هانری کوربن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هانری کربن
فلسفه تطبیقی، تاریخ فلسفه اسلامی و ایرانشناسی
شناسنامه
نام کامل هانری کوربن (آنری کوربین)
حیطه فلسفه اسلامی
مکتب فلسفه اشراق، فلسفه نوافلاطونی، حکمت متعالیه و پدیدارشناسی
ایده‌های چشمگیر تئوسوفیا
زادروز ۱۴ آوریل ۱۹۰۳(۱۹۰۳-04-۱۴)
زادگاه پاریس، فرانسه
تاریخ مرگ ۷ ژوئیه ۱۹۷۸ میلادی (۷۵ سال)
محل مرگ پاریس، فرانسه
همسر(ها) استلا کربن
دین مسیحی کاتولیک یا شیعه[۱]
استادان اتین ژیلسون، لویی ماسینیون، امیل بریه
شاگردان کزیستین ژامبه[a]، داریوش شایگان


هانری کوربَن (یا با تلفظ فرانسوی آنری کوربین) (به فرانسوی: Henry Corbin) (زاده ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۹۷۸) فیلسوف، ایران‌شناس و اسلام‌شناس و شیعه‌شناس فرانسوی بوده‌است. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرد.

هانری کربن، اولین مترجم آثار مارتین هایدگر به زبان فرانسه و همچنین معرفی کننده فلسفه اشراق سهروردی و حکمت متعالیه ملاصدرا به اروپاییان بوده است. وی صاحب مکتبی در تاریخ فلسفه اسلامی است و معتقد است فلسفه اسلامی معادل فلسفه عربی نیست و با مرگ ابن رشد پایان نیافته است، بلکه سنتی زنده و پویاست که در شرق جهان اسلام بخصوص حوزه فرهنگی ایران تداوم یافته و با بهره گیری از احادیث امامان شیعه و امتزاج با فلسفه ایران باستان و عرفان نظری به اوج رسیده است. [۲][۳] همچنین از پایه گذاران فلسفه تطبیقی است که به نقادی فلسفه مدرن غرب بر اساس سنت فلسفه اسلامی می پردازد.

وی استاد شیعه‌شناسی دانشگاه سوربن و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات دانشگاه سوربن و نیز بنیانگذار و رئیس اداره مطالعات ایرانی «انجمن‌ ايرانشناسي‌ فرانسه‌ در تهران»‌ (IFIT) تهران بوده‌است. وی یکی از اعضای بنیانگذار «دانشگاه سنت جان اورشلیم»، مستقر در پاریس، است. او استاد فلسفه دانشگاه تهران نیز استاد «انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفه ایران» بوده است. او همچنین جزو اعضای برجسته حلقه ارانوس و عضو لژ فراماسونری فرانسه ( (GLNF) بود. در خصوص مذهب وی اختلاف نظر وجود دارد. داریوش شایگان وی را کاتولیک می داند. حال آنکه حسین نصر می گوید، وی به پروتستانتیزم گروید. همچنین حسین نصر و سید حسین طباطبایی معتقدند وی گرایش ایمانی به تشیع داشت و معتقد به امام زمان بود. برخی نیز وی را به گرایش به باطنیه متهم می کنند.

سالهای اولیه زندگی و تحصیلات[ویرایش]

هانری کربن در ۱۴ آوریل ۱۹۰۳ در پاریس به دنیا آمد. پدرش هانری آرتور کربن، یک مدیر تجاری، و مادرش اوژن فورنیه کربن بودند. [۴] آموزش های مذهبی کاتولیک را در کودکی آموخت و در مدرسه علوم مسیحی به نهضت پروتستان علاقمند شد.[۵] وی در سال ۱۹۲۲ از مدرسه دیر سنت ماور[b] پاریس دیپلم گرفت و برای تحصیلات دانشگاهی از ۱۹۲۳ به «مدرسه عملی مطالعات عالی»[c] دانشگاه سوربن رفت و در سال ۱۹۲۵ لیسانس فلسفه و در ۱۹۲۸ با رساله ای راجع به آرای رواقی و آگوستینی در اندیشه لویی د لئون[d]، شاعر سده ۱۶ اسپانیایی فارغ التحصیل شد و بابت آن از دانشگاه سالامانکا جایزه دریافت کرد.[۴] وی همچنین از سال ۱۹۲۷-۱۹۲۶ دروسش را در مدرسه زبان های شرقی[e] آغاز کرد و با زبان های عربی، سانسکریت آشنا شد و در سال ۱۹۲۹ در زبان های عربی، فارسی و ترکی مدرک گرفت و به همکاری با کتابخانه ملی پاریس پرداخت.[۴]

