سیبویه
Sibawayh سیبویه | |
|---|---|
آرامگاه منسوب به سیبویه در شیراز | |
| زادهٔ | ۷۶۰. م بیضا، فارس،[۱] |
| درگذشت | ۷۹۶. م شیراز، استان فارس |
| علت مرگ | بیماری سلیاک[۲] |
| دوره | فلسفه قرون وسطی و فلسفه اسلامی |
| حیطه | ایران بزرگ |
علایق اصلی | زبان فارسی و زبان عربی |
تأثیرگرفته از
| |
تأثیرگذار بر
| |
ابوبشر عَمْرو بن عثمان بن قنبر سیبَوَیه (۱۴۰ هجری/۷۶۰ میلادی - ۱۸۰ هجری/۷۹۶ میلادی) معروف به سیبَوَیه شیرازی از دانشمندان ایرانی صرف و نحو زبان عربی و پیشوای مکتب نحوی بصره بود که آرامگاهی در شهر شیراز و آرامگاهی نیز در سیراف از توابع بوشهر به وی منسوب است.[۴] معنی نام او «منسوب به سیب» است. بسیاری از نامهای ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی -ویه ختم میشد همچون: «دادویه»، «زادویه». سیبویه یک دستورنویس (نحوی) برجستهٔ ایرانی و نویسندهٔ سومین کتاب در مورد دستور زبان عربی بود. اثر مشهور و بینام او که با عنوان «الکتاب» یا «کتاب» شناخته میشود، یک رسالهٔ اساسی پنج جلدی دربارهٔ زبان عربی است.
ابن قتیبه، قدیمیترین منبع موجود، در مدخل زندگینامهای خود تحت نام سیبویه نوشت:
او عمرو بن عثمان است و او اصولاً یک دستورنویس بود. به بغداد رسید، با دستورنویسان محلی اختلاف پیدا کرد، تحقیر شد، به شهری در ایران بازگشت و در همانجا در سنین جوانی درگذشت.
زندگینامهنویسان قرن دهم، ابن ندیم و ابوبکر الزُبیدی، و همچنین ابن خَلِّکان در قرن سیزدهم، کمکهای سیبویه به علم زبان عربی و زبانشناسی را در حدی میدانند که نه توسط پیشینیان و نه پسینیان از او پیشی گرفته نشده است. او بزرگترین زبانشناس عربی و یکی از بزرگترین زبانشناسان تمام دوران در هر زبانی نامیده شده است.
زندگی
[ویرایش]سیبویه به سال (۱۴۰) هجری قمری در شهر بیضا از توابع شیراز امروزی زاده شد.[پاورقی ۱] لقبش را سیبویه گذاشتند چون مادرش او را میرقصاند و او را چنین میخواند، سیبویه در لغت معنای بوی سیب است.[۵]در سن ۱۴ سالگی برای تحصیل علم رهسپار بصره شد، چنانکه در آن دوران بغداد مرکز علم و دانش بود؛ و در آنجا یکی از برجستهترین علماء علم اللغة شد تا حدی که او را امام نحویان خواندند. فیروزآبادی مؤلف قاموس دربارهٔ معنای نام او میگوید: سیبویه یعنی بوی سیب.[۶] بنا به نقل زرکلی، سیبویه در سال ۱۴۸ ه. در یکی از دهکدههای شیراز بخش بیضا به دنیا آمده است، سپس به بصره رفته و از همراهان حلقه درس خلیل بن احمد شده و در آنجا کتاب مشهور خود را در صرف و نحو، تصنیف کرده است. او اولین کتاب کامل دربارهٔ زبان عربی و قواعد آن را نوشته است که اسم آن «الکتاب» است. آنگاه به بغداد عزیمت کرده و پس از مناظره ناراحتکنندهای با کسائی، به شیراز آمده و در آنجا به سال ۱۸۰ ه. وفات یافته است.[۴]
کنیههای وی را ابوبِشر، ابوعثمان و ابوالحسن ذکر کردهاند که کنیه نخست، مشهورتر است. منابع کهن وی را از موالی بنیحارث بن کعب و آل ربیع بن زیاد حارثی دانستهاند.[۷]
سیبویه اصالتاً ایرانی بود و در سال ۷۶۰ میلادی در بیضا (فارس) متولد شد[۱] و در بصره نشو و نما کرد. پس از آن که در نحو استادی بیهمتا شد به نزد یحیی بن خالد برمکی به بغداد رفت. طبق نوشته روزنگارهای بینالمللی، سیبویه زبانشناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال ۷۹۳ میلادی در شیراز درگذشت. بنا به روایتی، وی در سال ۱۸۰، در سن چهل سالگی درگذشت و در گورستان باهلیه مدفون شد. اینک بر قبر او سنگ سیاهی است که در دکانی در دروازه کازرون قرار دارد و به سنگ سیاه معروف است. یک مزار دیگر نیز درشهر قدیمی سیراف که اکنون بندر طاهری نامیده میشود واقع در عسلویه استان بوشهر وجود دارد که به نام مزار این دانشمند معروف است. سیبویه هنگامی که عزم سفر به خراسان نموده بود، در عرض راه بیمار میشود، و در سال (۱۸۰هـ/ ۷۹۶م) در عمر ۴۰ سالگی در شهر شیراز درگذشت.[۶]
مناظرات
[ویرایش]با وجود شهرت علمی سیبویه، موقعیت او به عنوان یک فرد غیرعربزبان بومی (Non-native speaker)، ویژگی اصلی بسیاری از حکایات موجود در زندگینامههای اوست. این گزارشها، نور مفیدی بر مناظرات اولیهٔ آن دوران میاندازند که بر تدوین اصول بنیادی دستور زبان عربی تأثیر گذاشتند.
