ابوالعلاء معری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوالعلاء معری

ابوالعلا معری، مجسمه‌ای در سوریه
زادروز ۳۶۳ هجری
حلب
درگذشت ۴۴۹ قمری
نام‌های دیگر ابوالعلا معری
پیشه شاعر
دوره قرن چهارم و پنجم هجری
مذهب دادارباور - کافر
آثار اللزومیات. وسائل ابوالعلاء. رسالة الغفران ملقی السبیل .الأیک والغصون. تاج الحرة. عبث الولید. رسالة الغفران. دیوان سقط الزند. رسالة الصاهل والشاحج. رسالة الملائکة. رسالة الهناء. رسالة الفصول والغایات. معجزة احمد. ضوء السقط

ابوالعَلاء مَعَرّی (به عربی: أبو العلاء المعری) و یا ابوالعلی معری با نام کامل أحمد بن عبد الله بن سلیمان القضاعی التنوخی المعری(۳۶۳ — ۴۴۹ هجریشاعر و فیلسوف نابینای عرب، در روز جمعه ۲۷ ربیع‌الاول سال ۳۶۳ هجری (۹۷۳ میلادی) در شهر معره نعمان در نزدیکی شهر حلب در سوریه به دنیا آمد و در سال ۴۴۹ هجری (۱۰۵۸ میلادی) در همین شهر درگذشت.[۱][۲][۳]

وی به رهین المحبسین (به معنای گروگان دو زندان[۴]) ملقب بود.

شرح حال[ویرایش]

در سن چهارسالگی مبتلا به بیماری آبله شد و در اثر این بیماری نابینا گشت.
ابوعلا قرآن را به چند روایت نزد شیوخ شهر فراگرفت و لغت و نحو را نزد پدر آموخت. وی در یازده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد. سپس جهت کسب علم به حلب،انطاکیه، لاذقیه و طرابلس سفر کرد و در سال ۳۹۸ هجری قمری راهی بغداد -که پایتخت خلافت اسلامی و مهد تمدن و فرهنگ به شمار می‌رفت- شد.
وی یک سال و هفت ماه در بغداد ماند و به خاطر شنیدن خبر بیماری مادرش به معره بازگشت. ابوالعلا پس از بازگشت به معره گوشه‌نشینی اختیار کرد تا سرانجام به سال ۴۴۹ هجری قمری و در ۸۶ سالگی، پس از سه روز بیماری که در آن قوای ذهنی خود را از دست داد، چشم از جهان فروبست.

اشعار[ویرایش]

گروهی از پژوهش گرانی که به بررسی مطالب فلسفی می‌پردازند، بر این باورند که ابوالعلا مردی شکاک و حیرت زده و نقیض گو بوده‌است. آنان پندارهای خود را با تک بیتی‌هایی که از لزومیات ابوالعلا تلخیص کرده‌اند دست مایه قرار می‌دهند.
ابوالعلا به همه‌چیز و همه‌کس بدبین بود.وی هم‌چنین به زن‌ها بدبین بود و وجود آن‌ها را مایه‌ی فساد می‌دانست:

الا ان نساء حبال غی/ بهن یضیع الشرف التلید
زنان دام‌های گم‌راهی اند که شرف موروثی به دست آنان تباه می‌شود.

واشعار دیگر ازین دستٰ نه تنها درباره‌ی زنان که درباره‌ی همه‌ی موجودات: حنیفان گمراهند، و مسیحیان راه به جایی نبرده‌اند، جهودان سرگردان و مجوسان گم گشته‌اند. ساکنان خاک دو گروه‌اند: نخست آنان که عاقلند و دین ندارند و دومین گروه دین دارانند که از عقل بهره‌ای نبرده‌اند.

هفت الحنیفه و النصاری ما اهتدوا /

و یهود حارت و المجوس مضلله
اثنان اهل الارض ذوعقل بلا دین /

و آخر دیّنُ لا عقل له

او هم‌چنین خود را اسیر سه زندان می‌بیند:

ارانی فی ثلاثه من سجونی /

فلانال عن خبر النبیث
لفقد ناظری و لزوم بیتی / و کون نفس فی الجسد خبیث

«خود را اسیر سه زندان نامیمون می‌بینم و تو هم ازین رویداد نامیمون چیزی ن‍‍پرس. سه زندان من عبارتند از :کوری ،خانه‌نشینی و قرار داشتن روح در جسمی پلید و ناپاک.»

گیاه خواری[ویرایش]

ابوالعلاء پس از آنکه تنهایی اختیار کرد، از خوردن هر نوع گوشت دوری نمود، و فراورده‌هایی مانند شیر و تخم مرغ و عسل و گوشت را که از حیوانات تهیه می‌شد استفاده نمی‌کرد. در بیشتر یادداشت‌های عربی گفته شده که ابوالعلاء در اواخر عمر خویش سه روز بستری شد و طبیب او برایش سوپ جوجه تجویز نمود. و هنگامی که ابولعلاء از این موضوع با خبر گردید گفت: ای جوجه چون تو را ناتوان دیده‌اند خوردنت را تجویز کرده‌اند. ایرج میرزا حکایت گیاهخواری ابوالعلاء را این چنین به نظم می‌کشاند:

قصه شنیدم که ابوالعلاء به همه عمر / لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد

در معرض موت با اجازت دستور /خادم او جوجه با، به محضر او برد
خواجه چون آن طیر کشته دید برابر / اشک تحسر از هر دو دیده بیفشرد
گفت به مرغ: از چه شیر شرزه نگشتی / تا نتواند کست به خون کشد و خورد

مرگ برای ضعیف امری طبیعی است / هر قوی اول ضعیف کُشت و سپس مرد

ابوالعلاء در جایی می‌گوید: از خوردن گوشت دست کشیدم، کاش این مطلب را پیش از سفید شدن مو دریافته بودم. از آنچه از دریا صید می‌شود؛ و از گوشت حیوانات ذبح شده مخور که این کار ستمگریست.