هانری کوربن در سال ۱۹۳۳ با استلا لینهارت دختر کشیش و انسان شناس فرانسوی، موریس لینهارت[f] ازدواج کرد.[۴]

کوربن در ۱۹۳۰ به مطالعه آثار مارتین هایدگر پرداخت و طی سفرهایی در دهه ۱۹۳۰ به آلمان و سوئد رفت. وی در این سال ها از محضر فلاسفه و الهی دانان بزرگی همچون رودولف اوتو[g]، کارل لویت، الکساندر کوژو، برنارد گروئتوسیان[h]، آندره مالرو، ارنست کاسیرر، کارل یاسپرس، کارل بارت و ژرژ دومزیل بهره برد.[۴] بیژن عبدالکریمی می گوید «کثرت شخصیت های علمی، دینی و فلسفی که کربن در طول حیاتش با آنها مواجه شده و از آنها اثر پذیرفته است، بی نظیر است تا آنجا که زندگی فکری و نظری وی به این اعتبار به افسانه می ماند.» [۶]

آبشخورهای فکری[ویرایش]

کربن در دانشگاه سوربون نزد اتین ژیلسون، فیلسوف نوماسی، فلسفه قرون وسطی را آموخت و شیوه خواندن و تفسیر متون کهن را فراگرفت و بعدها از همان اسلوب برای خوانش آثار فلسفی فارسی و عربی بهره جست. در آنجا با آثار فلسفی ابن سینا به زبان لاتین که در مکتب تولدو در سده دوازده میلادی ترجمه شده بود، آشنا شد و اندیشه فرشته شناسی، عقول عشره و نفوس فلکی در فلسفه سینوی را فراگرفت. همچنین نزد امیل بریه آرای فلوطین، فلسفه نوافلاطونی و رابطه اش با فلسفه هندی و اوپانیشادها را آموخت. [۷]

کربن در مدرسه زبان های شرقی نزد لویی ماسینیون تلمذ کرد و ماسینیون عرفان و شهاب الدین سهروردی(ف. ۱۱۹۱ م.) را به وی معرفی کرد. آشنایی با سهروردی سبب شد وی مطالعه آیین ها و اندیشه های هندی را رها کند و به آثار معرفتی فارسی و عربی بپردازد. [۸] کربن توسط ماسینیون با تشیع و تصوف آشنا شد. اما به زعم کربن، ماسینیون از متون تشیع بی اطلاع بود. ماسینیون بیشتر مجذوب حلاج اما کربن به ابن عربی و سهروردی گرایش داشت. [۹] ماسینون با مشاهده اشتیاق هانری کربن به فلسفه و عرفان، کتاب حکمت الاشراق، مهمترین اثر فلسفی سهروردی، را به وی هدیه می دهد. کربن در خصوص گرایش شدیدش به سهروردی می گوید «من هم که از پیروان جوان افلاطون بودم ناگزیر نمی توانستم از تأثیر آتشی که در دم «امام افلاطونیان پارس» ساری بود، در امان بمانم.»[۱۰]

هانری کربن در آلمان از فلسفه پدیدارشناسی ادموند هوسرل و هرمنوتیک فلسفی مارتین هایدگر متأثر شد و بعدا در روش شناسی خود در مطالعه فلسفه اسلامی و عرفان نظری از آن بهره جست. خود وی از آن بمثابه «کلید هرمنوتیک» برای گشودن قفل فلسفه اسلامی یاد می کند.

