باباطاهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از باباطاهر عریان)
باباطاهر
نگاره‌ای از باباطاهر
نگاره‌ای از باباطاهر
نام اصلی
باباطاهر عریان[۱][۲]
زاده۳۲۶ خورشیدی
لرستان یا همدان[۲]
محل زندگیهمدان[۱]
درگذشته۴۱۱ خورشیدی
همدان[۱] یا خرم‌آباد[۱]
آرامگاهدر همدان[۱] یا خرم‌آباد[۳]
لقبباباطاهر، باباطاهر عریان، باباطاهر همدانی
پیشهشاعر، دوبیتی سرا
زمینه کاریشعر، موسیقی
ملیتایرانی
در زمان حکومتسلجوقیان
در زمان طغرل بیک سلجوقی
سبک نوشتاریدوبیتی، رباعی
سال‌های فعالیتقرن پنجم قمری
کتاب‌هااشعار دوبیتی
مجموعه کلمات قصار
دلیل سرشناسیدوبیتی‌ها و اشعار

باباطاهر یا باباطاهر عریان همدانی،[۱][۲] عارف، شاعر ایرانی و دوبیتی‌سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران، در دوران طغرل بیک سلجوقی می‌زیسته‌است.[۴] بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و عریان به دلیل بیان کردن مسائل به صورت بی‌پرده و عریان بوده‌است.[۵] برخی منابع باباطاهر عریان را اهل همدان معرفی کرده‌اند اما دانشنامه ایرانیکا باباطاهر را از مردم لر معرفی می‌کند[۶] در حالی که باباطاهر در یک دوبیتی خود را از مردم لک معرفی می‌کند.[۷] مسلک درویشی و فروتنی او که شیوهٔ عارفان است سبب شد تا وی گوشه‌گیر گشته و گمنام زیسته و تفصیلی از زندگانی خود باقی نگذارد.[۸]

با واکاوی درست سروده‌های بازمانده از باباطاهر، به دو دلیل استوار می‌توان ثابت کرد که وی از مردم همدان بوده است. نخست اینکه زبان سروده‌های باباطاهر لری نیست، زبانی است ویژه گویشوران همدانی نزدیک به نهصد سال پیش، چراکه زبان سروده‌های باباطاهر در گذشت زمان به پارسی دگرگون شده‌ است که دریافتنی‌تر باشد، و برای اینکه آوا، و رنگ بوی (فهلوی/پهلوی) این سروده‌ها از دست نرود، بدان رنگ بوی لری داده‌اند! دستنویسی که در کتابخانه قونیه ترکیه به شماره ۲۵۴۶ نگهداری می‌شود سروده‌های ناب و دگرگون نشده باباطاهر را به زبان خود مردم همدان دارد، این زبان نه لری است نه کُردی، زبانی است ویژه باختر کشور ایران که در دسته پهلوی‌ها( فهلوی/فهلویات) شناخته می‌شود و جدا از زبان پهلوی ساسانی که نوشته‌های زرتشتیان روزگار ساسانی از آن، به یادگار مانده است. برخی از پژوهشگران مانند آقای اذکایی به پیروی از پژوهشگران فرنگی همچون اشتاكلبرگ آلمانی و ویکتور روزن،و گئورگ لئون لسچینسکی آلمانی، زبان فهلویات را بخش جدایی ناپذیر از « مادی میانه » می‌دانند.

دومین دلیل که باید باباطاهر را همدانی بدانیم این است که، در دستنویس اصلی باباطاهر آمده است که وی خود را همدانی می‌خواند و حتی در دیوان باباطاهر با گویش دگرگون شده پارسی/لری نیز این سروده هنوز دیده می‌شود، و جدا از یاد کردن نام همدان، باباطاهر در سروده‌هایش بارها از کوه و چکاد الوند که در همدان جای دارد نیز یاد کرده است. برای نمونه:

چکامه دگرگون نشده باباطاهر:

《از آن اسپید بازم همّدانی

  ای تنها کُرم نچیروانی

همه به من ودیرَن چرغ و شاهین

به نام من کرن نچیروانی》.