در وصف او[ویرایش]

ناصرخسرو در وصف وی گوید:[۵]

و آب شهر از باران و چاه باشد در آن مردی بود که ابوالعلاء معری می‌گفتند نابینا بود و رییس شهر او بود. نعمتی بسیار داشت و بندگان و کارگران فراوان و خود همه شهر او را چون بندگان بودند و خود طریق زهد پیش گرفته بود گلیمی پوشیده و در خانه نشسته بود. نیم من نان جوین را تبه کرده که جز آن هیچ نخورد و من این معنی شنیدم که در سرای باز نهاده استو نواب و ملازمان او کار شهر می‌سازند مگر به کلیات که رجوعی به او کنند و وی نعمت خویش از هیچ کس دریغ ندارد و خود صائم اللیل باشد و به هیچ شغل دنیا مشغول نشود، و این مرد در شعر وادب به درجه‌ای است که افاضل شام و مغرب و عراق مقرند که در این عصر کسی به پایهٔ او نبوده‌است و نیست، و کتابی ساخته‌است آن را الفصول و الغایات نام نهاده و سخن‌ها آورده‌است مرموز و مثل‌ها به الفاظ فصیح و عجیب که مردم بر آن واقف نمی‌شوند مگر بر بعضی اندک و آن کسی نیز که بر وی خواند، چنان او را تهمت کردند که تو این کتاب را به معارضهٔ قرآن کرده‌ای. و پیوسته زیادت از دویست کس از اطراف آمده باشند و پیش او ادب و شعر خوانند و شنیدم که او را زیادت ازصد هزار بیت شعر باشد، کسی از وی پرسید که ایزد تبارک و تعالی این همه مال ومنال تو را داده‌است چه سبب است که مردم را می‌دهی و خویشتن نمی‌خوری. جواب داد که مرا بیش از این نیست که می‌خورم و چون من آن جا رسیدم این مرد هنوز در حیات بود.

ابن عدیم هم گفته است:

من واژه‌ای نمی‌شناسم که عرب بر زبان رانده و معری آن‌را ندانسته باشد.

حسین خدیوجم هم دربارهٔ ابوالعلاء معری چنین سروده است:[۶]

جاودان یاد و روانشاد «معری حکیم» -تیره جشمی که نهان بین و خرد آیین است-
گفت بر سنگ مزارش بنویسند چنین: «آن گناهی که پدر کرد و نکردم این است»

آثار[ویرایش]

گفته می‌شود شمار تصنیفات معری از 100 می‌گذرد. آثار او در زمینه‌های گوناگون لغت، ادب و نقد گرد آمده است. بسیاری از آثار او در پیجنگ‌های صلیبی و سقوط معره نعمان از میان رفت، ولی مهم‌ترین آثاری که از او به دست ما رسیده عبارتند از:

  • لزومیات ، دیوان اشعار ابولعلا که در آن خود را ملزوم به رعایت حروف قافیه نموده است.
  • الأیک والغصون
  • الاوزان و القوافی فی الشعر متنبی
  • تاج الحرة
  • عبث الولید
  • شرح دیوان ابی حصینه
  • رسالة الغفران این کتاب را در پاسخ به نامه‌ی دوست خود ابوالحسن علی ابن منصور معروف به ابن قارح نوشته است.
  • دیوان سقط الزند شامل شعرهای دوران جوانی ابولعلا
  • رسالة الصاهل والشاحج
  • رسالة الملائکة
  • رسالة الهناء
  • رسالة الفصول والغایات
  • معجزة احمد
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به ابوالعلاء معری در ویکی‌گفتاورد موجود است.

پانویس[ویرایش]

  1. «ابوالعلاء معری گردباد روزگار». کیهان فرهنگی» مهر ۱۳۸۲ - شماره ۲۰۴. 
  2. «مسائل روز: جشن هزار ساله تولد ابوالعلاء معری». یادگار» آبان ۱۳۲۳ - شماره ۳. 
  3. «زندگی و فلسفه ابوالعلاء معری». کیهان فرهنگی» شهریور ۱۳۶۸ - شماره ۶۶. 
  4. دو زندان کوری و خانه‌نشینی
  5. «سفرنامه ناصرخسرو، بخش ۲۰ - ابوالعلاء معری». گنجور. 
  6. عقاید فلسفی ابوالعلاء، عمر فروخ، حسین خدیوجم، تهران: کتابهای جیبی و فرانکلین، آبان‌ماه ۱۳۴۸

[۱]

منابع[ویرایش]

  • ابن خلکان، احمد، بن ابراهیم: وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان، چاپ: دارالرائد العربی، بیروت. لبنان. ۱۹۷۵ میلادی.
  • دکتر محمود خرسندی، رسول دهقان زاد شهرضا: «تشاوم در شعر ابوعلا معری»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
  • عمر فروخ : «عقاید فلسفی ابوالعلاء معری»، ترجمه حسین خدیوجم، انتشارات فیروزه.