وی با استفاده از درس های ژوزف و ژان باروزی[i] درخصوص الهیات ماترین لوتر به موضوع «پدیدار کتاب مقدس» و رویکرد هرمنوتیک به آن علاقمند شد.[۴] بعدا، این رویکرد در «تاریخ فلسفه اسلامی» وی جایگاهی محوری یافت.

فعالیت‌های علمی[ویرایش]

وی در خلال سال های ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۶ در مؤسسه فرانسوی برلین مستقر بود و از هایدگر بهره می جست و توانست ترجمه متافیزیک چیست و نیز بخشی از هستی و زمان وی را انجام دهد. [۴] کربن نخستین کسی است که آثار هایدگر را به فرانسه ترجمه می‌کند. ژان برن تأکید می‌کند که قبل از کربن، تنها نقل قول‌هایی پراکنده از هایدگر در فرانسه وجود داشت و نام نویسندة هستی و زمان هنوز به گوش جامعه فلسفیِ فرانسوی زبان نرسیده بود.[۱۱] سارتر از طریق ترجمة کربن است که با هایدگر آشنا می‌شود و تأثیرات هایدگر بر سنت فلسفی معاصر فرانسه نیز از طریق کربن رخ می‌دهد. سیمون دوبوار در کتاب «ضرورت زمان» به اهمیت این آشنایی اشاره می‌کند:

«سارتر نخستین بار، از طریق ترجمة کربن با هایدگر آشنا شد، و حاجت به توضیح نیست که این آشنایی، در سرنوشت فکری سارتر چه تأثیری داشته است.»

وی به تحقیق در آثار امانوئل سویدنبرگ(۱۷۷۲-۱۶۸۸)در خصوص تلازم امور مادی و روحانی پرداخت. همچنین نخستین تلاش ها برای معرفی سهروردی به جامعه فکری فرانسه را انجام داد. وی با همکاری پاول کراوس، آواز پرجبرئیل را در سال ۱۹۳۵ ترجمه کرد و سپس «سهروردی بنیانگزار حکمت اشراق»[j] را در سال ۱۹۳۹ تألیف کرد.[۴]

در ۱۹۳۷، کربن جانشین الکساندر کویره[k] در دانشگاه سوربن شد و به تدریس دروسی درباره الهیات لوتری یوهان گئورگ هامان(۱۷۳۰-۸۸) و هرمنوتیک لوتری پرداخت.[۴]

کربن در سال ۱۹۳۹ مأمور شد که به استانبول برود و عکس دستنوشته های سهروردی را که در کتابخانه های این شهر پراکنده بود، را تهیه کند. اما وقوع جنگ جهانی دوم، سبب شد مأموریت وی تا ۱۹۴۵ طول بکشد. او در این مدت به غربتی ناخواسته به ژرفنای اندیشه های سهروردی راه یافت و به تعبیر خودش این گفت و گوی هر روزه با سهروردی در سکوت، «علم تقیه» را به وی آموخت.[۱۲]

کربن با مأموریتی در سال ۱۹۴۵ از استانبول عازم ایران می شود[۱۳] و در ۱۴ سپتامبر ۱۹۴۵ به تهران می رسد. نخستین دیدار وی با ابراهیم پورداوود، مترجم اوستا به فارسی، صادق هدایت، محمد معین و مهدی بیانی بود. به تعبیر داریوش شایگان کربن با سخنرانی «مایه های زرتشتی در فلسفه سهروردی»[l] در انجمن ایرانشناسی در نوامبر ۱۹۴۵ پای در حیات روشنفکری ایران می گذارد. او با هدف معرفی میراث حکمی ایران بخش ایرانشناسی را در انیستیتو فرانسه راه می اندازد و مجموعه کتابخانه ایران را تأسیس می کند. او انتشار «مجموعه ایرانشناسی» را آغاز می کند و طی بیست و پنج سال بیست و دو مجلد از آثار حکمی منتشر نشده فارسی و عربی را منشتر می کند.[۱۴] وی تا سال ۱۹۵۴ رئیس اداره مطالعات ایرانی انجمن ایرانشناسی فرانسه در تهران بود. در آن سال، وی جانشین لوئی ماسینیون در بخش علوم مذهبی مدرسه عملی مطالعات عالی[m] پاریس شد.[۱۵][۴]

