محمد ماغوط

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد الماغوط
200px
نام اصلی محمد احمد عیسی ماغوط
زمینهٔ کاری شاعر، نویسنده
زادروز [[]] 1930
سوریه، سلمیه، از توابع استان حماه
مرگ فروردین ماه 1386 (2007 م)
سوریه،
ملیت سوریه
محل زندگی سال‌ها دور از کشورش زندگی کرده‌است
علت مرگ ایست قلبی
جایگاه خاکسپاری [[]]
در زمان حکومت [[]]
رویدادهای مهم [[]]
بنیانگذار [[]]
همسر(ها) «سنیه صالح»
فرزندان دو دختر به نام های شام و سلافه دارد
دلیل سرشناسی نوآوری در قالب شعر
اثرگذاشته بر شاعران

محمد احمد عیسی ماغوط (۱۹۳۴ در سلمیه، سوریه - ۳ آوریل ۲۰۰۶) شاعر و نویسنده اهل سوریه است. او مانند دو هموطن دیگرش آدونیس و نزار قبانی سال‌ها دور از کشورش زندگی کرده‌است. زبان شعر او کاملاً منثور است، او فقط به مضمون در شعر می‌اندیشد و تلاش می‌کند که به کمک مجازها و استعاره‌ها و کنایه‌ها کوتاه‌ترین راه را برای رسیدن به معنی بیابد. محمد الماغوت در شعر معاصر عرب شاعری صاحب سبک و چهره‌ای شناخته شده‌است.او هم چنین از موسسین نشریه تشرین می باشد.

چکیده[ویرایش]

ماغوط(1934-2007)، شاعر و نویسنده سوری و از پیشگامان و توسعه دهندگان قصیده النثر در شعر عربی است. او از کودکی با رنج و درد ملّت آشنا شد و در دوران نوجوانی، شاهد اشغال فلسطین و اوضاع نابسامان کشورهای منطقه بود. مشاهده ی این اوضاع، نوعی روحیّه تمرّد را در شخصیت او به وجود آورد؛ به گونه ای که در نوع شعری وی نیز تأثیر گذاشت و به قصیده النثر که نوعی تمرّد از قوانین شعر و رعایت وزن و قافیه و عروض بود، روی آورد و از پیشگامان قصیده النثر گردید. او به عنوان یک ناقد اجتماعی به انتقاد از وضع موجود عرب و ضعف و سستی آنها در برابر سلطه جویان و به خصوص اسراییل پرداخته است و آثار خود آنها را به وحدت و یکپارچگی و مقاومت فرا می خواند. در تمامی آثار او، اعم از شعر، داستان و نمایشنامه، بن مایه هایی از مقاومت آشکارا به چشم می خورد. هدف از این مقاله، بیان و ارائه جلوه های مقاومت در آثار ماغوط است که ابتدا به شرح مختصری از زندگی سیاسی، اجتماعی و ادبی ماغوط می پردازد، سپس مظاهر مقاومت را که از مطالعه ی تمام آثار او استخراج شده، در سه عنوان دعوت به مبارزه و مقاومت، ماغوط و لبنان و ماغوط و فلسطین ارائه می کند و به بیان دیدگاه های او در این مورد می پردازد تا ضمن معرّفی وی، حساسیّت او را به عنوان یک ادیب عرب، نسبت به مسائل جهان عرب نشان می دهد و نقش اشعار و کلمات او را در بیدار سازی ملّت برای حفظ عزت و کرامت خود بیان نماید.


جوایز[ویرایش]

وی چندین جایزه در شعر و نمایشنامه نویسی دریافت کرده است؛ از جمله آنها جایزه «العویس» در زمینه ی شعر است که در سال 2005/2004 به او اعطاء شده است. در سال 2002 در کتابخانه اسد، نشان درجه یک لیاقت را از «بشار اسد»، رئیس جمهور سوریه، دریافت کرد. همچنین در جشنواره سالانه شعر که در سال 2004 در «سلیمه» برگزار شد، مورد تکریم قرار گرفت. علاوه بر آن، بیشتر آثار داستانی و نمایشی و اشعار او در جشنواره های عربی و بین المللی جوایزی دریافت نموده است.

