عبدالله یافعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عبدالله بن اسعد یافعی
زادروز ۱۲۹۸ / ۶۹۸ .ق
عدن
درگذشت ۲۰ فوریه ۱۳۶۷ / ۲۰ جمادی‌الثانی ۷۶۸ .ق
مکه
پیشه صوفی، فقیه، تاریخ‌نگار و نویسنده
سبک در ادبیات عربی: «دورهٔ اول مملوکی»
لقب نزیل الحرمین،‌ عفیف‌الدین، ابوالسعادات
آثار «مرآة الجنان وعبرة الیقظان...»

عبدالله بن اَسعد یافعی که به‌طور فراگیر به یافعی شهرت یافته (۱۲۹۸ / ۶۹۸ .ق - ۲۰ فوریه ۱۳۶۷ / ۲۰ جمادی‌الثانی ۷۶۸ .ق) صوفی، فقیه، تاریخ‌نگار و نویسنده پُراثر عربی یمنی در سدهٔ هشتم هجری بود. از سال ۷۱۸ .ق مجاور مکه شد و بسیار میان مکه و مدینه در گذر بود. او را فقیهی زاهد وصف کرده‌اند که بسیار به ابن عربی تعظیم می‌گذارد و به آرای صوفیان نزدیک بود.[۱][۲][۳]

ذکر شیخ عبدالله یافعی در منابع[ویرایش]

نورالدین عبدالرحمن جامی در نفحات الانس در ذکر وی چنین آورده است: «هو ابوالسعّادات، عفیفُ الدیّن، عبداللهّ بن أسعد الیافعی الیمنی نزیل الحرمين الشّریفين شرّفهما اللّه تعالى، و رضی عنه. از کبار مشایخ وقت خود بوده است. عالم بوده به علوم ظاهری و باطنی و وی را تصنیفات است از آن جمله است: تاریخ مرآة الجنان و عبرة الیقظان فی معرفة حوادث الزمّان و کتاب روض الریّاحين فی حکایات الصّالحين و کتاب الدرّ النظّیم فی فضائل القرآن العظیم. و ورای آن تصنیفات دیگر دارد و اشعار نیکو نیز گفته است.

وی گفته است که: «شیخ علاءالدیّن خوارزمی گفت رحمه اللهّ که: شبی در بعضی از بلاد شام در خلوت خود بعد از نماز خفتن بیدار نشسته بودم و درِ خلوت از اندرون بسته بود. دو مرد دیدم با خود در خلوت، ندانستم که از کجا درآمدند و ساعتی با من سخن گفتند و با یکدیگر یاد احوال فقرا کردیم. ذکر مردی از شام کردند و بر وی ثنا گفتند و گفتند: نیک‌مردی است گر بدانستی که از کجا می‌خورد. بعد از آن گفتند: سلام ما به صاحب خود، عبداللهّ یافعی، برسان! گفتم: او را از کجا می‌شناسید، و وی در حجاز است؟ گفتند: بر ما پوشیده نیست و برخاستند و پیش رفتند سوی محراب. پنداشتم که نماز خواهند گزارد؛ و از دیوار بيرون رفتند.»

و هم وی گفته است که: «شیخ مذکور گفت که: در بعضی از ساحل‌های شام در ماه رجب سنه‌ی اثنتين واربعين و سبعمائه، دو پير به خلوت من درآمدند بعد از نماز پسين و ندانستم که از کجا درآمدند و از کدام بلد آمدند. چون بر من سلام کردند و مصافحه نمودند، با ایشان انس گرفتم. گفتم: از کجا آمدید؟ گفتند: سبحان‌اللهّ! همچو تویی از این حال سؤال می‌کند؟ بعد از آن خشک‌پاره‌ای نان جو داشتم پیش ایشان نهادم. گفتند: نه از بهر این آمده‌ایم. گفتم: پس از بهر چه آمده‌اید؟ گفتند: آمده‌ایم و تو را وصیت می‌کنیم به رسانیدن سلام به عبداللّه یافعی. و گفتند: بگو که بشارت باد تو را! گفتم: وی را از کجا می‌شناسید؟ گفتند: ما به وی رسیده‌ایم، و وی به ما رسیده است. گفتم: شما را در این بشارت رسانیدن اذنی هست؟ گفتند: آری و چنان ذکر کردند که از پیشِ برادرانی می‌آیند که ایشان را هست در شرق و فی‌الحال غایب شدند.