کربن از ۱۹۴۹ به محفل ارانوس دعوت شد و تا ۱۹۷۸ در جلسات آن شرکت می کرد و تبدیل به یکی از ارکان این حلقه شد. وی در آنجا با اندیشمندانی همچون میرچا الیاده دین شناس، گرشام شوئلم استاد عرفان یهودی قبالا، آدولف پورتمان زیست شناس، کارل گوستاو یونگ روانشناس، سوزوکی استاد ذن بودیسم، ارنست بنتس الهیدانی از ماربورگ، ژیلبر دوران، جیمز هیلمن، ایزوتسو و بسیاری دیگر به بحث و گفت و گو می پرداخت. کربن پایه برخی آثارش همچون اسلام ایرانی و تخیل خلاق در تصوف ابن عربی در این نشست ها نهاد.[۱۶][۴]

کربن از ۱۹۵۵ استاد فلسفه اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و این دانشگاه در ۱۹۵۸ به وی دکترای افتخاری اعطا کرد. بعد از آن تاریخ نیز، وی به دعوت سید حسین نصر، مدیر «انجمن حکمت و فلسفه شاهنشاهی» هر سال به ایران می آمد. [۴]

کربن در سال ۱۹۷۴ از مدرسه عملی مطالعات عالی پاریس بازنشست شد و یکی از اعضای بنیانگذار دانشگاه سنت جان اورشلیم، مستقر در پاریس شد، که جامعه ای از دانشمندان بود که به مطالعات تطبیقی در امور معنوی می پرداخت. [۴]

از اواخر دهه ۱۹۵۰ محفلی شکل می گیرد که داریوش شایگان از به «حلقه اصحاب تأویل» یاد می کند. این جلسات در منزل ذوالمجدطبطبایی تشکیل می شد.[۱۷] دو شخصیت محوری این حلقه عبارت بودند از علامه طباطبایی، فیلسوف و عارف شیعه، و هانری کربن. کربن همه ساله در سپتامبر به ایران می‌آمد و داغ ترین مباحث فلسفی آن زمان فرانسه را به ایران می‌آورد و با علامه به بحث می‌نشست. با وجود مشکل زبانی به وسیله ترجمه، ارتباط و گفتگو میان آن دو بزرگوار برقرار می‌شد. در این جلسات، سید حسین نصر، محمدکاظم عصار، مرتضی مطهری ، سید جلال الدین آشتیانی، جلال الدین همایی، داریوش شایگان، بدیع الزمان فروزانفر، محمد معین، عیسی سپهبدی و بعدها برخی از طلاب دیگر که هم اکنون از علمای سرشناس ایران هستند هم چون خسروشاهی، , مکارم شیرازی شرکت می‌کردند.[۱۸] از دیگر حاضران این جلسات غلامحسین ابراهیمی دینانی[۱۹] را می توان نام برد. سید حسین نصر معتقد است گفتگوهایی که در این جلسات صورت می‌گرفت، در کل قرون وسطی تحقق نیافته بود.[۲۰]

رویکرد فلسفی[ویرایش]

گسست از تفکر هایدگر[ویرایش]