زندگی سیاسی و اجتماعی[ویرایش]

ماغوط در دهه چهل، فعالیّت خود را در حزب قومی-سوسیالیستی سوریه آغاز می کند امّا دیری نمی گذرد که از این کار خسته می شود. او می گوید: «من نوجوان بودم. این کار شبیه سنّت اجتماعی، مثل ازدواج بود و انسان باید وارد حزبی می شد امّا خیلی زود از خطابه ها و نظریّه ها احساس خستگی کردم» همچنین در جایی دیگر می گوید: «من طبعاً آشوبگر هستم؛ نه منطقی به چیزی می پیوندم و نه منطقی رها می کنم. فقیر بودنم نوعی نیاز به پیوستن در من ایجاد کرد و حزب، نوعی حمایت برای کسی بود که مال و مقامی نداشت.» (آدم، 2001: 134) زندگی سیاسی ماغوط زمانی آغاز می شود که به زندان می افتد. او در زندان از نزدیک و شخصاً شاهد ظلم و جوری بود که ملّت از آن رنج می برد. در اوایل دهه پنجاه، ماغوط مقالات خود را در روزنامه «البناء» و مجله ی «المضحک المبکی» و «الف باء» منتشر می کرد. در این دوره که دوره بعد از جنگ جهانی دوم بود، تعداد زیادی از نویسندگان ظهور کردند که نوشته هایشان فریادهای ملّت برای آزادی و استقلال بود و ماغوط نیز یکی از همین نویسندگان است. او در دمشق، سردبیر مجله «الشرطه» بود و بسیاری از نقدهای خود را در صفحه خاصی با عنوان «الورقه الاخیره» منتشر می کرد. همچنین در نیمه دوم دهه ی هفتاد با مشارکت «زکریا تامر» نویسنده سوری، در روزنامه «تشرین» فعالیّت داشت. از سال 1978 در مجله «المستقبل» که در پاریس منتشر می شد، در صفحه ای با عنوان «آلیس در سرزمین عجائب» مطلب می نوشت. همچنین به طور میانگین، هر دو هفته یک مقاله از او در مجله «الوسط» لندن منتشر می شد.(احمد، 1992: 24)

زندگی ادبی[ویرایش]

زندگی ادبی ماغوط از ده سالگی آغاز می شود. در این سن مشاهده صحنه ای که در آن اسب سواری، بی رحمانه بر اسب خود تازیانه می زد و با این کار او رهگذران نیز صدمه می دیدند، احساسات او را برای سرودن شعر برانگیخت. نوشته های ماغوط که سرشار از حسّ ملی و میهنی است، اعجاب و تقدیر شعرا و نویسندگان معاصر وی را برانگیخته است. او در آثار خود وصف مشکلات و رنج های جامعه را با طنز در هم آمیخته و فروپاشی اخلاقی حاکمان منطقه را آشکار کرده است. وی از طنزآوران ممتاز و نامی جهان عرب به شمار می آید. زبان گزنده و صریح و لحن بی پروای او در طنزهای سیاسی و اجتماعی شهره همگنان و مقبول خاص و عام است. (وفاه محمد الماغوط، )سخنانی که او در نکوهش اوضاع حاکم بر جهان عرب نوشته، از نیش دارترین حرف هایی است که یک صاحب قلم عرب زبان می تواند بنویسد. او شعر را پناهگاه خود می داند و هنگام درد و رنج و آوارگی، بدون توجّه به زبان، سبک، خواننده یا ناقد به آن پناه می برد و به نوع درخت کاری ندارد. (صویلح، 2002: 34) ماغوط در نثر نیز سبکی ویژه دارد. کتاب او با عنوان جنجال برانگیز «سأخون وطنی» تأیید کننده این مطلب است. آنگونه که از عنوان کتاب برمی آید، به نظر می رسد او به وطن خیانت می کند اما با مطالعه کتاب روشن می شود که او نه تنها به وطن خیانت نمی کند بلکه نوشته های او نشان دهنده دلبستگی و عشق شدید او به وطن است. وی چندین جایزه در شعر و نمایشنامه نویسی دریافت کرده است؛ از جمله آنها جایزه «العویس» در زمینه ی شعر است که در سال 2005/2004 به او اعطاء شده است. در سال 2002 در کتابخانه اسد، نشان درجه یک لیاقت را از «بشار اسد»، رئیس جمهور سوریه، دریافت کرد. همچنین در جشنواره سالانه شعر که در سال 2004 در «سلیمه» برگزار شد، مورد تکریم قرار گرفت. علاوه بر آن، بیشتر آثار داستانی و نمایشی و اشعار او در جشنواره های عربی و بین المللی جوایزی دریافت نموده است.(alsbah.net) گفته های خود ماغوط در یکی از نوشته هایش این مطلب را تأیید می کند؛ آنجا که می گوید: رغمَ الشهادات و الجوائز و السیوف و الدُروع التی تُغَطی الجُدران و الأوسحِه التی تُغَطی صَدری و التصفیقِ المدوی انَّی ذهبتُ وعُدتُ و حضرت و کتُبی المترجمه التی کل لغات العالَم... (الماغوط، الاعمال الشعریه، 2006، ص 394) [با وجود گواهی ها و جایزه ها و شمشیرها و مدال هایی که دیوارها را پوشاننده/و نشان هایی که بر سینه ام آویخته شده/و کف زدن ها هر جا که می روم و بر می گردم و حاضر می شوم/ و کتاب های ترجمه شده ام به تمام زبان های دنیا