مسئلهٔ زنبور
[ویرایش]در روایتی از مناظرهای که توسط یحیی ابن خالد، وزیر عباسی بغداد، دربارهٔ کاربرد معیار زبان عربی برگزار شد، سیبویه به نمایندگی از مکتب دستور زبان بصره، با الکسائی (یکی از قاریان رسمی قرآن و چهرهٔ اصلی مکتب رقیب، کوفه) به اختلاف خوردند. این مناظره بعدها با عنوان «المسألة الزنبوریة» (مسئلهٔ زنبور) مشهور شد.
بحث بر سر بخش پایانی این جمله بود:
- عربی: کُنْتُ أَظُنُّ أَنَّ ٱلْعَقْرَبَ أَشَدُّ لَسْعَةً مِنَ الزُّنْبُورِ، فَإِذَا هُوَ إِیَّاهَا.
- ترجمه: «من همیشه گمان میکردم که عقرب در نیش زدن دردناکتر از زنبور است، و اکنون [میبینم که] واقعاً همینطور است.»
هر دو (سیبویه و الکسائی) توافق داشتند که این عبارت شامل یک فعل حذف شده است، اما بر سر ساختار دستوری خاصی که باید به کار برود، اختلاف نظر داشتند.
سیبویه پیشنهاد کرد که جمله با عبارت «فإذا هو هی» (به معنای تحتاللفظی «و در نتیجه او [است] آن») پایان یابد. او از ضمیر «او» برای عقرب (یک اسم مذکر در عربی) و ضمیر «آن» برای «نیش زدن» (یک اسم مؤنث) استفاده کرد و استدلال میکرد که زبان عربی در زمان حال نیازی به استفاده از شکل فعل «است» ندارد و همچنین ضمایر مفعولی مانند (إیاها) هرگز جزء اصلی محمول (Predicate) قرار نمیگیرند.
الکسائی در عوض از «فإذا هو إیاها» (به معنای تحتاللفظی «و در نتیجه او [عمل میکند] بر آن») دفاع کرد و ضمیر مفعولی -ها («آن») را با حرف إیا تأیید نمود. ساختارهای دستوری مورد مناقشه در این بحث را میتوان با یک نکتهٔ مشابه در دستور زبان انگلیسی مدرن مقایسه کرد: «it is she» در برابر «it is her» که هنوز هم محل اختلاف است.
بهت و ناراحتی سیبویه زمانی بیشتر شد که الکسائی چهار بادیهنشین را فراخواند که به نظر میرسید «به صورت اتفاقی» نزدیک در منتظر بودند. هر چهار نفر شهادت دادند که «هو إیاها» کاربرد صحیح است و در نتیجه نظر سیبویه نادرست اعلام شد. پس از این، او مجلس را ترک کرد و گفته میشود با ناراحتی به شیراز بازگشت و مدت کوتاهی بعد، ظاهراً از ناراحتی یا بیماری درگذشت.
گفته میشود که یکی از شاگردان سیبویه، الأخفش الأصغر (اخفش جوانتر)، پس از مرگ استادش، الکسائی را به چالش کشید و ۱۰۰ سؤال دستوری از او پرسید و هر بار نادرست بودن پاسخهای الکسائی را اثبات کرد. هنگامی که شاگرد فاش کرد که کیست و چه اتفاقی افتاده است، الکسائی نزد خلیفه هارون الرشید رفت و درخواست مجازات کرد، زیرا میدانست که در «قتل سیبویه» سهمی داشته است.