درک هایدگر از فهم فلسفی منوط به درک مفهوم دازاین در او بود. دازاین از نظر هایدگر صرفاً «در-جهان» بود و فهم او نیز بسته به جهان او بود. ریشه‌های مفهوم هایدگری «بودن- در- جهان» را می‌توان در اندیشه هوسرل بازیافت. هوسرل در پدیدارشناسی خویش می‌کوشد از کوگیتوی دکارتی که فاصله و جدایی میان سوژه و ابژه را پیش فرض خود قرار داده است، فراتر رود. دکارت تنها اظهار می‌دارد که «من می‌اندیشم» و به شرایط این «اندیشیدن» و «من اندیشنده» توجهی ندارد. او به یک معنا در ابتدای شک دستوری، جدای از جهان و خارج از آن فرض شده است. اما به زعم هوسرل، هرگز نمی‌توان در خارج از جهان اندیشید و این در جهان بودن بدین معنی است که اندیشیدن همواره یک اضافة به غیر یا «حیث التفاتی» دارد. اندیشه، بدون موضوع اندیشه، ممکن نیست. بنابراین اندیشه همواره معطوف به چیزی است. این در نظر هایدگر بدین معنی است که برای دازاین، امکان فهم خارج از جهان او وجود ندارد؛ بدین ترتیب فهم دازاین محدود به جهانش است و این با مرگ او به پایان می‌رسد. اما باید گفت از مهم ترین اتفاقات زندگی هانری کربن، گسست وی از تفکر هایدگر یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه تاریخ غرب است. به زعم کربن فلسفه هایدگر و به طور کلی فلسفه معاصر غربی حاوی مختصاتی است که بسیاری از پرسش‌های بزرگ بشر را بی پاسخ رها می‌کند. کربن مدت‌ها برای یافتن پاسخ‌های قانع کننده وقت صرف کرده بود و به بیان خودش نهایتاً فلسفه شیعی و حکمت الهی حکمای ایرانی را قانع کننده یافته بود. در فلسفه هایدگر هستی دازاین در مقابله با نیستی معنای خود را بازمی یابد. به بیان دیگر، مرگ برای هایدگر، آنجایی است که دازاین در آن نحوه اصیل زیستن را باید بازیابد. پیش از عزیمت به ایران، تقریباً برای کربن مشخص گشته بود که مرگ، انتهای جهان نیست. با این حال برای یافتن پاسخی برای پرسشی که در ذهن داشت، رهسپار ایران گشت. پرسشی که کربن در پی پاسخِ آن به ایران عزیمت کرد، این بود: آیا امکانِ بودن در ورای مرگ، فقط با مرگ محقق می‌گردد؟ یا پیش از مرگ نیز انسان می‌تواند در خارج از جهانِ خویش بایستد؟ این پرسش، همان چیزی بود که مأموریت سه ماهة کربن را سی سال به درازا کشاند، و او را طی این مدت طولانی، حیران و سرگردان، اندر خَمِ کوچه‌های حکمت شیعی سرگردان، و یا به تعبیر بهتر، مقیم نمود. کربن سرگردان، گم گشته، حیران و خسته از سلطة تکنولوژی، به کنارِ جویبارِ حکمت شیعی پناه آورده بود. در این خستگی، دیدن علامه طباطبایی برای او یک اتفاق مهم در زندگی اش بود.[۲۱]

نقد تجدد و جهان مدرن[ویرایش]

حکمت ایرانی[ویرایش]

ایران برای کربن یک مفهوم، جغرافیایی، سیاسی یا قومی نیست، بلکه «جهان ایرانی ... یک جهان میانی، یک حدفاصل است و بسیار به ما مغرب زمینیان نزدیک.»[۲۲] کربن می گوید «ایران زمین فقط یک ملت و یک امپراتوری نبود، بکه کانون معنویت و تاریخ ادیان بود.»[۲۳]

گرایش به تشیع[ویرایش]

محمدحسین طباطبایی و هانری کوربن سالها بطور حضوری و مکاتبه‌ای با یکدیگر ارتباط و مباحثه داشتند. این ارتباط از سال ۱۳۳۷ آغاز شد. کربن برای تدریس فلسفه در دانشگاه تهران هر سال پاییز به تهران می‌آمد و با مرتضی مطهری در دانشگاه آشنا شد. مطهری به وی پیشنهاد دیدار با علامه طباطبایی را می‌دهد و می‌گوید بهترین کسی که می‌تواند تحقیقات تخصصی و غیر جدلی بکند طباطبایی است. دیدارها هر دو هفته یک بار روزهای جمعه در منزل ذوالمجد طباطبایی قمی برگزار می‌شد. باآگاه شدن برخی از این جلسات، تعدادی دیگر همچون دکتر سپهبدی و داریوش شایگان به این جلسات پیوستند. جلسات این دو تا پایان عمر کربن ادامه داشت.