چکامه لری شده باباطاهر:

《مو آن اسپید بازم همدانی

لاله(لانه) در کوه دارم در نهانی

به بال خود پرم کوهان به کوهان

به چنگ خود کرم نچیربانی》.

《دالچ الوند کوهان کرد پرواز

بازش بکشت خونش پاک واخورد》.

زندگی[ویرایش]

از خاندان، تحصیلات و زندگی باباطاهر اطلاعات درستی در دسترس نیست، اما بنا به نوشته راوندی در راحةالصدور، باباطاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام وی نیز قرار گرفته‌است. در یکی از دوبیتی‌های مشهورش[۹] سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیده‌است. اما رشید یاسمی با استناد به همان دو بیتی و اشاره به اهمیت عدد ۱۰۰۰ نزد اغلب ملل برآن رفته‌است که مقصود باباطاهر از واژه الف سال ۱۰۰۰م بوده و در نتیجه مقارن سالهای ۳۹۰ و ۳۹۱ (برابر با ۱۰۰۰ میلادی) زاده شده‌است.[۵] او پس از ۸۵ سال زندگی، در همدان وفات یافته‌است.[۲][۴]

آرامگاه[ویرایش]

آرامگاه باباطاهر عریان در همدان

آرامگاه باباطاهر در شمال شهر همدان و در میدانی به نام وی قرار دارد. حمدالله مستوفی به سال ۷۴۰ ه‍.ق در نام بردن از همدان این شهر را به نام همدان باباطاهر اسم می‌برد که نشان از مشهور بودن همدان به نام باباطاهر است. این آرامگاه در سال ۱۳۴۴ ساخته شده و در سال ۱۳۸۳ بازسازی شده‌است.[۲] بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده‌است. در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری به دست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم‌اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی به همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شده‌است. این بنای تاریخی طی شماره ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده‌است. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده‌است.[۵]

برخی از بزرگانی که درجوار مزار باباطاهر آرمیده‌اند:

آرامگاه منسوب به باباطاهر در خرم‌آباد

آرامگاهی نیز بنام آرامگاه باباطاهر در خرم‌آباد منسوب به این شاعر است که با شماره ۱۴۴۷۳ در اسفند ۱۳۸۴ ثبت ملی شده‌است.[۱۰][۱۱]

تبار قومی[ویرایش]

در برخی منابع اشعار او به زبان لری نزدیکتر دانسته شده‌است.[۶][۱۲] بااین حال برخی معتقدند که اشعار او به زبان راجی سروده شده‌است.[۱۳] همچنین در یک دوبیتی که به او منسوب شده، وی از ایل لک معرفی شده‌است:[۷]

مه دوریشم لکم اعجاز دیرم مه دوسی چوی خُوشین دمساز دیرم
مه معشوقی وَ نام فاطمه لُر صنوبر قامت و پرناز دیرم


آثار باباطاهر[ویرایش]

برخی معتقدند ترانه‌ها یا دو بیتی‌های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده‌است.[۱۴] البته اطلاق عنوان فهلویات بر این نوع دو بیتی‌ها احتمالاً نشان می‌دهد که آن‌ها در زبان پهلوی و مربوط به گویش ایران میانه آن باشد.[۴][۱۲] با این حال روبن آبراهامیان خاورشناس ارمنستانی به این نتیجه رسید که گویش بکار رفته در دوبیتی‌های باباطاهر گرایش نزدیکی با گویش مورد استفاده توسط یهودیان معاصر همدان دارد.[۴][۱۵] گویش یهودیان همدان در شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی طبقه‌بندی شده‌است.[۱۶] دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. تعداد دوبیتی‌های وی تا ۳۵۴ دوبیتی برشمرده‌اند. چند نمونه از دوبیتی‌های باباطاهر:[۱۷][۱۸]