مقاومت-ماغوط-فلسطین-لبنان[ویرایش]

مقاومت را می توان یکی از عناصر تشکیل دهنده وجود انسان دانست چرا که از همان آغاز زندگی، مبارزه بین انسان و طبیعت برای بقا، حفظ و ادامه زندگی آغاز می گردد و در سایه این مبارزه است که انسان رشد می کند. در زمانی که برخی از قدرت های سلطه جو و استعمارگر، به دیگر کشورها هجوم می برند و به غارت و چپاول ثروت ملّی و طبیعی آنها می پردازند، نوعی دیگر از مقاومت، شکل می گیرد؛ یعنی ایستادگی در برابر متجاوزان که ضامن حفظ بقا و هویّت یک ملّت است. ماغوط، شاعر و نویسنده سوری است که از کودکی با رنج و درد ملّت آشنا شده و در دوران نوجوانی اشغال فلسطین و اوضاع نابسامان کشورهای منطقه را نظاره گر بوده است؛ درنتیجه، از همان ابتدای شکل گیری شخصیّت او، نشانه هایی از تمرّد در وجود او شکل می گیرد. این تمرّد در نوع شعری که برمی گزیند-یعنی قصیده النثر که خروج از قواعد و قوانین شعری و عدم رعایت وزن و قافیه است، نمود می یابد. او که با دردها و رنج های ملّت زیسته و نظاره گر وضع و حال عرب بوده است، به عنوان یک ناقد اجتماعی به انتقاد از وضع موجود عرب و سکوت و سستی آنها در برابر سلطه جویان و به خصوص اسراییل پرداخته است و تنها راه نجات را در وحدت و یکپارچگی و مقاومت می داند و در آثار خود به شیوه های مختلف، خواننده را متوجّه این مسئله می سازد. ماغوط نه به عنوان یک شاعر عرب بلکه به عنوان شاعر انسانیّت که درد بشریّت را درد خود می داند، حاضر است تمامی آنها را به جان بخرد و برای تخفیف آلام آنان از آنان می خواهد تا رنج های خود را به جان بخرد و برای تخفیف آلام از آنان می خواهد تا رنج های خود را برای او بفرستند: ایها السجناء فی کل مکان/ابعثوا لی بکل ما عندکم/من رعب و عویل و ضجر/ایها الصیادون علی کل شاطی/ابعثوا لی بکل ما لدیکم/من شباک فارغه و دوار بحر/ایها الفلاحون فی کل ارض/ابعثوا لی بکل ما عندکم/من زهور و خرق بالیه/الی عنوانی... فی ای مقهی/فی ای شارع فی العالم. [ای زندانیان در هر جا/هرچه ترس و ناله و ملال دارید برایم بفرستید/ای صیادان ساحل/هرچه تور خالی و دریازدگی دارید برایم بفرستید/ای کشاورزان در سراسر زمین/هرچه گل و لباس مندرس دارید برایم بفرستید/به نشانی من. در هر قهوه خانه/در هر خیابان جهان] او متعلّق به یک سرزمین و وطن نیست؛ وطن او جای جای کره خاکی است. مسائل لبنان و اشغال فلسطین، او را به ستوه آورده، عرب ها را که تن به ذلت داده و اشغال قدس را نظاره گر شده اند، مورد انتقاد قرار می دهند. با مطالعه آثار ماغوط می توان به موضوعات متنوعی مربوط به وطن عربی دست یافت که از جمله آنها، دعوت و تشویق به مقاومت برای غلبه بر غاصبان و نجات وطن عربی است. در مورد زندگی و آثار ماغوط، تألیفات زیادی صورت نگرفته است.«خلیل صویلح» در کتاب «اغتصاب کان و اخواتها» مصاحبه ها و گفت و گوهای وی با خبرنگاران را جمع آوری کرده است. با مراجعه به این کتاب می توان به زندگی نامه ماغوط دست یافت. «فائز العراقی» در کتاب «القصیده الحره محمّدالماغوط نموذجاً» پس از طرح مباحثی در مورد قصیده النثر، به بیان تصویرپردازی و انواع آن در شعر ماغوط پرداخته است. «لؤی آدم» در کتاب «محمّد الماغوط وطن فی وطن» به تحلیل روان شناسانه شخصیّت ماغوط پرداخته است. در سایت های اینترنتی نیز می توان به نوشته هایی در مورد ماغوط دست یافت. اما در مورد مضامین آثار ماغوط و به ویژه مقاومت، تحقیق مستقلی صورت نگرفته است. این نوشتار، پس از شرح مختصری از زندگی سیاسی، اجتماعی و ادبی ماغوط، بن مایه های مقاومت را در آثار او بررسی کرده و به بیان آرا و نظرات او پرداخته است.

