محمدجعفر کبودرآهنگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محمدجعفر کبودرآهنگی قره‌گوزلو ملقب به مجذوب علیشاه همدانی (زاده ۱۱۷۵ قمری، متوفای ۱۲۳۸ قمری)، فرزند حاج صفرخان از طایفه قره‌گوزلو از علما و عرفای شیعه است. کبودرآهنگی تا هجده سالگی در همدان علوم ادبی و منطق را فرا گرفت و سپس به مدت پنج سال جهت کسب علم به اصفهان هجرت نمود، سپس به کاشان رفت و در پایان دهه دوم عمر خود از آن سامان به قم مهاجرت کرد.

زندگینامه[ویرایش]

شرح مختصر زندگی مرحوم محمّدجعفر کبودرآهنگی ملقب به مجذوب علیشاه در کتاب رهبران طریقت و عرفان نگارش حاج محمّدباقر سلطانی چنین نقل شده است:

«نام شریفش محمدجعفر و از ایل قراگوزلو از طایفه ازبک لو می‌باشد. پدر بر پدر، بزرگ ایل و قبیله خود را سرخیل بوده‌اند و بعضی از آنان به وزارت فارس و سرداری کرمان نایل آمده بودند.
جدش حاج عبدالله خان در زمان کریم خان دارای جاه و جلال و حکومت همدان و نواحی آن را عهده دار و با سمت حکومت به‌غایت متّقی و پرهیزکار و بی‌نهایت عادل و خوش رفتار بوده است. حاج صفرخان والد آن جناب با وجود مهیا بودن تمام وسایل جاه و جلال و آمادگی همه ممکنات برای به دست گرفتن حکومت و اقتدار از امور دنیوی اعراض و کناره گیری نموده، با داشتن همه قسم وسعت مالی به اقلّ مایقنع از مأکول و ملبوس اقتصار کرده، شب و روز به طاعت پروردگار مشغول بود، و اکثر سال‌ها به زیارت ائمه هدی (ع) به عتبات عالیات مشرّف می‌شد تا سفر آخر که در کربلای معلّی به دار باقی رحلت نمود.
فرزند برومندش جناب مجذوب علی شاه در هنگام صباوت به تحصیل علوم مشغول و تا هفده سالگی در همدان علوم صرف و نحو و منطق و ادبیات را تحصیل، سپس به اصفهان عزیمت و پنج سال در آنجا نزد علمای وقت به تکمیل علوم مختلفه اشتغال داشت. پس به کاشان رفته چهار سال در خدمت مولانا مهدی نراقی کسب حکمت الهی و علم فقه و اصول نمود، و با اشتغال و سرگرمی به تحصیل علوم ظاهری و مراقبت در مراتب زهد و تقوی، طریق تحقیق و تدفین در راه دین را نیز از نظر دور نداشت. با اینکه در ریحان جوانی بود دل به جهان و زخارف آن خوش نکرد و دنیا را در نظر همت وی محبتی و قدر و اعتباری نبود، همواره در پی یافتن حقیقت و جستن مقصود حقیقی بود، از این رو خدمت جمعی از زهاد و علماء و حکماء عصر از قبیل میرزا محمدعلی میرزا نصر و مولانا محراب گیلانی و میرزا ابوالقاسم مدرس اصفهانی و شیخ جعفر نجفی و شیخ احمد احسایی و غیرهم رسیده، از هر بوستانی گلی چید، ولی جمال مقصود نهائی را در صحبت آنها ندید. عاقبت آتش شوقش در طلب مقصود تیزتر شده و دست طلب گریبانش را گرفت و به طرف عرفاً و فقرا کشانیده، وی را با جمعی از این طایفه اتفاق ملاقات و مصاحبت دست داد، تا آخرالامر در اصفهان به محضر قطب العارفین حسینعلی شاه مشرّف گردید و جمال مقصود را در آینه جبهٔ وی مشاهده نمود، دست ارادت به دامان وی زده، توبه و تلقین یافت و به یُمن تربیت آن جناب در اندک مدتی به مرتبهٔ عالی از سلوک نایل آمد. سپس در خدمت عارفان بالله سید معصومعلی شاه و نورعلیشاه تشرف حاصل نموده و در سنه یکهزار و دویست و هفت هجری از طرف جناب نورعلیشاه اجازهٔ دستگیری و ارشاد یافت و به راهنمائی عباد مشغول شد. تا در سال یکهزار و دویست و سی و چهار جناب حسینعلی شاه در کربلای معلّی وی را به سمت خلیفة الخلفائی و جانشینی خویش تعیین و امور فقرا را به ایشان محول فرمود. وی پس از آن جناب به وطن مألوف مراجعت و به ترویج شریعت غرّا و بسط طریقت بیضا و نشر علوم ظاهری و باطنی مشغول گردید.
در موطن آن جناب با اینکه علماء معاصر وی به مراتب اجتهاد آن حضرت معترف بودند و به کرّات تقاضا می‌نمودند که در امور شرعی فتوا صادر کند و به صدور احکام شرعی مبادرت ورزد، وی به هیچ وجه قبول نفرموده حتی به امامت جماعت یا تولیت موقوفات و امثال آنها هیچ‌گاه مبادرت نکرد، مع ذلک بنابر شیوهٔ همیشگی اهل دنیا به سعایت حسودان و منکران فقر و عرفان، جمعی از عالم نمایان عصر فتوی به الحاد و کفر آن جناب نوشتند و در اطفاء نور وجودش به سعی و جدیت پرداختند و حکّام را نیز در این باب با خود یار و یاور ساختند و شروع به آزار و اذیت وی نمودند، تا بالاخره ناچار به طرف تبریز مسافرت فرمود و در تبریز در سال یکهزار و دویست و سی و نه موقع نماز و هنگام سجود روح شریفش به آشیان قدس پرواز نمود. جانشین و خلیفهٔ وی جناب مستعلی شاه است. مدت تمکّن وی بر مسند ارشاد پنج سال بوده است.
آن جناب را مصنفات متعددی است من جمله رساله مراحل السالکین مشتمل بر بیست و چهار فصل در آداب سلوک، دیگر مرآت الحق فارسی مشتمل بر پانزده فصل، دیگر شرحی بر دعای اَللّهم نَور ظاهرِی بطاعتِک و دیگر شرحی بر زیارت جامعه.
مأذونین از طرف آن جناب:
۱- جناب زین الممالک احمد ملقب به نظامعلی شاه کرمانی؛
۲- شیخ الاسلام جناب میرزا مسلم ارومیه‌ای ملقب به نصرت علی؛
۳- جناب سید حسین زاجکانی قزوینی[۱]

اساتید[ویرایش]

  • میرزا ابوالقاسم قمی، در فقه و اصول (مشهور به میرزای قمی صاحب قوانین الاصول)
  • ملا مهدی نراقی، در عرفان نظری و اخلاق و علوم عقلی

آثار[ویرایش]

  • حاشیه شرح لمعه دمشقیه
  • رس‍ائ‍ل م‍ج‍ذوب‍ی‍ه (م‍ج‍م‍وع‍ه ه‍ف‍ت رس‍ال‍ه ع‍رف‍ان‍ی)[۲]
  • مرآت الحق

منابع[ویرایش]