وی در جریان مذاکرات خود با علامه طباطبایی می‌گوید :

به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته، پیوسته ولایت را زنده و پابرجا می‌دارد... به اعتقاد من، تمامی ادیان حقیقتی را دنبال می‌نمایند؛ اما تنها مذهب تشیع است که به این حقیقت لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این ویژگی میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی است. این نظر من است؛ آیا شما نیز این گونه فکر می‌کنید... من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست بدهم.

و همچنین از او نقل می‌کند:

تا کنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ می‌کردند و در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته‌است، به دنیای غرب معرفی نشده‌است. بر خلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کرده‌اند. آنچه پس از پژوهش‌های علمی بدان رسیده‌ام، این است که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه - که نسبت به این آیین واقع بینی دارد باید نگاه کرد. از این رو کوشیده‌ام این مذهب را به نحوی که باید و در خور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم. بسیار علاقه‌مندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت به هدف خود روشن‌تر شوم.

طباطبایی همچنین نقل می‌کند که: «کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست.» و در پاسخ به سؤال طباطبایی که پرسیده بود «اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفاتش یاد کنید و با اسم خاصی از او حاجت بخواهید، چه می‌کنید؟» او در پاسخ گفت: «در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» به اعتقاد طباطبایی، کربن به تشیع گرویده بود.[۲۴][۲۵][۲۶]

کربن هنگامی که از مفهوم بازگشت به وطن در سهروردی سخن می‌گوید، امامان شیعی را نمونه عالی جلای وطن کردگان می‌داند که باید از آنها پیروی نمود: «ما مطیع و پیرو تعلیمات ائمة اطهار هستیم که خود، سیماهای تأثرانگیز و نافذی از جلای وطن کردگان و اشخاص عدل و برحقّی که شکنجه دیده‌اند، می‌باشند.»[۲۷]

کربن در ادامه در باب امام غایب نیز می‌آورد:

او سیمایی است که جمع دوازده امام و چهارده معصوم را کامل می‌کند. او امام قائم است که وجود غایب او نیز حکومت‌های عالم را دچار اضطراب ساخته است.[۲۸] مهندس سیدعبدالباقی طباطبایی - فرزند ارشد علامه - می‌گوید: یک روز پدر رو به ما نمود و با نشاط خاصی گفت: این پروفسور به اسلام (تشیع) مؤمن شده است؛ ولی شرایط اقتضا نمی‌کند تا آن را رسماً و علناً بر زبان جاری کند. چند صباحی که از این فرموده پدر گذشت، یک روز کربن درباره حضرت مهدی سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفت: من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست بدهم. پدر، وقتی از این موضوع مطلع شد، بسیار مسرور و مشعوف گردید و گفت: نگفتم این پروفسور کربن، مؤمن به تشیع شده است و رویش نمی‌شود که صریحاً اعتراف کند. علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست.[۲۹] البته ادعای علامه چندان دور از واقعیت نیست، چنانکه سید حسین نصر نیز می‌گوید: کربن همواره خود را به صورت «ما ایرانیان» یا «ما شیعیان» مورد خطاب قرار می‌داد.[۳۰] رضا داوری اردکانی نیز می‌گوید: کربن وقتی مطالب مهمی را که بدان می‌اندیشید، از زبان بزرگان و اولیای دین و ائمه معصومین می‌شنید، غرق شادی می‌شد.[۳۱] حسن حسن‌زاده آملی (متولد ۱۳۰۷) نیز که از شاگردان علامه طباطبایی و در عداد حکمای الهیِ معاصر ایران است، از خاطرة حضور خود در مجلسی به همراه علامه و کربن یاد می‌کند که در آن بحثی پیرامون ولایت در اندیشه شیعه درگرفته بود و هانری کربن خطاب به علامه می‌گوید:

من نه تنها اندیشة شیعه، بلکه به سرّ ولایت در شیعه واقفم![۳۲] البته برخی معتقدند کربن رسماً به تشیع در نیامد. مثلاًداریوش شایگان معتقد است که او کاتولیک زاده و کاتولیک مرد و هیچ‌گاه دین عوض نکرد.[۳۳] مهدی فدایی مهربانی در فصل دوم کتاب «ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی»، نظرهای مختلف در مورد گسست کربن از فلسفه هایدگر و گرایش وی به تشیع را مورد بررسی قرار داده است.[۳۴][۳۵]

