کی‌کاووس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از کاووس پسر کی‌قباد)
پرش به: ناوبری، جستجو
کی‌کاووس
نسخه فارسی شاهنامه:کی‌کاووس بر تخت پرواز
اطلاعات کلی
نام کی‌کاووس
منصب پادشاه
نژاد کیان
آئین زرتشت
زادگاه پَهلو
تخت‌گاه آمل
ملیت ایران
سایر اطلاعات
شناخته شده ایده پرواز
پیش از کیخسرو
پس از کیقباد
جنگ‌ها ایران و توران
جنگ اول جنگ مازندران
جنگ دوم جنگ هاماوران
جنگ سوم جنگ دوازده‌رخ
جنگ جهارم جنگ بزرگ کیخسرو
خانواده
نام نیا کیقباد
همسران سودابه
فرزندان سیاوش، فریبرز
نبیره کیخسرو

کیکاوس یا کی‌اوس. در متنهای دینی فرزند کی‌اَپيوِه است که او فرزند کیقباد است؛ ولی در شاهنامه و در روایتهای بعدی کیکاوس را فرزند کیقباد دانسته‌اند. او یکی از فرمانروایان نامدار کیانی است. در برخی روایتهای متأخر او را با نمرود یکی دانسته‌اند. غم‌نامهٔ رستم و سهراب و داستان سیاوش نیز به دوران پادشاهی کیکاووس تعلق دارد. کیکاووس در داستان‌های اسطوره‌ای ایران بیشتر به عنوان مظهر و قدرتی یاد شده‌است که با همهٔ تسلط و شکوه، در برابر جهان، ناچیز و رفتنی است. وی یکصد و شصت سال سلطنت کرد و پس از او کیخسرو به پادشاهی رسید.

کیکاووس در فرهنگ عامیانه[ویرایش]

بنا بر باورهای ایرانیان کهن، کیکاووس بر دیوان و آدمیان هفت کشور فرمانروایی مطلق می‌یابد. او بر سر کوه البرز هفت کاخ می‌سازد: یکی از زر، دو از سیم، دو از پولاد و دو از آبگینه. او از این کاخ‌ها بر همه حتی بر دیوان مازندران فرمان می‌راند. این هفت کاخ چنانند که هر کسی بر اثر پیری نیرویش کم شود، به کاخ او در می‌آید و دیگر باره توان بدو باز می‌گردد و جوان می‌شود.

سفر به آسمان[ویرایش]

کیکاووس همچون فریدون و جمشید بی‌مرگ آفریده شده بود و دیوان برای این که مرگ را بر او چیره گردانند، دیو خشم (آئیشما) را به یاری می‌گیرند و او را می‌فریبند. دیوان کیکاووس را فریب داده و به فرمانروایی هفت کشور مغرورش می‌کنند آنگاه هوس پرواز به آسمان را در دل او زنده می‌کنند[۱]. آمده کیکاووس در اصرار بر پرواز از لجاجت و عناد دست بر نداشت تخت خود را بر پای چهار عقاب‌ بست و پرواز کرد تا مرز نور و تاریکی پیش رفت و از همراهان جدا ماند. در آسمانها فرّه‌ایزدی از سیمایش پر کشید و از آن جای بلند بر زمین سقوط کرد.

از آن پس عقاب دلاور چهار بیاورد و بر تخت بست استوار
نشست از بر تخت کاووس‌شاه که اهریمن‌اش برده بُد دل ز راه
چو شد گرسنه تیز پرّان عقاب سوی گوشت کردند هر یک شتاب
ز روی زمین تخت بر داشتند ز هامون به ابر اندر افراشتند
بدان حد که شان بود نیرو بجای سوی گوشت کردند آهنگ و رای

نریوسنگ، پیک اهورا مزدا، می‌خواهد او را بکـُشد که ناگاه، فره‌وشی کیخسرو، که هنوز به دنیای مادی نیامده بود، در می‌رسد و به او می‌گوید: او را مکش که از او سیاوش و از سیاوش من بوجود خواهم آمد. پس بدین طریق کیکاووس از مرگ رهایی یافت، اگرچه پس از آن میرا شد.

شنیدم که کاووس شد بر فلک همی رفت تا بر رسد بر مَلک
دگر گفت از آن رفت بر آسمان که تا جنگ سازد به تیر و کمان
ز هر گونه‌ای هست آواز این نداند بجز پـُر خرد راز این
پریدند بسیار و ماندند باز چنین باشد آنکس که گیردش آز
چو مرغ پرّنده نیرو نماند غمی گشت و پرها به خوی در نشاند
نگونسار گشتند ز ابر سیاه کشان بر زمین از هوا تخت شاه
سوی بیشهٔ شهر چین آمدند به آمل به روی زمین آمدند
نکردش تباه از شگفتی جهان همی بودنی داشت اندر نهان[۲]

جنگ با دیوان[ویرایش]

کیکاووس پس از آن‌که فریب دیوان را می‌خورد، با وجود مخالفت‌های پهلوانان و بزرگان به ویژه زال، آهنگ جنگ مازندران کرده تا آنجا را فتح کند. شاه مازندران از دیو سپید کمک می‌خواهد. دیوسپید جادو کرده چشمان کیکاووس و همراهانش را تیره و نابینا می‌سازد و لشکر ایران پریشان و پراکنده می‌شود. کیکاووس در این هنگام به یاد پندهای زال و بزرگان ایران می‌افتد و به رستم پیغام می‌فرستد که او را یاری نماید. زال هم رستم را برای یاری روانهٔ مازندران می‌کند. رستم پس از آزمایش‌ها و نبردهای شگفت‌انگیز از هفت منزل - که به هفت خوان رستم معروف است - می‌گذرد و بر دیوسپید پیروز می‌گردد.

کیکاووس و همراهانش توسط رستم از چنگ دیوسپید نجات می‌یابند و علاج بینایی کیکاووس قطره‌ای از خون جگر دیوسپید بود که رستم آن را دریده‌ و در چشمان کیکاووس چکاند تا نور و روشنی به چشمش باز گشت.

مرگ[ویرایش]

کی‌کاووس پس از ۱۶۰ سال پادشاهی در می‌گذرد و پس از او کی‌خسرو به پادشاهی می‌رسد.

پانویس[ویرایش]

  1. کیکاووس احتمالا نخستین انسان است که ایده پرواز را ذهن پروراند
  2. شاهنامه. جلد دوم. کیکاووس، ص ۹۶

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]