و هم وی گفته که: در اوایل حال، متردد بودم که به طلب علم مشغول باشم که موجب فضیلت و کمال است، یا به عبادت که مُثمر حلاوت و سلامت از آفت قیل و قال است. و در این کشاکش و اضطراب مرا نه قرار ماند و نه خواب. کتابی داشتم که روز و شب به مطالعه‌ی آن می‌گذرانیدم. در این بی‌قراری آن را بگشودم. در وی ورقی دیدم که هرگز ندیده بودم و در وی بیتی چند نوشته که از کس نشنیده بودم. و آن ابیات این بود.

کُنْ عَنْ هُمُومِک مُعْرضاً فَلَرُبَّما اتَّسَعَ المَضیقُ
ولَرُّبَّ امرٍ مُتعِبٍ اللّهُ یفعلُ ما یَشاء
وَکِلِ الْأُمورَ إلىَ القضا و ربَّما ضاقَ الفَضا
لَکَ فی عَواقِبِه رضا فکُنْ تکُنْ مُتعرضّا

چون این ابیات را خواندم، گویا آبی بر آتش من زدند و شدّت حرارت قَلَق[(پریشانی و بی‌قراری)] مرا نشاندند.

و وی بنای کتاب مرآة الجنان را که در تاریخ نوشته بر سال نهاده است و تا سنه‌ی خمسين و سبعمائه بیان حوادث کرده و معلوم نیست که بعد از آن چندگاه دیگر بوده. رضی اللهّ تعالى عنه و نفعنابه.[۴]»

تألیفات[ویرایش]

