مغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مُغان (مفرد آن مُغ) بنا به روایتی در اصل طایفه‌ای از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند. با روی کار آمدن هخامنشیان مغان همچنان تولیت امور مذهبی را حفظ کردند و عرصهٔ فعالیت آنها دیگر منحصر به ماد نبود. در دوران ساسانیان مغ به پایین‌ترین مرتبه از سلسله مراتب روحانیت زرتشتی اطلاق می‌شد.

تندیس سه مغ که در هنگام تولد عیسی مسیح برای وی و مریم مقدس هدیه‌هایی آوردند کلیسای جامع استراسبورگ

بعد از اسلام مغ معنی اسرارآمیزتری پیدا کرد و موارد استعمال آن گسترده‌تر شد و در نزد افراد به گونه‌ای با گذشتهٔ مجوسی*[۱] و احیاناً پررمز و راز ایران ارتباط پیدا کرد. همچنین مغ گاه دال بر روحانی زرتشتی در مفهوم کلی آن است (قابل مقایسه با مُلا یا آخوند در اسلام). راجع به نقش مغان در تاریخ مذهبی ایران سخن بسیار گفته شده‌است.

اختلاف بین مغ و موبد از دیدگاه یونانیان از یک سو و برای موبدان زرتشتی در پارس از سوی دیگر، اکنون بیش از یک قرن است که محققان را گیج و مبهوت کرده است. از دیدگاه مولتون آنها نه آریایی و نه سامی، بلکه قبیله و قومی بومی و در عین حال طبیب، احضارکننده ارواح و پیشگو بوده‌اند. مسینا (Messina) به مغ‌ها به عنوان مریدان زرتشت می‌نگرد. درنظر او آنها فرستادگان زرتشت بودند که برای نخستین بار آیین وی را در غرب ایران ترویج دادند. مسینا بعدا بطلان نظریه مولتون را مبنی بر اینکه مغ‌ها از قدیم‌ترین دوران‌ها به عنوان ساحر و جادوگر در بین یونانیان شهرت داشته‌اند، به اثبات می‌رساند. در میان آنها کسانی که به مرتبه و مقام شناخت و ادراک می‌رسیدند مورد احترام و تجلیل قرار می‌گرفتند. از دیدگاه افلاطون «مغ» به معنی «خدمت به خدایان» است. در این نظر، آپولونیوس و دئوکرسوستم نیز با او هم‌رای اند. استرابون نیز می‌گوید «مغ‌ها یک زندگی مقدس را پیش می‌گیرند.» سوسیون می‌گوید: «آنها خدایان را با اهدای قربانی و خواندن دعا می‌ستایند و از سوی خدایان نیز مورد اجابت قرار می‌گیرند. مغ‌ها ماهیت و جوهره خدایان را نشان داده و اشکار می‌سازند و پیرامون عدالت سخن گفته و بت را محکوم می‌کنند.»

اما با نگاهی به آثاری یونانی، می توان فهمید که یونانیان آگاهی و اطلاع زیادی درباره مغ‌ها و کلا مذاهب شرقی نداشته‌اند و در اکثر موارد به مغ‌ها به دیدۀ جادوگر و نه چیزی بیشتر، می‌نگریستند. [۱]

هاشم رضی می‌نویسد، در ادوار قدیم تاریخ دینی ایران باستان روحانیان آیین‌های گوناگون مغ نامیده شده‌اند. مغان مادی و مغان مجوسی جز از مغان میترایی بوده‌اند. مغان میترایی به موجب گات‌ها همان کَرَپَن‌ها هستند. کرپان‌ها یا مغان میترایی همان‌هایی هستند که در جریان اسلامی شدن ایران، اندیشه‌های گنوسی و عرفانی ویژهٔ خودشان را در حکمت و عرفان ایران دوران اسلامی وارد کردند.[۲]

متون کلاسیک و اسلامی عموماً درباره پیوند دین ایرانی با نام مغان اتفاق نظر دارند. اما درباره هویت ایشان از دیرباز با قید احتیاط سخن رفته است، و به استثنای یکبار، آن هم در اوستا نام ایشان ذکر نشده است. با این حال، مغان از زمان هرودوت به عنوان روحانیان دین ایرانی مورد توحه خاص مورخان یونانی و رومی بودند.[۳]


شایستهٔ ذکر است که مغان در نزد غربیان نیز به عنوان گروه اسرارآمیز شناخته بودند و کلمهٔ Magic یا مشابهات آن در زبان‌های اروپایی (به معنی جادو) برگرفته از کلمهٔ مغ است.

همچنین واژهٔ magnet و magnetism (و شکل فارسی آن مغناطیس) به همراه واژهٔ magic، از ریشهٔ واژهٔ فارسی «مگ» بوده، که خود برگرفته از نام گروه مغان ایرانی است.[۴]

این واژه به صورت «مگو» چندین بار در کتیبه‌های بیستون آمده و در اوستا به صورت «مغو» و در پهلوی «مغ» شده‌است. کلمه موبد که به پیشوای دین زردشتی اطلاق می‌شود از همین ریشه‌است.[۵]

این واژه که در یونانی به شکل «ماگوس» بود و در لاتین به شکل «مگوس» در آمد. در زبان آرامی به شکل «مجوشا» بوده‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ^  دریایی ۱۳۳
  2. ^  خود واژهٔ مجوس برگرفته از واژهٔ یونانی مگوس است که خود برگرفته از مغ است.
  1. آر. سی زنر، زروان، ترجمه تیمور قادری، انتشارات فکر روز، چاپ دوم، 1375، ص46-45
  2. رضی، دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت، ۱۸۷.
  3. معیری، هایده. ص33
  4. Walker Atkinson, William, Mind Power: The Secret of Mental Magic, Published by Kessinger Publishing, 1997, ISBN 0-7661-0091-X, 9780766100916 , Page 122.

  5. لغتنامهٔ دهخدا

منابع[ویرایش]

معیری، هایده. ۱۳۸۱. مغان در تاریخ باستان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران.

  • رضی، هاشم. دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت. چاپ دوم. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۴. شابک ‎۹۶۴-۳۷۲-۰۳۲-۲. 
  • بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. 
  • دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. چاپ دوم. تهران: ققنوس، ۱۳۸۴. 
  • دوستخواه، جلیل. «پیوست: مغ». در اوستا کهن‌ترین سرودهای ایرانیان.