معروف کرخی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابومحفوظ معروف بن فیروز کوهی، مشهور به معروف کرخی از بزرگان مشایخ قرون اولیه اسلام است که غالب سلسله‌های تصوف شیعی ادعای انتساب به وی را دارند.[۱][۲] نعمت اللهيه و ذهبیه وی را اولین قطب و سرسلسله خود می‌داند.[نیازمند منبع]

معروف کرخی نزد صوفیان چنان که معروف است، دربان علی بن موسی رضا بوده که از او فیض و تعلیم طریقت و منصب شیخ المشایخی یافته و از جانب او اجازه یافته که طریقه رضویه، علویه و مصطفویه را که عبارت از عبادت و تزکیه و تصفیه نفس می‌باشد، به طالبان صادق العقیده و پیروان ائمه برساند.[۲]

انتساب به امامان شیعه[ویرایش]

که هر سه این انتساب‌ها از طرف مخالفان تصوف از مناظر مختلف خصوصاً تطابق تاریخی به چالش کشیده شده‌است.[۷] همچنین حضور دو قطب همزمان نیز از جمله مواردی که در مورد معروف کرخی از طرف مخالفین و موافقین تصوف مورد بحث قرار می گیرد [۸] دقت در تواریخ مشروح زیر نکات مبهم دیگری بر زندگی و فوت معروف کرخی می‌افزاید:

زندگی[ویرایش]

اغلب از مورخین و تذکره نویسان تاریخ دقیقی از تولد وی ثبت نکرده‌اند.[۶] آنچه ثبت شده‌است این است که پدر و مادر وی نصرانی بوده‌اند [۹][۱۰] تحصیلات ظاهری و تربیت باطنی، شغل دربانی، علت فوت و کراماتی از وی در غالب کتب متصوفه مندرج است.[۱۱][۱۲][۱۳]

وفات[ویرایش]

گفته می‌شود دربان علی بن موسی الرضا در خراسان بوده‌است و در اذحام جمعیت دنده هایش شکسته و کشته شده‌است.[۱۴] مدفن وی در غرب شهر بغداد [۶] و در ناحیه کرخ واقع شده‌است و دارای حرم بزرگ و باشکوهی است.[نیازمند منبع] شیعه و سنی مشترکاً در آستانه وی به دعا و نیایش می‌پردازند.[نیازمند منبع] این نکته که وی در کجا دربان علی بن موسی الرضا بوده است (در مدینه یا خراسان ویا در جای دیگر) و دیگر اینکه چنانچه وی در خارج از بغداد کشته شده‌است (چون علی بن موسی الرضا هیچگاه به بغداد سفر نکرده است و جالب اینکه معروف کرخی هم هیچگاه از بغداد خارج نشده است) [۱۵] چگونه در قرن دوم به بغداد منتقل شده و در آنجا خاک سپرده شده‌است، موارد تردید نسبت به حقایق زندگی وی را دو چندان می‌کند.[۱۶]

چند نکته[ویرایش]

رنالد نیکلسن در مقاله‌ای با عنوان «ثبت تعاریف صوفی و تصوف به لحاظ تاریخی» ضمن دسته بندی تعاریف تصوف آورده‌است که اولین تعریف از تصوف را معروف کرخی ارائه کرده‌است:

تصوف گرفتن حقایق و گفتن به دقایق و نومید شدن از آنچه هست در دست خلایق

در کتب تصوف همچون حلیه الاولیا، احیا علوم الدین و رساله قشیریه با الفاظی شبیه بدین قید شده‌است.

عصر معروف عصر انتقال زهد به تصوف است. بعد از رابعه معروف در سخنان خود بر عشق و محبت نسبت به خداوند تکیه دارد.[۱۷]

همچنین هنگامیکه از معروف درباره اولیای حقیقی خداوند پرسیدند گفت:

علامت اولیای خدای عز و جل آن است که فکرت ایشان خدای بود و قرار ایشان با خدای بود و شغل ایشان در خدای بود.

منابع[ویرایش]

  1. جامی، نفحات الانس، چاپ بمبئی، صفحه ۳۶
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ طرائق الحقایق، ج ۲، ص۱۳۵ ـ ۱۳۳
  3. ابن‌خلکان - وفیات الاعیان - طبع قدیم ج ۲ ص ۵۵۱ تا ص ۵۵۳
  4. «شرح حال معروف کرخی و توثیق وی». مکتب وحی. بازبینی‌شده در بهار ۱۳۹۱. 
  5. «آرا و عقاید معروف کرخی». مجله مطالعات عرفانی. بازبینی‌شده در زمستان ۱۳۸۴ - شماره ۲. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ اسدالله خاوری، ذهبیه تصوف علمی و آثار ادبی، صفحه ۱۷۱
  7. محمد تقی شوشتری، قاموس الرِّجال ج ۹ ص ۵۴
  8. حقیقه العرفان، ص ۸۵
  9. عطار نیشابوری، تذکره الاولیا، نسخه خطی دانشگاه تهران، فاقد شماره صفحه
  10. قشیری رساله قشیریه
  11. باب ۲۱ تذکره عطار
  12. طبقات الصوفیه ابن خلدون
  13. رساله قشیریه، قشیری
  14. طبقات الصوفیه، ص ۸۵، رهبران طریقت، ص ۱۳۰.
  15. از کوی صوفیان تا حضور عارفان، ص ۲۶۹.
  16. دو رساله در تاریخ جدید تصوف ایران: ۲۲
  17. «آرا و عقاید معروف کرخی». مطالعات عرفانی زمستان ۱۳۸۴ - شماره ۲.