ابونواس اهوازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابونواس؛ تصویرگر جبران خلیل جبران، از مجله al-Funun ۲، شماره ۱- ژوئن ۱۹۱۶

حسن بن هانی حَکَمی شناخته‌شده به ابونُواس اهوازی (۱۳۳–۱۹۶ هجری قمری در اهواز، ۷۵۰–۸۱۰ میلادی) معروف به ابونواس، شاعر ایرانی‌تبارعرب بود. ابونواس از بزرگان شعر عاشقانهٔ عرب بود. او در شهر اهواز به دنیا آمد.[۱] از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شاعران کلاسیک عربی نام می‌برند. او استاد تمامی شاخه‌های شعر عربی زمان خویش شده بود، اما شهرتش بیشتر به خاطر تصنیف‌های باده‌گساری و ستایش شراب (خَمریات) و شعرهایش در مورد شاهدبازی و پسردوستی (مُذکرات) است. از ابونواس در روایت‌های فولکلور نیز یاد شده و یکی از شخصیت‌های کتاب هزار و یک شب نیز هست.

زیاده‌روی او در خوش‌گذرانی و آوردن شعرهایی در وصف آن سبب شد که وی را شاعرالخمره لقب دهند. دیوان شعرهایش امروزه در دست است و چندین بار در مصر به چاپ رسیده‌است. وی باورهای شعوبی داشت و به برمکیان نزدیک بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

پدر ابونواس، هانی عرب و[۲][۳] از اعراب مهاجر مسلمان که پس از فتح ایران به خوزستان آن‌روزآمده بودند و از سربازان سپاه مروان دوم آخرین خلیفهٔ اموی و مادر ایرانی‌اش، گُلبان از بومیان ایرانی اهوازاردشیر و اصالتاً زرتشتی بود. گفته می‌شود مادرش بافنده بود. در مورد تاریخ زایش او اختلاف نظر وجود دارد، سال تولد او را از ۱۳۰ تا ۱۴۵ هجری قمری (۷۴۷ تا ۷۶۲ میلادی) نوشته‌اند. نام اصلی او «الحسن بن هانی الحکمی» و ابونواس نام مستعارش بود. موهایی مجعد و مشکی داشت.

هنگامی که ابونواس در کودکی پدرش را از دست داد، پس از ازدواج مادرش به بصره رفت و شاگرد عطاری ایرانی شد. شهری که امروزه به نام بصره شناخته می‌شود بندری بزرگ در زمان ساسانیان به نام وهشت شیر (بهشت اردشیر) بود که پس از فتح ایران به تدریج برخی مسلمانان در آن ساکن گردیدند و به نام بصره معروف گردید. بصره شهرت منطقه‌ای در اطراف وهشت شیر بود که فاتحان مسلمان در آن‌جا خیمه زده بودند و چون منطقهٔ ریگزار بود، بصره به معنای ریگزار خوانده شد که بعدها پس از عربیزه شدن وهشت شیر نام بصره نیز جایگزین نام ایرانی آن شد[نیازمند منبع]. او شیفتهٔ شعر ابن حباب بود و سرانجام او را یافت و شاگردی او را پذیرفت. ابن حباب بسیار او را دوست می‌داشت و در هر نشستی، سخن خود را با غزلی از این نوجوان ایرانی آغاز می‌کرد. پس از چند سال ابونواس در مکتب‌خانه‌های محمد بن ادریس شافعی، احمد بن حنبل، محمد بن جعفر غندریه و خلف احمد حاضر شد. هم‌چنین بر اساس یک روایت او به مدت یک سال در میان اعراب بادیه‌نشین زندگی کرد تا شناختش از زبان عربی خالص، کامل شود.

در سی سالگی، پس از ابراز عشق به دختری کنیز به نام «جنان» و تهمت‌هایی که مردم بصره به خاطر همین موضوع به او روا داشتند، به بغداد کوچید. خیلی زود به خاطر شعرهای شوخی‌آمیز و طنزش، مشهور شد. شعرهای او عمدتاً توصیف‌گر لذت‌های شراب نوشی (خَمریات) و عشق‌ورزی به پسران نوجوان (مُذکرات) بودند. ترجمهٔ شعری نمونه‌وار از او: «از برای پسرکان، از دختران دست شسته‌ام و از برای شراب کهنه، آب زلال را از خاطر برده‌ام»

او بسیار علاقه داشت که جامعه را با بیان مسائلی که مورد ممنوعیت اسلام بود، شوکه کند. او اولین شاعر عرب بوده است که دربارهٔ استمناء نوشته و اگرچه «پسردوستی» را شایسته نمی‌دانست اما آن را به ازدواج ترجیح می‌داد.