از دیگر علایق او به ایرانیان، علاقه شدید او به علم میر حیدر آملی بود. که او را یکی از ارکان شیعه شناسی در جهان دانسته بود و کتاب‌های او را مطالعه و بر او اعتقاد زیادی داشت و کتاب‌های او را در دانشگاه‌های غربی و شرقی تدریس می‌کرد.

آثار[ویرایش]

  1. تاریخ فلسفهٔ اسلامی (بخش نخست این کتاب توسط اسدالله مبشری به فارسی برگردانده شد و سپس متن کامل آن توسط جواد طباطبایی ترجمه شد.)
  2. فلسفهٔ ایرانی و فلسفهٔ تطبیقی (توسط جواد طباطبایی به فارسی برگردانده شده‌است.)
  3. اسلام ایرانی
  4. مشارکت در نوشتن تاریخ ایران کمبریج[۳۶]
  5. آئ‍ی‍ن ج‍وان‍م‍ردی[۳۷]
  6. ارض ملکوت؛ کالبد انسان در روز رستاخیز، ترجمه سید ضیاء الدین دهشیری، انتشارات طهوری
  7. ابن سینا و تمثیل عرفانی، ترجمه انشاء الله رحمتی، نشر جامی: در این کتاب قرائتی متفاوت و عرفانی از ابن سینا ارائه داده است
  8. مقدمه بر المشاعر ملاصدرا، ترجمه و پیشگفتار از کریم مجتهدی، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا
  9. روابط حکمت اشراق و فلسفه ایران باستان، ترجمه عبدالمحمد روح بخشان، نشر جامی، انتشارات اساطیر
  10. انسان نورانی در تصوف ایرانی، ترجمه فرامرز جواهری نیا، نشر آموزگار خرد
  11. تخیل خلاق در عرفان ابن عربی، ترجمه انشاء الله رحمتی، نشر جامی

آثار در مورد کربن[ویرایش]

  1. داریوش شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، نشر فرزان روز
  2. مهدی فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ؛ پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، نشر نی
  3. زائر شرق، مجموعه مقالات همایش بزرگداشت یکصدمین سال تولد هانری کربن (۱۳۸۲) ؛ ویراستار علمی: شهرام پازوکی و محمدامین شاهجویی ; تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
  4. هایدگر در ایران، نگاهی به زندگی، آثار و اندیشه های سید احمد فردید؛ بیژن عبدالکریمی؛ موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران؛ 1392؛ (این کتاب به آرای کربن به عنوان واطه آشنایی فردید با هایدگر می پردازد)
  5. Tom Cheetham, Imaginal love: The Meanings of Imagination in Henry Corbin & James Hillman, 2014
  6. Tom Cheetham , All the World an Icon : Henry Corbin and the Angelic Function of Beings, 2012
  7. Tom Cheetham , The World Turned Inside Out: Henry Corbin and Islamic Mysticism, 2003
  8. Tom Cheetham , After Prophecy: Imagination, Incarnation, and the Unity of the Prophetic Tradition, 2007
  9. Steven M. Wasserstrom ,Religion after Religion: Gershom Scholem, Mircea Eliade, and Henry Corbin at Eranos, 1999

یادداشت[ویرایش]

  1. Christian Jambet
  2. abbey school of St.-Maur
  3. École pratique des hautes études
  4. Luis de León
  5. École des Langues Orientales
  6. Maurice Leenhardt
  7. Rudolf Otto
  8. Bernard Groethuysen
  9. Jean Baruzi
  10. Suhrawardî d’Alep (ob. 1191). Fondateur de la doctrine illuminative
  11. Alexandre Koyré
  12. Les motifs zoroastriens dans la philosophie de Sohrawardî
  13. École Pratique des Hautes Études

پانویس[ویرایش]