میراث
[ویرایش]
«الکتاب» سیبویه اولین دستور زبان عربی رسمی و تحلیلی بود که توسط یک غیرعربزبان بومی (یعنی به عنوان یک زبان خارجی) نوشته شد. بهکارگیری منطق در مکانیزمهای ساختاری زبان در زمان خود کاملاً نوآورانه بود. سیبویه و استادش الخلیل بن احمد فراهیدی از لحاظ ثبت رسمی زبان عربی، از نظر تاریخی، قدیمیترین و مهمترین شخصیتها بهشمار میروند.
بخش عمدهای از انگیزهٔ نگارش این اثر از تمایل مسلمانان غیرعرب برای تفسیر صحیح قرآن و توسعهٔ علم تفسیر نشأت میگرفت؛ زبان شاعرانهٔ قرآن حتی برای عربزبانان بومی نیز چالشهای تفسیری ایجاد میکرد.
در زبان عربی، مصوت انتهایی با صدای بلند ممکن است گاهی حذف شود، همانند تلفظ عربی نام سیبویه که به صورت سیبویه به پایان میرسد. ناسازگاریها در تلفظ ممکن است هنگام بلند خواندن یک متن رخ دهد (ر.ک. حرکات)؛ این گونههای تلفظی مشکلات خاصی را برای قرائتهای مذهبی کلام قرآن ایجاد میکنند، جایی که تلفظ صحیح، یا قرائت صحیح کلام خدا، مقدس تلقی میشود.
دانشمندان بعدی دستور زبان عربی با سیبویه مقایسه میشدند. نام نِفطَوَیه، ترکیبی از «نِفط» یا قیر – به دلیل رنگ چهرهٔ تیرهاش – و «وَیه» بود که به خاطر علاقهٔ او به آثار سیبویه به وی داده شد. ابوتراب الظاهری به دلیل این حقیقت که با وجود تبار عربی، زبان عربی زبان مادری او نبود، به عنوان سیبویهٔ دوران مدرن نامیده میشد.
الکتاب
[ویرایش]«الکتاب»[پاورقی ۲] یا «کتاب سیبویه»، دستور زبان بنیادین زبان عربی و شاید اولین متن نثر عربی است. ابن ندیم این اثر حجیم را که گفته میشود حاصل همکاری چهل و دو دستورنویس است، «بینظیر پیش از زمان او و بیرقیب پس از آن» توصیف میکند.
سیبویه اولین کسی بود که یک دستور زبان جامع و دایرةالمعارفی عربی را تدوین کرد، که در آن اصول و قواعد دستور زبان، مقولات دستوری با مثالهای بیشماری برگرفته از سخنان، اشعار و شعر عربی را تثبیت کرد. این موارد توسط الخلیل بن احمد فراهیدی، استاد و نویسندهٔ مشهور اولین فرهنگ لغت عربی، «کتاب العین»، و مؤلف آثار متعدد زبانشناختی در زمینهٔ لغتشناسی، علائم نگارشی، وزن شعر (عروض)، رمزنگاری و غیره، به او منتقل شده بود.
کتاب سیبویه از سنت ادبی، لغتشناسی و تفسیر (تفسیر قرآن) پررونقی نشأت گرفت که در مکاتب بصره، کوفه و بعدها در مرکز خلافت عباسی در بغداد متمرکز بود. به الخلیل فراهیدی در سرتاسر «الکتاب» همواره با ضمایر سوم شخص ارجاع داده میشود، با عباراتی مانند «از او پرسیدم» یا «او گفت». سیبویه نقلقولهایی را عمدتاً از طریق ابن حبیب و الخلیل فراهیدی، از ابوعمر بن العلاء (که هرگز او را ملاقات نکرد) ۵۷ بار منتقل میکند. سیبویه تنها پنج بار از استادش هارون بن موسی نقل قول میکند.
دستورنویسان بصره
[ویرایش]به احتمال زیاد به دلیل مرگ زودهنگام سیبویه، آنگونه که ابن ندیم ثبت کرده است، «کسی شناخته نشده است که الکتاب را نزد سیبویه آموخته باشد،» و او نیز مطابق سنت رایج، آن را تدریس نکرد.
