولات در آسیای مرکزی، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۳
- نفحاتالانس، عبدالرحمن جامی