  1. «بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن» ««وی خطاب به کربن گفت: اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفتش یاد کنید و با اسم خاصی از او اجت بخواهید، چه می‌کنید؟ او در پاسخ گفت: در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» و «علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست .»» 
  2. کربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، 4-8.
  3. کربن، هانری، فلسفه تطبیقی، 162-163.
  4. ۴٫۰۰ ۴٫۰۱ ۴٫۰۲ ۴٫۰۳ ۴٫۰۴ ۴٫۰۵ ۴٫۰۶ ۴٫۰۷ ۴٫۰۸ ۴٫۰۹ ۴٫۱۰ ۴٫۱۱ ۴٫۱۲ Daryush Shayegan, “CORBIN, HENRY”, Iranica.
  5. فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ، 25.
  6. عبدالکریمی، هایدگر در ایران، 82.
  7. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، 21-22.
  8. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، 20-21.
  9. فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ، ۲۹-۲۷.
  10. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۲۴-۲۳.
  11. ژان برن، فیلسوف جویای شرق، در کتاب درباره هانری کربن، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۲: ۶۶
  12. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۲۵-۲۴.
  13. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۳۶.
  14. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۳۸.
  15. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۴۵.
  16. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۴۶.
  17. حلقه اصحاب تأویل، مهرنامه
  18. فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ، 56 و 57.
  19. زندگینامه غلامحسین ابراهیمی دینانی وب‌گاه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  20. نصر، سید حسین، در جستجوی امر قدسی، ترجمه سید مصطفی شهرآیینی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۵: ۱۲۵
  21. مهدی فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، چ دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۹۲: ۵۶
  22. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، 28.
  23. شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ۳۱.
  24. «روایتی از زندگی علامه طباطبایی (ره)». وبگاه حوزه, 20 آبان 1385. 
  25. «بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن». پرسمان, 1382. 
  26. هانری کوربن که بود
  27. هانری کربن، در باب امام دوازدهم، ترجمه عیسی سپهبدی، مجله مردمشناسی، تیر و مرداد و شهریور ۱۳۳۷: ۳۱۵
  28. همان: ۳۲۵
  29. محمد حسین حسینی تهرانی، مهر تابان، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، ۱۳۸۷: ۴۷
  30. سید حسین نصر، عالم خیال و مفهوم فضا در مینیاتور ایرانی، جاودان خرد، ج ۲، ۱۳۸۲: ۱۵۷
  31. رضا داوری اردکانی، کربن و اهمیت فلسفه اسلامی در جهان کنونی، مجموعه مقالات بزرگداشت یکصدمین سال تولد کربن، تهران، موسسه حمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۵: ۵۹
  32. اسماعیل منصوری لاریجانی، هانری کربن و سید حیدر آملی، همان مجموعه، ۱۳۸۵: ۱۵۹
  33. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Shayegan وارد نشده‌است.
  34. http://www.siasatema.com/vdcdff0f.yt09k6a22y.html
  35. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2507345
  36. Corbin, Henry
  37. آئ‍ی‍ن ج‍وان‍م‍ردی. ترجمهٔ اح‍س‍ان ن‍راق‍ی. ن‍ش‍ر ن‍و، ۱۳۶۳. بازبینی‌شده در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۱. 

منابع[ویرایش]

مطالعه بیش‌تر[ویرایش]

  • Nasr, Seyyed Hossein, and Leaman, Oliver (eds), History of Islamic Philosophy, Ansarian Publications - Qum, Iran, 1993. ISBN 964-438-307-9
  • Iranica
  • منصورنژاد، محمد، ۱۳۹۰، مقالهٔ رویکرد و روش شیعه شناسی هانری کربن، در کتاب: درس گفتارهای شیعه شناسی، تهران، نشر جوان پویا.
  • منصورنژاد، محمد، ۱۳۸۷، سیدحیدر آملی به روایت هانری کربن، تهران، نشر جوان پویا.

جستارهای وابسته[ویرایش]


پیوند به بیرون[ویرایش]

ٰٰگفتگوی عارف و فیلسوف، روزنامه شرق، نوشته افسانه نجاتی