الاخفش الاکبر یا الاخفش المُجاشعی، همکار و شاگرد سیبویه و دستورنویس دانشمند بصری از قبیلهٔ بنو مجاشع بن دارم، الکتاب سیبویه را به صورت نسخهخطی درآورد. الاخفش، الکتاب را همراه با گروهی از شاگردان و همکاران دستورنویس خود، از جمله ابوعمر الجرمی و ابوعثمان المازنی، مطالعه کرد. آنها کار سیبویه را ترویج داده و علم دستور زبان را توسعه بخشیدند و خود کتابها و شروحات بسیاری نوشتند، مانند کتاب (شرح) غریب سیبویه اثر الجرمی.
از نسل بعدی دستورنویسان، المُبرَّد کار استادان خود را توسعه داد و کتابهای مقدمهای بر سیبویه، جستجوی (یا معنای) کامل «کتاب» سیبویه و ردیهای بر سیبویه را نوشت. نقل شده است که مبرّد این سؤال را از هر کسی که آمادهٔ خواندن الکتاب میشد، میپرسید:
«آیا بر گرامر سوار شدهای، وسعت آن را درک کرده و با دشواریهای محتوای آن مواجه شدهای؟»
المَبْرِمان از عسکر مکرم و ابوهاشم در مورد رویکردهای آموزشی برای شرح الکتاب به بحث و مناظره پرداختند. یکی از کتابهای دستوری مبرمان شرح «کتاب» سیبویه (ناتمام) بود.
شاگرد مبرّد و معلم فرزندان خلیفه المعتضد، ابن السَرِی الزَجّاج، کتاب شرح ابیات سیبویه را نوشت و بر استفادهٔ سیبویه از اشعار دوران پیش از اسلام و پس از اسلام تمرکز کرد. شاگرد زجاج، ابوبکر ابن السَرّاج نیز کتاب شرحی بر سیبویه را نوشت. در حکایتی دربارهٔ توبیخ ابن السراج به دلیل یک اشتباه، گفته میشود که او پاسخ داد: «شما مرا تربیت کردهاید، اما من در حین خواندن این کتاب (منظور الکتاب سیبویه) آنچه را که آموخته بودم، به دلیل اشتغال به منطق و موسیقی، رها کردهام و اکنون به [سیبویه و دستور زبان] بازمیگردم.» پس از آن، او به دستورنویس پیشرو پس از زجاج تبدیل شد و کتابهای علمی بسیاری نوشت.
ابن دُرُستَوَیه، همکار و شاگرد مبرّد و ثعلب، کتاب غلبهٔ سیبویه بر تمام دستورنویسان را نوشت که شامل چندین بخش بود اما ناتمام ماند. الرُمّانی نیز کتاب شرحی بر سیبویه را نوشت. المَراغی، شاگرد زجاج، کتاب ایضاح و تفسیر دلایل سیبویه را نوشت.
قالب الکتاب
[ویرایش]الکتاب، متشکل از ۵ جلد، یک بررسی طولانی، بسیار تحلیلی و جامع از دستور زبان است و بخش عمدهٔ آن همچنان به انگلیسی ترجمه نشده است. به دلیل حجم زیاد و پیچیدگی فوقالعادهٔ آن، دستورنویسان بعدی، دستورهای خلاصهشدهای را با قالبی توصیفی ساده و مناسب برای عموم خوانندگان و اهداف آموزشی تولید کردند.
الکتاب دستور زبان را تحت عناوین فرعی، از نحو تا صرف، طبقهبندی میکند و یک ضمیمه دربارهٔ آواشناسی نیز دارد. هر فصل، یک مفهوم را با تعریف آن معرفی میکند. افعال عربی ممکن است سه زمان (گذشته، حال، آینده) را نشان دهند اما تنها دو صورت میگیرند که به عنوان «گذشته» (زمان گذشته) و «مشابه» (زمان حال و آینده) تعریف شدهاند.
سیبویه عموماً گفتهها و قواعد خود را با استناد به ابیات شعر، از طیف بسیار گستردهای از منابع، اعم از قدیمی و معاصر، شهری و صحرایی، نشان میدهد: منابع او از شاعران عرب پیش از اسلام گرفته تا شاعران بادیهنشین متأخر، شاعران دورهٔ اُموی شهری، و حتی شاعران کمتر معتبر و نوآور رَجَز در زمان خود، متغیر است.
اگرچه الکتاب یک کتاب دستور زبان است، اما سیبویه موضوع خود را به آواشناسی، استانداردسازی تلفظ الفبا و ممنوعیت انحرافات گسترش میدهد. او از طبقهبندی گروههای حرفیِ فرهنگ لغت الخلیل فراهیدی صرفنظر میکند. او بحثی را دربارهٔ ماهیت اخلاقی گفتار مطرح میکند؛ اینکه گفتار به عنوان شکلی از رفتار انسانی، تابع اخلاقیات، درست و غلط، و صحیح و ناصحیح است.