تبعید و زندان[ویرایش]

ابونواس بارها به دلایل گوناگون از جمله دسیسهٔ اطرافیان و متشرعین، رک‌گویی و شیطنت‌های گاه‌وبیگاه جنسی‌اش در زمان خلفای عباسی به زندان افتاد.

میراث[ویرایش]

ابونواس در زمرهٔ یکی از بزرگان ادبیات کلاسیک عربی به شمار می‌رود. او تأثیر زیادی بر نویسندگان و شاعران پس از خود از جمله منوچهری دامغانی داشت.[۴][۵] در دیوان ابونواس ۲۶۰ واژهٔ معرب به کار رفته است.[۶] صراحت او در بیان و نکوداشت پسردوستی، باعث آن شد تا در طول سالیان، مخالفان به سانسور آثار او بپردازند. تا آن‌جا که در سال‌های آغازین قرن بیستم میلادی، در سال ۱۹۳۲ نخستین سانسور نوین بر آثار او در قاهره روی داد، آن‌گاه که تمامی اشعار مربوط به پسردوستی (بچه‌بازی) او حذف شد. هم‌چنین در ژانویه ۲۰۰۱، تعداد ۶٬۰۰۰ کتاب از اشعار پدوفیلیایی او توسط وزارت فرهنگ مصر به آتش کشیده شد. در ایران عبدالمحمد آیتی غزل‌های ابونواس را به فارسی برگردانده که این کتاب اکنون نایاب است.

نمونهٔ شعر[ویرایش]

دَعِ الرسم الذی دُثرا یُقاسی الرَیحَ والمطرا
و کُن رجلاً اَضاعَ العُم… رِ فی اللذات والخطرا
یُرینا صفحتی قمرٍ یَفوقُ سناهما القمرا
یُزیدُک وِجهُهُ حُسناً اذا ما زِدتَهُ نظرا

ترجمه: رسمی را که در گذر و زمان نابود شده و باد و باران به باد فناد داده، رها کن؛ و از آنان باش که زندگی را در لذت‌ها و خطرات می‌گذرانند. [آن مرد] چهرهٔ ماه‌گونش را به ما می‌نمایاند که از ماه پرفروغ‌تر است و رویش زیباتر می‌شود وقتی بیشتر نگاهش می‌کنی.

نام برخی از قصیده‌ها[ویرایش]

  • وکأنَّ سعدی إذْ تودعنا
  • دَعْ عَنْکَ لَوْمی فدعإنّ اللّوْمَ إغْرَاءُ
  • أَثْنی علی الخمرِ بآلائها،
  • و نَدْمانٍ یری غَبَناً علَیْه
  • لا یَصرفَنَّک، عن قَصْفٍ وإصْباء
  • أما یسُرُّکَ أنَّ الأرضَ زَهْراءُ
  • یارُبَّ مَجْلِسِ فِتْیانٍ سمَوْتُ له،
  • غُصِصْتُ منکَ بِما لا یَدفَعُ الماءُ،
  • فدیتُ مَنْ حَمّلتُهُ حاجةً[۷]

پانویس[ویرایش]

  1. ممتحن. نهضت شعوبیه. ۱۳۸۵. ۲۳۵. 
  2. # Garzanti, Aldo (1974) [1972] (in Italian). Enciclopedia Garzanti della letteratura. Milan: Garzanti. p. 2.
  3. أبو نواس شاعر الخمر | محیط
  4. احترام رضایی. «پیشینه ساقی‌نامه‌ها». در ساقی‌نامه در شعر فارسی. چاپ ۱۳۸۸. انتشارات امیرکبیر، سال انتشار. ۴۰. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۱۱۹۱-۱. 
  5. «منوچهری و شعر عرب». بازبینی‌شده در ۵ مه ۲۰۱۱. 
  6. آذرنوش، آذرتاش. چالش میان فارسی و عربی سده‌های نخست. ویرایش ۲. نشر نی، ۱۳۸۷. ۲۴۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۱۸۵۰۴۲۷. 
  7. سایت شعر عربی ادب

منابع[ویرایش]