دعوت به مبارزه و مقاومت[ویرایش]

ماغوط از زمان کودکی، هجوم دشمنان را به وطنی که در آن متولّد شده می بیند. در جوانی، غصب و اشغال فلسطین را با چشمان خود شاهد است. بنابراین مبارزه و فداکاری در راه وطن، بخشی از وجود او می شود. او به عنوان یک انسان آزادی خواه، نمی تواند ستم و سلطه ظالمان و استعمارگران را نظاره گر باشد. از این رو در آثار خود، خلق را به مبارزه با ظلم و بیداد فرا می خواند. این فراخوانی زمانی صورت می گیرد که او رسالتش را به عنوان نیروی پیشرو انجام داده است امّا قادر نیست که یک تنه به تغییر وضع موجود بپردازد و با شکوه از برادرانش، رؤیاهای خود را بیان کند

آثار و رسایل[ویرایش]

ماغوط چند مجموعه شعر و تعدادی نمایشنامه طنز انتقادی بر جای گذاشته است. در سال 1959، اولین مجموعه شعری وی با نام «حزن ی ضوء القمر» منتشر شد. «او در این اثر، سبک جدیدی برای بیان حزن و اندوه ابداع کرد؛ سبکی که در نوع خود بی نظیر بود».(الموصلی، alenad.com) در سال 1960، زمانی که مخفیانه در اتاقی کوچک زندگی می کرد، دومین مجموعه شعری خود را با نام «غرفه بملایین الجدران» نوشت. تنها کار او در آن اتاق، خواندن کتاب هایی بود که «سنیه صالح» همسر او و «زکریا تامر» داستان نویس و دوست وی برایش می آوردند. سومین دیوان وی با نام «الفرح لیس مهنتی» در سال 1970 منتشر شد. از آثار نمایشی او «ضیعه تشرین»(1974)، «المهرج»(1998)، «خارج السرب» (1999)، «کاسک یا وطن»، «شقائق النعمان» و «العصفور الاحدب» را می توان نام برد. از ماغوط سه اثر دیگر با نام های «البدوی الاحمر»(2006)، «سیاف الزهور»(2001) و «شرق عدن غرب الله»(2001) به جا مانده است. مجموعه آثار وی شامل مجموعه های شعری «حزن فی ضوء القمر»، «غرفه بملایین جدران»، «لفرح لیس مهنتی» و دو نمایشنامه «العصفور الاحدب»، «المهرج» و روایه «الارجوحه» در یک کتاب و با عنوان «اعمال محمد الماغوط» چاپ شده است. همچنین سه مجموعه شعری او شامل «حزن فی ضوء القمر»، «غرفه بملایین جدران»، «الفرح لیس مهنتی» در یک کتاب با عنوان «الاعمال الشعریه» به چاپ رسیده است. برخی آثار وی نیز به زبان های فرانسه، ایتالیایی، انگلیسی و فارسی ترجمه شده است.


نمونه شعر[ویرایش]

مادرم! ...

برای نجات من بشتاب

بیا و مرا در جیب روستایی ژرفت پنهان کن

زیرا مرگ از هر سو مرا احاطه کرده‌است....

آه مادر!

چی می‌شد اگر هیتلر نقاش باقی می‌ماند

و مارکس در کودکی از آسم می‌مرد....

آه مادر!

اگر آزادی برف بود

تمام عمر بی سرپناه می‌خفتم

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای عربی
  • دائرةالمعارف موسوعه المورد|چاپ بیروت
  • روزنامه همشری شماره۵۰۹۵|صفحه ۸