مکن کاری که بر پا سنگت آیوجهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خوانندتو را از نامه خواندن ننگت آیو
* * *
مو آن رندم که نامم بی قلندرنه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر
چو روز آیه بگَردم گِرد گیتیچو شو گَرده به خشتی وانهم سر
* * *
ز دست دیده و دل هر دو فریادکه هر چه دیده وینه دل کنه یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولادزنم بر دیده تا دل گرده آزاد
* * *
خداوندا که بوشم با که بوشممژه پراشک خونین تا که بوشم
همم کز در برانن سو ته آیمتو کم از در برانی وا که بوشم
* * *
هزارت دل بغارت برده ویشههزارانت جگر خون کرده ویشه
هزاران داغ ویش از ویشم اشمرهنی نشمرده از اشمرده ویشه
* * *
چه خوش بی مهربونی هر دو سر بیکه یک سر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریده‌ای داشتدل لیلی از او شوریده‌تر بی
* * *
خداوندا به فریاد دلم رسکس بی کس تویی مو مانده بی کس
همه گویند طاهر کس ندارهخدا یار منه چه حاجت کس
— باباطاهر عریان

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ «باباطاهر». لغت‌نامه دهخدا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ نوامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ «Bābā Ṭāher ʿOryān». Encyclopædia Britannica. دریافت‌شده در ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴.
  3. «مقبره باباطاهر، خرم‌آباد». وبگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ مارس ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۴ نوامبر ۲۰۱۴.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ «BĀBĀ ṬĀHER ʿORYĀN». Encyclopædia Iranica. دریافت‌شده در ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ «باباطاهر». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ۲۰ خرداد ۱۳۹۹. دریافت‌شده در ۷ ژانویه ۲۰۲۱.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Most traditional sources call it loosely Lorī, while the name commonly applied from an early date to verses of this kind, fahlavīyāt, presumably implies that they were thought to be in a language related to the Middle Iranian dialect Pahlavi.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ دکتر نصرالله امامی. «نکاتی در مشرب عرفانی باباطاهر همدانی» (PDF).
  8. تاریخ ادبیات شفق ص ۱۰۸ و ۱۰۹
  9. مو آن بحرم که در ظرف آمدستم مو آن نقطه که در حرف آمدستم
    به هر اَلفی اَلِف قَدّی برآیه اَلِف قَدّم که در اَلف آمدستم
  10. پایگاه خبری یافته- شماره ثبت مقبره باباطاهر خرم‌آباد اشتباه درج شده‌است!
  11. «مقبره باباطاهر، خرم‌آباد». وبگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ مارس ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۸ فروردین ۱۳۹۰.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ «باباطاهر». لغت‌نامه دهخدا.
  13. مصطفوی دهکردی، سید اسدالله. دیوان باباطاهر عریان (عارف سوته‌دل همدان)، با مقابلهٔ شانزده نسخهٔ خطی قدیمی و نسخهٔ چاپی خاورشناسی کلمان هوآر و براساس لهجه‌شناسی علمی به ضمیمهٔ ادبیات راجی و ترجمهٔ ارمنی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی، تهران: حیدری، ۱۳۵۲.
  14. ادیب طوسی، محمد امین، «فهلویات للی»، نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز، ۱۳۳۷ ه‍. ش
  15. R. Abrahamian, Dialecte des Israélites de Hamadan et d’Ispahan et dialecte de Baba Tahir, Paris, 193
  16. http://www.iranicaonline.org/articles/hamadan-ix
  17. The Lament of Baba Tahir: Being the Rubaiyat of Baba Tahir, Hamadani (Uryan) By Elizabeth Curtis Brenton. Pages: 23, 33, 35, and 43
  18. [۱]

منابع[ویرایش]

  • ادیب طوسی، محمدامین، «فهلویات لری»، نشریه دانشکده ادبیات تبریز، ۱۳۳۷ش
  • صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۳۶ش
  • گبینو، ژ.آ. سفرنامه، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ۱۳۶۷ش
  • برخی محققان زبان وی را راژی یا راجی و رازی دانسته‌اند که از گویش‌های قدیمی اهالی ری هستند.
  • آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ۱۳۳۷ش
  • هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، تهران، ۱۳۱۶ش
  • بهار، مهرداد،جستاری چند در اساطیر ایران نشر فکرروز، تهران(ص۲۸۳).
  • اذکایی،پرویز،همدان نامه ( بیست گفتار درباره مادستان)ص ۳۳۶.نشر مادستان سال۱۳۸۰.

پیوند به بیرون[ویرایش]