  1. روض الرّياحين في مناقب الصالحين.(که در واقع از مهمترین تألیفات شیخ عبدالله یافعی است که در آن به شرح حال پانصد تن از بزرگان عرفان و تصوف پرداخته است. این اثر در قرن نهم توسط جلال[الدین] محمد عبادی کازرونی با عنوان «تحفة المرشدین من حکایات الصّالحین» به فارسی ترجمه شده است.)
  2. خلاصة المفاخر في مناقب الشّيخ عبد القادر.(«این کتاب را می‌توان تکمله‌ای بر کتاب «روض الرّياحين في مناقب الصالحين» دانست. خلاصةالمفاخر با دویست حکایت ذیل آن و درواقع تراجم صوفیان نامدار عراق در قرن ششم هجری با محوریت شیخ عبدالقادر است؛ زیرا صد حکایت نخستین به بررسی زندگی و کرامات مشایخی می‌پردازد که هر یک به گونه‌ای با شیخ عبدالقادر در ارتباط بوده‌اند و دومین صد حکایت در ذکر کراماتی از پیر گیلان است که اغلب از ایشان روایت می‌شود. منبع اصلی یافعی در تالیف خلا‌صه المفاخر، کتاب بهجةالاسرار تالیف شطنوفی(درگذشته 713 .ق) است که یافعی تنها آن را تهذیب و حکایت بندی نموده و مطلب قابل توجهی بر آن نیفزوده است. خلاصة ‌المفاخر را سید جلال‌الدین حسین بخاری اوچی(۷۸۵-۷۰۷ .ق) از مریدان یافعی با خود به شبه‌قاره می‌برد و پس از درگذشت او به همت مریدش احمد درویشی در اواخر قرن هشتم یا اوائل قرن نهم هجری به فارسی بازگردانده می‌شود.[۵]»)
  3. مرآة الجنان وعبرة اليقظان في معرفة حوادث الزمان وتقلّب أحوال الإنسان.
  4. أطراف التّواريخ.
  5. أرجوزة في معرفة الشّهور الروميّة.
  6. روض البصائر ورياض الأبصار في معالم الأقطار والأنهار الكبار.
  7. مرهم العلل المعضلة في دفع الشّبه والرّد على المعتزلة.
  8. كفاية المعتقد ونكاية المنتقد (قصيدة في العقائد).
  9. سراج التّوحيد الباهج النّور في تمجيد صانع الوجود مقلّب الدّهور.
  10. مختصر سراج التّوحيد الباهج النور.
  11. شمس الإيمان وتوحيد الرحمن في عقيدة أهل الحق والإتقان.
  12. الشّاش المعلم لكتاب المرهم.
  13. مناقب الإمام المائة من أئمة الأشعريّة.
  14. أشرف المفاخر العليّة في مناقب الأئمة الأشعريّة.
  15. نزهة العيون النّواظر وتحفة القلوب والخواطر في اختصار روض الرياحين.
  16. أطراف عجائب الآيات والبراهين وأردف غرائب حكايات روض الرّياحين.
  17. حلية الأخيار في أخبار أهل الأسرار.
  18. نشر المحاسن الغالية في فضل مشايخ الصوفية أصحاب المقامات العالية.
  19. الشّهد الحالي في فضل الصّالحين ومقامهم العالي.
  20. نهاية المحيا في مدح شيوخ من الأصفيا.
  21. الرّاح المختوم بالدر المنظوم في مدح الشّانح أصحاب السر المكتوم (قصيدة).
  22. رسالة الملكيّة في طريق السّادة الصوفيّة.
  23. جزء في بيان تعظيم مشايخ الصوفيّة للشّريعة السنيّة.
  24. الرّسالة المكيّة في الطّريقة العليّة القادريّة.
  25. نشر الروض العطر في حياة سيّدنا أبي العبّاس الخضر.
  26. مناقب الشافعيّ.
  27. مهيجة الأشحان في ذكر الأحباب والأوطان.
  28. الشّهد الشّفا في مدح المصطفى.
  29. برياق العشاق في مدح حبيب الخلق والخلاق.
  30. الدّرر في مدح سيد البشر.
  31. مصباح الظّلام في المستغيثين بخير الأنام.
  32. نشر الرّيحان في فضل المتحابّين في الله من الإخوان.
  33. عالي الرّفعة في حديث السّبعة.
  34. الدرّة الفصيحة في الوعظ والنصيحة.
  35. الغرر في الوعظ والعِبَر.
  36. الإرشاد والتّطريز في فضل ذكر الله وتلاوة كتابه العزيز.
  37. الدر النظيم في خواص القرآن العظيم.
  38. الأنوار اللّائحة في أسرار الفاتحة.
  39. الفصول المحرّرة في شرح أسماء الله المطهّرة.
  40. بهجة البدور في وصف الحور والتنقّل من دار الغرور إلى دار السّرور.
  41. نفحات الأزهار ولمعات الأنوار.
  42. نوادر المعاني.
  43. الأوبة المكيّة في الألغاز اليافعيّة.
  44. تاج الرّؤوس في الذّيل المأنوس على سوق العروس.
  45. المنهل المفهوم في شرح ألسنة العلوم.
  46. قصيدة تحتوي على عشرين عِلمًا أو أزيد، في نحو ثلاثة آلاف (3000) بيت.
  47. الدرّة المستحسنة في تكرير العمرة.
  48. معرفة أدلّة القبلة والأوقات المشتملات على الصّلاة والصّيام والفطور.
  49. عقد للآلي المفصّل بالياقوت الغالي.
  50. تخميس العينيّة.
  51. عذبة المعاني الدّقيقة في التغزّل في الشّريعة والحقيقة.
  52. الدّرّ النّفيس في فتح بئر اريس.
  53. منظومة طبيّة.
  54. الوسيلة إلى الله بأسمائه الحسنى الجليلة.
  55. فخر الطّواف العنوان العزيز.
  56. بحث السّماع.
  57. قصيده في النّعت.
  58. نور اليقين وإشارة أهل التّمكين.

منابع[ویرایش]