بسیاری از زبانشناسان و محققان، الکتاب را به عنوان جامعترین و قدیمیترین دستور زبان عربی موجود، بسیار ارج مینهند. ابوحیان الغَرناطی، برجستهترین دستورنویس عصر خود، کل الکتاب را حفظ کرده بود و ارزش آن را برای دستور زبان معادل احادیث برای فقه اسلامی میدانست.
پاورقیها
[ویرایش]- ↑ ورستیگ (Versteegh) زادگاه سیبویه را همدان در غرب ایران ذکر میکند، اما نه ابن ندیم و نه ابن خلکان (که اثرش ظاهراً بر اساس گفتههای اولی است)، محل تولد او را ذکر نمیکنند و تنها به ایرانی بودن او اشاره میکنند. فقط الزبیدی روایتی (اَخبار) را از ابوعلی البغدادی نقل میکند مبنی بر اینکه سیبویه در روستایی نزدیک شیراز به دنیا آمده است.
- ↑ ابن ندیم ادعا میکند که یادداشتهایی در مورد دستور زبان و لغتشناسی، به خط خود سیبویه، را در کتابخانهٔ یک مجموعهدار کتاب به نام محمد بن الحسین (ابو بَعره) در شهر الحدیثه مشاهده کرده است؛ این شهر احتمالاً یکی از شهرهای نزدیک موصِل یا شهری بر کرانهٔ فرات بوده است.
ارجاعات
[ویرایش]- 1 2 Kees Versteegh, The Arabic Language, pg. 58. Edinburgh: Edinburgh University Press, 2001. Paperback edition. ISBN 978-0-7486-1436-3
- ↑ Mit-Ejmes
- 1 2 3 4 5 6 Sībawayh, ʻAmr ibn ʻUthmān (1988), Hārūn, ʻAbd al-Salām Muḥammad (ed.), Al-Kitāb Kitāb Sībawayh Abī Bishr ʻAmr ibn ʻUthmān ibn Qanbar, vol. Introduction (3rd ed.), Cairo: Maktabat al-Khānjī, pp. 7–12
- 1 2 در قلمرو بلاغت نویسنده: علوی مقدم، محمد جلد: 1 صفحه: 966-969
- ↑ http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3602_البداية-والنهاية-ابن-كثير-ج-10/الصفحة_188
- 1 2 «تولد سیبویه». روزنامه اقتصاد جهان.[پیوند مرده]
- ↑ کتاب اطلاعات عمومی پیام صفحه ۳۹۰ پاراگراف اوّل
منابع
[ویرایش]- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Sibawayh». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۰۸ اکتبر ۲۰۲۵.
- الحموی، یاقوت، ابوعبدالله، (معجم البلدان) ، دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان، جلد سوم، چاپ سال ۱۹۹۰ مبلادی به (عربی).
- وفیات الأعیان.
- «سیبویه: دستورنویس و زبانشناس»، محمد دبیرمقدم، مجله دستور، شماره شش، اسفند ۱۳۸۹
- سمیعی، کیوان. «مناظره سیبویه و کسائی». وحید، شهریور ۱۳۵۳ شماره ۱۲۹. قابل دستیابی در پرتال جامع علوم انسانی: http://ensani.ir/fa/article/197221/مناظره-سیبویه-و-کسایی
پیوند به بیرون
[ویرایش]- اهالی ایران در سده ۸ (میلادی)
- اهالی بیضا
- اهالی خلافت عباسیان در سده ۸ (میلادی)
- خاورشناسان اهل ایران
- درگذشتگان ۱۸۰ (قمری)
- درگذشتگان ۷۹۶ (میلادی)
- درگذشتگان در شیراز
- درگذشتگان دهه ۷۹۰ (میلادی)
- دستورنویسان اهل ایران
- دستورنویسان زبان عربی
- زادگان ۱۴۰ (قمری)
- زادگان ۷۶۰ (میلادی)
- زبانشناسان اهل ایران
- زبانشناسان زبان عربی قرون وسطی
- لغتشناسان سده ۸ (میلادی)
- لغویان
- محققان عباسیان
- نامهای ایرانی با پسوند ویه
- نویسندگان ادبیات فارسی دوران قرون وسطی
- نویسندگان ادبیات فارسی
- نویسندگان عربی سده ۸ (میلادی)
- واجشناسان


