سعدالدین حموی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سعدالدین حمویه یاحموی (محمد بن موید- ف. ۶۵۰ (قمری)/۱۲۶۰ (میلادی)) از شاگردان بلاواسطه نجم الدین کبری معروف به شیخ ولی تراش

.عزیز الدین نسفی چهره سرشناس تصوف ایرانی که او را می‌توان بحقه پدر تطبیق ادیان نامید از شاگردان او می‌باشد.

سعدالدین حموی برای تکمیل سلوک خود مدتی را در جبل قاسیون (دمشق) گذراند و سپس در بحرآباد خراسان در دشت جوین در محل تولد خویش اقامت گزید. از آثار او کتاب «المصباح فی التصوف» با تصحیح نجیب مایل هروی در انتشارات مولی به چاپ رسیده‌است. او به حکمت اعداد (علم الفبای فلسفی) و فن جدول‌سازی رمزی مشغول بود. بیشتر آثار او به زبان عربی می‌باشد.

زندیگنامه[ویرایش]

چون سعدالدین مدتی در حمام یکی از شهرهای دمشق یا جبل قاسیون اقامت داشته به همین جهت به حموی معروف شده‌است.

در بین ادبا اتفاق نظر در زاد روز مرگ وی وجود ندارد اما اجما کلی سال ۵۸۶ را زاد روز حموی و سال ۶۴۹ ه. ق سال وفاتش ذکر کرده‌اند.

موید ثابتی به نقل از یک مجموعه خطی که در دانشگاه تهران نگهداری می‌شده است منقول از خط برادرش شیخ صدرالدین ابوالمجامع ابراهیم حموی نسبت وی را به خواجه عبدالله انصاری معروف به پیر هرات ذکر کرده‌است.

[[محمدبن الموید بن ابی بکر جمال ابن عبدا... بن احسین علی بن ابن عبدا... محمدبن حمویه عثمان بن سعدالدین او سعدبن نصرا... بن محمدبن الشیخ ابی اسمعیل عبدا... انصاری]] بر این اساس شیخ سعدالدین حموی جوینی از عرفای قرن ۶ و ۷ ه. ق است که در بحرآباد جوین متولد شد، تحصیلات اولیه اش را در سبزوار و نیشابور گذراند و به منظور کسب فیض از محضر اساتید و مشاهیر وقت بمدت ۲۵ سال از محضر اساتیدی چون خواجه نجم الدین کبری، صدرالدین قونوی و شهاب الدین خیوفی مستفیض و مفیض به شاگردانی چون شمس الدین طبری عزیز نسفی و ... گردید، وی را رائض به معنی رام‌کننده میدان دری و تازی و خسروایوان حقیقی و مجازی سیر وسلو ک از عین به یقین گفته‌اند. حموی سعدالدین بعد از مرگ معین الدین جاجرمی مدرس مدرسه نظامیه نیشابور شد و آورده‌اند که بعد از نیشابور به خوارزم رفت و به صحبت شیخ نجم الدین کبری پیوست و از او اجازه ارشاد یافت، سپس به موطن خود بحرآباد جوین بازگشت و خلعتهای شاهانه را فروخت وبا پول آن خانقاه خود راتعمیر کرد وی در روز عید قربان سال ۶۵۰ ه. ق درگذشت. یکی از شاگردانش قطعه شعری در ماده تاریخ وفات وی به شرح زیر سروده است:

وفات شیخ (قطب) جهان سعد ابن حموی که نور ملت اسلام و شمع تقوی بود

بروز جمعه نماز دگر در بحر آباد سال ششصد و پنجاه عیدالاضحی بود

صاحب کتاب ریاض العارفین از کرامات وی این چنین نام برده است: گویند وقتی مدت سیزده روز از بدن وی منسلخ شده بود و وی به مانند قالبی بی جان افتاده بود پس از مدتی مذکور به خویش آمد سوگند خورد که از این کیفیت خبری ندارم، غرض فرید زمان و وحید بود.

تالیفات[ویرایش]

از آثار سعدالدین حموی می‌توان به کتب زیر اشاره کرد.

  1. سجنجل الارواح و نقوش الارواح
  2. سکینه الصالحین
  3. قلب المنقلب
  4. کشف المحجوب
  5. محبوب المحبین و مطلوالواصلین که در آداب و اختلاف است به نوشته کتاب مجالس المومنین این کتاب در علم حروف است.
  6. المصباح فی التصوف، تصحیح نجیب مایل هروی، انتشارات مولی، ۱۳۸۹.

نمونه اشعار[ویرایش]

وی در نظم و نثر فارسی و عربی مهارت داشته از جمله اشعار وی است:

در هرچه نظر کنم تو را بینم من در دیتده من توئی که را بینم من
جز از تو که باشد و که رابینم من کی باشد و گر بود چرا بینم من
اندر دل من درون و بیرون همه اوست اندر تن من جا و تن و خون همه اوست
آنجا چگونه کفر و ایمـان گنجدنی چون باشد و جود من چون همه اوست
میدان به یقین که هم بدوسیرازاوست در کوه قدر شر هم از او خیر از اوست
شور و شغب و مسجد و میخانه از او و اشرب و فغان فتنه و دیر از اوست
آنم که جهان چوحقه درمشت من است دین قوت حق زقوت پشت من است
کونین و مکان و هر چه در عالم هست در قبضه قدرت و دو انگشـت من است
ای قدرت تو معتدل نه بالا ونه پست وی چشم تو مخمور نه هشیار و نه مست
بالجمله چنانی که چنان می باید کس راتو چو محبوب نبوده است و نه هست
کس نیست که او شیفته روی تو نیست سر گشته چو من در شکن موی تو نیست
گویند بهشت جاودان خوش باشد دانم به یقین که خوشتر از روی تو نیست

جستارهای وابسته[ویرایش]

منبع[ویرایش]